۳۵ زخمی انفجار در مکتبی در غرب کابل به شفاخانه ایمرجنسی منتقل شدهاند
شفاخانه ایمرجنسی کابل اعلام کرد که دستکم ۳۵ زخمی انفجار در مکتب شمع هدایت در غرب کابل، به این مرکز صحی منتقل شدهاند.
این شفاخانه نوشت که تمامی زخمیها کودکانی ۱۰ تا ۱۴ سالهاند که سه نفر آنها نیاز به جراحی دارند.
طبق گزارشها، نزدیک به ۵۰ کودک در این رویداد زخمی شدهاند.
دیجان پانیک، رئیس شفاخانه ایمرجسنی کابل سهشنبه، ۲۷ اسد، گفت همه زخمیهای منتقل شده به این مرکز صحی از جراحات ناشی از ترکش رنج میبرند. او افزود که هرچند حوادث مرگبار در پنج سال گذشته «کاهش قابل توجهی» داشته، اما هنوز اتفاق میافتند.
انفجار در مکتب خصوصی شمع هدایت در شهرک مهدیه دشتبرچی کابل عصر روز دوشنبه هنگام رخصتی دانشآموزان رخ داد.
تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است.
سخنگوی طالبان پیشتر به افغانستان اینترنشنال گفت که احتمال دارد انفجار در غرب کابل کار داعش یا «حلقات وابسته به آن» باشد.
ذبیحالله مجاهد افزود که تحقیقات درباره این انفجار جریان دارد و نیروهای امنیتی طالبان تلاش میکنند تا عاملان این رویداد را شناسایی و دستگیر کنند.
دیجان پانیک، رئیس ایمرجنسی تاکید کرد که وقوع این رویدادها نشان میدهد مراقبتهای بهداشتی و خدمات جراحی قربانیان جنگ در افغانستان هنوز یک ضرورت جدی است.
دشتبرچی در غرب کابل، منطقهای عمدتاً هزارهنشین است که در سالهای گذشته بارها شاهد حملات مرگبار انفجاری، بهویژه در مکاتب و مراکز آموزشی، بوده است.
پس از تسلیم شدن جمعه خان فاتح با شماری از افرادش به طالبان، منابع محلی در ولسوالی نسی بدخشان میگویند که طالبان بازداشتهای گسترده و تلاشی خانهبهخانه را آغاز کردند.
به گفته منابع، ساکنان محلی نگران انتقامگیری نیروهای طالبان هستند.
باشندگان محل روز سهشنبه (۲۷ اسد) به افغانستان اینترنشنال گفتند که همزمان با تسلیمی جمعه فاتح در بامداد روز دوشنبه، نیروهای اعزامی طالبان عملیات گستردهای را در ولسوالی نسی آغاز کردهاند.
به گفته منابع آنان به بهانه بازداشت و خلع سلاح نیروهای فاتح، اقدام به تلاشی خانههای مردم، لتوکوب، بازداشت و شکنجه باشندگان محل میکنند.
منابع محلی میگویند بازار ولسوالی نسی همچنان تعطیل است، مسیر اکثریت روستاها به مرکز مانند روزهای گذشته مسدود بوده و طالبان با ایجاد ایستهای بازرسی، شماری زیادی را بازداشت کرده است.
به گفته مردم، مراکز صحی، هتلها، مساجد و مکاتب در ولسوالی نسی در اختیار نیروهای نظامی طالبان قرار گرفته و این ولسوالی هنوز تحت وضعیت شدید نظامی است.
ترس نیروهای فاتح از انتقامگیری
صدها نیروی مربوط به جمعه فاتح در بخشهای کوهستانی ولسوالی نسی که خبر تسلیمی او را از طریق دیگران شنیدهاند، در ترس و نگرانی شدیدی به سر میبرند. این نیروها با گذشت یک شبانه روز هنوز نمیدانند چه سرنوشتی در انتظارشان است و اقدام بعدیشان چه باید باشد.
برادر یکی از نیروهای جمعه خان فاتح که اکنون در منطقه «شاخدره» به سر میبرد، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت آنچه بر سر نیروهای فاتح در نسی آمده، از نظر آنان همانند معامله سقوط افغانستان در پنج سال پیش است. به باور او، جمعه فاتح آنان را در کوهها رها کرده است. این منبع افزود نیروهایی که در درگیریهای یک هفته اخیر در کنار او بودند، اکنون در بیسرنوشتی مطلق و ترس از انتقامگیری نیروهای جنوبی طالبان به سر میبرند.
منابع محلی گفتند که در نخستین روز درگیری نیروهای جمعه فاتح و قطعات استخبارات طالبان که از کابل به منطقه اعزام شده بودند تلفات سنگین به نیروهای اعزامی وارد شده است. نیروهای جمعه خان نگرانند که این قطعه از آنان به سختی انتقام بگیرد.
نگرانی کارگران معادن
در پی حدود یک هفته درگیری میان جمعه خان فاتح و طالبان در ولسوالی نسی، صدها کارگر در معادن طلای این ولسوالی گیر مانده بودند و امکان رفتن به مناطق روستایی و پاییندست را نداشتند. این کارگران که از گرسنگی شدید رنج میبردند، شماری شان پس از تسلیمی فاتح وارد روستاها شدهاند، اما به شدت نگراناند که به تحت عنوان افراد جمعه فاتح بازداشت، لتوکوب و مورد آزار قرار گیرند.
گزارشهای رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان میدهد صدها کارگر در معادن طلای ولسوالی نسی، در روزهای جنگ شرایط بسیار دشواری را سپری کردهاند. ویدئویی نیز از یک کارگر منتشر شده که در آن از کمبود نان و شرایط سخت گرسنگی میگوید و تصریح میکند که دو طرف درگیری اجازه رفتن به مناطقی که دسترسی به غذا داشته باشند را به آنان نمیدادند.
خلع سلاح افراد فاتح
گزارشها از فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان، حاکی از آن است که هیئتی برای خلع سلاح نیروهای جمعه فاتح تعیین شده است. طالبان به ریاست فصیحالدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان هیئتی تشکیل داده و مولوی جمالالدین حقجو، معاون والی بدخشان، نیز از اعضای ارشد آن است.
به گفته منابع، شمار دیگری از متنفذین محلی ولسوالی نسی نیز در این گروه حضور خواهند داشت. با این حال، تاکنون گزارشی از آغاز به کار رسمی این هیئت به دست نرسیده است.
از سوی دیگر، منابع میگویند فصیحالدین روز گذشته با شماری از متنفذین بدخشان در دفتر معاون فرقه بدخشان در شهر فیضآباد دیدار کرده است. در این دیدار، مردم با نگرانی از وضعیت باشندگان نسی از او خواستهاند تا جلوی بدرفتاری و آزار و اذیت نیروهای طالبان علیه مردم منطقه گرفته شود.
کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی، سرور دانش رهبر حزب عدالت و آزادی و محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در بیانیههای جداگانه حمله به دانشآموزان مکتب در غرب کابل را نکوهش کردند.
آقای محقق گفت که طالبان ادعای تسلط کامل بر افغانستان را دارند و مسئولیت این فاجعه بر دوش طالبان است. او روز سهشنبه، ۲۷ اسد ضمن نکوهش انفجار در «مکتب شمع هدایت» نوشت حمله به کودکانی که فقط با کتاب و قلم سروکار دارند، نشانهای از «قساوت و بیرحمی» است.
رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان این حمله را «دد منشانه» خواند و تاکید کرد که طالبان مسئولیت دارد از جان و مال مردم در ساحه تحت کنترول خود مراقبت کند.
حزب عدالت و آزادی
حزب عدالت و آزادی به رهبری سرور دانش، معاون رئیسجمهور پیشین نیز در بیانیهای حمله به دانشآموزان در مکتب شمع هدایت را «وحشیانه و ضد انسانی» خواند و نکوهش کرد. این حزب نوشت مسئولیت اصلی تأمین امنیت شهروندان و حفاظت از مراکز آموزشی بر عهده گروه طالبان است. حزب عدالت و آزادی نوشت، گروهی که وزیر عدلیه آن مراکز مذهبی شیعیان و هزارهها را «مراکز فتنه» میخواند و از بستن این مراکز سخن میگوید، نمیتواند در برابر چنین جنایاتی خود را بیمسئولیت و بیخبر جلوه دهد. این حزب همچنین افزود که طالبان باید درباره این رویداد و سایر حملات مشابه، به مردم افغانستان پاسخ روشن و قانعکننده ارائه کند.
حزب سرور دانش خاطرنشان کرد که دهها حمله خونین علیه هزارهها و شیعیان در دوره حاکمیت طالبان بدون تحقیق و پیگرد عاملان آن به فراموشی سپرده شده است. این حزب افزود که تاکنون حتی یک مورد از عاملان و سازماندهندگان این «حوادث مصیبتبار» بهگونه شفاف در برابر مردم پاسخگو نشده و به عدالت سپرده نشدهاند. باشندگان پایتخت عصر روز دوشنبه، از وقوع انفجار در «مکتب خصوصی شمع هدایت» در شهرک مهدیه دشتبرچی کابل خبر دادند.
بربنیاد اطلاعات منابع، دستکم ۴۷ کودک دانشآموز این مکتب در پی این حمله زخمی شده و تحت درمان قرار دارند. تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته و طالبان نیز درباره این رویداد بهطور رسمی ابرازنظر نکرده است.
حزب وحدت اسلامی افغانستان حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری کریم خلیلی، معاون رئیسجمهور حکومت پیشین نیز حمله به دانشآموزان در این مکتب را تروریستی خواند و به شدت محکوم کرد. حزب کریم خلیلی نوشت این حمله بار دیگر عمق فاجعهای را آشکار میکند که جامعه هزاره و شیعه افغانستان سالهاست با آن روبهرو است.
در بیانیه این حزب آمده است که هدف حمله به دانشآموزان، صرفاً یک رویداد امنیتی و حمله تروریستی نیست؛ بلکه نشانهای آشکار از جنایت علیه بشریت و تداوم حملات هدفمندی است که میتواند در چارچوب نسلکشی هزارهها بررسی شود.
این حزب تاکید کرد که تکرار حملات علیه هزارهها در مکاتب، مساجد، مراکز آموزشی، ورزشی و دیگر اماکن عمومی، در کنار تبعیض و آزار سیستماتیک، نمیتواند بهعنوان حوادث پراکنده و بیارتباط با یکدیگر بررسی شوند.
حزب وحدت اسلامی افغانستان تاکید کرد که کشتار و آزار هدفمند یک جامعه به دلیل هویت قومی و مذهبی آن، جنایت علیه کرامت انسانی و حقوق بنیادین شهروندان است.
در تازهترین نشانه از نزدیکتر شدن روابط هند و طالبان، آنند پراکاش، معاون وزارت خارجه هند، در مراسم پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت در دهلی نو شرکت کرد.
طالبان با دو روز تأخیر، مراسم پنجمین سالگرد بازگشت خود به قدرت را در سفارت افغانستان در اسلامآباد و دهلی نو برگزار کردند.
آنند پرکاش، معاون وزارت خارجه هند و مسئول بخش پاکستان، افغانستان و ایران، به نمایندگی از این کشور در مراسمی که در سفارت افغانستان در دهلی نو برگزار شد، حضور یافت. سنیها دوبی، مدیر این بخش، نیز در این مراسم شرکت کرد.
با این حال، هیچ مقام بلندپایه دولت پاکستان در مراسمی طالبان در اسلامآباد برگزار کرد حضور نداشت.
طالبان روز دوشنبه مراسم مجللی را هتل پنج ستاره سرینا در اسلامآباد برگزار کرد.
نور احمد نور، کاردار طالبان در هند، در سخنرانی خود گفت افزایش اعتماد سیاسی، گسترش همکاریهای اقتصادی و ادامه تعامل میان افغانستان و هند به سود هر دو کشور است و میتواند به ثبات منطقه، گسترش ارتباطات و رفاه مشترک کمک کند.
او همچنین از وزارت خارجه هند و اس جیشنکر، وزیر خارجه این کشور، به دلیل آنچه حمایت از حقوق بینالمللی افغانستان خواند، قدردانی کرد و خواستار حمایت بیشتر هند از افغانستان شد.
پس از تیره شدن روابط طالبان و پاکستان، مقامهای ارشد طالبان در ماههای اخیر چندین بار به هند سفر کردهاند. مهمترین این سفرها، سفر امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، به دهلی نو در اکتبر ۲۰۲۵ و سفر نورالدین عزیزی، سرپرست وزارت صنعت و تجارت طالبان، به هند در نوامبر ۲۰۲۵ بود.
هند تاکنون اداره طالبان را بهصورت رسمی به رسمیت نشناخته است؛ اما سال گذشته به دیپلوماتهای طالبان اجازه داد کنترل سفارت افغانستان در دهلی نو را در دست بگیرند و همزمان سطح نمایندگی دیپلوماتیک خود در کابل را نیز ارتقا داد.
با وجود نبود بهرسمیتشناسی رسمی طالبان از سوی هند، پرچم ملی افغانستان همچنان در سفارت این کشور در دهلی نو برافراشته است؛ اما طالبان اجازه دارند مراسم و نشستهای خود را در این سفارت زیر پرچم خود برگزار کنند.
تقویت روابط طالبان و هند در حالی صورت میگیرد که روابط طالبان و پاکستان در ماههای اخیر بهشدت پرتنش شده است.
نور احمد نور، با اشاره به سفرهای مقامهای بلندپایه طالبان به هند در سالهای اخیر گفت روابط دو کشور پیشرفت قابلتوجهی داشته و بر پایه «احترام متقابل، تعامل سیاسی و منافع مشترک» پیش رفته است.
فرشته سلیمانی، بازیگر سینما، آن زمان که طالبان هنوز در کوهها بودند و افغانستان در تلاش ترسیم تصویری از امید، آزادی و زن روی پرده بود، وارد صحنه شد.
فرشته سلیمانی در سن کم وارد جهان هنر شد. در مدت کوتاهی در چند سریال تلویزیونی نقش گرفت و میان مخاطبان شناخته شد. نقش «راضیه» در سریال «و آن بالا خدا هست» یکی از نقشهایی بود که او را بیشتر به مخاطبان معرفی کرد.
همزمان درسهای هنری را در آموزشگاههای مختلفی که در آن زمان وجود داشت ادامه میداد و در فعالیتهای خیریه نیز سهم میگرفت. فرشته برای آیندهاش برنامههای بزرگی داشت و باور داشت سینما و تلویزیون افغانستان میتواند برای زنان و نسل تازه روایتهای متفاوتی بسازد.
تصویری فراتر از مظلومیت زن
فرشته در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال میگوید میخواست زن و مرد در سینما حقوق برابر داشته باشند. به باور او، نقشهای مرکزی نباید تنها بر اساس سیما و صدا به بازیگران داده شود؛ مهارت و توانایی باید معیار باشد.
او میگوید نمیخواست که سینما زن را همیشه «مظلوم و وابسته» نشان دهد. میخواست زنان در نقشهای مرکزی چهرههای متفاوت داشته باشند؛ دختر شوخ و باهوش، ورزشکار، بوکسر، وزیر، خلبان، فرمانده یا قاضی. برای او مهم بود که زن در داستان تصمیم بگیرد، عمل کند و مسیر روایت را پیش ببرد.
الگوسازی برای نسل نو
نگاه فرشته به هنر، کودکان و نوجوانان را نیز در بر میگرفت. او میخواست شخصیتهایی خلق شوند که برای آنان الهامبخش باشند.
به گفته او، در کشورهای دیگر کودکان با شخصیتهایی بزرگ میشوند که برایشان الگو میشوند. آرزوی فرشته این بود که کودکان افغانستان نیز چنین الگوهایی داشته باشند و تولیدات تلویزیونی کشور به سطح حرفهای کشورهای دیگر نزدیک شود.
بازی با نقاب؛ تلاش برای حذف نشدن
اما با بازگشت طالبان در آگست ۲۰۲۱، صحنه برای زنان تغییر کرد. مسئله دیگر فقط این نبود که زن چه نقشی در تلویزیون داشته باشد؛ اصل حضور زن در صحنه تلویزیون محدود شد.
پوشش سیاه و ماسک بخشی از حضور فرشته مقابل دوربین شد. او در همین شرایط کار کرد و حتی شخصیتهایی را بازی کرد که با باورها و معیارهای هنری خودش همخوان نبودند. برایش مهم بود که شخصیت زن از داستان حذف نشود. میگوید حاضر بود حتی با چادری کار کند.
فعالیت در میدانهای محروم
در آن سالها، زندگی فرشته فقط در قاب تلویزیون خلاصه نمیشد. با کمک دیگران به مناطق دوردست میدان وردک میرفت و مواد درسی به کودکانی میرساند که دسترسی آسان به امکانات آموزشی نداشتند.
در شنیه بهسود در ساخت یک مکتب همکاری کرد. به گفته او، این مکتب تکمیل شده و کودکان منطقه هنوز در آن درس میخوانند.
او با زنان همان منطقه در ساخت یک کلینیک نیز همکاری کرد. به گفته فرشته، ساختمان کلینیک اکنون تکمیل شده است. تصاویر آن دوره، سفرهای او برای کار روی این پروژه را ثبت کردهاند؛ سفرهایی که در کنار فعالیت هنری، بخشی از زندگی اجتماعی او را شکل میداد.
فرشته تصمیم نداشت با دشوارتر شدن شرایط، کشور را ترک کند. میخواست فعالیت هنری و اجتماعیاش را در افغانستان ادامه دهد. هنوز میخواست در همان جایی بماند که برایش کار کرده بود و در همان جامعهای فعالیت کند که قصههایش را از آن میگرفت.
رفتهرفته اما فشارها و محدودیتها بیشتر شد و او تا سال ۲۰۲۴ در افغانستان ماند و سرانجام کشور را ترک کرد.
فرشته به افغانستان اینترنشنال میگوید: «هیچ وقتی فکر نمیکردم روزی از وطنم دور شوم، چون واقعاً دوست داشتم آنجا کار کنم و آنجا باشم.»
نمایش خشونت به جای هنر
حالا پنج سال پس از بازگشت طالبان، تصاویر مراسم ۲۴ اسد برای او یادآور فاصلهای است میان رویایی که برای هنر افغانستان داشت و صحنهای که امروز میبیند.
پشت این تصاویر، سالهایی قرار دارد که خودش در همان کشور ماند، کار کرد و تلاش کرد جای زن را در صحنه تلویزیون حفظ کند.
طالبان در پنجمین سالگرد بازگشت به قدرت، در پکتیا صحنه حملات انفجاری به نیروهای امریکایی را در قالب یک نمایش تمثیلی بازسازی کردند. در قندهار نیز طالبان و هوادارانشان تمثال دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، را در خیابانها به نمایش گذاشتند و آن را لتوکوب کردند.
این تصاویر فرشته را آزار میدهد. او هنر را فضایی برای خلق شخصیت، الگوسازی و رساندن پیام به جامعه میدید. برای او صحنه جایی بود که میشد زن را متفاوت از تصویری که همیشه از او ساخته شده بود نشان داد؛ زنی که تصمیم میگیرد، حرکت میکند و داستان را پیش میبرد.
حالا اما زنان از صحنه تلویزیون کنار رفتهاند و در مراسم طالبان، انفجار و لتوکوب به شکل نمایش بازسازی میشود. برای فرشته، این تصویر فاصله میان آن چیزی است که برای هنر افغانستان آرزو داشت و آنچه امروز میبیند.
غربت و نقشی که ناتمام ماند
در مهاجرت، فرشته میگوید دیگر انگیزه گذشته را ندارد. از مخاطبانی که برایشان نقش بازی میکرد دور است، سوژههایی را که از جامعه و زندگی مردم افغانستان میگرفت در کنار خود ندارد و آرمانهای هنریاش نیمهتمام ماندهاند.
شاید برای همین است که وقتی از افغانستان، هموطنانش و آنچه پشت سر گذاشته حرف میزند، بغض گلویش را میگیرد.
دختری که با فکر تغییر صحنه تلویزیون وارد جهان هنر شده بود، در سالهای حاکمیت طالبان برای حفظ حضور زن در همان صحنه تلاش کرد. میخواست بماند، کار کند و روایتهای دیگری از زن افغان بسازد؛ اما سرانجام خودش از همان صحنه دور شد.
و آخرین نقش فرشته، ماندن بود؛ نقشی که نتوانست تا پایان بازی کند.
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، ساختار اداری افغانستان دستخوش تغییرات گسترده شده است؛ از ترکیب کارمندان دولت تا تعریف تازهای که از تحصیل، تخصص و شایستگی شکل گرفته است.
در نخستین ماههای پس از سقوط نظام جمهوری، شمار زیادی از پزشکان، مهندسان، استادان دانشگاه، اقتصاددانان، حقوقدانان و کارمندان فنی افغانستان را ترک کردند یا از وظایف دولتی کنار زده شدند. حضور زنان نیز به تدریج از بخش بزرگی از ادارههای دولتی حذف یا محدود شد.
با این حال، آمار رسمی طالبان تصویری متفاوت از سطح تحصیلات کارکنان دولت ارائه میکند. براساس این آمار، سهم کارمندان دارای مدرک کارشناسی و بالاتر در مقایسه با سالهای پایانی جمهوریت بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
پشت این افزایش اما پرسش دیگری قرار دارد: آیا افزایش شمار مدارک به معنای افزایش نیروی متخصص در اداره افغانستان نیز بوده است؟
جهش ۱۹ درصدی کارمندان تحصیلکرده
براساس آمار رسمی طالبان، از مجموع ۴۱۵ هزار و ۸۷۹ کارمند خدمات ملکی، ۱۸۶ هزار و ۷۴۰ نفر مدرک کارشناسی، ۱۵ هزار و ۸۸ نفر مدرک کارشناسی ارشد و ۵۸۸ نفر دکترا دارند. در مجموع، بیش از ۲۰۲ هزار نفر، یا نزدیک به ۴۹ درصد کارکنان، در این سه سطوح تحصیلی قرار میگیرند.
در سال ۱۳۹۹، در ماههای پایانی حکومت جمهوری، از حدود ۳۲۵ هزار کارمند خدمات ملکی، نزدیک به ۹۸ هزار نفر یعنی حدود ۳۰ درصد کارکنان تحصیلات عالی داشتند.
بنابراین، آمار رسمی از افزایشی قابل توجه حکایت دارد: شمار دارندگان مدرک کارشناسی و تحصیلات بالاتر در دستگاه دولتی بیش از دو برابر شده و سهم آنان از حدود ۳۰ درصد به نزدیک ۴۹ درصد رسیده است.
اما این ارقام به تنهایی نشان نمیدهد که این افراد در چه رشتههایی تحصیل کردهاند، مدارکشان را از چه مسیری به دست آوردهاند و تا چه اندازه تحصیلات آنان با وظایفی که برعهده دارند، مرتبط است.
معادلسازی مدارک مدارس دینی
یکی از تحولاتی که میتواند بخشی از این افزایش را توضیح دهد، گسترش معادلسازی تحصیلات مدارس دینی با مدارک دانشگاهی در دوره طالبان است.
در این نظام، فارغان مدارس دینی میتوانند بدون تحصیل در دانشگاه و پس از شرکت در آزمونهای تعیینشده، مدارک معادل کارشناسی و کارشناسی ارشد دریافت کنند. مرحله «عالیه» معادل لیسانس و مرحله «عالمیه» معادل ماستری شناخته میشود.
مراسم دستاربندی یک مدرسه دینی طالبان
براساس آمار وزارت تحصیلات عالی طالبان، تنها در سال ۱۴۰۳ به ۱۵ هزار عالم دینی و طلبه مدرک معادل کارشناسی ارشد و به ۱۱ هزار نفر دیگر مدرک معادل کارشناسی داده شده است؛ در مجموع ۲۶ هزار مدرک معادل دانشگاهی در یک سال.
این روند ادامه دارد. در آزمون سالانه عالیه و عالمیه که در جدی ۱۴۰۴ آغاز شد، ۲۸ هزار عالم دینی و طلبه از سراسر افغانستان شرکت کردند تا در صورت کامیابی، مدارک معادل لیسانس و ماستری دریافت کنند.
این ارقام میتواند بخشی از افزایش دارندگان مدارک تحصیلی در آمار طالبان را توضیح دهد. با این حال، طالبان در آمار منتشرشده تفکیک نکردهاند که از میان بیش از ۲۰۲ هزار کارمند دارای کارشناسی و تحصیلات بالاتر، چند نفر فارغ دانشگاهاند و چه تعداد مدرک معادل مدارس دینی دارند.
به این ترتیب، در آمار رسمی، یک مهندس، فارغ اقتصاد و دارنده مدرک معادل مدرسه دینی میتوانند در یک رده آماری قرار بگیرند.
طالبان به فارغان مدارس دینی و جهادی مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا میدهد
وزارتهای تخصصی در اختیار چهرههای غیرمتخصص
بررسی زندگینامههای رسمی اعضای کابینه طالبان نشان میدهد که از میان ۲۵ وزارت، در دستکم ۱۰ وزارت که ماهیت کار آنها به دانش فنی و تخصص حرفهای وابسته است، در سوابق وزیران مدرک دانشگاهی یا پیشینه حرفهای مرتبط با حوزه مسئولیتشان دیده نمیشود.
این یافته به این معنا نیست که وزیران ۱۵ وزارت دیگر متخصص حوزه مسئولیت خود هستند. این بررسی مشخصاً وزارتهایی را در نظر گرفته است که اداره آنها مستقیماً به دانش تخصصی در حوزههایی مانند اقتصاد، مالیه، صحت، انرژی، معادن، زراعت، زیرساخت، مخابرات و تحصیلات عالی نیاز دارد.
در زندگینامه شماری از وزیران، تحصیلات عمدتاً به مدارس دینی محدود است و بخش مهم سابقه کاری آنان را فعالیتهای نظامی، سیاسی یا تشکیلاتی طالبان تشکیل میدهد.
در برخی از زندگینامههای رسمی حتی مهارتهایی مانند «تسلط به زبان دری» در کنار ویژگیهای فردی وزیر ذکر شده، اما مدرک دانشگاهی یا تجربه حرفهای مرتبط با وزارت تحت مدیریت او دیده نمیشود.
در نتیجه، افرادی که عمده تحصیلاتشان دینی و تجربهشان نظامی و تشکیلاتی است، اکنون درباره برخی از پیچیدهترین بخشهای اداره کشور تصمیم میگیرند.
این مسئله فراتر از عنوان و مدرک وزیران است. تصمیمهایی که در رأس یک وزارت گرفته میشود، بر بودجه، استخدام، پروژههای زیربنایی، خدمات عمومی و در نهایت زندگی میلیونها شهروند اثر میگذارد.
بحث تخصص تنها به انتخاب وزیران محدود نیست. دستورهای تازه رهبر طالبان نشان میدهد که در سطح کارمندان دولت نیز معیارهای مذهبی و رفتاری از جمله گذاشتن ریش و داشتن لنگی میتواند مستقیماً بر ادامه کار و موقعیت اداری افراد اثر بگذارد.
در مکتوبی منسوب به هبتالله آخندزاده درباره اجرای قانون امر به معروف در ادارههای دولتی، برای کارمندانی که معیارهای تعیینشده را رعایت نکنند، مجازاتهایی از کسر معاش و تنزیل رتبه تا تبدیل وظیفه و برکناری در نظر گرفته شده است.
به این ترتیب، به این ترتیب، معیارهای ایدیولوژیک به عاملی برای ادامه کار یا برکناری کارمندان دولت تبدیل شده است.
همزمان با این تغییرات، محدودیتهای طالبان زنان را به یکی از بزرگترین گروههای حذفشده از ساختار اداری افغانستان تبدیل کرده است.
براساس برآورد یونیسف، سهم زنان در خدمات ملکی از ۲۱ درصد به ۱۷.۷ درصد کاهش یافته است. این نهاد هشدار داده که در صورت ادامه محدودیتها، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ ممکن است ۲۰ هزار آموزگار زن و پنج هزار و ۴۰۰ کارمند زن بخش صحت را از دست بدهد.
پیامد این روند تنها حذف چند هزار نفر از فهرست کارمندان دولت نیست. در جامعهای که محدودیتهای طالبان ارتباط مستقیم زنان با مردان نامحرم را دشوار کرده، کاهش شمار آموزگاران، پزشکان، قابلهها، وکلا و کارمندان زن میتواند دسترسی زنان و دختران به خدمات اساسی را نیز محدودتر کند.
در یک بررسی سازمان ملل، تنها ۱۴ درصد زنان گفتهاند که به نظام رسمی عدالت دسترسی دارند.
حذف زنان از آموزش و اشتغال پیامد اقتصادی نیز دارد. یونیسف زیان ناشی از محدودیت آموزش دختران و اشتغال زنان را سالانه دستکم ۸۴ میلیون دالر برآورد کرده است.
بحران نیروی متخصص در افغانستان تنها به کسانی که پس از آگست ۲۰۲۱ کشور را ترک کردند یا از کار کنار گذاشته شدند، محدود نمیشود.
محدودیت آموزش دختران پس از صنف ششم و ممنوعیت تحصیل زنان در دانشگاهها، مسیر تربیت بخش بزرگی از نیروی متخصص آینده افغانستان را نیز مسدود کرده است.
به این ترتیب، افغانستان همزمان با دو مشکل روبهرو است: متخصصانی که امروز از نظام اداری و حرفهای کشور خارج میشوند و متخصصانی که در سالهای آینده اساساً فرصت آموزش و ورود به این نظام را پیدا نخواهند کرد.
پیامد چنین روندی میتواند بسیار فراتر از دوره کنونی حکومت طالبان ادامه یابد. بازکردن دوباره دروازه یک دانشگاه یا مکتب ممکن است با یک تصمیم امکانپذیر باشد، اما جایگزینکردن استادان، داکتران، مهندسان، مدیران و دیگر نیروهای متخصصی که مهاجرت کردهاند یا فرصت آموزش نیافتهاند، سالها زمان خواهد برد.
پنج سال پس از بازگشت طالبان، دولت این گروه روی کاغذ تحصیلکردهتر شده است. اما در عمل، تعریف تحصیلات دانشگاهی تغییر کرده، معیارهای ایدیولوژیک در ادارات پررنگتر شده و در بخشهای فنی، همچنان میان تخصص افراد و مسئولیتی که به آنان سپرده شده، فاصله زیادی وجود دارد.
در چنین ساختاری، افزایش مدارک شاید به درد درشتتر شدن آمار بخورد، اما معیار واقعی، تغییری است که در کیفیت اداره و زندگی مردم ایجاد میکند.