«خودم را در کنار چرخ سبزیفروشی پنهان کردم»

«ما در دشت برچی، نزدیک چهارراهی قلعه نو زندگی میکنیم. بعدازظهر سهشنبه، ماسک زدم، حجابم را پوشیدم و برای خرید نان شب از خانه بیرون شدم. هنگام برگشت، دیدم چهار یا پنج فرد طالبان در کوچه گشت میزنند. آنان یک جوان را ایستاد کرده بودند و از او پرسوجو میکردند.
از ترس دست و پایم را گم کردم. دوباره برگشتم و در گوشه یک چرخ سبزیفروشی خود را پنهان کردم تا که طالبان از آنجا رفتند.
پس از رفتن آنان، به خانه برگشتم.
یکی از زنان همسایه ما نیز میگفت که پیش چشم او، یک زن را با دو دخترش بردهاند.
لطفا پیامم را نشر کنید. به دختران بگویید مواظب خود باشند. آنان در کوچهها گشت میزنند و به خدا، از کوچهها زنان و دختران را میبرند.
من حتی برای یک لحظه هم احساس امنیت ندارم. وقتی برای خرید نان چاشت یا نان شب از خانه بیرون میرویم، جان خود را کف دست میگیریم.
لطفا صدای ما باشید. من این پیام را با ترس
این متن را که میفرستم، شاید دیگر نتوانم دوباره چیزی بفرستم. ما تا این حد میترسیم.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
