• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

«مرد خوب پیدا نمی‌شود»؛ افغانستان و زنان بدون مردان

محمد عبدی

نویسنده و منتقد فیلم

۲ اسد ۱۴۰۵، ۱۲:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

«مرد خوب پیدا نمی‌شود» تازه‌ترین فیلم شهربانو سادات فیلمساز افغان که در بخش مسابقه جشنواره زردآلوی طلایی در ایروان به نمایش درآمد و پیشتر هم به‌عنوان افتتاحیه جشنواره برلین نمایش داده شده بود، سعی دارد تصویری از موقعیت زنان را پیش از تسلط دوباره طالبان در سال ۲۰۲۱ ترسیم کند.

شهربانو سادات که در ایران متولد شده و حالا ساکن آلمان است، با دو فیلم «گرگ و گوسفند» و «پرورشگاه» در بخش دوهفته کارگردانان جشنواره کن شرکت کرده بود و حالا در فیلم سوم از این مجموعه، که بر اساس زندگینامه منتشر نشده انور هاشمی و همین‌طور تجربیات زندگی خودش ساخته شده و قرار است دو فیلم دیگر هم در پی آن ساخته شود، موقعیت یک زن را در جامعه مردسالار افغانستان می‌کاود.

او این‌بار موقعیت یک زن فیلمبردار به نام نارو را تصویر می‌کند که در شبکه تلویزیونی اصلی افغانستان در سال ۲۰۲۱، درست پیش از به قدرت رسیدن دوباره طالبان کار می‌کرد.

فیلم با مشکلات او به عنوان یک زن آغاز می‌شود؛ جایی که کار او جدی گرفته نمی‌شود و درها به روی او بسته به نظر می‌رسند. اما نارو با تثبیت خود به عنوان یک فیلمبردار با تسلط به اصول خبرنگاری، به زحمت راه را برای خود باز می‌کند.

در این میان مساله او با مردان، یک مساله لاینحل به نظر می‌رسد؛ جایی که او قادر نیست حضانت بچه‌اش را از شوهرش بگیرد و گمان می‌کند «هیچ مرد خوبی پیدا نمی‌شود».

فیلم حول و حوش همین جمله (عنوان فیلم No Good Men) بنا می‌شود و در واقع جست‌و‌جویی است زنانه برای پیدا کردن مرد خوب.

همه چیز از دیالوگ‌های او با دوستان نزدیکش آغاز می‌شود، جایی که نارو این باورش را توضیح می‌دهد. فیلم اما جرقه خفیفی از یک رابطه را می‌زند: رابطه نارو با قدرت، شناخته‌شده‌ترین خبرنگار تلویزیون. اما این رابطه هم با شک و تردید همراه است و نارو آشکارا از آن پرهیز دارد.

فیلم حتی بحث اخلاقیات را پیش می‌کشد و به داوری درباره وضعیت تاهل قدرت و در پی آن فاصله گرفتن بیشتر نارو می‌پردازد، اما فیلمساز در نهایت پایان دیگری را رقم می‌زند که چندان مورد انتظار تماشاگر نیست.

100%

فیلم اما بین یک فیلم عاشقانه داستان‌گو و یک فیلم سیاسی- اجتماعی در نوسان است و نمی‌تواند به پیوند درستی بین آنها برسد. از سویی فیلم به مخاطب عام نظر دارد و می‌خواهد یک داستان عاشقانه را در یک موقعیت جذاب پیش ببرد و از سوی دیگر گاه به بیانیه‌ای سیاسی- اجتماعی پهلو می‌زند.
عنوان تند و تیز فیلم آغاز این نوع پیام سیاسی- اجتماعی است که در دل فیلم حل نمی‌شود و جدا می‌ایستد.
به نظر می‌رسد فیلمساز می‌خواهد در حین روایت داستانش انبوهی بغض فروخفته زنان را بیرون بریزد، در نتیجه برخی صحنه‌های فیلم گویی به میدانی برای نوعی تسویه‌حساب بدل می‌شود.
زمانی که شوهر فرزند نارو را می‌برد، رویارویی نارو با قدرت و دعوای کلامی آنها کاملا بی‌منطق است و بیشتر انتقامی بی‌جهت از همه مردان به نظر می‌رسد (این تنها صحنه‌ای نیست که با رفتار و گفتار اغراق‌آمیز نارو روبرو هستیم).
فیلم می‌خواهد محدودیت‌های ظالمانه مردان را - به حق- نقد کند، اما در یافتن راه و رسمی هنرمندانه به بن‌بست می‌رسد و به صحنه‌ها و دیالوگ‌های شعاری پناه می‌برد که در سطح می‌ماند.
هر چند در پایان قرار است به نتیجه‌ای خلاف عنوان فیلم و برخی صحنه‌های شعاری آن برسیم، اما شیوه ترسیم کردن موقعیت‌ها و نوع دیالوگ‌های فیلم، نتیجه‌گیری نهایی را کم‌رنگ جلوه می‌دهد و بیشتر، فیلم را به تصویری تند و تیز و شعاری علیه دنیای مردانه بدل می‌کند که با ورود طالبان و محدودیت‌های بیشتر کامل می‌شود.
با این حال فیلم در تصویر کردن یک برهه حساس، زمان به قدرت رسیدن دوباره طالبان، موفق است و می‌تواند به عنوان سندی از وضعیت زنان افغانستان در این برهه تلقی شود که با روز تاریخی هجوم مردم به فرودگاه به پایان می‌رسد.
اما درونیات نارو و عدم قدرت تصمیم‌گیری‌اش، حتی در صحنه‌های پایانی، برای زنی که در محل کارش استوار و ثابت‌قدم به نظر می‌رسید، چندان مجاب‌کننده نیست و پایان کازابلانکایی فیلم هم شاید بتواند برای تماشاگر عام جذاب باشد، اما صحنه‌ای به‌یاد‌ماندنی‌ را شکل نمی‌دهد.

پربازدیدترین‌ها

طالبان فعالیت ۷ دانشگاه خصوصی را تعلیق و جواز ۲ دانشگاه را لغو کرد
۱

طالبان فعالیت ۷ دانشگاه خصوصی را تعلیق و جواز ۲ دانشگاه را لغو کرد

۲

وزیر عدلیه طالبان رهبران هزاره را احضار کرد

۳

۴۴ خانواده در خوست معاون وزیر داخله طالبان را به غصب زمین متهم کردند

۴

مشاهده «اشیای ناشناس» در آسمان افغانستان در اسناد تازه پنتاگون

۵

بزرگترین چالش‌های طالبان پنج سال پس از ورود به کابل

•
•
•

مطالب بیشتر

درخواست پاکستان از سازمان شانگهای برای نابودی پناهگاه‌های تروریستی در افغانستان

۲ اسد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزیر خارجه پاکستان از سازمان همکاری شانگهای خواست طالبان را به اجرای تعهداتش و نابودی پناهگاه‌های گروه‌های تروریستی در افغانستان وادار کند. اسحاق‌دار گفت که دستیابی به صلح پایدار، ثبات و توسعه اقتصادی در منطقه تنها با رفع تهدید تروریسم برخاسته از خاک افغانستان امکان‌پذیر است.

وزیر خارجه پاکستان روز پنج‌شنبه در سخنرانی در نشست وزیران خارجه سازمان همکاری شانگهای در قرغیزستان، گفت که تهدید تروریسم برخاسته از افغانستان یکی از جدی‌ترین چالش‌های امنیتی اسلام‌آباد است.

به گفته او، گروه‌هایی از جمله تحریک طالبان پاکستانی، شبه‌نظامیان بلوچ و جنبش اسلامی ترکستان شرقی همچنان از خاک افغانستان برای سربازگیری، آموزش و سازماندهی حملات استفاده می‌کنند.

اسحاق‌دار مدعی شد که این گروه‌ها با «چشم‌پوشی و تسهیل‌گری» طالبان در افغانستان فعالیت می‌کنند؛ ادعایی که به گفته او، در گزارش‌های تیم نظارت بر تحریم‌ها و حمایت تحلیلی سازمان ملل نیز مستند شده است.

او گفت: «امیدواریم سازمان همکاری شانگهای از طالبان بخواهد به تعهدات خود در زمینه مبارزه با تروریسم در برابر جامعه جهانی عمل کنند و مسئولیت‌هایشان را در قبال صلح و امنیت منطقه و جهان ایفا کنند.»

وزیر خارجه پاکستان با تأکید بر اینکه کشورش در خط مقدم مبارزه با تروریسم قرار دارد، افزود اعضای تحریک طالبان پاکستانی از خاک افغانستان به‌عنوان پایگاه عملیاتی برای حمله به نیروهای امنیتی و غیرنظامیان پاکستان استفاده می‌کنند.

به گفته دار، تنها در سال جاری میلادی بیش از ۵۶۰ شهروند پاکستان در بیش از دو هزار حمله تروریستی کشته شده‌اند. او همچنین مدعی شد که شماری از شهروندان افغانستان نیز در این حملات دست داشته‌اند.

طالبان همواره اتهامات اسلام‌آباد درباره حضور و فعالیت گروه‌های مسلح در خاک افغانستان را رد کرده‌ و می‌گوید اجازه نخواهند داد از قلمرو افغانستان علیه هیچ کشوری استفاده شود. با این حال، مقام‌های پاکستانی در ماه‌های اخیر بارها طالبان را به پناه دادن به اعضای تحریک طالبان پاکستانی و دیگر گروه‌های مسلح متهم کرده‌اند.

روابط میان اسلام‌آباد و طالبان پس از بازگشت دوباره این گروه به قدرت در اسد ۱۴۰۰ دچار تیرگی شدیدی شده است. با وجود حمایت پاکستان از طالبان در دو دهه گذشته، اسلام‌آباد اکنون طالبان افغانستان را متهم می‌کند که چتر حمایتی و پناهگاه امن برای تحریک طالبان پاکستانی فراهم کرده است.

افزایش بی‌سابقه‌ حملات تروریستی در ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان در دو سال گذشته، صدمات سنگینی به نیروهای امنیتی پاکستان وارد کرده است. پاکستان بارها حملات هوایی را در مناطق مرزی و در داخل خاک افغانستان انجام داده است که با واکنش و درگیری‌های مرزی متقابل از سوی طالبان مواجه شد.

از سوی دیگر، فشار بر طالبان تنها محدود به مباحث امنیتی نبوده است. دولت پاکستان در پاسخ به عدم همکاری طالبان در مهار تحریک طالبان پاکستانی، روند اخراج گسترده و اجباری بیش از یک میلیون مهاجر افغان فاقد مدرک را آغاز کرد و روادید ترانزیتی و تجاری میان دو کشور را به شدت محدود ساخت.

سازمان همکاری شانگهای که چین و روسیه از اعضای کلیدی آن هستند، همواره بر تشکیل دولت فراگیر در افغانستان و محو گروه‌های تروریستی تأکید کرده است. تلاش پاکستان برای کشاندن این پرونده به سازمان شانگهای، نشان‌دهنده ابعاد منطقه‌ای یافتن بحران میان اسلام‌آباد و طالبان است.

افزایش سرقت‌های مسلحانه در هرات نگرانی باشندگان را برانگیخته است

۱ اسد ۱۴۰۵، ۲۳:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از باشندگان هرات روز پنجشنبه به افغانستان اینترنشنال گفتند که سرقت‌های مسلحانه و دزدی موبایل، موتر و موتورسایکل در این ولایت افزایش یافته است. به گفته آنان، این وضعیت رفت‌وآمد در شهر، به‌ویژه در ساعات عصر و شب را دشوار کرده و احساس ناامنی را افزایش داده است.

حمید، یکی از باشندگان هرات، گفت که روز شنبه هنگام عبور از پل هوایی منطقه شهرنو، افراد مسلح موبایلش را سرقت کردند. به گفته او، این رویداد در یکی از مسیرهای پررفت‌وآمد شهر رخ داده است.

باشنده دیگری نیز گفت که پسر ۱۴ ساله‌اش شام چهارشنبه، هنگام بازگشت از کورس، در خروجی زیرگذر هرات هدف سرقت قرار گرفت. او گفت چند نوجوان با بهانه کمک برای بالا بردن بایسکل، حواس پسرش را پرت کردند و موبایلش را دزدیدند.

به گفته او، کودکان و نوجوانانی که از مسیرهای خلوت رفت‌وآمد می‌کنند، بیشتر در معرض چنین رویدادهایی هستند.

سرقت از خانه خبرنگار فقید

در یکی دیگر از رویدادهای این هفته، پنج فرد مسلح وارد خانه نوراحمد کریمی، فعال فرهنگی و خبرنگار فقید هرات، شدند.

به گفته منابع، مهاجمان فرزند خردسال خانواده را گروگان گرفتند و پس از سرقت اموال باارزش، محل را ترک کردند. منابع افزودند سه نفر از آنان برای پنهان کردن هویت خود لباس زنانه پوشیده بودند. این رویداد در روز روشن رخ داده است.

اوایل ماه جاری نیز افراد مسلح با معرفی خود به‌عنوان نیروهای استخبارات طالبان وارد مرکز تجارتی بهار در منطقه درب‌ملک شدند. آنان نگهبان بازار را کشتند، پسرش را زخمی کردند و اموال شش دکان را به سرقت بردند.

بررسی خبرنامه‌های فرماندهی پولیس طالبان در هرات توسط افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که در شش ماه گذشته ۸۸۲ نفر به اتهام جرایم مختلف بازداشت شده‌اند. بیش از ۹۵ درصد آنان به سرقت متهم هستند.

به گفته طالبان، موبایل، موتر، موتورسایکل، سه‌چرخه، طلا و پول بیشترین اقلام سرقت‌شده بوده‌اند. باشندگان همچنین از افزایش سرقت پنل‌های خورشیدی، بالون‌های گاز، پمپ‌های آب و وسایل خانه خبر می‌دهند.

باشندگان: بیکاری عامل افزایش جرم است

شماری از باشندگان هرات، افزایش بیکاری و وخامت وضعیت اقتصادی را از عوامل اصلی رشد سرقت می‌دانند.

مصطفی، یکی از باشندگان هرات، گفت که فرصت‌های کاری به‌شدت کاهش یافته و بسیاری از جوانان بیکارند یا به کارهای روزمزدی با درآمد اندک روی آورده‌اند. او افزود بازگشت گسترده مهاجران از ایران نیز رقابت بر سر فرصت‌های محدود شغلی را بیشتر کرده است.

برنامه توسعه سازمان ملل متحد می‌گوید بیش از ۲.۳ میلیون افغان تنها در سال ۲۰۲۵ به کشور بازگشته‌اند، روندی که فشار بر بازار کار، مسکن و خدمات عمومی را افزایش داده است. به گفته این نهاد، نرخ بیکاری در میان بازگشت‌کنندگان در غرب افغانستان بین ۸۰ تا ۹۵ درصد برآورد شده است.

بانک جهانی نیز در گزارش سال ۲۰۲۵ خود اعلام کرده که میزان بیکاری در افغانستان نسبت به گذشته دو برابر شده و زنان و جوانان بیشترین آسیب را دیده‌اند. این نهاد همچنین هشدار داده است که فقر شهری رو به افزایش است و در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱.۶ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی غذایی بحرانی یا شدید روبه‌رو بوده‌اند.

عفو بین‌الملل: آلمان حقوق بشر را به ابزار معامله با طالبان تبدیل کرده است

۱ اسد ۱۴۰۵، ۲۲:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

عفو بین‌الملل می‌گوید حکومت آلمان برای نخستین‌بار قصد دارد یک شهروند افغان را که سابقه جرمی ندارد، اخراج کند. این نهاد این اقدام را خطرناک دانست و هشدار داد که همکاری با طالبان در روند اخراج، حکومت آلمان را در برابر خواسته‌های سیاسی و دیپلوماتیک این گروه آسیب‌پذیر می‌کند.

به گفته عفو بین‌الملل، حقوق بشر نباید به «ابزار معامله» با طالبان تبدیل شود.

عفو بین‌الملل به پرونده فریدون توفان اشاره کرده است، فردی که چند هفته پیش برای تثبیت هویت نزد نماینده طالبان در آلمان برده شد و اکنون با خطر اخراج روبه‌رو است.

همزمان، رسانه‌های آلمان از برنامه حکومت برای گسترش اخراج شهروندان افغان خبر داده‌اند. رادیوی سراسری آلمان گزارش داد که دست‌کم شش افغان بدون سابقه جرمی در معرض اخراج قرار دارند.

این رسانه به نقل از عفو بین‌الملل نوشت که دست‌کم یکی از افغان‌هایی که از سال ۲۰۲۴ از آلمان به افغانستان اخراج شده بود، پس از بازگشت کشته شده است.

روزنامه برلینر سایتونگ نیز نوشت که طالبان پیش‌تر برای گرفتن امتیازهای دیپلوماتیک، از جمله اعزام دیپلومات‌های بیشتر به آلمان، یک پرواز اخراج را متوقف کرده بود. این روزنامه همکاری برلین با طالبان را موضوعی حساس و مناقشه‌برانگیز توصیف کرد.

بر اساس برنامه تازه حکومت آلمان، اخراج شهروندان افغانستان دیگر تنها به افراد دارای محکومیت جرمی یا تهدید امنیتی محدود نخواهد بود. پولیس فدرال نیز به وزارت داخله ایالت هسن اطلاع داده است که محدودیت پیشین برای معرفی شهروندان افغان به‌منظور اخراج برداشته شده است.

این سیاست با انتقاد احزاب و نهادهای مدافع حقوق پناهجویان روبه‌رو شده است. کلارا بونگر، سخنگوی امور داخلی حزب چپ، گفت اخراج به افغانستان به‌تدریج به یک روند عادی تبدیل می‌شود و با تعهدات حقوق بشری آلمان در تضاد است.

تیمو شرنبرگ، مدیر شورای پناهندگان ایالت هسن، نیز لغو این محدودیت را «غیرمسئولانه» خواند و گفت هدف آن ایجاد نگرانی و افزایش فشار بر افغان‌های ساکن آلمان است.

حمایت برخی ایالت‌ها از گسترش اخراج‌ها

در مقابل، شماری از مقام‌های ایالتی از سیاست تازه حکومت حمایت کرده‌اند.

بئاته مایسنر، وزیر عدلیه و مهاجرت ایالت تورینگن، از اخراج مردان مجرد افغان که حکم قطعی ترک آلمان را دارند، پشتیبانی کرد. به گفته او، کسانی که شاغل‌اند و هزینه زندگی خود را تأمین می‌کنند، نباید اخراج شوند، مگر اینکه پس از اطلاع از تصمیم اخراج، کار خود را آغاز کرده باشند.

بر اساس آمار وزارت مهاجرت تورینگن، تا ۳۰ جون، ۵۲۳ شهروند افغانستان در این ایالت حکم قطعی ترک آلمان داشتند که اخراج ۴۰۸ نفر آنان به‌طور موقت به تعویق افتاده بود.

مایسنر گفت دادگاه‌های اداری در بسیاری از این پرونده‌ها تأیید کرده‌اند که مانع قانونی برای اخراج وجود ندارد و ادامه تعویق اخراج قابل توجیه نیست.

رنه ویلکه، وزیر امور اجتماعی ایالت براندنبورگ، نیز گفت این ایالت علاوه بر مجرمان، افرادی را که «چشم‌اندازی برای ماندن ندارند» اخراج خواهد کرد.

در ایالت زاکسن، آرمین شوستر، وزیر داخله، گسترش اخراج‌ها را «راه درست» خواند و گفت این سیاست شامل افرادی نیز می‌شود که برای ادغام تلاش نکرده‌اند، از کمک‌های اجتماعی استفاده می‌کنند یا در شناسایی هویت خود همکاری ندارند.

وزیر داخله ایالت زاکسن-آنهالت نیز اعلام کرد آماده‌سازی برای گسترش اخراج‌ها آغاز شده و تمرکز آن بر مردان جوان و مجردی است که حکم قطعی ترک آلمان دارند و از کمک‌های اجتماعی زندگی می‌کنند.

روایت مخدوم رهین از محمدظاهر شاه؛ پادشاهی که افغانستان را میان شرق و غرب حفظ کرد

۱ اسد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری
100%

امروز نوزدهمین سالگرد درگذشت محمدظاهر شاه، آخرین پادشاه افغانستان است، شخصیتی که پس از چهار دهه سلطنت، همچنان درباره کارنامه سیاسی و تاریخی او دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.

منتقدان محمدظاهر شاه می‌گویند که دوره طولانی سلطنت او نتوانست افغانستان را به توسعه پایدار برساند و فرصت‌های مهم تاریخی از دست رفت. در مقابل، شماری از هوادارانش او را پادشاهی می‌دانند که با سیاست احتیاط و بی‌طرفی، افغانستان را در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ جهان، از درگیرشدن در رقابت‌های قدرت‌های بزرگ و منازعات منطقه‌ای دور نگه داشت.

دکتر سید مخدوم رهین، وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ افغانستان، عضو شورای روم و نماینده دفتر ظاهر شاه در اجلاس بن، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال، از شخصیت، سیاست خارجی، شیوه حکومت‌داری و زندگی شخصی آخرین پادشاه افغانستان روایت کرده است.

شاه با تدبیر

مخدوم رهین می‌گوید که محمدظاهر شاه یکی از «باتدبیرترین» پادشاهان افغانستان بود، پادشاهی دانشمند و خردمند که به باور او، جامعه افغانستان نتوانست ارزش‌های فکری و رهبری او را به‌درستی درک کند.

100%
پس از سرنگونی حاکمیت طالبان، ظاهرشاه پس از سال‌ها تبعید به افغانستان بازگشت و نقش برجسته در نظام جدید ایفا کرد.

او می‌گوید: «پادشاه دانشمند و خردمند بود، اما مردم قدر دانایی و خرد او را ندانستند.»

به گفته رهین، ظاهر شاه در کشوری فقیر سلطنت می‌کرد، اما تلاش داشت افغانستان را با وجود محدودیت‌های اقتصادی و مشکلات داخلی، به عنوان کشوری «آبرومند و باعزت» در جهان معرفی کند.

سیاست بی‌طرفی میان شرق و غرب

رهین می‌گوید یکی از ویژگی‌های مهم دوره ظاهر شاه، حفظ سیاست بی‌طرفی افغانستان در میان رقابت‌های جهانی بود.

به گفته او، ظاهر شاه در کنار توجه به مسائل داخلی، در سیاست خارجی نیز تلاش کرد میان قدرت‌های بزرگ تعادل ایجاد کند. او می‌گوید: «با وجود ماجراهای جهانی و تنش میان شرق و غرب، سیاست بی‌طرفانه حفظ شد.»

رهین روایت می‌کند که ظاهر شاه در برابر برخی فشارهای خارجی نیز مقاومت کرد، از جمله زمانی که اتحاد شوروی خواهان به رسمیت شناختن حکومت کمونیستی کوبا از سوی افغانستان بود.

او همچنین می‌گوید ظاهر شاه هیچ‌گاه حاضر نشد به خواست برخی کشورهای عربی، نام «خلیج فارس» را تغییر دهد و یا به دلیل فشار همسایه غربی از روابط با جهان عرب فاصله بگیرد.

به باور رهین، این تعادل در سیاست خارجی پس از کودتای ۱۳۵۲ خورشیدی از میان رفت و افغانستان وارد دوره‌ای از بحران‌های سیاسی و امنیتی شد.

حفظ تعادل در روابط با پاکستان و هند

رهین از خاطره‌ای از رئیس تشریفات دوره جمهوریت یاد می‌کند که نشان‌دهنده حساسیت ظاهر شاه در روابط منطقه‌ای بود.

به گفته او، زمانی که سفیر پاکستان برای دیدار نزد شاه آمده بود، ظاهر شاه از رئیس تشریفات خواست در جلسه بماند.

رهین می‌گوید بعداً شاه توضیح داد که اگر او در جلسه نمی‌بود، احتمالاً سفیر پاکستان درباره هند صحبت می‌کرد، اما حضور یک فرد دیگر باعث شد چنین بحثی مطرح نشود. شاه به رئیس تشریفات گفته است که سفیر پاکستان فکر کرد تو نفر امنیت ملی هستی!

سازندگی با منابع محدود

رهین می‌گوید در دوره سلطنت ظاهر شاه، پروژه‌های عمرانی در افغانستان با امکانات محدود اقتصادی به اجرا درآمد.

او می‌افزاید که درآمدهای اصلی افغانستان در آن زمان بیشتر از صادرات قره‌قل، سنگ لاجورد و میوه خشک تأمین می‌شد، اما با همین منابع محدود، پروژه‌هایی مانند ساخت بندهای برق، مکاتب و تأسیسات عام‌المنفعه انجام شد.

به گفته او، در آن دوره، مکتب‌ها حتی به مناطق دوردست کشور نیز گسترش یافت.

دوره دموکراسی؛ «جزیره‌ای در میان استبداد منطقه»

مخدوم رهین دوره قانون اساسی دهه ۱۳۴۰ خورشیدی را یکی از دوره‌های مهم دموکراسی در تاریخ افغانستان می‌داند.

او می‌گوید: «افغانستان جزیره‌ای از دموکراسی بود، در حالی که در اطراف آن نظام‌های اقتدارگرا وجود داشتند. در شمال اتحاد شوروی، در چین حکومت مائو و در ایران نظام امنیتی ساواک حاکم بود.»

به باور رهین، دهه دموکراسی افغانستان دوره‌ای «بی‌سابقه و تاریخی» بود. به گفته او، در این دوره فضای اجتماعی و سیاسی آن با حضور افراد «با معاشرت، نجیب و فقیرمشرب» همراه بود.

زندگی ساده و رد شایعات درباره تجمل‌گرایی

رهین زندگی شخصی ظاهر شاه را ساده و به دور از تجمل توصیف می‌کند.

او می‌گوید: «تجمل در زندگی پادشاه نبود.»

به گفته رهین، مخالفان سیاسی ظاهر شاه، به‌ویژه اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان، درباره زندگی او تبلیغات منفی می‌کردند، در حالی که به باور او، ساده‌ترین سرگرمی پادشاه رفتن به کاریزمیر، رسیدگی به گل‌ها و ترکاری‌ها و گفت‌وگو با دهقانان بود.

او می‌گوید ظاهر شاه حتی در دوران تبعید در روم نیز در خانه‌ای معمولی زندگی می‌کرد، صبح‌ها قدم می‌زد و به کبوترها دانه می‌داد.

بخشندگی و مخالفت با اعدام

رهین از تلاش‌های ظاهر شاه برای کاهش اعدام‌ها نیز یاد می‌کند.

او داستانی را نقل می‌کند که بر اساس آن، ظاهر شاه برای گرفتن رضایت خانواده‌ای که فرزندشان کشته شده بود، شخصاً به خانه آنان رفت و از آنان خواست قاتل را ببخشند.

به گفته رهین، خانواده مقتول پس از دیدار با پادشاه، رضایت دادند.

سوءقصد در روم؛ نجات با قوطی سیگار

رهین همچنین از سوءقصد به ظاهر شاه در دوران تبعیدش در ایتالیا یاد می‌کند.

به گفته او، فردی که خود را خبرنگار معرفی کرده بود، با عنوان آوردن تحفه نزد شاه رفت و سپس با خنجر به او حمله کرد، اما خنجر به قوطی سیگار در جیب شاه برخورد کرد و جان او نجات یافت.

رهین می‌گوید مهاجم بازداشت شد، اما درباره انگیزه و ریشه این سوءقصد اطلاعات بیشتری منتشر نشد.

رهین از وزیر داخله وقت ایتالیا روایت می‌کند که گفته بود: «سیگار برای همه مضر است اما برای پادشاه افغانستان مفید بود»، چرا که خنجر مهاجم دقیقاً به قوطی سیگار فلزی در جیب سینه شاه خورد و مانع از جان باختن او شد.

با این حال، شاه به دلیل نزاکت‌های سیاسی و عدم تمایل شخصی، هرگز اجازه نداد جزئیات و ریشه‌های این سوءقصد رسانه‌ای و افشا شود.

امریکا ابرقدرت است، اما ابرقدرت بد اخلاق

رهین یک خاطره از دیدارش با ظاهر شاه در سال ۲۰۰۳ در کابل، هم‌زمان با حمله امریکا به عراق، نیز روایت می‌کند. او می‌گوید که «روزی به دیدار شاه در کابل رفتم. شاه ناراحت و غمگین بود و از وی پرسیدم، چه اتفاقاتی افتاده است. شاه گفت که آمده بودند که حمله امریکا به عراق را تایید کنم.»

رهین می‌گوید وقتی به او گفت که «امریکا یک ابرقدرت است»، ظاهر شاه پاسخ داد: «بلی، ابرقدرت است، اما ابرقدرت بداخلاق.» شاه با گفتن این جمله اتاق را ترک کرد.

ایستادگی بر زبان فارسی در بغداد

رهین همچنین روایتی از عزیزالدین خان پوپلزایی نقل می‌کند.

به گفته او، در نمایشگاه خطاطی در بغداد، از آدرس افغانستان عزیزالدین خان پوپلزایی شرکت کرده بود. او بیانیه خود را به زبان فارسی ترتیب کرده بود. صدام حسین به دلیل اختلاف با ایران اجازه سخنرانی به زبان فارسی را نمی‌داد. پوپلزایی موضوع را با ظاهر شاه در میان گذاشت و شاه خواستار بازگشت او به کابل شد.

رهین می‌گوید پس از اطلاع صدام حسین از این تصمیم، اجازه داده شد نماینده افغانستان سخنرانی خود را به زبان فارسی ارائه کند.

.محمدظاهر شاه در ۱ اسد ۱۳۸۶ در کابل درگذشت. او از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۷۳ پادشاه افغانستان بود و پس از کودتای محمدداوود خان، نزدیک به سه دهه را در تبعید سپری کرد.

کشاورزان افغان از کاهش محصولات خود بر اثر تغییرات اقلیمی خبر می‌دهند

۱ اسد ۱۴۰۵، ۱۸:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از کشاورزان در شمال افغانستان می‌گویند که افزایش دما، بارندگی‌های نابهنگام و تغییرات اقلیمی، میزان محصولات را کاهش داده و خسارت‌های سنگین مالی بر جا گذاشته است. به گفته آنان، تغییرات اقلیمی باعث گسترش آفات و بیماری‌های گیاهی شده و هزینه‌های تولید را افزایش داده است.

عبدالحمید، کشاورز ۵۶ ساله در ولایت بغلان که نزدیک به دو دهه به کشاورزی مشغول است، به خبرگزاری شینهوا گفت: «باران‌ها امسال در زمان نامناسب باریدند. نخست گندم را از بین بردند و بعد به بادنجان رومی، خربزه و تربوز آسیب رساندند.»

او می‌گوید پس از این بارندگی‌ها، آفات و بیماری‌های تازه‌ای در مزارعش ظاهر شده‌اند. به گفته او، افزایش پشه‌ها و انواع کرم‌های خاکی باعث از بین رفتن بخشی از محصولات شده است.

عبدالحمید می‌گوید که سال گذشته از فروش محصولاتش ۴۵۰ هزار افغانی درآمد داشت، اما از آغاز سال جاری تاکنون تنها حدود ۳۰ هزار افغانی فروش داشته است.

غلام محی‌الدین، کشاورز ۶۷ ساله از ولسوالی خنجان بغلان، نیز به شینهوا گفت که گرمای شدید و افزایش دما، حاصل گندم و برنج او را به‌طور چشمگیری کاهش داده است.

او که هزینه زندگی خانواده ۱۲ نفره‌اش را از راه کشاورزی تأمین می‌کند، می‌گوید که تابش شدید آفتاب محصولات را در برابر آفات و بیماری‌ها آسیب‌پذیرتر کرده و میزان برداشت را پایین آورده است.

در ولایت قندوز نیز کشاورزان از پیامدهای گرمای شدید و بارندگی‌های نابهنگام شکایت دارند.

عزیزالله، کشاورز ولسوالی خان‌آباد، می‌گوید که این وضعیت به محصولات گندم و خربزه او آسیب رسانده است. به گفته او، درآمدش از چهار جریب زمین از ۳۰۰ هزار افغانی در سال گذشته به حدود ۲۰۰ هزار افغانی در سال جاری کاهش یافته است.

بازمحمد، کشاورز دیگری در حومه شهر قندوز، نیز می‌گوید که گرمای شدید و گسترش آفات، بخش بزرگی از محصولات خربزه، بادنجان رومی، بامیه و دیگر سبزیجات او را از بین برده و باعث کاهش قابل توجه حاصلات شده است.

کارشناسان می‌گویند افزایش دما مقاومت گیاهان را در برابر بیماری‌ها و آفات کاهش می‌دهد و شرایط را برای گسترش عوامل بیماری‌زا فراهم می‌کند. به گفته آنان، در صورت ادامه روند کنونی، تولید محصولات کشاورزی در بسیاری از مناطق افغانستان با تهدید جدی روبه‌رو خواهد شد.

کارشناسان اقلیم می‌گویند که تغییرات اقلیمی در افغانستان تنها به افزایش میانگین دما محدود نمی‌شود، بلکه الگوی بارندگی را نیز دگرگون کرده است. در سال‌های اخیر، بارش‌های شدید و نابهنگام، دوره‌های طولانی خشکسالی و موج‌های گرمای بی‌سابقه، فصل‌های کشت را برهم زده و باعث کاهش حاصل و آسیب به محصولات کشاورزی شده است.

به گفته کارشناسان، افزایش دما همچنین شرایط را برای تکثیر آفات و بیماری‌های گیاهی فراهم می‌کند. بسیاری از حشرات و عوامل بیماری‌زا در هوای گرم‌تر سریع‌تر رشد و تولیدمثل می‌کنند و گیاهانی که به دلیل گرما و کمبود آب ضعیف شده‌اند، در برابر این آفات آسیب‌پذیرتر می‌شوند. در نتیجه، کاهش حاصل تنها ناشی از خشکسالی یا گرما نیست، بلکه از ترکیب این عوامل با گسترش آفات و بیماری‌های گیاهی ناشی می‌شود.

بخش بزرگی از جمعیت افغانستان برای تأمین معیشت به کشاورزی وابسته است و تشدید بحران اقلیمی، امنیت غذایی، درآمد خانواده‌ها و ثبات جوامع روستایی را با خطر مواجه کرده است.

بر اساس گزارش یوناما، خشکسالی و کمبود آب همچنان از مهم‌ترین تهدیدهای اقلیمی افغانستان به شمار می‌رود و بیش از نیمی از جمعیت کشور را تحت تأثیر قرار داده است.

همچنین، بر پایه آمار اداره ملی آمادگی مبارزه با حوادث طالبان، تنها در سه ماه گذشته بیش از ۳۲ هزار جریب زمین کشاورزی در اثر رویدادهای طبیعی آسیب دیده یا به‌طور کامل از بین رفته است.