عفو بینالملل: بازگشتکنندگان افغان با نقض حقوق بشر روبهرو هستند
سازمان عفو بینالملل در روز جهانی پناهندگان گفت که میلیونها افغان در سراسر جهان با اخراج مواجهاند و روند بازگرداندن اجباری آنها در حال افزایش است.
این سازمان میگوید که مهاجران افغان پس از بازگشت به افغانستان با شدیدترین بحران انسانی جهان و نقض حقوق بشر روبهرو هستند.
عفو بینالملل شنبه، ۳۰ جوزا در بیانیهای نوشت که مهاجران افغان در برخی از کشورهای میزبان با بازداشت خودسرانه، جدایی از خانواده مواجهاند. این سازمان تاکید کرد که پس از باگشت نیز، زندگی آنها را خطرات مختلف در افغانستان تهدید میکند.
فقر، بیکاری، ممنوعیت آموزش، آوارگی، نبود امکانات و خدمات ضروری در افغانستان از مشکلات سر راه بازگشتکنندگان افغان است.
سازمان عفو بینالملل از کشورهای جهان خواست اخراج غیرقانونی مهاجران افغان را متوقف کنند. این نهاد تاکید کرد که باید از افراد نیازمند طبق قوانین بینالمللی حقوق بشر محافظت شود.
بربنیاد گزارشهای ملل متحد، در حال حاضر دستکم ۲۱ میلیون افغان نیازمند کمکهای بشردوستانه هستند. ملل متحد هشدار داده که بازگشت بیرویه مهاجران افغان وضعیت بشری در این کشور را وخیمتر کرده است.
شماری از شهروندان در ولایتهای کابل، غزنی و هرات میگویند که افراد طالبان با عزاداران محرم بدرفتاری و خشونت میکنند.
آنها به افغانستان اینترنشنال گفتند که نیروهای طالبان پرچمهای محرم را پایین میکنند و پارچههای سیاه مکانهای برگزاری مراسم عزاداری را پاره میکنند.
این شهروندان با فرستادن پیام و ویدیو به افغانستان اینترنشنال گفتند طالبان بار دیگر از برگزاری مراسم محرم جلوگیری میکند. آنها میگویند ماموران طالبان با عزاداران برخورد تحقیرآمیز و خشونتبار دارند.
اخیرا، شورای علمای شیعه افغانستان با انتشار بیانیهای از اداره طالبان خواست امنیت مراسم عزاداری را در سراسر کشور تأمین کند. این شورا بر فراهم شدن فضایی آرام، امن و عاری از هرگونه محدودیت برای برگزاری مراسم عاشورا تأکید کرده است.
یک باشنده دشتبرچی کابل گفت: «طالبان حقوق شیعیان را پایمال میکند و زندگی را برای آنها دشوار کرده است.» او افزود طالبان برخلاف تعهد و ادعاهایی که در رسانهها مطرح میکند، امسال نیز، برای برگزاری مراسم محرم محدودیتهای زیادی وضع کرده است.
یکی از باشندگان شهرک حاجقربان در منطقه شیدایی هرات گفت که ماموران طالبان عصر چهارشنبه ساکنان محل را وادار کردند که پرچمهای عزاداری محرم را پایین بیاورند.
همزمان یک باشنده دشتبرچی کابل گفت امر به معروف طالبان اوایل روز شنبه پرچمهای محرم را از دکانها، خانهها و مکانهای ویژه عزاداری جمعآوری کردند. او افزود که امر به معروف تمام نمادهای محرم را در برچی با زور و خشونت برچیده است.
شهروند دیگری از غزنی با فرستادن ویدیویی گفت: «ماموران طالبان جمعهشب طی گشت سیار تمامی پرچمها را پایین کشیدند سیاهپوشها را پاره کردند.»
این نخستین بار نیست که طالبان با عزاداران محرم در افغانستان بدرفتاری میکند. این گروه در نزدیک به پنج سال سلطه بر افغانستان بارها از برگزاری مراسم مذهبی شیعیان جلوگیری کرده و عزاداران را بازداشت کرده است.
پیشتر، سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، در نشست رهبری وزارت داخله این گروه بر اتخاذ تدابیر لازم برای تأمین امنیت شهروندان در جریان ماه محرم تأکید کرد.
در راهروی روشن یک شفاخانه در شمال کپنهاگن، مرد جوانی از اتاق کاری بیرون میشود با قرارداد کاری که امضای آن آسان نبود.
ماه دیگر، او قرار است همینجا، در یکی از بزرگترین شفاخانههای پایتخت دنمارک، روپوش سفید پزشکی به تن کند و کارش را در بخش قلب آغاز کند.
اما پشت این موفقیت، داستان طولانی نهفته است که از راهروهای مدرن کپنهاگن آغاز نمیشود؛ از جایی بسیار دورتر شروع میشود. از میان کوههایی که زمانی حتی نامشان هم روی بسیاری از نقشهها دیده نمیشد.
درهای به نام «سیوک»
جایی در قرهباغ غزنی افغانستان؛ محلی که خانهها از گل ساخته شده بودند، زمینها کوچک بودند و کوهها بزرگتر از رؤیاهای کودکان.
در یک شب سرد ماه قوس سال ۱۳۷۱، کودکی به دنیا آمد که پدرش نامش را «فیروز» گذاشتند؛ نامی که معنای پیروزی را در خود داشت.
اما زندگی خیلی زود آزمونهایش را آغاز کرد.
افغانستان در آن سالها آرام نبود. جنگهای داخلی، بیثباتی و ترس، مثل سایهای سنگین روی خانهها افتاده بود. فیروز هنوز نوزادی بیش نبود که پدرش را از دست داد.
او بعدها پدر را فقط از روی روایت دیگران شناخت؛ «مردی چهارشانه، نسبتا قدبلند، ورزشکار، بسیار شجاع و نترس.»
فیروز اما با جای خالی پدر بزرگ شد.
یکی از ماندگارترین تصویرهای کودکی او، روزی است که همراه مادرش راه خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری را پیش گرفته بود.
بعد از تصمیمی که خودش از آن چیزی نمیدانست، قرار شد فیروز و خواهر کوچکترش به خانه پدر بازگردند. راه، جاده نبود. پنج ساعت پیادهروی بود از میان کوهها.
مادر تا نیمه راه همراهشان آمد. بعد گفت برای خداحافظی به خانه خاله میرود. رفت و دیگر برنگشت.
فیروز کوچک، بارها پشت سرش را نگاه کرد؛ منتظر بود مادر دوباره از پشت پیچ کوهها ظاهر شود. اما آن روز، کودکی چیزی را از دست داد که بعدها سالها دنبالش گشت: یک آغوش.
سالها بعد، وقتی درباره آن روزها حرف میزند، نمیخواهد کسی را مقصر بداند. میگوید کودکی او نتیجهٔ مجموعهای از شرایط بود؛ جنگ، نابسامانی، فقر، سنتها و تصمیمهایی که بزرگترها در زمانهای سخت گرفتند.
راه دره سیوک
چوپانی که رؤیا میبافت
سالها گذشت. فیروز در همان کوهها بزرگ شد و در آستانهٔ ۱۱ سالگی مسئولیت چوپانی گلهای از گوسفندان بر دوشش نهاده شد.
هر صبح زود، کودک چوپان راه کوه را پیش میگرفت؛ مراقب حیوانات، مراقب خطر گرگها و مراقب تنهایی خودش. او هر ماه در بدل مراقبت از رمه، خریطهای گندم میگرفت.
روزهایش با نان ساده، کوههای بلند و شبهایش با آسمانی پر از ستاره میگذشت.
اما در میان طنین صدای گوسفندان در سکوت درهها، چیزی در ذهنش ساخته میشد: یک رؤیا.
او نمیدانست این رؤیا او را تا کجا خواهد برد؛ فقط میدانست که این دره، هرچقدر زیبا باشد، برای تمام آرزوهایش کافی نیست.
فیروز سال بعد از آغاز چوپانی توانست به مکتب برود. بهدلیل سنش درس را از صنف دو شروع کرد. اما مکتبرفتن هرگز به معنای رهایی از دست کار نبود. بعد از مکتب او دوباره به دنبال گوسفندان و بزها میرفت یا به پدربزرگ در کشاورزی کمک میکرد.
او صنف دوم، سوم و چهارم را همراه با مالداری و کشاورزی گذراند. هنوز هم بعضی از مردم روستا او را اینگونه به یاد دارند: پسربچهای که با کتابی در آغوش از پشت گوسفندان و بزها راه میافتاد. روی سنگهای دره مینشست و مشق مینوشت.
در ۱۴ سالگی صنف پنجم را در زادگاهش شروع کرد، اما صنف پنج هرگز تمام نشد. چون حجم کارها بیشتر شده بودند. کارهای مزرعه و جمع کردن علف و آذوقه حیوانات برای زمستان، جمع کردن هیزم برای زمستان، و جمع کردن هیزم برای فروش و تأمین معیشت.
۱۱ سالگی فیروز. روزی که مادربزرگ او را به مراسم ازدواج یکی از بستگان برد. چهره او از یک عکس دستهجمعی عروسی گرفته شده است.
در ۱۵ سالگی تصمیم گرفت برود.
سفری نه از روی ماجراجویی، بلکه از روی ضرورت. روستا درگیر جنجالهایی بود که فیروز نمیخواست گریبانگیر او نیز شود.
افغانستان را ترک کرد و راه ایران را در پیش گرفت؛ سفری غیررسمی، پر از ترس، بدهکاری و مواجهه با آدمهای ناشناس.
آخرین بار در غزنی اما به دیدار مادر رفت. او آنروز پس از ۱۰ و نیم سال مادر را میدید، اما فرصت دیدار طولانی نبود. دیدار نیمساعته عطش او را ننشاند.
در ایران، در شهر یزد، زندگی تازهای آغاز شد. اما این زندگی آسان نبود. در ایران او هر کاری کرد و به هر شغلی دست زد. ماهها کار ساختمانی، آجرچینی و کارهای سخت. روزهایی طولانی در کارخانه.
در ایران دستیافتن به رؤیاهای فیروز سخت بود. او حس میکرد سالهاست پشت یک در بسته منتظر نشسته است. دستانش خسته بودند، اما ذهنش هنوز آماده نبود از رؤیای خود دست بردارد.
وقتی دیگران بعد از کار استراحت میکردند، فیروز به کلاس زبان میرفت. کمپیوتر یاد میگرفت. تلاش میکرد چیزی بسازد که هنوز وجود نداشت. یک آیندهٔ متفاوت.
چهار سال انتظار پشت درهای بسته
بعدتر مسیر فیروز به اروپا رسید. از راه دشوار مسافرت غیررسمی.
او در ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹ در ۱۷ سالگی وارد دنمارک شد؛ کشوری با زبان ناشناخته، سیستم تازه و آیندهای نامعلوم.
اما سختترین بخش مسیر، نه زبان بود و نه درس. سختترین کار برای او گرفتن مدارک رسمی اقامت بود. چهار بار جواب رد گرفت. چهار سال و چهار ماه در سیستم پناهجویی زندگی کرد. در شش مرکز مختلف.
هر نامه از اداره مهاجرت میتوانست سرنوشتش را تغییر دهد. میگوید هر بار باز کردن آن نامهها، ضربان قلبش را بالا میبرد؛ چون نمیدانست آیا یک قدم به آینده نزدیک شده یا دوباره به نقطه صفر برگشته است. اما یک چیز را رها نکرد: یادگیری.
زبان دنمارکی را آموخت؛ زبانی که کلید ورودش به جامعه جدید بود.
بعد وارد مسیر آموزشی دنمارک شد؛ دورههای معادل دبیرستان را گذراند و با نتایج عالی به دانشگاه رسید.
روزی که گذشته و آینده به هم رسیدند
در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ وارد رشته پزشکی دانشگاه کپنهاگن شد؛ یکی از معتبرترین دانشگاههای دنمارک.
برای بسیاری، ورود به دانشگاه پایان یک رقابت است. برای فیروز، شروع فصل تازهای بود.
فصلی که در آن کودک چوپان سیوک باید با دانشجویان بهترین سیستم آموزشی اروپا رقابت میکرد. فیروز میگوید: «من فقط یک درس را نمیخواندم. همزمان باید دنمارکی یاد میگرفتم. همزمان باید انگلیسی یاد میگرفتم. بخشی از درسها به دنمارکی بود. بخشی دیگر به انگلیسی. بسیاری از منابع و کتابها به انگلیسی بودند. گاهی حتی برای فهمیدن یک پاراگراف باید چند لغتنامه تخصصی پزشکی را بررسی میکردم.»
او میگوید در آن سالها فقط در حال یاد گرفتن آناتومی، بیولوژی، فیزیولوژی، بیوشیمی یا طب نبود؛ همزمان زبان میآموخت، جامعه را میشناخت، باسیستم آموزشی جدید آشنا میشد، روش امتحان دادن را بلد میشد و از همه مهمتر در پی ساختن پایههایی بود که همصنفیهایش سالها قبل در مکتب ساخته بودند.
او توانست زندگی خود را در دنمارک سر و سامان دهد و وقتی که مدارک سفر خود را به دست آورد، مادرش را پیدا کرد و دوباره او را در ایران در آغوش کشید.
روز چهارشنبه ۱۳ جوزا ۱۴۰۵، آخرین امتحان پزشکی خود را سپری کرد. و ۱۲ نمره به دست آورد. بالاترین نمره در سیستم نمرهدهی دنمارک.
اما برای فیروز، آن عدد فقط یک نمره نبود. تمام مسیرش بود. از کوههای غزنی، دوری از مادر، سالهای تنهایی، کارگری در ایران، اردوگاههای پناهندگی، شبهای پر از نگرانی و همه لحظههایی که میتوانست تسلیم شود اما نشد.
دکتر فیروز کار را در بخش قلب یکی از بزرگترین شفاخانههای کپنهاگن آغاز خواهد کرد.
حالا او منتظر مراسم سوگند پزشکی در دانشگاه کپنهاگن است.
فیروز از ماه اسد پیشرو، کار حرفهای خود را در بخش قلب یکی از بزرگترین شفاخانههای کپنهاگن آغاز خواهد کرد.
روزی که کودکی از یک دره دورافتاده، قرار است قلبهای انسانهای دیگر را درمان کند.
شاید زندگی همیشه راههای مستقیم ندارد. زندگی گاهی از میان کوهها میگذرد، گاهی از مرزها، گاهی از سالهای انتظار. اما بعضی آدمها ثابت میکنند که یک رؤیا، اگر زنده بماند، میتواند از یک دره کوچک در غزنی شروع شود و در قلب اروپا به شکوفایی برسد.
شفاخانهای که فیروز در آن کارش را شروع خواهد کرد
۳۰ جوزا که مصادف است با ۲۰ جون بهعنوان روز جهانی پناهندگان نامگذاری شده است.
این روز توسط سازمان ملل متحد برای افزایش آگاهی درباره وضعیت پناهندگان در سراسر جهان، حمایت از حقوق آنان و قدردانی از پایداری و تلاشهایشان تعیین شده است. این مناسبت از سال ۲۰۰۱ بهطور رسمی گرامی داشته میشود.
براساس آمار کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان افغانستان در میان شش کشوری است که بیشترین پناهنده را در جهان دارد.
سند فراغت فیروز حسینی از دانشکده پزشکی دانشگاه کپنهاگن
منابع محلی در دایکندی تایید کردند که مردان مسلح ناشناس، یاسر بهزاد حسینی، افسر ارتش حکومت پیشین را در مرکز ولسوالی شهرستان این ولایت به ضرب گلوله کشتند.
به گفته منابع، مردان مسلح موترسایکلسوار این نظامی پیشین را شام جمعه ۲۹ جوزا، در بازار القان، در چند قدمی مقر ولسوالی کشتند.
این رویداد حوالی ساعت ۸:۰۰ شام رخ داده است و دو فرد مسلح موترسایکلسوار در حالی که آقای بهزاد مصروف بستن دکان خود بود، به سوی او شلیک کردند.
نزدیکان این نظامی پیشین به افغانستان اینترنشنال گفتند که مهاجمان با شلیک سه گلوله او را کشتند و از ساحه فرار کردند.
یاسر بهزاد حسینی در دوران حکومت جمهوریت،، در بخش تدارکات و هماهنگی قوماندانی ارتش در ولایت دایکندی وظیفه اجرا میکرد.
فرار به تاجیکستان، گروگانگیری پدر و بازگشت اجباری
سرنوشت این افسر پیشین پس از سقوط جمهوریت با فراز و فرودهای همراه بود. منابع گفتند که او به دلیل تعقیب و تهدیدهای امنیتی ابتدا به کشور تاجیکستان پناهنده شد. اما پس از چند سال به افغانستان بازگشت؛ بازگشتی که منجر به بازداشت چندروزه او توسط طالبان شد. او پس از رهایی، مجدداً از ترس جان به تاجیکستان فرار کرد.
منابع گفتند که در اوایل زمستان گذشته، نیروهای طالبان برای اعمال فشار و کشاندن او به کشور، پدر کهنسالش را بازداشت و گروگان گرفتند. این فشارها سرانجام یاسر بهزاد را وادار کرد تا دوباره به افغانستان برگردد و برای گذران زندگی، در بازار القان دکانداری کند.
منابع میافزایند که او حدود یک ماه پیش نیز توسط استخبارات طالبان بازداشت شده بود که با پادرمیانی و وساطت ولسوال طالبان در شهرستان، پیش از انتقال به شهر نیلی (مرکز ولایت) آزاد گردید.
تاکنون مقامات محلی طالبان در دایکندی در مورد این ترور و هویت مهاجمان اظهار نظری نکردهاند.
تشدید ترورهای هدفمند نظامیان پیشین
ترور این افسر ارتش در دایکندی در حالی صورت میگیرد که تنها یک روز پیش از این رویداد، جسد بیجان و سلاخیشده حشمتالله، یکی دیگر از فرماندهان پیشین ارتش ملی (قولاردوی ۲۰۱ سیلاب) در حالی که چشمانش از حدقه بیرون آورده شده بود، در مرز ولایتهای پروان و کاپیسا پیدا شد.
گزارشهای پیاپی نهادهای بینالمللی ناظر بر حقوق بشر نشان میدهند که با وجود ادعای طالبان مبنی بر اعلام عفو عمومی، روند بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و قتلهای زنجیرهای و هدفمند منسوبین نظامی و امنیتی حکومت گذشته در ولایتهای مختلف کشور همچنان با شدت ادامه دارد.
اخیرا، هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان با والیان ۹ ولایت شمال و شمال شرق در قندهار دیدار کرد. براساس بیانیهای طالبان، ملا هبتالله با اشاره به فرمان خود درباره «عفو عمومی» گفت که هدف از این فرمان «جلوگیری از انتقامجویی و تأمین صلح و امنیت بوده است.»
او از علما و متنفذان خواست مردم را به گذشت متقابل، حلوفصل خصومتهای دیرینه و صلحهای محلی ترغیب کنند تا «نسلهای آینده در چرخه قتلها» گرفتار نشوند.
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به مناسبت روز جهانی پناهندگان گفت که در کنار بازگشتکنندگان و بیجاشدگان افغان میایستد.
این سازمان تاکید کرد که حمایت از بازگشت ایمن، داوطلبانه و آبرومندانه مهاجران افغان ضروری است.
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شنبه، ۳۰ جوزا از «تابآوری، شجاعت و عزم» بازگشتکنندگان و بیجاشدگان افغان بهرغم مشکلات موجود در افغانستان قدردانی کرد. این سازمان ادغام مجدد پایدار مهاجران بازگشته را برای تقویت ثبات و رفاه جامعه ضروری توصیف کرد.
دفتر هماهنگکننده کمکهای بشردوستانه ملل متحد (اوچا) در آستانه روز جهانی پناهندگان اعلام کرد که از سنبله ۱۴۰۲ تا نهم جوزای ۱۴۰۵ دستکم ۶.۰۴ میلیون افغان از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند. اوچا نوشت که این آمار افزایش شدید اخراج مهاجران افغان از کشورهای همسایه را نشان میدهد.
روز جهانی پناهندگان در حالی فرا رسیده است که مهاجران افغان بهویژه در کشورهای منطقه با خطر بازداشت و اخراج مواجهاند. بربنیاد گزارشهای کمیسیون عالی طالبان در امور مهاجران، روزانه هزاران مهاجر افغان از پاکستان، ایران و ترکیه به کشور بازگردانده میشوند.
این در حالی است که سازمانهای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که بازگشت بسیاری از مهاجران افغان، از جمله زنان، کارمندان و مقامات حکومت پیشین، روزنامهنگاران و نظامیان سابق به افغانستان تحت تسلط طالبان امن نیست.
جاسوربک چوریف، معاون وزیر حمل و نقل اوزبیکستان میگوید هزینه ساخت خطآهن ترانس-افغان افزایش یافته و بر اساس ارزیابیهای جدید ممکن است از مرز ۷ میلیارد دالر عبور کند.
این پروژه پیش از این حدود ۴.۶ میلیارد دالر برآورد شده بود.
به گزارش خبرگزاری اینترفاکس، جاسوربک چوریف در حاشیه مجمع سرمایهگذاری تاشکند اظهار داشت که مطالعات فنی و اقتصادی این کلانپروژه تا پایان سال ۲۰۲۶ میلادی نهایی خواهد شد.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، وزارت حملونقل اوزبیکستان مدت زمان لازم برای ساخت خط آهن ترانس-افغان را دستکم پنج سال برآورد کرده است.
آقای چوریف با اشاره به مذاکرات جاری با شرکایی از امارات متحده عربی و قطر برای همکاری در این طرح، تاکید کرد که ساخت این خط آهن کوتاهترین مسیر را به بندر کراچی در پاکستان باز میکند و امکان اتصال هند به آسیای مرکزی و کشورهای مستقل مشترکالمنافع را فراهم خواهد ساخت.
به گفته چوریف، بانک توسعه اوراسیا برای تامین مالی این پروژه اعلام آمادگی کرده است و پیشبینی میشود این کریدور ظرفیت جابجایی سالانه نزدیک به ۲۰ میلیون تن کالا را داشته باشد.
شوکت میرضیایف، رئیسجمهور اوزبیکستان پیشتر در پنجمین مجمع بینالمللی سرمایهگذاری تاشکند بر پیشبرد پروژه راهآهن ترانس-افغان تاکید کرد و گفت کشورش بهطور فعال روی این مسیر ترانزیتی کار میکند. شوکت میرضیایف افزود این کریدور دسترسی مستقیم به بنادر دریایی جنوب را فراهم خواهد کرد.
پیشتر مسکو نیز اعلام کرده بود که آماده مشارکت در این پروژه است.