سخنگوی طالبان پاکستان را متهم کرد که برای مخالفان این گروه امکانات فراهم میکند
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان در گفتوگو با دویچهوله، پاکستان را متهم کرد که از شماری از مخالفان طالبان میزبانی میکند و در تلاش است برای آنان «مرکز، دفتر و محل امن» ایجاد کند. او همچنین پاکستان را به حمایت از تحرکات اخیر مخالفان مسلح طالبان در ولایت بدخشان متهم کرد.
مجاهد در واکنش به تحولات امنیتی اخیر در بدخشان گفت: «تحرکات مخالفان طالبان در بدخشان یک دسیسه است و ما این دسیسهها را با قاطعیت جواب میدهیم.»
او افزود که افغانستان دیگر کشوری نیست که به گفته او «کسی یا کشوری بتواند آن را ناامن بسازد» و تأکید کرد که «افغانستان حالا از خود صاحب دارد و اشغالگران در افغانستان شکست خوردهاند.»
سخنگوی طالبان در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای سقوط احتمالی ولسوالیهایی مانند یفتل و گسترش فعالیتهای مخالفان مسلح گفت که پاکستان در پشت سقوط ولسوالی یفتل بوده است.مجاهد اظهار داشت: «در عقب سقوط ولسوالی یفتل پاکستان دست داشته است. آیا ما به پاکستان تسلیم شویم؟»
او همچنین مدعی شد که در روزهای اخیر «یک هیئت کلان» از مخالفان طالبان به اسلامآباد رفته و از سوی پاکستان میزبانی شده است. به گفته او، در این دیدارها درباره ایجاد دفتر، حمایت و چگونگی پیشبرد فعالیتهای مخالفان طالبان گفتوگو شده است.
با این حال، مجاهد نام اعضای این هیئت و زمان سفر آنان به پاکستان را مشخص نکرد.
سخنگوی طالبان همچنین ادعا کرد افرادی که در ناامنیهای اخیر نقش داشتهاند، از سوی پاکستان حمایت شدهاند و از مسیر چترال وارد افغانستان شدهاند. او گفت که در میان این افراد «نظامیان پاکستانی» نیز حضور داشتهاند.
مجاهد افزود: «ما شواهدی داریم که در عقب این کار پاکستان دست داشته است.»
در مقابل، گروههای مخالف مسلح طالبان پیش از این بارها چنین ادعاهایی را رد کردهاند. این گروهها با اشاره به روابط تاریخی طالبان و پاکستان، حکومت طالبان را متهم میکنند که از حمایت اسلامآباد برخوردار بوده است.
چند روز مانده به سالگرد پنجسالگی حکومت طالبان، ناوقت ظهر آرزو از خانه خود در قندهار بیرون شد.
او میخواست از بازار چند قلم جنس ضروری برای خانه بخرد و دوباره برگردد، اما راهی که او باید طی کند پر از مخاطره است و هراس او را فرا گرفته است.
او برای چند راننده ریکشا و تاکسی دست بلند کرد، اما هیچکدام حاضر نشدند او را سوار کنند. آرزو میگوید: «هر بار که میگفتم میخواهم به بازار بروم، جواب میدادند که بدون محرم نمیتوانیم زنان را انتقال بدهیم. میگفتند اگر مأموران امر به معروف ما را ببینند، برایمان دردسر ایجاد میشود.»
سرانجام یکی از رانندگان ریکشا در بدل کرایهای بیشتر از معمول پذیرفت او را به بازار ببرد؛ اما به گفته آرزو، حتی آن راننده نیز تا پایان مسیر احساس امنیت نداشت.
او میگوید: «چند بار پشت سرش را نگاه کرد و میگفت خدا کند با گشتهای امر به معروف روبهرو نشویم.»
آرزو میگوید در تمام مسیر تا بازار فقط چهار زن را دید که همراه محرم خود سوار بر موترسایکل بودند و در جایی رفتوآمد میکردند؛ در غیر آن، چنین به نظر میرسید که در این شهر هیچ زنی حضور ندارد.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «چند زن که حجاب سیاه عربی پوشیده بودند، از سوی کارمندان امر به معروف متوقف شده بودند و از آنان پرسیده میشد که چرا محرم همراه خود ندارند. زنان آنقدر ترسیده بودند که حتی جرأت صحبت کردن هم نداشتند.»
به گفته او، به ویژه در بازارهایی که اجناس مربوط به زنان در آن به فروش میرسد، حضور مأموران امر به معروف گستردهتر است و زنان بیشتر مورد بازخواست قرار میگیرند.
آرزو میافزاید بسیاری از زنان یا محرم ندارند یا مردان خانواده به دلیل اشتغال نمیتوانند آنان را همراهی کنند؛ اما با وجود این، هنگام رفتوآمد با مشکلات جدی روبهرو میشوند.
او میگوید: «اگر نزدیک عصر یا شب شود، دیگر به سختی میتوان تاکسی یا ریکشا پیدا کرد. رانندهها میگویند برای ما مشکل ایجاد میشود.»
چهره دگرگونشده شهر
تجربه روزانه آرزو از خانه تا بازار، بخشی از زندگی روزمره بسیاری از زنان قندهار است. محدودیتهای طالبان بر ابعاد مختلف زندگی زنان، از حضور اجتماعی گرفته تا صحت، کار، آموزش و وضعیت اقتصادی، تأثیر گذاشته است.
به گفته منابع صحی، در دوران نظام جمهوری حدود ۵۰۰ زن در بخشهای صحی و پرستاری در قندهار مشغول کار بودند، اما اکنون این رقم به نزدیک ۱۰۰ نفر کاهش یافته است.
جمیله که پیشتر در یک مرکز صحی در ولسوالی دند قندهار به عنوان قابله کار میکرد، اکنون بیکار است.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «سالها کار کردم، اما حالا نه تنها از حرفه خود دور ماندهام، بلکه تأمین هزینههای زندگی خانواده نیز برایم دشوار شده است.»
شفاخانه حوزوی میرویس قندهار هر روز میزبان صدها بیمار است؛ اما منابع صحی میگویند کمبود پزشکان متخصص زن، گزینههای درمانی زنان را به شدت محدود کرده است.
به گفته این منابع، از میان سه پزشک متخصص زن که پیشتر در این شفاخانه فعالیت میکردند، اکنون تنها یک متخصص زن باقی مانده است.
یافتههای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که محتسبان وزارت امر به معروف طالبان هر روز از مراکز صحی خصوصی و کلینیکهای این شهر بازدید میکنند و به پزشکان توصیه میکنند زنان را بدون حضور محرم معاینه و درمان نکنند.
طالبان به پزشکان هشدار دادهاند که اگر زنی بدون محرم شرعی به کلینیک مراجعه کند، باید یا بازگردانده شود و یا تا حضور محرم منتظر بماند.
یکی از پزشکان که به دلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت: «تقریباً هر روز محتسبان میآیند و درباره معاینه زنان، کار پزشکان مرد و حتی درباره ریش و پوشش پرسش میکنند.»
براساس اطلاعات کارمندان ریاست معارف قندهار، در دوران نظام جمهوری شمار معلمان و کارمندان زن در این ولایت به حدود دو هزار نفر میرسید، اما اکنون بسیاری از آنان از وظایفشان کنار گذاشته شدهاند و شمارشان به چند صد نفر کاهش یافته است.
طالبان محدودیتها علیه زنان را گسترش دادند
پوشیدن چادری؛ شرط بیرون شدن از خانه در قندهار و بسیاری از شهرهای دیگر، زنان اکنون برای جلوگیری از بازخواست و محدودیتها، چادری میپوشند و تلاش میکنند دستکم دو یا سه نفره رفتوآمد کنند.
آرزو که خود تجربه استفاده از چادری را داشته، میگوید: «پوشیدن چادری کار آسانی نیست. از یک سو میدان دید را محدود میکند و از سوی دیگر در بسیاری موارد باعث تنگی نفس میشود. اگر چادری را با دست نگه نداریم، دیدن دشوارتر میشود و اگر با دست نگه داریم، احساس خفگی بیشتر میشود.»
با وجود محدودیتهای گسترده بر زنان در قندهار، نیازهای اقتصادی آنان را وادار میکند تا برای دریافت کمکها در برابر ریاست اقتصاد، ریاست امور مهاجرین، دفتر هلال احمر و نهادهای دیگر تجمع کنند.
در بسیاری موارد این زنان ساعتها در صف میایستند؛ زیرا نیازهای زندگی راه دیگری برای آنان باقی نگذاشته است.
آرزو میگوید طالبان از یک سو زنان را از کار منع کردهاند، اما از سوی دیگر برای زنانی که در خیابانها یا در مقابل مراکز توزیع کمکها به تکدیگری روی آوردهاند، راهحل و زمینه کار فراهم نکردهاند.
او همچنین از یک کارگاه تولیدی زنان در بخشی دیگر از شهر قندهار دیدن کرده و روند کار آنان را از نزدیک مشاهده کرده است.
شماری از زنانی که در خانههای خود صنایع دستی و محصولات مختلف تولید میکنند، میگویند رساندن کالاهایشان به بازار دیگر کار آسانی نیست. انتقال اجناس از طریق واسطهها یا فروش چندباره، معمولاً باعث میشود محصولات آنان با قیمت پایینتر به فروش برسد.
آرزو میگوید پس از گفتوگو با این زنان دریافت که بسیاری از آنان به همین دلیل اکنون در کارگاههای دیگران کار میکنند و با وجود محدودیتهای طالبان، از این طریق بخشی از هزینههای خانواده خود را تأمین میکنند.
برخی دیگر از زنان تنها با فرزندانشان زندگی میکنند و مسئولیت تأمین مخارج خانواده نیز بر دوش آنان است.
این زنان میگویند نه درآمد ثابت دارند و نه میتوانند نیازهای اولیه زندگی را به آسانی فراهم کنند.
شماری از زنانی که پیش از این برای دهها زن دیگر زمینه کار فراهم کرده بودند و در بخشهای خیاطی، صنایع دستی و حرفههای مختلف آموزش میدادند، میگویند محلهای کارشان اکنون بسته شده است.
به گفته آنان، این وضعیت نه تنها کسبوکار خودشان را متوقف کرده، بلکه زنان بسیاری را نیز بیکار ساخته است.
با این حال، برخی زنان با وجود همه محدودیتها تلاش کردهاند در خانههای خود کار قالینبافی، خامکدوزی و سایر حرفهها را زنده نگه دارند و همسایههای خود را نیز مصروف کار سازند.
اما نبود بازار، محدودیتهای موجود و وضعیت دشوار اقتصادی مردم باعث شده است که این تلاشهای کوچک خانوادگی نیز با خطر از بین رفتن روبهرو شود.
این زنان یادآوری میکنند که در گذشته در نمایشگاهها شرکت میکردند، محصولات خود را به فروش میرساندند و با مشتریان ارتباط مستقیم داشتند؛ اما اکنون حتی برای مراجعه به داکتر نیز نمیتوانند به تنهایی از خانه خارج شوند.
آرزو سرانجام به خانه بازگشت؛ اما این سفر چند کیلومتری او، تصویری از زندگی روزمره هزاران زن در قندهار است که برای رفتوآمد، کار و ادامه زندگی عادی، هر روز با محدودیتها و موانع تازه روبهرو میشوند.
در روزهای ۲۱ و ۲۲ اسد ۱۴۰۰، طالبان پیشرویهای بسیار سریعی داشتند. سقوط قندهار، دومین شهر بزرگ کشور، از نظر نظامی و سیاسی ضربهای سنگین به حکومت پیشین وارد کرد.
چندین هفته پیش از سقوط شهر، نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان در اطراف قندهار درگیر نبردهای شدید بودند. طالبان پس از تصرف شماری از ولسوالیها و مسیرهای مهم، مرکز شهر قندهار را از چند جهت محاصره کرده بودند.
شب ۲۱ اسد، پس از درگیریهای سنگین، طالبان وارد شهر شدند و بخش بزرگی از قندهار را به کنترول خود درآوردند. آن زمان تنها میدان هوایی قندهار در اختیار نیروهای دولتی باقی مانده بود. سقوط زندان قندهار و آزادی صدها زندانی نیز تأثیر بزرگی بر روحیه نیروهای حکومتی گذاشت.
روحالله خانزاده، آخرین والی حکومت پیشین در قندهار و یوسف وفا از مقامات ارشد طالبان
آخرین لحظات سقوط قندهار
روحالله خانزاده، والی وقت قندهار که در اوایل سال ۲۰۲۱ از سوی رئیسجمهور اشرف غنی تعیین شده بود، پیشتر گفته بود که قندهار را به طالبان واگذار نخواهد کرد. اما با پیشروی گسترده طالبان، بخش زیادی از نیروهای دولتی به ساختمان ولایت عقبنشینی کردند. بر اساس گزارشها، پس از مشورت با بزرگان قومی، علمای دینی و تاجران، تصمیم گرفته شد قندهار برای جلوگیری از خونریزی بیشتر به طالبان تسلیم شود.
رهبری عملیات تصرف قندهار را یوسف وفا، از چهرههای قدرتمند طالبان و والی فعلی این گروه در ولایت بلخ، بر عهده داشت. در نهایت، روحالله خانزاده شهر را به نمایندگان طالبان واگذار کرد. بخشی از نیروهای دولتی از شهر خارج شدند و شماری دیگر در برابر دریافت تضمین امنیتی، سلاحهای خود را به زمین گذاشتند.
با وجود سقوط شهر، میدان هوایی قندهار برای چند روز دیگر در اختیار نیروهای دولتی باقی ماند و بخشی از نیروهای مستقر در آن بعداً از راه هوا منتقل شدند. سقوط قندهار اهمیت ویژهای داشت، زیرا این شهر هم دومین شهر بزرگ افغانستان و هم زادگاه و مرکز طالبان محسوب میشود.
سقوط لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند
تنها چند ساعت پس از سقوط قندهار، مرحله نهایی نبرد در هلمند نیز آغاز شد. لشکرگاه که هفتهها زیر فشار طالبان قرار داشت، در ۲۲ اسد سقوط کرد و طالبان کنترول بخشهای مهم شهر را به دست گرفتند. با خروج برخی مقامهای ارشد امنیتی و فروپاشی آخرین مقاومتها، لشکرگاه نیز به دست طالبان افتاد.
سقوط هلمند از این جهت مهم بود که این ولایت در طول سالهای جنگ یکی از اصلیترین میدانهای نبرد میان طالبان، نیروهای افغان و نیروهای خارجی به شمار میرفت.
ورود جنگجویان طالبان به شهر قندهار
گستر روند سقوط ولایتها
۱۳ آگست برابر با ۲۲ اسد تنها روز سقوط قندهار و هلمند نبود بلکه در همین روز، طالبان در دیگر نقاط افغانستان نیز به پیشرویهای سریع خود ادامه دادند. بر اساس گزارشها، در این روز ولایتهای غور (شهر فیروزکوه)، لوگر، زابل و ارزگان نیز سقوط کردند و مرکز ولایت غور بدون درگیری گسترده به طالبان واگذار شد.
در ولایت لوگر، نیروهای افغان مقاومت کردند؛ اما در نهایت شهر پلعلم سقوط کرد. در زابل و ارزگان نیز نیروهای محلی پس از وخیم شدن اوضاع، عقبنشینی کردند.
مراحل پایانی سقوط نظام جمهوری
سقوط قندهار، هلمند و دیگر ولایتهای مهم، نشاندهنده فروپاشی سریع خطوط دفاعی نظام جمهوری افغانستان بود. تا ۱۳ آگست طالبان مراکز ۱۸ ولایت از ۳۴ ولایت افغانستان را تصرف کرده بودند و حضور خود را در بیش از نیمی از خاک کشور گسترش داده بودند. سقوط پیدرپی ولایتها، مسیر طالبان به سوی کابل را بیش از پیش هموار کرد.
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد (فائو) میگوید دسترسی کشاورزان به آب به مهمترین محدودیت در فصل کشت تابستانی تبدیل شده است. براساس ارزیابی این سازمان، کمبود آب، گرمای هوا و افزایش هزینههای زراعتی، فشار بر کشاورزی و امنیت غذایی افغانستان را افزایش داده است.
کاهش جریان رودخانهها، افت سطح آبهای زیرزمینی و ادامه دمای بالا، فشار بر منابع آبی را افزایش داده است.
دوسوم از جوامع کشاورزی و روستایی که فائو با آنها مصاحبه کرده، گفتهاند که آب کافی برای کشاورزی و کشت محصولات ندارند. این مشکل بهویژه در مناطق جنوبی شدیدتر است و میتواند خطر کاهش تولید محصولات را افزایش دهد.
گرمای بیشتر، نیاز بیشتر به آب
فائو پیشبینی کرده است که در آگست ۲۰۲۶، دمای هوا در بیشتر مناطق افغانستان بالاتر از میانگین بلندمدت باشد و در بسیاری از مناطق حدود یک درجه سانتیگراد بیشتر از حد معمول ثبت شود.
دمای هوا در بسیاری از مناطق کمارتفاع، بهویژه در جنوب، غرب و شمال افغانستان، ممکن است از ۳۵ درجه سانتیگراد فراتر برود.
ادامه گرمای هوا با افزایش تبخیر، نیاز محصولات به آب را بیشتر کرده و فشار مضاعفی بر سیستمهای آبیاری، بهویژه در مناطقی که منابع آب سطحی و زیرزمینی با کمبود فصلی مواجهاند، وارد میکند.
وضعیت چراگاهها نیز رو به وخامت است
فائو میگوید پیامدهای تغییرات اقلیمی، کمبود بارندگی و تداوم هوای گرم تنها به زمینهای زراعتی و محصولات محدود نمیشود، بلکه چراگاهها و منابع علوفه مورد نیاز دامها را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس گزارش فائو، چراگاههای افغانستان نیز وارد دوره خشک فصلی شدهاند و کیفیت و دسترسی به علوفه در ماههای آینده احتمالا کاهش خواهد یافت.
ادامه هوای خشک و دمای بالاتر از میانگین میتواند خشک شدن پوشش گیاهی را سرعت ببخشد و فشار بیشتری بر دامها، بهخصوص در مناطق جنوبی، غربی و شمالی افغانستان، وارد کند.
این سازمان میگوید وضعیت جسمی دامها در حال حاضر در مجموع نسبتا پایدار است، اما ادامه کاهش منابع میتواند در ماههای آینده تولیدات دامی و معیشت دامداران را تحت تأثیر قرار دهد.
افزایش قیمت کود؛ تهدید برای کشت گندم زمستانی
به گفته این سازمان، حتی اگر بارندگی در زمستان و بهار آینده افزایش یابد، قیمت بالای کود ممکن است مانع استفاده کامل کشاورزان از این فرصت شود.
دسترسی محدود به نهادههای ضروری میتواند کشاورزان را به استفاده کمتر از کود وادار کند، سرمایهگذاری آنان در کشت گندم زمستانی را کاهش دهد و در نهایت بر میزان تولید محصول و درآمد خانوارهای روستایی اثر بگذارد.
فائو تأکید میکند که شرایط مناسب آبوهوایی بهتنهایی برای افزایش تولید غذا کافی نیست و دسترسی کشاورزان به بذر، کود و سایر نهادهها نیز اهمیت دارد.
احتمال زمستان و بهار پربارشتر
در صورت تحقق پیشبینی فائو درباره افزایش بارندگی و برف در زمستان و بهار، وضعیت کشاورزی افغانستان میتواند بهبود یابد.
بارش بیشتر باعث افزایش رطوبت خاک و ذخیره برف در مناطق مرتفع میشود و با ذوب تدریجی برف، آب بیشتری وارد رودخانهها، ذخایر آبی و منابع آب زیرزمینی خواهد شد.
سازمان خوراکه و زراعت ملل متحد میگوید این امر میتواند دسترسی کشاورزان به آب کشاورزی را بهتر کرده و شرایط را برای کشت گندم للمی، بهویژه در کمربند زراعتی شمال افغانستان، مساعدتر کند.
همچنین افزایش رطوبت میتواند به بهبود پوشش گیاهی و احیای چراگاهها کمک کند و در نتیجه دسترسی دامها به علوفه و وضعیت تولیدات دامی را بهبود بخشد.
خطر سیلاب در کنار فرصت بارندگی
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد هشدار داده است که بارندگی بیشتر لزوما به معنای شرایط بهتر برای کشاورزی نیست و اگر بارندگیها شدید و غیرعادی باشند، خطر سیلابهای ناگهانی، سیلاب رودخانهای، رانش زمین و برفکوچ، بهویژه در حوزههای کوهستانی و درههای آسیبپذیر، افزایش مییابد.
بارشهای شدید همچنین میتواند باعث آبماندگی زمینهای زراعتی، فرسایش خاک، تخریب زیرساختهای آبیاری و از بین رفتن بخشی از محصولات شود.
در مناطق دامداری نیز بارش سنگین برف میتواند دسترسی دامها به چراگاهها و جابهجایی دامها را محدود کند و خطر تلفات دام را افزایش دهد.
با این حال، فعالیت بارانهای موسمی در شرق، جنوبشرق و بخشهایی از مناطق مرکزی میتواند باعث شکلگیری طوفانهای محلی و بارندگیهای کوتاه اما شدید شود.
فشار بر امنیت غذایی و معیشت روستایی
فائو میگوید تغییرات اقلیمی در افغانستان تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه مستقیما با تولید غذا، درآمد کشاورزان، دامداری و امنیت غذایی خانوارها ارتباط دارد.
از سوی دیگر، افزایش هزینه کود و محدودیت دسترسی به نهادهها میتواند توان کشاورزان برای جبران خسارتهای ناشی از شرایط اقلیمی را کاهش دهد.
در صورت کاهش تولید محصولات، درآمد خانوارهای روستایی نیز کاهش مییابد و این وضعیت میتواند توان خانوادهها برای خرید مواد غذایی و سایر نیازهای اساسی را تحت تأثیر قرار دهد.
هشدار درباره نبود سیستمهای هشدار زودهنگام
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد همچنین از ضعف سیستمهای هشدار زودهنگام در افغانستان ابراز نگرانی کرده است. به گفته این سازمان، سیستمهای هشدار زودهنگام مبتنی بر جامعه در افغانستان هنوز محدود، ناقص و در بسیاری موارد کاملاً عملیاتی نیستند.
این در حالی است که کشاورزان علاقه زیادی به دریافت پیشبینیهای هواشناسی و توصیههای عملی درباره کشاورزی دارند.
فائو میگوید گسترش خدمات اطلاعات اقلیمی که بهموقع، قابل دسترس و قابل استفاده برای کشاورزان باشند، برای کاهش خطرات، آمادگی در برابر النینو و کمک به کشاورزان برای تصمیمگیری درباره زمان کشت، آبیاری و برداشت ضروری است.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان میگوید که جریانهای مخالف این گروه متحد نیستند و هرکدام اهداف مختلفی دارند.
او راهحل سیاسی با جریانهای مخالف را رد کرده و گفته است که مشارکت سیاسی مخالفان در قدرت میتواند افغانستان را دوباره با شرایطی گذشته مواجه کند.
سخنگوی طالبان در گفتوگو با رسانه ایراف، تجربه گذشته را ناکام دانسته و گفته است که جریانهای مخالف طالبان قبلا «امتحان دادهاند، اگر برگردند وارد صحنه شوند و یک بخش از قدرت را در دست داشته باشند، پس همان حالتهایی را در افغانستان خواهند آورد که ما آزمودهایم.»
سخنگوی طالبان گفت: «اگر مخالفان امتحان نمیدادند و بارها آزموده نمیشدند، ما امیدوار میبودیم که آنها بخشی از افغانستان هستند، به درد کشور میخورند و واقعاً مسائل اجتماعی افغانستان با آنها ربط دارد و ما میتوانیم گفتوگو کنیم و تعامل داشته باشیم.»
آقای مجاهد درباره بازگشت مخالفان به افغانستان گفت: «ما کسی را از بازگشت به افغانستان محروم نمیکنیم، اما حضور سیاسی معنای دیگری را دارد که برای فعلاً به نفع افغانستان نیست.»
انکار درگیری در بدخشان
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان در این گفتوگو درگیریها در بدخشان را انکار کرده و گفته است: «بدخشان در آرامش است و ما مشکلی در انجا نداریم.»
این گفتوگو که پیش از درگیری جمعه فاتح در بدخشان انجام شده و ایراف پنجشنبه، ۲۲ اسد منتشر کرده است، سخنگوی طالبان گزارشها درباره این فرمانده ناراضی خود را «پروپاگندای» دشمن خوانده است.
آقای مجاهد گفته جمعه خان فاتح «یکی از فرماندهان بسیار برجسته» اداره طالبان در بدخشان است: «مدتی درباره او پروپاگندای دشمن صورت گرفت، اما واقعیت نداشت.» سخنگوی طالبان همچنین تصرف ولسوالی یفتل بهدست جبهه سپاهیان میهن را یک تهدید کوچک» توصیف کرد و گفت این مسئله در چند ساعت کنترول شد. او افزود: «کسانی که خواستند اغتشاش برپا کنند، دستگیر شدند.»
ذبیحالله مجاهد در این گفتوگو تاکید کرده که اداره طالبان با تهدید بزرگی در هیچ نقطه افغانستان مواجه نیست.
سخنگوی طالبان در حالی گزارشها درباره جمعه خان فاتح را «پروپاگندای دشمن» خوانده که از دو روز به اینسو درگیری میان نیروهای این فرمانده ناراضی و طالبان در ولسوالی نسی بدخشان عملا آغاز شده است.
همزمان، جبهات مخالف در هفتههای پسین به ویژه در چندین ولسوالی بدخشان حملات پیهم انجام دادهاند.
سخنگوی طالبان در این گفتوگو بدون نام بردن از کشور خاصی، تحولات بدخشان را به استخارات خارجی مرتبط دانسته است. او درباره بدخشان گفت «آنجا اعتراضات نبود. دستهایی از بیرون کار میکردند و بعضی از جوانان را به آشوب تحریک میکردند.»
درگیری با پاکستان
ذبیحالله مجاهد در این گفتوگو درباره درگیری طالبان با اسلامآباد گفت در حال حاضر «یک گروه کوچک نظامی حاکم است که تمام منافع پاکستان را به گروگان گرفته و میخواهند افغانستان هم در تنش باشد.» او افزود که اداره طالبان خواهان درگیری با پاکستان نیست و اجازه نخواهد داد خاک این کشور علیه کشورهای دیگر استفاده شود.
سخنگوی طالبان درباره درگیریها با پاکستان گفت: «اگر آنها گفتگو کردند، ما هم با آنها گفتوگو کردیم. اگر آنها اتهام بستند، ما پاسخ اتهامشان را دادیم و اگر آنها جنگ کردند و بر حریم افغانستان تجاوز کردند، جواب خود را همچنان گرفتند.»
سازمان حفاظت از کودکان اعلام کرد که سوءتغذیه حاد در میان کودکان زیر پنج سال در افغانستان طی چهار سال گذشته ۱۴ درصد افزایش یافته است.
براساس آمار این سازمان، اکنون یک کودک از هر ۱۰ کودک زیر پنج سال با سوءتغذیه حاد دستوپنجه نرم میکند.
سازمان حفاظت از کودکان روز پنجشنبه، ۲۲ اسد گزارش داد که وضعیت سوءتغذیه حاد کودکان در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ در دو سوم ولایتهای افغانستان نسبت به مدت مشابه سال گذشته بدتر شده است.
بر اساس دادههای سازمان ملل، افزایش بیماریهای عفونی، از جمله بیماریهایی که اشتها و توان جذب مواد غذایی را در کودکان کاهش میدهند، یکی از عوامل افزایش موارد سوءتغذیه در ماههای اخیر بوده است.
به گفته این سازمان، افغانستان اکنون در دوره اوج سوءتغذیه قرار دارد؛ دورهای که معمولا از ماههای تابستان آغاز میشود و تا پاییز ادامه مییابد. برآورد میشود که در سال ۲۰۲۶ حدود ۳.۷ میلیون کودک در افغانستان دچار سوءتغذیه حاد باشند.
در بیانیه این سازمان آمده است که میزان کمکهای بشردوستانه به افغانستان از ۳.۲۷ میلیارد دالر در سال ۲۰۲۲ به حدود یک میلیارد دالر در سال ۲۰۲۵، یعنی در فاصله چهار سال تقریبا ۷۰ درصد کاهش داشته است.
این سازمان میگوید در سال ۲۰۲۶ نیز کمبود بودجه ادامه داشته است. تا اواسط سال، تنها ۴۳۸ میلیون دالر از بودجه مورد نیاز برای کمکهای بشردوستانه افغانستان تأمین شده و ۷۴ درصد از منابع مالی مورد نیاز همچنان با کمبود مواجه است.
در گزارش آمده است کاهش کمکها پیامد مستقیمی بر خدمات صحی داشته و نزدیک به ۶۰۰ مرکز صحی در افغانستان به دلیل کمبود بودجه تعطیل یا فعالیتشان متوقف شده است.
تعطیلی مراکز صحی؛ دسترسی میلیونها نفر محدود شده است
سازمان حفاظت از کودکان میگوید که تعطیلی مراکز صحی، حدود چهار میلیون نفر را تحت تأثیر قرار داده که تقریبا نیمی از آنان کودکان هستند.
سازمان حفاظت از کودکان میگوید پس از کاهش کمکها، توانسته است با استفاده از بودجههای کوتاهمدت ۱۴ درمانگاه خود را باز نگه دارد؛ اما آینده این مراکز نیز همچنان نامعلوم است و در صورت تأمین نشدن منابع مالی پایدار، فعالیت آنها نیز ممکن است متوقف شود.
گزارش به موضوع دسترسی محدود افغانها در مناطق دورافتاده افغانستان به مراکز صحی اشاره کرده است.
در یکی از مناطق کوهستانی و دورافتاده شمال افغانستان، یکی از این درمانگاهها تنها ارائهدهنده خدمات صحی برای حدود ۱۰ هزار نفر است.
این مرکز روزانه بیش از ۱۰۰ بیمار را پذیرش میکند و شماری از مراجعهکنندگان برای رسیدن به آن، دو تا سه ساعت پیادهروی میکنند.
بر اساس گزارش سازمان حفاظت از کودکان، بسیاری از خانوادهها گزینههای محدودی برای انتقال بیماران دارند و هزینه رفتن به شفاخانه ولایتی برای آنان میتواند به حدود ۶۰ دالر برسد.
در صورت تعطیلی این درمانگاه، برخی از باشندگان منطقه مجبور خواهند بود برای دریافت خدمات درمانی حدود هفت ساعت پیادهروی کنند.
تنها سه دالر درآمد برای خانواده ۹ نفره
سازمان حفاظت از کودکان برای نشان دادن پیامدهای این بحران، به داستان سما، زنی ۳۵ ساله و مادر هفت کودک پرداخته است.
همسر اسما روزانه حدود سه دالر درآمد دارد و خانواده برای درمان کودکان خود به خدمات رایگان درمانگاه سازمان حفاظت از کودکان متکی است.
دشواری دسترسی به درمان در مناطق دورافتاده
مروه، پرستار بخش تغذیه در این درمانگاه، گفته است پیش از ایجاد این مرکز، ساکنان منطقه برای دریافت خدمات درمانی مجبور بودند به درمانگاه ولسوالی یا بیمارستان شهر مراجعه کنند.
به گفته او، رفتن به درمانگاه ولسوالی ممکن بود چند ساعت با الاغ یا موتورسایکل طول بکشد و شفاخانه شهر نیز برای بسیاری از مردم تقریبا غیرقابل دسترس بود.
او افزوده است که بسیاری از اعضای جامعه توان پرداخت هزینه درمان را نداشتند و در زمستان نیز بارش برف، باران و جاری شدن سیلاب، جادهها را مسدود میکند و دسترسی مردم به خدمات صحی ضروری را دشوارتر میسازد.
سازمان حفاظت از کودکان میگوید که از اوایل سال ۲۰۲۵ تاکنون، در نتیجه کاهش کمکهای مالی، حدود ۷۰۰ هزار نفر، از جمله ۱۴۰ هزار کودک زیر پنج سال، به دلیل تعطیلی یا کاهش فعالیت مراکز صحی و تیمهای سیار مورد حمایت سازمان حفاظت از کودکان، دسترسی خود به خدمات صحی اولیه را از دست دادهاند.
بازگشت میلیونها مهاجر فشار بر خدمات را بیشتر کرده است
این سازمان همچنین هشدار داده است که افزایش جمعیت افغانستان در پی بازگشت میلیونها مهاجر، فشار بیشتری بر خدمات صحی و بشردوستانه وارد کرده است.
بر اساس آمار سازمان ملل، جمعیت افغانستان از سپتامبر ۲۰۲۳ تاکنون ممکن است تا ۱۲ درصد افزایش یافته باشد. این افزایش جمعیت در شرایطی رخ داده که بیش از شش میلیون افغان از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشتهاند.
گزارش تاکید کرده که ورود شمار زیادی از بازگشتکنندگان، در کنار جابهجاییهای داخلی ناشی از درگیریها، بلایای طبیعی، خشکسالی و کاهش فرصتهای اقتصادی، نیاز به خدمات صحی، تغذیهای و حمایتی را افزایش داده است.
«جهان نمیتواند افغانستان را نادیده بگیرد»
آشیش دامل، مدیر کشوری سازمان حفاظت از کودکان در افغانستان، گفته است که جامعه جهانی نباید در برابر وضعیت کودکان این کشور بیتفاوت بماند.
او گفته است گرسنگی شدید، شمار بالای بازگشتکنندگان، آوارگی گسترده داخلی ناشی از بلایای طبیعی، درگیریهای اخیر و چهار سال خشکسالی، منابع محدود بشردوستانه را تا مرز فروپاشی تحت فشار قرار داده است.
آقای دامل افزود که مشکلات خانوادههای افغان به یکدیگر مرتبطاند و فقر بر تغذیه اثر میگذارد، کمبود آب باعث افزایش بیماری میشود، بیماری روند آموزش کودکان را مختل میکند و کاهش درآمد خانوادهها میتواند کودکان را به کار وادار کند.
به گفته او، شوکهای اقلیمی، آوارگی و کاهش فرصتهای اقتصادی نیز این فشارها را عمیقتر کرده و چرخهای ایجاد کردهاند که خروج از آن برای خانوادهها هر روز دشوارتر میشود.
مدیر کشوری سازمان حفاظت از کودکان تأکید کرده است که نیازهای میلیونها کودک افغانستان و راههای مقابله با بحرانهای فزاینده برای جامعه جهانی شناختهشده است، اما برنامههای بشردوستانه ضروری به دلیل کمبود شدید بودجه و نبود حمایت بلندمدت توسعهای از سوی دولتها در معرض تهدید قرار دارند.
او هشدار داده است که جامعه جهانی اکنون با این انتخاب روبهرو است که یا تنها زمانی وارد عمل شود که خانوادهها به نقطه فروپاشی رسیدهاند، یا آنقدر زود اقدام کند که بتواند از جان، حقوق و آینده کودکان افغانستان محافظت کند.