«افزایش قیمتگذاری گمرکی در هرات تاجران زیر فشار قرار داده است»

«ما جمعی از تجار واردکننده موتر از مسئولین افغانستان اینترنشنال تقاضا داریم صدای ما را به گوش مسئولین برسانند.

«ما جمعی از تجار واردکننده موتر از مسئولین افغانستان اینترنشنال تقاضا داریم صدای ما را به گوش مسئولین برسانند.
در گمرک هرات، قیمتگذاری موترها و محصول گمرکی بدون مشوره با تجار و بدون در نظر گرفتن اسناد، انوایسها و قیمتهای واقعی بازار بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
همچنین، در پی جنگ ایران و امریکا، محمولههای ما برای مدت طولانی متوقف شد و هزینههای سنگین استوریج و خسارات مالی فراوانی را متحمل شدیم. با وجود این زیانها، اکنون افزایش قیمتهای گمرکی فشار مضاعفی بر تجار وارد کرده است.
از افغانستان اینترنشنال تقاضا داریم این موضوع را پوشش رسانهای داده و صدای تجار را به گوش مسئولین برساند تا در قیمتگذاری گمرکی عدالت، شفافیت و واقعیتهای بازار رعایت شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»

«من از دایکندی مینویسم، جایی که ۹۰ درصد مردم آن هزاره هستند. از یکسو، خشکسالی نان مردم را میبلعد و از سوی دیگر، بیکاری و توقف فعالیت نهادهای انکشافی و امدادی، مردم را در تلاش برای زندهماندن قرار داده است.
بیشتر موسسهها فعالیت خود را در اینجا متوقف کرده و به ولایتهای دیگر رفتهاند. طالبان میگوید مردم دایکندی طی چندین سال از کمک موسسهها استفاده کردهاند و اکنون نوبت دیگران است، اما مردم نمیدانند تاوان این تصمیم را چگونه بپردازند.
از جامعه جهانی میخواهم تنها مقدار پولی را که برای مردم افغانستان هزینه میشود در نظر نگیرد. لطفا بر چگونگی و محل مصرف این کمکها نیز نظارت کند.
امروز برای تامین هزینه زندگی، از فروش وسایل خانه تا دستدوزی و بافندگی روی آوردهام، اما بازار دستدوزی و بافندگی نیز با رکود روبهرو شده است. مردم با شکم گرسنه و جیب خالی در تلاش برای زندهماندن هستند. دستدوزی و بافندگی شکم فرزندان گرسنه آنان را سیر نمیکند. مردم چه کار کنند؟
نمیخواهم نامم گرفته شود، زیرا وضعیت امنیتی بسیار نگرانکننده است. فقط میخواهم نهادهای مسئول به دایکندی نیز توجه کنند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما در این کشور از بیکاری، فقر، درماندگی و سرگردانی خسته شدهایم و هیچ رسیدگی جدی صورت نمیگیرد. دولت نیز به مشکلات مردم توجهی ندارد و کارد به استخوان مردم رسیده است.
صاحبان خانه و رهنماها هر روز کرایهها را افزایش میدهند و فشار آن بر مردم فقیر بیشتر میشود.
نانآور خانواده و معلم هستم. کرایه یک خانه دو اتاقه به ۱۲ یا ۱۳ هزار افغانی رسیده است. درآمد من چقدر است که ۱۲ هزار افغانی آن را کرایه بدهم و هزینه خوراک و دیگر نیازهای خانوادهام را نیز تامین کنم؟
صاحب خانه و رهنما میگویند اگر ۱۵ هزار افغانی کرایه میدهی، بمان و اگر نمیدهی، خانه را تخلیه کن. دو ماه است که در جستوجوی خانه هستم. در گرمای شدید آنقدر گشتهام که دیگر توان راه رفتن ندارم.
حتا خانههای فرسوده و تخریبشده را کمتر از ۱۵ یا ۱۶ هزار افغانی کرایه نمیدهند. افزون بر آن، باید دو ماه کرایه پیشکی، یک ماه ادوانس و حق رهنما نیز پرداخت شود.
نمیدانم مردم فقیر و بیچاره افغانستان چگونه این وضعیت را تحمل کنند. خانههای قدیمی را تخریب میکنند و بهجای آن بلندمنزل میسازند، اما مردم کمدرآمد توان زندگی در این ساختمانها را ندارند.
اگر این وضعیت ادامه یابد، مجبور میشویم خیمه بزنیم و در کنار جاده زندگی کنیم.
صدای ما را به جهان و مسئولان برسانید تا جلو این بیعدالتی در حق مردم فقیر و بیچاره گرفته شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«از دو ماه به اینسو، قیمت هر کیلو گاز ۵۰ افغانی بود و کمکم به ۵۳ و ۵۵ افغانی رسید. حتی یک ماه پیش، قیمت هر کپسول ده کیلویی گاز بین ۵۳۰ تا ۵۵۰ افغانی بود.
شرکت یک کپسول ۱۱ کیلویی را به ۴۸۰ افغانی میداد و ۲۰ افغانی هم کرایه آن میشد. پس از آن، فروشندگان گاز را بهگونه پرچون، کیلویی ۵۳ تا ۵۵ افغانی میفروختند.
امروز قیمت یک کپسول گاز در شرکت به ۸۰۰ افغانی رسیده است و با کرایه، ۸۲۰ افغانی میشود. قیمت پرچون نیز به کیلویی ۸۸ تا ۹۰ افغانی رسیده است. فروشنده پرچون هم پنج تا شش افغانی سود میگیرد.
انگار فقر آهستهآهسته به جان کسانی میافتد که دستکم دستشان به دهانشان میرسید.
من امروز نتوانستم کپسول گاز خانهام را پر کنم. به صراحت میگویم که شاید بیشتر از یک کیلو گاز در خانهام نمانده باشد.
وقتی ۲۰ سال درس بخوانی و تحصیل کنی، اما در پایان نتوانی از عهده خرید ده کیلو گاز برآیی، واقعا سخت است.
وای بر حال کسانی که نان صبح و شام خود را ندارند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«لطفا دردمندانه صدای ما شوید، چون به هر دری میزنیم، کسی نه حرف ما را میشنود و نه توجه میکند. من موتر تاکسی دارم. طوری که در جریان هستید، با آغاز دوباره جنگ ایران، قیمت مواد سوخت سر به فلک کشیده است. قیمت پترول به ۸۸ افغانی و گاز به ۸۰ افغانی رسیده است.
تا جایی که میدانیم، چون کشور ما فقیر است، تحریمها در این بخش شامل افغانستان نمیشود. در جنگ نخست امریکا و ایران، قیمت سوخت اصلا تکان نخورد، اما در این جنگ فکر میکنم خود دولت از فرصت سوءاستفاده میکند.
چون میبینند در کشورهای دیگر قیمتها بالا رفته است، حالا متوجه شدهاند که بهانه خوبی پیدا شده است.
روند واردات مواد سوخت نیز بیشتر از گذشته ادامه دارد. مواد سوخت هم با قطار و هم با تیلرهای تانکر وارد میشود.
نکته دردآور این است که ریاست ترانسپورت هرات که نمیدانم چه کسی رییس جدید آن شده، با آمدنش قوانین تازهای وضع کرده است.
از یک سو جریمهها همراه با اضافهستانی بالا رفته است.
از سوی دیگر، زمانی که قیمت سوخت پایین بود و پترول ۶۰ افغانی و گاز ۵۵ افغانی بود، ما حق داشتیم دو هزار افغانی بارگیری کنیم.
اما از چهار روز به اینسو که قیمت تیل و گاز بالا رفته است، این افراد کرایه موترهای ما را از دو هزار افغانی به هزار و ۵۰۰ افغانی کاهش دادهاند.
حتی به زور متوسل شدهاند.
هرجا رفتیم و حتی اعتصاب کردیم، کسی به داد ما نرسید.
هیچکس به حرف ما گوش نمیدهد و این موضوع اصلا برایشان مهم نیست.
به خدا نمیدانید ما چه میکشیم.
بیشتر وقتها وقتی با نماینده و مسوولان ترانسپورت صحبت میکنیم، میگویند فارسی بلد نیستیم و پشتو صحبت کنید.
بهنوعی با این کار ما را از سر خود باز میکنند.
به خدا حیران ماندهایم که چه کنیم. این افراد چنان با مردم بیگانهاند و درد مردم را احساس نمیکنند که آدم از زندگی، کار و همهچیز ناامید میشود. نه منطق وجود دارد و نه رحم.
پیش از این، تجارت تیل دولتی نبود و بخش خصوصی آن را وارد میکرد. حالا که دولتی شده است، بهجای اینکه وضعیت بهتر شود، بدتر شده است. خون مردم را میمکند، خدمتی هم وجود ندارد و سفره مردم را هر روز کوچکتر میکنند.
شاید اسلامجار، با آن همه ادعای خدمتگزاری، و رییس ترانسپورت از خدا بترسند و دستکم اجازه دهند کرایه موترهای ما مانند یک هفته پیش باشد.
مسیری که ما میرویم، هزار و ۱۰۰ افغانی گاز مصرف میکند. ۲۱۰ افغانی نیز باید به دولت پرداخت کنیم. از هزار و ۵۰۰ افغانی چه چیزی برای ما باقی میماند؟
ما بیتقصیر، مقصر و مجرم شناخته میشویم. این چه شریعت و قانون اسلامی است؟
این چه وجدانی است؟
از خدا بترسید، شما شکمپرورانی که درد مردم و ما هراتیان را احساس نمیکنید، اسلامجار، رییس ترانسپورت و دیگر شکمپروران.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«معادن درواز، از جمله قطقطی، دوباره بسته شدند. مردم محل در معدن مایمیک دوباره با امارت درگیر شدند. مردم درواز در وضعیت شدید فقر قرار دارند. هیچ شکی نیست که در حکومتهای گذشته نیز از محرومترین مردم این سرزمین بودند.
حالا طالبان میخواهند دوباره این مردم را مهاجر بسازند و از خاک اجدادیشان دور کنند.
مردم درواز چهکار کنند؟ اشتغالزایی وجود ندارد و کار نیست.
صدها و هزاران ماستر و لیسانس در درواز بیکارند.
اندک امیدی هم که نخست به خدا و سپس به نوک بیل و کلنگشان در معادن داشتند، امسال به بهانههای مختلف از آنان گرفته شد.
مردم چارهای جز انتخاب دو راه ندارند.
یا دوباره میجنگند و حق خود را میگیرند، یا آنان را از سرزمین اجدادیشان مهاجر میسازند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»