«کشفک در غور حاصلات مردم را از بین برده است»

«امسال در افغانستان سیلهای مدهش و ویرانگر خسارات هنگفت مالی و جانی برجا گذاشت. حالا متأسفانه در ولایت غور یک حشره خطرناک پیدا شده است که بعضیها آن را کشفک و بعضی کشفک میگویند.»

«امسال در افغانستان سیلهای مدهش و ویرانگر خسارات هنگفت مالی و جانی برجا گذاشت. حالا متأسفانه در ولایت غور یک حشره خطرناک پیدا شده است که بعضیها آن را کشفک و بعضی کشفک میگویند.»
از یک مشکل که نجات مییابیم، باز مشکل دیگری دامنگیر ما میشود. نمیدانم تقدیر ما چنین است یا روزگار در حق ما جفا میکند.
این حشره شباهت زیادی به ملخ دارد.
متاسفانه کشاورزان غور که وضعیت مناسبی هم ندارند حالا باید بار ضرر ناشی از این حشره را به دوش بکشند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»

«من یک مادر از هرات هستم و فرزان بیماری دارم که در خانه نیاز به نان و دوا دارند. من یک دوکان کوچک خیاطی داشتم، اما دوکانم از سوی امر به معروف بسته شد. از سوی امر به معروف به من گفته شد که زن حق کار در بیرون و دکانداری را ندارد.
خیلی تلاش کردم با آنها گفتوگو کنم، بسیار گریه کردم و بسیار اصرار کردم اما قبول نکردند و حتا خشونت کردند.
حالا شما قضاوت کنید که من باید چه کار کنم. من یک مادر تنها هستم که جز خدا دیگر راهی ندارم. خودم از تشویش زیاد مریض شدهام و فشار عصبی پیدا کردهام.
لطفا صدای مرا به گوش مسئولان برسانید.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«یک عضو خانواده ما در ولایت فاریاب، ولسوالی پشتونکوت، قریه سرحوض، در آببند غرق شده است. امروز روز چهارم است، اما جسد عزیز ما هنوز از آب بیرون آورده نشده است.
ما این موضوع را به مقامهای بلندپایه کشور و ادارههای مربوط در ولایت گزارش دادهایم، اما متأسفانه با بیتوجهی روبهرو شدهایم. از تیمهای دولتی شناوری و نجات نیز درخواست کمک کردهایم، اما آنها هم پاسخ مثبتی ندادهاند.
چهار روز است که با هزینه شخصی خود نیرو و تجهیزات مختلف، از جمله دوربینهای ضدآب و هر وسیلهای را که در توان و فکر ما بوده، تهیه و استفاده کردهایم، اما تاکنون هیچ نتیجهای به دست نیامده است.
حق انسانی و بشری ما نادیده گرفته شده و خانواده ما در وضعیت بسیار دشوار و دردناکی قرار دارد.
از مردم افغانستان میخواهیم صدای ما را بشنوند و این پیام را به گوش مسئولان و مردم برسانند تا هرچه زودتر برای یافتن و بیرون آوردن این جسد همکاری و اقدام لازم صورت گیرد.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من چهار ماه در زندان طالبان بودم، به جرم اینکه حق آموزش را برای دختران افغانستان میخواستم. طالبان نهتنها در زندانهایش سختترین شکنجهها را دارد، بلکه بیشتر شبیه یک باند اختطافگری برخورد میکند. وقتی افراد را دستگیر میکند، حتی بهآسانی اجازه تماس با خانواده را نمیدهد.
وقتی توسط استخبارات طالبان در کابل 'ربوده شدم' ۴۵ روز درباره زنده بودن و محل نگهداری من به خانوادهام هیچ اطلاعاتی داده نشد.
حتی خانواده من فکر میکرد که شاید قبر من بینشان باشد و از زنده بودن من کاملاً ناامید شده بود.
طالبان برای ۴۵ روز به من اجازه تماس نداد و این برایم شبیه این بود که گویا ربوده شدهام.
ملاقات حضوری من بعد از دو ماه اجازه داده شد و توانستم خانوادهام را پشت شیشههای زرهی ملاقات کنم.
طالبان میگوید در زندانهایش شکنجه نیست، اما من خودم شاهد عینی شکنجه بودم.
دیدم که چگونه با چشمهای بسته و دستهای بسته مرا شکنجه میکرد. افراد طالبان چنان مرا شکنجه کردند که پس از سه سال آزادی، هنوز درد و آثار این شکنجه با من است و در هر جایی باشد، میتوانم از شکنجههای وحشیانه آنها سخن بگویم.
من حتی افرادی را دیدم که زخمهای بدنشان در بدترین حالت بود، اما در زندان نگهداری میشدند. فردی را دیدم که استخوان انگشت خود را با دست دیگرش از میان زخمها بیرون کشید.
فردی را دیدم که پایش تازه جراحی شده بود، چون زخمی شده بود. او را با ابزار و لباس شفاخانه در زندان انداخته بودند و حتی توان رفتن به تشناب را نداشت.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«پروسه سرکسازی در کابل بسیار به کندی به پیش میرود. ساحاتی که برنامه ساخت آنها پنج ماه تعیین شده، با گذشت شش ماه هنوز هم ساخته نشده است. گردوخاک و آلودگی هوا برای همه شهروندان در آن ساحات به یک مشکل جدی تبدیل شده است.
نمونه آن سرک دانشگاه کابل است که از سیلو شروع میشود و تا چهارراهی دهبوری ادامه دارد.
این مسیر دو کیلومتر هم نیست، اما شش ماه است که کار آن جریان دارد و هنوز هم ۴۰ درصد آن تکمیل نشده است.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«با توجه به افشای اسناد ما توسط وزارت دفاع بریتانیا و شرایط امنیتی موجود، من و اعضای خانوادهام نگرانی جدی در مورد امنیت و مصونیت خود داریم.
همچنین گزارشها و اطلاعاتی دریافت کردهایم که نشان میدهد افراد مرتبط با این پروندهها ممکن است توسط استخبارات و پولیس طالبان شناسایی، جستوجو و تعقیب شوند.
وضعیت امنیتی و اقتصادی ما بسیار دشوار است. علاوه بر این، افرادی با همکاری وکیل محل، کوچه، در جستوجوی من هستند و این موضوع نگرانیهای ما را دوچندان کرده است.
از شما تقاضا داریم صدای ما را به گوش مسئولان و نهادهای مربوطه برسانید و به وضعیت من و خانوادهام توجه شود.
لطفاً در انعکاس این موضوع و رساندن صدای ما همکاری نمایید.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»