در بسیاری از موارد، معیار اصلی برای استخدام و ارتقا، نه تخصص و تجربه، بلکه نزدیکی به حلقههای قدرت و روابط شخصی است.
وقتی شایستهسالاری قربانی اندیوالی شود، اداره دیگر متعلق به ملت نیست، بلکه به ملکیت حلقههای محدود قدرت تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، کارمند متخصص، اقتصاددان، حسابدار، مدیر باتجربه و نیروی حرفهای به حاشیه رانده میشود و جای او را کسانی میگیرند که مهمترین سرمایهشان نه دانش و تجربه، بلکه ارتباط با صاحبان قدرت است.
طالبان سالها از مبارزه با فساد سخن گفت، اما امروز منتقدان از خود میپرسند تفاوت میان فساد دیروز و رابطهبازی امروز چیست؟ اگر یک کارمند تنها بهدلیل وابستگی و نزدیکی به یک حلقه خاص به مقام برسد، نتیجه برای مردم چه تفاوتی خواهد داشت؟ قربانی نهایی در هر دو حالت ملت افغانستان است.
در همین حال، فشار اقتصادی بر مردم هر روز سنگینتر میشود. از دکاندار گرفته تا راننده، از کارگر گرفته تا سرمایهگذار، همه زیر بار مالیاتها، تعرفهها و مشکلات اقتصادی قرار دارند.
مردم از خود میپرسند این همه درآمد و این همه فشار اقتصادی در نهایت چگونه به بهبود زندگی شهروندان منجر میشود؟ چرا هنوز فقر، بیکاری و ناامیدی گسترده است؟ چرا جوانان راه مهاجرت را انتخاب میکنند و خانوادهها برای تامین ابتداییترین نیازهای زندگی خود درماندهاند؟
مشکل اصلی این است که حکومتی که خود را اسلامی مینامد، بیش از هر چیز باید عدالت را به نمایش بگذارد. عدالت تنها در شعار معنا ندارد. عدالت یعنی قانون برای همه یکسان باشد، فرصت برای همه یکسان باشد و معیار انتخاب افراد تخصص و شایستگی باشد، نه وابستگی و نزدیکی به قدرت.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به مدیران متخصص، اقتصاددانان حرفهای، حسابداران باتجربه و نهادهای پاسخگو نیاز دارد. کشوری که متخصصان خود را کنار بزند و روابط را جایگزین شایستگی کند، در واقع آینده خود را قربانی میکند.
مردم افغانستان از جنگ خستهاند، از فقر خستهاند و از وعدههای تکراری نیز خسته شدهاند. آنچه مردم میخواهند نه شعار، بلکه عدالت است، نه امتیاز برای عدهای محدود، بلکه فرصت برابر برای همه، نه حکومت حلقهها، بلکه حکومت قانون.
تاریخ بارها ثابت کرده است که هیچ قدرتی با تکیه بر تبعیض، انحصار و حذف دیگران نتوانسته اعتماد پایدار مردم را به دست آورد.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»