• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

باشندگان شهرک کوچی‌ها در غزنی: «حوزه برای ساخت سرپناه از مردم پول می‌گیرد»

۱۳ اسد ۱۴۰۵، ۰۸:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

«طالبان در شهرک کوچی‌ها در ولایت غزنی به شماری از مردم اجازه ساخت‌وساز و ایجاد سرپناه نمی‌دهد. مسئولان به مردم می‌گویند که برای گرفتن اجازه باید به حوزه مربوطه مراجعه کنند.

وقتی مردم به حوزه پنجم مراجعه می‌کنند، مسئولان این حوزه در مدت پانزده روز ۱۰ هزار افغانی می‌گیرند و از آنان می‌خواهند که در این مورد با کسی صحبت نکنند.

مردم شهرک کوچی‌ها از این وضعیت به ستوه آمده‌اند. شماری از خانواده‌ها برای ساخت یک سرپناه تلاش می‌کنند، اما گرفتن اجازه و پرداخت پول، کار را برای آنان دشوار کرده است. مردم می‌پرسند چرا برای ساخت سرپناه در محل زندگی خود باید پول بدهند و چرا اجازه ندارند درباره آن صحبت کنند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

پربازدیدترین‌ها

هفت کودک و هفت مرد افغان که در راه ایران جان دادند چه کسانی بودند
۱
اختصاصی

هفت کودک و هفت مرد افغان که در راه ایران جان دادند چه کسانی بودند

۲

شکست پرگل تیم ملی فوتسال افغانستان مقابل تایلند در رقابت‌های کانتیننتال ۲۰۲۶

۳

طالبان از جمهوری اسلامی به خاطر حمایت نکردن از «مقاومت»‌ قدردانی کرد

۴

طالبان به ساکنان شهرک «امید سبز» دستور داد خانه‌های خود را تخلیه کنند

۵

ادامه بازداشت زنان در هرات؛ امر به معروف 'پنج زن دیگر را بازداشت کرده است'

•
•
•

مطالب بیشتر

راننده مسیر اسلام‌قلعه: «هر روز جوانان خسته راهی مرز ایران می‌شوند»

۸ اسد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«مسیر روزانه کارم میان هرات و مرز اسلام‌قلعه است. هر صبح که به سر تانک مولوی می‌روم، گروه‌های پنج تا ده نفری جوانان را می‌بینم که با قاچاق‌بران راهی ایران می‌شوند.

ماه‌هاست این روند هر روز ادامه دارد. در میان آنان نوجوانان و حتی کودکان ده تا دوازده‌ساله نیز دیده می‌شوند. چهره‌های‌شان خسته است و با کوله‌پشتی‌های پارچه‌ای که داخل آن جز یک جفت کفش و تکه‌ای نان چیزی نیست، تاکسی کرایه می‌کنند تا به مرز برسند. در گوشه دیگر همین کوله‌پشتی‌های فقیرانه، آرزوهای‌شان را با خود حمل می‌کنند.

وقتی از آنان می‌پرسم برای چندمین بار راهی مرز شده‌اند، برخی می‌گویند بار هفتم یا هشتم‌شان است. با آه و ناله می‌گویند حتی کرایه دوصد افغانی تاکسی را قرض گرفته‌اند. می‌گویند چاره‌ای ندارند و شاید این بار بتوانند از مرز عبور کنند.

اما هر شام در مرز می‌بینم که از میان صد نفر شاید یک نفر بتواند عبور کند. عصر همان روز، همان گروه‌ها را می‌بینم که از مرز برگردانده شده‌اند. چهره‌های‌شان خاک‌آلود و بدن‌های‌شان خسته و کوفته است. می‌گویند دو شب نخوابیده‌اند و در این مدت شکنجه نیز شده‌اند.

وقتی از آنان می‌پرسم چگونه به هرات برمی‌گردند، می‌گویند پولی ندارند. شماری با موترهای تیلر خود را به شهر می‌رسانند و برخی دیگر به خانواده یا آشنایان‌شان زنگ می‌زنند تا کرایه راه را برای‌شان بیاورند.

امروز زن و مردی را با دو کودک دیدم. تشنه و گرسنه بودند و حتی یک افغانی نداشتند. سروصورت‌شان خاک‌آلود بود. شب گذشته راهی مرز شده بودند و امروز دوباره از مرز برگردانده شدند.

دیدن وضعیت نسل جوان و نوجوان افغانستان واقعا استخوان انسان را می‌سوزاند. کسی به آنان توجه نمی‌کند. این همه آوارگی، بی‌سرنوشتی و مظلومیت هم‌وطنان ما نادیده گرفته شده است. آنان بارها برای یافتن حداقل یک لقمه نان، برای رفتن به ایران تلاش می‌کنند.

گاهی مانع می‌شوند که این افراد را بدون کرایه به شهر برسانیم و ممکن است جریمه شویم. با این حال، بیشتر اوقات با دلی پر از درد به آنان می‌گویم سوار موتر شوند.

در مسیر هرات و اسلام‌قلعه، بیشتر افراد از محدوده دهنه ذوالفقار، چاریگ و کلاته نظر برای رفتن به ایران استفاده می‌کنند. مسیر نیمروز همیشه شاهد چنین فاجعه‌هایی بوده است، اما در دو سال گذشته رفتن از مرز اسلام‌قلعه نیز افزایش یافته است. پنج یا شش سال پیش این مسیر تقریبا استفاده نمی‌شد، اما اکنون با آماری کمتر از نیمروز، هر روز افرادی از این راه برای رفتن به ایران تلاش می‌کنند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

شماری از بیماران افغان: «بیش از یک سال است در انتظار ویزای درمانی هند مانده‌ایم»

۵ اسد ۱۴۰۵، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«بیش از یک سال است که شماری از شهروندان افغانستان، به‌ویژه بیماران و همراهان آنان، درخواست ویزای الکترونیکی درمانی هند را در درگاه رسمی دولت این کشور ثبت کرده‌اند.

با گذشت چندین ماه و در برخی موارد بیش از یک سال، وضعیت بسیاری از این درخواست‌ها هنوز «در حال بررسی» است. هیچ تصمیم نهایی گرفته نشده و درباره علت این تاخیر نیز توضیح روشنی داده نشده است.

این وضعیت، بیماران و خانواده‌های آنان را با مشکلات زیادی روبه‌رو کرده است. بسیاری از این افراد به بیماری‌های مزمن یا بیماری‌هایی مبتلا هستند که به درمان تخصصی نیاز دارد. آنان از بیمارستان‌های معتبر هند دعوت‌نامه رسمی گرفته، همه مراحل قانونی را طی کرده و هزینه‌های لازم را نیز پرداخته‌اند. با این حال، ماه‌هاست که تنها پاسخ دریافتی آنان این است که درخواستشان در حال بررسی است.

در برخی موارد، بیمارستان‌های هند نیز بارها موضوع را پیگیری کرده‌اند. این بیمارستان‌ها گفته‌اند که درخواست بیماران را با بخش‌ها و مسئولان مربوط در میان گذاشته و خواهان بررسی سریع‌تر پرونده‌ها شده‌اند. با وجود این، متقاضیان هنوز در انتظار تصمیم نهایی هستند.

نبود شفافیت در روند بررسی درخواست‌ها، بیش از هر چیز دیگری باعث نگرانی شده است. اگر به دلایل سیاسی، امنیتی، اداری یا هر دلیل دیگری امکان صدور ویزا برای شهروندان افغانستان وجود ندارد یا محدودیت‌هایی وضع شده است، باید این موضوع به‌صورت رسمی و روشن گفته شود.

اگر صدور ویزا همچنان ادامه دارد، باید زمان تقریبی بررسی درخواست‌ها یا دلیل تاخیر طولانی آن‌ها به متقاضیان توضیح داده شود.

هزاران درخواست بدون پاسخ روشن مانده است. این وضعیت برای بیماران و خانواده‌های آنان مشکلات مالی، درمانی و روانی زیادی به‌وجود آورده است. برخی بیماران به درمان تخصصی نیاز دارند، اما به دلیل این تاخیر، ماه‌ها فرصت درمان موثر را از دست داده‌اند. آنان هنوز در انتظار تصمیمی هستند که زمان آن مشخص نیست.

از افغانستان اینترنشنال می‌خواهیم این موضوع را از مسئولان بخش ویزا و وزارت خارجه هند پیگیری کند.

چرا برخی درخواست‌ها برای چندین ماه یا بیش از یک سال در وضعیت «در حال بررسی» باقی مانده است؟

آیا برای درخواست‌های شهروندان افغانستان محدودیت یا سیاست ویژه‌ای وجود دارد؟

اگر چنین محدودیتی وجود دارد، چرا به‌صورت رسمی به متقاضیان گفته نمی‌شود؟

هدف ما انتقاد از روند بررسی درخواست‌ها نیست. ما خواهان شفافیت، اطلاع‌رسانی و پاسخ‌گویی به بیماران و خانواده‌هایی هستیم که ماه‌ها یا بیش از یک سال در انتظار تصمیم نهایی مانده‌اند.

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک راننده تاکسی در هرات: «با افزایش قیمت سوخت و کاهش کرایه چیزی برای ما نمی‌ماند»

۲۴ سرطان ۱۴۰۵، ۲۲:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

«لطفا دردمندانه صدای ما شوید، چون به هر دری می‌زنیم، کسی نه حرف ما را می‌شنود و نه توجه می‌کند. من موتر تاکسی دارم. طوری که در جریان هستید، با آغاز دوباره جنگ ایران، قیمت مواد سوخت سر به فلک کشیده است. قیمت پترول به ۸۸ افغانی و گاز به ۸۰ افغانی رسیده است.

تا جایی که می‌دانیم، چون کشور ما فقیر است، تحریم‌ها در این بخش شامل افغانستان نمی‌شود. در جنگ نخست امریکا و ایران، قیمت سوخت اصلا تکان نخورد، اما در این جنگ فکر می‌کنم خود دولت از فرصت سوءاستفاده می‌کند.

چون می‌بینند در کشورهای دیگر قیمت‌ها بالا رفته است، حالا متوجه شده‌اند که بهانه خوبی پیدا شده است.

روند واردات مواد سوخت نیز بیشتر از گذشته ادامه دارد. مواد سوخت هم با قطار و هم با تیلرهای تانکر وارد می‌شود.

نکته دردآور این است که ریاست ترانسپورت هرات که نمی‌دانم چه کسی رییس جدید آن شده، با آمدنش قوانین تازه‌ای وضع کرده است.

از یک سو جریمه‌ها همراه با اضافه‌ستانی بالا رفته است.

از سوی دیگر، زمانی که قیمت سوخت پایین بود و پترول ۶۰ افغانی و گاز ۵۵ افغانی بود، ما حق داشتیم دو هزار افغانی بارگیری کنیم.

اما از چهار روز به این‌سو که قیمت تیل و گاز بالا رفته است، این افراد کرایه موترهای ما را از دو هزار افغانی به هزار و ۵۰۰ افغانی کاهش داده‌اند.

حتی به زور متوسل شده‌اند.

هرجا رفتیم و حتی اعتصاب کردیم، کسی به داد ما نرسید.

هیچ‌کس به حرف ما گوش نمی‌دهد و این موضوع اصلا برایشان مهم نیست.

به خدا نمی‌دانید ما چه می‌کشیم.

بیشتر وقت‌ها وقتی با نماینده و مسوولان ترانسپورت صحبت می‌کنیم، می‌گویند فارسی بلد نیستیم و پشتو صحبت کنید.

به‌نوعی با این کار ما را از سر خود باز می‌کنند.

به خدا حیران مانده‌ایم که چه کنیم. این افراد چنان با مردم بیگانه‌اند و درد مردم را احساس نمی‌کنند که آدم از زندگی، کار و همه‌چیز ناامید می‌شود. نه منطق وجود دارد و نه رحم.

پیش از این، تجارت تیل دولتی نبود و بخش خصوصی آن را وارد می‌کرد. حالا که دولتی شده است، به‌جای این‌که وضعیت بهتر شود، بدتر شده است. خون مردم را می‌مکند، خدمتی هم وجود ندارد و سفره مردم را هر روز کوچک‌تر می‌کنند.

شاید اسلام‌جار، با آن همه ادعای خدمت‌گزاری، و رییس ترانسپورت از خدا بترسند و دست‌کم اجازه دهند کرایه موترهای ما مانند یک هفته پیش باشد.

مسیری که ما می‌رویم، هزار و ۱۰۰ افغانی گاز مصرف می‌کند. ۲۱۰ افغانی نیز باید به دولت پرداخت کنیم. از هزار و ۵۰۰ افغانی چه چیزی برای ما باقی می‌ماند؟

ما بی‌تقصیر، مقصر و مجرم شناخته می‌شویم. این چه شریعت و قانون اسلامی است؟

این چه وجدانی است؟

از خدا بترسید، شما شکم‌پرورانی که درد مردم و ما هراتیان را احساس نمی‌کنید، اسلام‌جار، رییس ترانسپورت و دیگر شکم‌پروران.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»