جبهه سپاهیان میهن از حمله به شرکت خارجی استخراج طلا در تخار خبر داد

جبهه سپاهیان میهن در اعلامیهای گفت که به یک شرکت خارجی استخراج طلا در ولایت تخار حمله کرده است. به گفته این جبهه، در این حمله یک نفر کشته و شماری دیگر زخمی شدهاند.

جبهه سپاهیان میهن در اعلامیهای گفت که به یک شرکت خارجی استخراج طلا در ولایت تخار حمله کرده است. به گفته این جبهه، در این حمله یک نفر کشته و شماری دیگر زخمی شدهاند.
جبهه سپاهی میهن روز سهشنبه در اعلامیهای گفت که از این پس، شرکتهای خارجی فعال در استخراج طلا و شرکتهای وابسته به طالبان را هدف قرار خواهد داد. این جبهه گفت که حفاظت از منابع طبیعی و سرمایههای ملی افغانستان از «رسالتهای» آن است.
در اعلامیه مشخص نشده است که این شرکت استخراج طلا که دو روز پیش هدف حمله قرار گرفت، متعلق به کدام کشور است.
پیش از این، منابع به افغانستان اینترنشنال گفته بودند که افراد مسلح شنبه شب، ۲۴ اسد در منطقه چنارک ولسوالی چاهآب ولایت تخار بر یک شرکت چینی استخراج طلا حمله کردند. به گفته منابع، مهاجمان در این حمله از سلاحهای سبک و سنگین استفاده کرده و با محافظین این شرکت درگیر شدهاند.
جبهه سپاهیان میهن به شرکتهای استخراج طلا هشدار داده است که استخراج معادن را متوقف کنند، در غیر این صورت «اهداف مشروع» نیروهای این جبهه خواهند بود.
براساس اطلاعات وزارت معادن و پترولیم طالبان، یک شرکت مشترک افغانی-چینی برای استخراج طلا در تخار ۳۱۰ میلیون دالر سرمایهگذاری کرده است. طبق توافق، ۵۶ درصد سهم پروژه به حکومت طالبان و ۴۴ درصد آن به شرکت واگذار شده است. این شرکت در ۱۴۰۲ گفته بود استخراج معدن بین سه تا پنج سال ادامه خواهد داشت.
این دومین عملیات جبهه سپاهیان میهن در تخار پس از تصرف چندساعته ولسوالی یفتل در ۲۶ سرطان امسال است.
هدف قراردادن شرکت استخراج ویژگی متمایز حملات چریکی گروه در مقایسه با گروه های دیگر مقاومت در افغانستان است.
کالین اسمیت، از مسئولان تیم نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل میگوید که ۱۳۵ عضو طالبان، از جمله اعضای شبکه حقانی، بهدلیل سوابق و ارتباطات پیشین خود با فعالیتهای تروریستی در فهرست تحریمهای شورای امنیت قرار دارند. او افزود که شبکه حقانی همچنان فعال است.
آقای اسمیت در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت که ۵۹ نفر از افراد تحریم شده اکنون در ساختار حکومت طالبان حضور دارند.
انس حقانی، برادر سراج الدین حقانی، قبلا وجود این شبکه بهعنوان ساختاری مستقل از طالبان را رد کرده بود. او در واکنش به اظهارات جین ماریوت، سفیر بریتانیا در اسلامآباد، گفته بود چیزی به نام «شبکه حقانی» وجود ندارد و در افغانستان «یک نظام و یک رهبر» حاکم است.
ماریوت در آن زمان از ادامه فعالیت تحریک طالبان پاکستان و شماری دیگر از گروههای مسلح، از جمله شبکه حقانی، در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود.
ارتباط با سازمانهای تروریستی
اسمیت افزود که سازمان ملل همچنان درباره ارتباط طالبان با شماری از گروههای تروریستی و حمایت این گروه از برخی از آنها نگران است.
هماهنگکننده تیم نظارت بر تحریمهای شورای امنیت گفت که براساس ارزیابیهای سازمان ملل، دستکم ۲۰ گروه تروریستی در افغانستان و پیرامون آن فعالیت دارند. به گفته او، همه این گروهها در فهرست تحریمهای شورای امنیت قرار ندارند، اما حضور آنها در افغانستان برای کشورهای منطقه و جامعه جهانی نگرانی امنیتی ایجاد کرده است.
اسمیت گفت هر گروهی که به خشونت و حملات مرگبار متعهد باشد، میتواند تهدید ایجاد کند و باید مهار شود.
حمایت طالبان از تیتیپی
اسمیت افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان را یکی از موضوعات مهم و نگرانکننده امنیتی در منطقه خواند.او گفت: «یکی از مهمترین روندها شدتیافتن حملات برخی گروهها، به خصوص تیتیپی، در پاکستان است. این روند نگرانکننده است.»
به گفته او، طالبان از تیتیپی «حمایت فعال» میکند. اسمیت گفت که در گزارش اخیر تیم نظارتی سازمان ملل نیز آمده است که اعضای تیتیپی از طالبان دستمزد ماهانه دریافت میکنند.
او افزود که طالبان در برابر برخی گروههای تروریستی سیاست حمایت یا مدارا در پیش گرفته و روابطش با شماری از این گروهها در سطوح بلند نیز ادامه دارد.
تهدید داعش خراسان
اسمیت داعش خراسان را یکی از فعالترین و نگرانکنندهترین گروههای تروریستی در افغانستان و منطقه خواند و شمار جنگجویان آن را حدود دو هزار نفر برآورد کرد. این مقام سازمان ملل گفت که هرچند دامنه حملات داعش خراسان کاهش یافته، اما این گروه همچنان فعال است و از ابزارها و فناوریهای مختلف برای تبلیغات و تأمین مالی استفاده میکند.
او با اشاره به بیانیه اخیر وزارت خزانهداری امریکا گفت که داعش خراسان تنها در یک ماه بیش از چهار میلیون دالر رمزارز دریافت کرده است.اسمیت افزود که اخاذی، آدمربایی و سرمایهگذاری از طریق برخی افراد و شبکههای ظاهرا قانونی نیز از دیگر روشهای تأمین مالی گروههای تروریستی است.
اسمیت تأکید کرد که کاهش حملات داعش به معنای از بین رفتن این گروه نیست.
حضور فعال القاعده در افغانستان
عضو کمیته نظارت بر تحریمهای سازمان ملل گفت که القاعده همچنان در افغانستان حضور دارد، هرچند شمار اعضای آن زیاد نیست. به گفته آقای اسمیت، القاعده به شکلی از تیتیپی حمایت میکند و در مقطعی نیز با انتشار اعلامیهای از این گروه در برابر دولت پاکستان حمایت کرده است.
اسمیت این روابط را نگرانکننده خواند و گفت ارتباط و حمایت متقابل میان گروههای تروریستی در افغانستان میتواند تهدیدهای امنیتی را افزایش دهد. او همچنین گفت شماری از اعضای طالبان با القاعده ارتباط دارند و ازدواجهای درونگروهی و حمایت متقابل از نمونههای این روابط درهم تنیده است.
به گفته اسمیت، شماری از اعضای گروههای تروریستی نیز از طالبان پاسپورت افغانستان دریافت کردهاند.
امکان حذف افراد از فهرست تحریمها
اسمیت گفت که قرار گرفتن در فهرست تحریمهای شورای امنیت همیشگی نیست و اگر شرایط تغییر کند و معیارهای لازم برآورده شود، امکان بررسی حذف افراد از این فهرست وجود دارد.
او افزود که تحریمها همیشه با هدف مجازات وضع نمیشوند و هدف اصلی در بسیاری موارد، وادار کردن افراد و گروههای تحریمشده به تغییر رفتار است. به گفته اسمیت، کنار گذاشتن خشونت، قطع رابطه با گروههای تروریستی و رعایت حقوق اساسی شهروندان، بهویژه زنان و اقلیتها، میتواند زمینه را برای بررسی لغو تحریمها فراهم کند.
او گفت تحریمها بر افراد فهرستشده اثر گذاشته، اما مشکلات اقتصادی، بیکاری و فقر در افغانستان را نمیتوان تنها به تحریمهای شورای امنیت نسبت داد.
طالبان و فرصت تغییر
اسمیت گفت شورای امنیت همچنان از حضور گروههای تروریستی در افغانستان نگران است، اما در عین حال تلاش میکند تعامل با طالبان را افزایش دهد.
به گفته او، طالبان میتواند از این تعامل برای کاهش نگرانیهای شورای امنیت استفاده کند. تیم نظارتی سازمان ملل در ۱۸ ماه گذشته دو بار با طالبان دیدار کرده است تا دیدگاههای دو طرف روشنتر شود و از سوءبرداشت جلوگیری شود.
اسمیت گفت: «در افغانستان گروههایی هستند که موجب نگرانی امنیتی برای منطقه و جهاناند.»
او افزود که شورای امنیت با ادامه گفتوگو با طالبان میخواهد اطلاعات دقیقتری درباره وضعیت امنیتی افغانستان و روابط طالبان با گروههای مسلح و تروریستی به دست آورد.
انستیتوت هوور در گزارشی تازه، با استناد به مصاحبههای حمدالله محب، سمیع سادات و هیبتالله علیزی، سه مقام ارشد امنیتی حکومت پیشین افغانستان، جزئیات تازهای از آخرین ساعات جمهوریت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ منتشر کرده است.
محب، مشاور شورای امنیت، سادات، مسئول امنیت پایتخت و علیزی، رئیس ستاد ارتش بودند و بدون دسترسی به همدیگر برای پایان کار جمهوریت تصمیم گرفتند.
بربنیاد گزارش، حمدالله محب تمام آن روز را صرف تدارک خروج رئیسجمهور غنی کرده بود. سمیع سادات و هیبتالله علیزی نیز هنوز در تلاش بودند نیروهای امنیتی را برای دفاع از کابل بسیج کنند.
انستیتوت هوور روز سهشنبه، ۲۷ اسد گزارشی درباره آخرین لحظات فروپاشی جمهوریت و بازگشت طالبان منتشر کرد. این گزارش بر روایت سه مقام امنیتی حکومت اشرفغنی متمرکز است و حمدالله محب، مشاور امنیت ملی وقت را طراح اصلی خروج رئیسجمهور از کابل معرفی میکند.
در گزارش آمده است که هدف محب تنها نجات جان اشرفغنی نبود. او از یک سال پیش سناریوهای احتمالی برای خروج رئیسجمهور را بررسی کرده بود.
حمدالله محب درباره وضعیت حکومت در آن روز گفته است: «سلسله مراتب فرماندهی از هم پاشیده بود، چون زنجیره واقعی، زنجیره فرماندهی امریکا بود و وقتی آن شکست، زنجیره داخلی که بر پایههای سست استوار بود، همراه با آن فرو ریخت. در آن زمان، هیچکس قادر به تصمیمگیری نبود.»
مشاور امنیت ملی حکومت پیشین میگوید هر بار که در آن روز از دفترش بیرون میشد و دوباره برمیگشت، میدید شمار بیشتری از کارکنان محل را ترک کردهاند. او گفت: «فرض من این بود که مردم در حال فرار هستند و ترجیح دادم زنده بمانند.»
محب درباره خروج اشرفغنی از کابل به سرنوشت داکتر نجیبالله پس از فروپاشی حکومت او در سال ۱۹۹۲ اشاره کرده است. او گفت: «نجیب نماند. او نتوانست خارج شود. نقشه فرار او شکست خورد و من این نقشههای فرار را بهطور بسیار دقیق مطالعه کرده بودم.»
در بخشی از گزارش آمده است که پیلوت رئیسجمهور پیش از پرواز جملهای گفت که محب در ابتدا متوجه اهمیت آن نشد: «سوخت چرخبال کامل است.»
براساس گزارش، چرخبالی که مخزن سوخت آن کاملا پر باشد، ظرفیت حمل وزن کمتری دارد. به همین دلیل، چرخبال رئیسجمهور نمیتوانست همه افرادی را که برای خروج آماده بودند، با خود ببرد.
میدان هوایی کابل نیز در آن زمان گزینه عملی برای خروج نبود. حلیمه کاظم، پژوهشگر انستیتوت هوور و نویسنده گزارش نوشت که امریکاییها برج مراقبت را در اختیار داشتند و به پیلوتها اجازه پرواز نمیدادند. ننگرهار و خوست که بهعنوان گزینههای جایگزین در نظر گرفته شده بودند، نیز سقوط کرده بودند.
محاسبه محب این بود که کشته شدن رئیسجمهور در کابل نهتنها شهر را نجات نمیدهد، بلکه میتواند آن را وارد بحران شدیدتری کند.
براساس گزارش، سوخت چرخبال برای رسیدن به ترمذ در اوزبیکستان کافی بود و چند مسیر میانبُر نیز وجود داشت، اما هیچ برنامه پرواز مشخصی در کار نبود.
محب میگوید در آخرین لحظات به اشرفغنی گفت که دیگر زمانی باقی نمانده است و تأکید کرد که فرد دیگری نباید از تصمیم آنها باخبر شود، زیرا «هرچه تعداد افرادی که میدانند کمتر باشد، احتمال زنده ماندن بیشتر است.»
حلیمه کاظم نوشت که محب به برداشتهای متفاوتی که از مرگ احتمالی اشرفغنی شکل میگرفت، فکر کرده بود. به گفته محب، اگر غنی در ارگ کشته میشد، برخی او را «شهید» میخواندند، اما اگر هنگام خروج کشته میشد، چنین برداشتی شکل نمیگرفت. او همچنین گفته است که کشته شدن اشرفغنی میتوانست برای مدت طولانی به شایعات و نظریههای توطئه دامن بزند.
حمدالله محب در گفتوگو با پژوهشگر انستیتوت هوور، دو ساعت پرواز تا ترمذ را طولانیترین ساعات زندگی خود توصیف کرده است. او گفت که در تمام مسیر انتظار داشت چرخبال از سوی امریکاییها، طالبان یا یکی از فرماندهان جنگی سرنگون شود.
محب درباره گزینههای دیگر برای خروج گفت: «میتوانستم با نقشه دیگران همراه شوم، آنها هم بالاخره میرفتند و اشرفغنی گیر میافتاد. کسی نمیدانست، شاید اول رئیسجمهور را میکشتند.»
او همچنین گفت که کشته شدن اشرفغنی میتوانست افغانستان را دوباره وارد جنگ داخلی کند.
مشاور امنیت ملی حکومت پیشین میگوید محاسبه او در آن زمان این بود که حکومت طالبان ممکن است بد باشد، اما از یک جنگ داخلی تمامعیار بهتر خواهد بود. او افزود: «البته ممکن است در آینده به این نتیجه برسم که جنگ میتوانست بهتر باشد و ما برای آن بیش از حد هزینه دادیم.»
سادات: احساس کردم زمین زیر پایم خالی شد
سمیع سادات، فرمانده پیشین قولاردوی ۲۱۵ میوند که چهار روز پیش مسئولیت امنیت کابل را نیز گرفته بود، کمی پیش از ساعت دو بعدازظهر ۱۵ آگست از فرار اشرفغنی باخبر شد.
بنا به این گزارش، اسدالله خالد، وزیر دفاع پیشین، از دبی با او تماس گرفت و خبر خروج رئیسجمهور را داد. سادات که پس از چهار ماه جنگ در لشکرگاه زخمی به کابل آمده بود، گفت: «احساس کردم زمین زیر پایم تکان خورد و نمیتوانستم این واقعیت را باور کنم.»
او به مقر خود برگشت، حکومت نظامی اعلام کرد و اجازه حمله هوایی به مواضع طالبان در حال ورود به کابل را صادر کرد. سادات گفت: «تنها رئیسجمهور میتوانست اجازه حمله هوایی در کابل علیه مواضع دشمن را صادر کند. بنابراین گفتم رئیسجمهوری وجود ندارد و من اجازه میدهم.»
هیبتالله علیزی، رئیس ستاد ارتش، نیز پس از شنیدن خبر خروج غنی تصمیم داشت به مقاومت ادامه دهد. او گفت که اشرف غنی «کار را آسان کرد. برای ما آسان کرد. بیایید حکومت نظامی اعلام کنیم.»
فرمانده امریکایی: دیگر حکومتی ندارید
سادات و علیزی بعدتر جداگانه از پیتر واسلی، فرمانده ارشد امریکایی در کابل، درخواست کمک کردند، اما با پاسخ منفی وی روبهرو شدند.
علیزی به نویسنده این گزارش گفت که پاسخ فرمانده امریکایی این بود: «دیگر رئیسجمهوری وجود ندارد. کسی باقی نمانده. برای چه کسی میخواهید بجنگید؟ دیگر کشوری وجود ندارد.»
سادات نیز گفته است واسلی به او گفت: «من از تو دستور نمیگیرم... تو حکومت نداری. بنابراین نمیتوانم کمکت کنم، متأسفم.»
علیزی گفت که پس از این گفتوگو نتوانست گریهاش را متوقف کند، اما همچنان تأکید داشت که «تا پای مرگ» خواهد جنگید.
سادات سپس از فرمانده نیروی هوایی خواست بمبافکنها را آماده کند، اما به او گفته شد که بسیاری از هواپیماها به اوزبیکستان و تاجیکستان رفتهاند و فرمانده نیروی هوایی نیز دیگر کنترول نیروهایش را در دست ندارد.
علیزی قصد داشت به خط مقدم دارالامان برود و حکومت نظامی اعلام کند، اما سادات موتر را به سوی میدان هوایی برد. در آنجا، علیزی از همراهانش خواست با یک هواپیمای سی-۱۷ کشور را ترک کنند، اما خودش گفت: «من نمیروم. تا آخرین لحظه میجنگم.»
کمی بعد خبر رسید که نیروهای مستقر در دارالامان نیز مواضع خود را ترک کردهاند. علیزی گفت: «و این پایان کار بود.»
تلاشهای پس از سقوط
سادات چهار روز دیگر در کابل ماند و برای انتقال نیروهایش به محل امن تلاش کرد. او میگوید قصد داشت به هلمند برگردد و جنگ را ادامه دهد، اما امریکاییها به هواپیمایش سوخت ندادند. او سپس به بریتانیا رفت.
علیزی تا ۲۵ آگست در میدان هوایی کابل ماند. براساس گزارش، او همان شب سقوط کابل با یک هواپیمای سی-۱۳۰ به قندهار رفت و ۱۲۵ سرباز را به کابل منتقل کرد. او همچنین دو بار تلاش کرد خود را به پنجشیر برساند.
گزارش تازه موسسه هوور از ساعات پایانی حکومت پیشین افغانستان نشان میدهد که در حالیکه اشرف غنی و شماری از مقامهای ارشد حکومت در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ کابل را ترک کرده بودند، دو فرمانده ارشد ارتش پیشین، هیبتالله علیزی و سمیع سادات، هنوز برای ادامه جنگ و دفاع از پایتخت تلاش میکردند.
این گزارش که حلیمه کاظم، پژوهشگر و خبرنگار، بر اساس مصاحبههای پروژه تاریخ شفاهی افغانستان موسسه هوور نوشته است، روایت سه مقام ارشد حکومت پیشین، هیبتالله علیزی، سمیع سادات و حمدالله محب از ساعتهای منتهی به سقوط کابل را کنار هم قرار داده است.
براساس این گزارش، هیبتالله علیزی، رئیس ارتش افغانستان، اوایل بعدازظهر روز سقوط از طریق یکی از دستیارانش مطلع شد که اشرف غنی از کشور فرار کرده است.
علیزی میگوید نخستین واکنشش این بود که اکنون ارتش میتواند حکومت نظامی اعلام کند و کنترول اوضاع را به دست بگیرد.
تقریباً در همان زمان، اسدالله خالد، وزیر دفاع پیشین که در دبی بود، با سمیع سادات تماس گرفت و به او گفت که رئیسجمهور کابل را ترک کرده است.
سادات تنها چهار روز پیش مسئولیت امنیت کابل را گرفته و پس از حدود چهار ماه جنگ در هلمند، زخمی به پایتخت آمده بود.
او درباره لحظه شنیدن خبر فرار غنی گفته است احساس کرد «زمین زیر پایش حرکت کرده است.»
سادات سپس به قرارگاه خود برگشت، حکومت نظامی اعلام کرد و به گفته خودش، اجازه حملات هوایی بر مواضع طالبان در حال ورود به کابل را صادر کرد؛ اختیاری که تا آن زمان در صلاحیت رئیسجمهور بود. او استدلال کرده بود که با نبود رئیسجمهور، خودش این مسئولیت را برعهده میگیرد.
سادات و علیزی بعداً بهطور جداگانه به قرارگاه نیروهای ائتلاف رفتند و از دریا سالار پیتر وازلی، فرمانده ارشد امریکایی در کابل، خواستار کمک شدند.
روایت هر دو از پاسخ فرمانده امریکایی تقریباً یکسان است.
به گفته علیزی، وازلی به او گفت که رئیسجمهور و حکومت دیگر وجود ندارند و پرسید: «برای چه کسی میخواهید بجنگید؟»
سادات نیز روایت کرده که فرمانده امریکایی به او گفته است: «من از شما دستور نمیگیرم... شما دیگر حکومت ندارید، بنابراین نمیتوانم به شما کمک کنم.»
علیزی میگوید پس از این دیدار تصمیم گرفته بود به جنگ ادامه دهد. به روایت او، هنگامی که از قرارگاه بیرون میشد، فرمانده امریکایی از پشت سر به او توصیه کرد «بیدلیل کشته نشود.»
سادات نیز به علیزی گفته بود با امکانات باقیمانده میجنگند. او سپس با فرمانده نیروی هوایی تماس گرفت و خواست بمبافکنها برای عملیات آماده شوند، اما پاسخ گرفت که بخش بزرگی از هواپیماها پیشتر به اوزبیکستان و تاجیکستان رفتهاند و فرماندهی نیروی هوایی عملاً از هم پاشیده است.
علیزی در همین زمان تصمیم داشت به خط مقدم دارالامان برود و در برابر دوربین حکومت نظامی اعلام کند.
براساس روایت او، سادات پشت فرمان نشست؛ اما بهجای رفتن به دارالامان، مسیر میدان هوایی کابل را در پیش گرفت.
در میدان هوایی، یک هواپیمای C-17 برای خروج آماده بود. علیزی به دیگران گفت میتوانند بروند، اما خودش نمیرود.
او در مصاحبه با هوور گفته است: «من نمیروم. تا آخرین دقیقه میجنگم؛ حتی اگر فقط یک ساعت باقی مانده باشد.»
سادات به او یادآوری کرد که فرزند دارد، اما علیزی پاسخ داد که اکنون زمان ماندن در کشور است و نیروهایشان هنوز در حال جنگاند. دقایقی بعد، خبر رسید نیروهای مستقر در دارالامان نیز مواضعشان را ترک کردهاند.
با وجود آن، علیزی آن روز با هواپیمای خروج افغانستان را ترک نکرد.
به گزارش هوور، بسمالله محمدی، وزیر دفاع و یک جنرال دیگر سوار هواپیمای آمادهشده شدند، اما علیزی گفت ترجیح میدهد طالبان او را در میدان هوایی بکشند.
او همان شب با یک هواپیمای C-130 در تاریکی به قندهار رفت و ۱۲۵ سرباز باقیمانده را به کابل منتقل کرد. علیزی تا شب ۳ سنبله ۱۴۰۰ در میدان هوایی کابل ماند، صدها کماندو را تجهیز کرد و دو بار نیز تلاش کرد خود را به پنجشیر برساند؛ جایی که احمد مسعود گفته بود او را خواهد پذیرفت.
سمیع سادات نیز پس از سقوط کابل چهار روز در پایتخت ماند. او گفته است در آن مدت تلاشش بر انتقال نیروهایش به محل امن متمرکز شد و قصد داشت دوباره به هلمند برگردد و از آنجا جنگ را ادامه دهد.
به گفته سادات، نیروهای امریکایی از دادن سوخت به هواپیمایی که قرار بود او را به هلمند منتقل کند خودداری کردند، زیرا میدانستند قصد او ادامه جنگ است. او سرانجام در حالی که از جراحات و ماهها جنگ بهشدت ضعیف شده بود، برای درمان به بریتانیا رفت.
پنج سال بعد، سمیع سادات بار دیگر با یونیفورم ارتش پیشین و زیر بیرق سهرنگ جمهوری ظاهر شده است.
«جبهه متحد افغانستان» به رهبری او از اوایل ماه جاری از آغاز عملیات نظامی علیه طالبان خبر داده و انجام چندین حمله، از جمله در قندهار، خاستگاه اصلی طالبان، را اعلام کرده است.
سادات میگوید تلاش برای رسیدن به راهحل از مسیر گفتوگو با طالبان پایان یافته و اکنون «زمان نبرد» فرا رسیده است.
در مقابل، جنرال هیبتالله علیزی، دیگر فرماندهای که بنا بر روایت موسسه هوور در ساعات پایانی جمهوری قصد داشت جنگ را ادامه دهد، اکنون در ایالات متحده امریکا زندگی میکند و طی پنج سال گذشته دستکم بهصورت علنی وارد اقدام نظامی یا تشکیلاتی برای به چالش کشیدن طالبان نشده است.
به این ترتیب، دو جنرالی که در آخرین ساعات جمهوری میگفتند حاضر نیستند میدان را ترک کنند، پنج سال بعد دو مسیر متفاوت در پیش گرفتهاند؛ یکی دوباره از بازگشت به جنگ سخن میگوید و دیگری تاکنون بیرون از میدان نظامی باقی مانده است.
موسسه هوور میگوید آرشیو تاریخ شفاهی افغانستان بیش از ۴۵۰ساعت مصاحبه دارد که بین سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ با مقامها، نظامیان، دیپلوماتها، آموزگاران، قضات، خبرنگاران و دانشجویانی انجام شده که جمهوری افغانستان را از نزدیک تجربه کرده و سقوط آن را دیدهاند.
کلاسهای درس، مساجد و جادههای افغانستان طی پنج سال گذشته به صحنه مرگبارترین خشونتها علیه هزارهها و شیعیان تبدیل شدهاند. آمارهای سازمان ملل از وقوع بیش از پنجاه حمله بزرگ و خونین در این اماکن حکایت دارد که صدها قربانی برجای گذاشته است.
حملات بر هزارهها
بر اساس گزارشهای رسمی نهادهای حقوق بشری و دفاتر سازمان ملل متحد (یوناما)، از زمان تحولات سیاسی ماه آگست ۲۰۲۱ تا سال ۲۰۲۶، جوامع هزاره و شیعه در افغانستان هدف بیش از ۵۰ حمله و به شکل سیستماتیک در مکانهای غیرنظامی قرار گرفتهاند.
بیشترین تمرکز حملات انتحاری و مرگبار در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ میلادی به ثبت رسید. در سالهای بعدی، با وجود کاهش نسبی حملات انتحاری بزرگ در اماکن عمومی، ترورهای هدفمند، فشارهای ساختاری و خشونتهای نقطهای در مسیرهای بینراهی همچنان ادامه داشته است.
جغرافیای حملات
حملات عمدتاً متوجه ولایات و مناطقی بوده است که بالاترین میزان تراکم جمعیتی شیعیان و هزارهها را دارند.
کابل
پایتخت بیشترین آمار تلفات و تعداد حملات را به خود اختصاص داده است. بهویژه منطقه دشت برچی کانون خونینترین حملات به مراکز آموزشی، مساجد، سالنهای ورزشی و مراسم عمومی بوده است.
قندهار و قندوز
قندهار و قندوز در جنوب و شمال افغانستان شاهد بزرگترین و ویرانگرترین انفجارهای انتحاری در مساجد جامع شیعیان (مانند مسجد فاطمیه قندهار و مسجد سیدآباد قندوز) بودهاند. در این دو ولایت دهها نفر بر اثر انفجار کشته و زخمی شدهاند.
هرات
ولایت هرات در غرب کشور چندین بار شاهد حملات مرگبار به مساجد و ترورهای هدفمند علما و شهروندان شیعه بوده است.
دایکندی، غور و ارزگان
در این ولایتهای مرکزی، ماهیت خشونتها بیشتر شامل کمینهای مسلحانه در راههای مواصلاتی بینراهی، تیراندازی به مسافران و درگیریهای محلی بوده است.
تلفات و آسیبدیدگان
گزارشهای نهادهای حقوق بشری نشان میدهد که مجموع قربانیان این حملات شامل کشته و زخمی در طول این دوره پنج سال حاکمیت طالبان به بیش از ۱۰۰۰ تن میرسد. در برخی رویدادهای فاجعهبار مانند حمله به مرکز آموزشی کاج در دشت برچی کابل یا مساجد قندوز و قندهار، تنها در یک رویداد میان ۵۰ تا بیش از ۱۰۰ نفر جان باخته و دهها تن دیگر نقص عضو یا جراحات شدید دیدهاند.
ترکیب قربانیان
دانشآموزان و دانشجویان جوان بهویژه دختران جوانی که در کورسهای آمادگی کنکور حضور داشتند، بخش زیاد قربانیان را تشکیل میدهند.
در گزارشهای سازمان ملل آمده که زنان، کودکان و سالخوردگان به دلیل حضور در مکانهای بسته، متحمل تلفات شدهاند.
بخشی از قرانیان را نمازگزاران تشکیل میدهد که در مساجد هدف حمله قرار گرفتهاند.
عاملان حملات و مسئولیتپذیری گروهها
شاخه خراسان داعش مسئولیت اکثر قریببهاتفاق حملات انتحاری و انفجاری مرگبار علیه مساجد، مراکز آموزشی و تجمعهای شیعیان را بر عهده گرفته است. این گروه در بیانیههای خود به صراحت به هدف قرار دادن مراکز مذهبی اذعان کرده است.
بخشی از ترورهای هدفمند در جادهها، کشتارهای شبانه در مناطق دوردست یا ترورهای فردی در ولایتهای مرکزی، بدون پذیرش مسئولیت از سوی گروه مشخصی باقی ماندهاند، اما توسط ناظران محلی به عوامل افراطی یا تنشهای محلی نسبت داده شدهاند.
نوعیت حملات و الگوهای خشونت
حملات انجامشده در این مدت در سه قالب اصلی صورت گرفته است:
حملات انتحاری و انفجاری در اماکن بسته: مخربترین نوع حمله مانند انفجار در مراکز آموزشی و مساجد که بیشترین آمار تلفات جمعی را به همراه داشته است.
کمینهای مسلحانه در جادهها: حملات به خودروهای مسافربری عمومی و زائران در مسیرهای بینولایتی مانند ولایت دایکندی و غور.
ترورهای هدفمند و تیراندازیهای نقطهای: ترور افراد در معابر عمومی یا مناطق مسکونی.
اقدامات طالبان و چالشهای امنیتی
پس از وقوع حملات مرگبار بزرگ، نیروهای امنیتی طالبان اقدام به بازرسیهای مقطعی، ایجاد پوستههای امنیتی جدید و اعزام هیئتهای تحقیقاتی کردهاند. مقامات طالبان بارها اعلام کردهاند که شماری از طراحان و عوامل حملات منسوب به داعش را در درگیریها یا عملیاتهای ویژه کشته یا بازداشت کردهاند.
با این وجود، سازمان ملل متحد و نهادهایی چون دیدهبان حقوق بشر بارها تأکید کردهاند که اقدامات حفاظتی فعلی برای تأمین امنیت پایدار جوامع آسیبپذیر ناکافی بوده و خواستار پاسخگویی شفاف، تحقیقات بیطرفانه و اتخاذ تدابیر جدیتر برای حفاظت از جان شهروندان غیرنظامی شدهاند.
برجستهترین و سنگینترین حملات ثبتشده در این دوره زمانی را میتوان به این صورت فهرست کرد:
حملات به مراکز آموزشی و دانشآموزان
حملات شهری، ترورهای هدفمند و حملات ترانسپورتی
ترورهای زنجیرهای در هرات (۲۰۲۳–۲۰۲۴): ترور هدفمند علمای شیعه و فعالان مدنی از جمله قتل ۶ حوزوی و معتمد شیعه در ولایت هرات.
انفجارهای پیاپی اتوبوسهای شهری (۲۰۲۱–۲۰۲۴): بمبگذاریهای مغناطیسی متعدد روی موترهای مسافربری تونس و کاستر در مناطق شیعهنشین دشت برچی کابل و چنداول.
حمله به باشگاه ورزشی رامبراند (اکتبر ۲۰۲۳): انفجار بمب در میان جوانان شیعه در یک باشگاه ورزشی در دشت برچی کابل.
حمله به تیراندازان و غیرنظامیان دایکندی (سپتامبر ۲۰۲۴): تیراندازی و قتلعام ۱۴ تن از ساکنان شیعه ولایت دایکندی که به استقبال زائران کربلا رفته بودند.
پس از تسلیم شدن جمعه خان فاتح با شماری از افرادش به طالبان، منابع محلی در ولسوالی نسی بدخشان میگویند که طالبان بازداشتهای گسترده و تلاشی خانهبهخانه را آغاز کردند. به گفته منابع، ساکنان محلی نگران انتقامگیری نیروهای طالبان هستند.
باشندگان محل روز سهشنبه (۲۷ اسد) به افغانستان اینترنشنال گفتند که همزمان با تسلیمی جمعه فاتح در بامداد روز دوشنبه، نیروهای اعزامی طالبان عملیات گستردهای را در ولسوالی نسی آغاز کردهاند.
به گفته منابع آنان به بهانه بازداشت و خلع سلاح نیروهای فاتح، اقدام به تلاشی خانههای مردم، لتوکوب، بازداشت و شکنجه باشندگان محل میکنند.
منابع محلی میگویند بازار ولسوالی نسی همچنان تعطیل است، مسیر اکثریت روستاها به مرکز مانند روزهای گذشته مسدود بوده و طالبان با ایجاد ایستهای بازرسی، شماری زیادی را بازداشت کرده است.
به گفته مردم، مراکز صحی، هتلها، مساجد و مکاتب در ولسوالی نسی در اختیار نیروهای نظامی طالبان قرار گرفته و این ولسوالی هنوز تحت وضعیت شدید نظامی است.
ترس نیروهای فاتح از انتقامگیری
صدها نیروی مربوط به جمعه فاتح در بخشهای کوهستانی ولسوالی نسی که خبر تسلیمی او را از طریق دیگران شنیدهاند، در ترس و نگرانی شدیدی به سر میبرند. این نیروها با گذشت یک شبانه روز هنوز نمیدانند چه سرنوشتی در انتظارشان است و اقدام بعدیشان چه باید باشد.
برادر یکی از نیروهای جمعه خان فاتح که اکنون در منطقه «شاخدره» به سر میبرد، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت آنچه بر سر نیروهای فاتح در نسی آمده، از نظر آنان همانند معامله سقوط افغانستان در پنج سال پیش است. به باور او، جمعه فاتح آنان را در کوهها رها کرده است. این منبع افزود نیروهایی که در درگیریهای یک هفته اخیر در کنار او بودند، اکنون در بیسرنوشتی مطلق و ترس از انتقامگیری نیروهای جنوبی طالبان به سر میبرند.
منابع محلی گفتند که در نخستین روز درگیری نیروهای جمعه فاتح و قطعات استخبارات طالبان که از کابل به منطقه اعزام شده بودند تلفات سنگین به نیروهای اعزامی وارد شده است. نیروهای جمعه خان نگرانند که این قطعه از آنان به سختی انتقام بگیرد.
نگرانی کارگران معادن
در پی حدود یک هفته درگیری میان جمعه خان فاتح و طالبان در ولسوالی نسی، صدها کارگر در معادن طلای این ولسوالی گیر مانده بودند و امکان رفتن به مناطق روستایی و پاییندست را نداشتند. این کارگران که از گرسنگی شدید رنج میبردند، شماری شان پس از تسلیمی فاتح وارد روستاها شدهاند، اما به شدت نگراناند که به تحت عنوان افراد جمعه فاتح بازداشت، لتوکوب و مورد آزار قرار گیرند.
گزارشهای رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان میدهد صدها کارگر در معادن طلای ولسوالی نسی، در روزهای جنگ شرایط بسیار دشواری را سپری کردهاند. ویدئویی نیز از یک کارگر منتشر شده که در آن از کمبود نان و شرایط سخت گرسنگی میگوید و تصریح میکند که دو طرف درگیری اجازه رفتن به مناطقی که دسترسی به غذا داشته باشند را به آنان نمیدادند.
خلع سلاح افراد فاتح
گزارشها از فیضآباد، مرکز ولایت بدخشان، حاکی از آن است که هیئتی برای خلع سلاح نیروهای جمعه فاتح تعیین شده است. طالبان به ریاست فصیحالدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان هیئتی تشکیل داده و مولوی جمالالدین حقجو، معاون والی بدخشان، نیز از اعضای ارشد آن است.
به گفته منابع، شمار دیگری از متنفذین محلی ولسوالی نسی نیز در این گروه حضور خواهند داشت. با این حال، تاکنون گزارشی از آغاز به کار رسمی این هیئت به دست نرسیده است.
از سوی دیگر، منابع میگویند فصیحالدین روز گذشته با شماری از متنفذین بدخشان در دفتر معاون فرقه بدخشان در شهر فیضآباد دیدار کرده است. در این دیدار، مردم با نگرانی از وضعیت باشندگان نسی از او خواستهاند تا جلوی بدرفتاری و آزار و اذیت نیروهای طالبان علیه مردم منطقه گرفته شود.
