«پنج سال است آرزوهایمان پشت درهای بسته ماندهاند»

«من یک دختر از افغانستان هستم و این تنها حرف من نیست. حرف هزاران دختری است که پنج سال است پشت درهای بسته مکتب ماندهاند.

«من یک دختر از افغانستان هستم و این تنها حرف من نیست. حرف هزاران دختری است که پنج سال است پشت درهای بسته مکتب ماندهاند.
همیشه آرزو داشتم روزی خبرنگار شوم. میخواستم درس بخوانم، قلم به دست بگیرم، خبرها را روایت کنم، صدای مردمم باشم و حقیقتهای کشورم را به گوش جهان برسانم. بارها با خودم تصور کرده بودم که روزی خبرنگاری میشوم که از دردها و امیدهای مردم افغانستان گزارش تهیه میکند و صدای کسانی میشود که صدایشان شنیده نمیشود.
اما امروز وقتی به سالهایی که از دست دادهام نگاه میکنم، با خودم میگویم شاید برای رسیدن به این آرزو دیر شده باشد. سالهایی که میتوانستم درس بخوانم، پیشرفت کنم و خودم را برای آینده آماده کنم، دیگر برنمیگردد.
درد من فقط این نیست که نتوانستم به مکتب بروم. درد بزرگتر این است که فرصت انتخاب آیندهام از من گرفته شد.
پنج سال است کتابهایمان بسته مانده، قلمهایمان خاک میخورد و آرزوهای هزاران دختر افغانستان پشت درهای بسته مکتب مانده است.
شاید برای من و بسیاری از دختران همنسلم دیر شده باشد، اما هنوز برای دختران کوچکتر از ما دیر نشده است. هنوز میشود کاری کرد تا آنها مجبور نشوند مثل ما سالهای کودکی و جوانی خود را با حسرت مکتب سپری کنند.
از سازمان ملل و همه نهادهای مدافع حقوق بشر میخواهم صدای ما را بشنوند. برای دختران افغانستان کاری کنید، پیش از آنکه یک نسل دیگر هم با آرزوی درس خواندن بزرگ شود و آیندهاش را از دست بدهد.
من نتوانستم به آرزوهایم برسم، اما نمیخواهم دختران بعد از من هم مجبور شوند آرزوهایشان را دفن کنند.
از سازمان ملل و همه کسانی که صدای ما را میشنوند، از صمیم قلب میخواهم ما را فراموش نکنند. شاید نتوانید سالهای از دسترفته ما را برگردانید، اما هنوز میتوانید کاری کنید که دختران بعد از ما این درد را تجربه نکنند.
صدای دختران افغانستان را بشنوید. آینده یک نسل به تصمیمهایی بستگی دارد که امروز گرفته میشود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»