اسپانیا: عادیسازی روابط با طالبان مشروط به رعایت حقوقبشر است
وزارت خارجه اسپانیا روز یکشنبه اعلام کرد که عادیسازی روابط با طالبان منوط به احترام گذاشتن به حقوق بشر و کرامت انسانی در افغانستان است.
این وزارت در پیامی با اشاره به گذشت پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت گفت که زنان و دختران در افغانستان همچنان با «تبعیض نظاممند» مواجهاند.
وزارت خارجه اسپانیا همچنین گفته است که مردم افغانستان با بحران شدید اقتصادی و دسترسی به غذا و خدمات دست و پنجه نرم میکنند.
این وزارت تاکید کرده است که اسپانیا همچنان به آزادی و حقوق بشر متعهد است و «بدون احترام به کرامت انسانی، عادیسازی روابط دیپلوماتیک ممکن نیست.»
در پنج سال گذشته، طالبان با وضع محدودیتها و ممنوعیتهای گسترده، حقوق زنان و دختران را بهصورت نظاممند نقض کرده است. محرومیت از آموزش و تحصیل، محدودیت بر کار و مشارکت اجتماعی، محدودیت در رفتوآمد و کاهش دسترسی به خدمات و حضور در فضای عمومی از جمله این موارد است.
کای ایده، نماینده پیشین سازمان ملل برای افغانستان، میگوید که نشانههایی از «رشد مقاومت نظامی» علیه طالبان در افغانستان به چشم میخورد. با این حال، به گفته او، مشخص نیست که مردم هنوز توان و انگیزه مقاومت دارند یا به وضعیت نسبتاً صلحآمیز کنونی تن خواهند داد.
آقای ایده همچنین به اعتراضهای هرات علیه امر به معروف اشاره کرد و نوشت که با وجود نبود یک اپوزیسیون سیاسی موثر، مردم در هرات در اعتراض به آزار زنان تظاهرات کردند و شعار «آموزش، کار و آزادی» سر دادند.
ایده در مقالهای که روز یکشنبه، ۲۵ اسد، در روزنامه «آفتنپوستن» منتشر شد، نوشته است که در افغانستان صلح برقرار است، اما مردم، بهویژه زنان و دختران، بهای سنگینی برای آن پرداختهاند، زیرا حقوق و آزادیهای آنان بهشدت محدود شده است.
او به نقل از ولکر ترک، کمیشنر عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشت که افغانستان به «گورستان حقوق بشر» تبدیل شده است.
آقای ایده به مواضع هبتالله آخندزاده در قندهار اشاره کرده و نوشت که رهبر طالبان مخالفت با سیاستهایش را تحمل نمیکند. او نوشته است: «هبتالله جایگاه خود را از طریق شبکههای قبیلهای، یک نیروی امنیتی قدرتمند و حمایت رهبران مذهبی تقویت کرده است.»
به گفته ایده، رهبران مذهبی در نظام طالبان اکنون از جایگاه اجتماعی و منابع مالی بیشتری برخوردارند و زمینه مخالفت علنی با رهبر طالبان محدودتر شده است. چنانچه، «هیچکس جرأت نمیکند رژیم را با یک رویارویی آشکار به خطر بیندازد.»
به گفته او، در سالهای نخست پس از بازگشت طالبان به قدرت، حتی در درون این گروه نیز مخالفتهایی با برخی سیاستهای سختگیرانه، بهویژه ممنوعیت آموزش دختران، وجود داشت.
او به مواضع شماری از اعضای برجسته طالبان، از جمله چهرههای نزدیک به شبکه حقانی، اشاره کرده است که با ممنوعیت آموزش دختران مخالفت کرده بودند. به گفته ایده، اکنون این صداها عملاً خاموش شدهاند.
نماینده پیشین سازمان ملل نوشت که با وجود کنترول شدید فضای عمومی از سوی طالبان، اعتراضهای پراکنده در بخشهایی از افغانستان ادامه دارد.
او افزود که گروههای مسلح مخالف طالبان در چندین بخش افغانستان فعال شدهاند و یکی از این گروهها در بدخشان برای مدت کوتاهی کنترول یک ولسوالی را در دست گرفت.
ایده در پایان پرسیده است که آیا مقاومت مسلحانه علیه طالبان در حال گسترش است.
به گفته او، مردم افغانستان از سالها بحران، خشکسالی، سیلاب، فقر و محدودیت خستهاند. ایده نوشت: «شاید مقاومت نظامی در حال رشد باشد. در عین حال، مردم هنوز آن ۲۰ سالی را که به زنان و مردان حقوق و فرصتهای جدید داد، به یاد دارند. سوال این است که آیا آنها هنوز توان مقاومت دارند یا شکلی از صلح موجود را ترجیح میدهند.»
کای ایده، دیپلومات نارویژی، از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان و رئیس یوناما بود.
دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) میگوید که در هشت ماه گذشته، بیش از ۹۲ هزار نفر در افغانستان از بلایای طبیعی آسیب دیدهاند.
اوچا میگوید که تکرار بلایای طبیعی، در کنار افزایش نیاز به کمکهای بشردوستانه، وضعیت مردم افغانستان را دشوارتر کرده است.
این حوادث در هر ۳۴ ولایت رخ داده و براثر سیلاب و رانش زمین بوده است. براساس این گزارش، از جنوری تا اوایل آگست، ۹۷ نفر جان باخته و ۳۳۱ نفر زخمی شدهاند.
آمار اوچا نشان میدهد که نزدیک به ۱۰ هزار خانه آسیب دیده و بیش از دو هزار و ۱۰۰ خانه دیگر تخریب شده است. به این ترتیب، در مجموع نزدیک به ۱۳ هزار خانواده در سراسر افغانستان از بلایای طبیعی آسیب دیدهاند.
اوچا میگوید که سیلابها بیش از هر بلای طبیعی دیگری به مردم آسیب زده و نیاز آنان به کمکهای امدادی را افزایش داده است. نزدیک به ۸۸ هزار نفر از مجموع افراد آسیبدیده، در نتیجه این دو نوع حادثه متضرر شدهاند.
بارندگیهای فصلی، ذوب سریع برف، تخریب محیط زیست و کمبود زیرساختهای مناسب از عواملی عنوان شدهاند که خطر سیلاب را، بهویژه در مناطق روستایی و کوهستانی، افزایش میدهند.
براساس گزارش اوچا، شرق افغانستان بیشترین آسیب را دیده است و بیش از ۵۱ هزار نفر در این منطقه از بلایای طبیعی متاثر شدهاند.
نورستان در میان ولایتهای شرقی بیشترین آسیب را دیده است. سیلاب و رانش زمین در این ولایت جان دهها نفر را گرفته و صدها خانه را تخریب کرده یا آسیب زده است.
بین ۲۹ سرطان تا ۱۲ اسد نیز نزدیک به پنج هزار نفر در ۱۰ ولایت غزنی، کابل، کاپیسا، لغمان، لوگر، نورستان، پکتیا، پکتیکا، پنجشیر و پروان از حوادث طبیعی آسیب دیدهاند.
خانوادههای آسیبدیده همچنین از نابودی زمینها و محصولات زراعتی، تخریب جادهها، شبکههای آبرسانی و دیگر زیرساختهای حیاتی خبر دادهاند.
اوچا میگوید که این خانوادهها سرپناه و داراییهای خود را از دست دادهاند. زمینهای زراعتی بسیاری از کشاورزان زیر آب رفته و مردم با جادههای تخریبشده، سیستمهای آبیاری آسیبدیده، شبکههای آبرسانی و بازارهای ویرانشده روبهرو هستند.
یکی از زنان آسیبدیده در نورستان به اوچا گفت که سیلاب خانه و تمام وسایل زندگی خانوادهاش را با خود برده است.
شماری از خانوادهها اکنون در خیمههای موقت زندگی میکنند و با کمبود روشنایی، گاز، آب آشامیدنی سالم و خدمات بهداشتی دچار هستند.
زنان و کودکان بیش از دیگران از این حوادث آسیب دیدهاند. اولگا چرووک، سخنگوی اوچا گفت که زنان در مناطق آسیبدیده نورستان، در سرپناههای موقت زندگی میکنند به امکانات مناسب بهداشتی، خدمات درمانی و آب آشامیدنی سالم دسترسی کافی ندارند.
سازمان ملل میگوید که نهادهای بشردوستانه در بخشهای آموزش، امنیت غذایی، صحت، حفاظت، سرپناه، آب و حفظالصحه به خانوادههای آسیبدیده کمک کردهاند، اما تخریب جادهها و ادامه سیلابها روند امدادرسانی را دشوار کرده است.
اوچا تاکید کرد که کمکهای فوری برای بسیاری از خانوادهها تنها برای مدت کوتاهی کافی است و بازسازی خانهها و معیشت آنان به حمایت طولانیمدت نیاز دارد.
این اداره همچنین بر آمادگی در برابر حوادث آینده، ایجاد سیستمهای هشدار زودهنگام، کاهش خطر بلایا و اقدامات سازگاری با تغییرات اقلیمی تاکید کرده است.
محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، میگوید که عمر حکومتهای استبدادی همیشه کوتاه بوده و افغانستان در آینده باید از استبداد و افراطیت دور شود.
آقای محقق روز یکشنبه در نشست مجازی «مجلس پنجمین سال تحویلدهی قدرت به گروه طالبان» گفت که اگر طالبان از مذاکره با مخالفان خودداری کند، باید آماده مقاومت مردم افغانستان باشد.
این نشست از سوی مجمع ملی برای نجات افغانستان و شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان برگزار شد.
آقای محقق گفت که نه استبداد دوامدار و خوشبختیآور است و نه افراطیت. به گفته او، افراطیون معمولا یکدیگر را نیز از بین میبرند.
او گفت که در نظام طالبان هر دو نماد استبداد و افراطیت وجود دارد و یک فرد برای همه مردم افغانستان تصمیم میگیرد.
محقق به سخنان امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، اشاره کرد که به بیبیسی فارسی گفته است که طالبان نیازی به مذاکره با مخالفان خود ندارد. او این سخنان را نشانه «استبداد و تکبر طالبان» دانست.
محقق گفت: «طالبان با وصف اینکه پای شان به لب گور رسیده و یک لگد برای سقوط شان کافی است، هنوز هم سر عقل نیامدهاند.»
او گفت که رهبران مخالف طالبان پنج سال تحمل کردند و نخواستند وارد جنگ شوند و باعث کشتهشدن مردم شوند. محقق افزود: «اما حالا کارد به استخوان رسیده است.»
او گفت که طالبان ظلم میکند و جنگ علیه این گروه از نظر شرعی جواز دارد.
محقق همچنین طالبان را متهم کرد که شهرکها را از مردمی میگیرد که زمینهای خود را خریده، پول پرداخته و اسناد قانونی دارند. به گفته او، حکومت باید برای مردم خانه بسازد، نه اینکه خانههای آنان را بگیرد.
او گفت: «ما دیگر بیش از این نمیتوانیم تحمل کنیم»، زیرا به گفته او، طالبان ملت را تباه کرده است.
محقق گفت که به نیابت از رهبران سیاسی افغانستان از طالبان میخواهد «سر عقل بیاید»، مذاکره کند و بر سر تشکیل یک حکومت به توافق برسد. او افزود که اگر طالبان مذاکره نکند، باید آماده مواجهه با مقاومت مردم افغانستان شود.
او افزود که در صورت گسترش مقاومت، شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان وارد «فاز نظامی» خواهد شد و از «فاز سیاسی و مذاکره» بیرون خواهد آمد.
رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان در بخش دیگری از سخنانش گفت که رهبران سیاسی افغانستان بازتابی از تکثر و تنوع جامعه افغانستاناند و این ترکیب میتواند بدیلی برای طالبان باشد.
محقق گفت که استبداد قوم و مذهب نمیشناسد و مردم افغانستان در نیم قرن گذشته حکومتهای «تروریستی، کمونیستی، لیبرالیستی و مذهبی» را تجربه کردهاند که به گفته او، برای جامعه خوشبختی به بار نیاوردهاند.
او گفت که افراطیون خود را حق مطلق میدانند و دیگران را برحق نمیدانند. محقق خواست که حکومت آینده افغانستان از استبداد و افراطیت دور باشد.
مجمع ملی برای نجات افغانستان و شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان در قطعنامهای از کشورهای جهان خواستند که از هر اقدامی که به مشروعیت بخشیدن به طالبان منجر شود، خودداری کنند.
این دو جریان، جنگ علیه طالبان را بخشی از «حق طبیعی» مردم افغانستان برای رهایی از استبداد و انحصار دانستهاند.
این قطعنامه در نشست مجازی «مجلس پنجمین سال تحویلدهی قدرت به گروه طالبان» خوانده شد.
در قطعنامه آمده است که در ۲۴ اسد روند دولتسازی، مردمسالاری و توسعه در افغانستان متوقف شد و کشور زیر سلطه گروهی «متحجر، انحصارطلب و فاقد مشروعیت ملی» قرار گرفت.
مجمع ملی برای نجات و شورای عالی مقاومت ملی گفتهاند که حاکمیت طالبان نتیجه «تحمیل زور و خشونت» است و این گروه مشروعیتی مبتنی بر اراده آزاد مردم ندارد.
به گفته این دو جریان، ادامه این وضعیت به تداوم بحران، بیثباتی، انزوای سیاسی و رنج مردم افغانستان منجر شده است.
در این قطعنامه، سیاستهای «استبدادی و انحصارگرانه طالبان»، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، سرکوب آزادی بیان و رسانهها، کنار زدن کادرهای مسلکی و متخصص، ایجاد فضای ترس و نقض گسترده حقوق اساسی و بشری محکوم شده است.
در بخش دیگری از قطعنامه، «کشتارهای بدون روند قضایی، ناپدیدسازی اجباری و دیگر موارد نقض جدی حق حیات» محکوم شده است. صادرکنندگان قطعنامه خواستار پایان فوری این روند و پاسخگو شدن عاملان آن شدهاند.
این دو جریان همچنین حذف سیستماتیک زنان را «جنایت آشکار علیه کرامت انسانی» و نقض حقوق اساسی انسانها خواندهاند. در قطعنامه آمده است که این سیاستها نهتنها نسل کنونی افغانستان، بلکه نسلهای آینده را نیز با خطرهای جدی روبهرو میکند.
مجمع ملی برای نجات افغانستان و شورای عالی مقاومت ملی همچنین تبعیض قومی و مذهبی را محکوم کرده و بهطور مشخص از هزارهها و پیروان مذهب شیعه نام بردهاند.
در قطعنامه آمده است که اقوام و مذاهب افغانستان از حقوق برابر برخوردارند و هیچکس حق ندارد براساس قوم، مذهب یا زبان میان مردم تبعیض کند.
این دو جریان همچنین خواستار جلوگیری از استفاده گروههای تروریستی از خاک افغانستان و همکاری مسئولانه جامعه جهانی برای مقابله با تروریسم شدهاند.
در قطعنامه، وضعیت اقتصادی افغانستان نیز «عمیقا نگرانکننده» خوانده شده است. فقر گسترده، بیکاری، کاهش تولید، افت سرمایهگذاری، افزایش وابستگی مردم به کمکهای امدادی، مهاجرت گسترده جوانان، روشنفکران و نیروهای متخصص و افزایش ناامیدی، از نتایج سیاستهای طالبان عنوان شده است.
مجمع ملی برای نجات افغانستان و شورای عالی مقاومت ملی، مبارزه سازمانها، نیروها، چهرههای ملی، جبهههای مقاومت و جریانهای مخالف طالبان را بخشی از «حق طبیعی مردم افغانستان برای رهایی از استبداد و انحصار» دانستهاند.
در پایان قطعنامه آمده است که آینده افغانستان تنها با ایجاد نظامی سیاسی برخاسته از اراده آزاد مردم، مبتنی بر انتخابات، عدالت، حاکمیت قانون، مشارکت عادلانه همه اقوام و مذاهب، احترام به حقوق بشر، حفظ وحدت ملی و کرامت انسانی تامین خواهد شد.
نام ملا هبتالله آخندزاده، رهبر کنونی طالبان، با نام برادرش، هدایتالله، گره خورده است.
شماری از افرادی که هبتالله را در کچلاغ، محل سابق زندگی او در کویته، از نزدیک دیدهاند، بر این باورند که فردی که اکنون بهعنوان رهبر طالبان شناخته میشود، در واقع هدایتالله است و به نام برادرش کار میکند.
این ادعاها تاکنون بهطور مستقل تأیید نشده است. با این حال، روایتهایی که پس از انفجار سال ۲۰۱۹ در کچلاغ درباره سرنوشت هبتالله آخندزاده مطرح شد، به این گمانهزنیها دامن زده است.
غیبت طولانیمدت هبتالله آخندزاده از انظار عمومی نیز به افزایش این تردیدها و گمانهزنیها دامن زده است.
مسئولیت حمله سال ۲۰۱۹ به مسجد الحاج را گروه انشعابی از طالبان به نام «شورای عالی امارت اسلامی» به رهبری ملا محمد رسول بر عهده گرفت و گفته بود هدف اصلی آنها ملا هبتالله بوده است؛ زیرا به باور این گروه، او از طریق گفتوگو با امریکا و غرب در حال معامله بود. هبتالله در این مسجد امامت میکرد.
اختلافات در صفوف طالبان پس از اعلام مرگ ملا محمد عمر در جولای ۲۰۱۵ آشکار شد؛ خبری که حدود دو سال پنهان نگه داشته شده بود.
نقش هدایتالله در رسیدن هبتالله به رهبری
مولوی هبتالله چهار برادر دارد که یکی از آنان در جریان جنگ میان اتحاد شوروی و مجاهدین افغان کشته شده است. دو منبع در قندهار که خانواده هبتالله را از نزدیک میشناسند، به افغانستان اینترنشنال گفتند که برادر دیگر هبتالله، مولوی هدایتالله، از نظر چهره و رفتار کاملاً شبیه هبتالله آخندزاده است.
برادر سوم او، مولوی حبیبالله، زندگی عادی دارد و بهعنوان بزرگ خانواده امور فامیلی را پیش میبرد و در فعالیتهای سیاسی دخیل نیست.
برادر چهارم او مولوی عبدالله نیز مدتی استاد هبتالله بوده است. او هنگام انفجار مسجد الحاج در مکانی جدا از هبتالله زندگی میکرد و پس از به قدرت رسیدن طالبان به قندهار بازگشت و اکنون در مدرسه جهادی قندهار تدریس میکند.
روایت ساکنان کچلاغ و گزارش رسانههای معتبر در زمان انفجار سال ۲۰۱۹ این بود که احمدالله، برادر هبتالله آخندزاده، در آن انفجار کشته شده است.
اما باشندگان قندهار و افراد نزدیک به هبتالله میگویند احمدالله در واقع فرزند هدایتالله، برادر هبتالله، و برادرزاده او بوده است.
افغانستان اینترنشنال در کویته و قندهار با سه منبع نزدیک به خانواده هبتالله گفتوگو کرده است. این منابع هدایتالله را چهرهای مهم در زندگی و فعالیتهای سیاسی هبتالله میدانند.
یک منبع در قندهار به شرط فاشنشدن نامش گفت هدایتالله برادر کوچکتر هبتالله است. به گفته او، هدایتالله پس از سقوط دور نخست حکومت طالبان روابط گستردهای ایجاد کرد و همزمان با استخبارات پاکستان نیز روابط وسیعی داشت.
این منبع گفت هدایتالله در دوره نظام جمهوری پیشین چندین بار به افغانستان سفر کرد و در قندهار همراه با جنگجویانش مستقیماً با نیروهای نظام جمهوری درگیر شد.
به گفته این منبع، پس از افشای خبر مرگ ملا محمد عمر، هدایتالله بر رهبران طالبان فشار آورد تا مولوی هبتالله بهعنوان معاون اختر محمد منصور تعیین شود.
از میان این سه منبع، دو تن ادعا کردند که هدایتالله پس از کشتهشدن اختر محمد منصور نیز در تعیین هبتالله بهعنوان امیر طالبان نقش مهمی داشته است. آنان گفتند: «همین هدایتالله بود که با کمک شورای کویته و برخی دوستان خاص پاکستانی، مولوی هبتالله را بهعنوان امیر جدید تعیین کرد».
اما پس از انفجار ۱۶ اگست ۲۰۱۹، نام هدایتالله از صحنه ناپدید شد و از آن پس تنها نام هبتالله آخندزاده مطرح است.
آیا هدایتالله به نام هبتالله فعالیت میکند؟
پنج منبع در قندهار و کویته در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال ادعا کردهاند که «هبتالله در همان انفجار کشته شد و برادرش هدایتالله با نام او شروع به فعالیت کرد».
به گفته این منابع، پس از انفجار تنها افراد بسیار محدودی اجازه دیدار با هبتالله را داشتند و دیدار دیگران با او بهشدت محدود شد.
یک فرد در قندهار که خانواده مولوی هبتالله را از نزدیک میشناسد، گفت: «هبتالله در حمله مسجد بلوچها یا «مسجد الحاج» کشته و سر از تن او جدا شده بود. این منبع ادعا میکند که برای جلوگیری از فروپاشی تحریک طالبان، مرگ او پنهان نگه داشته شد و برادرش هدایتالله کارها را به نام هبتالله آغاز کرد
یک باشنده محل در کچلاغ که نخواست نامش منتشر شود، به افغانستان اینترنشنال گفت: «ملا هبتالله آخندزاده هنگام انفجار در مسجد حضور داشت، کشته شد و همان شب ۱۲ نفر او را در قبرستان شهدای کچلاغ به خاک سپردند».
منابعی که زندگی مولوی هبتالله را پیش از سال ۲۰۱۹ در کچلاغ و کویته و پس از آن در قندهار دیدهاند، ادعا میکنند که میان شخص کنونی و فردی که پیش از آن دیده بودند، در رفتار، غذا خوردن، راه رفتن و عادتها تفاوت وجود دارد و حتی صدای او نیز تغییر کرده است.
با این حال، برخی دیگر که مولوی هبتالله آخندزاده را از نزدیک میشناسند، معتقدند امیرالمؤمنین کنونی طالبان همان هبتالله آخندزاده است. به باور آنان، حضور نداشتن او در نشستهای عمومی و دیدار بسیار کم او با مردم باعث شده درباره هویت رهبر طالبان تردیدهایی شکل بگیرد.
ادعاها درباره هویت هبتالله آخندزاده تاکنون بهگونه مستقل تایید نشده است. با این حال، حضور کمرنگ او روایتهای شکلگرفته پس از انفجار سال ۲۰۱۹ و پیشینه پنهانماندن خبر مرگ ملا محمد عمر، موضوع هویت رهبر طالبان را به یک پرسش مهم درباره رهبری این گروه تبدیل کرده است.