دو سال از زندگی صدیقه پشت دیوارهای زندان و میان راهروهای محاکم گذشته است. او هنوز کودک بود که زندگیاش با دشواری ناشی از ازدواج اجباری آغاز شد و امروز زن جوانی است که زندگیاش پشت میلههای زندان میگذرد.
او با وصف تجربه این تلخیها میگوید: «تا بمیرم تن به این نکاح نمیدهم.»
صدیقه اصالتا ترکمن و از قریه عمدتا ترکمننشین موریچاق در ولسوالی بالامرغاب ولایت بادغیس است.
موریچاق قریهای مرزی و دورافتاده و در نزدیکی مرز ترکمنستان است که سالها با فقر، ناامنی و نفوذ متنفذان محلی مواجه بوده است.
افغانستان اینترنشنال توانسته به دهها سند مرتبط با این پرونده دسترسی پیدا کند که نشان میدهد روایت صدیقه، پروندهای پیچیده از رفتوآمد میان محاکم، فشار یک مرد متنفذ و ایستادگی دختری است که از کودکی تا جوانی زیر بار ازدواج اجباری نرفته و اکنون به همین اتهام در پشت میلههای زندان بهسر میبرد.
این اسناد نشان میدهد که صدیقه در چند مرحله از روند قضایی، با وجود فیصلههایی به نفعش، قربانی وضعیتی شده که در آن دستور قاضیان و محاکم نادیده گرفته شده و یک تماس تلفنی از قندهار بر همه احکام رسمی غلبه کرده است.
ماجرا از کجا آغاز شد؟
در اصل ماجرای صدیقه به زمانی بر میگردد که او ۹ سال بیشتر نداشت. پدر صدیقه مردی معتاد به مواد مخدر بود که به خاطر پول با اعضای خانوادهاش در سال ۱۳۹۸ درگیر شد.
در آن زمان نیز، روستای موریچاق با وصف حاکمیت جمهوری در افغانستان، زیر تسلط طالبان بود. پیرآغا، فرمانده محلی طالبان در موریچاق تصمیم گرفت تا رجب پدر صدیقه زندانی شود.
این فرمانده طالبان، پدر صدیقه را به مولوی خداینظر، زندانبان طالبان سپرد.
خداینظر مردی متمول بود که طالبان را در آن زمان حمایت مالی میکرد.
پس از آزادی رجب از زندان، او در خانه مولوینظر به عنوان خدمتکار باقی ماند و سپس خانواده نیز به رجب ملحق شدند. همه اعضای خانواده در تعمیری در کنار خانه خداینظر زندگی میکردند.
در سال ۱۳۹۹ پدر خانواده متوجه شد که خداینظر به صدیقه علاقه دارد. خداینظر در آن روزها مردی ۶۵ ساله بود که ۳ همسر داشت.
پدر صدیقه تصمیم گرفت خانه خداینظر را ترک کند. اما به گفته نزدیکان صدیقه، خداینظر مدعی شد که پدر این دختر ۴۰۰ هزار افغانی بدهکار است و چون توان پرداخت این پول را ندارد، باید صدیقه را به نکاحش درآورد.
نه تنها صدیقه که همه اعضای خانواده از چنین وصلتی ناراضی بودند.
تا اینکه چند روز بعد، خداینظر ادعا میکند، صدیقه همسرش است و توسط رجب به عقد رسمی او در آورده شده است.
در عریضهای که توسط خداینظر عنوانی محکمه طالبان نوشته شده و افغانستان اینترنشال به آن دست یافته، دیده میشود که خداینظر به طالبان گفته است که صدیقه در بدل صدهزار افغانی و یک قطعه زمین توسط پدرش به نکاح شرعی او درآورده شده است.
در آن زمان مردمی که در مناطق زیر تسلط طالبان زندگی میکردند به محاکم غیر رسمی طالبان مراجعه میکردند.
در این اسناد، مولوی خداینظر ادعا کرده است که صدیقه وکیل نفس خود را پدر خود انتخاب کرده بود و پدرش نیز به این نکاح رضایت داده است.
خدای نظر سپس به آیهای از قرآن استناد کرده و گفته است که اگر چه صدیقه هنوز بالغ نیست ولی نکاح با او درست بوده است.
صدیقه: پدرم را حبس کرده بودند و به زور از او وعده گرفتند
در سند دیگری که افغانستان اینترنشنال آن را مشاهده کرده، صدیقه به دادگاه گفته است که هیچ نکاحی صورت نگرفته و پدر او، به دلیل اعتیاد و بیماری، در وضعیتی نبوده که بتواند درباره سرنوشت دخترش تصمیم بگیرد. به گفته صدیقه، مولوی خداینظر، فردی متمول، بانفوذ و نزدیک به مقامهای ارشد طالبان، رجب را زندانی کرده و با زور از او وعده عقد گرفته است.
صدیقه گفته است که هرگز به پدر خود اذن وکالت نداده است.
مولوی خداینظر به دادگاه گفته است که دو شاهد دارد اما دادگاه گفته که با هر دو شاهد گفتوگو کرده و پاسخهای هر دو شاهد یکسان نبوده است.
اسناد رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان میدهد نخستین فیصله این پرونده در محکمه ابتدایی طالبان در ولسوالی بالامرغاب به سود صدیقه صادر شده است. این محکمه در ۲۸ اسد ۱۳۹۹ به نفع صدیقه، دختر رجب، حکم داد.
اما خداینظر این فیصله را نپذیرفت.
بازگشت طالبان
در ماه اسد ۱۴۰۰ طالبان در افغانستان مسلط شدند. در این زمان، خداینظر صدیقه را به خانه خود میبرد و دستکم شش ماه او را در خانه خود نظربند میسازد. نزدیکان صدیقه این موضوع را تایید کردند و در عریضههای خانواده صدیقه نیز این موضوع ذکر شده است.
مویسفیدان محلی سپس صدیقه را نجات داده و به خانه پدرش انتقال میدهند.
پرونده دوباره این بار به محکمه مرافعه بادغیس میرود، این دادگاه نیز با فیصله شماره ۷/۱ در تاریخ ۴ سنبله ۱۴۰۰ فیصله محکمه ابتدایی طالبان را تایید کرد و بار دیگر به نفع صدیقه حکم داد.
با این حال، مدعی باز هم قناعت نکرد.
این بار پرونده به دیوان مدنی ریاست تمیز زون غرب رفت. نزدیکان صدیقه میگویند قاضیان این دیوان در ۱۰ سنبله ۱۴۰۳، برخلاف دو فیصله پیشین علیه صدیقه تصمیم گرفتند و او را زندانی کردند.
در عریضهای که توسط خانواده صدیقه به دادگاه بالاتری ارایه شده، آمده است که قاضیان دیوان تمیز زون غرب از صدیقه خواستهاند با خداینظر «مصالحه» یا «جورآمد» کند تا از زندان آزاد شود.
خانواده صدیقه میگوید این خواست در عمل به معنای فشار بر دختری است که سالها پیش، در کودکی، به نکاح اجباری نه گفته بود.
شکایت مادر صدیقه به دادگاه طالبان
خانواده صدیقه برای تغییر این تصمیم با تهیه عریضه و اسناد رسمی، پرونده را تا دفتر ملا هبتالله، رهبر طالبان در قندهار، رساندند.
اما به گفته نزدیکان صدیقه، در ۱۵ عقرب ۱۴۰۳، محکمه تمیز قندهار نیز علیه او تصمیم گرفت. آنان میگویند در این مرحله حکم مکتوبی به خانواده داده نشد و دستور بازداشت صدیقه به صورت شفاهی از طریق تلفن صادر شد.
نزدیکان صدیقه میگویند او پس از آن از قندهار به زندان قلعهنو، مرکز ولایت بادغیس، منتقل شد و همچنان در بازداشت است.
روند رسیدگی در قندهار نهتنها به آزادی او منجر نشد، بلکه سرنوشت دشوارتری برایش رقم زد.
در میان تمام این سالها، به گفته نزدیکان صدیقه، تنها کسی که در کنار او ایستاد و شبیه یک وکیل مدافع از او حمایت کرد، فردی به نام ارباب حامد بود. اما ارباب حامد موریچاقی دو سال پیش در ۲۶ جدی ۱۴۰۲ در منطقه درب عراق شهر هرات، در یک رویداد مشکوک کشته شد.
هرگز روشن نشد که کشته شدن او با پیگیری این پرونده ارتباط داشته یا دلیل دیگری داشته است.
از میعاد حبس صدیقه سه سال دیگر باقی مانده است. نزدیکان صدیقه میگویند که او در زندان از بیماری نیز رنج میبرد.
در ویدیویی که از مادر صدیقه منتشر شده و نسخهای از آن به افغانستان اینترنشنال رسیده، دیده میشود که او میگوید «ما نمیدانیم چه کار کنیم. هیچ کاری هم از دست ما برنمیآید. دخترم هر روز با گریه و ناله در زندان است.»
مادر صدیقه میگوید دخترم را نجات دهید
او از خبرنگاران، فعالان و نهادهای حقوق بشری میخواهد به این پرونده توجه کنند و صدای خانوادهاش را بشنوند.
اداره طالبان پس از نزدیک به پنج سال تسلط بر افغانستان، تلاش میکند نیروها و جنگجویان خود را به شکل یک ارتش منظم درآورد و راههای تازهای را برای تأمین واحدهای زرهی، توپخانه، نیروی هوایی و شبکههای لجستیکی پیدا کند.
در همین راستا، در ششم جوزا و در حاشیه نشست امنیتی مسکو، محمدیعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، توافقنامهای برای همکاریهای نظامی ـ فنی با سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه امضا کرد. بر اساس این توافق، مسکو تجهیزات نظامی بهجا مانده از دوران اتحاد شوروی را که در اختیاز طالبان قرار دارد، بازسازی خواهد کرد.
این توافق در حالی امضا میشود که روابط طالبان با پاکستان از ماه دلو به این سو متشنج بوده و هواپیماهای پاکستانی بهطور مکرر پایتخت افغانستان و ولایتهای مرزی را هدف قرار دادهاند.
بر اساس یافتههای افغانستان اینترنشنال، طالبان در چارچوب توافق جدید در زمینه احیای سلاحها، وسایط زرهی، سامانههای دفاع هوایی و حتی ترمیم و فعالسازی دوباره جنگندهها و چرخبالهای نظامی از مسکو درخواست همکاری کرده است.
احیای میراث شوروی
به گفته منابع مختلف در وزارت دفاع، اداره امور، ریاست استخبارات و وزارت خارجه طالبان، توافق همکاری نظامی و فنی میان دو طرف پنج محور اساسی دارد که شامل آموزش نیروها، پشتیبانی فنی از سلاحها، همکاری اطلاعاتی، عملیات علیه گروههای مسلحی که روسیه آنها را تهدید میداند و همکاریهای لجستیکی است.
به گفته منابع، تمرکز اصلی این همکاری بر مبارزه با شاخه خراسان داعش است؛ گروهی که مسکو آن را تهدیدی جدی برای امنیت آسیای میانه و روسیه میداند.
روسیه تعهد کرده است سلاحهای سبک را ترمیم و تأمین کند تا پاسگاههای طالبان در امتداد خط دیورند و مرزهای آسیای میانه تقویت شوند.
اما درخواستهای طالبان بسیار گستردهتر از این است.
یک منبع در ریاست دفاع و امنیت اداره امور طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان تلاش دارد روابط مستقیمی با مجتمع صنایع نظامی روسیه برقرار کند تا امکان خرید سلاح و ترمیم آنها را فراهم کند.
طالبان فهرستی شامل ۱۴ هزار و ۸۰۳ میل سلاح از انواع مختلف خانواده AK تهیه کردهاند که روسیه بر اساس آن این سلاحها را ترمیم و مهمات مورد نیازشان را تأمین خواهد کرد. در این فهرست سلاحهای AK-47، AKM، AKMS و AK-74 که در افغانستان با نام «کلاشینکوف» شناخته میشوند، شاملاند.
علاوه بر این، ۸ هزار و ۶۳۲ میل سلاح AKS-74U (کرینکوف)، تفنگ نیمهاتومات SKS و تفنگ تکتیرانداز SVD دراگانوف نیز در فهرست قرار دارند که باید ترمیم شوند. همچنین در این فهرست ترمیم ۲۱ هزار و ۳۲ قبضه تفنگچه ماکاروف، TT-33 و تفنگچه خودکار استچکین نیز درخواست شده است.
کارشناسان امور نظامی میگویند بخش بزرگی از این سلاحها در دورههای حکومتهای نزدیک به اتحاد شوروی و طی دههها جنگ وارد افغانستان شدهاند.
هرچند سلاحهای امریکایی موجود در اختیار طالبان از نمونههای روسی پیشرفتهتر هستند، اما به دلیل محدودیت در دسترسی به قطعات، مهمات و خدمات ترمیمی، استفاده از آنها در میان جنگجویان طالبان روزبهروز کاهش یافته است.
طالبان در بخش ترمیم سلاحهای سنگین نیز تعدادی سلاح را مشخص کردهاند که شامل ۷۶۵ میل دهشکه (DShK)، پیکا (PKM)، زیکویک، KPV و RPK میشود. این سلاحها برای جنگهای میدانی و دفاع از پاسگاهها اهمیت زیادی دارند.
در بخش سلاحهای ضدزره، طالبان علاوه بر راکتانداز RPG-7، توپهای ضدتانک SPG-9 و B-10، خواستار دریافت موشکهای هدایتشوندهای مانند 9M14 Malyutka و 9K111 Fagot نیز شدهاند.
مالیوتکا و فاگوتُ موشکهای ضدتانک ساخت شوروی هستند که از مرگبارترین سلاحها برای انهدام اهداف سنگین به شمار میروند. مالیوتکا موشک نسل اولی است که با جویاستیک دستی هدایت میشود و توانایی هدف قرار دادن تانکها تا فاصله سه کیلومتری را دارد؛ در حالی که فاگوت سامانه پیشرفتهتری از نسل دوم است که از داخل لوله پرتاب شده و با کمک دوربین بهصورت نیمهخودکار هدف را دنبال میکند.
منابع میگویند فهرست این سلاحها در وزارت دفاع است، اما تاکنون موجودیت آنها تأیید نشده و به همین دلیل از روسیه درخواست شدهاند.
بر اساس اطلاعات منابع، طالبان بهطور ویژه خواهان دریافت سامانههای دفاع هوایی قابل حمل بر شانه مانند استرلا (Strela) و ایگلا (Igla) شدهاند. این موشکها توسط اتحاد شوروی و سپس روسیه ساخته شده و قابلیت حمل توسط افراد را دارند.
این سلاحها بر اساس فناوری فروسرخ (ردیابی حرارتی) عمل میکنند و گرمای موتور هدف را دنبال میکنند.
این سامانهها عمدتاً برای سرنگونی هواگردهای با ارتفاع پایین، از جمله هلیکوپترها، هواپیماهای ترابری نظامی و برخی جنگندههای دیگر استفاده میشوند.
درخواست این سلاحها در حالی مطرح شده که به باور تحلیلگران، حریم هوایی افغانستان همچنان امن نیست و بهطور مکرر گزارشهایی از پرواز پهپادهای ناشناس در آسمان کشور منتشر میشود.
طالبان تانکها و وسایط زرهی قدیمی را بازسازی میکند
در میان تجهیزات وزارت دفاع افغانستان، ۷۶ تانک زرهی هشتچرخه BTR-60 و BTR-70، وسایط جنگی پیادهنظام BMP-1 و BMP-2 و همچنین تانکهای T-55 و T-62 ثبت شدهاند. پیش از این شمار این وسایط حدود ۴۶۰ عراده برآورد میشد.
برخی منابع در وزارت دفاع طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتند که این وسایط زرهی نیز در فهرست تجهیزات نیازمند ترمیم قرار دارند؛ از میان آنها ۲۱ عراده سالم هستند و بقیه به بازسازی و ترمیم نیاز دارند.
در جریان جنگ اتحاد شوروی و مجاهدین افغان در سالهای (۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹) وسایط زرهی BMP-1 و BMP-2 نقش مهمی در عملیات نظامی نیروهای شوروی داشتند. این جنگ باعث شد برخی ضعفهای اساسی طراحی BMP-1 آشکار شود و در نتیجه استفاده از مدل پیشرفتهتر BMP-2 سرعت گیرد.
به گفته تحلیلگران نظامی، BMP-1 که اساساً برای نبرد در دشتهای باز اروپا طراحی شده بود، در افغانستان با مشکلات زیادی روبهرو شد. تأثیر توپ ۷۳ میلیمتری آن در مناطق کوهستانی و مرتفع علیه اهداف مجاهدین محدود بود. همچنین زره آن در برابر راکتهای RPG-7 و مسلسلهای سنگین آسیبپذیر تلقی میشد که میزان خسارتپذیری آن را بالا میبرد؛ اما این نواقص در نسل دوم برطرف شد.
طالبان همچنین خواهان ترمیم ۳۱ توپخانه متحرک ۱۵۲ میلیمتری و ۲۷ راکتانداز شدهاند.
به گفته منابع، در وزارت دفاع تحت کنترول طالبان ۳۰۲۰ موتر روسی کاماز، موترهای حامل توپ، تریلرها و تریلرهای ویژه حمل تانک نیز موجود است، اما هنوز روشن نیست چه تعداد از آنها به ترمیم و نوسازی نیاز دارند.
موضوع موترهای کاماز در اواخر ماه ثور نیز در مجمع اقتصادی کازان میان نمایندگان طالبان و مقامهای روسیه و تاتارستان مطرح شده بود.
آیا «ارابه شیطان» دوباره پرواز خواهد کرد؟
مهمترین بخش درخواستهای طالبان احتمالاً مربوط به نیروی هوایی است.
طالبان خواستار ترمیم ۱۱ فروند هلیکوپتر ترابری Mi-8 و Mi-17 و چهار فروند هلیکوپتر تهاجمی Mi-24 شدهاند. Mi-24 که در افغانستان با نام «ارابه شیطان» شناخته میشود، برای پشتیبانی نزدیک هوایی استفاده میشود.
علاوه بر این، درخواست ترمیم ۱۲ فروند دیگر از جنگندههای MiG-21، MiG-23، Su-22 و Su-25 نیز مطرح شده است.
این هواپیماها در آشیانههای فرودگاههای کابل، هرات، جلالآباد، خوست، بگرام و قندهار قرار دارند.