رواداری:پس از سلطه دوباره طالبان نزدیک به ۷ هزار غیرنظامی در افغانستان کشته و زخمی شدهاند
سازمان حقوق بشری رواداری میگوید در پنج سال گذشته، نقض حقوق بشر و سرکوب شهروندان در افغانستان بهگونه گسترده ادامه داشته است. این سازمان بر اساس یافتههای خود میگوید از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵، دستکم ۶ هزار و ۹۲۹ غیرنظامی در رویدادهای مختلف کشته یا زخمی شدهاند.
سازمان رواداری روز جمعه، سازمان رواداری روز شنبه، ۲۳ اسد، به مناسبت پنجمین سالگرد تسلط طالبان، با انتشار گزارشی گفت که این رویدادها شامل قتلهای هدفمند، مرموز و فراقضایی، حملات انفجاری و انتحاری، انفجار مهمات باقیمانده از جنگ و حملات نظامی پاکستان بوده است.
بر اساس این گزارش، در همین مدت دستکم ۳۹۹ کارمند حکومت پیشین و اعضای خانوادههای آنان، بهگونه هدفمند، مرموز و فراقضایی، توسط طالبان و افراد مسلح ناشناس کشته شدهاند.
این سازمان همچنین گفته است که دستکم ۴۷ معترض، از جمله هشت زن، به دلیل برگزاری یا شرکت در تجمعات اعتراضی مسالمتآمیز علیه طالبان کشته شدهاند.
رواداری از بازداشتهای خودسرانه نیز بهعنوان یکی از موارد گسترده نقض حقوق بشر در پنج سال گذشته یاد کرده است. بر اساس یافتههای این سازمان، از آگست ۲۰۲۱ تا پایان سال ۲۰۲۵، دستکم ۶۰۴۳ شهروند افغانستان، از جمله ۷۸ زن معترض، عمدتاً توسط استخبارات و اداره امر به معروف طالبان، بهگونه غیرقانونی و خودسرانه بازداشت شدهاند.
در میان این بازداشتشدگان، دستکم ۶۴۶ کارمند حکومت پیشین، ۶۴۳ فعال مدنی، خبرنگار و مدافع حقوق بشر و ۱۳۶۶ نفر نیز به اتهام همکاری، عضویت یا ارتباط با گروههای مخالف طالبان بازداشت شدهاند.
رواداری میگوید در این مدت، دستکم ۵۱ زندانی در پی شکنجه شدید در بازداشتگاههای طالبان جان باخته و ۱۷۱ نفر دیگر نیز بهگونه اجباری ناپدید شدهاند.
این سازمان همچنین اعلام کرده است که دادگاههای طالبان در پنج سال گذشته، دستکم ۲ هزار و ۴۲۳ نفر را به اتهامهای مختلف، به شیوههایی که رواداری آن را فراقانونی، ظالمانه و غیرانسانی خوانده، مجازات کردهاند. این مجازاتها شامل اعدام و قصاص در ملاءعام، شلاق و سیاهکردن صورت متهمان بوده است.
در این گزارش، محرومیت زنان و دختران از آموزش و کار، حذف آنان از عرصههای عمومی، سرکوب آزادی بیان و رسانهها و وضع قوانین و مقررات محدودکننده، از دیگر موارد نقض حقوق بشر عنوان شده است.
رواداری مشخصاً از «قانون امر به معروف و نهی از منکر» و «اصولنامه جزایی» طالبان بهعنوان اقداماتی یاد کرده که به گفته این سازمان، محدودیت بر آزادیهای اساسی و سرکوب شهروندان را تشدید کرده است.
با این حال، این سازمان تأکید کرده است که در کنار سرکوب گسترده، مقاومت مدنی و دادخواهی زنان، فعالان مدنی، مدافعان حقوق بشر، خبرنگاران و دیگر شهروندان افغانستان در داخل و خارج از کشور ادامه داشته است.
رواداری گفته است که مستندسازی نقض حقوق بشر و پیگیری مطالبات قربانیان برای تحقق عدالت و پاسخگو ساختن عاملان این نقضها را ادامه خواهد داد.اسد، به مناسبت پنجمین سالگرد تسلط طالبان، با انتشار گزارشی گفت که این رویدادها شامل قتلهای هدفمند، مرموز و فراقضایی، حملات انفجاری و انتحاری، انفجار مهمات باقیمانده از جنگ و حملات نظامی پاکستان بوده است.
بر اساس این گزارش، در همین مدت دستکم ۳۹۹ کارمند حکومت پیشین و اعضای خانوادههای آنان، بهگونه هدفمند، مرموز و فراقضایی، توسط طالبان و افراد مسلح ناشناس کشته شدهاند.
این سازمان همچنین گفته است که دستکم ۴۷ معترض، از جمله هشت زن، به دلیل برگزاری یا شرکت در تجمعات اعتراضی مسالمتآمیز علیه طالبان کشته شدهاند.
رواداری از بازداشتهای خودسرانه نیز بهعنوان یکی از موارد گسترده نقض حقوق بشر در پنج سال گذشته یاد کرده است. بر اساس یافتههای این سازمان، از آگست ۲۰۲۱ تا پایان سال ۲۰۲۵، دستکم ۶۰۴۳ شهروند افغانستان، از جمله ۷۸ زن معترض، عمدتاً توسط استخبارات و اداره امر به معروف طالبان، بهگونه غیرقانونی و خودسرانه بازداشت شدهاند.
در میان این بازداشتشدگان، دستکم ۶۴۶ کارمند حکومت پیشین، ۶۴۳ فعال مدنی، خبرنگار و مدافع حقوق بشر و ۱۳۶۶ نفر نیز به اتهام همکاری، عضویت یا ارتباط با گروههای مخالف طالبان بازداشت شدهاند.
رواداری میگوید در این مدت، دستکم ۵۱ زندانی در پی شکنجه شدید در بازداشتگاههای طالبان جان باخته و ۱۷۱ نفر دیگر نیز بهگونه اجباری ناپدید شدهاند.
این سازمان همچنین اعلام کرده است که دادگاههای طالبان در پنج سال گذشته، دستکم ۲ هزار و ۴۲۳ نفر را به اتهامهای مختلف، به شیوههایی که رواداری آن را فراقانونی، ظالمانه و غیرانسانی خوانده، مجازات کردهاند. این مجازاتها شامل اعدام و قصاص در ملاءعام، شلاق و سیاهکردن صورت متهمان بوده است.
در این گزارش، محرومیت زنان و دختران از آموزش و کار، حذف آنان از عرصههای عمومی، سرکوب آزادی بیان و رسانهها و وضع قوانین و مقررات محدودکننده، از دیگر موارد نقض حقوق بشر عنوان شده است.
رواداری مشخصاً از «قانون امر به معروف و نهی از منکر» و «اصولنامه جزایی» طالبان بهعنوان اقداماتی یاد کرده که به گفته این سازمان، محدودیت بر آزادیهای اساسی و سرکوب شهروندان را تشدید کرده است.
با این حال، این سازمان تأکید کرده است که در کنار سرکوب گسترده، مقاومت مدنی و دادخواهی زنان، فعالان مدنی، مدافعان حقوق بشر، خبرنگاران و دیگر شهروندان افغانستان در داخل و خارج از کشور ادامه داشته است.
رواداری گفته است که مستندسازی نقض حقوق بشر و پیگیری مطالبات قربانیان برای تحقق عدالت و پاسخگو ساختن عاملان این نقضها را ادامه خواهد داد.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان در گفتوگو با نیویارکتایمز اعلام کرد ایالات متحده میتواند سفارت خود را در کابل بازگشایی کند و حضور دیپلماتیک داشته باشد.
در این گزارش که روز جمعه ۲۳ اسد منتشر شده، آمده است که امیرخان متقی همچنین از امریکا خواست در ذخایر عظیم معدنی، سدها و جادههای افغانستان سرمایهگذاری کند؛ پروژههایی که سه دولت متوالی در امریکا و متحدانشان میلیاردها دالر صرف توسعه آنها کردند و شورشیان طالبان دو دهه تلاش کردند تا آنها را از بین ببرند.
تلاش کابل برای خروج از انزوا و دیپلماسی منطقهای
پنج سال پس از خروج نیروهای امریکایی، حکومت طالبان بار دیگر از واشنگتن دعوت کرده تا با دیپلماتها و سرمایههای اقتصادی به افغانستان بازگردد. امیرخان متقی در این گفتوگو تأکید کرد: «ما فصل جنگ را پایانیافته میدانیم و خواهان روابط بر پایه احترام متقابل و آغاز فصل تازهای از تعامل مثبت هستیم.»
طالبان طی یک سال گذشته تلاشهای متعددی برای خروج از انزوای بینالمللی انجام دادهاند؛ از جمله امضای شراکت دفاعی با روسیه، سفر به کشورهای خلیج فارس، دیدار با احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، و عقد دهها توافق تجاری با همسایگان آسیای مرکزی و هند. این تحرکات پس از آن شدت گرفت که پاکستان مرزهای تجاری خود را به دلیل نگرانیهای امنیتی بست و اوایل امسال نیز حملاتی هوایی به داخل خاک افغانستان انجام داد.
پاسخ منفی واشنگتن، موانع حقوقی و تنشهای موکولشده
با وجود تمایل طالبان، وزارت امور خارجه امریکا در پاسخی مکتوب احتمال عادیسازی روابط را رد کرده و طالبان را به عدم پایبندی به تعهدات ضدتروریستی متهم نموده است. علاوه بر این، دیوان کیفری بینالمللی برای ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، به اتهام جنایت علیه بشریت به دلیل آزار و سرکوب زنان حکم بازداشت صادر کرده و میلیاردها دالر از داراییهای بانک مرکزی افغانستان همچنان در امریکا بلوکه است.
دولت ترامپ نیز اقدامات سختگیرانهتری علیه طالبان اتخاذ کرده؛ از جمله تعلیق صدور ویزا، ممنوعیت ورود شهروندان افغان به امریکا، قرار دادن طالبان در فهرست دولتهای حامی بازداشتهای غیرقانونی و همچنین نزدیکی بیشتر به پاکستان و افزایش فشار بر ایران (از شرکای باثبات طالبان). در مقابل، طالبان نیز درخواستهای ترامپ مبنی بر واگذاری مجدد کنترول پایگاه بگرام، تحویل سلاحهای جامانده امریکایی و آزادی زندانی امریکایی را رد کردهاند. متقی در این باره گفت: «هیچ افغانی حضور نظامی کشور دیگری را در خاک خود تحمل نمیکند.»
رقابت با چین و روسیه بر سر معادن و چالشهای اقتصادی
برخی دیپلماتها و کارشناسان امریکایی، مانند رابین رافل و مایکل کوگلمن، معتقدند پیشنهاد سرمایهگذاری در ذخایر دستنخورده لیتیوم، مس و سنگآهن افغانستان میتواند برای ترامپ جذاب باشد و انگیزهای برای مقابله با نفوذ روزافزون چین و روسیه در منطقه ایجاد کند. با این حال، سابقه امریکا در این حوزه درخشان نیست؛ طبق گزارش نهاد بازرسی سیگار، امریکا بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱ نزدیک به یک میلیارد دالر صرف صنایع معدنی افغانستان کرد اما به هیچ پیشرفت ملموسی نرسید. در حال حاضر شرکتهایی از چین، ایران و قطر قراردادهای استخراج معادن را در دست دارند.
از سویی دیگر، افغانستان با بحران شدید انسانی روبرو است؛ طبق آمار سازمان ملل، نیمی از جمعیت ۴۵ میلیونی کشور به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و بازگشت بیش از چهار میلیون افغان از پاکستان و ایران از اوایل سال ۲۰۲۵، فشار اقتصادی را چندبرابر کرده است.
گفتوگوهای مهاجرتی با اروپا و بنبست سیاستهای داخلی
در بعد بینالمللی، هیئتی پنجنفره از دیپلماتهای افغان در ماه جون گذشته در بروکسل با بیش از ۲۰ دیپلمات از ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا درباره بازگرداندن پناهجویان ردشده و مجرمان مذاکره کردند. به گفته دیپلماتهای افغان، «تابوی گفتوگو با طالبان در اروپا شکسته شده است»، اگرچه هیچ کشور اروپایی هنوز حکومت آنان را به رسمیت نشناخته است.
با وجود این تحرکات، امیرخان متقی در پاسخ به پرسشی درباره منع تحصیل زنان و دختران، مجدداً آن را «موقتی» خواند. اما تحلیلگران تأکید میکنند تا زمانی که طالبان در سیاستهای افراطی خود که مستقیما از قندهار دیکته میشود، تجدیدنظر نکنند، خروج کامل از انزوای بینالمللی رخ نخواهد داد.
یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، روز جمعه هشدار داد که نیروهای دفاعی این گروه برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی آمادهاند و به هیچ طرفی اجازه نخواهند داد امنیت افغانستان را مختل کند. او گفت در برابر هر اقدام «تجاوزکارانه» پاکستان علیه خاک افغانستان، «پاسخ حسابشده» خواهند داد.
یعقوب مجاهد در گفتوگو با تلویزیون ملی تحت کنترل طالبان، به مناسبت پنجمین سالگرد بازگشت این گروه به قدرت، پاکستان را متهم کرد که افراد «مخرب»، بهویژه اعضای داعش، را در امتداد خط دیورند و شهرهای بزرگ این کشور برای انجام فعالیت علیه افغانستان تجهیز و تمویل میکند.
مجاهد گفت که از «خواستههای بیجای» پاکستان چنین برمیآید که این کشور امنیت و پیشرفت افغانستان را تهدیدی علیه خود میداند.
او بدون اشاره به کشور و یا گروه خاصی ادعا کرد که برخی کشورها و حلقات، با انگیزههای شخصی، درباره حضور گروههای مخالف طالبان در افغانستان «ادعاهای نادرست» مطرح میکنند.
با اینحال، وزیر دفاع طالبان تصریح کرد که حکومت این گروه خواهان ادامه تنشهای منطقهای نیست و از حل اختلافات از راه گفتوگو حمایت میکند.
مجاهد همچنین گفت که طالبان تجهیزات و امکانات مورد نیاز یک ارتش را در اختیار دارد و شمار نیروهای اردوی این گروه در حال حاضر به حدود ۱۵۰ هزار نفر میرسد. او افزود که افغانستان ممکن است به دو تا سه برابر این شمار نیرو نیاز داشته باشد.
وزیر دفاع طالبان در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد که «امنیت سراسری» در افغانستان تأمین شده و طالبان برای رسیدگی به مشکلات اقتصادی مردم نیز برنامه دارد.
این اظهارات مقام طالبان با گزارشهای مستند بینالمللی در تضاد قرار دارد؛ چنانچه گزارشهای سازمان ملل از تداوم بحران شدید معیشتی در افغانستان حکایت دارد. بر اساس برآورد سازمان ملل، در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۷.۴ میلیون افغان با ناامنی حاد غذایی روبهرو هستند که ۴.۷ میلیون نفر آنان در مرحله اضطراری قرار دارند.
مزید بر آن، گزارشهای نهادهای بینالمللی ادعای طالبان مبنی بر تامین «امنیت سراسری» را نیز به چالش میکشد. پیشتر تیم تحلیل و نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل در گزارش تازهای هشدار داد که افغانستان بار دیگر به پناهگاهی برای گروههای تروریستی تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، تهدیدهای تروریستی ناشی از افغانستان در مجموع تقریباً بدون تغییر باقی مانده و گروههای مختلف در این کشور همچنان امنیت پاکستان، چین و کشورهای آسیای مرکزی را تهدید میکنند.
مزید بر آن، در ماههای اخیر فعالیت گروههای مسلح مخالف طالبان در بخشهایی از افغانستان افزایش یافته و از درگیریهای مسلحانه در شماری از ولایتها گزارش شده است.
در تازهترین مورد، جمعهخان فاتح، فرمانده ناراضی طالبان در بدخشان، از چهار روز به اینسو با نیروهای طالبان در منطقه درگیر است.
همزمان، جبهه آزادی افغانستان، سپاهیان میهن، جبهه متحد افغانستان و جبهه مقاومت ملی نیز از افزایش عملیات خود علیه اهداف طالبان خبر دادهاند.
شماری از سیاستمداران سویدنی از همکاری حکومت این کشور با طالبان برای اخراج پناهجویان افغان انتقاد کرده و هشدار دادهاند که چنین تعاملاتی میتواند به مشروعیتبخشی به رژیم طالبان منجر شود.
در اوایل ماه سرطان سال جاری، هیئت طالبان، اتحادیه اروپا و سویدن در مکانی محرمانه در بروکسل دیدار کردند تا درباره راههای تسهیل پناهجویان افغان از اروپا به افغانستان گفتوگو کنند.
این نخستینبار پس از تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱ بود که اتحادیه اروپا یک هیئت رسمی طالبان را در بروکسل پذیرفت. سویدن ریاست مشترک این نشست را بر عهده داشت و به گفته نویسندگان این مقاله، «یکی از جدیترین حامیان برگزاری این گفتوگوها بود.»
یعقوب ریسبرگ، سخنگوی سیاست خارجی حزب محیطزیست سویدن، گورگین باکرچیاوغلو، نامزد حزب محیطزیست برای پارلمان سویدن و نسیبه دیتبار، عضو حزب محیطزیست سویدن، در این مقاله مشترک نسبت به پیامدهای «جبرانناپذیر» همکاری سویدن با طالبان هشدار دادهاند.
نویسندگان مقاله همچنین ادعای وزیر مهاجرت سویدن مبنی بر «فنی» بودن گفتوگوها را رد کرده و گفتهاند که طالبان این نشست را «تاریخی» خوانده و موضوعاتی مانند حضور دیپلوماتیک، خدمات قنسولی و اقدامات اعتمادساز را نیز در آن مطرح کردهاند.
آنان هشدار دادهاند که همکاری برای اخراج افغانها تنها به مجرمان و افراد دارای تهدید امنیتی محدود نمیشود و میتواند شامل افرادی نیز شود که مرتکب جرمی نشدهاند، اما درخواست پناهندگیشان در سویدن رد شده است.
نویسندگان گفتهاند که زنان و دختران در افغانستان تحت کنترول طالبان با «سرکوب سیستماتیک جنسیتی» مواجهاند و مسیحیان، منتقدان طالبان، خبرنگاران، مدافعان حقوق بشر و افرادی که «غربزده» تلقی میشوند نیز با خطر بازداشت، شکنجه و مرگ روبهرو هستند.
این سیاستمداران سویدنی همچنین به مشروعیتدهی طالبان به ازدواج کودکان نیز اشاره کرده و گفتهاند که این اقدام طالبان بیش از پیش زنان و دختران را از حق تعیین سرنوشت محروم کرده است.
آنان با برشماری چالشهای فوق در حاکمیت طالبان گفتهاند که برخلاف ادعای وزیر مهاجرت سویدن، این دیدار و گفتوگوها «چندان فنی به نظر نمیرسد.»
آنان سیاست حکومت سویدن را «زنجیرهای مرگبار» توصیف کردهاند که از رد یک درخواست پناهندگی آغاز میشود و در نهایت میتواند به سپردن فرد به همان رژیمی منجر شود که از آن گریخته است.
اعضای حزب محیطزیست سویدن از حکومت این کشور خواستهاند تا فورا همکاری با طالبان در زمینه اخراج اجباری افراد را متوقف کند. هیچ بودجه کمکهای انکشافی یا پرداخت دیگری در بدل پذیرش افراد اخراجشده در اختیار رژیم طالبان قرار نگیرد.
آنان همچنین خواستار توقف اخراج افراد به افغانستان و بازنگری در پرونده پناهندگی افراد متعلق به گروههای آسیبپذیر شدهاند.
در پایان مقاله آمده است: «سویدن نباید به طالبان کمک کند تا به کسانی که از این کشور گریختهاند دسترسی پیدا کنند. ما باید از افراد تحت تعقیب حمایت کنیم، نه اینکه به آزارگران آنان مشروعیت بدهیم.»
دستکم ۵۶ کشور عضو سازمان ملل در بیانیهای مشترک، خواستار لغو فوری فرامین و سیاستهای تبعیضآمیز طالبان علیه مردم افغانستان، بهویژه زنان و دختران، شدند.
آنان بر احیای حق آموزش زنان و دختران و تضمین مشارکت کامل، برابر و معنادار زنان در تمامی عرصههای جامعه تأکید کردند.
کریستینا مارکوس لاسن، نماینده دنمارک در سازمان ملل متحد، روز جمعه، ۲۳ اسد، همزمان با پنجمین سالگرد تسلط طالبان بر افغانستان، بیانیه مشترک ۵۶ کشور را به خوانش گرفت.
در این بیانیه آمده است که این کشورها تعهد خود را برای حفظ افغانستان در صدر دستور کار بینالمللی، همکاری از طریق سازمان ملل متحد و حمایت از مردم افغانستان تجدید میکنند.
کشورهای امضاکننده این بیانیه همچنین از طالبان خواستهاند تمامی فرامین و سیاستهای تبعیضآمیز خود را علیه زنان و دختران لغو و به حقوق بشر و آزادیهای اساسی مردم افغانستان احترام بگذارد.
پیش از این، ۲۴ گزارشگر ویژه و کارشناس سازمان ملل اعلام کردند که سرکوب سازمانیافته زنان و دختران در حاکمیت طالبان مصداق «آپارتاید جنسیتی» است و از کشورها خواستهاند برای بهرسمیتشناختن آن بهعنوان یک جنایت مستقل علیه بشریت حمایت کنند.
نمایندگی دنمارک در سازمان ملل نیز در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس، بر تعهد این کشور برای در اولویت نگهداشتن افغانستان در دستور کار جامعه جهانی تاکید کرد.
در این یادداشت آمده است که کپنهاگ به حمایت از مردم افغانستان از طریق سازمان ملل ادامه خواهد داد.
نمایندگی بریتانیا در سازمان ملل نیز نوشته است که طالبان باید به نقض حقوق بشر از جمله «سرکوب وحشیانه زنان و دختران»، پایان دهد.
سویدن، لاتویا، لیتوانیا و شماری از کشورهای دیگر نیز این بیانیه را در صفحات خود در اکس بازنشر کردند و بر ضرورت پایان دادن به سیاستهای محدودکننده طالبان علیه شهروندان افغانستان تاکید کردند.
نمایندگی سویدن در سازمان ملل نوشت: «افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن دختران از تحصیل در دورههای متوسطه و آموزش عالی منع شدهاند.» سویدن همچنین بر ادامه حمایت از مردم افغانستان تاکید کرده است.
این کشورها در پنج سال گذشته بارها از تداوم نقض حقوق بشر در افغانستان، بهویژه سرکوب و محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران، ابراز نگرانی کرده و از طالبان خواستهاند این سیاستها و فرامین تبعیضآمیز را لغو کنند.
با این حال، طالبان در این مدت از موضع خود عقبنشینی نکرده و در واکنش به انتقادهای بینالمللی، بارها از کشورها خواسته است از آنچه «مداخله در امور داخلی افغانستان» میخواند، خودداری کنند.
عطامحمد نور، رهبر یک شاخه حزب جمعیت اسلامی در گفتوگوی ویژهای با رادیوی افغانستان اینترنشنال چشمدیدهای خود را از آخرین روزهای جمهوریت در بلخ روایت میکند.
عطامحمد نور سقوط بلخ را نتیجه مجموعهای از عوامل نظامی و مدیریتی میداند. به گفته او، تخلیه برخی ولسوالیها از سوی نیروهای ارتش، از جمله ولسوالی شولگره، باعث تضعیف خطوط دفاعی شد و با سقوط پیدرپی ولسوالیها، مزارشریف در محاصره قرار گرفت.
او همچنین میگوید نیروهای مردمی آمادگی جنگ داشتند، اما بدون پشتیبانی و هماهنگی نیروهای امنیتی نمیتوانستند مقاومت مؤثری داشته باشند. آقای نور گفت حکومت مرکزی نخست از کمک به نیروهای مردمی خودداری کرد و دو روز مانده به سقوط، مقداری سلاح بدون مهمات به نیروهای تحت امر او و مارشال عبدالرشید دوستم ارسال کرد.
آقای نور همچنین اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین را متهم میکند که درخواستهای مکرر او برای تجهیز نیروهای مردمی و حمایت از فرماندهان جهادی را قبول نکرد. به گفته او، امرالله صالح، معاون اول رئیسجمهور، در شدیدترین روزهای جنگ تصور میکرد رهبران سیاسی و جهادی به دنبال منافع خود و «قهرمان شدن» هستند و از این رو، مانع تلاشهای آنان برای مقابله با طالبان شد.
چرا جمهوریت سقوط کرد؟
آقای نور معتقد است که سقوط از «بیکفایتی» رهبرانی شروع شد که نیروهای امنیتی را ترغیب میکردند علیه طالبان عملیات نظامی نکنند.
والی سابق بلخ میگوید رؤسایجمهور پیشین افغانستان جلوی عملیات نظامی علیه طالبان را میگرفتند و «دست نیروهای امنیتی را در زدن طالبان بسته بودند». او همچنین معتقد است برای انتقال جنگ به شمال افغانستان، «تروریستان» شبانه با هلیکوپتر به ولایتهای شمالی منتقل میشدند و «این برنامه بهطور برنامهریزی شده از قبل شروع شده بود».
این چهره سیاسی حزب جمعیت اسلامی از آزادی «هزاران نیروی طالبان» در دوره اشرف غنی و حامد کرزی نیز انتقاد میکند و میگوید رهایی آنان از زندان سبب تقویت طالبان در خط جنگ شد.
به گفته نور، «عدم مشروعیت حکومت اشرف غنی با کمتر از یک میلیون رای» نیز یکی از عواملی بود که پایههای حکومت را تضعیف کرد. کاهش حمایت نیروهای امریکایی، افزایش تلفات و پایینآمدن سطح جلب و جذب، به باور او، توان نیروهای امنیتی را بیشتر کاهش داد.
نور میگوید قوای هوایی افغانستان به کمک امریکا وابسته بود و دولت به خودکفایی و تقویت این نیرو توجه کافی نکرد. او همچنین قومی و سیاسیشدن ارتش در دوره اشرف غنی را از عوامل تضعیف آن میداند.
بلخ چگونه سقوط کرد
اما آنچه نور در سطح فرماندهی و سیاست میدید، در خط نخست شکل دیگری داشت. داکتر نعمان، یکی از فرماندهان نیروهای محلی عطامحمد نور، از درون جبهه روایت میکند؛ از روزهایی که نیروها میجنگیدند، پیشروی میکردند و سپس با دستورهایی روبهرو میشدند که مسیر جنگ را تغییر میداد.
یک هفته پیش از سقوط مزارشریف، در ۱۶ اسد ۱۴۰۰، شبرغان سقوط کرد و جنگ به بلخ نزدیکتر شد. یارمحمد دوستم، پسر عبدالرشید دوستم، پیش از سقوط شبرغان ماهها در برابر طالبان مقاومت کرده بود، اما نیروهایش در برابر پیشروی طالبان شکست خوردند و سقوط مرکز جوزجان، فشار جنگ بر بلخ را بیشتر کرد.
در مزارشریف، حضور عبدالرشید دوستم، محمد محقق و عطامحمد نور، سه چهره مهم سیاسی و نظامی شمال، هنوز این امید را زنده نگه داشته بود که شهر به آسانی سقوط نخواهد کرد.
در همین روزها، داکتر نعمان، پزشکی جوان، به دلیل پیشروی طالبان و پیشینه جنگی خانوادهاش به نیروهای عطامحمد نور پیوست. پدرش، خانقمندان، از فرماندهان جهادی و پولیس محلی در ولسوالی فیضآباد جوزجان بود و سالها در برابر طالبان جنگیده بود. پدر و برادر نعمان دو سال پیش از سقوط بلخ در نبرد با طالبان در آقچه و فیضآباد کشته شدند و او که در مزارشریف طبابت میکرد، در ماههای پایانی جمهوریت جای پدر را در کنار نیروهای محلی عطامحمد نور گرفت.
نعمان پیش از فرماندهشدن، آخر هفتهها از مزار به قریه میرفت تا بیماران را معاینه و تداوی کند. خودش میگوید تا نزدیکشدن طالبان به شبرغان سلاح به دست نگرفته بود، اما در دو سه ماه پایانی، هر جا که نور او را میفرستاد، راهی جبهه میشد؛ از فیضآباد و محورهای اطراف آن تا شورتپه و سرانجام لنگرخانه که آخرین شبهای جنگ را در آن گذراند.
هر پیشروی، یک دستور توقف
آنچه نعمان از خط نخست به یاد دارد، فقط شدت جنگ نیست؛ چیزی که برایش پرسشبرانگیزتر بود، دستورهایی بود که درست هنگام پیشروی نیروهای محلی میرسید.
او میگوید در فیضآباد و چند محور دیگر، هرگاه نیروها بخشی از مواضع طالبان را میگرفتند، ناگهان از طرف دولت گفته میشد که پیشروی متوقف شود؛ یکبار میگفتند مهمات تمام شده، بار دیگر منطقه را مینگذاریشده میخواندند و گاهی نیز خطرناکبودن ادامه عملیات را دلیل میآوردند.
او از یکی از همان روزها چنین یاد میکند: «ما در جنگ طرف سالار تپه رفته بودیم. پیشروی داشتیم در یک قسمت. بعدش خود دولت عقب میکشید، که مثلا ما مهمات خلاص کردیم، یا آن منطقه پرخطر است، یا او منطقه مینگذاری شده».
به گفته نعمان، دولت مستقیم نمیگفت چرا نباید پیشروی کنند؛ اما نتیجه همیشه یکی بود: نیروهای محلی موضعی را که گرفته بودند، رها میکردند و فرصتی که در میدان به دست آمده بود، از بین میرفت. با تکرار این وضعیت، خط دفاعی به جای آنکه از مزار دور شود، هر روز به شهر نزدیکتر میشد.
شورتپه؛ جایی که هشدار جدیتر شد
روایت عطامحمد نور، که در گفتوگویی تازه با افغانستان اینترنشنال مطرح شده، همین اتفاق را از جایگاه دیگری توضیح میدهد.
در ۴ سرطان، نور همراه فرماندهان و مسئولان محلی به سمت شورتپه حرکت کرد؛ جایی که در شمال بلخ به دست طالبان افتاده بود. نیروهای محلی در مسیر پیشروی کردند، اما به گفته نور، بسمالله محمدی، وزیر دفاع، از او خواست به شورتپه نرود؛ زیرا نیروهای دولتی توانایی کافی برای ادامه عملیات را نداشتند.
نور درخواست وزیر دفاع را پذیرفت، اما بر انتقال نیروهای محاصرهشده و جلوگیری از افتادن تجهیزات نظامی به دست طالبان تأکید کرد. پس از بازگشت به مزارشریف، خبر سقوط کلدار و تخلیه شهرک حیرتان رسید و او بار دیگر با نیروهای محلی به سوی حیرتان رفت.
حدود ۵۰۰ نیروی مردمی برای بازپسگیری کلدار فرستاده شدند و به گفته نور، نیروها توانستند منطقه را دوباره بگیرند؛ اما مشکل بعدی همان چیزی بود که در روایت نعمان نیز دیده میشد: دولت نیروی کافی برای نگهداشتن منطقه نداشت.
در همین زمان، پیام امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری، از طریق والی بلخ و رئیس شورای ولایتی به نور رسید: «این جنگ را بگذارید به ما که قوای مسلح ما جنگ بکند» و رهبران سیاسی به کار سیاسی خود بپردازند.
نور برای روشنشدن اینکه نیروهای دولتی چگونه قرار است مسئولیت جبهه را به عهده بگیرند، با مسئولان نظامی و امنیتی جلسه کرد؛ اما نتیجه جلسه با آنچه در پیام صالح گفته شده بود، فاصله زیادی داشت. دولت برای گرفتن مسئولیت منطقه تنها حدود ۹۵ نفر نیرو در اختیار داشت، در حالی که صدها نیروی محلی در جبهه حضور داشتند.
این فاصله میان تصمیم و واقعیت میدان، همان چیزی بود که نعمان نیز از خط نخست میدید: نیروهای محلی قرار بود کنار بروند، اما نیرویی که باید جای آنان را میگرفت، در عمل وجود نداشت.
شمالی که هر روز کوچکتر میشد
با سقوط شبرغان و سپس بلخ، دولتآباد، چهاربولک، چمتال و شماری دیگر از ولسوالیها، حلقه اطراف مزارشریف تنگتر شد. حضور دوستم، محقق و نور ظرفیت قابل توجهی برای دفاع از شهر ایجاد کرده بود، اما این نیروهای محلی بدون پشتیبانی قوای مسلح، مهمات و حمایت هوایی نمیتوانستند برای مدت طولانی در برابر طالبان مقاومت کنند.
نور در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال، تخلیه برخی ولسوالیها و پایگاههای نظامی به عنوان «مناطق آسیبپذیر» را نیز بخشی از همین روند میداند. به گفته او، با خالیشدن این پایگاهها، تجهیزات و وسایطی که باید در اختیار نیروهای دولتی میماند، به دست طالبان افتاد.
برای نعمان، اما این فروپاشی در مجموعهای از صحنههای کوچک دیده میشد؛ پاسگاهها رها میشد، نیروها عقبنشینی میکردند و سربازان لباسهای نظامی خود را تغییر میدادند و جبهه را ترک میکردند.
او میگوید در جریان جنگ، اردو یک گام جلوتر میجنگید، اما گاهی عقبنشینی نیروهای اردو چنان سریع بود که برای نیروهای محلی شبیه یک حمله به نظر میرسید. آنان نیز مجبور به عقبنشینی میشدند، اما بعداً متوجه میشدند نیروی طالبان در برابر همان موضع، از نظر تعداد بسیار کمتر بوده است.
یک کارشناس امنیتی نیز در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفته است که در ماههای پایانی جمهوریت، تصمیمهایی که در سطح رهبری امنیتی گرفته میشد، در بسیاری موارد مستقیماً بر وضعیت جبهات اثر میگذاشت و گاهی به تغییر، تخلیه یا رهاشدن مواضع میانجامید. این گفته با آنچه نعمان در خط نخست دیده بود، همخوانی دارد؛ جایی که هر پیشروی با تصمیمی از بالا متوقف میشد و نیروها ناچار به عقبنشینی بودند.
چهار روز پیش از سقوط کابل
۱۱آگست، چهار روز پیش از سقوط کابل، اشرف غنی به مزارشریف رفت و با عبدالرشید دوستم، عطامحمد نور، محمد محقق و جمعهخان همدرد دیدار کرد. هدف نشست، ایجاد جبههای متحد برای دفاع از شمال بود و غنی وعده داد سلاح، تجهیزات و پشتیبانی بیشتری برای دفاع از بلخ فراهم شود.
اما روایت نور از آنچه پس از این نشست رخ داد، با وعدههای آن روز فاصله زیادی داشت. او میگوید دولت یک روز پیش از سقوط، ۳۰۰ میل ام۱۶ برای او و ۲۰۰ میل برای عبدالرشید دوستم فرستاد، اما هنگام بررسی معلوم شد سلاحها بدون مرمیاند.
موترهای محافظان نور برای آوردن مرمی و مهمات به قولاردو فرستاده شدند، اما تا عصر مهمات تحویل نشد. در همان روز، بخش بزرگی از هواپیماها و چرخبالهای جنگی نیز از مزارشریف به کابل منتقل شد؛ در حالی که نیروهای محلی در دروازه شرقی شهر با طالبان میجنگیدند.
نور میگوید خودش در بازپسگیری دروازه حضور داشت و یکی از محافظانش در همان نبرد کشته و چند نفر دیگر زخمی شدند. او از نماینده قوای هوایی خواست مواضع طالبان را هدف قرار دهد، اما پاسخ این بود که هواپیماهای جنگی از مزار منتقل شدهاند.
لنگرخانه؛ آخرین خط
در ۲۱ و ۲۲ اسد، جنگ به لنگرخانه رسید؛ قریهای در مسیر شبرغان- مزارشریف که به گفته نعمان، علمخان آزادی در آن حضور داشت و فرماندهی نیروهای محلی را بر عهده داشت. نعمان و نیروهای همراهش یک شب و دو روز در خط نخست ماندند و در همین مدت، چند زخمی نیز داشتند.
اما پشت سر آنان، خط اردو در حال خالیشدن بود. نیروهای دولتی که قرار بود پشت سر نیروهای محلی موضع بگیرند، مواضع خود را ترک کردند و با خالیشدن خط اردو، نیروهای محلی نیز دیگر پشتوانهای برای ماندن نداشتند.
نعمان صبح همان روز آخر به قولاردوی ۲۰۹ شاهین رفت؛ جایی که به گفته خودش، دروازهها باز بود و کسی نمیپرسید چه کسی وارد میشود یا چه کسی بیرون میرود. او میگوید آنچه در آنجا دید، برایش روشنتر از هر توضیحی بود: «نیروهای اردو میدان جنگ را رها کرده بودند و سقوط نزدیک بود.»
۲۳اسد؛ وقتی مزار فرو ریخت
در ۲۳ اسد، مزارشریف سقوط کرد. نور میگوید در آخرین ساعات، نیروهای دولتی ناگهان مواضع خود را ترک کردند و گارنیزونها تخلیه شدند؛ نیروهای قولاردو نیز به سمت حیرتان عقب نشستند.
او تلاش کرد کمربندی دفاعی از شمال تا جنوب شهر ایجاد کند؛ از لنگرخانه و تختهپل تا بخشهایی در جنوب مزارشریف. هدفش این بود که جنگ وارد شهر نشود و مزارشریف به میدان نبرد تبدیل نشود.
در همان ساعات، عبدالرشید دوستم و محمد محقق با او تماس گرفتند و درباره وضعیت شهر و خروج از آن صحبت کردند.آقای نور میگوید بسمالله محمدی، وزیر دفاع، نیز با او تماس گرفت و از او خواست شهر را ترک کند.
نور میگوید از وزیر دفاع پرسید اگر به کوههای مارمل برود، آیا دولت میتواند هر ۱۵ تا ۲۰ روز یکبار چرخبال برای رساندن مهمات و تجهیزات ارتباطی بفرستد. پاسخ منفی بود و پس از آن، او قانع شد که شهر را پس از دوستم و محقق ترک کند.
یک منبع دیگر به افغانستان اینترنشنال گفته است بسمالله محمدی در آخرین تماس با نور به او هشدار داده بود که توطئهای برای کشتنش در جریان است. این منبع نگفته است چه کسی یا چه گروهی پشت این «توطئه» بوده و جزئیات بیشتری درباره عاملان احتمالی آن ارائه نکرده است.
صدها موتر در حیرتان
با سقوط مزارشریف، کاروانهای عطامحمد نور، عبدالرشید دوستم و محمد محقق به سوی حیرتان حرکت کردند. صدها موتر نزدیک مرز اوزبیکستان جمع شده بود؛ مردانی که چند روز پیش برای دفاع از شهر بسیج شده بودند و حالا راه خروج را در پیش گرفته بودند.
نعمان نیز ابتدا همراه این کاروان بود، اما خانوادهاش چند روز پیش به کابل رفته بودند و او تصمیم گرفت خودش را به آنان برساند. پس از جداشدن از کاروان، راه کابل را در پیش گرفت و دو موتر دیگر از نیروهایش نیز همراه او شدند.
در تاشقرغان، طالبان موترهای آنان را متوقف و تلاشی کردند. نعمان و همراهانش خود را افراد ملکی معرفی کردند. یکی از طالبان به آنان خندید و گفت: «به کابل هم بگریزید، فردا سقوط میکند و با شما گپ میزنیم.»
آنها راه را ادامه دادند. از جبلالسراج و سالنگ گذشتند و در مسیر، سربازان ارتش ملی را دیدند که لباسهای نظامی خود را به ملکی عوض میکردند و رینجرها و موترهای نظامی را کنار جاده رها میکردند.
نعمان آن روز را با یک جمله به یاد میآورد: «کس به کس نمیدید، بیخی بگریز بگریز بود.»
آخرین جاده
نعمان از جبههای میآمد که دیگر وجود نداشت؛ از لنگرخانه، از مواضعی که خالی شده بود و از شهری که چند ساعت پیش سقوط کرده بود. حالا در جاده کابل، دیگر خبری از خط دفاعی نبود؛ مردانی بودند که میخواستند خود را به جایی برسانند که هنوز سقوط نکرده بود.
وقتی به کابل نزدیک شدند، نعمان به آسمان نگاه کرد و شماری از چرخبالهای نظامی را دید. به باور او، اینها همان چرخبالهایی بودند که برای خروج اشرف غنی و تیمش استفاده میشدند. چند ساعت بعد، کابل نیز سقوط کرد.
پنج سال بعد، نعمان در ایران زندگی میکند و بهعنوان دستیار پزشک کار میکند. از او میپرسم اگر روزی دوباره جبههای شکل بگیرد، میگوید دیگر تفنگ به دست نخواهد گرفت؛ اما در تیم پزشکی خواهد ماند، به زخمیها کمک خواهد کرد و کنار کسانی خواهد بود که در خط جنگ حضور دارند.