• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

«نگهبانان سفیدپوش قانون دهکده را اجرا می‌کردند»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

«من به تازگی له کابل سفر کردم، تمام عمرم مهاجر بودم. کارم نویسندگی است و در حال نوشتن کتابی در خصوص دختران افغان هستم. بادیدن واقعه تلخ هرات، تنها کاری که در حال حاضر می‌توانم انجام بدهم به اشتراک گذاشتن متنی است که نوشتم»

ابتدای بهار بود. همان‌طور که شکوفه‌ها و چمنزارها می‌روییدند، کودکان به مکاتب می‌رفتند. مابین آن سرزمین‌ها دهکده‌ای بود به نام افغانستان. سرزمین کوچکی بود، اما مستقل از دیگر ملک‌ها.

در آن بهار زیبا، آن‌جا فقط مردان حکومت می‌کردند. آن‌ها کار می‌کردند و اتفاقا مثل سایر مردان جهان زن و فرزند داشتند، ولی حکومت برای جنس مذکر بود.

آن‌ها برای زن‌هایشان نان و پوشاک تهیه می‌کردند. دیگر زنان نیازی به کار نداشتند. آن‌ها پایشان را از خانه بیرون نمی‌گذاشتند. در آن دهکده بوی قدرت نگهبانان سفیدپوش به‌خوبی استشمام می‌شد.

اگر احیانا اشتباها زنی بدون چادر بیرون می‌کرد، قانون حکم می‌کرد نگهبانان دهکده حق داشتند او را زیر پاهایشان آن‌قدر بزنند تا مثل مرغ سرکنده جان دهد.

آن‌جا قانون دیگری هم وجود داشت. می‌توانستند زنان اسیر و زناکار را به بردگی گرفته و به آن‌ها تجاوز کنند تا سنگسار کنند. ولی جالب‌تر اینکه بعد از مرگ، برایشان مقبره‌ای محترم می‌ساختند.

آن‌جا زنان ملک‌های قدرتمند حقارت و اسارت بودند.

مردان بهار آن دهکده را دوست داشتند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

جنگ طلا؛ رهبر طالبان فرمانی درباره زرشویی صادر کرد
۱
اختصاصی

جنگ طلا؛ رهبر طالبان فرمانی درباره زرشویی صادر کرد

۲

سازمان کردستانی: یک مقام طالبان در سرپل 'مادر و دختر کُرد ایرانی را کشته است'

۳

یک نظامی پیشین در غور ترور شد

۴

سخنگوی طالبان می‌گوید به پرونده مرد زخمی در حادثه با مقام محلی قندوز رسیدگی شده است

۵

هبت‌الله استفاده از موبایل‌های هوشمند را برای کارمندان دولتی ممنوع کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

یک زن از افغانستان: «دروازه‌های زندگی را به روی زن و مرد بسته‌اند»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)
یک زن از افغانستان: «دروازه‌های زندگی را به روی زن و مرد بسته‌اند»
100%

«در کشور ما مشکل از حجاب نیست. طالبان به دنبال بی‌عزت کردن زنان و دختران وطن ما است. دانه‌دانه دروازه‌های زندگی را روی ما می‌بندد و کورکورانه ما را به نام دین خاموش می‌کند. آن‌ها شیطانی هستند که می‌خواهند زندگی را بر مسلمانان حرام کنند.

لطفا و خواهشا جهان را از وضعیت ما بیدار کنید و کمک بخواهید. ما از نسل یزید نیستیم که این‌قدر بسوزیم.

پنج سال است که زن و مرد همه با هم می‌سوزیم و کسی نمی‌شود.

ما پیروان محمدیم و باور داریم که خدا اختیار جزا و پاداش ما را دارد.

طالبان ما را عذاب می‌دهند. امیدوارم عذاب الهی تک‌تک‌شان را بلرزاند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

باشنده هرات: شهر ما رنگ دیگری به خود گرفته است

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
باشنده هرات: شهر ما رنگ دیگری به خود گرفته است
100%

«این روزها شهر هرات رنگ دیگری به خود گرفته است. مردم در فضایی سنگین، غریب و آکنده از اضطراب نفس می‌کشند. گویی دیوی سیاه با چنگال‌های آهنین، گلوی این شهر و مردمانش را می‌فشارد. حتی صدای هرم‌گون و ممتد بادهای یک‌صد و بیست‌روزه نیز بوی خفگی و اندوه می‌دهد.

در این فضای خفقان‌آلود، دیگر آواز پرندگان نیز طنین شور و شادی ندارد. شام‌های هرات، که روزگاری با روشنایی و زیبایی دل‌انگیزش شهره بود، اکنون رنگ و روی خود را باخته است. بازارهای شهر از جنب‌وجوش، هیاهو و رونق همیشگی خرید و فروش تهی شده‌اند و سکوتی سنگین بر چهره آن‌ها سایه افکنده است.

زنان این سرزمین دیگر جرئت بیرون آمدن از خانه را ندارند. دختران پاک و معصوم این شهر، پشت قفس‌های پولادین جهل، تعصب و تنگ‌اندیشی گرفتار مانده‌اند و بی‌آن‌که جرمی مرتکب شده باشند، به اسارت کشیده شده‌اند.

اندوه و هراس را می‌توان به‌روشنی در چشمان معصوم کودکان این دیار نیز مشاهده کرد. کودکانی بی‌گناه که برخی از آنان شاهد بوده‌اند چگونه مادران یا خواهرانشان در برابر دیدگانشان، به دست دیوهای انسان‌نمایی با جامه‌های سفید، به زور و اجبار از آغوش خانواده جدا شده‌اند.

فضا، فضایی سنگین و هولناک است. چنان‌که گویی روح شهر به خاموشی گراییده است. همه نگران‌اند، همه مشوش‌اند و این پرسش تلخ ذهن‌ها را می‌آزارد که: بر سر زنان و دختران مسلمان، محجبه، عفیف و پاکدامن این شهر چه خواهد آمد؟

سکوتی سنگین بر همه‌جا حکم‌فرماست. از در و دیوار، ترسی آمیخته با تأسف، حسرت و نگرانی می‌بارد. هرات، این شهر کهن و پرافتخار، امروز در هاله‌ای از ابهام و بیم فرو رفته است و مردمانش چشم‌انتظار فردایی هستند که نمی‌دانند چه سرنوشتی را برای آنان رقم خواهد زد.

راستی، سرانجام چه خواهد شد؟»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک دختر از هرات: «امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر کاهش یافته بود»

۱۹ جوزا ۱۴۰۵، ۰۶:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
یک دختر از هرات: «امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر کاهش یافته بود»
100%

«خواستم احوالی از امروز خودم و هم‌دوره‌هایم را برایتان بنویسم. من به شمول جمعی از خواهران در یک مرکز آموزشی، برنامه‌های مرتبط با موضوعات صحی را فرامی‌گیریم.

امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر تقلیل یافته بود.

همگی ناامید، پژمرده و اندوهگین!

هر کسی از دستگیری روایتی داشت.

دخترعمه یکی از دختران صنف که قرار است فرداشب عروسی‌اش باشد نیز در وقت خرید عروسی بازداشت شده و با هزاران اصرار و حتی ضمانت آزاد نشده است.

همه این‌ها به کنار، یکی از منسوبان امر به معروف به ما سه نفر اجازه عبور از سرک چوک سینما را نداد.

چرا که چادر نماز یکی از دخترها گل‌های سرخ روشن داشت و چادر نماز گل‌گلی بود!»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک باشنده جلال‌آباد: «کرایه خانه‌ها به‌گونه بی‌پیشینه افزایش یافته است»

۱۷ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
یک باشنده جلال‌آباد: «کرایه خانه‌ها به‌گونه بی‌پیشینه افزایش یافته است»
100%

«من یکی از باشندگان شهر جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار، هستم. می‌خواهم در مورد کرایه خانه‌ها بگویم که به‌گونه بی‌پیشینه افزایش یافته است. کرایه خانه‌ها به حدی بالا رفته که کرایه یک خانه سه‌اتاقه حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار افغانی است و در کنار آن، مقدار پول پیش‌پرداخت هم خواسته می‌شود.

یک مهاجر که تازه وارد کشور شده و هیچ شغلی ندارد، یا یک معلم که بیشترین معاش او ۱۲ هزار افغانی است، چطور می‌تواند این کرایه را بپردازد؟

مگر این‌که در ماه فقط چهار روز نان بخورد، از بیماری جان بدهد، اما به داکتر مراجعه نکند و همین‌طور از دیگر نیازهای زندگی بگذرد.

صاحبان خانه‌ها، لطفا کمی ترحم داشته باشید.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«مردم را از تنها منبع درآمدشان محروم نکنید»

۱۷ جوزا ۱۴۰۵، ۲۰:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
«مردم را از تنها منبع درآمدشان محروم نکنید»
100%

«بیکاری و فقر سال‌هاست که همدم ناخواسته و بار سنگینی بر شانه‌های خسته و رنج‌دیده مردم دروازهای بدخشان بوده است. مردمی که در اثر نبود فرصت‌های شغلی و تنگناهای اقتصادی، ناگزیر شدند برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی به سنگ‌شکافی و ریگ‌شویی روی آورند.

با این حال، گفته می‌شود که مقام‌های مسئول، از جمله والی و رئیس معدن، به بهانه‌های مختلف مانع ادامه فعالیت این مردم شده‌اند. بر اساس برخی گزارش‌ها، هدف اصلی از این ممانعت، واگذاری و تصاحب کارگاه‌هایی است که مردم محلی با تحمل زحمات فراوان و صرف هزینه‌های سنگین ایجاد کرده‌اند. این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که در برخی ولسوالی‌های دیگر نیز فعالیت‌های مشابه از دست مردم بومی گرفته شده و به افراد غیربومی سپرده شده است.

این در حالی است که کارگاه‌های موجود در دروازها، با وجود همه هزینه‌ها و رنج‌های طاقت‌فرسا، هنوز در سطحی ابتدایی قرار دارند و درآمد ناچیزی برای مردم فراهم می‌کنند. مردم دروازها عملا منبع درآمد دیگری در اختیار ندارند. در گذشته، بسیاری از آنان برای تأمین معاش خانواده‌های خود ناچار به مهاجرت کاری به ایران بودند و با تحمل دشواری‌ها و مشقت‌های فراوان، تنها زندگی بخور و نمیری را سپری می‌کردند.

انتظار می‌رود مسئولان محترم، به جای ایجاد محدودیت برای اندک فرصت‌های معیشتی مردم، توجه بیشتری به مشکلات اساسی و دیرینه دروازها داشته باشند. مشکلاتی چون نبود فرصت‌های شغلی، فقر گسترده، کمبود زیرساخت‌های اقتصادی و وضعیت نامناسب جاده ارتباطی دروازها با مرکز ولایت که هر سال جان ده‌ها تن را می‌گیرد و خانواده‌های بسیاری را داغدار می‌سازد.

مردم دروازها بیش از هر چیز به حمایت، توسعه و ایجاد فرصت‌های پایدار اقتصادی نیاز دارند، نه محروم شدن از همان امکانات اندکی که با زحمت و سختی فراوان برای خود فراهم کرده‌اند. انتظار و خواست برحق مردم این است که هرچه زودتر زمینه ازسرگیری فعالیت‌های کاری برای مردم دروازها فراهم شود و نگرانی‌ها و تشویش‌های موجود برطرف گردد. محروم ساختن مردم از تنها منبع درآمدشان، نه تنها مشکلات معیشتی را تشدید می‌کند، بلکه می‌تواند پیامدهای ناگواری برای آینده خانواده‌های بسیاری در پی داشته باشد.

تجربه نشان داده است که فقر، بیکاری و ناامیدی، زمینه‌ساز بسیاری از آسیب‌های اجتماعی و ناهنجاری‌ها می‌شود. از همین رو، رسیدگی عادلانه و مسئولانه به مطالبات مردم، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه گامی مهم در راستای حفظ ثبات، همبستگی اجتماعی و اعتماد میان مردم و مسئولان است.

چنان‌که گفته‌اند: «به تنگ آید، به جنگ آید» و «وقت ضرورت چون نماند گریز، دست بگیرد سر شمشیر تیز». بنابراین، شایسته است پیش از آنکه مشکلات ابعاد گسترده‌تری پیدا کند، با تدبیر، عدالت و درایت، راه‌حلی مناسب برای رفع نگرانی‌های مردم جستجو شود.

زنده باد عدالت، برابری، همدلی و حمایت از حقوق مشروع و قانونی مردم.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»