او با اشاره به تهدیدهای روزافزون در پاکستان نوشت که این وضعیت ارتش پاکستان را به فکر تغییر رژیم در افغانستان انداخته است، اما دستیابی به چنین گزینهای نیازمند جایگزینی برای طالبان است که فعلاً وجود ندارد.
به گفته سمپل، این موضوع نشان میدهد که تحقق اهداف پاکستان مستلزم اقداماتی فراتر از حملات هوایی محدود کنونی خواهد بود.
پاکستان به بزرگترین کشور آسیبپذیر از ناحیه تروریسم در جهان تبدیل شده است. این کشور فکر میکند که این وضعیت ریشه در برگشت طالبان به قدرت در افغانستان دارد. از همین رو، تنش بین پاکستان و طالبان به طرز بیسابقهای افزایش یافته است.
آقای سمپل در مقالهای که روز جمعه در وبسایت «کانورسیشن» منتشر شد، نوشت که پاکستان نزدیک به یک ماه است که با اداره طالبان در افغانستان درگیر جنگ شده است. این درگیری که یک روز پیش از حملات امریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، تا حد زیادی تحت شعاع تحولات خلیج فارس قرار گرفته است. پاکستان و طالبان آمار متفاوتی از تلفات ارائه کردهاند و افزایش شمار قربانیان تنها زمانی توجه جهانی را جلب کرد که در ۱۶ مارچ یک حمله هوایی پاکستان به یک مرکز ترک اعتیاد در کابل بیش از ۱۰۰ کشته برجای گذاشت.
به گفته سمپل، درگیریهای اخیر نشان میدهد که شکاف میان پاکستان و طالبان واقعی است. البته عوامل پیچیده ژئوپولیتیکی نیز در این میان نقش دارند؛ هند تا حدی از طالبان حمایت میکند و چین تلاش دارد میان اتحاد خود با پاکستان و روابط محتاطانهاش با طالبان توازن برقرار کند. با این حال، این جنگ بیش از هر چیز درباره سیاست داخلی طالبان و رابطه آنها با پاکستان سخن میگوید.
این دیپلومات سابق اتحادیه اروپا تاکید کرد که طالبان از این درگیری بهعنوان ابزاری برای کسب مشروعیت استفاده میکنند. آنها خود را در برابر مردم افغانستان بهعنوان مدافعان حاکمیت ملی معرفی میکنند و باور دارند که تاکتیکهای چریکیشان در نبرد زمینی، در برابر آنچه «ارتش پنجابی» مینامند، به آنها برتری میدهد. ایدئولوژی آنها که آمیزهای از شور مذهبی و ملیگرایی است، با روایتهای تاریخی افغانها از مقاومت در برابر نیروهای خارجی همخوانی دارد و ابزار مؤثری برای جذب نیرو محسوب میشود.
نقش طالبان پاکستانی
آقای سمپل نوشت که یکی از عوامل اصلی تیرگی روابط میان افغانستان و پاکستان، گروه «تحریک طالبان پاکستان» است. شبهنظامیان پاکستانی از طالبان افغانستان الهام گرفتهاند، اما ساختار و رهبری مستقل دارند. طالبان افغانستان به این گروه پناه دادهاند، مشابه پناهگاهی که خودشان تا سال ۲۰۲۱ در پاکستان داشتند.
در آستانه جنگ اخیر، تیتیپی حملات خود علیه دولت پاکستان را تشدید کرد. اکنون رهبران این گروه خود را بخشی از «امارت» طالبان میدانند و میگویند برای حاکم کردن این نظام در سراسر پاکستان میجنگند، نه فقط در مناطق قبیلهای مرزی.
براساس مقاله، این وضعیت میتواند به پاکستان کمک کند تا دیگر قدرتهای منطقهای را قانع کند که طالبان تهدیدی برای ثبات منطقهای هستند؛ تهدیدی مشابه ایران، اما با بمبگذاریهای انتحاری به جای موشکها و پهپادها. با این حال، مشکل ارتش پاکستان این است که نه تلاشهای قبلی برای مهار طالبان و نه حملات هوایی محدود کنونی، این گروه را به همکاری وادار نکرده است.
انباشت نارضایتیها
معاون سابق اتحادیه اروپا برای افغانستان گفت که برای سالها طالبان بهعنوان نیروی نیابتی پاکستان معرفی میشدند، اما این تصویر نادرست است. طالبان ریشه در فرهنگ و تاریخ افغانستان دارند و عمدتاً از روحانیون محافظهکار سنی و دانشآموزان مدارس دینی در میان قبایل پشتون قندهار تشکیل شدهاند.
این قبایل در قرن هجدهم علیه سلطه فارسیها شورش کردند و زمینهساز شکلگیری افغانستان مدرن شدند. طالبان نیز طی سه دهه گذشته در پی تحمیل نظام اسلامی مورد نظر خود بر افغانستان بودهاند. آنها تنها به این دلیل پناهگاه در پاکستان را پذیرفتند که آن را بهترین راه برای دوام آوردن در برابر حضور نظامی امریکا میدانستند، اما هرگز قدردانی واقعی از میزبانان خود نداشتند.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر و کمک پاکستان به امریکا در بازداشت رهبران طالبان، نارضایتیها آغاز شد. تا سال ۲۰۲۱، طالبان مرگ شماری از رهبران خود را به پاکستان نسبت میدادند؛ از جمله عبیدالله آخند در سال ۲۰۱۰ و ملا اختر محمد منصور در سال ۲۰۱۶.
با بازگشت به قدرت در ۲۰۲۱، طالبان همچنان این نارضایتیها را در ذهن داشتند و تلاش کردند نفوذ پاکستان را کاهش دهند. آنها خانوادهها و داراییهای اعضای خود را از پاکستان به افغانستان منتقل کردند و مسیر تجارت کشور را تغییر دادند؛ بهطوریکه تا سال ۲۰۲۵، ایران جای پاکستان را بهعنوان بزرگترین شریک وارداتی افغانستان گرفت و هند به مقصد اصلی صادرات افغانستان تبدیل شد.
آمادگی نظامی طالبان
طالبان پس از بهدست گرفتن قدرت، نیروهای شورشی خود را به یک ساختار منسجم امنیتی تبدیل کردهاند، هرچند این نیروها تحت آموزشهای شدید ایدئولوژیک قرار دارند. آنها با پیشبینی چنین درگیریهایی، انبارهای زیرزمینی برای ذخیره سلاح و پناه دادن به رهبران خود ایجاد کردهاند.
در حال حاضر طالبان برای دفاع هوایی بیشتر به سلاحهای سنگین نصبشده روی موترها متکی هستند، اما تلاش میکنند تواناییهای پیشرفتهتری بهدست آورند، از جمله با حضور در نمایشگاههای تسلیحاتی روسیه.
خطر تشدید جنگ
اگر طالبان تابع پاکستان بودند، باید در مهار تیتیپی با اسلامآباد همکاری میکردند، اما آنها به این گروه پناه داده و اجازه دادهاند علیه پاکستان حمله کنند، با وجود اعتراضها و حملات هوایی مکرر پاکستان.
از پایان فبروری، پاکستان حملات خود را از هدف قرار دادن «مهمانان» به «میزبانان» طالبان پاکستانی گسترش داده است و طالبان افغان نیز با اعزام علنی نیروهای خود به آن سوی مرز، سطح درگیری را افزایش دادهاند.
اگرچه جنگ خلیج فارس توجهها را از این درگیری منحرف کرده است، اما خطر پیامدهای جدی همچنان پابرجاست. طالبان با حمایت از گروهی که خواهان سرنگونی دولت پاکستان است، ثبات یکی از پرجمعیتترین کشورهای مسلمان و دارای سلاح هستهای را تهدید میکنند.
این وضعیت فشار بر ارتش پاکستان را برای گسترش عملیات علیه طالبان افزایش داده است؛ حتی تا حد بررسی تغییر رژیم. اما چنین گزینهای نیازمند جایگزینی برای طالبان است که فعلاً وجود ندارد، و نشان میدهد دستیابی به اهداف پاکستان مستلزم اقداماتی فراتر از حملات هوایی محدود کنونی خواهد بود.