کارکنان بالمقطع: «هفت هزار افغانی برای یک خانواده کافی نیست»

«امروز معاش تمام کارکنان بالمقطع فقیر از ۱۷ هزار افغانی به ۷ هزار افغانی کم شده است، در حالی که معاش مقامهای بلندپایه حکومت همچنان بلند است.

«امروز معاش تمام کارکنان بالمقطع فقیر از ۱۷ هزار افغانی به ۷ هزار افغانی کم شده است، در حالی که معاش مقامهای بلندپایه حکومت همچنان بلند است.
کارکنان بالمقطع طبقه فقیر جامعه هستند و به پول بیشتری نیاز دارند. برخلاف اینکه معاش آنان را بالا ببرند، پایین آوردهاند. مبلغ ۱۰ هزار افغانی از معاش آنان کم شده است. در این قیمتی، ۷ هزار افغانی پول بسیار ناچیزی است و امکان ندارد یک خانواده یک ماه کامل با این پول نیازهای خود را پوره کند.
معاش کارکنان بالمقطع را کم کردند، چون خودشان در پایههای بلند حکومت هستند و معاش خودشان را بلند کردند.
این در کدام قانون است؟
چرا باید چنین کاری شود؟»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من یک داکتر افغان هستم که در پروسه رقابت آزاد برای یک بست صحی اشتراک کردم، بلندترین نمره را گرفتم و در بست مورد نظر کامیاب شدم، اما اکنون تنها به دلیل نداشتن اسناد امتحان اگزیت اجازه اجرای وظیفه برایم داده نمیشود. در حالیکه زنان اجازه اشتراک در امتحان اکزیت نداشتند.
مشکل اساسی این است که در حدود چهار سال گذشته امتحان اگزیت برای دختران افغان برگزار نشده، اما با آن هم بسیاری از نهادها و مؤسسات صحی، سپریکردن امتحان اگزیت را شرط اساسی استخدام تعیین میکنند.
در حالی که شرایط فعلی جامعه افغانستان متفاوت است و بسیاری از فارغان، بدون تقصیر خود، به این اسناد دسترسی ندارند.
خواهش ما این است که نهادهایی مانند سره میاشت و سایر مؤسسات، پالیسیهای استخدامی خود را مطابق شرایط فعلی جامعه تنظیم کنند تا داکتران واجد شرایط از حق کار و خدمت محروم نشوند، مخصوصاً در زمانی که مراکز صحی به کادر طبی نیاز جدی دارند.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما از آکادمی پولیس در دوره چهارساله کمیساری فارغ شدیم. در دوره طالبان دو سال انجام وظیفه کردیم، اما پس از آن به نام تنقیص و منفکی از وظیفه برکنار شدیم.
تمام کسانی که منفک یا تنقیص شدهاند، افراد مسلکی هستند و چهار سال درس خواندهاند. همه کمیسارانی که منفک یا تنقیص شدند، به وزارت داخله عریضه کردند و گفتند که در حق ما ظلم شده است، اما کسی صدای نظامیان مسلکی را نشنید.
اکنون کار ما به ریاست پیژنتون وزارت داخله رسیده، اما اجراات صورت نمیگیرد. همه کارها خلاص شده و فقط پیژنتون بست تعیین نمیکند و میگوید منتظر باشید.
۱۰ ماه میشود که بیسرنوشت هستیم. همه ما سرپرست خانوادههای خود هستیم. شمار کمیسارانی که بیسرنوشت ماندهاند، ۳۰ جوان است.
لطفاً این موضوع را نشر کنید تا صدای ما شنیده شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما دکانداران مارکیت ولیعصر و مارکیت میرزایی در منطقه پل خشک، در غرب کابل، هستیم. حدود هشتونیم متر از دکانهای ما در نقشه توسعه سرک پل خشک تا قلعه قاضی تخریب شده است.
بخشی از دکانها که باقی مانده بود، مربوط خود ما دکانداران بود، اما صاحبان جایداد با زور و تهدید ما را از دکانهایمان بیرون کردند و دکانداران تازه را بهجای ما جابهجا کردند.
صاحبان جایداد از دکانداران تازه برای هر دکان از چهار لک تا شش لک افغانی امتیاز گرفتهاند. پیش از این کرایه هر دکان چهار هزار افغانی بود، اما اکنون کرایه هر دکان را از ۱۵ هزار تا ۳۰ هزار افغانی تعیین کردهاند.
ما دکانداران سابق را با زور و تهدید از دکانها بیرون کردند و حتی به آتشزدن مال و اموال ما تهدید کردند.
نمیفهمیم چرا ادارههای طالبان به صدای مردم گوش نمیدهند. از افغانستان اینترنشنال میخواهیم صدای ما را به گوش مسئولان برساند.
صاحبان جایداد به حوزه امنیتی پول دادهاند تا صدای ما شنیده نشود. ما چندین بار به مارکیت میرزایی مراجعه کردیم، اما از سوی گارد مارکیت به نام عالم لتوکوب شدیم.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«سه ماه پیش، برادرم در غرب روضه شهر مزار شریف هنگامی که به طرف کورس میرفت، از سوی دو سارق با چاقو از ناحیه بازو زخمی شد و در نتیجه دست او فلج شد.
این دو سارق فرزندان یک عضو طالبان بودند. با وجود اقرار متهمان و اسناد لازم، قاضی محکمه شرعی در مزار شریف به گفته خودش برائت ساخت و مظنونان را رها کرد.
اکنون برادرم در وضعیت بدی قرار دارد. دستش فلج شده و در کنج خانه نشسته است.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما دانشجویان صنف چهارم دانشگاه کابل هستیم. در صنف ما ۳۵ دانشجو حضور دارد. ۱۱ نفر هزاره، ۱۰ نفر پشتون و باقی از اقوام دیگر. در برنامه سیر علمی به دانشگاه قندهار، از میان ۱۱ دانشجوی هزاره تنها یک نفر، پس از تلاش فراوان، انتخاب شد و از میان دانشجویان پشتون ۷ نفر شامل شدند.
توجیهی که برای این انتخاب ارائه شد، از خود این وضعیت نیز بحثبرانگیزتر است.
به برخی دانشجویان گفته میشود که بهدلیل نداشتن ریش، امکان اشتراک در این برنامه را ندارند. در حالی که نداشتن ریش برای شماری، یک ویژگی طبیعی است و نمیتواند مبنای محرومیت از فرصتهای آموزشی قرار گیرد.
در مقابل، افرادی انتخاب شدهاند که حتی علاقه یا انگیزه جدی برای اشتراک در این برنامه ندارند.
وقتی ظاهر، قومیت و سلیقه ایدئولوژیک جای شایستگی، عدالت و معیارهای علمی را بگیرد، دانشگاه از یک نهاد آموزشی به فضایی برای حذف و تفکیک تبدیل میشود.
ادامه چنین روندی اعتماد نسل جوان به آینده علمی و اجتماعی کشور را بهطور جدی تضعیف میکند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»