طالبان تایید کرد که مردم یفتل در واکنش به بازرسی بدنی یک زن اعتراض کردند
احسانالله کامگار، سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در بدخشان، تایید کرد که بعد از ظهر شنبه ۱۰ اسد، معترضان در ولسوالی یفتل پایین در واکنش به بازرسی بدنی یک زن از سوی نیروهای این گروه، دست به اعتراض زدند.
با این حال، او مدعی شد: باشندگان محل «بدون آگاهی از حقیقت رویداد» بر پاسگاه امنیتی یورش بردند.
به گفته وی، این رویداد زمانی رخ داد که نیروهای طالبان در یک ایست بازرسی، به یک مرد و زن سوار بر موترسایکل به ظن انتقال مواد مخدر مشکوک شدند. او گفت هنگامی که نیروهای مستقر در محل قصد بازرسی وسایل آنان را داشتند، مرد همراه از محل فرار کرده و با ایجاد هیاهو ادعا کرد که زن همراهش مورد بازرسی بدنی قرار گرفته است.
کامگار افزود که در پی این ادعا، شماری از باشندگان محل «بدون آگاهی از حقیقت رویداد» بر پاسگاه امنیتی یورش بردند که در نتیجه، شماری آسیب دیدند. وی افراد «مغرض و فتنهافکن» را به سوءاستفاده از احساسات مردم و تلاش برای برهم زدن امنیت متهم کرد، اما درباره شمار دقیق تلفات جزئیاتی ارائه نداد.
با این حال، منابع محلی و منابع بیمارستانی در بدخشان تایید میکنند که طالبان برای پراکنده ساختن معترضان دست به تیراندازی زدهاند.
بر اساس گزارشها، در نتیجه تیراندازی نیروهای طالبان، دستکم یک معترض کشته و شماری دیگر زخمی شدند.
در ویدیوهایی که از یفتل رسیده صدای تیراندازی شنیده و لحظات انتقال زخمیان دیده میشود.
باشندگان محل گفتند ظلم و ستم گسترده طالبان علیه مردم محل، دلیل اصلی تظاهرات بوده است.
طالبان در بدخشان با اختلافات میانگروهی و چالش حملات داعش خراسان نیز دستوگریبان اند.
چهار روز قبل در ششم اسد ذبیحالله امیری، رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت بدخشان در پی حمله افراد مسلح در ولسوالی بهارک این ولایت کشته شد. داعش خراسان با نشر بیانیهای مسئولیت این رویداد را به عهده گرفت.
قدرت در افغانستان اغلب با جنگ، کودتا و تنشهای سیاسی بهدست آمده و در بیشتر موارد نیز با همان شیوه از دست رفته است.
مرور تاریخ معاصر افغانستان نشان میدهد که انتقال مسالمتآمیز و قانونی قدرت در این کشور، بیش از آنکه یک قاعده باشد، استثنایی تاریخی بوده است. از زمان امانالله خان تاکنون، بر اساس روایتها و مستندات تاریخی، تنها یک انتقال قدرت از مسیر انتخابات و مطابق قانون اساسی انجام شده است.
از همین رو، تاریخ حاکمان افغانستان تنها داستان رسیدن به قدرت نیست؛ بلکه روایت فرجام حکومتها و سرنوشت رهبرانی است که بسیاری از آنان قدرت را نه با واگذاری داوطلبانه، بلکه با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا زندان از دست دادهاند.
شاه امانالله خان؛ پادشاهی که به دلیل اصلاحات از قدرت سقوط کرد
امانالله خان در سال ۱۹۱۹ پس از اعلام استقلال افغانستان به قدرت رسید و برنامه گستردهای برای نوسازی کشور آغاز کرد. او تلاش داشت افغانستان را از ساختار سنتی به یک دولت مدرن تبدیل کند و در زمینههایی مانند آموزش، قانونگذاری، اصلاح نظام اداری، گسترش روابط خارجی و بهبود جایگاه زنان اصلاحات گستردهای را به اجرا بگذارد.
اما این اصلاحات با مخالفت بخشی از روحانیون، سران قبایل و مخالفان سیاسی روبهرو شد. همزمان مشکلات اقتصادی و ضعف دولت نیز نارضایتیها را افزایش داد.
در سال ۱۹۲۹ با قیام حبیبالله کلکانی، حکومت امانالله خان سقوط کرد. او ابتدا از سلطنت کنارهگیری و سپس به قندهار رفت و در نهایت افغانستان را ترک کرد.
امانالله خان نزدیک به سه دهه پایانی عمر خود را در تبعید گذراند و هرگز به قدرت بازنگشت. او پادشاهی بود که استقلال افغانستان را به دست آورد اما پایان زندگی سیاسی خود را دور از وطن سپری کرد.
حبیبالله کلکانی؛ ۹ ماه حکومت و پایان با اعدام
حبیبالله کلکانی در اوایل سال ۱۹۲۹ با قیام علیه حکومت امانالله خان کابل را تصرف کرد و خود را امیر افغانستان اعلام کرد.
حکومت او از همان آغاز با چالشهای جدی روبهرو بود. بسیاری از فرماندهان نظامی، چهرههای سیاسی و بزرگان کشور از او حمایت نمیکردند و در بخشهای مختلف افغانستان درگیریها ادامه داشت.
چند ماه بعد، محمد نادر خان با نیروهایش کابل را بازپس گرفت و دولت کلکانی سقوط کرد. کلکانی دستگیر شد و در همان سال اعدام شد.
دوره دولت او تنها حدود ۹ ماه دوام آورد و یکی از کوتاهترین دورههای زمامداری در تاریخ معاصر افغانستان به شمار میرود.
محمد نادر شاه؛ پادشاهی که در اوج قدرت ترور شد
محمد نادر شاه پس از شکست حبیبالله کلکانی و تصرف کابل، در سال ۱۹۲۹ به سلطنت رسید. او تلاش کرد پس از سالها ناآرامی، حکومت مرکزی را دوباره سازماندهی کند و ثبات را به کشور بازگرداند.
در دوران حکومت او، روند بازسازی ساختار دولت و تقویت نظام سلطنتی آغاز شد اما مخالفتهای سیاسی همچنان ادامه داشت. حکومت نادر شاه تنها چهار سال دوام کرد.
او در سال ۱۹۳۳ هنگام شرکت در مراسمی در لیسه استقلال کابل، توسط یکی از دانشآموزان این لیسه به نام عبدالخالق، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. نادر شاه نیز مانند شماری از حاکمان افغانستان، حکومت خود را نه با کنارهگیری بلکه با ترور از دست داد.
محمد ظاهر شاه؛ طولانیترین دوران سلطنت و سالهای تبعید
محمد ظاهر شاه پس از کشته شدن پدرش، محمد نادر شاه در سال ۱۹۳۳ به سلطنت رسید. او نزدیک به چهار دهه بر افغانستان حکومت کرد و طولانیترین دوره زمامداری را در میان حاکمان معاصر این کشور رقم زد.
دوران حکومت ظاهر شاه با ثبات نسبی، گسترش روابط خارجی، اجرای برخی برنامههای توسعه و اصلاحات سیاسی همراه بود. در سالهای پایانی سلطنت او، نظام مشروطه و قانون اساسی جدید زمینه فعالیت احزاب، مطبوعات و انتخابات را تا حدی فراهم کرد.
سلطنت او نیز با کودتا پایان یافت. در سال ۱۹۷۳ زمانی که او برای درمان در ایتالیا به سر میبرد، محمد داوود خان، پسر کاکایش با یک کودتای بدون خونریزی نظام سلطنتی را برچید و جمهوری را اعلام کرد.
ظاهر شاه پس از این کودتا دیگر به سلطنت بازنگشت. او نزدیک به سه دهه در شهر رم ایتالیا زندگی کرد و پس از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۲ به افغانستان آمد اما دیگر نقشی در قدرت اجرایی کشور نداشت.
محمد داوود خان؛ نخستین رئیسجمهور و پایان حکومت با انقلاب ثور
محمد داوود خان در سال ۱۹۷۳ با کودتایی بدون خونریزی علیه حکومت محمد ظاهر شاه، نظام سلطنتی را پایان داد و جمهوری افغانستان را اعلام کرد. او به عنوان نخستین رئیسجمهور افغانستان، رهبری نظام جدید را بر عهده گرفت.
داوود خان در دوران حکومت خود بر تقویت دولت مرکزی، توسعه اقتصادی و اجرای سیاست خارجی مستقل تاکید داشت. در سالهای پایانی حکومتش، اختلافات سیاسی، مشکلات اقتصادی و افزایش تنش با حزب دموکراتیک خلق، شرایط را برای او دشوار کرد.
در هفتم ثور ۱۳۵۷ حکومت داوود خان در جریان انقلاب ثور سقوط کرد. او همراه با شماری از اعضای خانوادهاش در ارگ ریاستجمهوری کشته شد. نخستین رئیسجمهور افغانستان نیز نتوانست قدرت را بهصورت مسالمتآمیز واگذار کند.
نورمحمد ترهکی؛ نخستین رهبر حکومت کمونیستی که به دست نزدیکترین همکارش کنار رفت
نورمحمد ترهکی پس از انقلاب ثور در سال ۱۹۷۸ به قدرت رسید و به عنوان نخستین رئیس حکومت کمونیستی افغانستان رهبری کشور را بر عهده گرفت. او از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود و با اجرای اصلاحات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تلاش کرد ساختار حکومت را تغییر دهد.
اما سیاستهای حکومت او با مخالفت گسترده در بخشهای مختلف کشور روبهرو شد و شورشهای مسلحانه علیه نظام گسترش یافت. همزمان اختلافات درون حزب دموکراتیک خلق نیز شدت گرفت.
در سال ۱۹۷۹ حفیظالله امین، نخستوزیر و از نزدیکترین همکاران ترهکی، او را از قدرت برکنار کرد. نورمحمد ترهکی اندکی بعد کشته شد و حکومت او پایان یافت.
سرنوشت او نشان داد که رقابت بر سر قدرت در افغانستان، حتی رهبران یک حکومت را نیز از درگیری و حذف سیاسی مصون نگذاشته است.
حفیظالله امین؛ سه ماه حکومت و پایان با مداخله شوروی
حفیظالله امین پس از برکناری نورمحمد ترهکی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید و رهبری حکومت را در دست گرفت. حکومت او با گسترش شورشهای مسلحانه، اختلافات داخلی و بحران سیاسی روبهرو بود.
دوران زمامداری امین تنها حدود سه ماه ادامه یافت. در دسامبر ۱۹۷۹، همزمان با ورود نیروهای اتحاد شوروی به افغانستان، کاخ تاج بیگ هدف عملیات نیروهای ویژه شوروی قرار گرفت. در جریان این عملیات، حفیظالله امین کشته شد و حکومت او پایان یافت.
ببرک کارمل؛ رهبری که با حمایت شوروی به قدرت رسید
ببرک کارمل پس از مداخله نظامی اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید. حکومت او با حمایت شوروی شکل گرفت و ادامه یافت. ادامه جنگ، مشکلات اقتصادی و مقاومت مجاهدین، حکومت او را با چالشهای جدی روبهرو کرد.
با تصمیم شوروی برای خروج از افغانستان، موقعیت سیاسی کارمل نیز تضعیف شد. او در سال ۱۹۸۶ از قدرت کنار رفت، به تبعید رفت و سالهای پایانی عمر خود را خارج از افغانستان سپری کرد.
نجیبالله؛ از ریاستجمهوری تا پناهندگی در دفتر سازمان ملل
نجیبالله در سال ۱۹۸۶ به قدرت رسید و سیاست «آشتی ملی» را برای پایان دادن به جنگ و حل سیاسی بحران افغانستان اعلام کرد. با وجود خروج نیروهای شوروی، حکومت او چند سال دیگر دوام آورد اما در سال ۱۹۹۲ با پیشروی مجاهدین سقوط کرد و نجیبالله از قدرت کنارهگیری کرد.
او به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد و چهار سال در آنجا ماند. در سال ۱۹۹۶، پس از ورود طالبان به کابل، از دفتر سازمان ملل خارج شد، دستگیر و کشته شد.
صبغتالله مجددی؛ دو ماه ریاست دولت موقت
صبغتالله مجددی پس از سقوط حکومت نجیبالله در ۲۸ اپریل ۱۹۹۲ به عنوان رئیس دولت موقت اسلامی افغانستان قدرت را در دست گرفت.
دوره زمامداری او تنها حدود دو ماه ادامه داشت. در این مدت اختلاف میان گروههای مجاهدین و آغاز درگیریهای داخلی مانع تشکیل یک حکومت باثبات شد. پس از پایان دوره انتقالی، قدرت به برهانالدین ربانی واگذار شد.
برهانالدین ربانی؛ رئیسجمهوری که سالها بعد ترور شد
برهانالدین ربانی پس از مجددی به ریاستجمهوری رسید و در سالهای جنگ داخلی رهبری افغانستان را بر عهده داشت.
با تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، او پایتخت را ترک کرد اما همچنان به عنوان رئیس یکی از جریانهای سیاسی افغانستان فعالیت داشت. ربانی در سال ۲۰۱۱ زمانی که ریاست شورای عالی صلح را بر عهده داشت در یک حمله انتحاری کشته شد.
ملا محمد عمر؛ از قدرت تا سالهای زندگی مخفی
ملا محمد عمر پس از تصرف کابل توسط طالبان در سال ۱۹۹۶، رهبری این گروه را بر عهده گرفت.
حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ با حمله امریکا و متحدانش سقوط کرد و ملا محمد عمر از انظار عمومی ناپدید شد. او هرگز بار دیگر به قدرت بازنگشت.
حامد کرزی؛ تنها انتقال مسالمتآمیز قدرت
حامد کرزی پس از سال ۲۰۰۱ رهبری نظام جدید افغانستان را بر عهده گرفت. او در تاریخ معاصر افغانستان جایگاه ویژهای دارد زیرا نه با کودتا از قدرت کنار رفت نه کشته شد و نه مجبور به تبعید شد.
کرزی در سال ۲۰۱۴ قدرت را به اشرف غنی واگذار کرد. او پس از پایان ریاستجمهوری نیز در کابل ماند و همچنان در عرصه سیاسی افغانستان فعال است.
اشرف غنی؛ آخرین رئیسجمهور نظام جمهوری و تبعید
اشرف غنی در سال ۲۰۱۴ به ریاستجمهوری رسید. برای نخستینبار در تاریخ افغانستان، قدرت از یک رئیسجمهور به رئیسجمهور دیگر از طریق انتخابات منتقل شد.
حکومت او با مشکلات امنیتی، اختلافات سیاسی و فشارهای اقتصادی روبهرو بود. در سال ۲۰۲۱، همزمان با پیشروی سریع طالبان، کابل سقوط کرد و غنی افغانستان را ترک کرد. او از آن زمان تاکنون در خارج از افغانستان زندگی میکند.
هبتالله آخندزاده
هبتالله آخندزاده پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، رهبری این گروه را بر عهده دارد.
تاریخ حاکمان افغانستان این پرسش را مطرح میکند که سرنوشت هر حاکم چگونه رقم خواهد خورد. در کشوری که تجربه انتقال منظم قدرت را کمتر داشته، پیشبینی پایان هر حکومت آسان نیست.
اینکه حکومت کنونی چگونه به پایان خواهد رسید، پرسشی است که پاسخ آن را آینده خواهد داد.
از امانالله خان تا امروز، تاریخ سیاسی افغانستان نشان میدهد که سرنوشت بسیاری از حاکمان این کشور با کودتا، جنگ، ترور، تبعید یا فروپاشی حکومت گره خورده است. انتقال مسالمتآمیز قدرت، در مقایسه با دیگر شیوههای تغییر حکومت، در تاریخ معاصر افغانستان استثنایی کمسابقه بوده است.
مرور این تجربه تاریخی نشان میدهد که در افغانستان، چالش اصلی تنها رسیدن به قدرت نبوده، بلکه ایجاد سازوکاری پایدار برای انتقال قانونی و مسالمتآمیز آن نیز همواره یکی از دشوارترین مسائل سیاست این کشور بوده است.
سخنگوی ارتش پاکستان، طالبان افغان را متهم کرد که «تروریسم» را به ابزاری برای تأمین اقتصاد، بقای حکومت و سیاست خارجی خود تبدیل کردهاند.
احمد شریف چودری گفت: «تجارت طالبان تروریسم است و از طریق تروریسم، اقتصادشان و بقای حکومتشان را تأمین میکنند.»
او افزود: «اگر دیپلوماسی آنها را بررسی کنید، آن نیز حول تروریسم میچرخد.»
سخنگوی ارتش پاکستان روز جمعه نهم اسد، در نشست خبری در راولپندی، به روابط هند و افغانستان تحت حاکمیت طالبان اشاره کرد و مدعی شد که میان دو طرف، به جز «دیانای» و ریشههای تاریخی و فرهنگی، وجه مشترک دیگری وجود ندارد و تنها چیزی که آنان را به هم پیوند میدهد «تروریسم» است.
اشاره او به دیانای مشترک مربوط به سفیر اخیر وزیر زراعت طالبان به هند است. در جریان این سفر، مترجم هندی در بخشی از ترجمه سخنان وزیر طالبان درباره استقبال گرم از او در دهلی نو و رابطه قدیمی مردم افغانستان و هند، میگوید: همانطور که پیشتر شما ذکر کردید، دیانای ما یکی است.
بررسیهای افغانستان اینترنشنال از ویدیوهای متعدد این نشست که در رسانههای هندی منتشر شده، نشان میدهد وزیر طالبان هیچ اشارهای به یکسان بودن دیانای هندیها و افغانها نمیکند و ترجمه ارائهشده دقیق نیست.
شریف چودری همچنین با اشاره به تفاوتهای ایدئولوژیک میان طالبان و جریانهای سیاسی هند گفت: «اگر به هند و احزاب هندوتوا نگاه کنید، چه چیزی میان احزاب هند و طالبان مشترک است؟ هیچ چیز. یکی خود را سکولار میداند و دیگری خود را ملیگرا و مذهبی افراطی معرفی میکند؛ اما با این حال، در افغانستان هر دو اکنون عملیات هماهنگ انجام میدهند.»
سخنگوی ارتش پاکستان: بیشتر مهاجمان انتحاری امسال در پاکستان افغان بودند
آقای چودری در این نشست خبری گفت که بیشتر عاملان ۲۸ حمله انتحاری سال جاری در این کشور شهروندان افغان بودهاند. او روز جمعه در نشست خبری، بار دیگر طالبان افغان را به حمایت از گروههای مسلح متهم کرد.
او گفت که شواهد دخالت شهروندان افغان در بیشتر حملات انتحاری و انفجارهای امسال بهدست آمده است.
این مقام ارتش پاکستان افزود در حملات اخیر در منطقه تانک و شهر کراچی نیز شهروندان افغان دخیل بودهاند. به گفته او، عامل حمله تانک در خیبرپختونخوا نیز شهروند افغانستان بود.
سخنگوی ارتش پاکستان تاکید کرد که شهروندان افغان و افرادی که با نیروهای امنیتی طالبان ارتباط داشتهاند، در میان افراد کشتهشده یا بازداشتشده در عملیاتهای نیروهای پاکستانی بودهاند. او درباره شمار این افراد جزئیاتی نداد.
آقای چودری گفت که انتقاد پاکستان متوجه مردم افغانستان نیست بلکه طالبان مسئول این رویدادها هستند.
سخنگوی ارتش پاکستان همچنین طالبان را به کمک به گروههای مسلح متهم کرد و گفت میان گروههای «فتنه هند» و «خوارج» تفاوتی وجود ندارد.
پاکستان اصطلاح «خوارج» را برای تحریک طالبان پاکستانی و «فتنه هند» را برای گروههای جداییطلب بلوچ بهکار میبرد.
آقای چودری افزایش حملات در این کشور را به فعالیت گروههای مسلح مرتبط با طالبان و گسترش عملیات نیروهای امنیتی پاکستان نسبت داد.
او گفت که نیروهای امنیتی پاکستان در سال جاری ۴۰ هزار و ۳۴۸ عملیات استخباراتی انجام دادهاند و دو هزار و ۸۴ عضو گروههای مسلح را کشتهاند. به گفته او، در این مدت سه هزار و ۱۴۵ رویداد امنیتی در پاکستان رخ داده است.
سخنگوی ارتش پاکستان افزود که اسلامآباد تصمیم مذاکره با این گروهها را ندراد و اعضای آنها باید تسلیم قانون شوند یا نیروهای امنیتی پاکستان با آنان خواهند جنگید.
طالبان و پاکستان ماههاست بر سر فعالیت تحریک طالبان پاکستانی دچار اختلاف هستند و این تنش منجر به درگیریهای گسترده شده است.
اسلامآباد طالبان را متهم میکند که به اعضا و رهبران تیتیپی در افغانستان پناه داده و اجازه میدهد از خاک این کشور برای طراحی و اجرای حملات در پاکستان استفاده کنند.
پاکستان در واکنش، چندین بار مناطقی را در افغانستان هدف حملات هوایی قرار داده و دو طرف در امتداد خط دیورند با یکدیگر درگیر شدهاند.
طالبان این اتهام را همواره رد کرده و ناامنی و فعالیت تحریک طالبان پاکستانی را مشکل داخلی پاکستان دانسته است.
بانک جهانی میگوید که تجارت افغانستان در پی اختلال در مسیر پاکستان بهطور چشمگیری به سوی آسیای مرکزی و ایران تغییر کرده است. طبق این گزارش، ۴۸ درصد واردات افغانستان از دهلیزهای آسیای مرکزی و ۴۶ درصد از مسیر ایران انجام شده، در حالیکه سهم مسیر پاکستان تقریباً به صفر رسیده است.
همزمان، هند با جذب ۳۳.۶ درصد صادرات افغانستان و ایران با تأمین ۳۱.۴ درصد واردات، به مهمترین شرکای تجاری این کشور تبدیل شدهاند.
بانک جهانی در گزارش ماه جولای خود اعلام کرده است که اقتصاد افغانستان با وجود ثبات نسبی تقاضای داخلی، افزایش درآمدهای داخلی و کاهش تورم مواد غذایی، همچنان با چالشهای ساختاری، رشد سریع جمعیت، اختلال در تجارت منطقهای و وابستگی شدید به درآمدهای داخلی روبهرو است.
این نهاد گفته است که رشد اقتصادی کنونی نتوانسته همپای افزایش جمعیت افغانستان، بهویژه در پی بازگشت گسترده مهاجران، افزایش یابد. بر اساس این گزارش، درآمد سرانه واقعی افغانستان در مقایسه با دوره پیش از بازگشت طالبان به قدرت، حدود ۵.۶ درصد کاهش یافته و این وضعیت فشار بیشتری بر زندگی خانوارها وارد کرده است.
کاهش تورم عمومی؛ تداوم فشار هزینههای زندگی
بانک جهانی میگوید که نرخ تورم سالانه افغانستان در جون ۲۰۲۶ به ۷.۶ درصد رسیده که نسبت به ماه می ۸ درصد کاهش یافته است.
به گفته این نهاد، کاهش قیمت مواد غذایی در فصل برداشت محصولات کشاورزی و ادامه واردات، از عوامل اصلی کاهش تورم بوده است. قیمت سبزیجات، میوههای تازه و خشک، شکر و نان خشک کاهش یافته و تورم مواد غذایی نسبت به ماه گذشته ۱.۶ درصد و نسبت به سال گذشته ۷.۲ درصد کاهش نشان داده است.
با این حال، تورم هسته، که تغییرات قیمت مواد غذایی و انرژی را در نظر نمیگیرد، افزایش یافته و به ۸.۳ درصد رسیده است. بانک جهانی افزایش هزینههای مسکن، خدمات درمانی و حملونقل را از عوامل ادامه فشارهای تورمی عنوان کرده است.
کاهش ارزش افغانی در برابر دالر
بر اساس گزارش بانک جهانی، ارزش افغانی در ماه جون نسبت به ماه می ۱.۶ درصد کاهش یافته و متوسط نرخ هر دالر امریکایی به ۶۴.۴ افغانی رسیده است.
با وجود این کاهش ماهانه، ارزش پول افغانستان در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۸.۳ درصد افزایش یافته است.
بانک جهانی همچنین از کاهش ۴ درصدی نرخ واقعی مؤثر ارز (REER) خبر داده و گفته است که این کاهش تا حدودی توان رقابت کالاهای صادراتی افغانستان را در بازارهای منطقه افزایش داده است.
افزایش کسری تجاری؛ صادرات زیر فشار بستهبودن مرز پاکستان
کسری تجاری افغانستان در ماه جون به ۹۸۴.۳ میلیون دالر رسیده که نسبت به ماه گذشته ۱۱ درصد و نسبت به سال گذشته ۱۹ درصد افزایش یافته است.
ارزش صادرات افغانستان در این ماه ۷۷.۷ میلیون دالر بوده است؛ رقمی که در مقایسه با ماه قبل ۲ درصد کاهش، اما نسبت به سال گذشته ۱۹ درصد افزایش یافته است.
بانک جهانی بستهماندن گذرگاههای مرزی با پاکستان را یکی از عوامل اصلی کاهش صادرات مواد غذایی و توقف کامل صادرات زغالسنگ دانسته است.
بر اساس این گزارش، صادرات زغالسنگ افغانستان تقریباً به صفر رسیده و این کاهش مستقیماً با بستهشدن مسیرهای پاکستان مرتبط دانسته شده است.
در مقابل، صادرات منسوجات و تکسایل افزایش چشمگیری داشته و در ماه جون به ۲۱.۵ میلیون دالر رسیده است؛ رقمی که نسبت به ماه گذشته ۶۷ درصد و نسبت به سال گذشته ۳۰۴ درصد افزایش یافته است. بخش عمده این صادرات از مسیر آسیای مرکزی به چین منتقل شده است.
هند با ۳۳.۶ درصد همچنان بزرگترین مقصد صادرات افغانستان است و پس از آن ایران، اوزبیکستان و چین قرار دارند.
آسیای مرکزی و ایران؛ مسیرهای اصلی تجارت افغانستان
واردات افغانستان در ماه جون با ۱۰ درصد افزایش نسبت به ماه قبل، به یک میلیارد و ۶۲ میلیون دالر رسیده است.
همزمان، مسیرهای آسیای مرکزی به مهمترین دهلیز وارداتی افغانستان تبدیل شدهاند. سهم این مسیرها از واردات در جون به ۴۸ درصد رسیده، در حالی که این رقم در ماه می ۴۱ درصد بود.
سهم مسیر ایران ۴۶ درصد گزارش شده است. در مقابل، تجارت افغانستان از مسیر پاکستان همچنان در سطح بسیار پایین قرار دارد.
ایران با ۳۱.۴ درصد بزرگترین مبدأ واردات افغانستان بوده و پس از آن چین، امارات متحده عربی، اوزبیکستان و قزاقستان قرار دارند.
بانک جهانی هشدار داده است که تمرکز تجارت افغانستان بر شمار محدودی از کشورها و مسیرهای ترانزیتی، اقتصاد این کشور را در برابر تحولات سیاسی و اقتصادی منطقه آسیبپذیر میکند.
کاهش درآمدهای ماهانه دولت؛ افزایش درآمد سالانه
بر اساس گزارش بانک جهانی، درآمدهای داخلی اداره طالبان در ماه جون به ۱۷.۳ میلیارد افغانی رسیده که نسبت به ماه قبل ۳۷ درصد کاهش یافته است.
این کاهش عمدتاً به دلیل افزایش غیرمعمول درآمدها در ماه می عنوان شده است.
با این حال، مجموع درآمدهای داخلی افغانستان از آغاز سال مالی ۲۰۲۶ تاکنون به ۶۴.۵ میلیارد افغانی رسیده که در مقایسه با دوره مشابه سال گذشته ۸.۷درصد افزایش یافته است.
درآمدهای مالیاتی ۶.۷ میلیارد افغانی، درآمدهای گمرکی ۲.۸ میلیارد افغانی و درآمدهای غیرمالیاتی ۷.۴ میلیارد افغانی گزارش شده است.
بانک جهانی تأکید کرده است که درآمدهای گمرکی همچنان به دلیل اختلال در تجارت منطقهای و محدودیتهای مرزی با خطر کاهش روبهرو است.
امنیت همچنان بزرگترین بخش بودجه اداره طالبان
هزینههای عمومی اداره طالبان در جون به ۱۷.۵ میلیارد افغانی رسیده که نسبت به ماه گذشته ۳۳.۸ درصد کاهش داشته است.
بخش امنیت با ۲۶.۸ میلیارد افغانی، معادل ۴۶.۴ درصد کل هزینههای ادارات دولتی، بزرگترین سهم بودجه را دریافت کرده است.
پس از آن، بخش آموزش با ۱۰.۲ میلیارد افغانی، معادل ۱۷.۶ درصد، و بخش حکومتداری و اقتصادی و توسعه بخش خصوصی با ۵.۹ میلیارد افغانی، معادل ۱۰.۲ درصد، در ردههای بعدی قرار دارند.
بانک جهانی در جمعبندی گزارش خود گفته است که انتقال بخشی از تجارت افغانستان به مسیرهای آسیای مرکزی، انعطافپذیری زنجیره تأمین این کشور را افزایش داده است؛ اما وابستگی به شمار محدودی از مسیرهای ترانزیتی، کاهش درآمدهای گمرکی و ادامه تنشهای منطقهای، اقتصاد افغانستان را همچنان آسیبپذیر نگه میدارد.
این نهاد افزوده است که اگرچه برخی شاخصهای اقتصاد کلان، از جمله کاهش تورم و افزایش درآمدهای داخلی، نشانههایی از بهبود را نشان میدهد، اما رشد اقتصادی هنوز برای جبران افزایش جمعیت و بهبود سطح زندگی شهروندان کافی نیست.
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادله حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادله حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
این وزارت گفته است آوردن عروس به مجلس مردان و نشاندن او در کنار داماد، حجاب و حیای زن را از بین میبرد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
سازمان همکاری اسلامی میگوید تصمیمهای طالبان درباره زنان، برداشتهای نادرست درباره اسلام را افزایش میدهد.
وزارت خزانهداری امریکا اعلام کرد که در تازهترین دور تحریمهای خود، یک فرد و چهار شرکت در چین، هند و روسیه را به اتهام حمایت از فعالیتهای شرکت هواپیمایی ماهانایر در فهرست تحریمها قرار داده است.
همزمان، یک شرکت فناوری ایرانی نیز تحریم شده و اطلاعات هویتی یک شهروند ترکیه در ارتباط با پروندهای مرتبط با صادرات فلزات به ایران بهروزرسانی شده است.
دفتر کنترول داراییهای خارجی وزارت خزانهداری امریکا روز پنجشنبه، ۸ اسد، اعلام کرد این اقدامات بخشی از تلاش واشنگتن برای مختل کردن شبکههای مالی و لجستیکی است که به گفته این نهاد، به جمهوری اسلامی ایران در دور زدن تحریمهای بینالمللی کمک میکنند.
بر اساس بیانیه وزارت خزانهداری امریکا، یک شهروند چین و چهار شرکت مستقر در چین، هند و روسیه متهم هستند که با تامین قطعات، تجهیزات یا ارائه خدمات مالی و لجستیکی، از فعالیتهای هواپیمایی ماهان حمایت کردهاند. امریکا میگوید این شبکه با ایجاد پوششهای تجاری، امکان ادامه فعالیتهای ماهانایر را با وجود تحریمهای بینالمللی فراهم کرده است.
در همین حال، شرکت ایرانی «دادهنگار استارتاپ استودیو» نیز به فهرست ویژه اشخاص و نهادهای تحریمشده افزوده شده است.
وزارت خزانهداری همچنین اطلاعات هویتی «چاغری دورانسوی»، تبعه ترکیه، را بهروزرسانی کرده و ارتباط او با میلاد جعفری را ثبت کرده است. میلاد جعفری پیشتر به اتهام مدیریت شبکهای برای صادرات فلزات ویژه و مواد مورد استفاده در صنایع ایران، تحت تحریم امریکا قرار گرفته بود.
دلیل تحریمها
امریکا از سال ۲۰۱۱ ماهانایر را به اتهام همکاری با نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریم کرده است. واشنگتن مدعی است این شرکت هواپیمایی در انتقال نیرو، تجهیزات و محمولههای مرتبط با سپاه به مناطق مختلف خاورمیانه، از جمله سوریه، نقش داشته است.
مقامهای امریکایی میگویند هدف از تحریمهای تازه، محدود کردن توانایی شبکههای واسطه برای تامین کالا، خدمات و منابع مالی مورد نیاز نهادهای وابسته به جمهوری اسلامی و جلوگیری از دسترسی آنها به زنجیره تامین و نظام مالی بینالمللی است.
پیامدهای تحریم
بر اساس مقررات وزارت خزانهداری امریکا، تمامی داراییها و منافع این افراد و نهادها که در ایالات متحده قرار دارد یا در اختیار اشخاص امریکایی است، مسدود خواهد شد.
همچنین شهروندان، شرکتها و بانکهای امریکایی از انجام هرگونه معامله با افراد و نهادهای تحریمشده منع شدهاند.
وزارت خزانهداری هشدار داده است که موسسات مالی خارجی نیز در صورت تسهیل آگاهانه معاملات قابل توجه برای این افراد یا شرکتها، ممکن است با تحریمهای ثانویه و محدودیت در دسترسی به نظام مالی امریکا و معاملات مبتنی بر دلار روبهرو شوند.