• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خاطرات مکتب؛ از نظریه تکامل داروین و چپ رادیکال تا صنف‌های خالی از دختران

۱۳ سرطان ۱۴۰۵، ۱۵:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

در افغانستان، مکتب فقط یک ساختمان نیست. گاهی فقط یک اتاق معمولی است، گاهی زیرزمینی تاریک نمدار، گاهی ساختمان نیمه‌ویرانی که هنوز دود از آن به هوا می‌رود و گاهی هم چیزی که دیگر وجود ندارد—اما در حافظه باقی مانده است.

چهاردیواری مکتب در افغانستان در یک قرن گذشته، نه فقط بازتاب تحولات سیاسی و ژئوپولیتیکی، بلکه صحنه‌ای برای آزمون یک حق بنیادین انسانی بوده است: حق آموزش.
این حق، که در اصل باید فراتر از ایدئولوژی‌ها و دولت‌ها قرار داشته باشد، بارها زیر سایه تغییر حکومت‌ها و جابه‌جایی قدرت سیاسی قرار گرفته است؛ از صنف‌هایی که در دهه ۱۳۳۰ محل بحث‌های فکری و مناظره درباره نظریه تکامل داروین بودند، تا سال‌های غلبه چپ رادیکال، سپس دوران جنگ در برابر اشغال شوروی، بعد موج‌های بنیادگرایی دینی، و سرانجام دوره‌هایی که در آن، آموزش دختران عملاً متوقف شد و صنف‌ها به سکوت کشیده شدند.

یک مجله آنلاین به نام گندمین، داستان یک قرن آموزش دختران در افغانستان را مرور کرده است؛ نه در قالب آمار و سیاست، بلکه در صدای کسانی که آن را زندگی کرده‌اند.

بهشته خرم، مدیر مسئول مجله به افغانستان اینترنشنال گفت: «هدف ما از این شماره، گردآوری روایت‌های شخصی دختران و زنانی بود که از سال‌های مکتب، هم‌صنفی‌ها، معلمان، آرزوها، موفقیت‌ها و خاطرات خود نوشته بودند؛ خاطراتی که امروز برای بسیاری از دختران افغانستان معنایی فراتر از یک یادآوری ساده دارند.»

100%

آغاز سفری طولانی از یک صنف ۴۰ نفره در کابل

در سال ۱۲۹۹ خورشیدی ثریا طرزی نخستین مکتب دخترانه کابل را اساس گذاشت.

باز کردن مکتب چند ده نفره در آن زمان ظاهرا یک گام کوچک بود، اما رویای بزرگی پشت آن خفته بود: شکل‌دهی یک ملت آگاه و با سواد. در جریان یک قرن و اندی این رویا بارها فروریخت و بارها از سر ساخته شد.

100%

یک قرن بعد، این پروژه بارها ساخته شد، فرو ریخت، دوباره از نو آغاز شد و دوباره نقش بر زمین شد.

در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی -در دوره سلطنت ظاهرشاه- آموزش دختران به پدیده‌ای آشکار در شهرهای افغانستان بدل شد.

ده‌ها هزار دانش‌آموز در مکاتب حضور داشتند.

مکتب در آن دوره فقط محل درس نبود؛ محیطی فرهنگی، جایی برای مناظره، تئاتر و حتی سیاست بود.

در برخی مکاتب کابل، دانش‌آموزان مجلاتی منتشر می‌کردند که در آن نام‌هایی از ژاندارک تا چهره‌های جنبش‌های ضداستعماری دیده می‌شد—نشانه نسلی که هم‌‌‌قدم با جهان فکر می‌کرد.

«بعد از مکتب با خانواده به دیدن تئاتر می‌رفتیم»

امیلیا نجمی، یکی از شاگردان لیسه رابعه بلخی در دهه ۱۳۳۰، هنوز از روزهایی می‌گوید که مکتب برایش شبیه یک جهان کامل بود.

امیلیا عضو تیم باسکتبال مکتب بود. آموزش هنوز در سرتاسر کشور عمومی نشده بود اما یک فضای نسبتا فرهنگی در مکتب‌های شهرها حاکم بود.

با این حال آن صنف‌ها همیشه آرام نبودند.

امیلیا روزی را به یاد دارد که پرسش درباره «نظریه تکامل» در صنف دینیات، به گفت‌وگوی پرتنش ختم شد. معلم با خشونت واکنش نشان داد و دانش‌آموزان به رسم اعتراض بلند شدند و در حویلی مکتب شعار دادند.

100%
دانش‌آموزان لیسه رابعه بلخی در دهه ۳۰ خورشیدی

مکتب‌های دخترانه افغانستان در آن دوره، مناسبت‌های مهم تقویم ملی و بین‌المللی مثل روز حقوق بشر، روز هلال احمر و روز معلم را جشن می‌گرفتند و امیلیا در برگزاری این مناسبت‌ها نقش داشت.

او به یاد می‌آورد که در آن زمان آثار هاینر مولر، نمایشنامه‌نویس آلمانی در سالن‌های تئاتر کابل روی صحنه اجرا می‌شد.

برخی این دانش‌آموزان با خانواده‌‌های خود به سالن تئاتر پوهنی ننداری در چمن حضوری کابل می‌رفتند.

به گفته امیلیا: «نمایش‌ها در آن زمان بسیار سیاسی بودند و من به خوبی محتوای آنرا درک نمی‌کردم. اما کمک کرد از خردسالی با هنر آشنا شوم.»

گاهی پرسش‌های فلسفی و دینی در صنف به گفت‌وگو و مشاجره میان معلم و دانش‌آموز می‌انجامید. صنف، بازتابی از جامعه‌ای بود که خود در حال قطبی شدن بود.

«در مجله مکتب زندگی‌نامه زنان انقلابی جهان را منتشر می‌کردیم»

در دهه ۱۳۵۰، ثریا بها، نویسنده و دانش‌آموز سابق لیسه زرغونه، همراه هم‌صنفانش مجله‌ای دانش‌آموزی منتشر می‌کرد.

نام مجله از رمان مشهور لئو تولستوی، نویسنده بزرگ روس وام گرفته شده بود.

ثریا بها می‌گوید: «می‌خواستیم دنیا را بشناسیم. از ژاندارک تا لیلا خالد را معرفی می‌کردیم.»

خانم بها می‌گوید او در یک مراسم رسمی، در حضور سفیر امریکا و شاهدخت بلقیس و شاهدخت مریم درباره جنگ ویتنام صحبت کرد. در آن سال‌ها جنگ ویتنام در اوج خود قرار داشت و خانم بها از جان‌باختن مادران و کودکان در بمباران امریکا انتقاد کرد.
سکوتی کوتاه در فضا برپا شد و بعد از مراسم —به گفته خودش—خشم اداره مکتب.

اما او تنها نبود. برخی معلمان از او دفاع کردند و او می‌توانست روی حمایت معلمان خود حساب کند.
در دهه دموکراسی آزادی بیان و اندیشه در حدودیاحترام می‌شد و گروه‌های چپی نفوذ گسترده‌ای در مکتب‌ها و دانشگاه داشتند.

100%

مسموم‌کردن دختران مکتب در دهه شصت

ناجیه فرهاد در اواسط دهه ۶۰ خورشیدی وارد لیسه ملالی کابل شد.

در این دوره، در مکتب‌های کابل اندیشه‌های چپی، جای خود را به تظاهرات‌های ضد اشغال شوروی داده بود. شاگردان شعرهای ضد اشغال می‌خواندند و در اعتراضات ضدحکومتی شعار سر می‌دادند.

همزمان گروه‌های مجاهدین با حمایت کشورهای غربی در پاکستان قدرت بیشتری یافتند.

ناجیه فرهاد به یاد می‌آورد که ۱۳۶۴ خورشیدی در لیسه ملالی «دشمنان زن و مکتب، مخزن آب را مسموم کردند و بسیاری از دانش‌آموزان در دهلیزها و صنف‌ها بی‌حال افتادند و مکتب را هراس و گریه فرا گرفت.»

100%
دانش‌آموزان لیسه ملالی در دهه شصت

«بعد، جنگ آمد… و دیگر هیچ چوکی آباد نماند»

دهه ۱۳۷۰ اما نقطه گسست بود.

نیلوفر نیک‌سیر، دانش‌آموز آن سال‌ها، تصویر دیگری دارد: «از چوکی‌ها فقط آهن‌پاره‌هایی مانده بود که ما به آن می‌گفتیم اسکلیت.»

صنف‌ها خاکی بودند، دیوارها ترک خورده، و صدای جنگ از بیرون همیشه شنیده می‌شد. اما درس هنوز ادامه داشت. «ما هنوز کودک بودیم. هنوز فکر می‌کردیم زندگی ادامه دارد.»

«ما کودکان هنوز جنگ را نمی‌شناختیم.»

«هنوز زندگی در لابلای موهای طلایی عروسکان ما بود. در لابلای نسیمی که بر درختان اکاسی می‌وزید. زندگی در عیدهایی بود که با پیراهن نو در کوچه می‌برآمدیم. زندگی در بوی حنایی بود که شب‌های عید در دستان ما رنگ می‌بست. زندگی در کوچه‌هایی جاری بود که به مکتب ختم می‌شدند.»

تا اینکه دیگر ادامه‌اش سخت‌تر شد.

اشغال شوروی و دهه‌های پس از آن، مکتب را به نهادهایی شکننده تبدیل کرد.

در دهه ۱۳۷۰، جنگ داخلی بسیاری از مکاتب را از زیرساخت‌های ابتدایی تهی کرد. چوکی‌ها شکسته بودند، صنف‌ها در ساختمان‌های نیمه‌ویران یا فضاهای موقت برگزار می‌شد. برای بسیاری از دانش‌آموزان، آموزش در کنار صدای موشک و ناامنی ادامه داشت.

با روی کار آمدن طالبان در دهه ۱۳۷۰، آموزش دختران در بسیاری مناطق متوقف شد. در برخی جاها مکتب‌ها بسته شدند؛ در جاهای دیگر، آموزش به خانه‌ها منتقل شد—جایی که مادران در سکوت به دختران خود خواندن و نوشتن می‌آموختند.

100%

«مادر خودش به ما درس می‌داد»

فرنگیس سوگند، شاعر، دوره اول طالبان را اینگونه به یاد می‌آورد: «ما دختران از رفتن به مکتب محروم شده بودیم. پسران حق داشتند مکتب بروند و من هر روز برادرم را می‌دیدم که با دستار سیاه یا سفید به مکتب می‌رفت.»

فرنگیس افزود: «من و خواهرانم در کنج خانه می‌ماندیم. تا اینکه مادر خودش به من و چند دختر دیگر خواندن و نوشتن آموخت. او کتاب‌های مختلف مثل ریاضی، انگلیسی، بیولوژی و ادبیات را تهیه کرده بود و برای دخترانش درس می‌داد.»

در سال‌های ممنوعیت آموزش دختران در دهه ۱۳۷۰، برخی خانواده‌ها آموزش را به خانه منتقل کردند.

فرنگیس سوگند می‌گوید: «مادرم برای ما ریاضی و انگلیسی درس می‌داد. ما در خانه مکتب داشتیم.»

او تعریف می‌کند که روزی یکی از اعضای طالبان وارد خانه شد.

روزی مادر فرنگیس در خانه خود مشغول درس دادن به جمعی از دختران بود که یک طالب وارد شد. طالب از مردم محله بود. همه وحشت‌زده شدند. فرنگیس می‌گوید «مادر نمی‌دانست چگونه توضیح دهد که ما مجرم نیستیم.» اما اتفاق باورنکردنی رخ داد. عضو طالبان به زبان پشتو به پرستار ۳۵ ساله گفت می‌خواهد دختران خود را نیز برای آموزش به خانه او بفرستد. اما از او خواهش کرد که قمندانش خبر نشود.

در این تناقض، آموزش ادامه یافت؛ پنهان بود اما هنوز زنده.

100%

پس از ۲۰۰۱، دروازه مکاتب دوباره گشوده شد. آموزش به یکی از نمادهای اصلی بازسازی افغانستان بدل شد. میلیون‌ها دختر وارد مکتب و دانشگاه شدند. برای یک نسل، آینده دوباره قابل تصور شد.

مدینه عمر در سال ۱۳۸۵ با لباس سیاه، چادر سفید دور گردن، گل مو و بیک سرخ پشتی شامل مکتب شد.

در لیسه فاطمه بلخی مزار شریف. صنف بزرگ و تمیز، میز و چفره سفیدرنگ و دیوارهای مزین شده با الفبا و خطوط، صف‌های دو نفره صبح‌گاهی، پکوره، بولانی و شیریخ پیش مکتب هنوز در ذهنش مانده‌اند.

«دختران با لباس سیاه و چادرهای سفید مانند کبوتران ابلق صحن حویلی مکتب را قشنگ کرده‌اند.»

«دلم می‌خواست بهترین رنگه‌ها و توش‌ها مال من باشد. کتابچه‌های صد برگ را برای مضامینی انتخاب می‌کردیم که دوستش داشتیم و با تاپه‌های پرنسیس دیزنی آن‌ها را زیباتر می‌کردیم». «کم کم نوجوان شدیم. کتابچه خاطرات ساختیم و مدتی همه در سر سودای داستان‌نویس شدن داشتیم.»

اما این گشایش نیز پایدار نماند.

از سال ۱۴۰۰ خورشیدی، محدودیت‌های گسترده دوباره آموزش دختران را در بسیاری مناطق متوقف کرد و دروازه‌های مکاتب متوسطه و لیسه بار دیگر بسته شد.

کوثر عثمانی در ۱۴۰۴ با سیاست منع آموزش طالبان روبه‌رو شد.

کوثر می‌گوید «آخرین روز مکتب را تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد.»

«شب قبل آن من بسیار هیجان‌زده بودم. لباس‌ها و همه وسایلم را آماده کردم و خوابیدم. وقتی همه مردم در خواب شیرین بودند و هنوز صبح خود را آغاز نکرده بودند، لحظه مورد علاقه‌ام بود.»

«هوا تاریک بود. هنگامی که خورشید به آرامی طلوع می‌کرد، و آسمان شکل آبی کمرنگ به خود می‌گرفت، همه‌جا ساکت بود. آرامش و روشنایی گرم سحرگاه در جریان بود. من اما نتوانستم آنروز به تماشای آسمان بنشینم چون برای مکتب آماده می‌شدم. می‌توان نام آن صبح را 'آخرین صبح مکتب' نام گذاشت.»

«دست و رویم را شستم. صبحانه‌ام را خوردم. لباس‌هایم را پوشیدم و راهی مکتب شدم. اضطراب همه وجودم را فرا گرفته بود. چون قرار بود نتایج امتحانات اعلام شود و نتیجه زحمات خود را ببینیم. وقتی به مکتب رسیدم شاگردان مثل همیشه در صحن مکتب مشغول بودند. اما این بار حس عجیبی داشت. حس اینکه آخرین بار این صحنه را می‌بینی.»

کوثر مثل تمام دختران هم‌نسلش قبل از آنکه از مکتب فارغ شود، دروازه مکتب به‌رویش بسته شد. اما او می‌گوید هرگز تسلیم نخواهد شد. او می‌خواهد خودش را ثابت کند و امیدوار است که قصه‌اش پایان خوشی داشته باشد.

100%

پربازدیدترین‌ها

تظاهرات ضدطالبان به ۲۸ شهر جهان کشیده شد
۱

تظاهرات ضدطالبان به ۲۸ شهر جهان کشیده شد

۲

هشدار سمیع سادات به نیروهای پیشین امنیتی همکار طالبان: ۱۵ روز مهلت دارید

۳

انفجار در غرب کابل

۴

بیش از ۷۰۰ کامیون کمک‌های بشردوستانه از پاکستان وارد افغانستان شدند

۵

رونالدو پس از ازدواج با جورجینا: این احتمالا آخرین سال فوتبالم است

•
•
•

مطالب بیشتر

طالبان ارتش خود را به کمک روسیه بازسازی می‌کند

۴ سرطان ۱۴۰۵، ۱۳:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
محبوب‌شاه محبوب
100%

اداره طالبان پس از نزدیک به پنج سال تسلط بر افغانستان، تلاش می‌کند نیروها و جنگجویان خود را به شکل یک ارتش منظم درآورد و راه‌های تازه‌ای را برای تأمین واحدهای زرهی، توپخانه، نیروی هوایی و شبکه‌های لجستیکی پیدا کند.

در همین راستا، در ششم جوزا و در حاشیه نشست امنیتی مسکو، محمدیعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، توافقنامه‌ای برای همکاری‌های نظامی ـ فنی با سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه امضا کرد. بر اساس این توافق، مسکو تجهیزات نظامی به‌جا مانده از دوران اتحاد شوروی را که در اختیاز طالبان قرار دارد، بازسازی خواهد کرد.

این توافق در حالی امضا می‌شود که روابط طالبان با پاکستان از ماه دلو به این سو متشنج بوده و هواپیماهای پاکستانی به‌طور مکرر پایتخت افغانستان و ولایت‌های مرزی را هدف قرار داده‌اند.

بر اساس یافته‌های افغانستان اینترنشنال، طالبان در چارچوب توافق جدید در زمینه احیای سلاح‌ها، وسایط زرهی، سامانه‌های دفاع هوایی و حتی ترمیم و فعال‌سازی دوباره جنگنده‌ها و چرخبال‌های نظامی از مسکو درخواست همکاری کرده است.

احیای میراث شوروی

به گفته منابع مختلف در وزارت دفاع، اداره امور، ریاست استخبارات و وزارت خارجه طالبان، توافق همکاری نظامی و فنی میان دو طرف پنج محور اساسی دارد که شامل آموزش نیروها، پشتیبانی فنی از سلاح‌ها، همکاری اطلاعاتی، عملیات علیه گروه‌های مسلحی که روسیه آن‌ها را تهدید می‌داند و همکاری‌های لجستیکی است.

به گفته منابع، تمرکز اصلی این همکاری بر مبارزه با شاخه خراسان داعش است؛ گروهی که مسکو آن را تهدیدی جدی برای امنیت آسیای میانه و روسیه می‌داند.

روسیه تعهد کرده است سلاح‌های سبک را ترمیم و تأمین کند تا پاسگاه‌های طالبان در امتداد خط دیورند و مرزهای آسیای میانه تقویت شوند.

اما درخواست‌های طالبان بسیار گسترده‌تر از این است.

یک منبع در ریاست دفاع و امنیت اداره امور طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان تلاش دارد روابط مستقیمی با مجتمع صنایع نظامی روسیه برقرار کند تا امکان خرید سلاح و ترمیم آن‌ها را فراهم کند.

طالبان فهرستی شامل ۱۴ هزار و ۸۰۳ میل سلاح از انواع مختلف خانواده AK تهیه کرده‌اند که روسیه بر اساس آن این سلاح‌ها را ترمیم و مهمات مورد نیازشان را تأمین خواهد کرد. در این فهرست سلاح‌های AK-47، AKM، AKMS و AK-74 که در افغانستان با نام «کلاشینکوف» شناخته می‌شوند، شامل‌اند.

علاوه بر این، ۸ هزار و ۶۳۲ میل سلاح AKS-74U (کرینکوف)، تفنگ نیمه‌اتومات SKS و تفنگ تک‌تیرانداز SVD دراگانوف نیز در فهرست قرار دارند که باید ترمیم شوند. همچنین در این فهرست ترمیم ۲۱ هزار و ۳۲ قبضه تفنگچه ماکاروف، TT-33 و تفنگچه خودکار استچکین نیز درخواست شده است.

کارشناسان امور نظامی می‌گویند بخش بزرگی از این سلاح‌ها در دوره‌های حکومت‌های نزدیک به اتحاد شوروی و طی دهه‌ها جنگ وارد افغانستان شده‌اند.

هرچند سلاح‌های امریکایی موجود در اختیار طالبان از نمونه‌های روسی پیشرفته‌تر هستند، اما به دلیل محدودیت در دسترسی به قطعات، مهمات و خدمات ترمیمی، استفاده از آن‌ها در میان جنگجویان طالبان روزبه‌روز کاهش یافته است.

طالبان در بخش ترمیم سلاح‌های سنگین نیز تعدادی سلاح را مشخص کرده‌اند که شامل ۷۶۵ میل دهشکه (DShK)، پیکا (PKM)، زیکویک، KPV و RPK می‌شود. این سلاح‌ها برای جنگ‌های میدانی و دفاع از پاسگاه‌ها اهمیت زیادی دارند.

در بخش سلاح‌های ضدزره، طالبان علاوه بر راکت‌انداز RPG-7، توپ‌های ضدتانک SPG-9 و B-10، خواستار دریافت موشک‌های هدایت‌شونده‌ای مانند 9M14 Malyutka و 9K111 Fagot نیز شده‌اند.

مالیوتکا و فاگوتُ موشک‌های ضدتانک ساخت شوروی هستند که از مرگبارترین سلاح‌ها برای انهدام اهداف سنگین به شمار می‌روند. مالیوتکا موشک نسل اولی است که با جوی‌استیک دستی هدایت می‌شود و توانایی هدف قرار دادن تانک‌ها تا فاصله سه کیلومتری را دارد؛ در حالی که فاگوت سامانه پیشرفته‌تری از نسل دوم است که از داخل لوله پرتاب شده و با کمک دوربین به‌صورت نیمه‌خودکار هدف را دنبال می‌کند.

منابع می‌گویند فهرست این سلاح‌ها در وزارت دفاع است، اما تاکنون موجودیت آن‌ها تأیید نشده و به همین دلیل از روسیه درخواست شده‌اند.

بر اساس اطلاعات منابع، طالبان به‌طور ویژه خواهان دریافت سامانه‌های دفاع هوایی قابل حمل بر شانه مانند استرلا (Strela) و ایگلا (Igla) شده‌اند. این موشک‌ها توسط اتحاد شوروی و سپس روسیه ساخته شده و قابلیت حمل توسط افراد را دارند.

این سلاح‌ها بر اساس فناوری فروسرخ (ردیابی حرارتی) عمل می‌کنند و گرمای موتور هدف را دنبال می‌کنند.

این سامانه‌ها عمدتاً برای سرنگونی هواگردهای با ارتفاع پایین، از جمله هلیکوپترها، هواپیماهای ترابری نظامی و برخی جنگنده‌های دیگر استفاده می‌شوند.

درخواست این سلاح‌ها در حالی مطرح شده که به باور تحلیلگران، حریم هوایی افغانستان همچنان امن نیست و به‌طور مکرر گزارش‌هایی از پرواز پهپادهای ناشناس در آسمان کشور منتشر می‌شود.

طالبان تانک‌ها و وسایط زرهی قدیمی را بازسازی می‌کند

در میان تجهیزات وزارت دفاع افغانستان، ۷۶ تانک زرهی هشت‌چرخه BTR-60 و BTR-70، وسایط جنگی پیاده‌نظام BMP-1 و BMP-2 و همچنین تانک‌های T-55 و T-62 ثبت شده‌اند. پیش از این شمار این وسایط حدود ۴۶۰ عراده برآورد می‌شد.

برخی منابع در وزارت دفاع طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتند که این وسایط زرهی نیز در فهرست تجهیزات نیازمند ترمیم قرار دارند؛ از میان آن‌ها ۲۱ عراده سالم هستند و بقیه به بازسازی و ترمیم نیاز دارند.

در جریان جنگ اتحاد شوروی و مجاهدین افغان در سال‌های (۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹) وسایط زرهی BMP-1 و BMP-2 نقش مهمی در عملیات نظامی نیروهای شوروی داشتند. این جنگ باعث شد برخی ضعف‌های اساسی طراحی BMP-1 آشکار شود و در نتیجه استفاده از مدل پیشرفته‌تر BMP-2 سرعت گیرد.

به گفته تحلیلگران نظامی، BMP-1 که اساساً برای نبرد در دشت‌های باز اروپا طراحی شده بود، در افغانستان با مشکلات زیادی روبه‌رو شد. تأثیر توپ ۷۳ میلی‌متری آن در مناطق کوهستانی و مرتفع علیه اهداف مجاهدین محدود بود. همچنین زره آن در برابر راکت‌های RPG-7 و مسلسل‌های سنگین آسیب‌پذیر تلقی می‌شد که میزان خسارت‌پذیری آن را بالا می‌برد؛ اما این نواقص در نسل دوم برطرف شد.

طالبان همچنین خواهان ترمیم ۳۱ توپخانه متحرک ۱۵۲ میلی‌متری و ۲۷ راکت‌انداز شده‌اند.

به گفته منابع، در وزارت دفاع تحت کنترول طالبان ۳۰۲۰ موتر روسی کاماز، موترهای حامل توپ، تریلرها و تریلرهای ویژه حمل تانک نیز موجود است، اما هنوز روشن نیست چه تعداد از آن‌ها به ترمیم و نوسازی نیاز دارند.

موضوع موترهای کاماز در اواخر ماه ثور نیز در مجمع اقتصادی کازان میان نمایندگان طالبان و مقام‌های روسیه و تاتارستان مطرح شده بود.

آیا «ارابه شیطان» دوباره پرواز خواهد کرد؟

مهم‌ترین بخش درخواست‌های طالبان احتمالاً مربوط به نیروی هوایی است.

طالبان خواستار ترمیم ۱۱ فروند هلیکوپتر ترابری Mi-8 و Mi-17 و چهار فروند هلیکوپتر تهاجمی Mi-24 شده‌اند. Mi-24 که در افغانستان با نام «ارابه شیطان» شناخته می‌شود، برای پشتیبانی نزدیک هوایی استفاده می‌شود.

علاوه بر این، درخواست ترمیم ۱۲ فروند دیگر از جنگنده‌های MiG-21، MiG-23، Su-22 و Su-25 نیز مطرح شده است.

این هواپیماها در آشیانه‌های فرودگاه‌های کابل، هرات، جلال‌آباد، خوست، بگرام و قندهار قرار دارند.