• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

«دختری در منطقه ما بارها برای ازدواج اجباری تهدید شده است»

۳۰ ثور ۱۴۰۵، ۲۳:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

«من یک خانم از افغانستان هستم. دختری در منطقه ما فارغ‌التحصیل لیسانس دانشگاه است و معلم هم است. تا حالا چهار بار شده که پدرش با مادراندرش دست یکی کرده و می‌خواهد او را به ازدواج اجباری مجبور کند. هر بار او را لت‌وکوب می‌کند و تهدید به مرگ می‌کند.

اگر وضعیت تغییر نکند، شاهد مرگ دختران زیادی خواهید بود. من مطمئنم این دختر هم حتماً در آخر کشته می‌شود؛ یا به دست پدر و مادراندرش، یا آن‌قدر مجبور می‌شود که خودش به زندگی لعنتی افغانستان پایان دهد.

چون هر بار او را آن‌قدر مجبور به ازدواج اجباری می‌کنند که خانه را ترک می‌کند و به خانه عمه، دختر کاکا یا قوم و خویش پناه می‌برد و چند وقتی پنهان می‌شود تا نجات پیدا کند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

مهندس بیکاری که در کابل دست به خودکشی زده بود درگذشت
۱

مهندس بیکاری که در کابل دست به خودکشی زده بود درگذشت

۲

قهرمان پشتون‌تبار تاجیکستان کیست؟

۳

جنرال حکومت پیشین که با طالبان بیعت کرده بود به اتهام قتل دو زن بازداشت شد

۴

ویران‌کردن «منار نجات» توسط طالبان واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخته است

۵

طالبان از پاکستان درباره افغان‌های ناپدیدشده معلومات خواست

•
•
•

مطالب بیشتر

یک شهروند هزاره: «ملاهایی که خشونت طالبان را توجیه می‌کردند حالا خودشان آشفته شده‌اند»

۲۹ ثور ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

من در دشت برچی زندگی می‌کنم و هر روز دست‌کم یک مورد از لت‌وکوب، تحقیر و توهین جوانان هزاره به دست جنگ‌جویان طالبان را شاهد هستم. هر روز می‌بینم که جوانان هزاره به بهانه‌های گوناگون سیلی می‌خورند.

اگر یکی از آن‌ها اندکی در برابر جنگ‌جویان طالب سر خود را بلند بگیرد، به اتهامات واهی برایش دوسیه ساخته می‌شود و به حوزه‌های امنیتی انتقال داده شده و به شدت شکنجه می‌گردد و سپس از خانواده‌اش مبالغ هنگفتی زیر عنوان تضمین گرقته می‌شود.

در دشت برچی و بسیاری از نواحی محل زیست هزاره‌ها در ولایت‌های مختلف، دختران برای آن که دامی برایشان پهن نشود، از بسیاری از مسائل عادی زندگی‌شان چشم‌پوشی می‌کنند.

دختران زیادی را می‌شناسم که تنها به این دلیل که از خانه بیرون شده‌اند، توسط طالبان بازداشت و به حوزه برده شده و سپس از خانواده‌هایشان مبالغ هنگفتی به عنوان ضمانت گرفته شده است.

خانواده‌ها طبق سفارش طالب، برای آن که بدنام نشوند، حتی خبر بازداشت دختران‌شان را انکار می‌کنند.

در مجالس و مساجد، ملاهای مساجد در همنوایی کامل با طالبان، به جای دادخواهی از این وضعیت رقت‌بار، از برقراری نظام به اصطلاح اسلامی توسط این گروه تقدیر و تشکر می‌کنند. از امنیت خیالی سخن می‌زنند و در وصف جنگ‌جویان طالبان، به مدیحه‌سرایی می‌پردازند و از سربازان امر به معروف به دلیل برخورد با این جوانان تقدیر می‌کنند.

من در یکی از این مجالس، شاهد بودم که شیخی با صدای بلند به پدران و مادران حاضر در مجلس حمله کرد که چرا دختران‌شان را اجازه می‌دهند که بیرون از خانه بروند. شیخ سپس با تفاسیر خاص خودش از دین گفت جای پدران و مادرانی که دختران‌شان را اجازه می‌دهند بیرون بروند، در جهنم است.

برخی از به اصطلاح متنفذان طالبان تحت عناوین مختلف مصروف کارهای دوسویه علیه جوانان هزاره هستند؛ از یک‌سو، تحت عنوان «مصلحت» دختران و پسران جوان هزاره را به شکل نرم تهدید می‌کنند و از طرف دیگر آدرس فعالین هزاره را در اختیار استخبارات طالبان قرار می‌دهند و قلم‌به‌دستان‌شان در شبکه‌های اجتماعی با متن‌های سخیف و به شکل یک‌دست در توجیه اعمال ضد بشری طالبان قلم‌فرسایی می‌کنند.

شخصی به نام آیت‌الله شریفی، گویا توسط طالبان تحقیر شده است. ملاها از این پیشامد چنان برآشفته‌اند که گویا «سنگی به مکه خورده است».

من از تحقیر و توهین افراد از هر قشری و هر صنفی مخالف هستم، اما تعجبم از این است که چه تفاوتی است بین این آدم و جوانانی که در پنج سال به شکل مداوم توسط جنگ‌جویان طالبان تحقیر شده‌اند؟

چطور در این پنج سال ملا امامان مساجد، مدرسان حوزه‌های دینی و پیشگامان رعیت‌خواهی، جوانان هزاره را مستحق شکنجه می‌دانستند و حتی دختران را مستحق بی‌عزت شدن و بی‌عفت شدن، اما سیلی طالب به روی خود ملا این گونه خواب‌شان را برآشفته است؟

اگر نظام به زعم ملاها قانونی و اسلامی است، جرم این شیخ جدی‌تر است؛ زیرا جوان هزاره تنها به این دلیل که در کوچه‌ها مثلا با پیراهن و تنبان افغانی نگشته و یا آن که از برابر جنگ‌جوی طالب با وقار گذشته است، با تحقیر و توهین و حتی زندان مواجه شده است، اما شیخ، یک حکم شرعی مذهب حاکم را نادیده گرفته است. از این منظر کار طالب قانونی است و حق لت‌وکوب و حتی زندان شیخ را دارد.

ملایی که پنج سال است شلاق طالب بر جوان هزاره را توجیه می‌کند، ملایی که پنج سال است بی‌خانمان‌سازی هزاره‌ها را قانونی اعلام می‌کند، ملایی که پنج سال است خود را رعیت می‌خواند و مردم را نیز دعوت می‌کند که رعیت باشند، ملایی که پنج سال است به جای اعتراض به هتک حرمت به ناموس هزاره، دختر هزاره را مقصر می‌خواند و از امر به معروف طالبان می‌خواهد که دختران را بازداشت، شکنجه و زندانی کند، نباید از سیلی سرباز نظام طالبان آشفته شود، بلکه باید خود را با معیارهای همین نظام عیار کند و از خواندن «صیغه موقت» دست بردارد؛ چرا که این اقدام از نظر نظام طالبان حرام است و انجام حرام قطعا مجازات در پی دارد.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

دختری از افغانستان: «احساس می‌کنم کم‌کم فراموش شده‌ایم»

۲۹ ثور ۱۴۰۵، ۲۱:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

«من دختری از افغانستان هستم. امروز با قلبی پر از درد برای شما می‌نویسم، چون احساس می‌کنم ما کم‌کم فراموش شده‌ایم. با پیش آمدن بحران‌های جدید در جهان، بحران ایران، دیگر کمتر کسی از رنج مردم افغانستان حرف می‌زند، در حالی که ما هنوز هر روز با فقر، ترس و ناامیدی زندگی می‌کنیم.

شرایط زندگی‌ام آن‌قدر سخت شده که دیگر حتی درس خواندن هم برایم اهمیت سابق را ندارد. زمانی آرزوها و امیدهای زیادی داشتم، اما حالا بیشتر از آینده‌ام، فقط به فکر پیدا کردن نان برای خود و خانواده‌ام هستم. فشار زندگی و مشکلات اقتصادی مرا خسته و ناامید کرده است.

بعضی شب‌ها با نگرانی و ترس از آینده می‌خوابم و احساس می‌کنم صدایم به هیچ‌جا نمی‌رسد. تنها امیدم این است که شاید انسانی صدای درد مرا بشنود و دستم را بگیرد.

خواهش می‌کنم اگر ممکن است پیام مرا نشر یا به آنجلینا جولی و تیم ایشان منتقل کنید تا شاید صدای یک دختر فراموش‌شده افغان شنیده شود.

«دزدان حدود چهار هزار تاک انگور باغم را در ولسوالی معروف قندهار از بین برده‌اند»

۲۹ ثور ۱۴۰۵، ۲۱:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

«باغ انگور من در ولسوالی معروف موقعیت دارد. دزدان این باغ را از بین برده‌اند و حدود چهار هزار تاک انگور را از ریشه بریده و تباه کرده‌اند. این برای ما یک زیان مالی بسیار بزرگ است.

با وجود این رویداد بزرگ، تاکنون هیچ نهاد امنیتی و اداره مسوول طبق قانون اقدام جدی نکرده است. کسانی که این کار را کرده‌اند، هنوز هم آزادانه گشت‌وگذار می‌کنند و به حقوق مردم هیچ احترام نمی‌شود.

اگر در منطقه امنیت تامین نشود و قانون درست عملی نشود، مردم نمی‌توانند از مال، باغ‌ها و جایداد خود نگهداری کنند. ما از اداره‌های مسوول عدالت، امنیت و بازخواست مجرمان را می‌خواهیم تا حقوق مردم حفظ شود.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«پزشکان در بامیان بدون معاینه درست نسخه تجویز می‌کنند»

۲۸ ثور ۱۴۰۵، ۱۹:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

«من امروز به‌خاطر مشکل گرده به شفاخانه ولایتی مولا غلام در ولایت بامیان رفتم. در بخش جراحی، درد و مشکل گرده خود را برای داکتر صاحب توضیح دادم. وضعیت من بسیار جدی بود، اما متاسفانه داکتر محترم برایم این نسخه دوا را تجویز کرد.

قضاوت با شما

آیا تجویز نسخه، بدون معاینه و حتی بدون تجویز اندک‌ترین دوا مربوط به درد و مریضی یک بیمار، این خیانت به صحت و سلامت مردم نیست؟

آیا حکومت وجود دارد؟

آیا ریاست و وزارت صحت عامه‌ای وجود دارد که به چنین قضایا رسیدگی کند؟»


نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.

شماری از شهروندان غزنی: «طالبان دستور داده است که نماز مغرب و عشا را یکجا نخوانید»

۲۸ ثور ۱۴۰۵، ۱۰:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)

«ما جمعی از باشندگان و نمازگزاران شیعه‌مذهب در شهرک نوآباد ولایت غزنی، نگرانی شدید خود را نسبت به فشارهای اخیر بر آزادی مذهبی مردم ابراز می‌کنیم. تعدادی از مسئولان و مولوی‌های امر به معروف وارد مساجد منطقه شدند و گفتند که یکجا ادا کردن نماز مغرب و عشا ممنوع است «بدعت» است.

آن‌‌ها به ما گفتند که اگر علمای شیعه و مردم همچنان نمازها را مطابق فقه و مذهب خود به‌صورت جمع بخوانند، با بازداشت، زندانی شدن و جلوگیری از اقامه نماز روبه‌رو خواهند شد.

مردم و علمای محل تلاش کردند با استدلال‌های دینی و فقهی توضیح دهند که یکچا خواندن نماز در مذهب شیعه یک حکم فقهی و عقیده مذهبی شناخته‌شده است، اما متاسفانه هیچ‌یک از این استدلال‌ها پذیرفته نشد و به سخنان مردم توجهی نشد.

این اقدامات طالبان دخالت آشکار در باورهای مذهبی و حقوق ابتدایی ما است.

نگرانی جدی ما این است که فشارها اکنون از مسائل اجتماعی گذشته و به تغییر باورها و محدود ساختن مذهب شیعیان رسیده است.

ما از نهادهای حقوق بشری و تمامی وجدان‌های بیدار می‌خواهیم که صدای مردم این مناطق را بازتاب دهند و نسبت به نقض آزادی مذهبی و فشار بر پیروان مذاهب مختلف در افغانستان بی‌تفاوت نباشند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»