مکتب شمع هدایت: درباره علت انفجار برچی اظهارنظر نمیکنیم

مکتب خصوصی شمع هدایت در غرب کابل تایید کرد که در انفجار روز دوشنبه در محوطه این مکتب ۵۲ دانشآموز زخمی شدهاند. این مکتب در اطلاعیهای گفت که این رویداد تلفات جانی نداشته است.

مکتب خصوصی شمع هدایت در غرب کابل تایید کرد که در انفجار روز دوشنبه در محوطه این مکتب ۵۲ دانشآموز زخمی شدهاند. این مکتب در اطلاعیهای گفت که این رویداد تلفات جانی نداشته است.
این مکتب درباره علت انفجار گفته است تا پایان تحقیقات از اظهارنظر درباره چگونگی رویداد خودداری میکند.
درباره چگونگی انفجار روایتهای متفاوتی منتشر شده است.
شاهدان عینی، از جمله یکی از آموزگاران مکتب شمع هدایت، پیشتر به بیبیسی گفته بودند که یک دانشآموز گلوله منفجرنشده باقیمانده از دوران جنگ شوروی را که ظاهرا در تپههای نزدیک پیدا کرده بود، با خود به مکتب آورده بود. به گفته آنان، انفجار همین گلوله باعث زخمیشدن دانشآموزان شد.
در مقابل، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، به افغانستان اینترنشنال گفت که اطلاعات ابتدایی نشان میدهد که یک بمب دستی به داخل مکتب پرتاب شده است.
او همچنین احتمال داد که داعش یا «حلقات وابسته به آن» در این رویداد دست داشته باشند.
تاکنون هیچ گروهی مسئولیت انفجار را نپذیرفته است.
مکتب شمع هدایت همچنان میگوید وضعیت صحی دانشآموزانی که هنوز در شفاخانه هستند، از سوی مکتب و خانوادههای آنان پیگیری میشود.
این انفجار عصر دوشنبه ۲۶ اسد، هنگام رخصتی دانشآموزان در مکتب خصوصی شمع هدایت در شهرک مهدیه دشتبرچی در کابل رخ داد.
طالبان پس از این انفجار سالم صمیم، مدیر مکتب شمع هدایت، یک آموزگار و پدر دو دانشآموز را بازداشت کرد.
فیروزالدین فیروز، وزیر پیشین صحت عامه افغانستان، پنج سال پس از سقوط دولت پیشین زندگی متفاوتی را در بریتانیا تجربه میکند.
جراح شناختهشدهای که زمانی مسئول نظام صحی افغانستان بود، اکنون برای بازگشت به حرفه پزشکی باید مراحل طولانی را طی کند و حتی برای دو وظیفه اداری در بخش خدمات صحی بریتانیا نیز پذیرفته نشده است.
سرنوشت او شبیه بسیاری از پناهجویان متخصصی است که در کشور خود سالها تجربه و جایگاه به دست آورده بودند، اما در غربت ناچار میشوند زندگی کاری خود را از نو بسازند.
آقای فیروز در گفتوگو با روزنامه بریتانیایی تایمز گفت که پس از گرفتن پناهندگی در بریتانیا تلاش کرد هرچه زودتر وارد بازار کار شود. اما برای فعالیت دوباره بهعنوان پزشک باید مراحل تایید اسناد و دریافت گواهینامههای مسلکی را طی کند، روندی که به گفته او دستکم دو سال زمان میبرد.
او در این فاصله برای دو وظیفه اداری در اداره ملی خدمات صحی بریتانیا درخواست داد، اما موفق به گرفتن کار نشد. فیروز اکنون با مشکلی روبهرو است که بسیاری از پناهندگان متخصص در بریتانیا نیز تجربه میکنند: دشواری یافتن کار در حوزه تخصصی خود و رویآوردن به مشاغل دیگر برای تامین هزینههای زندگی.
آقای فیروز پیش از ورود به حکومت، نه سال جراح بود و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ وزارت صحت عامه افغانستان را اداره کرد. او در سال ۲۰۱۹ در اجلاس جهانی حکومتها جایزه «بهترین وزیر» را دریافت کرد.
روزنامه تایمز نوشت که این جایزه به دلیل فعالیتهای او در بهبود شاخصهای صحی افغانستان، از جمله کاهش مرگومیر کودکان زیر پنج سال، به او داده شد. براساس این گزارش، در دوره کاری او مرگومیر کودکان زیر پنج سال ۴۴ درصد کاهش یافت و امید به زندگی هنگام تولد هفت سال افزایش پیدا کرد.
فرار با وانمود کردن به بیماری
فیروز به تایمز گفت که برای خروج از افغانستان وانمود کرد بهشدت بیمار است و از این طریق توانست خود را به پاکستان برساند. پس از آن به ترکیه رفت و در آنجا درخواست پناهندگی کرد. با گرفتن پناهندگی، مشکل امنیتی فیروز پایان یافته، اما زندگی حرفهای او باید تقریباً از نو آغاز شود.
اسناد و سابقه طولانی پزشکی او به این معنا نیست که میتواند بلافاصله در شفاخانههای بریتانیا کار کند. برای بازگشت به طبابت باید مراحل قانونی و مسلکی لازم را طی کند.
وزیر پیشین صحت عامه میگوید در این فاصله میخواهد از تجربه خود در هر زمینهای که امکان داشته باشد استفاده کند.
او گفت: «بخش عمده زندگیام را در بخش صحت و خدمات عامه کار کردهام. میخواهم از این تجربه به هر شکلی که بتوانم استفاده کنم، چه در آموزش، پژوهش، مشاوره باشد یا حمایت از نهادهایی که برای بهبود خدمات صحی فعالیت دارند.»
او اکنون بهعنوان حامی افتخاری موسسه خیریه «هلت بس» در بورنموث فعالیت دارد. این نهاد برای افراد بیخانمان و دیگر افراد آسیبپذیر خدمات صحی سیار فراهم میکند.
خانواده در کانادا
غربت فیروز تنها به از دست دادن جایگاه حرفهای و شروع دوباره زندگی محدود نمیشود. همسر و فرزندان او اکنون در کانادا زندگی میکنند و امیدوار است که آنها در آینده بتوانند به بریتانیا بیایند تا بار دیگر در کنار هم زندگی کنند.
فیروز معتقد است که پناهجویان باید بیشتر با فرهنگ، هنجارهای اجتماعی و شیوه زندگی در جامعه میزبان آشنا شوند. او حتی پیشنهاد میکند که پناهجویان در فعالیتهای اجتماعی، مانند پاککاری محیط، مشارکت کنند تا احساس تعلق بیشتری به جامعه پیدا کنند.
داستان شخصی فیروز بیش از هر چیز تصویری از تغییر بزرگی است که سقوط جمهوریت در زندگی بسیاری از مقامها و متخصصان پیشین افغانستان ایجاد کرده است.
آقای فیروز میگوید هدفش ماندن در گذشته نیست. او میخواهد در بریتانیا زندگی باثباتی بسازد و دوباره از تجربهای که طی چند دهه در جراحی، صحت عامه و اداره دولتی به دست آورده است، استفاده کند.
یک بررسی تازه نشان میدهد که همزمان با چرخش ملموس سیاست خارجی طالبان به سمت کشورهای منطقه، تعامل کشورهای غربی با این گروه به پایینترین میزان خود پس از تسلط بر افغانستان رسیده است.
بر اساس این گزارش، ایران، چین، ترکیه، قطر، اوزبیکستان و هند به اصلیترین شرکای دیپلوماتیک طالبان تبدیل شدهاند.
یافتههای پژوهش تازه «موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» نشان میدهد که طالبان در پنج سال گذشته، از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ تا ۲۴ اسد ۱۴۰۵، در مجموع سه هزار و ۶۵۱ تعامل دیپلوماتیک با ۱۰۳ کشور و نهاد بینالمللی داشته است.
با آنکه بیشتر کشورهای جهان همچنان از بهرسمیتشناختن طالبان خودداری میکنند، این گروه در این مدت روابط خود را با همسایگان و شماری از قدرتهای منطقهای گسترش داده است.
کاهش سهم غرب
براساس این پژوهش، سهم کشورهای غربی از تعاملات دیپلوماتیک طالبان در پنج سال گذشته به شکل چشمگیری کاهش یافته است. در سال نخست بازگشت طالبان به قدرت، کشورهای غربی ۱۶ درصد از تعاملات دیپلوماتیک طالبان را تشکیل میدادند، اما این رقم در سال پنجم به پنج درصد کاهش یافته است.
در این پژوهش آمده است که کاهش تماس کشورهای غربی با طالبان با محدودیتهای گسترده این گروه بر زنان و دختران، از جمله ممنوعیت آموزش، ارتباط دارد. این وضعیت همچنین دسترسی دولتهای غربی به مقامهای اصلی تصمیمگیرنده طالبان را محدود کرده است.
همزمان، موضوعاتی مانند حقوق بشر، آموزش زنان و مبارزه با تروریسم نیز در دیدارهای دیپلوماتیک با طالبان کمرنگتر شده و مسائل اقتصادی و تجاری جای بیشتری گرفته است.
آرون زلین، پژوهشگر موسسه واشنگتن در این گزارش خود میگوید که روسیه و چین هنوز درباره تهدید داعش خراسان با طالبان گفتوگو میکنند، اما موضوعاتی مانند القاعده، تحریک طالبان پاکستان و تروریسم فرامرزی که برای کشورهای غربی اهمیت داشت، کمتر در دستور کار نشستهای طالبان قرار دارد.
به گفته او، «طالبان آموخته است که بدون عقبنشینی در مسائل مهم امنیتی و حقوق بشری نیز میتواند امتیازهای قابل توجه بینالمللی به دست آورد.» با این حال، آقای زلین تاکید میکند که واشنگتن هنوز ابزارهایی، از جمله مسئله کرسی افغانستان در سازمان ملل، معافیتهای وزارت خزانهداری امریکا و تامین مالی پروژههای آسیای مرکزی، برای فشار بر نقاط حساس طالبان دارد.»
شناسایی طالبان از سوی روسیه
بهرسمیتشناختهشدن حکومت طالبان از سوی روسیه در جولای ۲۰۲۵، مهمترین دستاورد دیپلوماتیک این گروه در پنج سال گذشته بوده است.
روسیه نخستین و تاکنون تنها کشوری است که حکومت طالبان را رسماً بهرسمیت شناخته است. پس از آن، نمایندگان طالبان در نشست «فرمت مسکو» در سطح وزیر شرکت کردند و در می ۲۰۲۶ نیز دو طرف توافقنامهای در زمینه همکاریهای نظامی و فنی امضا کردند.
ایران در صدر؛ کاهش تعامل چین و قطر
براساس آمار این پژوهش، ایران با ۴۹۴ تعامل دیپلوماتیک در پنج سال گذشته، بیشترین تماس را با طالبان داشته است. پس از ایران، چین با ۴۳۲ تعامل، ترکیه با ۳۹۴، قطر با ۳۴۷ و اوزبیکستان با ۳۱۶ تعامل در ردههای بعدی قرار دارند.
با این حال، روند تعامل چین و قطر با طالبان در سالهای اخیر کاهش یافته است. تعاملات چین از ۱۳۵ مورد در سال سوم به ۴۶ مورد در سال پنجم رسیده و تماسهای قطر نیز از ۱۶۰ مورد در سال نخست به ۴۱ مورد در سال پنجم کاهش یافته است.
در مقابل، هند که پیش از سقوط جمهوریت از مخالفان جدی طالبان بود، به تدریج تماسهای خود با این گروه را افزایش داده است. تعاملات دهلینو با طالبان از دو مورد در سالهای نخست به ۳۹ مورد در سال پنجم رسیده است.
در مقابل روابط طالبان با پاکستان در مقایسه با دیگر همسایگان، مسیر متفاوتی را طی کرده است. تعاملات دو طرف در سال چهارم به ۸۶ مورد رسید، اما در سال پنجم، همزمان با تشدید اختلافات امنیتی و درگیریهای مرزی، به ۳۳ مورد کاهش یافت.
در گزارش موسسه واشنگتن آمده است که پاکستان در این پنج سال از جایگاه یکی از حامیان اصلی طالبان به یک رقیب منطقهای برای این گروه رسیده است.
به گفته نویسنده گزارش، «آنچه در تمام این روابط دیده میشود این است که دسترسی به افغانستان جدید بیش از آنکه بر نزدیکی ایدئولوژیک استوار باشد، به همسایگی جغرافیایی و منافع مادی وابسته است. کشورهایی که بیشترین تعامل را با طالبان دارند، همانهاییاند که کمترین تمایل را به مطرحکردن مسائلی دارند که برای امریکا و کشورهای همسو با آن مهم است.»
تمرکز بر حفظ روابط موجود
این پژوهش نشان میدهد که سرعت برقراری روابط تازه طالبان با کشورهای دیگر کاهش یافته است. طالبان در سال اول و دوم بهترتیب با ۳۵ و ۳۷ کشور جدید تماس برقرار کرد، اما در سال پنجم تنها سه کشور جدید به فهرست تعاملات آن اضافه شدند.
این روند نشان میدهد که طالبان اکنون بیش از گسترش شبکه روابط خود، بر حفظ و تثبیت روابط موجود تمرکز کرده است.
در همین مدت، سهم مسائل قنسولی در تعاملات طالبان از دو درصد به ۱۴ درصد افزایش یافته است. موضوعات تجاری و سرمایهگذاری نیز اکنون در بیش از ۴۰ درصد گزارشهای دیپلوماتیک این گروه مطرح میشود.
مقایسه با سوریه
موسسه واشنگتن در بخشی از پژوهش خود، دیپلوماسی طالبان را با حکومت جدید سوریه مقایسه کرده است.
براساس دادههای این پژوهش، حکومت جدید سوریه در ۲۰ ماه بیش از چهار هزار تعامل دیپلوماتیک داشته است. سرعت تعاملات دیپلوماتیک سوریه بیش از ۳ برابر اداره طالبان بوده است.
در همین حال، سوریه به سرعت روابط خود را با کشورهای عمده غربی، به ویژه امریکا گسترش داده است؛ کاری که طالبان در انجام آن ناکام بوده است.
طالبان همچنان به غرب نیاز دارد
طالبان با وجود گسترش روابط با کشورهای منطقه، برای مقابله با مشکلات اقتصادی افغانستان همچنان به کمک و همکاری کشورهای غربی نیاز دارد.
بیش از نیمی از جمعیت ۴۵ میلیونی افغانستان به کمکهای بشردوستانه وابستهاند، میلیونها مهاجر به کشور بازگشتهاند و میلیاردها دالر از ذخایر ارزی افغانستان همچنان در امریکا مسدود است.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، نیز اخیراً در گفتوگو با نیویارک تایمز از امریکا خواست که سفارت خود را در کابل بازگشایی کند و در پروژههای بزرگ اقتصادی افغانستان سرمایهگذاری کند.
با این حال، طالبان تاکنون نشانهای از آمادگی برای تغییر سیاستهای خود در زمینه حقوق زنان، آموزش دختران یا روابط با گروههای افراطی در برابر بهبود روابط با غرب نشان نداده است. این در حالیست که امریکا و کشورهای دیگر خواهان قطع روابط طالبان با گروههای تروریستی و رعایت حقوق بشر هستند.
افغانستان زمانی برای استقلال با نیروی خارجی جنگید، اما اکنون و همزمان با روز استقلال این پرسش مطرح است که افغانها پس از رهایی از نیروی خارجی تا چه اندازه در تعیین سرنوشت خود آزادند؟
۲۸ اسد سالروز استقلال افغانستان است؛ روزی که یادآور پایان جنگ سوم افغانستان و بریتانیا در سال ۱۲۹۸ خورشیدی و تثبیت استقلال افغانستان در سیاست خارجی است.
اداره طالبان پایان جنگ و تأمین امنیت را از مهمترین دستاوردهای خود میداند. اما محدودیتهای گسترده بر آموزش، کار، رفتوآمد و حضور زنان در جامعه، در کنار محدودیت آزادی بیان و نبود مشارکت سیاسی، این پرسش را پیش میکشد که آیا استقلال یک کشور تنها به معنای رهایی از نیروی خارجی است یا حق مردم برای تعیین سرنوشت خود نیز بخشی از مفهوم استقلال بهشمار میرود؟
این پرسش بهویژه درباره زنان و دختران افغانستان اهمیت بیشتری دارد.
استقلال برای دختری محروم از آموزش چه معنایی دارد؟
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که دختران در آن از آموزش بالاتر از صنف ششم و زنان از تحصیل دانشگاهی محروماند. بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۲٫۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم هستند.
اداره زنان سازمان ملل در ارزیابی تازهای گفته است که حدود نیمی از زنان افغان تنها یک یا دو بار در ماه از خانه بیرون میشوند. این نهاد همچنین تأکید کرده که محدودیتهای اعمالشده بر زنان در زمینه رفتوآمد، آموزش و حضور در زندگی عمومی در حال تشدید است.
در چنین شرایطی پرسش مهم این است: دختری که نمیتواند دروازه مکتبش را باز کند، به دانشگاه برود و درباره زندگی و آینده خود تصمیم بگیرد، واژه «استقلال» را چگونه تجربه میکند؟
کامله شینواری، آموزگار یک مکتب در کابل، میگوید: «بهعنوان یک آموزگار افغان که محدودیتهای آموزش دختران و زندگی زنان را از نزدیک دیدهام، باور دارم که استقلال تنها به معنای رهایی از قدرت خارجی نیست. استقلال زمانی معنا پیدا میکند که یک دختر بتواند دروازه مکتب و دانشگاه را به روی خود باز ببیند، یک زن بتواند کار کند و هر زن افغان بتواند آزادانه از خانه بیرون شود و درباره زندگی خود تصمیم بگیرد. اگر رفتوآمد، آموزش، کار و مشارکت یک زن در امور جامعه محدود باشد، مفهوم استقلال ناقص میماند. استقلال واقعی افغانستان روزی معنا پیدا میکند که زن افغان آزادی کامل برای تعیین آینده خود داشته باشد.»
از ۱۲۹۸ تا امروز؛ مفهوم استقلال چگونه تغییر کرد؟
روز استقلال افغانستان یادآور سال ۱۲۹۸ خورشیدی است؛ زمانی که افغانستان پس از جنگ با بریتانیا، حق استقلال در سیاست خارجی خود را تثبیت کرد. از آن زمان تاکنون، افغانستان چندین بار دورههای نفوذ خارجی، اشغال، جنگ و تحولات سیاسی را پشت سر گذاشته است.
مفهوم استقلال نیز در گذر زمان تغییر کرده است. در قرن بیستم پرسش اصلی این بود که چه کسی درباره سیاست خارجی و حاکمیت ملی افغانستان تصمیم میگیرد؟ امروز اما برای میلیونها افغان پرسش اساسی این است که چه کسی درباره زندگی، آموزش، کار، آزادی بیان و آینده آنان تصمیم میگیرد؟
همین تفاوت، به روز استقلال افغانستان در سال ۱۴۰۵ معنای سیاسی و اجتماعی متفاوتی میدهد.
اداره طالبان: جنگ پایان یافته و امنیت برقرار شده است
اداره طالبان میگوید پس از سال ۱۴۰۰، جنگ چنددههای در افغانستان پایان یافته و کشور از نظر امنیتی نسبت به گذشته باثباتتر شده است. شماری از باشندگان کابل نیز کاهش جنگهای گسترده و انفجارها را در مقایسه با سالهای گذشته در زندگی روزمره خود محسوس میدانند. برخی شهروندان از بهبود وضعیت امنیتی سخن میگویند، اما همزمان درباره کار، اقتصاد و حقوق زنان ابراز نگرانی میکنند.
امنیت یکی از محورهای اصلی حکومتداری طالبان است؛ اما درگیریهای اخیر در بدخشان و برخی ولایتهای دیگر، این ادعا را نیز با چالش مواجه کرده است.
از دید جامعهشناسان، استقلال تنها به آزادی فردی محدود نمیشود و مشارکت سیاسی نیز یکی از بخشهای مهم آن است.
حسیبالله ستانکزی، رئیس پیشین شورای ولایتی لوگر، میگوید: «افغانستان ملکیت شخصی هیچ گروهی نیست؛ این کشور وطن مشترک همه افغانها و امانتی برای نسلهای آینده است. اگر امروز نیمی از مردم افغانستان از آینده محروم شوند، فردای افغانستان نیز ضعیف خواهد شد. استقلال واقعی زمانی معنا پیدا میکند که هر افغان حق آموزش، کار، عزت و تعیین آینده خود را داشته باشد.»
نبود انتخابات و مشارکت سیاسی
پس از بازگشت طالبان به قدرت، در افغانستان انتخابات برگزار نشده و ساختار سیاسی جمهوری پیشین از میان رفته است. اداره طالبان نظام کنونی را «امارت اسلامی» مینامد و میگوید اداره این نظام بر اساس شریعت اسلامی استوار است.
اما مخالفان سیاسی و نهادهای حقوق بشری میگویند نبود مشارکت گسترده سیاسی در ساختار اداره طالبان یکی از مشکلات اساسی این نظام است. اداره طالبان تاکنون سازوکار انتخاباتی یا مشارکتیای ایجاد نکرده که مردم بتوانند مانند نظام جمهوری، نقش مستقیم در تعیین قدرت سیاسی داشته باشند. منتقدان باور دارند که مردم در تصمیمگیری درباره ساختار سیاسی و آینده کشور نقش محدودی دارند.
فشار بر رسانهها و آزادی بیان
بر اساس گزارش سازمانهای خبرنگاری، رسانهها و خبرنگاران افغانستان در سالهای گذشته با فشارهای گسترده مواجه بودهاند. پس از بازگشت طالبان به قدرت، شماری از خبرنگاران و رسانهها درباره سانسور، بازداشت، تهدید و محدودیت فعالیتهای خود ابراز نگرانی کردهاند. نهادهای حقوق بشری نیز از محدود شدن آزادی بیان و فضای مدنی در افغانستان انتقاد کردهاند.
بحران اقتصادی و انسانی
افغانستان همچنان با بحران شدید اقتصادی و انسانی روبهروست. فقر، بیکاری، کمبود مواد غذایی و کاهش کمکهای بشردوستانه بر زندگی میلیونها افغان فشار وارد کرده است. سازمان ملل نیز نسبت به کاهش بودجه کمکهای بشردوستانه و پیامدهای آن برای مردم افغانستان هشدار داده است.
در کنار این بحران، محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران همچنان یکی از مهمترین موانع بازگشت افغانستان به جامعه جهانی است. سازمان ملل وضعیت حقوق زنان در افغانستان را از شدیدترین بحرانهای حقوق بشری در جهان توصیف کرده است.
پنج سال بعد؛ افغانستان در چه وضعیتی قرار دارد؟
پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت میگذرد. اداره طالبان در این مدت توانسته کنترول خود را بر بخش بزرگی از افغانستان حفظ کند و سطح درگیریهای گسترده نسبت به سالهای جنگ کاهش یافته است. اما این اداره همچنان از سوی بیشتر کشورهای جهان به رسمیت شناخته نشده است.
در کنار فشارهای بینالمللی درباره حقوق زنان و دختران، اداره طالبان تأکید میکند که بر اساس شریعت و شرایط جامعه افغانستان حکومت میکند.
در این پنج سال، ساختار اجتماعی افغانستان نیز تغییر کرده است: میلیونها افغان از کشور خارج شده یا دوباره بازگشتهاند؛ فشارهای اقتصادی افزایش یافته؛ زنان بیش از گذشته از زندگی عمومی کنار گذاشته شدهاند و فاصله میان اداره طالبان و جریانهای مخالف درباره آینده سیاسی افغانستان همچنان گسترده است.
استقلال یک کشور با حاکمیت آن بر سرزمین، مرزها و امور خارجی پیوند دارد؛ اما تصویر کامل استقلال یک ملت فراتر از این است. حق انتخاب مردم، آزادی بیان، حق آموزش، حق کار، مشارکت سیاسی و توانایی تعیین آینده نیز بخشی از مفهوم استقلال است.
از همین رو، روز استقلال افغانستان شاید تنها روز یادآوری پیروزی سال ۱۲۹۸ نباشد؛ بلکه میتواند روز طرح این پرسش نیز باشد:
افغانستان از حضور نیروی خارجی مستقل شد، اما افغانها چه زمانی آنقدر آزادی خواهند داشت که خود درباره آینده کشور و زندگیشان تصمیم بگیرند؟ این پرسش همچنان زیر پرچم استقلال افغانستان بیپاسخ مانده است.
شماری از کارمندان نیروهای امنیتی و دفاعی حکومت پیشین افغانستان که اکنون با ادارات تحت کنترول طالبان همکاری میکنند، درباره هشدار اخیر سمیع سادات، رهبر جبهه متحد افغانستان، ابراز نگرانی کرده و خواستار توضیح درباره دامنه این تهدید شدهاند.
آقای سادات پیشتر به نیروهای امنیتی و دفاعی پیشین که با طالبان همکاری میکنند ۱۵ روز مهلت داده بود تا همکاری خود با این گروه را متوقف کنند. او هشدار داده بود که پس از پایان این مهلت، کسانی که به همکاری ادامه دهند، در فهرست «اهداف نظامی» جبهه متحد قرار خواهند گرفت.
این اظهارات با واکنش برخی نیروهای پیشین روبهرو شده است. یک افسر سابق ارتش که نخواست نامش منتشر شود، در پیامی به افغانستان اینترنشنال خطاب به سمیع سادات گفت بسیاری از نیروهای امنیتی پس از سقوط جمهوری برای حفظ جان خود و خانوادههایشان در افغانستان ماندهاند و برای امرار معاش در ساختارهای تحت اداره طالبان کار میکنند.
او پرسید که معیار سادات برای «خیانت» چیست و آیا میان فرماندهان ارشد جمهوری که در زمان سقوط کشور را ترک کردند و سربازان و افسرانی که برای حفظ جان خانوادههای خود در افغانستان ماندند، تفاوتی قائل است یا نه.
این افسر همچنین از آقای سادات پرسید که آیا به جای تهدید نیروهای پیشین و خانوادههای آنان، بهتر نیست برای انتقال آنان به مکان امن تلاش شود.
یک کارمند دیگر نیز خواستار روشن شدن دامنه اظهارات سادات شده است. او پرسیده است که آیا هشدار جبهه متحد شامل همه نیروهای پیشین میشود یا تنها کسانی را دربرمیگیرد که به گفته این جبهه، بهطور فعال در فعالیتهای نظامی یا سرکوب مردم با طالبان همکاری دارند.
او گفته است بسیاری از نیروهای پیشین پس از سقوط جمهوری امکان خروج از افغانستان را نداشتند و ممکن است برای تأمین زندگی خود و خانوادههایشان ناچار به کار در ساختارهای فعلی شده باشند.
پاسخ سمیع سادات
افغانستان اینترنشنال روز چهارشنبه ۲۸ اسد این پرسشها را با سمیع سادات، فرمانده جبهه متحد افغانستان در میان گذاشت. آقای سادات در پاسخ گفت که معیار «خیانت»، کمک عملی به طالبان در فعالیتهای نظامی است.
او گفت کسانی که در انتقال نیروهای طالبان، رساندن سلاح و مهمات یا عملیات بازداشت، شکنجه و کشتار مردم با این گروه همکاری میکنند، از نظر او مرتکب خیانت شدهاند.
آقای سادات میان کارمندان ملکی حکومت پیشین که اکنون در ادارات طالبان کار میکنند و نیروهای نظامی تفاوت قائل شد و گفت جبهه متحد با کارمندان ملکی مشکلی ندارد.
او افزود نیروهای نظامی پیشین که اکنون بهعنوان خلبان، مهندس، نیروهای تخنیکی و سایر افراد مسلکی در ساختار نظامی طالبان فعالیت میکنند، عملاً به «ماشین جنگی طالبان» کمک میکنند و از این رو همکاری آنان را خیانت میداند.
سادات همچنین گفت کسانی که در شکنجه و کشتار مردم با طالبان همکاری کردهاند، از نظر او قابل بخشش نیستند.
هشدار ۱۵ روزه
سادات این هشدار را پیشتر در سومین نشست سربازان افغان و امریکایی مطرح کرده بود. او گفته بود جبهه متحد اطلاعاتی درباره برخی از اعضای پیشین نیروهای امنیتی که اکنون با طالبان همکاری دارند جمعآوری کرده و از محل زندگی، محل کار و نوع فعالیت آنان اطلاع دارد.
او مشخصاً از خلبانها، مهندسان، بریدملها و نیروهای فنی پیشین نام برد و مدعی شد که این افراد اکنون در اداره و استفاده از تجهیزات و سامانههای طالبان نقش دارند.
با این حال، مشخص نیست که مهلت ۱۵ روزه از چه تاریخی محاسبه میشود، چه افرادی دقیقاً در فهرست مورد نظر جبهه متحد قرار دارند و این جبهه چگونه میان همکاری اجباری یا اقتصادی و مشارکت مستقیم در عملیات نظامی طالبان تفاوت خواهد گذاشت.
همچنین تاکنون جزئیات قابل راستیآزمایی درباره فهرستی که سادات از آن بهعنوان اطلاعات نیروهای پیشین نام برده، منتشر نشده است.
هشدار جبهه متحد در حالی مطرح میشود که نیروهای امنیتی و دفاعی حکومت پیشین پس از بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱ با وضعیت پیچیدهای روبهرو شدهاند. بخشی از آنان افغانستان را ترک کردند، اما شماری دیگر در کشور ماندند و برخی برای تأمین معاش خود در ساختارهای تحت اداره طالبان به کار ادامه دادند.
نیروهای امنیتی پیشین افغانستان در پنج سال گذشته هدف قتلهای هدفمندانه، بازداشتها و شکنجه طالبان نیز قرار گرفته است.
تهدید این افراد به قرار گرفتن در فهرست «اهداف نظامی» میتواند نگرانیهایی درباره امنیت آنان و خانوادههایشان ایجاد کند؛ بهویژه آنکه روشن نیست جبهه متحد در عمل چه تعریفی از همکاری نظامی با طالبان دارد و چگونه قصد دارد این افراد را شناسایی و هدف قرار دهد.
گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، اعلام کرد که مناقشه جاری میان طالبان و پاکستان در واقع ادامه جنگ میان هند و پاکستان است که از کشمیر به افغانستان منتقل شده است.
حکمتیار روز چهارشنبه، ۲۸ اسد، در رشته پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «تنها افراد بسیار ناآگاه و مغرض خواهند گفت و تصور خواهند کرد که مناقشه جاری میان کابل و اسلامآباد، مناقشه میان پاکستان و یک گروه افغان است. حقیقت این است که این جنگ دهلی و اسلامآباد است که از کشمیر به افغانستان انتقال یافته است.»
او اخراج مهاجران افغان از پاکستان را «اشتباه تاریخی بزرگی» خواند که جبران آن برای اسلامآباد ممکن نخواهد بود. وی افزود: «آن هم اخراج اجباری و برخلاف همه معیارهای انسانی و تخریب خانههای آنان با بلدوزر؛ این فقط یک اشتباه تاریخی به نفع دهلی است.»
حکمتیار خاطرنشان کرد که مهاجران افغان در دوران حکومت ذوالفقار علی بوتو به پاکستان رفتند و از آن زمان تاکنون ۱۱ رئیسجمهور این کشور حضور آنان را پذیرفتهاند. به گفته وی، در این مدت، به استثنای احزاب طرفدار هند و روسیه و چهرههای وابسته به بیگانگان، مردم و احزاب سیاسی پاکستان نهتنها حضور مهاجران افغان را پذیرفتهاند، بلکه آن را وظیفه انسانی و اسلامی هر پاکستانی وطندوست دانسته و از حضور و آرمان آنان حمایت کردهاند.
رهبر حزب اسلامی افزود که بسیاری از مقامها و چهرههای پاکستانی پیشتر گفتهاند اگر مقاومت مهاجران افغان در برابر شوروی در افغانستان نبود، پاکستان نیز به سرنوشت افغانستان دچار میشد. او نوشت: «بسیاری گفتهاند ما مدیون فداکاریهای مجاهدین افغان هستیم. آیا آنان اشتباه کرده بودند یا کسانی که میخواستند ارتش سرخ روسیه وارد پاکستان نیز شود؟»
حکمتیار مخالفان حضور شوروی در افغانستان را به کسانی تشبیه کرد که به گفته او از ورود ارتش شوروی به پاکستان استقبال میکردند، پرچمهای سرخ را به اهتزاز درمیآوردند و با کلاههای سرخ به خیابانها میآمدند و میخواستند سربازان روسی «بند کفشهای خود را در ساحل کراچی باز کنند.»
روابط طالبان و پاکستان در نزدیک به یک سال گذشته بهشدت پرتنش شده و دو طرف چندین بار وارد درگیری مستقیم شدهاند. پاکستان در مقاطعی مواضعی را در داخل افغانستان هدف حملات هوایی قرار داده و طالبان نیز در واکنش، حملات پهپادی و توپخانهای علیه مواضع پاکستان انجام دادهاند.
اختلافهای سیاسی میان دو طرف به روابط اقتصادی و تجاری نیز سرایت کرده است. گذرگاههای مرزی مسدود شده و محدودیتهای تجاری و ترانزیتی، روابط اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است. تلاشهای کشورهای منطقه برای میانجیگری تاکنون به توافقی پایدار منجر نشده است.
همزمان با افزایش تنش با پاکستان، روابط طالبان با هند در ماههای اخیر گسترش یافته است. دهلی در حوزههایی مانند تجارت، بهداشت و روابط دیپلوماتیک تعامل خود را با طالبان افزایش داده و طالبان نیز کوشیدهاند وابستگی افغانستان به برخی کالاهای وارداتی از پاکستان از جمله دارو را کاهش دهند و بخشی از نیازهای خود را از هند تأمین کنند.
در تازهترین مورد، یک مقام هندی در مراسم پنجمین سالروز تسلط طالبان بر افغانستان در دهلی شرکت کرد؛ اقدامی که نشانهای از افزایش تعامل سیاسی میان دو طرف دانسته شد.
سخنگوی وزارت خارجه هند نیز پیشتر اعلام کرده بود که روابط این کشور با طالبان در افغانستان در یک سال گذشته گسترش یافته است. افزایش روابط طالبان با هند در حالی رخ میدهد که پاکستان از نزدیکی کابل و دهلی ابراز نگرانی است.
ناظران معتقد هستند که اسلامآباد هرگز نزدیکی روابط کابل- دهلی را بر نمیتابد.

