• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جمعه‌خان فاتح «تسلیم شد»

۲۶ اسد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

منابع از بدخشان روز دوشنبه به افغانستان اینترنشنال گفتند جمعه‌خان فاتح، فرمانده ناراضی طالبان، از مواضع نظامی خود بیرون آمده و در مرکز نسی به فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان تسلیم شد. ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان گفت: «تنش‌های اخیر در بدخشان پایان یافت».

منابع گفتند که جمعه‌خان فاتح توسط فصیح‌الدین فطرت، با چرخبال از نسی به درواز منتقل شده است.

تصاویری که روز دوشنبه منتشر شده، جمعه‌خان فاتح را در داخل یک هلیکوپتر در کنار فصیح‌الدین فطرت نشان می‌دهد.

همزمان، یکی از اعضای طالبان در بدخشان ویدیویی منتشر کرده که ظاهراً لحظه خروج این هلیکوپتر از ولسوالی نسی را نشان می‌دهد.

رئيس ارتش طالبان روز یکشنبه برای گفت‌وگو با فاتح به نسی رفته بود. فصیح‌الدین فطرت از چهار روز به این‌سو در حال مذاکره با فاتح برای پایان تنش‌ها بود.

افراد جمعه‌خان فاتح از یک هفته به این‌سو در نسی و مناطق همجوار آن با نیروهای طالبان درگیری داشتند.

100%

پربازدیدترین‌ها

۴۳ کشور «سرکوب نظام‌مند» زنان و دختران افغانستان توسط طالبان را محکوم کردند
۱

۴۳ کشور «سرکوب نظام‌مند» زنان و دختران افغانستان توسط طالبان را محکوم کردند

۲

مرد افغان در هامبورگ همسرش را کشت و خود را به پولیس تسلیم کرد

۳
اختصاصی

استرالیا "قاطعانه" پرونده طالبان را در دیوان بین‌المللی دادگستری دنبال می‌کند

۴

چه چیزی پای مقام‌های امنیتی منطقه را به کابل کشاند؟

۵

مرد افغان در پرونده حمله مرگبار میدان هوایی کابل به ۲۰ سال زندان محکوم شد

•
•
•

مطالب بیشتر

۱۵ اگست؛ فراتر از روایت سقوط

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۲۳:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم سما
100%

سقوط دولت جمهوری افغانستان اغلب با فساد، ناکارآمدی دولت، ضعف نهادها و ناتوانی افغان‌ها در حفظ نظام توضیح داده می‌شود. این عوامل واقعی‌اند، اما این روایت یک پرسش مهم را کنار می‌گذارد: چه چیزی از تصویر سقوط حذف شده است؟

بیست سال مداخله نظامی، سیاسی و اقتصادی امریکا و متحدانش را نمی‌توان از تاریخ جمهوریت جدا کرد. این نظام در بستر وابستگی گسترده مالی و امنیتی، میلیاردها دالر کمک خارجی، اقتصاد جنگی، قرارداد شرکت‌های خصوصی داخلی و امریکایی، شبکه‌های حامی پروری، جنگ‌سالاران و ساختارهای موازی قدرت شکل گرفت.

این مسئله در اسناد رسمی دولت امریکا نیز ثبت شده است. دفتر بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان در گزارشی در سال ۲۰۱۶، ناامنی، ضعف نظام‌های پاسخ‌گو و اقتصاد مواد مخدر را از عوامل داخلی گسترش فساد دانست.

براساس این گزارش، ورود حجم بزرگ کمک‌های خارجی، نظارت ضعیف بر مصرف این کمک‌ها و همکاری امریکا با قدرتمندان فاسد نیز به گسترش فساد کمک کرد. در نتیجه، فساد در بخش‌هایی از دولت، نیروهای امنیتی، نظام اقتصادی و دیگر نهادهای مهم ریشه دواند.

سیگار در این گزارش جامع خود درباره بیست سال بازسازی افغانستان نیز نشان می‌دهد که حمایت سیاسی و مالی امریکا از جنگ‌سالاران و رهبران شبکه‌های حامی‌پروری، در مواردی به جای تضعیف این شبکه‌ها، قدرت آنان را در سطح محلی و ملی افزایش داد و به بازتولید مصونیت از مجازات، ضعف حاکمیت قانون و فساد کمک کرد.

این گزارش همچنین نشان می‌دهد که برخی برنامه‌های حکمرانی و اقتصادی بدون درک کافی از مناسبات قدرت موجود طراحی شدند و در مواردی، از جمله در خصوصی‌سازی، به جای تضعیف شبکه‌های قدرت، امکان تصاحب منابع و تمرکز بیشتر قدرت اقتصادی در دست نخبگان را فراهم کردند.

وابستگی حکومت افغانستان به کمک‌های خارجی تا واپسین سال‌های جمهوریت نیز ادامه داشت. بانک جهانی گزارش داده است که در سال ۲۰۲۰، کمک‌های خارجی حدود نیمی از بودجه حکومت و ۷۵ درصد کل مصارف عامه افغانستان را تأمین می‌کرد. نزدیک به ۹۰ درصد هزینه‌های امنیتی نیز وابسته به این کمک‌ها بود.

حکومت با وجود دو دهه دولت‌سازی، هنوز برای تأمین هزینه‌های اساسی خود به منابع خارجی وابستگی عمیق داشت و بخش بزرگی از هزینه‌های عمومی نیز خارج از بودجه ملی مدیریت می‌شد.

بنابراین، فساد را نمی‌توان صرفاً به «فساد افغان‌ها» تقلیل داد. مسئله فقط حجم پول نبود، نحوه و میزان ورود آن به ساختاری با نهادهای ضعیف و محدود نیز بخشی از مسئله است.

سیگار در یکی از ارزیابی‌های خود هشدار داد که نهادهای امریکایی نظارت محدودی بر مصرف پول نقد در افغانستان داشتند. به گفته این نهاد، ضعف هماهنگی و نظارت مالی، زمینه سوءاستفاده از منابع امریکا را فراهم می‌کرد.

بخش قابل توجهی از پولی هم که به نام افغانستان کمک می‌شد، در داخل کشور نمی‌ماند. بخشی از آن صرف واردات، قراردادهای خارجی و هزینه موسسات امدادی و شرکت‌های بین‌المللی می‌شد و به این ترتیب دوباره از اقتصاد افغانستان بیرون می‌رفت.

برایند سوءاستفاده، حیف‌ومیل و فساد نظام‌مند در کمک‌های خارجی و عواید دولت خود را در ساختار قدرت و ضعف‌های آن نشان داد.

از این رو، برای فهم سقوط جمهوریت نمی‌توان فقط به روزهای پایانی اگست ۲۰۲۱ نگاه کرد. باید به رابطه‌ای نگاه کرد که طی دو دهه میان افغانستان و قدرت‌های خارجی شکل گرفته بود.

ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ با هدف سرنگونی طالبان و مبارزه با القاعده وارد افغانستان شد و طی دو دهه در ساختن و تأمین مالی ساختارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی دولت افغانستان نقش تعیین‌کننده داشت. اما، با طولانی‌شدن جنگ و روشن‌شدن محدودیت‌های دستیابی به یک پیروزی پایدار، محاسبات واشنگتن تغییر کرد.

جنگ افغانستان در سال‌های پایانی دیگر فقط یک مسئله امنیتی برای امریکا نبود. ادامه جنگ هزینه سنگینی داشت و در واشنگتن این پرسش جدی‌تر شده بود که حضور در افغانستان تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند.

هم‌زمان، رقابت با چین و روسیه به اولویت مهم‌تری در سیاست خارجی امریکا تبدیل می‌شد و افغانستان جایگاه گذشته را در نزد واشنگتن از دست می‌داد.

در چنین فضایی، مذاکره با طالبان به راه اصلی خروج امریکا تبدیل شد. توافق دوحه در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ میان امریکا و طالبان، زمان‌بندی خروج نیروهای امریکایی و متحدان آن را مشخص کرد. حکومت جمهوری افغانستان در این توافق نقش اصلی نداشت.

جو بایدن نیز در اپریل ۲۰۲۱ اعلام کرد که نیروهای امریکایی از افغانستان خارج خواهند شد. این تصمیم روشن کرد که واشنگتن دیگر قصد ادامه جنگ را ندارد.

طالبان که نزدیک به دو دهه دشمن اصلی امریکا در افغانستان بود، در پایان جنگ به طرف مذاکره واشنگتن تبدیل شد. این چرخش بیش از هر چیز نشان می‌دهد که در سیاست خارجی، دشمنی و دوستی دایمی نیست. وقتی منافع و محاسبات یک قدرت تغییر کند، دشمن دیروز می‌تواند طرف معامله امروز باشد.

اهمیت توافق دوحه فقط در خروج نیروهای امریکایی نبود. این توافق نشان داد که امریکا می‌تواند درباره پایان حضور خود در افغانستان مستقیما با طالبان مذاکره کند، در حالی که حکومت افغانستان و مردم آن که بیشترین هزینه جنگ را پرداخته بودند، نقش تعیین‌کننده‌ای در این تصمیم نداشتند.

قدرت فقط در میدان جنگ خود را نشان نمی‌دهد. گاهی مهم‌تر از آن، قدرت تعیین می‌کند که چه کسی پشت میز مذاکره بنشیند، چه کسی به‌عنوان طرف سیاسی پذیرفته شود و چه کسی از تصمیم‌گیری کنار گذاشته شود. دوحه نمونه روشن چنین وضعیتی بود.

جمهوری افغانستان نیز با یک تناقض اساسی روبه‌رو بود. قانون اساسی، انتخابات، نهادهای رسمی و جامعه مدنی داشت، اما امنیت و بخش بزرگی از هزینه‌های آن به حمایت خارجی وابسته بود. این وابستگی طی بیست سال از بین نرفت. وقتی امریکا و متحدان آن تصمیم به خروج گرفتند، ضعف این ساختار با سرعت آشکار شد.

این وضعیت یکی از تناقض‌های مداخله خارجی در افغانستان بود. نظامی با شعار دموکراسی، توسعه و حقوق بشر ساخته و حمایت شد، اما سرنوشت آن در نهایت به تصمیم قدرت‌هایی گره خورد که با تغییر اولویت‌های خود، راه خروج و مذاکره با طالبان را انتخاب کردند.

از همین رو، ۱۵ آگست فقط روز سقوط یک حکومت نیست. این تاریخ پرسش‌های بزرگ‌تری را پیش می‌کشد: چه کسانی این نظم را ساختند؟ منابع مالی و امنیتی آن از کجا می‌آمد؟ قواعد اصلی آن را چه کسانی تعیین می‌کردند؟ و چرا وقتی این نظم فروپاشید، بیشترین هزینه را مردم افغانستان پرداختند؟

نمی‌توان پاسخ را فقط در فساد، ضعف سیاست‌مداران افغان یا مشکلات فرهنگ سیاسی افغانستان جست‌وجو کرد. این عوامل مهم بودند، اما این تمام داستان نیستند. ساختاری که طی بیست سال با پول، نیروی نظامی و تصمیم‌های قدرت‌های خارجی شکل گرفت نیز بخشی از توضیح سقوط است.

۱۵ آگست شکست یک ملت نبود، در کنار آن فروپاشی نظمی بود که در طول بیست سال مداخله خارجی، وابستگی مالی و امنیتی و رابطه نابرابر قدرت شکل گرفته بود.

وزیر اسرائیلی می‌گوید هر شب «۳۰ تا ۴۰ نفر» در غزه کشته شوند

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، گفته است که «باید در غزه ترورهای هدفمند انجام شود و هر شب ۳۰ تا ۴۰ نفر از بین برده شوند.»

این سیاست‌مدار راست‌گرای اسرائیلی افزود: «هدف نباید فقط کسانی باشند که تهدید فوری ایجاد می‌کنند. افرادی در آن‌جا هستند که شایسته زندگی نیستند. آن‌ها نباید زنده بمانند. آن‌ها حتی انسان نیستند.»

این سیاست‌مدار راست‌گرای افراطی در حکومت ائتلافی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از کاهش اخیر حملات اسرائیل در غزه نیز انتقاد کرده است.

به گزارش ای‌بی‌سی نیوز، بن‌گویر این اظهارات را در پادکست روم براسلافسکی، گروگان پیشین اسرائیلی در غزه، مطرح کرد. آن دو درباره وضعیت اسرائیل پس از حمله حماس در هفتم اکتوبر ۲۰۲۳ گفت‌وگو می‌کردند.

در گذشته نیز اظهارات مشابه بن‌گویر و دیگر مقام‌های اسرائیلی با محکومیت گسترده روبه‌رو شده است. شماری از این اظهارات به‌عنوان شواهدی از قصد نسل‌کشی از سوی اسرائیل به دادگاه بین‌المللی لاهه ارائه شده‌اند.

اسرائیل اتهام ارتکاب نسل‌کشی در غزه را رد می‌کند.

بن‌گویر کنترول مستقیمی بر ارتش اسرائیل ندارد و نمی‌تواند دستور حمله به غزه را صادر کند. با این حال، او که سال‌ها در حاشیه جریان راست افراطی اسرائیل فعالیت می‌کرد، اکنون به یکی از بانفوذترین چهره‌های سیاسی این کشور تبدیل شده است.

او بر بخش‌های مهمی از دستگاه امنیتی اسرائیل نفوذ دارد. پولیس ملی و اداره زندان‌های اسرائیل زیر نظر او قرار دارند. هزاران فلسطینی از غزه و کرانه باختری در این زندان‌ها نگهداری می‌شوند.

بن‌گویر پیش‌تر به کاهش جیره غذایی زندانیان فلسطینی افتخار کرده بود.

عالی‌ترین دادگاه اسرائیل در سال ۲۰۲۵ حکم داد که اداره زندان‌ها تحت مدیریت بن‌گویر، زندانیان فلسطینی را از حداقل غذای لازم برای بقا محروم کرده است.

تا همین اواخر، اسرائیل تقریبا هر روز غزه را هدف حملات هوایی قرار می‌داد. براساس آمار وزارت بهداشت غزه، از زمان اجرایی‌شدن توافق آتش‌بس در اکتوبر سال گذشته، بیش از یک‌هزار و ۲۵۰ نفر در این حملات کشته شده‌اند.

ارتش اسرائیل می‌گوید که نیروهای حماس را هدف قرار می‌دهد.

بن‌گویر در همان گفت‌وگو از اخراج یا به گفته وی، «مهاجرت» فلسطینیان از غزه نیز حمایت کرد. حقوق‌دانان بین‌المللی می‌گویند چنین طرحی می‌تواند مصداق پاک‌سازی قومی باشد.

او همچنین خواستار اسکان اسرائیلی‌ها در غزه شد. بن‌گویر گفت: «من تمام غزه را متعلق به خود ما می‌بینم. شهرک‌سازی در سراسر غزه، تشویق هرچه بیشتر [ساکنان غزه به] مهاجرت، فرستادن آن‌ها به کشورهای شان انجام شود. اما، درباره تروریست‌ها، نه مهاجرت و نه هیچ چیز دیگر؛ فقط باید آن‌ها را یکی‌یکی کشت.»

رونالدو پس از ازدواج با جورجینا: این احتمالا آخرین سال فوتبالم است

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۲۱:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کریستیانو رونالدو، فوق ستاره فوتبال دنیا در گفت‌وگویی با مجله مد و لایف‌استایل ووگ که ۵ روز پیش از مراسم ازدواج خود با جورجینا رودریگس انجام شده، گفت: «این احتمالا آخرین سال فوتبالم است و می‌خواهم میراثی فوق‌العاده از خودم به جا بگذارم.»

او گفته است که پس از پایان فوتبال حرفه‌ای می‌خواهد زمان بیشتری را با خانواده‌اش سپری کند: «برای آینده‌ام برنامه‌های زیادی دارم. آن‌قدر کار برای انجام دادن دارم که دشوار است فقط یکی را نام ببرم.»

رونالدو گفت: «کنار گذاشتن فوتبال می‌تواند خلأ بزرگی ایجاد کند. به همین دلیل باید وقتت را با کارهای مختلف پر کنی، نه فقط یک کار. می‌خواهم بیشتر تفریح و سفر کنم. پدل را که واقعا دوست دارم، هم تماشا کنم و هم بازی کنم. همچنین می‌خواهم از چیزهایی که به دست آورده‌ام و آنچه با هم به دست آورده‌ایم، لذت ببرم. بالاخره پشت سر این موفقیت‌ها ۲۵ سال فداکاری بوده است.»

مجله ووگ نوشته است که این زوج ماه‌عسل هم نخواهند داشت و یک روز پس از مراسم باید به خانه‌شان در ریاض برگردند. کریستیانو که اکنون در عربستان سعودی فوتبال بازی می‌کند، فصل تازه را از ۱۵ آگست آغاز می‌کند. با این حال، او چندان نگران نیست و می‌گوید: «هر روز ماه‌عسل است.»

وقتی از آنها پرسیده شد که آیا ازدواج چیزی را در رابطه‌شان تغییر خواهد داد، هر دو پاسخ دادند: «نه.» اما کریستیانو افزود: «همین که زن و شوهر باشیم، وارد مرحله متفاوتی می‌شویم.»

100%

مراسم بزرگ عروسی؛ به‌زودی

کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگس پنج روز پیش در مراسمی کاملا خصوصی ازدواج کردند. جورجینا به ووگ گفته است: «در آینده مراسم عروسی بزرگی خواهیم داشت تا بتوانیم با خانواده و دوستان جشن بگیریم.»

به نوشته ووگ، امسال برای «کریس و جیو»، نامی که خانواده و دوستان آنها را با آن صدا می‌کنند، به دلیل کار، مسابقات و مسئولیت فرزندان سال بسیار پرمشغله‌ای بوده است. با این حال، جورجینا نمی‌خواست دهمین سال آشنایی‌شان بدون مراسم ازدواج سپری شود.

او می‌گوید: «وقتی دختر کوچکی بودم، رویای بزرگ‌ترین قلعه، بزرگ‌ترین کالسکه، بلندترین لباس و تاجی پر از الماس را داشتم. اما حالا نه. چیزی خصوصی می‌خواهم؛ در خانه، کنار شریک زندگی‌ام و فرزندان ما. قلعه، خانه، جزیره، اسب و موتر چیزهایی است که همیشه در اختیار ماست، اما داشتن لحظه‌ای کاملا خصوصی برای ما بسیار نادرتر است.»

برای کسانی که زندگی‌شان همواره زیر نگاه رسانه‌هاست، حریم خصوصی شاید نادرترین تجمل باشد.

آیا آنها فرزندان بیشتری خواهند داشت؟ حتی شاید تعداد فرزندان شان به هفت برسد؟ هیچ‌کدام این احتمال را رد نمی‌کنند.

کریستیانو می‌گوید: «هیچ‌وقت نمی‌گویم هرگز.»

جورجینا نیز می‌گوید: «اگر حالا فرزند دیگری داشته باشیم، ظرفیت خانه فعلی‌ما کافی نیست. اما وقتی کوچک‌ترها ۱۵ یا ۱۶ ساله شوند، ما هنوز جوان خواهیم بود. پس چرا نه؟ واقعیت این است که نمی‌توانم زندگی‌ام را بدون بچه‌های کوچک تصور کنم. خواهیم دید.»

یک روز عادی، اما خاص

فعلا آنها می‌خواهند مراسم ازدواج‌شان، به تعبیر کریستیانو، «یک روز عادی» باشد. او پس از مکثی به جورجینا نگاه می‌کند و حرفش را اصلاح می‌کند: «یک روز خاص که به شکلی عادی سپری می‌شود.»

جورجینا یک روز پس از مراسم به ووگ گفت: «دقیقا همان چیزی بود که تصور می‌کردم؛ خصوصی، سرشار از عشق و با خانواده‌ ما در مرکز همه‌چیز. نتوانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم.»

روایت ۱۰ سال زندگی مشترک

در آگست ۲۰۱۶، کریستیانو رونالدو که آن زمان ۳۱ سال داشت و در اوج دوران فوتبالش بود، همراه با پسر شش‌ساله‌اش، کریستیانو جونیور، وارد فروشگاه گوچی در خیابان سرانو در مادرید شد.

جورجینا که آن زمان ۲۲ سال داشت، تازه از بریتانیا، جایی که به‌عنوان پرستار کودک کار می‌کرد، به اسپانیا برگشته بود. او همیشه آرزو داشت مادر شود و در آن زمان به‌عنوان فروشنده در گوچی کار می‌کرد.

جورجینا قرار نبود آن روز سر کار باشد، اما به جای یکی از دوستانش به فروشگاه آمده بود. او می‌گوید: «این سرنوشت بود.»

کریستیانو ادامه ماجرا را چنین تعریف می‌کند: «پشتم به او بود. برگشتم و دیدمش. چشم‌های ما به هم افتاد و از همان لحظه...»

جورجینا می‌گوید: «مثل یک رویا بود.»

کریستیانو پاسخ می‌دهد: «بله، یک رویا. می‌دانم که او عشق زندگی من است و فکر می‌کنم من هم...» سپس مکث می‌کند و با لبخند می‌گوید: «فکر می‌کنم او هم مرا عشق زندگی‌اش می‌داند.»

سال بعد، اوا و ماتئو، و همچنین آلانا به دنیا آمدند. آنها در سال ۲۰۲۲ نیز صاحب یک دوگانگی دیگری به نام‌های بلا و آنخل شدند، اما آنخل هنگام تولد از دنیا رفت. اکنون آنها همراه با کریستیانو جونیور خانواده‌ای پرجمعیت دارند.

جورجینا و کریستیانو که به‌ترتیب در اسپانیا و پرتگال بزرگ شده‌اند، هر دو از خانواده‌هایی می‌آیند که به گفته جورجینا، ساختار منظم و باثباتی نداشتند.

به همین دلیل برای هر دوی آنها مهم است که فرزندان شان هم ارزش نداشتن امکانات و هم معنای برخورداری از همه‌چیز را درک کنند. جورجینا می‌گوید که فرزندان شان در مراسم ازدواج نیز «مثل همه روزهای زندگی ما، نقش اصلی را خواهند داشت.»

برنامه‌ریزی پنهانی برای مراسم

با توجه به این‌که آشنایی آنها از فروشگاه گوچی آغاز شد، انتخاب لباس‌های این برند برای مراسم هم معنای خاصی دارد.

هنگام گفت‌وگوی ووگ با جورجینا، کرتی و دامن سفید ابریشمی و کفش‌های ساتن هماهنگ با آن، با نشان معروف فلزی گوچی، تازه به دست او رسیده بود. قرار بود کرتی و شلوار سفارشی کریستیانو به رنگ بژ روشن، کفش‌های او و لباس‌های هماهنگ فرزندان شان نیز روز بعد تحویل داده شود.

دمنا، مدیر هنری گوچی، گفته است: «این‌که برای جورجینا و کریستیانو در چنین لحظه‌ای لباس طراحی کردم، با توجه به این‌که داستان عاشقانه آنها از یک فروشگاه گوچی در مادرید آغاز شد، برایم بسیار خاص بود. نوعی حس عاشقانه در این ماجرا وجود دارد؛ گویی یک حلقه زیبا کامل می‌شود، تقریبا شبیه یک افسانه مدرن.»

جورجینا می‌گوید دمنا از همان ابتدا فهمید که آنها چه می‌خواهند: «نمی‌خواستیم لباس‌ها اغراق‌آمیز باشند. نمی‌خواستم در روزی که برای ما این‌قدر ساده و صمیمی است، لباس‌هایی بپوشیم که شبیه لباس نمایش باشند.»

مقام پیشین سازمان ملل: مقاومت مسلحانه علیه طالبان در حال گسترش است

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۲۰:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کای ایده، نماینده پیشین سازمان ملل برای افغانستان، می‌گوید که نشانه‌هایی از «رشد مقاومت نظامی» علیه طالبان در افغانستان به چشم می‌خورد. با این حال، به گفته او، مشخص نیست که مردم هنوز توان و انگیزه مقاومت دارند یا به وضعیت نسبتاً صلح‌آمیز کنونی تن خواهند داد.

آقای ایده همچنین به اعتراض‌های هرات علیه امر به معروف اشاره کرد و نوشت که با وجود نبود یک اپوزیسیون سیاسی موثر، مردم در هرات در اعتراض به آزار زنان تظاهرات کردند و شعار «آموزش، کار و آزادی» سر دادند.

ایده در مقاله‌ای که روز یک‌شنبه، ۲۵ اسد، در روزنامه «آفتن‌پوستن» منتشر شد، نوشته است که در افغانستان صلح برقرار است، اما مردم، به‌ویژه زنان و دختران، بهای سنگینی برای آن پرداخته‌اند، زیرا حقوق و آزادی‌های آنان به‌شدت محدود شده است.

او به نقل از ولکر ترک، کمیشنر عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشت که افغانستان به «گورستان حقوق بشر» تبدیل شده است.

آقای ایده به مواضع هبت‌الله آخندزاده در قندهار اشاره کرده و نوشت که رهبر طالبان مخالفت با سیاست‌هایش را تحمل نمی‌کند. او نوشته است: «هبت‌الله جایگاه خود را از طریق شبکه‌های قبیله‌ای، یک نیروی امنیتی قدرتمند و حمایت رهبران مذهبی تقویت کرده است.»

به گفته ایده، رهبران مذهبی در نظام طالبان اکنون از جایگاه اجتماعی و منابع مالی بیشتری برخوردارند و زمینه مخالفت علنی با رهبر طالبان محدودتر شده است. چنانچه، «هیچ‌کس جرأت نمی‌کند رژیم را با یک رویارویی آشکار به خطر بیندازد.»

به گفته او، در سال‌های نخست پس از بازگشت طالبان به قدرت، حتی در درون این گروه نیز مخالفت‌هایی با برخی سیاست‌های سخت‌گیرانه، به‌ویژه ممنوعیت آموزش دختران، وجود داشت.

او به مواضع شماری از اعضای برجسته طالبان، از جمله چهره‌های نزدیک به شبکه حقانی، اشاره کرده است که با ممنوعیت آموزش دختران مخالفت کرده بودند. به گفته ایده، اکنون این صداها عملاً خاموش شده‌اند.

نماینده پیشین سازمان ملل نوشت که با وجود کنترول شدید فضای عمومی از سوی طالبان، اعتراض‌های پراکنده در بخش‌هایی از افغانستان ادامه دارد.

او افزود که گروه‌های مسلح مخالف طالبان در چندین بخش افغانستان فعال شده‌اند و یکی از این گروه‌ها در بدخشان برای مدت کوتاهی کنترول یک ولسوالی را در دست گرفت.

ایده در پایان پرسیده است که آیا مقاومت مسلحانه علیه طالبان در حال گسترش است.

به گفته او، مردم افغانستان از سال‌ها بحران، خشکسالی، سیلاب، فقر و محدودیت خسته‌اند. ایده نوشت: «شاید مقاومت نظامی در حال رشد باشد. در عین حال، مردم هنوز آن ۲۰ سالی را که به زنان و مردان حقوق و فرصت‌های جدید داد، به یاد دارند. سوال این است که آیا آن‌ها هنوز توان مقاومت دارند یا شکلی از صلح موجود را ترجیح می‌دهند.»

کای ایده، دیپلومات نارویژی، از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان و رئیس یوناما بود.

اوچا: بیش از ۹۲ هزار نفر در افغانستان از بلایای طبیعی آسیب دیده‌اند

۲۵ اسد ۱۴۰۵، ۱۹:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) می‌گوید که در هشت ماه گذشته، بیش از ۹۲ هزار نفر در افغانستان از بلایای طبیعی آسیب دیده‌اند. اوچا می‌گوید که تکرار بلایای طبیعی، در کنار افزایش نیاز به کمک‌های بشردوستانه، وضعیت مردم افغانستان را دشوارتر کرده است.

این حوادث در هر ۳۴ ولایت رخ داده و براثر سیلاب و رانش زمین بوده است. براساس این گزارش، از جنوری تا اوایل آگست، ۹۷ نفر جان باخته و ۳۳۱ نفر زخمی شده‌اند.

آمار اوچا نشان می‌دهد که نزدیک به ۱۰ هزار خانه آسیب دیده و بیش از دو هزار و ۱۰۰ خانه دیگر تخریب شده است. به این ترتیب، در مجموع نزدیک به ۱۳ هزار خانواده در سراسر افغانستان از بلایای طبیعی آسیب دیده‌اند.

اوچا می‌گوید که سیلاب‌ها بیش از هر بلای طبیعی دیگری به مردم آسیب زده و نیاز آنان به کمک‌های امدادی را افزایش داده است. نزدیک به ۸۸ هزار نفر از مجموع افراد آسیب‌دیده، در نتیجه این دو نوع حادثه متضرر شده‌اند.

بارندگی‌های فصلی، ذوب سریع برف، تخریب محیط زیست و کمبود زیرساخت‌های مناسب از عواملی عنوان شده‌اند که خطر سیلاب را، به‌ویژه در مناطق روستایی و کوهستانی، افزایش می‌دهند.

براساس گزارش اوچا، شرق افغانستان بیشترین آسیب را دیده است و بیش از ۵۱ هزار نفر در این منطقه از بلایای طبیعی متاثر شده‌اند.

نورستان در میان ولایت‌های شرقی بیشترین آسیب را دیده است. سیلاب و رانش زمین در این ولایت جان ده‌ها نفر را گرفته و صدها خانه را تخریب کرده یا آسیب زده است.

بین ۲۹ سرطان تا ۱۲ اسد نیز نزدیک به پنج هزار نفر در ۱۰ ولایت غزنی، کابل، کاپیسا، لغمان، لوگر، نورستان، پکتیا، پکتیکا، پنجشیر و پروان از حوادث طبیعی آسیب دیده‌اند.

خانواده‌های آسیب‌دیده همچنین از نابودی زمین‌ها و محصولات زراعتی، تخریب جاده‌ها، شبکه‌های آب‌رسانی و دیگر زیرساخت‌های حیاتی خبر داده‌اند.

اوچا می‌گوید که این خانواده‌ها سرپناه و دارایی‌های خود را از دست داده‌اند. زمین‌های زراعتی بسیاری از کشاورزان زیر آب رفته و مردم با جاده‌های تخریب‌شده، سیستم‌های آبیاری آسیب‌دیده، شبکه‌های آب‌رسانی و بازارهای ویران‌شده روبه‌رو هستند.

یکی از زنان آسیب‌دیده در نورستان به اوچا گفت که سیلاب خانه و تمام وسایل زندگی خانواده‌اش را با خود برده است.

شماری از خانواده‌ها اکنون در خیمه‌های موقت زندگی می‌کنند و با کمبود روشنایی، گاز، آب آشامیدنی سالم و خدمات بهداشتی دچار هستند.

زنان و کودکان بیش از دیگران از این حوادث آسیب دیده‌اند. اولگا چرووک، سخنگوی اوچا گفت که زنان در مناطق آسیب‌دیده نورستان، در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند به امکانات مناسب بهداشتی، خدمات درمانی و آب آشامیدنی سالم دسترسی کافی ندارند.

سازمان ملل می‌گوید که نهادهای بشردوستانه در بخش‌های آموزش، امنیت غذایی، صحت، حفاظت، سرپناه، آب و حفظ‌الصحه به خانواده‌های آسیب‌دیده کمک کرده‌اند، اما تخریب جاده‌ها و ادامه سیلاب‌ها روند امدادرسانی را دشوار کرده است.

اوچا تاکید کرد که کمک‌های فوری برای بسیاری از خانواده‌ها تنها برای مدت کوتاهی کافی است و بازسازی خانه‌ها و معیشت آنان به حمایت طولانی‌مدت نیاز دارد.

این اداره همچنین بر آمادگی در برابر حوادث آینده، ایجاد سیستم‌های هشدار زودهنگام، کاهش خطر بلایا و اقدامات سازگاری با تغییرات اقلیمی تاکید کرده است.