معنوی: عدالت در برابر جنایات طالبان نباید به تأخیر بیفتد


فضلاحمد معنوی، وزیر پیشین عدلیه افغانستان، میگوید یک سال پس از صدور حکم بازداشت دو مقام ارشد طالبان از سوی دادگاه جزایی بینالمللی، روند اجرای عدالت در قبال سایر موارد نقض حقوق بشر این گروه همچنان کند است.
او روز چهارشنبه در اکس نوشت که صدور این حکمها گامی مهم در مسیر پاسخگویی طالبان است، اما با تحقق عدالت کامل فاصله دارد.
به گفته معنوی، او یک سال پس از تسلط طالبان، اسناد و شواهد مربوط به جنایات این گروه را به دادستانی دادگاه جزایی بینالمللی ارائه کرده و انتظار داشته این پرونده با سرعت بیشتری پیگیری شود.
او افزود که حکمهای بازداشت صادرشده عمدتاً به اتهام آزار و اذیت مبتنی بر جنسیت و محروم کردن زنان از حقوق اساسی مربوط است، در حالی که به گفته او، طالبان متهم به ارتکاب جنایات دیگری از جمله جنایت علیه بشریت، قتلهای هدفمند، شکنجه، ناپدیدسازی اجباری، سرکوب مخالفان و نقض گسترده حقوق بشر نیز است.
معنوی خواستار پیگرد سایر رهبران و فرماندهان طالبان شد و هشدار داد که ادامه تأخیر در رسیدگی، خطر مصونیت از مجازات را افزایش میدهد.
معنوی تأکید کرد که دادگاه جزایی بینالمللی و جامعه جهانی باید بدون ملاحظات سیاسی، روند پیگرد همه عاملان جنایات طالبان را ادامه دهند.

با بازگشت طالبان به قدرت، اسلامآباد و راولپندی غرق در پیروزی بودند. رهبران پاکستان تصور میکردند با حمایت از طالبان، تهدیدهای مرزهای غربی را مهار کرده و دولتی نزدیک به خود را جایگزین حکومتی ملیگرا و متمایل به هند کردهاند.
اما این خوشبینی خیلی زود جای خود را به سوءظن به طالبان، به ویژه روابط این گروه با هند، داد. کار به جایی رسید که اسلامآباد این نیروی نیابتی پیشین را به همدستی با دشمن استراتژیک خود متهم میکند. اکنون، دستکم در بیانات رسمی دولت پاکستان، فرقی میان حکومت کرزی و اداره طالبان از حیث تهدید امنیتی برای پاکستان از منظر پیوند آنها با هند وجود ندارد.
با این حال، پاکستان به جای حل معضل شبهنظامیان از مسیر شکلگیری دولتی مشروع در کابل و توسعه اقتصادی مناطق قبایلی، همچنان به بمباران مرزهای افغانستان تکیه دارد.
این هفته، فرماندهان ارتش پاکستان اعلام کردند تا زمانی که طالبان افغان جلو حملات طالبان پاکستانی (تیتیپی) را نگیرند، حملات به افغانستان ادامه خواهد داشت. این رویکرد پاکستان که هر حمله تیتیپی را با مجازات طالبان افغان پاسخ میدهد، بیشتر انتقامجویی است تا راهبردی برای حل بحرانی پیچیده.
با وجود عملیاتهای گسترده ارتش پاکستان در مناطق قبایلی و فشارهای شدید بر طالبان افغانستان، تیتیپی همچنان به حملات خود ادامه میدهد. آمار تلفات این حملات در پاکستان از ۳ نفر در سال ۲۰۲۰، به ۲۵۷ نفر در سال ۲۰۲۵ رسید.
این افزایش حملات نشاندهنده ناکامی راهبرد نظامی پاکستان است. این ناکامی، خیبرپختونخوا و بلوچستان را هر روز بیشتر به مقتل نیروهای امنیتی پاکستان تبدیل میکند.
تحلیلگران می گویند که اساسیترین ایراد راهبرد ضدتروریسم پاکستان، نداشتن یک رویکرد منسجم و اتکای بیش از حد به استفاده از زور است، در حالی که مشکلات مربوط به حکمرانی در مناطق قبایلی، خاستگاه اصلی شبهنظامیان اسلامگرا همچنان بدون رسیدگی باقی ماندهاند.
سیب از درخت بید
حکومت پاکستان میکوشد معضل گسترش تیتیپی و تمکین نکردن طالبان به خواستههای امنیتی اسلامآباد را با حملات نظامی و کارزار دیپلوماتیک برای معرفی افغانستان بهعنوان کانون ناامنی مهار کند.
اسلامآباد برای واداشتن طالبان به همکاری، دو راهبرد را دنبال میکند: نخست، افزایش فشار نظامی برای ایجاد هزینه و بیثباتی در افغانستان. دوم، گسترش ارتباط با گروههای مخالف طالبان تا رهبران این گروه در کابل و قندهار خطر شکلگیری جبهههای جدید نظامی را جدی بگیرند.
طالبان در مقابل، روابط سیاسی خود را با هند گسترش داده و مناسبات اقتصادیاش را با ایران و کشورهای آسیای میانه تقویت کرده است.
برداشت غالب این است که روابط طالبان و تیتیپی به دلیل پیوندهای قومی، ایدئولوژیک و سالها همکاری، عمیق و بهآسانی گسستنی نیست. یک مقام پیشین دولتی به افغانستان اینترنشنال گفت که تیتیپی پس از سقوط دولت پیشین افغانستان به سلاحها و منابع مالی برجا مانده دست یافت و به بازیگری نیرومند تبدیل شد. از همین رو، طالبان نمیتواند این گروه را نادیده بگیرد.
تیتیپی از حمایت بخشی از بدنه طالبان برخوردار است. در کوتاهمدت، نه طالبان و نه پاکستان راهکار موثری برای مهار آن در اختیار ندارند. حتی دستور و فتوای رهبر طالبان نیز نتوانسته مانع پیوستن اعضای این گروه به تیتیپی و جنگ در پاکستان شود.
پرسش اصلی این است که چرا طالبان، با وجود نقش تعیینکننده پاکستان در پیروزیاش، حاضر نیست به نگرانیهای امنیتی اسلامآباد پاسخ دهد. وکاس بهاروج، پژوهشگر موسسه روابط خارجی اطلس، میگوید تجربه روابط نیابتی در دوران جنگ سرد نشان میدهد که گروههای شورشی پس از در اختیار گرفتن قلمرو، بهسرعت منافع مستقلی پیدا میکنند که با منافع حامیانشان متفاوت است.
به گفته او، طالبان پس از تسلط بر کابل دیگر یک گروه شورشی نیست، بلکه خود را حکومت مستقل میداند، حکومتی که برای بقا به مشروعیت داخلی، گسترش روابط خارجی و نمایش استقلال نیاز دارد. به همین دلیل، اولویتهای طالبان دیگر الزاماً با منافع پاکستان همسو نیست.
طالبان همچنین نمیخواهد با رویارویی مستقیم با تیتیپی، پایگاه خود را در مناطق پشتوننشین تضعیف کند. افزون بر این، پیوستن نیروهای ناراضی طالبان به تیتیپی یا داعش، تهدیدی جدی برای انسجام و امنیت این گروه به شمار میرود.
بمبهاییکه به سود حقانیها است
هبتالله آخندزاده که قدرت را در قندهار متمرکز کرده، همزمان زیر فشار پاکستان و جامعه جهانی قرار دارد. نزدیکان او با موضعگیریهای تند علیه پاکستان و کشورهای غربی، وفاداری خود را به رهبر طالبان نشان میدهند. در مقابل، سراجالدین حقانی، یکی از بانفوذترین چهرههای طالبان، ترجیح داده در این باره سکوت کند.
یک مقام ارشد پیشین دولت افغانستان که نخواست نامش فاش شود، برداشت متفاوتی دارد. او به نویسنده این سطور گفت: «حملات پاکستان به سود جناح حقانی است، جناحی که در ماههای اخیر از سوی حلقه قندهار به حاشیه رانده شده است.»
به گفته او، حلقه قندهار به ایران نزدیکتر شده و سیاستی آشکارا ضدپاکستانی در پیش گرفته است. در مقابل، شبکه حقانی روابطی دیرینه و عمیق با ارتش و سازمان استخبارات پاکستان دارد؛ روابطی که حاصل سالها سرمایهگذاری و حمایت اسلامآباد از این خانواده از دوره جنگ با شوروی تا اکنون است.
از این رو، حملات پاکستان تنها اهداف امنیتی ندارد، بلکه پیامی برای افزایش فشار بر جناح قندهار و ابراز نارضایتی اسلامآباد از سیاستهای این جناح نیز هست.
به نظر میرسد پاکستان محاسبه میکند که این حملات نارضایتی داخلی را افزایش میدهد، توانایی هبتالله در تأمین امنیت را زیر سوال میبرد و تیتیپی را از مناطق مرزی دور میکند. اما این راهبرد نتیجه معکوس نیز داشته است. حمله به خاک افغانستان، بخشی از افکار عمومی را به حمایت از طالبان سوق داده است. حتی شماری از مقامهای پیشین دولت که پس از به قدرت رسیدن طالبان از کشور رانده شدهاند، به طور مستقیم یا غیرمستقیم از موضع این گروه در برابر پاکستان حمایت کردهاند.
طالبان نیز از احساسات ملیگرایانه پشتونها، اختلاف بر سر خط دیورند و مسئله پشتونهای پاکستان برای تقویت گفتمان ضدپاکستانی خود بهره میبرد.
فردوس کاوش، تحلیلگر امور پاکستان، به افغانستان اینترنشنال گفت که اسلامآباد میکوشد هزینه میزبانی طالبان از تیتیپی را افزایش دهد. به گفته او، پاکستان همزمان میخواهد این پیام را به تیتیپی بدهد که عقبه راهبردی این گروه در افغانستان دیگر امن نخواهد بود.
مشخص نیست طالبان تا چه زمانی حاضر خواهد بود هزینه حمایت از تیتیپی را بپردازد. با این حال، واکنش این گروه به فشارهای پاکستان تاکنون محتاطانه بوده و همزمان روابط خود را با هند گسترش داده است. طالبان همچنین میکوشد با تحمل هزینههای اقتصادی و انسانی ناشی از بازگشت میلیونها مهاجر، وابستگی افغانستان به بنادر پاکستان و دیگر، اهرمهای فشار اسلامآباد را کاهش دهد.
آیا پاکستان و طالبان به نقطه گسست رسیدهاند؟
راهبرد بمباران و راکتباران طالبان ناپایدار است و میتواند پیامدهای پیشبینیناپذیری به دنبال داشته باشد. داکتر رنگین دادفر سپنتا، وزیر خارجه پیشین افغانستان، معتقد است گسترش درگیریهای نظامی میان پاکستان و طالبان افغان در بلندمدت به تشدید تنشها خواهد انجامید.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «درگیریهای دامنهدار، نظام طالبان را که تناقضهای ایدیولوژیک و قومی آن هر روز آشکارتر میشود، فرسوده خواهد کرد و پاکستان نیز از پیامدهای آن در امان نخواهد ماند.»
طالبان اکنون توان نظامی لازم برای پاسخ متقابل به حملات پاکستان را ندارد، اما بر توسعه پهپادها تمرکز کرده است. با توجه به نقش فزاینده این سلاح در جنگهای اوکراین و ایران، این توانایی میتواند در بلندمدت قدرت تهاجمی طالبان را افزایش دهد. همچنین، گسترش حمایت طالبان از گروههای شبهنظامی پاکستانی میتواند چالشهای امنیتی اسلامآباد را تشدید کند.
احسانالله تیپو محسود، تحلیلگر پاکستانی، هشدار میدهد که گروههای شبهنظامی همسو با طالبان ممکن است دامنه حملات خود را به شهرهای مختلف پاکستان گسترش دهند. او به الجزیره گفت: «تهدید تنها به کراچی محدود نیست. چنین حملاتی میتواند در پنجاب یا هر شهر بزرگ دیگری نیز رخ دهد.»
این بحران برای طالبان نیز پرهزینه است. مخالفان مسلح این گروه تحولات را با دقت دنبال میکنند و به حمایت احتمالی پاکستان چشم دوختهاند. سپنتا میگوید اگر یکی از دو طرف زودتر دچار فروپاشی نشود، این بحران ادامه خواهد یافت، مگر آنکه در کابل یا قندهار کودتایی رخ دهد.
در همین حال، این نگرانی در حلقه قندهار وجود دارد که پاکستان از جناح حقانی برای افزایش فشار بر هبتالله آخندزاده استفاده کند. برای همین، رهبر طالبان کنترول خود را بر تسلیحاتی که اختیار وزارتهای دفاع و داخله است، افزایش داده است.
با این حال، سپنتا معتقد است هنوز زمان گسست نهایی پاکستان از طالبان فرا نرسیده است.
فردوس کاوش نیز میگوید قدرتهای بزرگ منطقه و جهان از تغییر رژیم در افغانستان حمایت نمیکنند.
احتمالا، یکی از دلایلش این است که جنگ میان پاکستان و طالبان میتواند تهدید گروه داعش و شبکه القاعده علیه ایالات متحده و دیگر کشورها را افزایش دهد.
زلاتکو دالیچ، موفقترین سرمربی تاریخ تیم ملی فوتبال کرواسیا، روز چهارشنبه پس از ۹ سال حضور روی نیمکت این تیم از سمت خود استعفا داد. این تصمیم کمتر از یک هفته پس از حذف کرواسیا از جام جهانی ۲۰۲۶ و شکست برابر پرتگال در مرحله یکشانزدهم نهایی گرفته شد.
دالیچ که از سال ۲۰۱۷ هدایت کرواسیا را بر عهده داشت، این تیم را به نایبقهرمانی جام جهانی ۲۰۱۸ و مقام سومی جام جهانی ۲۰۲۲ رساند و همچنین با کرواسیا به نایبقهرمانی لیگ ملتهای اروپا در فصل ۲۳-۲۰۲۲ دست یافت. او در مجموع ۱۱۱ مسابقه سرمربی کرواسیا بود و ۶۲ پیروزی به دست آورد.
سرمربی ۵۹ ساله در پیام خداحافظی خود گفت هرگز تصور نمیکرد تیمش در این سالها به چنین موفقیتهایی دست یابد و از سه مدال جهانی و شبهای تاریخی فوتبال کرواسیا ابراز افتخار کرد.
فدراسیون فوتبال کرواسیا نیز با قدردانی از دالیچ، از نقش او در موفقیتها، اتحاد و پیشرفت تیم ملی طی نزدیک به یک دهه گذشته تمجید کرد.
فدراسیون فوتبال مصر پس از شکست جنجالی ۳-۲ مقابل آرژانتین در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶، با انتشار بیانیهای از عملکرد داور و سیستم کمکداور ویدئویی (VAR) به شدت انتقاد کرد و اعلام کرد در برابر آنچه «استفاده نادرست از VAR» خواند، سکوت نخواهد کرد.
مصر که تا دقیقه ۷۹ با نتیجه ۲ بر صفر از مدافع عنوان قهرمانی پیش بود، در دقایق پایانی سه گل دریافت کرد و از رقابتها کنار رفت. فدراسیون فوتبال این کشور اعلام کرد چندین تصمیم داوری تأثیر مستقیمی بر نتیجه مسابقه داشته و کارشناسان داخلی و بینالمللی نیز نسبت به این تصمیمها انتقاد کردهاند.
بخش عمده اعتراضها به مردود شدن گل دوم مصطفی زیکو پس از بازبینی VAR و همچنین رد شدن درخواست پنالتی مصر در دقایق پایانی مربوط میشود؛ صحنهای که بلافاصله پس از آن، آرژانتین گل پیروزی را به ثمر رساند.
رسانهها گزارش دادهاند که هانی ابوریده، رئیس فدراسیون فوتبال مصر، شکایت رسمی خود را علیه فرانسوا لتکسیه، داور فرانسوی مسابقه و تیم داوری او، به فیفا ارائه کرده است. فیفا تاکنون به این اعتراض واکنشی نشان نداده است.
برهم صالح، کمشنر عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، نسبت به احتمال سوءاستفاده گروههای شبهنظامی و افراطی از تنشهای اخیر میان طالبان و پاکستان هشدار داد و خواستار کاهش فوری تنش میان دو طرف شد.
او روز سهشنبه در گفتوگو با اسکاینیوز گفت: «این موضوع بسیار نگرانکننده است. شاید این بحران برای بسیاری از کشورهای جهان مسئلهای دور به نظر برسد، اما تاریخ نشان داده است که چنین تنشهایی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. امیدوارم این موضوع با جدیت دنبال شود و تنشها هرچه زودتر فروکش کند.»
صالح با اشاره به سازوکارهای موجود برای مدیریت این بحران، افزود که توافق سهجانبه افغانستان، پاکستان و ایران درباره مسایل پناهندگان، که با کمک کمشنری عالی پناهندگان سازمان ملل شکل گرفته، باید دوباره احیا شود.
او همچنین به روند دوحه و ابتکار راهحلهای راهبردی با حمایت سوئیس برای پناهندگان افغانستان اشاره کرد و گفت: «باید این چارچوبها را برای رسیدگی به این چالشها فعال و بسیج کنیم.»
کمشنر عالی پناهندگان سازمان ملل در ادامه با تاکید بر پیامدهای امنیتی تنشهای کنونی هشدار داد: «باید تحولات امنیتی در افغانستان را با دقت زیر نظر داشته باشیم و مراقب احتمال سوءاستفاده گروههای افراطی از شرایط موجود باشیم.»
او در پایان از طالبان و پاکستان خواست هرچه سریعتر اختلافات خود را از طریق گفتوگو حلوفصل کنند. آقای صالح گفت: «این تنشها نباید ادامه یابد. دو همسایه باید با جدیت به این مسایل رسیدگی کنند و اجازه ندهند هیچ گروه افراطی یا مسلحی از این وضعیت برای تداوم بیثباتی در سراسر منطقه و حتی فراتر از آن سوءاستفاده کند.»
کمشنر عالی پناهندگان سازمان ملل متحد سفری سهروزه به افغانستان داشت. او در پایان سفرش خواستار توجه جهانی به بحران ناشی از مهاجرت و بازگشتکنندگان شد و همچنان از طالبان خواست زمینه مشارکت زنان در عرصه عمومی را فراهم کنند.
این اظهارات درحالی ابراز میشود که درگیری طالبان و پاکستان منجر به اخراج گسترده مهاجرین از این کشور شده است. پاکستان در نزدیک به یک سال بیش از نزدیک به سه میلیون مهاجر افغان را اخراج کرده و روند اخراج و بازداشت مهاجرین به شدت ادامه دارد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، روز چهارشنبه در جریان حاشیه نشست ناتو در انقره، پایتخت ترکیه، اعلام کرد که احتمالاً سوریه را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حکومت امریکا حذف خواهد کرد.
احمد شرع، شبهنظامی اسلامگرای پیشین و رئیس جمهور کنونی سوریه، در حاشیه این نشست با رئیس جمهور امریکا دیدار کرد.
دونالد ترامپ با تمجید فراوان از عملکرد وی گفت: «او منحیث رئیس جمهور کار واقعاً فوقالعادهای انجام داده و کشور را در مدت زمان بسیار کوتاهی متحد ساخته است.»
او افزود که سوریه اکنون بسیار باثبات شده و وضعیت آن نسبت به گذشته که یک «آشفتگی واقعی» بود، به طور کامل تغییر کرده است.
رئیس جمهور امریکا در پاسخ به این سوال که آیا سوریه را از فهرست حامیان تروریسم حذف میکند یا خیر، گفت: «فکر میکنم این کار را بکنم. چرا نکنم؟ بله، این کار را خواهم کرد.» او خاطرنشان کرد که پیش از این نیز کاهش تحریمها علیه سوریه، انگیزه و کمک بزرگی برای این کشور بوده است.
حذف سوریه از این فهرست که در حال حاضر کشورهای دیگری چون ایران و کوریای شمالی در آن قرار دارند، راه را برای سرمایهگذاری بخش خصوصی در این کشور هموار میکند و روابط اقتصادی و دیپلوماتیک امریکا را در منطقه تقویت خواهد کرد.
دونالد ترامپ سال گذشته به وزارت امور خارجه امریکا دستور داده بود تا این موضوع را بررسی کند. همچنین، اخیراً گروهی از قانونگذاران هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در امریکا، از جمله سناتورها، جین شاهین و الیزابت وارن و نماینده کانگرس جو ویلسون، در نامهای به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، خواستار حذف این عنوان شده و استدلال کرده بودند که دلایل قانونی این نامگذاری دیگر صدق نمیکند و این فهرست مانعی برای موفقیت سوریه است.
این تصمیم در حالی اتخاذ میشود که روابط سوریه با گروههای تحت حمایت ایران و دیگر متحدان سابقش به شدت تغییر کرده است. شرع روابط سوریه را با گروه شبهنظامی حزبالله لبنان قطع کرده و به حضور نظامی روسیه در پایگاه هوایی لاذقیه و پایگاه دریایی طرطوس پایان داده است.
دونالد ترامپ با اشاره به این تغییرات اظهار داشت که حکومت جدید سوریه میتواند به امریکا در مقابله با تهدیدات منطقهای و موضوع حزبالله کمک کند.
او همچنین اعلام کرد که با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مورد خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان گفتوگو کرده و معتقد است که اسرائیل تمایل به این کار دارد و در حال حاضر با لبنان کنار آمده است.