در ماه جون ۲۰۰۹، سربازان کندک دوم شرکت بلکفوت وابسته به نیروهای امریکایی در حال ساخت موانع دفاعی برای پاسگاه نظارتی «میست» در ولسوالی یوسفخیل ولایت پکتیکا بودند. آنان سیمهای خاردار نصب میکردند و موانع توریشکل را با سنگ و خاک پر میکردند.
جان بیلینگز، فرمانده کندک دوم، در حال دود کردن سیگرت با معاون صحی گروهش، به راننده خود گفت: «کمی دراز میکشم و خستگی بدر میکنم.» اما یک ساعت بعد، سربازان او را بیدار کردند: «لطفاً بیدار شوید، برگدال نیست.»
بیلینگز ابتدا تصور کرد سربازان شوخی میکنند، اما آنان تأکید کردند: «پیدایش نکردیم. او ناپدید شده است.»
از ۳۰ جون تا پایان جولای و سپس تا اواسط آگست، نیروهای امریکایی بهطور پیوسته گشتزنی و عملیات هوایی و زمینی انجام دادند، اما بو برگدال را پیدا نکردند.
او چند سال در مناطق مختلف وزیرستان، زیر نظارت و بازداشت القاعده و شبکه حقانی، در شرایطی دشوار نگهداری میشد. برگدال دو بار تلاش کرد فرار کند، اما پس از آن شبکه حقانی او را در یک قفس آهنی زندانی کرد.
بدرالدین حقانی، فرمانده قطعه مهاجمان انتحاری شبکه حقانی، همراه با بو برگدال در وزیرستان شمالی
شامگاه ۳۱ مه ۲۰۱۴، حدود ساعت ۶:۳۰، نیروهای امریکایی توانستند در پی یک معامله، بو برگدال را در منطقه بتی تانه ولسوالی علیشیر ولایت خوست از طالبان تحویل بگیرند.
ریاست هیئت طالبان را قاری عبدالله معراج برعهده داشت؛ فردی که از نزدیکان بدرالدین حقانی، بنیانگذار لشکر بدری، و از باشندگان منطقه لکن خوست بود. معراج بعداً در دوم مارچ ۲۰۱۷ در حمله یک پهپاد امریکایی در خوست کشته شد.
طالبان همان شب اعلام کردند که پنج نفر از رهبران این گروه؛ ملا محمد فاضل آخند، ملا نورالله نوری، ملا عبدالحق وثیق، ملا خیرالله خیرخواه و مولوی محمدنبی عمری، ساعت ۷ شام به وقت افغانستان به هیئت قطری سپرده شدند؛ هیئتی که از سه روز پیش برای تحویل گرفتن زندانیان طالبان انتظار میکشید.
ملا محمد فاضل آخند، باشنده ولسوالی چورچینوی ارزگان، در دوران حاکمیت اول طالبان معاون وزارت دفاع بود. او در سال ۲۰۰۱ توسط جنرال دوستم بازداشت و سپس به امریکاییها سپرده شد. ملا نورالله نوری، باشنده ولسوالی شاهجوی زابل و والی بلخ در دوره نخست حاکمیت طالبان، نیز پس از سقوط مزار شریف در سال ۲۰۰۱ همراه با ملا محمد فاضل به دست نیروهای دوستم افتاد.
محمدنبی عمری، از اعضای ارشد شبکه حقانی، به اتهام میزبانی از جلالالدین حقانی و حمایت از القاعده و دیگر جنگجویان خارجی در نبرد شاهیکوت بازداشت شده بود. ملا خیرالله خیرخواه، باشنده قندهار، در دوره اول طالبان والی هرات بود و ملا عبدالحق وثیق نیز در دوره نخست معاون ریاست عمومی استخبارات این گروه را به عهده داشت. این افراد در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ به زندان گوانتانامو منتقل شدند.
هر یک از آنان نزدیک به ۱۳ سال را در بازداشت امریکا سپری کرده بودند. این زندانیان در اول جون به قطر رسیدند و اعضای دفتر سیاسی طالبان از آنان استقبال کردند. هر پنج نفر بعداً در ساختار اداره فعلی طالبان به مقامهای مهمی دست یافتند.
دولت افغانستان به رهبری رئیسجمهور حامد کرزی این تصمیم را محکوم کرد و گفت مطابق قوانین بینالمللی، این زندانیان باید به افغانستان تحویل داده میشدند. کابل تأکید داشت که نادیده گرفتن دولت افغانستان به معنای تضعیف حاکمیت ملی کشور است.
طالبان از دیپلماسی گروگانگیری استفاده میکنند؟
دیپلوماسی گروگانگیری عمدتاً از سوی دولتها بهعنوان ابزاری برای فشار سیاسی به کار گرفته میشود، اما در برخی موارد گروههای مسلح نیز هنگامی که به کشوری تسلط پیدا میکنند یا به بازیگرانی قابل تعامل در معادلات سیاسی میان دولتها تبدیل میشوند.
در سطح دولتی، نمونههای این نوع دیپلوماسی بیشتر در روسیه، ایران و ونزوئلا دیده میشود، اما در میان گروههای مسلح، القاعده نخستین گروهی بود که این تاکتیک را به کار گرفت. تبادل اعضای ارشد القاعده با دیپلوماتهای ایرانی در عراق و پاکستان، طالبان افغانستان را نیز تشویق کرد تا از گروگانگیری برای کسب امتیاز استفاده کنند. پیش از آن، بیشتر آدمرباییهای اتباع خارجی انگیزه مالی داشت.
تحول از پرونده برگدال تا روند دوحه و تبادلهای گسترده زندانیان، چندان قابل پیشبینی نبود. در آغاز، این موضوع به یک اقدام معمول جنگی و اسیرگیری شباهت داشت، اما بعداً طالبان با مشاهده فشارهای سیاسی داخلی بر دولت امریکا، از آن برای دستیابی به یک معامله بزرگتر و فرصتهای جدید استفاده کرد.
طالبان با بازداشت برگدال این امتیاز را به دست آوردند که اعضای ارشد خود را، بر اساس شرایط مورد نظرشان، از زندان گوانتانامو به قطر منتقل کنند و حتی راه گفتوگو با امریکا را بگشایند. این معامله در نهایت مسیر روند دوحه را هموار کرد؛ روندی که در نتیجه آن نزدیک به پنج هزار جنگجوی این گروه از زندانهای افغانستان آزاد شدند و خروج تدریجی نیروهای امریکایی از افغانستان نیز آغاز شد.
تمایل ایالات متحده به تبادل زندانیان با روسیه و دیگر کشورها، این ذهنیت را در طالبان ایجاد کرد که میتوان از تاکتیک گروگانگیری بهعنوان ابزاری برای فشار در مذاکرات استفاده کرد. آنان این رویکرد را پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱ نیز ادامه دادند. به نظر میرسد طالبان این روش را بهدلیل محدود بودن تعاملات سیاسی و نبود تماسهای مستقیم دیپلوماتیک، راهی برای مدیریت برخی مسائل میدانستند.
از سوی دیگر، دولت امریکا در سالهای اخیر برای مقابله با این مشکل سیاستهای ویژهای تدوین کرده است. بر اساس قانون لوینسون مصوب ۲۰۲۰، اگر یک شهروند امریکایی با هدف اعمال فشار سیاسی بازداشت شده باشد، وزیر خارجه امریکا میتواند او را «بازداشتشده بهطور ناعادلانه» اعلام کند؛ اقدامی که زمینه آغاز مذاکرات ویژه برای آزادی او را فراهم میسازد.
طالبان با گروگانگیری بو برگدال و دیگر شهروندان امریکایی، ارتباط مستقیم با نمایندگان و هیئتهای امریکایی برقرار کرد، پیامهای خود را منتقل کرد، برخی زندانیان را آزاد و امتیازاتی نیز بهدست آورد.
امیر امیری که از دسمبر ۲۰۲۴ در افغانستان در بازداشت به سر میبرد، در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ آزاد شد. در این تصویر، آدام بوهلر، نماینده ویژه ترامپ در امور گروگانها، سبستین گورکا، مشاور معاون رئیسجمهور امریکا و مقام ارشد مبارزه با تروریسم، همچنین یک دیپلومات قطری نیز در کنار او دیده میشوند.
اما در ۵ سپتامبر ۲۰۲۵، رئیسجمهور امریکا، دونالد ترامپ، فرمان اجرایی جدیدی را امضا کرد که هدف آن مقابله با موارد بازداشت ناعادلانه شهروندان امریکایی توسط کشورهای خارجی است؛ یعنی جلوگیری از بازداشت و زندانی کردن شهروندان ایالات متحده در نقاط مختلف جهان با هدف امتیازگیری.
این فرمان که «تقویت تلاشهای حفاظتی در برابر بازداشت ناعادلانه شهروندان امریکا» نام دارد، طبقهبندی جدیدی تحت عنوان «دولت حامی بازداشت ناعادلانه» ایجاد میکند. بر اساس این فرمان، اگر کشوری حامی بازداشت ناعادلانه شهروندان امریکایی شناخته شود، ممکن است با پیامدهایی چون تحریم، محدودیتهای تجاری، محدودیتهای صدور ویزا و محدودیت در سفر شهروندان امریکایی به آن کشور روبهرو شود.
پس از چندین نشست ناموفق میان نمایندگان امریکا و طالبان، کاخ سفید در ۱۰ مارچ افغانستان را بهعنوان «دولت حامی بازداشت ناعادلانه» معرفی کرد و طالبان را متهم کرد که از شهروندان ایالات متحده بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، گفت طالبان از «تاکتیکهای تروریستی» استفاده میکند؛ تاکتیکهایی که شامل ربودن افراد برای دریافت باج یا کسب امتیاز سیاسی است. او هشدار داد که افغانستان برای مسافران امریکایی کشور امنی نیست.
امریکا پیش از این نیز در ۲۷ فبروری ایران را در همین فهرست قرار داده بود.
«زندانیان امریکایی باری بر دوش طالبان هستند»
طالبان در پایان ماه مارچ، پس از هشدار روبیو، دنیس کویل، شهروند امریکایی را آزاد و اعلام کرد که او را به عنوان نشانه حسن نیت رها کرده است.
کاخ سفید این اقدام طالبان را مثبت ارزیابی کرد، اما گفت هنوز کارهای زیادی باقی مانده و سه شهروند امریکایی دیگر، محمود حبیبی، پاول اوربی و افراد دیگر نیز باید آزاد شوند.
طالبان یک سال پیش از آن نیز جورج گلیزمن، شهروند امریکایی را پس از سفر یک هیئت ایالات متحده به ریاست زلمی خلیلزاد آزاد کرده بود. او ۸۳۶ روز در بازداشت طالبان به سر برده بود.
زلمی خلیلزاد در کنار دنیس کویل، زندانی امریکایی
یکی از خواستههای طالبان در برابر آزادی زندانیان امریکایی، آزاد شدن عبدالرحیم افغانی، از نزدیکان و پیامرسانان اسامه بن لادن در زندان گوانتانامو است، اما ایالات متحده تاکنون به چنین معاملهای پاسخ نداده است.