• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

وزیر دفاع طالبان: به هر اقدام تجاوزکارانه پاکستان پاسخ حساب‌شده می‌دهیم

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۹:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، روز جمعه هشدار داد که نیروهای دفاعی این گروه برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی آماده‌اند و به هیچ طرفی اجازه نخواهند داد امنیت افغانستان را مختل کند. او گفت در برابر هر اقدام «تجاوزکارانه» پاکستان علیه خاک افغانستان، «پاسخ حساب‌شده» خواهند داد.

یعقوب مجاهد در گفت‌وگو با تلویزیون ملی تحت کنترل طالبان، به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت این گروه به قدرت، پاکستان را متهم کرد که افراد «مخرب»، به‌ویژه اعضای داعش، را در امتداد خط دیورند و شهرهای بزرگ این کشور برای انجام فعالیت علیه افغانستان تجهیز و تمویل می‌کند.

مجاهد گفت که از «خواسته‌های بی‌جای» پاکستان چنین برمی‌آید که این کشور امنیت و پیشرفت افغانستان را تهدیدی علیه خود می‌داند.

او بدون اشاره به کشور و یا گروه خاصی ادعا کرد که برخی کشورها و حلقات، با انگیزه‌های شخصی، درباره حضور گروه‌های مخالف طالبان در افغانستان «ادعاهای نادرست» مطرح می‌کنند.

با این‌حال، وزیر دفاع طالبان تصریح کرد که حکومت این گروه خواهان ادامه تنش‌های منطقه‌ای نیست و از حل اختلافات از راه گفت‌وگو حمایت می‌کند.

مجاهد همچنین گفت که طالبان تجهیزات و امکانات مورد نیاز یک ارتش را در اختیار دارد و شمار نیروهای اردوی این گروه در حال حاضر به حدود ۱۵۰ هزار نفر می‌رسد. او افزود که افغانستان ممکن است به دو تا سه برابر این شمار نیرو نیاز داشته باشد.

وزیر دفاع طالبان در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد که «امنیت سراسری» در افغانستان تأمین شده و طالبان برای رسیدگی به مشکلات اقتصادی مردم نیز برنامه دارد.

این اظهارات مقام طالبان با گزارش‌های مستند بین‌المللی در تضاد قرار دارد؛ چنانچه گزارش‌های سازمان ملل از تداوم بحران شدید معیشتی در افغانستان حکایت دارد. بر اساس برآورد سازمان ملل، در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۷.۴ میلیون افغان با ناامنی حاد غذایی روبه‌رو هستند که ۴.۷ میلیون نفر آنان در مرحله اضطراری قرار دارند.

مزید بر آن، گزارش‌های نهادهای بین‌المللی ادعای طالبان مبنی بر تامین «امنیت سراسری» را نیز به چالش می‌کشد. پیشتر تیم تحلیل و نظارت بر تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل در گزارش تازه‌ای هشدار داد که افغانستان بار دیگر به پناهگاهی برای گروه‌های تروریستی تبدیل شده است.

بر اساس این گزارش، تهدیدهای تروریستی ناشی از افغانستان در مجموع تقریباً بدون تغییر باقی مانده و گروه‌های مختلف در این کشور همچنان امنیت پاکستان، چین و کشورهای آسیای مرکزی را تهدید می‌کنند.

مزید بر آن، در ماه‌های اخیر فعالیت گروه‌های مسلح مخالف طالبان در بخش‌هایی از افغانستان افزایش یافته و از درگیری‌های مسلحانه در شماری از ولایت‌ها گزارش شده است.

در تازه‌ترین مورد، جمعه‌خان فاتح، فرمانده ناراضی طالبان در بدخشان، از چهار روز به این‌سو با نیروهای طالبان در منطقه درگیر است.

هم‌زمان، جبهه آزادی افغانستان، سپاهیان میهن، جبهه متحد افغانستان و جبهه مقاومت ملی نیز از افزایش عملیات خود علیه اهداف طالبان خبر داده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

ادامه درگیری‌ها در بدخشان؛ شنیده‌شدن شلیک‌های پراکنده در ولسوالی نسی
۱

ادامه درگیری‌ها در بدخشان؛ شنیده‌شدن شلیک‌های پراکنده در ولسوالی نسی

۲

جبهه مقاومت اعلام کرد شهردار طالبان در فیض‌آباد بدخشان «کشته شد»

۳

کم‌آبی و گرمای شدید، کشاورزی و امنیت غذایی افغانستان را تهدید می‌کند

۴

طالبان مواضع جمعه فاتح را در نزدیکی ولسوالی نسی بدخشان بمباران کردند

۵

رهبران نظامی طالبان بر سر عملیات بدخشان اختلاف نظر دارند

  • ملل متحد: افغانستان پناهگاه تروریست‌ها شده است

    ملل متحد: افغانستان پناهگاه تروریست‌ها شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

هشدار سیاست‌مداران سویدنی درباره پیامدهای «جبران‌ناپذیر» همکاری با طالبان

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۸:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از سیاست‌مداران سویدنی از همکاری حکومت این کشور با طالبان برای اخراج پناهجویان افغان انتقاد کرده و هشدار داده‌اند که چنین تعاملاتی می‌تواند به مشروعیت‌بخشی به رژیم طالبان منجر شود.

در اوایل ماه سرطان سال جاری، هیئت طالبان، اتحادیه اروپا و سویدن در مکانی محرمانه در بروکسل دیدار کردند تا درباره راه‌های تسهیل پناهجویان افغان از اروپا به افغانستان گفت‌وگو کنند.

این نخستین‌بار پس از تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱ بود که اتحادیه اروپا یک هیئت رسمی طالبان را در بروکسل پذیرفت. سویدن ریاست مشترک این نشست را بر عهده داشت و به گفته نویسندگان این مقاله، «یکی از جدی‌ترین حامیان برگزاری این گفت‌وگوها بود.»

یعقوب ریسبرگ، سخنگوی سیاست خارجی حزب محیط‌زیست سویدن، گورگین باکرچی‌اوغلو، نامزد حزب محیط‌زیست برای پارلمان سویدن و نسیبه دی‌تبار، عضو حزب محیط‌زیست سویدن، در این مقاله مشترک نسبت به پیامدهای «جبران‌ناپذیر» همکاری سویدن با طالبان هشدار داده‌اند.

نویسندگان مقاله همچنین ادعای وزیر مهاجرت سویدن مبنی بر «فنی» بودن گفت‌وگوها را رد کرده و گفته‌اند که طالبان این نشست را «تاریخی» خوانده و موضوعاتی مانند حضور دیپلوماتیک، خدمات قنسولی و اقدامات اعتمادساز را نیز در آن مطرح کرده‌اند.

آنان هشدار داده‌اند که همکاری برای اخراج افغان‌ها تنها به مجرمان و افراد دارای تهدید امنیتی محدود نمی‌شود و می‌تواند شامل افرادی نیز شود که مرتکب جرمی نشده‌اند، اما درخواست پناهندگی‌شان در سویدن رد شده است.

نویسندگان گفته‌اند که زنان و دختران در افغانستان تحت کنترول طالبان با «سرکوب سیستماتیک جنسیتی» مواجه‌اند و مسیحیان، منتقدان طالبان، خبرنگاران، مدافعان حقوق بشر و افرادی که «غرب‌زده» تلقی می‌شوند نیز با خطر بازداشت، شکنجه و مرگ روبه‌رو هستند.

این سیاست‌مداران سویدنی همچنین به مشروعیت‌دهی طالبان به ازدواج کودکان نیز اشاره کرده و گفته‌اند که این اقدام طالبان بیش از پیش زنان و دختران را از حق تعیین سرنوشت محروم کرده است.

آنان با برشماری چالش‌های فوق در حاکمیت طالبان گفته‌اند که برخلاف ادعای وزیر مهاجرت سویدن، این دیدار و گفت‌وگوها «چندان فنی به نظر نمی‌رسد.»

آنان سیاست حکومت سویدن را «زنجیره‌ای مرگبار» توصیف کرده‌اند که از رد یک درخواست پناهندگی آغاز می‌شود و در نهایت می‌تواند به سپردن فرد به همان رژیمی منجر شود که از آن گریخته است.

اعضای حزب محیط‌زیست سویدن از حکومت این کشور خواسته‌اند تا فورا همکاری با طالبان در زمینه اخراج اجباری افراد را متوقف کند. هیچ بودجه کمک‌های انکشافی یا پرداخت دیگری در بدل پذیرش افراد اخراج‌شده در اختیار رژیم طالبان قرار نگیرد.

آنان همچنین خواستار توقف اخراج افراد به افغانستان و بازنگری در پرونده پناهندگی افراد متعلق به گروه‌های آسیب‌پذیر شده‌اند.

در پایان مقاله آمده است: «سویدن نباید به طالبان کمک کند تا به کسانی که از این کشور گریخته‌اند دسترسی پیدا کنند. ما باید از افراد تحت تعقیب حمایت کنیم، نه این‌که به آزارگران آنان مشروعیت بدهیم.»

۵۶ کشور خواستار لغو «سیاست‌های تبعیض‌آمیز طالبان علیه زنان» شدند

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۷:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دست‌کم ۵۶ کشور عضو سازمان ملل در بیانیه‌ای مشترک، خواستار لغو فوری فرامین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز طالبان علیه مردم افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران، شدند. آنان بر احیای حق آموزش زنان و دختران و تضمین مشارکت کامل، برابر و معنادار زنان در تمامی عرصه‌های جامعه تأکید کردند.

کریستینا مارکوس لاسن، نماینده دنمارک در سازمان ملل متحد، روز جمعه، ۲۳ اسد، هم‌زمان با پنجمین سالگرد تسلط طالبان بر افغانستان، بیانیه مشترک ۵۶ کشور را به خوانش گرفت.

در این بیانیه آمده است که این کشورها تعهد خود را برای حفظ افغانستان در صدر دستور کار بین‌المللی، همکاری از طریق سازمان ملل متحد و حمایت از مردم افغانستان تجدید می‌کنند.

کشورهای امضاکننده این بیانیه همچنین از طالبان خواسته‌اند تمامی فرامین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز خود را علیه زنان و دختران لغو و به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی مردم افغانستان احترام بگذارد.

پیش از این، ۲۴ گزارشگر ویژه و کارشناس سازمان ملل اعلام کردند که سرکوب سازمان‌یافته زنان و دختران در حاکمیت طالبان مصداق «آپارتاید جنسیتی» است و از کشورها خواسته‌اند برای به‌رسمیت‌شناختن آن به‌عنوان یک جنایت مستقل علیه بشریت حمایت کنند.

  • کارشناسان سازمان ملل می‌گویند سرکوب زنان در افغانستان «آپارتاید جنسیتی» است

    کارشناسان سازمان ملل می‌گویند سرکوب زنان در افغانستان «آپارتاید جنسیتی» است

نمایندگی دنمارک در سازمان ملل نیز در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس، بر تعهد این کشور برای در اولویت نگه‌داشتن افغانستان در دستور کار جامعه جهانی تاکید کرد.

در این یادداشت آمده است که کپنهاگ به حمایت از مردم افغانستان از طریق سازمان ملل ادامه خواهد داد.

نمایندگی بریتانیا در سازمان ملل نیز نوشته است که طالبان باید به نقض حقوق بشر از جمله «سرکوب وحشیانه زنان و دختران»، پایان دهد.

سویدن، لاتویا، لیتوانیا و شماری از کشورهای دیگر نیز این بیانیه را در صفحات خود در اکس بازنشر کردند و بر ضرورت پایان دادن به سیاست‌های محدودکننده طالبان علیه شهروندان افغانستان تاکید کردند.

نمایندگی سویدن در سازمان ملل نوشت: «افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن دختران از تحصیل در دوره‌های متوسطه و آموزش عالی منع شده‌اند.» سویدن همچنین بر ادامه حمایت از مردم افغانستان تاکید کرده است.

این کشورها در پنج سال گذشته بارها از تداوم نقض حقوق بشر در افغانستان، به‌ویژه سرکوب و محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران، ابراز نگرانی کرده و از طالبان خواسته‌اند این سیاست‌ها و فرامین تبعیض‌آمیز را لغو کنند.

با این حال، طالبان در این مدت از موضع خود عقب‌نشینی نکرده و در واکنش به انتقادهای بین‌المللی، بارها از کشورها خواسته‌ است از آنچه «مداخله در امور داخلی افغانستان» می‌خواند، خودداری کنند.

بلخ چگونه سقوط کرد؟

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۵:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
نصیر ندیم
100%

عطامحمد نور، رهبر یک شاخه حزب جمعیت اسلامی در گفت‌وگوی ویژه‌ای با رادیوی افغانستان اینترنشنال چشم‌دیدهای خود را از آخرین روزهای جمهوریت در بلخ روایت می‌کند.

عطامحمد نور سقوط بلخ را نتیجه مجموعه‌ای از عوامل نظامی و مدیریتی می‌داند. به گفته او، تخلیه برخی ولسوالی‌ها از سوی نیروهای ارتش، از جمله ولسوالی شولگره، باعث تضعیف خطوط دفاعی شد و با سقوط پی‌درپی ولسوالی‌ها، مزارشریف در محاصره قرار گرفت.

او همچنین می‌گوید نیروهای مردمی آمادگی جنگ داشتند، اما بدون پشتیبانی و هماهنگی نیروهای امنیتی نمی‌توانستند مقاومت مؤثری داشته باشند. آقای نور گفت حکومت مرکزی نخست از کمک به نیروهای مردمی خودداری کرد و دو روز مانده به سقوط، مقداری سلاح بدون مهمات به نیروهای تحت امر او و مارشال عبدالرشید دوستم ارسال کرد.

100%

آقای نور همچنین اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین را متهم می‌کند که درخواست‌های مکرر او برای تجهیز نیروهای مردمی و حمایت از فرماندهان جهادی را قبول نکرد. به گفته او، امرالله صالح، معاون اول رئیس‌جمهور، در شدیدترین روزهای جنگ تصور می‌کرد رهبران سیاسی و جهادی به دنبال منافع خود و «قهرمان شدن» هستند و از این رو، مانع تلاش‌های آنان برای مقابله با طالبان شد.

چرا جمهوریت سقوط کرد؟

آقای نور معتقد است که سقوط از «بی‌کفایتی» رهبرانی شروع شد که نیروهای امنیتی را ترغیب می‌کردند علیه طالبان عملیات نظامی نکنند.

والی سابق بلخ می‌گوید رؤسای‌جمهور پیشین افغانستان جلوی عملیات نظامی علیه طالبان را می‌گرفتند و «دست نیروهای امنیتی را در زدن طالبان بسته بودند». او همچنین معتقد است برای انتقال جنگ به شمال افغانستان، «تروریستان» شبانه با هلیکوپتر به ولایت‌های شمالی منتقل می‌شدند و «این برنامه به‌طور برنامه‌ریزی شده از قبل شروع شده بود».

این چهره سیاسی حزب جمعیت اسلامی از آزادی «هزاران نیروی طالبان» در دوره اشرف غنی و حامد کرزی نیز انتقاد می‌کند و می‌گوید رهایی آنان از زندان سبب تقویت طالبان در خط جنگ شد.

به گفته نور، «عدم مشروعیت حکومت اشرف غنی با کمتر از یک میلیون رای» نیز یکی از عواملی بود که پایه‌های حکومت را تضعیف کرد. کاهش حمایت نیروهای امریکایی، افزایش تلفات و پایین‌آمدن سطح جلب و جذب، به باور او، توان نیروهای امنیتی را بیشتر کاهش داد.

نور می‌گوید قوای هوایی افغانستان به کمک امریکا وابسته بود و دولت به خودکفایی و تقویت این نیرو توجه کافی نکرد. او همچنین قومی و سیاسی‌شدن ارتش در دوره اشرف غنی را از عوامل تضعیف آن می‌داند.

بلخ چگونه سقوط کرد

اما آنچه نور در سطح فرماندهی و سیاست می‌دید، در خط نخست شکل دیگری داشت. داکتر نعمان، یکی از فرماندهان نیروهای محلی عطامحمد نور، از درون جبهه روایت می‌کند؛ از روزهایی که نیروها می‌جنگیدند، پیشروی می‌کردند و سپس با دستورهایی روبه‌رو می‌شدند که مسیر جنگ را تغییر می‌داد.

یک هفته پیش از سقوط مزارشریف، در ۱۶ اسد ۱۴۰۰، شبرغان سقوط کرد و جنگ به بلخ نزدیک‌تر شد. یارمحمد دوستم، پسر عبدالرشید دوستم، پیش از سقوط شبرغان ماه‌ها در برابر طالبان مقاومت کرده بود، اما نیروهایش در برابر پیشروی طالبان شکست خوردند و سقوط مرکز جوزجان، فشار جنگ بر بلخ را بیشتر کرد.

در مزارشریف، حضور عبدالرشید دوستم، محمد محقق و عطامحمد نور، سه چهره مهم سیاسی و نظامی شمال، هنوز این امید را زنده نگه داشته بود که شهر به آسانی سقوط نخواهد کرد.

در همین روزها، داکتر نعمان، پزشکی جوان، به دلیل پیشروی طالبان و پیشینه جنگی خانواده‌اش به نیروهای عطامحمد نور پیوست. پدرش، خان‌قمندان، از فرماندهان جهادی و پولیس محلی در ولسوالی فیض‌آباد جوزجان بود و سال‌ها در برابر طالبان جنگیده بود. پدر و برادر نعمان دو سال پیش از سقوط بلخ در نبرد با طالبان در آقچه و فیض‌آباد کشته شدند و او که در مزارشریف طبابت می‌کرد، در ماه‌های پایانی جمهوریت جای پدر را در کنار نیروهای محلی عطامحمد نور گرفت.

نعمان پیش از فرمانده‌شدن، آخر هفته‌ها از مزار به قریه می‌رفت تا بیماران را معاینه و تداوی کند. خودش می‌گوید تا نزدیک‌شدن طالبان به شبرغان سلاح به دست نگرفته بود، اما در دو سه ماه پایانی، هر جا که نور او را می‌فرستاد، راهی جبهه می‌شد؛ از فیض‌آباد و محورهای اطراف آن تا شورتپه و سرانجام لنگرخانه که آخرین شب‌های جنگ را در آن گذراند.

هر پیشروی، یک دستور توقف

آنچه نعمان از خط نخست به یاد دارد، فقط شدت جنگ نیست؛ چیزی که برایش پرسش‌برانگیزتر بود، دستورهایی بود که درست هنگام پیشروی نیروهای محلی می‌رسید.

او می‌گوید در فیض‌آباد و چند محور دیگر، هرگاه نیروها بخشی از مواضع طالبان را می‌گرفتند، ناگهان از طرف دولت گفته می‌شد که پیشروی متوقف شود؛ یک‌بار می‌گفتند مهمات تمام شده، بار دیگر منطقه را مین‌گذاری‌شده می‌خواندند و گاهی نیز خطرناک‌بودن ادامه عملیات را دلیل می‌آوردند.

او از یکی از همان روزها چنین یاد می‌کند: «ما در جنگ طرف سالار تپه رفته بودیم. پیشروی داشتیم در یک قسمت. بعدش خود دولت عقب می‌کشید، که مثلا ما مهمات خلاص کردیم، یا آن منطقه پرخطر است، یا او منطقه مین‌گذاری شده».

به گفته نعمان، دولت مستقیم نمی‌گفت چرا نباید پیشروی کنند؛ اما نتیجه همیشه یکی بود: نیروهای محلی موضعی را که گرفته بودند، رها می‌کردند و فرصتی که در میدان به دست آمده بود، از بین می‌رفت. با تکرار این وضعیت، خط دفاعی به جای آن‌که از مزار دور شود، هر روز به شهر نزدیک‌تر می‌شد.

شورتپه؛ جایی که هشدار جدی‌تر شد

روایت عطامحمد نور، که در گفت‌وگویی تازه با افغانستان اینترنشنال مطرح شده، همین اتفاق را از جایگاه دیگری توضیح می‌دهد.

در ۴ سرطان، نور همراه فرماندهان و مسئولان محلی به سمت شورتپه حرکت کرد؛ جایی که در شمال بلخ به دست طالبان افتاده بود. نیروهای محلی در مسیر پیشروی کردند، اما به گفته نور، بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع، از او خواست به شورتپه نرود؛ زیرا نیروهای دولتی توانایی کافی برای ادامه عملیات را نداشتند.

نور درخواست وزیر دفاع را پذیرفت، اما بر انتقال نیروهای محاصره‌شده و جلوگیری از افتادن تجهیزات نظامی به دست طالبان تأکید کرد. پس از بازگشت به مزارشریف، خبر سقوط کلدار و تخلیه شهرک حیرتان رسید و او بار دیگر با نیروهای محلی به سوی حیرتان رفت.

حدود ۵۰۰ نیروی مردمی برای بازپس‌گیری کلدار فرستاده شدند و به گفته نور، نیروها توانستند منطقه را دوباره بگیرند؛ اما مشکل بعدی همان چیزی بود که در روایت نعمان نیز دیده می‌شد: دولت نیروی کافی برای نگه‌داشتن منطقه نداشت.

در همین زمان، پیام امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری، از طریق والی بلخ و رئیس شورای ولایتی به نور رسید: «این جنگ را بگذارید به ما که قوای مسلح ما جنگ بکند» و رهبران سیاسی به کار سیاسی خود بپردازند.

نور برای روشن‌شدن این‌که نیروهای دولتی چگونه قرار است مسئولیت جبهه را به عهده بگیرند، با مسئولان نظامی و امنیتی جلسه کرد؛ اما نتیجه جلسه با آنچه در پیام صالح گفته شده بود، فاصله زیادی داشت. دولت برای گرفتن مسئولیت منطقه تنها حدود ۹۵ نفر نیرو در اختیار داشت، در حالی که صدها نیروی محلی در جبهه حضور داشتند.

این فاصله میان تصمیم و واقعیت میدان، همان چیزی بود که نعمان نیز از خط نخست می‌دید: نیروهای محلی قرار بود کنار بروند، اما نیرویی که باید جای آنان را می‌گرفت، در عمل وجود نداشت.

شمالی که هر روز کوچک‌تر می‌شد

با سقوط شبرغان و سپس بلخ، دولت‌آباد، چهاربولک، چمتال و شماری دیگر از ولسوالی‌ها، حلقه اطراف مزارشریف تنگ‌تر شد. حضور دوستم، محقق و نور ظرفیت قابل توجهی برای دفاع از شهر ایجاد کرده بود، اما این نیروهای محلی بدون پشتیبانی قوای مسلح، مهمات و حمایت هوایی نمی‌توانستند برای مدت طولانی در برابر طالبان مقاومت کنند.

نور در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال، تخلیه برخی ولسوالی‌ها و پایگاه‌های نظامی به عنوان «مناطق آسیب‌پذیر» را نیز بخشی از همین روند می‌داند. به گفته او، با خالی‌شدن این پایگاه‌ها، تجهیزات و وسایطی که باید در اختیار نیروهای دولتی می‌ماند، به دست طالبان افتاد.

برای نعمان، اما این فروپاشی در مجموعه‌ای از صحنه‌های کوچک دیده می‌شد؛ پاسگاه‌ها رها می‌شد، نیروها عقب‌نشینی می‌کردند و سربازان لباس‌های نظامی خود را تغییر می‌دادند و جبهه را ترک می‌کردند.

او می‌گوید در جریان جنگ، اردو یک گام جلوتر می‌جنگید، اما گاهی عقب‌نشینی نیروهای اردو چنان سریع بود که برای نیروهای محلی شبیه یک حمله به نظر می‌رسید. آنان نیز مجبور به عقب‌نشینی می‌شدند، اما بعداً متوجه می‌شدند نیروی طالبان در برابر همان موضع، از نظر تعداد بسیار کمتر بوده است.

یک کارشناس امنیتی نیز در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال گفته است که در ماه‌های پایانی جمهوریت، تصمیم‌هایی که در سطح رهبری امنیتی گرفته می‌شد، در بسیاری موارد مستقیماً بر وضعیت جبهات اثر می‌گذاشت و گاهی به تغییر، تخلیه یا رهاشدن مواضع می‌انجامید. این گفته با آنچه نعمان در خط نخست دیده بود، همخوانی دارد؛ جایی که هر پیشروی با تصمیمی از بالا متوقف می‌شد و نیروها ناچار به عقب‌نشینی بودند.

چهار روز پیش از سقوط کابل

۱۱آگست، چهار روز پیش از سقوط کابل، اشرف غنی به مزارشریف رفت و با عبدالرشید دوستم، عطامحمد نور، محمد محقق و جمعه‌خان همدرد دیدار کرد. هدف نشست، ایجاد جبهه‌ای متحد برای دفاع از شمال بود و غنی وعده داد سلاح، تجهیزات و پشتیبانی بیشتری برای دفاع از بلخ فراهم شود.

100%

اما روایت نور از آنچه پس از این نشست رخ داد، با وعده‌های آن روز فاصله زیادی داشت. او می‌گوید دولت یک روز پیش از سقوط، ۳۰۰ میل ام۱۶ برای او و ۲۰۰ میل برای عبدالرشید دوستم فرستاد، اما هنگام بررسی معلوم شد سلاح‌ها بدون مرمی‌اند.

موترهای محافظان نور برای آوردن مرمی و مهمات به قول‌اردو فرستاده شدند، اما تا عصر مهمات تحویل نشد. در همان روز، بخش بزرگی از هواپیماها و چرخبال‌های جنگی نیز از مزارشریف به کابل منتقل شد؛ در حالی که نیروهای محلی در دروازه شرقی شهر با طالبان می‌جنگیدند.

نور می‌گوید خودش در بازپس‌گیری دروازه حضور داشت و یکی از محافظانش در همان نبرد کشته و چند نفر دیگر زخمی شدند. او از نماینده قوای هوایی خواست مواضع طالبان را هدف قرار دهد، اما پاسخ این بود که هواپیماهای جنگی از مزار منتقل شده‌اند.

لنگرخانه؛ آخرین خط

در ۲۱ و ۲۲ اسد، جنگ به لنگرخانه رسید؛ قریه‌ای در مسیر شبرغان- مزارشریف که به گفته نعمان، علم‌خان آزادی در آن حضور داشت و فرماندهی نیروهای محلی را بر عهده داشت. نعمان و نیروهای همراهش یک شب و دو روز در خط نخست ماندند و در همین مدت، چند زخمی نیز داشتند.

اما پشت سر آنان، خط اردو در حال خالی‌شدن بود. نیروهای دولتی که قرار بود پشت سر نیروهای محلی موضع بگیرند، مواضع خود را ترک کردند و با خالی‌شدن خط اردو، نیروهای محلی نیز دیگر پشتوانه‌ای برای ماندن نداشتند.

نعمان صبح همان روز آخر به قول‌اردوی ۲۰۹ شاهین رفت؛ جایی که به گفته خودش، دروازه‌ها باز بود و کسی نمی‌پرسید چه کسی وارد می‌شود یا چه کسی بیرون می‌رود. او می‌گوید آنچه در آن‌جا دید، برایش روشن‌تر از هر توضیحی بود: «نیروهای اردو میدان جنگ را رها کرده بودند و سقوط نزدیک بود.»

۲۳اسد؛ وقتی مزار فرو ریخت

در ۲۳ اسد، مزارشریف سقوط کرد. نور می‌گوید در آخرین ساعات، نیروهای دولتی ناگهان مواضع خود را ترک کردند و گارنیزون‌ها تخلیه شدند؛ نیروهای قول‌اردو نیز به سمت حیرتان عقب نشستند.

او تلاش کرد کمربندی دفاعی از شمال تا جنوب شهر ایجاد کند؛ از لنگرخانه و تخته‌پل تا بخش‌هایی در جنوب مزارشریف. هدفش این بود که جنگ وارد شهر نشود و مزارشریف به میدان نبرد تبدیل نشود.

در همان ساعات، عبدالرشید دوستم و محمد محقق با او تماس گرفتند و درباره وضعیت شهر و خروج از آن صحبت کردند.آقای نور می‌گوید بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع، نیز با او تماس گرفت و از او خواست شهر را ترک کند.

نور می‌گوید از وزیر دفاع پرسید اگر به کوه‌های مارمل برود، آیا دولت می‌تواند هر ۱۵ تا ۲۰ روز یک‌بار چرخبال برای رساندن مهمات و تجهیزات ارتباطی بفرستد. پاسخ منفی بود و پس از آن، او قانع شد که شهر را پس از دوستم و محقق ترک کند.

یک منبع دیگر به افغانستان اینترنشنال گفته است بسم‌الله محمدی در آخرین تماس با نور به او هشدار داده بود که توطئه‌ای برای کشتنش در جریان است. این منبع نگفته است چه کسی یا چه گروهی پشت این «توطئه» بوده و جزئیات بیشتری درباره عاملان احتمالی آن ارائه نکرده است.

صدها موتر در حیرتان

با سقوط مزارشریف، کاروان‌های عطامحمد نور، عبدالرشید دوستم و محمد محقق به سوی حیرتان حرکت کردند. صدها موتر نزدیک مرز اوزبیکستان جمع شده بود؛ مردانی که چند روز پیش برای دفاع از شهر بسیج شده بودند و حالا راه خروج را در پیش گرفته بودند.

100%

نعمان نیز ابتدا همراه این کاروان بود، اما خانواده‌اش چند روز پیش به کابل رفته بودند و او تصمیم گرفت خودش را به آنان برساند. پس از جداشدن از کاروان، راه کابل را در پیش گرفت و دو موتر دیگر از نیروهایش نیز همراه او شدند.

در تاشقرغان، طالبان موترهای آنان را متوقف و تلاشی کردند. نعمان و همراهانش خود را افراد ملکی معرفی کردند. یکی از طالبان به آنان خندید و گفت: «به کابل هم بگریزید، فردا سقوط می‌کند و با شما گپ می‌زنیم.»

آنها راه را ادامه دادند. از جبل‌السراج و سالنگ گذشتند و در مسیر، سربازان ارتش ملی را دیدند که لباس‌های نظامی خود را به ملکی عوض می‌کردند و رینجرها و موترهای نظامی را کنار جاده رها می‌کردند.

نعمان آن روز را با یک جمله به یاد می‌آورد: «کس به کس نمی‌دید، بیخی بگریز بگریز بود.»

آخرین جاده

نعمان از جبهه‌ای می‌آمد که دیگر وجود نداشت؛ از لنگرخانه، از مواضعی که خالی شده بود و از شهری که چند ساعت پیش سقوط کرده بود. حالا در جاده کابل، دیگر خبری از خط دفاعی نبود؛ مردانی بودند که می‌خواستند خود را به جایی برسانند که هنوز سقوط نکرده بود.

وقتی به کابل نزدیک شدند، نعمان به آسمان نگاه کرد و شماری از چرخبال‌های نظامی را دید. به باور او، این‌ها همان چرخبال‌هایی بودند که برای خروج اشرف غنی و تیمش استفاده می‌شدند. چند ساعت بعد، کابل نیز سقوط کرد.

پنج سال بعد، نعمان در ایران زندگی می‌کند و به‌عنوان دستیار پزشک کار می‌کند. از او می‌پرسم اگر روزی دوباره جبهه‌ای شکل بگیرد، می‌گوید دیگر تفنگ به دست نخواهد گرفت؛ اما در تیم پزشکی خواهد ماند، به زخمی‌ها کمک خواهد کرد و کنار کسانی خواهد بود که در خط جنگ حضور دارند.

۱۵ آگست در رسانه‌های جهان؛ از بهبود امنیت تا سرکوب زنان و عادی‌شدن تعامل با طالبان

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در آستانه پنجمین سالگرد بازگشت طالبان، رسانه‌های بین‌المللی افغانستان را زیر ذره‌بین برده‌اند. نقض حقوق زنان، فقر و بحران اقتصادی، بهبود امنیت، انزوای سیاسی و عادی‌شدن تدریجی تعامل جهان با طالبان، از مهم‌ترین محورهای گزارش‌ها و تحلیل‌های رسانه‌های بین‌المللی درباره افغانستان است.

شماری از این رسانه‌ها، پنج سال حاکمیت طالبان را از منظر موضوع زنان و دختران بررسی کرده‌اند، برخی از فقر و بحران انسانی نوشته‌اند و گروهی پرسیده‌اند طالبان چگونه توانست برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها در قدرت بمانند.

شماری از نویسندگان نیز سیاست امریکا و غرب در دو دهه جنگ و پنج سال پس از خروج از افغانستان را نقد کردند.

نقض حقوق زنان

بسیاری از این رسانه‌ها عملکرد طالبان در قبال زنان را محور اصلی گزارش‌های خود قرار داده‌اند.

روزنامه ال‌پایس اسپانیا به نقل از السیا شیاون، حقوقدان و مدیر اجرایی بنیاد بین‌المللی بالتاسار گارسون، وضعیت افغانستان را نوعی سرکوب سازمان‌یافته و نظام‌مند بر اساس جنسیت توصیف کرده و درباره خطر عادی‌شدن آن هشدار داده است.

روزنامه رپوبلیکا در ایتالیا در گزارشی، افغانستان پنج سال پس از خروج نیروهای امریکایی را کشوری توصیف کرده که با گرسنگی، نبود آزادی مطبوعات و فضای ترس روبه‌رو است.

  • کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران از طالبان خواست به سرکوب رسانه‌ها را پایان دهد

    کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران از طالبان خواست به سرکوب رسانه‌ها را پایان دهد

این رسانه، زنان افغانستان را «پیکره حذف شده» عنوان کرده است.

روزنامه سوئیس‌اینفو عنوان گزارش خود را «گرسنگی، سرکوب و یک نسل از دست‌رفته» گذاشته است. این رسانه نوشت بیش از ۱۰۰ محدودیت در پنج سال گذشته زنان و دختران را هدف گرفته و دسترسی آنان به آموزش، کار، مکان‌های عمومی و شماری از خدمات را محدود کرده است.

همچنان روزنامه روسی کامرسانت در گزارشی با عنوان «کشور آپارتاید جنسیتی» ممنوعیت آموزش دختران را جدی‌ترین محدودیتی دانسته که پیامدهای آن می‌تواند برای آینده افغانستان طولانی و در مواردی برگشت‌ناپذیر باشد.

فایننشال تایمز می‌گوید با بسته‌شدن راه‌های داخلی برای دادخواهی زنان افغان، دادگاه کیفری بین‌المللی یکی از آخرین مجراهای حقوقی برای پیگیری مسئولیت طالبان در برابر نقض حقوق زنان باقی مانده است.

رینا امیری، نماینده پیشین امریکا در امور زنان افغانستان، در مجله فارین افرز نوشته است که طالبان در افغانستان نظامی ایجاد کرده که هدف آن «فرودست نگه‌داشتن دائمی زنان و حذف آنان از زندگی عمومی» است.

او خواستار به‌رسمیت‌شناختن «آپارتاید جنسیتی» به‌عنوان یک جرم مستقل در حقوق بین‌الملل شده است.

ممنوعیت آموزش دختران و زنان

شماری از رسانه‌های جهان هم‌زمان با پنجمین سالگرد بازگشت طالبان، وضعیت آموزش دختران و زنان را برجسته کرده‌اند.

  • کارشناسان سازمان ملل می‌گویند سرکوب زنان در افغانستان «آپارتاید جنسیتی» است

    کارشناسان سازمان ملل می‌گویند سرکوب زنان در افغانستان «آپارتاید جنسیتی» است

بر اساس آمار یونسکو ۲.۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم‌اند و اگر ممنوعیت ادامه یابد، شمار دختران محروم از آموزش تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند به چهار میلیون نفر برسد.

کامرسانت به تاثیر این ممنوعیت بر بازار کار نیز پرداخته و نوشته حذف زنان از آموزش متوسطه و عالی، در آینده کمبود شدید آموزگاران زن و نیروی متخصص را به دنبال خواهد داشت و یونسکو زیان اقتصادی درازمدت آن را میلیاردها دالر برآورد کرده است.

لو تان سوئیس این بحران را از زاویه خانواده‌ها روایت کرده است. پنج پدر افغان با این روزنامه درباره درماندگی خود در برابر ممنوعیت آموزش دختران صحبت کرده‌اند. گزارش از مکاتب مخفی و خانواده‌هایی می‌گوید که برای حفظ آینده دخترانشان، حتی به مهاجرت فکر می‌کنند.

گاردین هم داستان یک دختر ۱۲ ساله را روایت کرده که برای امتحان صنف ششم آماده می‌شود و می‌داند در وضعیت کنونی، این آخرین سالی است که اجازه رفتن به مکتب را دارد. دو خواهر بزرگ‌تر او نیز پیش‌تر از ادامه تحصیل بازمانده‌اند.

افغانستانِ آرام‌، فقیر و سرکوب‌شده‌

اکونومیست در یکی از مفصل‌ترین گزارش‌های خود به مناسبت سالگرد بازگشت طالبان به قلم تام ساس، تصویری دوگانه از افغانستان ارائه کرده است.

خبرنگار اکونومیست در سفر از هرات به قندهار و کابل نوشته است که پس از دهه‌ها جنگ، بسیاری از افغان‌ها از آرامش نسبی استقبال می‌کنند و شهرهایی که زمانی با انفجارهای مکرر روبه‌رو بودند، اکنون آرام‌تر شده‌اند.

این نشریه در عین حال نوشته محدودیت آموزش دختران و سیاست طالبان در برابر زنان از عوامل اصلی ادامه انزوای رسمی این گروه است.

اکونومیست ارزیابی کرده است که طالبان نسبت به دوره نخست حاکمیت خود در دهه ۱۹۹۰، دولت را منظم‌تر اداره می‌کند و توانسته بخش قابل توجهی از ساختار اداری و کارمندان حرفه‌ای نظام پیشین را حفظ کند. به نوشته این نشریه، این تداوم اداری به حفظ ارزش افغانی و مهار تورم کمک کرده است.

این نشریه با استناد به بانک جهانی نوشته درآمد طالبان از مالیات و منابع دیگر به حدود چهار میلیارد دالر در سال رسیده که نزدیک به ۶۰ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۰ است. اکونومیست کاهش فساد و اخاذی خرد را نیز یکی از دلایل افزایش عواید دانسته است.

اما در سوی دیگر، کمک‌های خارجی به شدت کاهش یافته است. اکونومیست نوشته طالبان حدود نیمی از درآمد خود را صرف بخش امنیتی می‌کند، در حالی که شفاخانه‌ها و مراکز صحی با کاهش منابع روبه‌رو شده‌اند.

در بخش اقتصادی، تصویر بسیار متفاوت است. سرانه تولید ناخالص داخلی کاهش یافته، بیکاری گسترده است و بسیاری از خانواده‌ها برای تأمین غذای خود با مشکل روبه‌رو هستند.

آیا جهان افغانستان را رها کرده است؟

نشریه ویک بریتانیا پرسش گزارش خود را مستقیما در تیتر مطرح کرده است: «آیا جهان افغانستان را رها کرده است؟»

این نشریه نوشته محدودیت‌های طالبان و بحران انسانی همچنان ادامه دارد، اما توجه و واکنش بین‌المللی کاهش یافته است.

  • گزارشگر سازمان ملل: عادی‌سازی طالبان اشتباهی بزرگ است

    گزارشگر سازمان ملل: عادی‌سازی طالبان اشتباهی بزرگ است

ویک با استناد به تحلیل‌های مختلف نوشته آنچه طی این پنج سال تغییر کرده، فقط رفتار طالبان نیست، بلکه میزان آمادگی جهان برای واکنش به آن نیز تغییر کرده است.

ال‌پایس نگران است که جامعه جهانی ممکن است در حال عادی‌کردن نظامی باشد که هم‌زمان زنان را از بخش بزرگی از زندگی عمومی حذف کرده است.

در گزارش دیگری، ال‌پایس زندگی زنانی را بررسی کرده که پس از پنج سال هنوز برای رسیدن به اسپانیا و گرفتن حفاظت بین‌المللی با سال‌ها انتظار، درخواست مدارک دشوار و روندهای پیچیده اداری روبه‌رو هستند.

یورونیوز با سیما سمر، وزیر پیشین امور زنان افغانستان و فعال حقوق بشر، گفت‌وگو کرده است. او دیدار نمایندگان طالبان با مقام‌های اتحادیه اروپا در بروکسل را «نوعی تایید طالبان» خوانده و گفته است حتی اگر مقام‌های پایین‌رتبه طالبان در این دیدارها شرکت کنند، چنین تماس‌هایی برای این گروه نوعی پذیرش سیاسی ایجاد می‌کند.

بندیکت دو سرجا، سفیر پیشین سوئیس در افغانستان و پاکستان، در یادداشتی در لو تان نوشته سوئیس باید راهی برای ازسرگیری تماس‌های سطح بالا با طالبان پیدا کند تا بتواند هم منافع خود را دنبال کند و هم مواضعش درباره حقوق بشر و به‌ویژه حقوق زنان را مستقیما مطرح کند.

العربیه نیز پرونده پنج‌سالگی اداره طالبان را با وعده‌های این گروه در سال ۲۰۲۱ و وضعیت کنونی مقایسه کرده است. آموزش و حقوق زنان، آزادی رسانه‌ها، حکومت فراگیر و عفو عمومی از موضوع‌هایی است که این رسانه عربی پرسیده پس از پنج سال چه بر سر وعده‌های مربوط به آن‌ها آمده است.

امنیت بیشتر شده، اما زندگی بهتر نشده است

خبرنگار خبرگزاری آسوشیتدپرس در کابل با شهروندانی گفت‌وگو کرده‌است که می‌گویند پس از دهه‌ها جنگ، امنیت بیشتر شده است، اما اکنون خواستار کار، آموزش و فرصت‌های اقتصادی‌اند.

طالبان نیز در گفت‌وگو با آسوشیتدپرس، امنیت، ثبات ارزش پول، بهبود زیربناها و ایجاد پارک‌های صنعتی را از دستاوردهای پنج سال گذشته خوانده است. با این حال، مقام طالبان که با این خبرگزاری گفت‌وگو کرده، به پرسش درباره بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها به روی زنان و دختران پاسخ مشخصی نداده است.

روزنامه ولت آلمان تقریبا همین تناقض را برجسته کرده است.

این روزنامه نوشته افغانستان از نظر جنگ و انفجار امن‌تر شده، اما در شاخص‌های انسانی، تغذیه، حقوق زنان و مشارکت اجتماعی به سمت دیگری رفته است.

ولت بحران سوءتغذیه، فقر، بازگشت میلیون‌ها مهاجر و محدودیت شدید آزادی رسانه‌ها را در کنار بهبود وضعیت امنیتی قرار داده است.

تایمز لندن نیز در گزارش انتونی لوید، خبرنگاری که پنج سال بعد دوباره به افغانستان برگشته، از افزایش فقر، انزوای کشور و محدودترشدن زندگی زنان نوشته است. روایت او نشان می‌دهد که امید اولیه بخشی از مردم به ثبات، در بسیاری موارد جای خود را به دشواری اقتصادی و سرخوردگی داده است.

نشریه لارازون اسپانیا این وضعیت را با عنوان «پنج سال آزمایش اقتصادی طالبان» بررسی کرده و نتیجه را در یک تضاد خلاصه کرده است: دولت بیشتر، اما رفاه و حقوق کمتر.

ان‌او‌اس هالند به تلاش طالبان برای معرفی افغانستان به عنوان مقصد گردشگری پرداخته و نوشته طالبان می‌کوشد تصویر کشوری امن و مهمان‌نواز را به گردشگران خارجی نشان دهد.

تلویزیون عمومی سویدن نیز در آستانه سالگرد، داستان چهار خبرنگار زن افغان را برجسته کرده است. مونس برتاس، فیلم‌ساز سویدنی، از سال ۲۰۱۹ زندگی این چهار خبرنگار در کابل را دنبال کرده و مستند او در ۱۵ آگست منتشر می‌شود.

برتاس گفته افغانستان در سال‌های اخیر از توجه جهانی دور شده و امیدوار است این فیلم نگاه‌ها را دوباره به این کشور برگرداند.

رسانه‌های مختلف پذیرفته‌اند که جنگ کاهش یافته، طالبان توانسته ساختار قدرت خود را حفظ کند و پیش‌بینی فروپاشی سریع آن درست از آب درنیامده است. در مقابل، زنان و دختران با محدودیت‌های گسترده‌تر روبه‌رو شده‌اند، بحران آموزش و فقر ادامه دارد و انزوای افغانستان روز به روز بیشتر می‌شود.

عبیدالله بحیر: سیاست امریکا با واقعیت امروز افغانستان سازگار نیست

عبیدالله بحیر، استاد دانشگاه و مدافع آموزش زنان و دختران، در یادداشتی در نیویورک‌تایمز با عنوان «سیاست امریکا در قبال افغانستان یادگار گذشته است» نوشته است که پنج سال پس از پایان جنگ، سیاست غرب هنوز با واقعیت افغانستان امروز سازگار نشده است.

بحیر روایت خود را با دیدن یک سرباز پیشین نظام جمهوری و یک مقام طالبان در یک تعمیرگاه موتر آغاز کرده است. دو مردی که پنج سال پیش ممکن بود در میدان جنگ روبه‌روی هم قرار گیرند، اکنون درباره مشکل یک موتر با یکدیگر صحبت می‌کنند.

او این صحنه را نشانه افغانستانی می‌داند که جنگ در آن پایان یافته و مردم در حال سازگارشدن با وضعیت تازه و ساختن زندگی خود هستند.

بحیر در مقابل، سیاست امریکا را نقد کرده است. او به مسدود ماندن میلیاردها دالر از ذخایر افغانستان، محدودیت‌های بانکی، کاهش شدید کمک‌های بین‌المللی و توقف کامل کمک‌های امریکا در داخل افغانستان از سال ۲۰۲۵ اشاره کرده و استدلال کرده است که سیاست واشنگتن از تحولات داخل افغانستان عقب مانده است.

وزیر عدلیه طالبان به تصرف خانه‌های خالی در شهرک هزاره‌نشین دستور داد

۲۳ اسد ۱۴۰۵، ۱۴:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

باشندگان شهرک امید سبز در غرب کابل می‌گویند که کارمندان وزارت عدلیه طالبان در روزهای اخیر فشارها بر ساکنان این شهرک را افزایش داده و در مواردی خانه‌های خالی متعلق به شهروندان را تصرف کرده‌اند.

مصادره همزمان شهرک امید سبز در کابل و نوآباد غزنی که عمدتا هزاره‌نشین هستند به نگرانی‌ها درباره کوچ اجباری و تصرف زمین‌های این بخشی از جامعه دامن زده است.

ساکنان این دو شهرک و همچنین فعالان اجتماعی و سیاسی می‌گویند که طالبان به طور سیستماتیک در پی تصرف زمین‌های هزاره‌ها و کوچ اجباری شیعیان افغانستان هستند. آنها استدلال می‌کنند که شهرک‌های زیادی در مناطق مختلف ساخته شده اما طالبان به گونه هدفمند زیر عنوان مالکیت دولتی، زمین‌های هزاره‌ها را تصرف می‌کنند، اقدامی که در صورت تحقق منجر به آوارگی هزاران خانواده خواهد شد.

به گفته منابع، افراد طالبان در شهرک امید سبز خانه‌های خالی را شناسایی کرده و در شماری از موارد با تهدید و اعمال فشار، کنترول این خانه‌ها را در دست گرفته و افرادی را که خود را اعضای طالبان معرفی می‌کنند، در آن‌ها جابه‌جا کرده‌اند.

  • خشم مردم از دستور وزیر عدلیه طالبان برای تخلیه شهرک نوآباد غزنی

    خشم مردم از دستور وزیر عدلیه طالبان برای تخلیه شهرک نوآباد غزنی

طالبان در غزنی نیز یک هفته به ساکنان شهرک نوآباد مهلت داده است منطقه را تخلیه کنند؛ ضرب‌الاجلی که منجر به نگرانی گسترده ساکنان این منطقه هزاره‌نشین شده است.

منابع می‌گویند که روند شناسایی و بررسی خانه‌ها در بخش‌های مختلف شهرک امید سبز ادامه دارد و برخی مالکان از بیم بازداشت یا برخورد طالبان از صحبت علنی در این مورد خودداری می‌کنند. آنان مدعی‌اند که شماری از مالکان نیز با تهدید به زندان و حتی مرگ روبه‌رو شده‌اند.

به گفته این دو باشنده، وزارت عدلیه طالبان هم‌زمان کمیسیونی را در ساختمانی مستقر کرده که پیش از این از دفترهای غلغله گروپ، مربوط به محمدنبی خلیلی، مالک شهرک امید سبز بوده است.

این منابع می‌گویند کمیسیون موظف شده خانه‌ها و مالکان آن‌ها را شناسایی و کرایه خانه‌هایی را که در اختیار کرایه‌نشینان است، جمع‌آوری کند. به گفته آنان، شماری از افرادی که در روند تصرف خانه‌های خالی نقش دارند نیز با این کمیسیون همکاری می‌کنند.

گزارش‌های جداگانه نیز نشان می‌دهد که پس از پایان مهلت تعیین‌شده برای تخلیه شهرک، وزارت عدلیه طالبان به کرایه‌نشینان گفته است کرایه خانه‌های خود را به این وزارت بپردازند، نه به مالکان اصلی.

در غزنی نیز در پی دستور وزیر عدلیه طالبان و تعیین ضرب‌الاجل یک هفته‌ای برای تخلیه شهرک نوآباد غزنی، ساکنان این شهرک این اقدام را کوچ اجباری دانستند.

نمایندگان این شهرک در روزهای اخیر برای دادخواهی به قندهار رفتند و قرار است در هفته آینده در کابل با رئیس‌وزرای طالبان دیدار کنند. این تلاش‌ها تاکنون بی‌نتیجه بوده است.

پیش از آن نیز به مالکان گفته شده بود که حق کرایه‌دادن خانه‌های‌شان یا دریافت کرایه را ندارند.
وزارت عدلیه طالبان پیش از این بر اجرای حکم محکمه درباره «امارتی» بودن زمین‌های شهرک تأکید کرده است.

  • طالبان به ساکنان شهرک «امید سبز» دستور داد خانه‌های خود را تخلیه کنند

    طالبان به ساکنان شهرک «امید سبز» دستور داد خانه‌های خود را تخلیه کنند

عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان و رئیس کمیسیون جلوگیری از غصب زمین، پیشتر گفته بود که پس از صدور حکم محکمه درباره «امارتی» بودن زمین، کمیسیون از نظر این گروه «قانوناً و شرعاً» مکلف به اجرای آن است.

شهرک امید سبز در غرب کابل و در محدوده نواحی ششم و سیزدهم شهر موقعیت دارد. این شهرک پس از سال ۲۰۰۱ ایجاد شد و طی بیش از دو دهه به یکی از مناطق بزرگ مسکونی در غرب کابل تبدیل شده است.

100%

اختلاف بر سر مالکیت زمین‌های این شهرک دست‌کم از سال ۲۰۲۴ وجود دارد. در ۲۶ اپریل ۲۰۲۶، وزارت عدلیه طالبان اعلام کرد که محکمه اختصاصی بیش از یک‌هزار و ۵۰۷ جریب زمین شهرک امید سبز را «امارتی» تشخیص داده است.

براساس توضیح این وزارت، زمین‌های مورد مناقشه در پنج قطعه کادستری به نام دولت ثبت بوده و به فرد یا نهاد دیگری انتقال داده نشده است.

اعلام این تصمیم نگرانی گسترده‌ای را در میان باشندگان شهرک ایجاد کرد. شماری از ساکنان می‌گویند اسناد شرعی و قانونی مالکیت خانه‌ها و جایدادهای‌شان را در اختیار دارند و خواهان بررسی دوباره و شفاف این اسناد هستند.

محمدنبی خلیلی، مالک شهرک امید سبز، نیز از طالبان خواسته است تصمیم مربوط به مصادره و تخلیه این شهرک را بازنگری کند. او گفته است شهرک امید سبز بر اساس اسناد شرعی، مدارک رسمی مالکیت و مجوزهای قانونی ساخته شده و پرونده آن باید به‌گونه بی‌طرفانه بررسی شود.

در همین حال، طالبان در ماه می ۲۰۲۶ قانونی را درباره زمین‌های دولتی منتشر کرد که براساس آن، زمین شهرک‌هایی که از سوی نهادهای این گروه «امارتی» تشخیص داده شوند، در شرایط مشخص می‌تواند در بدل پرداخت پول به متصرفان یا باشندگان فعلی واگذار شود.

این قانون برای نحوه توزیع، فروش و مدیریت زمین‌هایی که طالبان آن‌ها را دولتی می‌داند، مقررات تازه‌ای تعیین کرده است.