مسیر این دو ولسوالی به علت تیراندازی ارتش پاکستان بسته شده بود. نیروهای پاکستانی به موترهایی که در این مسیر تردد داشت، شلیک میکردند. سازمان ملل اعلام کرد که با توجه به این تهدید، امکان ارسال کمکهای امدادی به صدها خانواده در کامدیش و برگمتال وجود ندارد.
نکته این جاست که اداره طالبان درباره این وضعیت بحرانی سکوت کرد و راه حلی برای مردم آن پیدا نکرد. به همین علت، نورستانیها در همکاری با بزرگان چترال موفق شدند که موافقت ارتش پاکستان را با آتشبس در مسیرهای منتهی به کامدیش و برگمتال جلب کنند.تلاشها و دیدارهای بزرگان محلی نورستان با مقامهای طالبان برای جلب توجه اداره طالبان به این وضعیت، بینتیجه ماند.
در دو ماه گذشته، باشندگان برگمتال و کامدیش با کمبود شدید مواد غذایی و خطر جدی قحطی روبهرو شدند. بسته بودن راهها که شریان حیاتی این مناطق کوهستانی است، باعث افزایش قیمتها و کاهش شدید مواد غذایی اولیه شد.
بزرگان محلی نورستان در این مدت بارها از طالبان خواستند که مسیرها را باز کند و به وضعیت مردم رسیدگی کند. در همین راستا، هیئتی از مردم به کابل رفت و با خالد حنفی، وزیر امر به معروف طالبان، دیدار کرد. با این حال، این تلاشها نتیجه نداد و راهها همچنان بسته باقی ماند.
والی طالبان در نورستان وعده داد که راههای جایگزین برای تردد و انتقال غذا و دارو ایجاد کند اما این وعده تحقق نیافت.
همزمان، گزارشهای متعددی از عقبنشینی و ترک برخی پوستههای مرزی توسط نیروهای طالبان در برگمتال، کامدیش و بخشهایی از کنر منتشر شد. این وضعیت بهویژه پس از حملات موشکی نیروهای پاکستانی به برخی نقاط مرزی تشدید شد. راهها در نتیجه حملات موشکی و توپخانهای مرزبانان پاکستانی مسدود گردیده بود. اما طالبان نقش نیروهای پاکستانی در بسته شدن راهها را کتمان میکرد و سعی داشت نشان دهد راهها در نتیجه سیلاب و حوادث طبیعی مسدود شده است.
بزرگان محلی با حضور در قرارگاه مرزی پاکستان در چترال، توافقنامهای را امضا کردند که بر بنیاد آن، راههای ارتباطی برگمتال و کامدیش به روی رفتوآمد باز شده، آتشبس در مناطق مرزی از ناری تا نورستان و چترال برقرار شود. این بزرگان محلی تعهد کردند که اجازه نمیدهند تحریک طالبان پاکستان از این مناطق علیه پاکستان استفاده کند.
این توافق بدون حضور رسمی نمایندگان طالبان انجام شد. تصاویر منتشرشده نیز نشان میدهد که نشست در یکی از پایگاههای نظامی پاکستان برگزار شده است.
پیامدهای سیاسی و حاکمیتی
این نخستینبار است که در طول درگیری پاکستان و طالبان، بزرگان محلی یک منطقه با مرزبانان این کشور همسایه توافقنامه امضا میکنند. آنها در فقدان حکومتی که حامی منافع شان باشد و وضعیت بحرانی شان را حل کند، ابتکار را به دست گرفتند و به جای اداره حاکم، با دشمن آن توافق آتشبس امضا کردند.
طالبان در طول درگیری با پاکستان به کمک رسانههای دولتی و خصوصی تحت کنترول خود تلاش کرد نشان دهد که توانایی مقابله با ارتش پاکستان را دارد و از تمام مناطق مرزی و مردم آن میتواند محافظت کند. ولی، این گروه قادر نشده که مسیرها را به روی مردم نورستان باز کند و آنها را در معرض قحطی و گرسنگی قرار داده است.
علت درگیری پناه دادن طالبان به شبه نظامیان پاکستانی است که نهایتاً بهای آن را مردم کامدیش و برگمتال پرداختهاند. مردم مجبورند که به جای دولت مرکزی و در توافق با یک دولت خارجی، جلو فعالیت شبهنظامیان خارجی را بگیرند.
برخی منابع محلی میگویند که در این مناطق بیشتر جنگجویان شاخه خراسان داعش حضور دارند، نه تحریک طالبان پاکستان.
این توافق میتواند نشانهای از گسترش نفوذ عملی پاکستان در بخشی از مناطق مرزی افغانستان باشد. ناظران باور دارند که پاکستان سعی دارد نوعی بازدارندگی در داخل قلمرو افغانستان ایجاد کند. پاکستان مدعی است که از خاک افغانستان علیه امنیت و منافع آن کشور استفاده میشود. آنان در راستای جلوگیری از استفاده شبهنظامیان از خاک افغانستان در پی ایجاد یک کمربند امنیتی تا عمق سی کیلومتر در خاک افغانستان نیز بودهاند. اخیرا رنا ثناالله، مشاور ارشد نخستوزیر پاکستان، از چنین طرحی پرده برداشت.
پاکستان با این توافقنامه میتواند اعلام کند که تیتیپی در مناطق مرزی افغانستان حضور دارد و در همکاری با مردم محلی دستکم در نورستان جلو فعالیت این گروه را گرفته است.
این پیام سرشکستگی سیاسی و دیپلوماتیک برای طالبان است و ادعای اقتدار آنان در سراسر قلمرو افغانستان را زیرسوال میبرد.
مسیر چترال – بدخشان
این تحول همچنین فرضیهای را تقویت میکند که بر اساس آن، پاکستان به دنبال ایجاد یک مسیر ارتباطی از چترال به بدخشان از طریق خاک افغانستان است.
برخی منابع میگویند این مسیر به دلیل شرایط سخت جغرافیایی از جمله کوهستانی بودن و بسته بودن آن در بخش زیادی از سال به دلیل برف و یخبندان کارایی محدودی دارد. با وجود این، این مسیر همچنان از نظر استراتژیک برای برخی بازیگران، از جمله مخالفان طالبان و محافل امنیتی پاکستان، مهم تلقی میشود.
نورستان یکی از محرومترین ولایتهای افغانستان بوده است. هم در دوره جمهوریت توجهی به نورستان نشد و هم حالا این ولایت از اهمیت چندانی برای طالبان برخوردار نیست.
این رویداد نهتنها وضعیت امنیتی شرق افغانستان را پیچیدهتر میکند، بلکه پرسشهای جدی درباره آینده حاکمیت گروه حاکم، نقش بزرگان محلی و میزان نفوذ کشورهای همسایه در افغانستان مطرح میکند.
این توافق یادآور اقدامات برخی مقامهای پاکستانی در ایالت خیبرپختونخوا نیز است. حکومت محلی در خیبرپختونخوا که در کنترول حزب مخالف تحریک انصاف به رهبری عمران خان نخستوزیر سابق زندانی است، تلاش داشت برای مهار حملات شبهنظامیان به طور مستقیم با طالبان در کابل وارد گفتوگو شود. اما اسلامآباد قطعا با روابط مستقیم آنان با طالبان در افغانستان موافقت نکرد و گفت که این اقدام میتواند به معنای تجزیه پاکستان باشد.
حکومت محلی پختونخوا بدین باور بود که بحران امنیتی ناشی از سیاست اشتباه حکومت مرکزی در مناطق قبایلی و روابط با افغانستان است. اما این اقدامات موجب گردید حکومت مرکزی به فکر تغییر رهبری ایالت خیبرپختونخوا نیز بیفتد.
خیبرپختونخوا از ایالتهایی است که بیشترین ناامنی را در پاکستان تجربه میکند. بیش از نود و پنج درصد حملات شبهنظامیان و حوادث تروریستی در خیبرپختونخوا و بلوچستان صورت گرفته است.