• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

دو جنرالی که تا آخر فرار نمی‌کردند

۲۷ اسد ۱۴۰۵، ۱۵:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

گزارش تازه موسسه هوور از ساعات پایانی حکومت پیشین افغانستان نشان می‌دهد که در حالی‌که اشرف غنی و شماری از مقام‌های ارشد حکومت در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ کابل را ترک کرده بودند، دو فرمانده ارشد ارتش پیشین، هیبت‌الله علیزی و سمیع سادات، هنوز برای ادامه جنگ و دفاع از پایتخت تلاش می‌کردند.

این گزارش که حلیمه کاظم، پژوهشگر و خبرنگار، بر اساس مصاحبه‌های پروژه تاریخ شفاهی افغانستان موسسه هوور نوشته است، روایت سه مقام ارشد حکومت پیشین، هیبت‌الله علیزی، سمیع سادات و حمدالله محب از ساعت‌های منتهی به سقوط کابل را کنار هم قرار داده است.

براساس این گزارش، هیبت‌الله علیزی، رئیس ارتش افغانستان، اوایل بعدازظهر روز سقوط از طریق یکی از دستیارانش مطلع شد که اشرف غنی از کشور فرار کرده است.

علیزی می‌گوید نخستین واکنشش این بود که اکنون ارتش می‌تواند حکومت نظامی اعلام کند و کنترول اوضاع را به دست بگیرد.

تقریباً در همان زمان، اسدالله خالد، وزیر دفاع پیشین که در دبی بود، با سمیع سادات تماس گرفت و به او گفت که رئیس‌جمهور کابل را ترک کرده است.

سادات تنها چهار روز پیش مسئولیت امنیت کابل را گرفته و پس از حدود چهار ماه جنگ در هلمند، زخمی به پایتخت آمده بود.

او درباره لحظه شنیدن خبر فرار غنی گفته است احساس کرد «زمین زیر پایش حرکت کرده است.»

سادات سپس به قرارگاه خود برگشت، حکومت نظامی اعلام کرد و به گفته خودش، اجازه حملات هوایی بر مواضع طالبان در حال ورود به کابل را صادر کرد؛ اختیاری که تا آن زمان در صلاحیت رئیس‌جمهور بود. او استدلال کرده بود که با نبود رئیس‌جمهور، خودش این مسئولیت را برعهده می‌گیرد.

سادات و علیزی بعداً به‌طور جداگانه به قرارگاه نیروهای ائتلاف رفتند و از دریا سالار پیتر وازلی، فرمانده ارشد امریکایی در کابل، خواستار کمک شدند.

روایت هر دو از پاسخ فرمانده امریکایی تقریباً یکسان است.

به گفته علیزی، وازلی به او گفت که رئیس‌جمهور و حکومت دیگر وجود ندارند و پرسید: «برای چه کسی می‌خواهید بجنگید؟»

سادات نیز روایت کرده که فرمانده امریکایی به او گفته است: «من از شما دستور نمی‌گیرم... شما دیگر حکومت ندارید، بنابراین نمی‌توانم به شما کمک کنم.»

علیزی می‌گوید پس از این دیدار تصمیم گرفته بود به جنگ ادامه دهد. به روایت او، هنگامی که از قرارگاه بیرون می‌شد، فرمانده امریکایی از پشت سر به او توصیه کرد «بی‌دلیل کشته نشود.»

سادات نیز به علیزی گفته بود با امکانات باقی‌مانده می‌جنگند. او سپس با فرمانده نیروی هوایی تماس گرفت و خواست بمب‌افکن‌ها برای عملیات آماده شوند، اما پاسخ گرفت که بخش بزرگی از هواپیماها پیشتر به اوزبیکستان و تاجیکستان رفته‌اند و فرماندهی نیروی هوایی عملاً از هم پاشیده است.

علیزی در همین زمان تصمیم داشت به خط مقدم دارالامان برود و در برابر دوربین حکومت نظامی اعلام کند.

براساس روایت او، سادات پشت فرمان نشست؛ اما به‌جای رفتن به دارالامان، مسیر میدان هوایی کابل را در پیش گرفت.

در میدان هوایی، یک هواپیمای C-17 برای خروج آماده بود. علیزی به دیگران گفت می‌توانند بروند، اما خودش نمی‌رود.

او در مصاحبه با هوور گفته است: «من نمی‌روم. تا آخرین دقیقه می‌جنگم؛ حتی اگر فقط یک ساعت باقی مانده باشد.»

سادات به او یادآوری کرد که فرزند دارد، اما علیزی پاسخ داد که اکنون زمان ماندن در کشور است و نیروهایشان هنوز در حال جنگ‌اند. دقایقی بعد، خبر رسید نیروهای مستقر در دارالامان نیز مواضع‌شان را ترک کرده‌اند.

با وجود آن، علیزی آن روز با هواپیمای خروج افغانستان را ترک نکرد.

به گزارش هوور، بسم‌الله محمدی، وزیر دفاع و یک جنرال دیگر سوار هواپیمای آماده‌شده شدند، اما علیزی گفت ترجیح می‌دهد طالبان او را در میدان هوایی بکشند.

او همان شب با یک هواپیمای C-130 در تاریکی به قندهار رفت و ۱۲۵ سرباز باقی‌مانده را به کابل منتقل کرد. علیزی تا شب ۳ سنبله ۱۴۰۰ در میدان هوایی کابل ماند، صدها کماندو را تجهیز کرد و دو بار نیز تلاش کرد خود را به پنجشیر برساند؛ جایی که احمد مسعود گفته بود او را خواهد پذیرفت.

سمیع سادات نیز پس از سقوط کابل چهار روز در پایتخت ماند. او گفته است در آن مدت تلاشش بر انتقال نیروهایش به محل امن متمرکز شد و قصد داشت دوباره به هلمند برگردد و از آنجا جنگ را ادامه دهد.

به گفته سادات، نیروهای امریکایی از دادن سوخت به هواپیمایی که قرار بود او را به هلمند منتقل کند خودداری کردند، زیرا می‌دانستند قصد او ادامه جنگ است. او سرانجام در حالی که از جراحات و ماه‌ها جنگ به‌شدت ضعیف شده بود، برای درمان به بریتانیا رفت.

پنج سال بعد، سمیع سادات بار دیگر با یونیفورم ارتش پیشین و زیر بیرق سه‌رنگ جمهوری ظاهر شده است.
«جبهه متحد افغانستان» به رهبری او از اوایل ماه جاری از آغاز عملیات نظامی علیه طالبان خبر داده و انجام چندین حمله، از جمله در قندهار، خاستگاه اصلی طالبان، را اعلام کرده است.
سادات می‌گوید تلاش برای رسیدن به راه‌حل از مسیر گفت‌وگو با طالبان پایان یافته و اکنون «زمان نبرد» فرا رسیده است.
در مقابل، جنرال هیبت‌الله علیزی، دیگر فرمانده‌ای که بنا بر روایت موسسه هوور در ساعات پایانی جمهوری قصد داشت جنگ را ادامه دهد، اکنون در ایالات متحده امریکا زندگی می‌کند و طی پنج سال گذشته دست‌کم به‌صورت علنی وارد اقدام نظامی یا تشکیلاتی برای به چالش کشیدن طالبان نشده است.
به این ترتیب، دو جنرالی که در آخرین ساعات جمهوری می‌گفتند حاضر نیستند میدان را ترک کنند، پنج سال بعد دو مسیر متفاوت در پیش گرفته‌اند؛ یکی دوباره از بازگشت به جنگ سخن می‌گوید و دیگری تاکنون بیرون از میدان نظامی باقی مانده است.

موسسه هوور می‌گوید آرشیو تاریخ شفاهی افغانستان بیش از ۴۵۰ساعت مصاحبه دارد که بین سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ با مقام‌ها، نظامیان، دیپلومات‌ها، آموزگاران، قضات، خبرنگاران و دانشجویانی انجام شده که جمهوری افغانستان را از نزدیک تجربه کرده و سقوط آن را دیده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

تظاهرات ضدطالبان به ۲۸ شهر جهان کشیده شد
۱

تظاهرات ضدطالبان به ۲۸ شهر جهان کشیده شد

۲

هشدار سمیع سادات به نیروهای پیشین امنیتی همکار طالبان: ۱۵ روز مهلت دارید

۳

انفجار در غرب کابل

۴

بیش از ۷۰۰ کامیون کمک‌های بشردوستانه از پاکستان وارد افغانستان شدند

۵

خاموشی صحنه برای سینماگری که می‌خواست داستان، داستان زن باشد

•
•
•

مطالب بیشتر

در دوران حاکمیت طالبان ۵۰ حمله هدفمند به هزاره‌ها انجام شده است

۲۷ اسد ۱۴۰۵، ۱۵:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
نصیر بهزاد
100%

کلاس‌های درس، مساجد و جاده‌های افغانستان طی پنج سال گذشته به صحنه مرگبارترین خشونت‌ها علیه هزاره‌ها و شیعیان تبدیل شده‌اند. آمارهای سازمان ملل از وقوع بیش از پنجاه حمله بزرگ و خونین در این اماکن حکایت دارد که صدها قربانی برجای گذاشته است.

حملات بر هزاره‌ها

بر اساس گزارش‌های رسمی نهادهای حقوق بشری و دفاتر سازمان ملل متحد (یوناما)، از زمان تحولات سیاسی ماه آگست ۲۰۲۱ تا سال ۲۰۲۶، جوامع هزاره و شیعه در افغانستان هدف بیش از ۵۰ حمله و به شکل سیستماتیک در مکان‌های غیرنظامی قرار گرفته‌اند.

بیشترین تمرکز حملات انتحاری و مرگبار در سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ میلادی به ثبت رسید. در سال‌های بعدی، با وجود کاهش نسبی حملات انتحاری بزرگ در اماکن عمومی، ترورهای هدفمند، فشارهای ساختاری و خشونت‌های نقطه‌ای در مسیرهای بین‌راهی همچنان ادامه داشته است.

جغرافیای حملات

حملات عمدتاً متوجه ولایات و مناطقی بوده است که بالاترین میزان تراکم جمعیتی شیعیان و هزاره‌ها را دارند.

کابل

پایتخت بیشترین آمار تلفات و تعداد حملات را به خود اختصاص داده است. به‌ویژه منطقه دشت برچی کانون خونین‌ترین حملات به مراکز آموزشی، مساجد، سالن‌های ورزشی و مراسم عمومی بوده است.

قندهار و قندوز

قندهار و قندوز در جنوب و شمال افغانستان شاهد بزرگترین و ویرانگرترین انفجارهای انتحاری در مساجد جامع شیعیان (مانند مسجد فاطمیه قندهار و مسجد سیدآباد قندوز) بوده‌اند. در این دو ولایت ده‌ها نفر بر اثر انفجار کشته و زخمی شده‌اند.

هرات

ولایت هرات در غرب کشور چندین بار شاهد حملات مرگبار به مساجد و ترورهای هدفمند علما و شهروندان شیعه بوده است.

دایکندی، غور و ارزگان

در این ولایت‌های مرکزی، ماهیت خشونت‌ها بیشتر شامل کمین‌های مسلحانه در راه‌های مواصلاتی بین‌راهی، تیراندازی به مسافران و درگیری‌های محلی بوده است.

تلفات و آسیب‌دیدگان

گزارش‌های نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد که مجموع قربانیان این حملات شامل کشته و زخمی در طول این دوره پنج سال حاکمیت طالبان به بیش از ۱۰۰۰ تن می‌رسد. در برخی رویدادهای فاجعه‌بار مانند حمله به مرکز آموزشی کاج در دشت برچی کابل یا مساجد قندوز و قندهار، تنها در یک رویداد میان ۵۰ تا بیش از ۱۰۰ نفر جان باخته و ده‌ها تن دیگر نقص عضو یا جراحات شدید دیده‌اند.

ترکیب قربانیان

دانش‌آموزان و دانشجویان جوان به‌ویژه دختران جوانی که در کورس‌های آمادگی کنکور حضور داشتند، بخش زیاد قربانیان را تشکیل می‌دهند.

در گزارش‌های سازمان ملل آمده که زنان، کودکان و سالخوردگان به دلیل حضور در مکان‌های بسته، متحمل تلفات شده‌اند.

بخشی از قرانیان را نمازگزاران تشکیل می‌دهد که در مساجد هدف حمله قرار گرفته‌اند.

عاملان حملات و مسئولیت‌پذیری گروه‌ها

شاخه خراسان داعش مسئولیت اکثر قریب‌به‌اتفاق حملات انتحاری و انفجاری مرگبار علیه مساجد، مراکز آموزشی و تجمع‌های شیعیان را بر عهده گرفته است. این گروه در بیانیه‌های خود به صراحت به هدف قرار دادن مراکز مذهبی اذعان کرده است.

  • حملات بدون مسئولیت (نامشخص)

بخشی از ترورهای هدفمند در جاده‌ها، کشتارهای شبانه در مناطق دوردست یا ترورهای فردی در ولایت‌های مرکزی، بدون پذیرش مسئولیت از سوی گروه مشخصی باقی مانده‌اند، اما توسط ناظران محلی به عوامل افراطی یا تنش‌های محلی نسبت داده شده‌اند.

نوعیت حملات و الگوهای خشونت

حملات انجام‌شده در این مدت در سه قالب اصلی صورت گرفته است:

حملات انتحاری و انفجاری در اماکن بسته: مخرب‌ترین نوع حمله مانند انفجار در مراکز آموزشی و مساجد که بیشترین آمار تلفات جمعی را به همراه داشته است.

کمین‌های مسلحانه در جاده‌ها: حملات به خودروهای مسافربری عمومی و زائران در مسیرهای بین‌ولایتی مانند ولایت دایکندی و غور.

ترورهای هدفمند و تیراندازی‌های نقطه‌ای: ترور افراد در معابر عمومی یا مناطق مسکونی.

اقدامات طالبان و چالش‌های امنیتی

پس از وقوع حملات مرگبار بزرگ، نیروهای امنیتی طالبان اقدام به بازرسی‌های مقطعی، ایجاد پوسته‌های امنیتی جدید و اعزام هیئت‌های تحقیقاتی کرده‌اند. مقامات طالبان بارها اعلام کرده‌اند که شماری از طراحان و عوامل حملات منسوب به داعش را در درگیری‌ها یا عملیات‌های ویژه کشته یا بازداشت کرده‌اند.

با این وجود، سازمان ملل متحد و نهادهایی چون دیده‌بان حقوق بشر بارها تأکید کرده‌اند که اقدامات حفاظتی فعلی برای تأمین امنیت پایدار جوامع آسیب‌پذیر ناکافی بوده و خواستار پاسخگویی شفاف، تحقیقات بی‌طرفانه و اتخاذ تدابیر جدی‌تر برای حفاظت از جان شهروندان غیرنظامی شده‌اند.

برجسته‌ترین و سنگین‌ترین حملات ثبت‌شده در این دوره زمانی را می‌توان به این صورت فهرست کرد:

  • مسجد سیدآباد قندوز (اکتبر ۲۰۲۱): حمله انتحاری داعش در جریان نماز جمعه شیعیان که بیش از ۵۰ کشته و ۱۴۰ زخمی برجا گذاشت.
  • مسجد بی‌بی‌فاطمه (خانقاه) قندهار (اکتبر ۲۰۲۱): چند انفجار انتحاری هم‌زمان در نماز جمعه که حداقل ۶۳ کشته و بیش از ۸۰ زخمی داشت.
  • مسجد سه دکان مزارشریف (اپریل ۲۰۲۲): انفجار بمب در میان نمازگزاران شیعه با بیش از ۳۰ کشته و ۹۰ زخمی.
  • مسجد امام زمان پل‌خمری (اکتبر ۲۰۲۳): حمله انتحاری در ولایت بغلان که دست‌کم ۲۱ کشته و ۴۰ زخمی برجا گذاشت.
  • مسجد امام زمان در هرات (اپریل ۲۰۲۴): تیراندازی به سوی نمازگزاران هنگام خروج از مسجد که منجر به شهادت ۶ نفر از جمله یک کودک شد.

حملات به مراکز آموزشی و دانش‌آموزان

  • آموزشگاه کاج در غرب کابل (سپتامبر ۲۰۲۲): حمله انتحاری مرگبار به مرکز آموزشی کنکور در منطقه هزاره‌نشین دشت برچی که بیش از ۵۳ کشته (اکثراً دختران دانش‌آموز) و ۱۱۰ زخمی برجا گذاشت.
  • مکتب عبدالرحیم شهید کابل (اپریل ۲۰۲۲): انفجارهای پیاپی در مقابل مکتبی در دشت برچی کابل که ده‌ها دانش‌آموز کشته و زخمی شدند.

حملات شهری، ترورهای هدفمند و حملات ترانسپورتی

ترورهای زنجیره‌ای در هرات (۲۰۲۳–۲۰۲۴): ترور هدفمند علمای شیعه و فعالان مدنی از جمله قتل ۶ حوزوی و معتمد شیعه در ولایت هرات.

انفجارهای پیاپی اتوبوس‌های شهری (۲۰۲۱–۲۰۲۴): بمب‌گذاری‌های مغناطیسی متعدد روی موترهای مسافربری تونس و کاستر در مناطق شیعه‌نشین دشت برچی کابل و چنداول.

حمله به باشگاه ورزشی رامبراند (اکتبر ۲۰۲۳): انفجار بمب در میان جوانان شیعه در یک باشگاه ورزشی در دشت برچی کابل.

حمله به تیراندازان و غیرنظامیان دایکندی (سپتامبر ۲۰۲۴): تیراندازی و قتل‌عام ۱۴ تن از ساکنان شیعه ولایت دایکندی که به استقبال زائران کربلا رفته بودند.

نسی پس از تسلیمی جمعه فاتح؛ تلاشی خانه‌به‌خانه، سرکوب و ترس از انتقام‌گیری

۲۷ اسد ۱۴۰۵، ۱۳:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
عرفان برزگر
100%

پس از تسلیم شدن جمعه‌ خان فاتح با شماری از افرادش به طالبان، منابع محلی در ولسوالی نسی بدخشان می‌گویند که طالبان بازداشت‌های گسترده و تلاشی خانه‌به‌خانه را آغاز کردند. به گفته منابع، ساکنان محلی نگران انتقام‌گیری نیروهای طالبان هستند.

باشندگان محل روز سه‌شنبه (۲۷ اسد) به افغانستان اینترنشنال گفتند که هم‌زمان با تسلیمی جمعه فاتح در بامداد روز دوشنبه، نیروهای اعزامی طالبان عملیات گسترده‌ای را در ولسوالی نسی آغاز کرده‌اند.

به گفته منابع آنان به بهانه بازداشت و خلع سلاح نیروهای فاتح، اقدام به تلاشی خانه‌های مردم، لت‌وکوب، بازداشت و شکنجه باشندگان محل می‌کنند.

منابع محلی می‌گویند بازار ولسوالی نسی همچنان تعطیل است، مسیر اکثریت روستاها به مرکز مانند روزهای گذشته مسدود بوده و طالبان با ایجاد ایست‌های بازرسی، شماری زیادی را بازداشت کرده است.

به گفته مردم، مراکز صحی، هتل‌ها، مساجد و مکاتب در ولسوالی نسی در اختیار نیروهای نظامی طالبان قرار گرفته و این ولسوالی هنوز تحت وضعیت شدید نظامی است.

ترس نیروهای فاتح از انتقام‌گیری

صدها نیروی مربوط به جمعه فاتح در بخش‌های کوهستانی ولسوالی نسی که خبر تسلیمی او را از طریق دیگران شنیده‌اند، در ترس و نگرانی شدیدی به سر می‌برند. این نیروها با گذشت یک شبانه روز هنوز نمی‌دانند چه سرنوشتی در انتظارشان است و اقدام بعدی‌شان چه باید باشد.

برادر یکی از نیروهای جمعه‌ خان فاتح که اکنون در منطقه «شاخ‌دره» به سر می‌برد، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال گفت آنچه بر سر نیروهای فاتح در نسی آمده، از نظر آنان همانند معامله سقوط افغانستان در پنج سال پیش است. به باور او، جمعه فاتح آنان را در کوه‌ها رها کرده است. این منبع افزود نیروهایی که در درگیری‌های یک هفته اخیر در کنار او بودند، اکنون در بی‌سرنوشتی مطلق و ترس از انتقام‌گیری نیروهای جنوبی طالبان به سر می‌برند.

منابع محلی گفتند که در نخستین روز درگیری نیروهای جمعه فاتح و قطعات استخبارات طالبان که از کابل به منطقه اعزام شده بودند تلفات سنگین به نیروهای اعزامی وارد شده است. نیروهای جمعه خان نگرانند که این قطعه از آنان به سختی انتقام بگیرد.

نگرانی کارگران معادن

در پی حدود یک هفته درگیری میان جمعه‌ خان فاتح و طالبان در ولسوالی نسی، صدها کارگر در معادن طلای این ولسوالی گیر مانده بودند و امکان رفتن به مناطق روستایی و پایین‌دست را نداشتند. این کارگران که از گرسنگی شدید رنج می‌بردند، شماری شان پس از تسلیمی فاتح وارد روستاها شده‌اند، اما به شدت نگران‌اند که به تحت عنوان افراد جمعه فاتح بازداشت، لت‌وکوب و مورد آزار قرار گیرند.

گزارش‌های رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد صدها کارگر در معادن طلای ولسوالی نسی، در روزهای جنگ شرایط بسیار دشواری را سپری کرده‌اند. ویدئویی نیز از یک کارگر منتشر شده که در آن از کمبود نان و شرایط سخت گرسنگی می‌گوید و تصریح می‌کند که دو طرف درگیری اجازه رفتن به مناطقی که دسترسی به غذا داشته باشند را به آنان نمی‌دادند.

خلع سلاح افراد فاتح

گزارش‌ها از فیض‌آباد، مرکز ولایت بدخشان، حاکی از آن است که هیئتی برای خلع سلاح نیروهای جمعه فاتح تعیین شده است. طالبان به ریاست فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان هیئتی تشکیل داده و مولوی جمال‌الدین حقجو، معاون والی بدخشان، نیز از اعضای ارشد آن است. 

به گفته منابع، شمار دیگری از متنفذین محلی ولسوالی نسی نیز در این گروه حضور خواهند داشت. با این حال، تاکنون گزارشی از آغاز به کار رسمی این هیئت به دست نرسیده است.

از سوی دیگر، منابع می‌گویند فصیح‌الدین روز گذشته با شماری از متنفذین بدخشان در دفتر معاون فرقه بدخشان در شهر فیض‌آباد دیدار کرده است. در این دیدار، مردم با نگرانی از وضعیت باشندگان نسی از او خواسته‌اند تا جلوی بدرفتاری و آزار و اذیت نیروهای طالبان علیه مردم منطقه گرفته شود.

رهبران هزاره حمله به دانش‌آموزان در غرب کابل را محکوم کردند

۲۷ اسد ۱۴۰۵، ۰۹:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کریم خلیلی رهبر حزب وحدت اسلامی، سرور دانش رهبر حزب عدالت و آزادی و محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در بیانیه‌های جداگانه حمله به دانش‌آموزان مکتب در غرب کابل را نکوهش کردند.

آقای محقق گفت که طالبان ادعای تسلط کامل بر افغانستان را دارند و مسئولیت این فاجعه بر دوش طالبان است. او روز سه‌شنبه، ۲۷ اسد ضمن نکوهش انفجار در «مکتب شمع هدایت» نوشت حمله به کودکانی که فقط با کتاب و قلم سروکار دارند، نشانه‌ای از «قساوت و بی‌رحمی» است.

رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان این حمله را «دد منشانه» خواند و تاکید کرد که طالبان مسئولیت دارد از جان و مال مردم در ساحه تحت کنترول خود مراقبت کند.

حزب عدالت و آزادی

حزب عدالت و آزادی به رهبری سرور دانش، معاون رئیس‌جمهور پیشین نیز در بیانیه‌ای حمله به دانش‌آموزان در مکتب شمع هدایت را «وحشیانه و ضد انسانی» خواند و نکوهش کرد. این حزب نوشت مسئولیت اصلی تأمین امنیت شهروندان و حفاظت از مراکز آموزشی بر عهده گروه طالبان است.
حزب عدالت و آزادی نوشت، گروهی که وزیر عدلیه آن مراکز مذهبی شیعیان و هزاره‌ها را «مراکز فتنه» می‌خواند و از بستن این مراکز سخن می‌گوید، نمی‌تواند در برابر چنین جنایاتی خود را بی‌مسئولیت و بی‌خبر جلوه دهد. این حزب همچنین افزود که طالبان باید درباره این رویداد و سایر حملات مشابه، به مردم افغانستان پاسخ روشن و قانع‌کننده ارائه کند.

حزب سرور دانش خاطرنشان کرد که ده‌ها حمله خونین علیه هزاره‌ها و شیعیان در دوره حاکمیت طالبان بدون تحقیق و پیگرد عاملان آن به فراموشی سپرده شده است. این حزب افزود که تاکنون حتی یک مورد از عاملان و سازمان‌دهندگان این «حوادث مصیبت‌بار» به‌گونه شفاف در برابر مردم پاسخ‌گو نشده و به عدالت سپرده نشده‌اند.
باشندگان پایتخت عصر روز دوشنبه، از وقوع انفجار در «مکتب خصوصی شمع هدایت» در شهرک مهدیه دشت‌برچی کابل خبر دادند.

  • انفجار در دشت برچی کابل بیش از «۴۰ زخمی» برجا گذاشت

    انفجار در دشت برچی کابل بیش از «۴۰ زخمی» برجا گذاشت

بربنیاد اطلاعات منابع، دست‌کم ۴۷ کودک دانش‌آموز این مکتب در پی این حمله زخمی شده و تحت درمان قرار دارند. تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته و طالبان نیز درباره این رویداد به‌طور رسمی ابرازنظر نکرده است.

حزب وحدت اسلامی افغانستان
حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری کریم خلیلی، معاون رئیس‌جمهور حکومت پیشین نیز حمله به دانش‌آموزان در این مکتب را تروریستی خواند و به شدت محکوم کرد. حزب کریم خلیلی نوشت این حمله بار دیگر عمق فاجعه‌ای را آشکار می‌کند که جامعه هزاره و شیعه افغانستان سال‌هاست با آن روبه‌رو است.

در بیانیه این حزب آمده است که هدف حمله به دانش‌آموزان، صرفاً یک رویداد امنیتی و حمله تروریستی نیست؛ بلکه نشانه‌ای آشکار از جنایت علیه بشریت و تداوم حملات هدفمندی است که می‌تواند در چارچوب نسل‌کشی هزاره‌ها بررسی شود.

  • گزارشگر سازمان ملل: تکرار حمله در منطقه هزاره‌نشین کابل اسفناک است

    گزارشگر سازمان ملل: تکرار حمله در منطقه هزاره‌نشین کابل اسفناک است

این حزب تاکید کرد که تکرار حملات علیه هزاره‌ها در مکاتب، مساجد، مراکز آموزشی، ورزشی و دیگر اماکن عمومی، در کنار تبعیض و آزار سیستماتیک، نمی‌تواند به‌عنوان حوادث پراکنده و بی‌ارتباط با یکدیگر بررسی شوند.

حزب وحدت اسلامی افغانستان تاکید کرد که کشتار و آزار هدفمند یک جامعه به دلیل هویت قومی و مذهبی آن، جنایت علیه کرامت انسانی و حقوق بنیادین شهروندان است.

نماینده هند در مراسم «پیروزی» طالبان در دهلی شرکت کرد

۲۷ اسد ۱۴۰۵، ۰۶:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در تازه‌ترین نشانه از نزدیک‌تر شدن روابط هند و طالبان، آنند پراکاش، معاون وزارت خارجه هند، در مراسم پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت در دهلی نو شرکت کرد.

طالبان با دو روز تأخیر، مراسم پنجمین سالگرد بازگشت خود به قدرت را در سفارت افغانستان در اسلام‌آباد و دهلی نو برگزار کردند.

آنند پرکاش، معاون وزارت خارجه هند و مسئول بخش پاکستان، افغانستان و ایران، به نمایندگی از این کشور در مراسمی که در سفارت افغانستان در دهلی نو برگزار شد، حضور یافت. سنیها دوبی، مدیر این بخش، نیز در این مراسم شرکت کرد.

با این حال، هیچ مقام بلندپایه دولت پاکستان در مراسمی طالبان در اسلام‌آباد برگزار کرد حضور نداشت.

طالبان روز دوشنبه مراسم مجللی را هتل پنج ستاره سرینا در اسلام‌آباد برگزار کرد.

  • سفیر طالبان در پاکستان: دنبال رویارویی نیستیم

    سفیر طالبان در پاکستان: دنبال رویارویی نیستیم

نور احمد نور، کاردار طالبان در هند، در سخنرانی خود گفت افزایش اعتماد سیاسی، گسترش همکاری‌های اقتصادی و ادامه تعامل میان افغانستان و هند به سود هر دو کشور است و می‌تواند به ثبات منطقه، گسترش ارتباطات و رفاه مشترک کمک کند.

او همچنین از وزارت خارجه هند و اس جیشنکر، وزیر خارجه این کشور، به دلیل آنچه حمایت از حقوق بین‌المللی افغانستان خواند، قدردانی کرد و خواستار حمایت بیشتر هند از افغانستان شد.

پس از تیره شدن روابط طالبان و پاکستان، مقام‌های ارشد طالبان در ماه‌های اخیر چندین بار به هند سفر کرده‌اند. مهم‌ترین این سفرها، سفر امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، به دهلی نو در اکتبر ۲۰۲۵ و سفر نورالدین عزیزی، سرپرست وزارت صنعت و تجارت طالبان، به هند در نوامبر ۲۰۲۵ بود.

هند تاکنون اداره طالبان را به‌صورت رسمی به رسمیت نشناخته است؛ اما سال گذشته به دیپلومات‌های طالبان اجازه داد کنترل سفارت افغانستان در دهلی نو را در دست بگیرند و همزمان سطح نمایندگی دیپلوماتیک خود در کابل را نیز ارتقا داد.

با وجود نبود به‌رسمیت‌شناسی رسمی طالبان از سوی هند، پرچم ملی افغانستان همچنان در سفارت این کشور در دهلی نو برافراشته است؛ اما طالبان اجازه دارند مراسم و نشست‌های خود را در این سفارت زیر پرچم خود برگزار کنند.

تقویت روابط طالبان و هند در حالی صورت می‌گیرد که روابط طالبان و پاکستان در ماه‌های اخیر به‌شدت پرتنش شده است.

نور احمد نور، با اشاره به سفرهای مقام‌های بلندپایه طالبان به هند در سال‌های اخیر گفت روابط دو کشور پیشرفت قابل‌توجهی داشته و بر پایه «احترام متقابل، تعامل سیاسی و منافع مشترک» پیش رفته است.

خاموشی صحنه برای سینماگری که می‌خواست داستان، داستان زن باشد

۲۷ اسد ۱۴۰۵، ۰۳:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
نویده خوشبو
100%

فرشته سلیمانی، بازیگر سینما، آن زمان که طالبان هنوز در کوه‌ها بودند و افغانستان در تلاش ترسیم تصویری از امید، آزادی و زن روی پرده بود، وارد صحنه شد.

فرشته سلیمانی در سن کم وارد جهان هنر شد. در مدت کوتاهی در چند سریال تلویزیونی نقش گرفت و میان مخاطبان شناخته شد. نقش «راضیه» در سریال «و آن بالا خدا هست» یکی از نقش‌هایی بود که او را بیشتر به مخاطبان معرفی کرد.

100%

همزمان درس‌های هنری را در آموزشگاه‌های مختلفی که در آن زمان وجود داشت ادامه می‌داد و در فعالیت‌های خیریه نیز سهم می‌گرفت. فرشته برای آینده‌اش برنامه‌های بزرگی داشت و باور داشت سینما و تلویزیون افغانستان می‌تواند برای زنان و نسل تازه روایت‌های متفاوتی بسازد.

تصویری فراتر از مظلومیت زن

فرشته در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال می‌گوید می‌خواست زن و مرد در سینما حقوق برابر داشته باشند. به باور او، نقش‌های مرکزی نباید تنها بر اساس سیما و صدا به بازیگران داده شود؛ مهارت و توانایی باید معیار باشد.

او می‌گوید نمی‌خواست که سینما زن را همیشه «مظلوم و وابسته» نشان دهد. می‌خواست زنان در نقش‌های مرکزی چهره‌های متفاوت داشته باشند؛ دختر شوخ و باهوش، ورزشکار، بوکسر، وزیر، خلبان، فرمانده یا قاضی. برای او مهم بود که زن در داستان تصمیم بگیرد، عمل کند و مسیر روایت را پیش ببرد.

الگوسازی برای نسل نو

نگاه فرشته به هنر، کودکان و نوجوانان را نیز در بر می‌گرفت. او می‌خواست شخصیت‌هایی خلق شوند که برای آنان الهام‌بخش باشند.

به گفته او، در کشورهای دیگر کودکان با شخصیت‌هایی بزرگ می‌شوند که برایشان الگو می‌شوند. آرزوی فرشته این بود که کودکان افغانستان نیز چنین الگوهایی داشته باشند و تولیدات تلویزیونی کشور به سطح حرفه‌ای کشورهای دیگر نزدیک شود.

100%

بازی با نقاب؛ تلاش برای حذف نشدن

اما با بازگشت طالبان در آگست ۲۰۲۱، صحنه برای زنان تغییر کرد. مسئله دیگر فقط این نبود که زن چه نقشی در تلویزیون داشته باشد؛ اصل حضور زن در صحنه تلویزیون محدود شد.

100%

پوشش سیاه و ماسک بخشی از حضور فرشته مقابل دوربین شد. او در همین شرایط کار کرد و حتی شخصیت‌هایی را بازی کرد که با باورها و معیارهای هنری خودش همخوان نبودند. برایش مهم بود که شخصیت زن از داستان حذف نشود. می‌گوید حاضر بود حتی با چادری کار کند.

100%

فعالیت در میدان‌های محروم

در آن سال‌ها، زندگی فرشته فقط در قاب تلویزیون خلاصه نمی‌شد. با کمک دیگران به مناطق دوردست میدان وردک می‌رفت و مواد درسی به کودکانی می‌رساند که دسترسی آسان به امکانات آموزشی نداشتند.

100%

در شنیه بهسود در ساخت یک مکتب همکاری کرد. به گفته او، این مکتب تکمیل شده و کودکان منطقه هنوز در آن درس می‌خوانند.

100%

او با زنان همان منطقه در ساخت یک کلینیک نیز همکاری کرد. به گفته فرشته، ساختمان کلینیک اکنون تکمیل شده است. تصاویر آن دوره، سفرهای او برای کار روی این پروژه را ثبت کرده‌اند؛ سفرهایی که در کنار فعالیت هنری، بخشی از زندگی اجتماعی او را شکل می‌داد.

100%

فرشته تصمیم نداشت با دشوارتر شدن شرایط، کشور را ترک کند. می‌خواست فعالیت هنری و اجتماعی‌اش را در افغانستان ادامه دهد. هنوز می‌خواست در همان جایی بماند که برایش کار کرده بود و در همان جامعه‌ای فعالیت کند که قصه‌هایش را از آن می‌گرفت.

رفته‌رفته اما فشارها و محدودیت‌ها بیشتر شد و او تا سال ۲۰۲۴ در افغانستان ماند و سرانجام کشور را ترک کرد.

فرشته به افغانستان اینترنشنال می‌گوید: «هیچ وقتی فکر نمی‌کردم روزی از وطنم دور شوم، چون واقعاً دوست داشتم آنجا کار کنم و آنجا باشم.»

نمایش خشونت به جای هنر

حالا پنج سال پس از بازگشت طالبان، تصاویر مراسم ۲۴ اسد برای او یادآور فاصله‌ای است میان رویایی که برای هنر افغانستان داشت و صحنه‌ای که امروز می‌بیند.

پشت این تصاویر، سال‌هایی قرار دارد که خودش در همان کشور ماند، کار کرد و تلاش کرد جای زن را در صحنه تلویزیون حفظ کند.

طالبان در پنجمین سالگرد بازگشت به قدرت، در پکتیا صحنه حملات انفجاری به نیروهای امریکایی را در قالب یک نمایش تمثیلی بازسازی کردند. در قندهار نیز طالبان و هواداران‌شان تمثال دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، را در خیابان‌ها به نمایش گذاشتند و آن را لت‌وکوب کردند.

این تصاویر فرشته را آزار می‌دهد. او هنر را فضایی برای خلق شخصیت، الگوسازی و رساندن پیام به جامعه می‌دید. برای او صحنه جایی بود که می‌شد زن را متفاوت از تصویری که همیشه از او ساخته شده بود نشان داد؛ زنی که تصمیم می‌گیرد، حرکت می‌کند و داستان را پیش می‌برد.

حالا اما زنان از صحنه تلویزیون کنار رفته‌اند و در مراسم طالبان، انفجار و لت‌وکوب به شکل نمایش بازسازی می‌شود. برای فرشته، این تصویر فاصله میان آن چیزی است که برای هنر افغانستان آرزو داشت و آنچه امروز می‌بیند.

غربت و نقشی که ناتمام ماند

در مهاجرت، فرشته می‌گوید دیگر انگیزه گذشته را ندارد. از مخاطبانی که برایشان نقش بازی می‌کرد دور است، سوژه‌هایی را که از جامعه و زندگی مردم افغانستان می‌گرفت در کنار خود ندارد و آرمان‌های هنری‌اش نیمه‌تمام مانده‌اند.

شاید برای همین است که وقتی از افغانستان، هموطنانش و آنچه پشت سر گذاشته حرف می‌زند، بغض گلویش را می‌گیرد.

دختری که با فکر تغییر صحنه تلویزیون وارد جهان هنر شده بود، در سال‌های حاکمیت طالبان برای حفظ حضور زن در همان صحنه تلاش کرد. می‌خواست بماند، کار کند و روایت‌های دیگری از زن افغان بسازد؛ اما سرانجام خودش از همان صحنه دور شد.

100%

و آخرین نقش فرشته، ماندن بود؛ نقشی که نتوانست تا پایان بازی کند.