• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

«برادرم با ضربه چاقوی فرزند یک عضو طالبان زخمی شد و اکنون دستش فلج است»

۳ جوزا ۱۴۰۵، ۱۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

«سه ماه پیش، برادرم در غرب روضه شهر مزار شریف هنگامی که به طرف کورس می‌رفت، از سوی دو سارق با چاقو از ناحیه بازو زخمی شد و در نتیجه دست او فلج شد.

این دو سارق فرزندان یک عضو طالبان بودند. با وجود اقرار متهمان و اسناد لازم، قاضی محکمه شرعی در مزار شریف به گفته خودش برائت ساخت و مظنونان را رها کرد.

اکنون برادرم در وضعیت بدی قرار دارد. دستش فلج شده و در کنج خانه نشسته است.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

تیراندازی نزدیک کاخ سفید؛ مظنون قبلا خود را «عیسی مسیح» خوانده بود
۱

تیراندازی نزدیک کاخ سفید؛ مظنون قبلا خود را «عیسی مسیح» خوانده بود

۲

چهار زن عضو کابینه ترامپ که کناره‌گیری کردند

۳

'تیراندازی' در سرای شهزاده کابل

۴

رهبر طالبان در پیام عید قربان: مسئولان از ظلم به مردم خودداری کنند

۵

منابع می‌گویند پسر الله‌گل مجاهد در حادثه تیراندازی کابل کشته شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

دانشجویان دانشگاه کابل: «چون برخی هزاره‌ها ریش کم‌پشت دارند، از سیر علمی حذف می‌شوند»

۳ جوزا ۱۴۰۵، ۰۸:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

«ما دانشجویان صنف چهارم دانشگاه کابل هستیم. در صنف ما ۳۵ دانشجو حضور دارد. ۱۱ نفر هزاره، ۱۰ نفر پشتون و باقی از اقوام دیگر. در برنامه سیر علمی به دانشگاه قندهار، از میان ۱۱ دانشجوی هزاره تنها یک نفر، پس از تلاش فراوان، انتخاب شد و از میان دانشجویان پشتون ۷ نفر شامل شدند.

توجیهی که برای این انتخاب ارائه شد، از خود این وضعیت نیز بحث‌برانگیزتر است.

به برخی دانشجویان گفته می‌شود که به‌دلیل نداشتن ریش، امکان اشتراک در این برنامه را ندارند. در حالی که نداشتن ریش برای شماری، یک ویژگی طبیعی است و نمی‌تواند مبنای محرومیت از فرصت‌های آموزشی قرار گیرد.

در مقابل، افرادی انتخاب شده‌اند که حتی علاقه یا انگیزه جدی برای اشتراک در این برنامه ندارند.

وقتی ظاهر، قومیت و سلیقه ایدئولوژیک جای شایستگی، عدالت و معیارهای علمی را بگیرد، دانشگاه از یک نهاد آموزشی به فضایی برای حذف و تفکیک تبدیل می‌شود.

ادامه چنین روندی اعتماد نسل جوان به آینده علمی و اجتماعی کشور را به‌طور جدی تضعیف می‌کند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

باشنده کابل: «در ۲۴ ساعت، بیشتر از چهار ساعت برق نداریم»

۲ جوزا ۱۴۰۵، ۱۳:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

«دو روز می‌شود که برق در منطقه ما در شهر کابل قطع است. نمی‌فهمیم مشکل چیست. چند روز برق ما کمی بهتر شده بود، اما دوباره پرچوی برق به بالاترین حد خود رسیده است.

اکنون در ۲۴ ساعت، بیشتر از چهار ساعت برق نداریم. این وضعیت زندگی روزمره مردم را بسیار دشوار کرده است. وقتی برق نباشد، کارهای خانه، درس کودکان، استفاده از وسایل ضروری و حتی شارژ کردن موبایل با مشکل روبه‌رو می‌شود.

باشندگان کابل انتظار دارند مشکل برق هرچه زودتر رسیدگی شود، چون ادامه این وضعیت برای خانواده‌ها بسیار سخت شده است.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«استادان مسلکی مرکز تربیوی پولیس هرات منفک شده‌اند»

۲ جوزا ۱۴۰۵، ۰۷:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

«در قوماندانی مرکز تربیوی پولیس هرات شش ماه می‌شود که یک قوماندان جدید تعیین شده است. در همین شش ماه، چندین تن از استادان مسلکی این مرکز را به فرمان ۵۵۵۹ رهبر طالبان منفک کرده و به‌جای آنان، فامیل‌ها و افراد خود را که از هلمند آورده، جابه‌جا می‌کند.

این کار ادامه دارد و او نیت دارد تمام کارمندان سابقه‌دار را با همین فرمان منفک کند.

امید است این موضوع رسانه‌ای شود تا به گوش مسئولان بالا برسد و شاید جلو این کار گرفته شود.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک مهاجر افغان در ترکیه: «در کمپ آیدین، خانواده‌ها را از هم جدا می‌سازند»

۲ جوزا ۱۴۰۵، ۰۷:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)

«ده سال می‌شود که در شهر دنیزلی ترکیه زندگی می‌کنم. از ولایت غزنی و هزاره هستم. اسمم را نمی‌توانم بگویم، به‌خاطر امنیت، مرا مرادزاده صدا می‌کنند. من پولیس بودم و همه مدارکم را تحویل دادم. وقتی از من در سال ۲۰۲۲ مصاحبه گرفتند، نتیجه آن را در سال ۲۰۲۴ برایم گفتند و ردم کردند.

کیملیک، یا کارت اقامت موقت، داشتم، اما کارت من و خانواده‌ام را باطل کردند. سپس مرا همراه با خانمم، پسر ده ساله‌ام و دختر پنج ساله‌ام به اداره امنیت دنیزلی بردند. مدتی در نظارت‌خانه آن‌جا بودیم و بعد ما را به کمپ آیدین منتقل کردند.
وقتی وارد کمپ می‌شوی، احساس می‌کنی هیچ حقی برای انسان باقی نمانده است؛ نه حقوق بشر، نه حقوق انسانی و نه حتی حرمت یک مسلمان. خانواده‌ها را تا شش ماه و افراد مجرد را تا یک سال در آن‌جا نگه می‌دارند.
در کمپ، زنان را همراه با دختران‌شان در یک بلاک جداگانه نگهداری می‌کنند و مردان را از همسران‌شان جدا می‌سازند. پسران نه ساله و بالاتر نیز همراه پدران‌شان در بخش جداگانه نگهداری می‌شوند. اعضای خانواده فقط هر شش روز یک‌بار، آن هم برای ۴۵ دقیقه، اجازه ملاقات دارند.
در آن‌جا خانواده‌های افغان زیادی را دیدم که کودکان دو، سه یا چهار ساله داشتند. مادران نمی‌توانستند هر روز فرزندان خود را ببینند. پدران نیز حق نداشتند آزادانه همسر و فرزندان‌شان را ملاقات کنند.
من دو ماه در آن کمپ بودم. خانواده‌هایی هم بودند که چهار ماه از ماندن‌شان در کمپ گذشته بود. ما افغان‌ها ناچار شدیم اعتصاب غذایی کنیم و خواستیم که خانواده‌های افغان یا آزاد شوند یا به کمپ دیگری منتقل شوند تا دست‌کم در کنار خانواده‌های خود باشند.
پس از آن، ما را به استانبول انتقال دادند. دو روز بعد، به تاریخ ۲۰، از کمپ آنا اوتکوی استانبول آزاد شدم. اما پس از ما، دوباره خانواده‌های افغان را برای مجازات به کمپ آیدین می‌برند.
در آن‌جا برای حقوق کودک و حقوق انسانی هیچ ارزشی قایل نیستند.
لطفاً این موضوع را پیگیری کنید و صدای مردم بیچاره را به گوش کسانی برسانید که از حقوق بشر، حقوق کودک و حقوق زنان سخن می‌گویند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

باشنده ولسوالی شیوه بدخشان: «معدن طلا به جای رفاه بلای جان ما شده است»

۱ جوزا ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

«من از شیوه بدخشان می‌نویسم. سرزمینی اسماعیلیه‌نشین و آرمیده بر معدن طلا؛ و همین دو ویژگی، زندگی مردمش را به جهنمی خاموش بدل کرده است. متاسفانه این معاون بلای جان مردم بدخشان به ویژه مناطق اسماعلیه‌نشین شده است.

از یک‌سو، حکومت‌های محلی که نام «امارت اسلامی» را بر خود نهاده‌اند و دم از عدالت، مسلمانی و حق مردم می‌زنند، زمین‌های زراعتی، علفچرها و منابع طبیعی این مردم را به تاراج برده‌اند؛ بی‌آنکه رنج، معیشت و آینده باشندگان این سرزمین برای‌شان اهمیتی داشته باشد. معدن طلا، به جای آنکه وسیله رفاه مردم باشد، به بلای جان‌شان تبدیل شده و حاصل سال‌ها زحمت و زندگی‌شان را نابود ساخته است.

از سوی دیگر، مردمی که تنها جرم‌شان اسماعیلی بودن است، نه صدایی در قدرت دارند و نه کسی برای دادخواهی‌شان باقی مانده است. چون سهمی در ساختار حکومت ندارند، درد و فریادشان نیز شنیده نمی‌شود و کسی بازخواست نمی‌گردد. فریادشان در سکوت کوه‌ها گم می‌شود و رنج‌شان به گوش هیچ محکمه و مسئولی نمی‌رسد.

در این سرزمین، بیش از شصت تن از افراد سرشناس و تأثیرگذار کشته شده‌اند و فضای ترس و خاموشی چنان گسترده است که دیگر کمتر کسی جرئت بلند کردن صدای خود را دارد. امروز پل، پلچک، برق و حتی مکتب این منطقه نیز در اثر فعالیت معدن‌کاران نابود شده است، اما با وجود این همه ویرانی، هنوز هیچ صدایی از درد مردم شنیده نمی‌شود.

دین، در دست این حکومت، دیگر نه وسیله عدالت و انسانیت، بلکه فقط ابزاری برای حفظ قدرت و جلوگیری از اعتراض مردم شده است تا غریبان، به جای فریاد بر ظلم و بی‌عدالتی، خاموش بمانند و رنج‌شان را سرنوشت خود بدانند. برای این مردم، دین بیشتر به تسلای دروغین دل‌های خسته تبدیل شده است تا پناهی برای عدالت و کرامت انسانی.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»