مربای مادر رئیس استخبارات بریتانیا که دل کرزی را برد
الکس یانگر، رئیس سابق سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا در ۶۲ سالگی درگذشت. با مرگ او، ماجرای دیپلوماسی عجیبش با حامد کرزی بار دیگر رسانهای شد.
آقای یانگر برای نزدیک شدن به حامد کرزی و جلب اعتمادش، مربای خانگی دستپخت مادرزن خود را برای او فرستاده بود تا بخشی از صبحانهاش شود.
براساس این روایت او در دوره ماموریتش به عنوان مقام ارشد سازمان استخبارات بریتانیا در افغانستان، پس از اطلاع از علاقه حامد کرزی، رئیسجمهور سابق افغانستان به مربا در چای، با اقدامی شخصی برای نزدیکی به او تلاش کرد.
الکس یانگر، رئیس پیشین سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا از چهرههای ارشد دستگاه اطلاعاتی این کشور بود که بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ این نهاد را اداره کرد.
او در دورهای ریاست این سازمان را برعهده داشت که با چالشهای مهم امنیتی از جمله ظهور داعش، تنش با روسیه و روند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا همزمان بود.
آقای یانگر پیش از رسیدن به ریاست این سازمان، در حوزههای مختلف امنیتی از جمله عملیات ضدتروریسم و مدیریت شبکههای اطلاعاتی خارجی فعالیت داشت.
او در سال ۲۰۱۹ لقب شوالیه دریافت کرد و پس از بازنشستگی از خدمات دولتی به فعالیت در بخش خصوصی، از جمله مشاوره در بانک گلدمن ساکس، پرداخت.
الکس یانگر روز چهارشنبه، ۱۴ جوزا پس از درمان سرطان در سن ۶۲ سالگی درگذشت.
پولیس آلمان اعلام کرد که یک مرد ۴۰ ساله افغان در شهر هرشینگ ایالت بایرن پس از درگیری با مرد دیگری در یک کمپ پناهجویان، بر اثر جراحات ناشی از ضربات چاقو جان باخته است.
به گفته پولیس، یک پناهجوی افغان به ظن دست داشتن در این رویداد بازداشت شده و تحقیقات درباره انگیزه آن ادامه دارد.
رسانههای آلمانی روز پنجشنبه گزارش دادند که این دو پناهجوی افغان در یک مرکز اسکان پناهجویان با یکدیگر درگیر شدند. براساس یافتههای اولیه پولیس، مرد ۳۶ ساله در جریان این مشاجره چاقو کشیده و چندین بار به مرد دیگر ضربه زده است.
قربانی از ناحیه سر و قفسه سینه به شدت زخمی شد. شاهدان با خدمات امدادی و پولیس تماس گرفتند اما این مرد با وجود تلاش پزشکان برای نجات جانش، در شفاخانه جان باخت.
ماموران پولیس مظنون را بدون هیچگونه مقاومتی در کانتینر محل اقامتش بازداشت کردند.
یک قاضی دستور بازداشت موقت او را صادر کرد و این فرد به زندان انتقال یافت. پولیس جنایی و دادستانی تحقیقات جداگانهای را درباره انگیزه و جزئیات این رویداد آغاز کردهاند.
در ماه دلو سال گذشته خورشیدی نیز یک مرد افغان در هامبورگ آلمان به ضرب چاقو کشته شده بود.
منابع محلی در اسپینبولدک میگویند که بسته ماندن مرز میان افغانستان و پاکستان و اجباری شدن پاسپورت برای سفر میان دو کشور باعث گسترش قاچاق انسان در این مسیر شده است.
به گفته منابع، شبکههای غیرقانونی با دریافت مبالغ هنگفت، عبور افراد را در دو سوی مرز تسهیل میکنند.
منابع محلی در اسپینبولدک و افرادی که از مسیرهای غیرقانونی به پاکستان رفتهاند به افغانستان اینترنشنال گفتند که آنها مجبور شدند با پرداخت مبالغ هنگفت به شبکههای قاچاق انسان روی بیاورند و میان دو کشور سفر کنند.
یکی از افرادی که از این طریق به پاکستان رفته است، گفت: «۱۳۰ هزار کلدار پاکستانی به یک قاچاقبر دادم تا مرا تا چمن برساند. این پول تنها به جیب یک نفر نمیرود، بلکه در طول مسیر به افراد مختلف از جمله طالبان نیز پرداخت میشود.»
او مدعی شده است که فعالیت شبکههای قاچاق بدون همکاری برخی مسئولان محلی و افراد بانفوذ در دو سوی مرز امکانپذیر نیست.
طالبان و مقامهای اسلامآباد اما تاکنون درباره قاچاق انسان در مسیر افغانستان و پاکستان اظهار نظر نکردهاند.
طالبان بهگونه رسمی با قاچاق انسان مخالف هستند و گاهی برخی افراد را از مناطق مرزی بازمیگردانند اما در عبور و مرور بهگونه غیررسمی همچنان ادامه دارد.
یک منبع دیگر گفت: «مسافران عادی با محدودیتهای شدید مواجهاند اما قاچاقبران راههای خود را دارند و حتی با پرداخت پول، مردم را از مسیرهای عادی عبور میدهند و کسی پاسخگو نیست.»
بسته ماندن مرز میان دو کشور و محدودیتهای دیگر تاثیر مستقیم بر زندگی هزاران خانواده گذاشته است. بسیاری از ساکنان اسپینبولدک، چمن و مناطق اطراف روابط تجاری، درمانی و خانوادگی در دو سوی مرز دارند.
ساکنان محل میگویند محدودیت رفت و آمد قانونی هزاران کارگر را بیکار کرده و خانوادههایی را هم از هم جدا کرده است.
یک بزرگ قومی گفت: «مردم بیشترین آسیب را از این وضعیت میبینند. اکنون هم طالبان و هم طرف پاکستانی از قاچاق انسان سود میبرند.»
پس از درگیریهای مرزی نیروهای طالبان و پاکستان، اسلامآباد در ۲۰ میزان ۱۴۰۴ گذرگاههای مرزی تورخم و چمن را بست.
دفتر سازمان ملل روز جمعه ۱۵ جوزا، خبر مرگ فرشته عمادی، کارمند صندوق جمعیت سازمان ملل در کابل را تایید کرد.
این دفتر در پاسخ به پرسش افغانستان اینترنشنال گفت که از مرگ خانم عمادی متاسف و سوگوار است اما از ارائه اطلاعات بیشتر درباره عوامل و چگونگی مرگ او خودداری کرد.
در روزهای گذشته گزارشهایی درباره قتل این کارمند سازمان ملل در شبکههای اجتماعی منتشر شده بود.
دفتر سازمان ملل در کابل در بیانیهای گفت: «از درگذشت خانم فرشته عمادی، یکی از اعضای ارزشمند خانواده صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، ابراز تأسف و سوگواری میکند. جای خالی او بسیار احساس خواهد شد.» این دفتر با ابراز صمیمانهترین تسلیتهای خود خواهان حفظ حریم خصوصی خانواده خانم عمادی شد.
تاکنون طالبان در این مورد ابراز نظر نکرده و اطلاعات بیشتری در این مورد منتشر نشده است
جبهه آزادی افغانستان با نشر پیامی، درگذشت آیتالله محمد اسحاق فیاض، از مراجع برجسته شیعیان جهان و از چهرههای علمی و دینی سرشناس افغانستان را تسلیت گفت.
در این پیام که روز پنجشنبه، ۱۴ جوزا ۱۴۰۵ منتشر شد، جبهه آزادی افغانستان از آیتالله فیاض به عنوان یکی از معدود شخصیتهای دینی معاصر یاد کرده که «اعتبار و نفوذ خود را نه از قدرت سیاسی، بلکه از دانش، اخلاق، اعتدال و استقلال فکری» به دست آورده بود.
در این بیانیه آمده است که آیتالله فیاض در طول دههها فعالیت علمی، نماینده قرائتی از اسلام بود که بر عقلانیت، مدارا، پرهیز از افراطگرایی، احترام به کرامت انسانی و مسئولیتپذیری اخلاقی تأکید داشت.
جبهه آزادی افزوده است که میراث فکری و معنوی او نشان میدهد دین میتواند زمینهساز همزیستی، اعتدال و تفاهم باشد، نه ابزاری برای تبعیض و محدود کردن حقوق و آزادیهای بنیادین انسانها.
جبهه آزادی افغانستان در ادامه با اشاره به وضعیت کنونی افغانستان گفته است که در شرایطی که زنان از حقوق اساسی خود محروم شدهاند و پیروان مذاهب و گروههای مختلف مذهبی و قومی نسبت به آینده خود نگرانی دارند، فقدان شخصیتهایی چون آیتالله فیاض بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
در این پیام همچنین تأکید شده است که آیتالله فیاض به عنوان یکی از برجستهترین عالمان دینی برخاسته از افغانستان، نماد ظرفیتهای علمی، فرهنگی و تمدنی مردم این کشور بود و زندگی او نشان داد که افغانستان میتواند خاستگاه اندیشهورزانی باشد که پیام آنان دانش، اعتدال و همزیستی است.
جبهه آزادی افغانستان افزوده است که جامعه افغانستان بیش از هر زمان دیگر به صداهای خردمندانه، معتدل و مسئولیتپذیر نیاز دارد؛ صداهایی که به گفته این جبهه در برابر افراطگرایی و انحصارطلبی ایستادگی کنند و از حق آموزش، کرامت انسانی، آزادیهای اساسی و مشارکت برابر همه شهروندان دفاع کنند.
آیتالله محمد اسحاق فیاض روز گذشته در نجف عراق درگذشت و حکومت عراق به مناسبت مرگ او سه روز عزای عمومی اعلام کرد.
رهبران عراق، رئیسجمهور ایران، روسای جمهور پیشین افغانستان و شماری از شخصیتهای سیاسی افغان نیز درگذشت این روحانی را تسلیت گفتند.
همزمان با روز جهانی محیط زیست، گزارشهای نهادهای ملی و بینالمللی نشان میدهند که بحران اقلیمی و تخریب منابع طبیعی در افغانستان به یکی از جدیترین تهدیدها برای بقا، ثبات و امنیت این کشور تبدیل شده است.
این بحران در حال گسترش است و پیامدهای آن از نابودی زراعت و کاهش منابع آبی تا افزایش فقر، آوارگی و مهاجرت را در بر میگیرد.
افغانستان با مجموعهای از چالشهای زیستمحیطی از جمله خشکسالیهای پیدرپی، کاهش پوشش جنگلی و چراگاهها، آلودگی آب و هوا، فرسایش خاک، ذوب شتابان یخچالهای طبیعی هندوکش و آسیبهای ناشی از استخراج غیرمعیاری معادن روبهرو است. تغییرات اقلیمی، دههها جنگ، رشد جمعیت و ضعف مدیریت منابع طبیعی، این مشکلات را به بحرانی فراگیر تبدیل کرده است.
کودکان بیشترین تاثیر را از بحران محیط زیستی متحمل میشوند
خطر خشکشدن منابع آبی کابل
یکی از ملموسترین جلوههای این بحران در کابل دیده میشود. گسترش ساختوسازهای غیرمعیاری، بتونریزی گسترده، حفر چاههای عمیق، سیستم ناکارآمد کانالیزاسیون و افزایش جمعیت، فشار بیسابقهای بر منابع آب زیرزمینی پایتخت وارد کرده است.
گروه بینالمللی بحران هشدار داده است که در صورت ادامه روند کنونی، منابع آب زیرزمینی کابل ممکن است تا سال ۲۰۳۰ بهطور کامل تخلیه شوند. نشانههای این بحران از هماکنون آشکار است؛ بهگونهای که سطح آبهای زیرزمینی در بسیاری مناطق بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
کاظم همایون، کارشناس محیط زیست، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت کابل در کمتر از سه دهه از شهری با منابع آبی نسبتاً پایدار به یکی از آسیبپذیرترین شهرهای منطقه تبدیل شده است.
او هشدار داد که در صورت تداوم وضعیت موجود، تا سال ۲۰۳۰ یا حتی زودتر، بخشهایی از کابل از جمله دشت برچی، کارته چهار، خواجهرواش، تایمنی، شرکت، ده افغانان، شهرنو و مناطق پیرامونی با خشکشدن گسترده چاههای آب مواجه خواهند شد.
به گفته او، خطر کاهش شدید ذخایر آب زیرزمینی تنها به کابل محدود نیست و شهرهایی مانند هرات و مزار شریف نیز با چالشهای مشابه روبهرو هستند.
در کنار بحران آب، یوناما از افزایش شدید آلودگی هوا در کابل، بهویژه در فصل زمستان، ابراز نگرانی کرده است. استفاده از زغالسنگ خام، سوختهای بیکیفیت، ترافیک سنگین و مدیریت ناکارآمد زبالهها از عوامل اصلی این وضعیت عنوان شدهاند.
کارشناسان میگویند ادامه این روند میتواند خطر ابتلا به بیماریهای تنفسی، سرطان و سایر مشکلات جدی سلامت را افزایش دهد.
خشکسالی و سیلاب؛ دو روی یک بحران
در خارج از کابل، تغییرات اقلیمی به شکل پدیدههای متضاد اما ویرانگر ظاهر شده است. پژوهش مؤسسه نروژی امور بینالمللی در اپریل ۲۰۲۶ نشان میدهد که نزدیک به ۸۰ درصد جمعیت افغانستان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به زراعت وابستهاند، اما افزایش دما و تغییر الگوهای بارندگی، خشکسالیهای مکرر و بیابانزایی را تشدید کرده است.
ولایتهای مرکزی، شمالی و شمالغربی کشور به دلیل شکنندگی محیطی و ظرفیت محدود مقابله با بحران، بیش از دیگر مناطق در معرض خشکسالی قرار دارند.
این وضعیت زندگی دهقانان را با دشواریهای فزاینده مواجه کرده است. در ولایتهای شرقی، از جمله ننگرهار، کاهش منابع آب و بیثباتی الگوهای بارندگی بارها به از بین رفتن محصولات زراعتی منجر شده و تنش بر سر منابع آب را افزایش داده است.
یکی از دهقانان ولسوالی گوشته ننگرهار به یوناما گفته است: «رودخانه ما دیگر قابل پیشبینی نیست؛ سال گذشته در اوج نیاز خشک شد و امسال سیلاب بخشی از محصولات ما را از بین برد.»
وضعیت در ولایتهای جنوبی از جمله قندهار، هلمند، نیمروز، زابل و ارزگان نیز نگرانکننده است. کاهش آبهای زیرزمینی و خشکشدن رودخانهها، سیستمهای سنتی آبیاری را با بحران روبهرو کرده است.
همزمان، مناطقی که سالها با خشکسالی دستوپنجه نرم کردهاند، اکنون شاهد سیلابهای ناگهانی و مخرب هستند. کارشناسان، جنگلزدایی گسترده در ولایتهایی مانند کنر، نورستان و لوگر را از عوامل تشدید خسارات ناشی از سیلابها میدانند.
استخراج معادن و جنگلزدایی
در کنار عوامل اقلیمی، بهرهبرداری غیرمعیاری از منابع طبیعی نیز به تشدید بحران زیستمحیطی دامن زده است.
رکود اقتصادی و محدودیتهای ناشی از تحریمها باعث شده استخراج معادن به یکی از منابع مهم درآمدی برای اداره طالبان تبدیل شود. این روند، به گسترش استخراج غیرمعیاری و افزایش فعالیت پیمانکاران داخلی و خارجی در بخش معدن انجامیده است.
گزارشهای محلی و ارزیابیهای یوناما نشان میدهد که استخراج بیرویه و قاچاق معادن در برخی مناطق، آسیبهای گستردهای به محیط زیست وارد کرده است. در ولایتهایی مانند تخار و بدخشان، بخشهایی از دامنههای کوهستانی و زمینهای زراعتی در جریان استخراج طلا و سنگهای قیمتی تخریب شدهاند.
کارشناسان هشدار میدهند که این فعالیتها علاوه بر از بین بردن پوشش گیاهی، خطر رانش زمین، سیلاب و آلودگی منابع آب را افزایش داده است.
همزمان، جنگلزدایی در شرق کشور نیز یکی از مهمترین سپرهای طبیعی افغانستان در برابر بلایای طبیعی را تضعیف کرده است.
پیامدهای انسانی بحران
بحران زیستمحیطی افغانستان دیگر صرفاً یک مسئله محیط زیستی نیست، بلکه به یک چالش انسانی و اقتصادی تبدیل شده است.
از مهمترین پیامدهای این بحران میتوان به کاهش امنیت غذایی، افزایش فقر، آوارگی داخلی و مهاجرت اشاره کرد. خشکسالی، نابودی زمینهای زراعتی و کاهش تولیدات دامی، معیشت میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است.
مردم در برخی شهرها و روستاها به آشامیدنی صحی دسترسی ندارند.
همزمان، کمبود منابع آب و زمینهای قابل کشت در برخی مناطق به افزایش تنشهای محلی و رقابت بر سر منابع محدود منجر شده است.
مطالعات بینالمللی همچنین نشان میدهند که زنان و دختران بیش از دیگر گروهها از پیامدهای تغییرات اقلیمی آسیب میبینند. فرامین طالبان و محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی موجود، دسترسی آنان به منابع حمایتی و فرصتهای درآمدی را محدود کرده و آسیبپذیری آنها را در برابر بحرانهای اقلیمی افزایش داده است.
انزوای بینالمللی و چالش مقابله با بحران
بحران زیستمحیطی افغانستان در شرایطی تشدید شده که این کشور با محدودیتهای گسترده در تعاملات بینالمللی روبهرو است.
کارشناسان میگویند مقابله با تغییرات اقلیمی نیازمند دسترسی به منابع مالی، دانش فنی و همکاریهای بینالمللی است؛ اما افغانستان تحت کنترول طالبان در سالهای اخیر از بسیاری از نشستها و برنامههای جهانی مرتبط با اقلیم کنار مانده است.
در عین حال، اختلافنظر میان طالبان و جامعه جهانی درباره نحوه مدیریت و نظارت بر کمکهای بینالمللی، روند اجرای پروژههای توسعهای و زیستمحیطی را با دشواری روبهرو کرده است.
کشورهای کمککننده تأکید دارند که کمکهای توسعهای باید با سازوکارهای شفاف و مستقل مدیریت شود، در حالی که طالبان بر اجرای پروژهها از طریق ساختارهای حکومتی خود تأکید میکنند.
خشکسالی در افغانستان در حال نابود کردن محصولات کشاورزی و معیشت روستایی است
آیندهای نگرانکننده
بحران محیط زیستی از مهمترین بحرانهای جاری در افغانستان است. برخی ناظران خطر و تهدید آن را کمتر از تروریسم و هراسافکنی نمیدانند. با این حال، جامعه بینالمللی به این بحران خاموش در افغانستان کمتر توجه کرده است.
کارشناسان محیط زیست بر ضرورت تدوین یک راهبرد ملی برای مدیریت منابع طبیعی، حفاظت از آبهای زیرزمینی، توسعه پروژههای تغذیه مصنوعی آبخوانها، بهبود مدیریت آبهای سطحی و افزایش آگاهی عمومی تأکید میکنند.
با این حال، محدودیت منابع مالی، کمبود نیروی متخصص، ادامه استخراج غیرمعیاری معادن، رشد بیبرنامه شهرها و کاهش همکاریهای بینالمللی، چشمانداز بهبود وضعیت را در کوتاهمدت دشوار ساخته است.
بسیاری از کارشناسان هشدار میدهند که در صورت ادامه روند کنونی، افغانستان با بحرانهای گستردهتر زیستمحیطی، اقتصادی و انسانی روبهرو خواهد شد؛ بحرانی که پیامدهای آن میتواند برای دههها بر زندگی میلیونها شهروند سایه بیفکند.