• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

محدودیت تازه: کارمندان برکنارشده ادارات دولتی حق شکایت از طالبان را ندارند

۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۴:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

براساس مکتوبی که نسخه آن در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، وزارت صحت طالبان موظف شده است به شکایت کارمندانی که از ادارات دولتی برکنار شده‌اند، رسیدگی نکند. به گفته منابع، اداره طالبان حدود چهار ماه پیش تصمیم گرفته است به اعتراض کارمندان برکنار شده رسیدگی نکند.

در سندی که یک نسخه آن در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته، آمده است که هیچ اداره‌ای نمی‌تواند عریضه کارمندانی را بپذیرد که به دلیل فساد اخلاقی، فساد اداری یا براساس «لزوم دید» از وظایف‌شان برکنار شده‌اند.

در این سند همچنین تاکید شده است که هیچ مسئول یا اداره طالبان حق ندارد برخلاف این تصمیم عمل کند یا به شکایت‌های این افراد رسیدگی کند.

100%
نامه رئیس اداره امور طالبان

منابع به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که این دستور تنها به وزارتخانه‌ها محدود نمانده و مکتوب آن به ولایت‌ها نیز فرستاده شده و از مقام‌های محلی خواسته شده است که آن را اجرا کنند.

شماری از کارمندان ادارات دولتی طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتند که این تصمیم راه را برای برکناری کارمندان حکومت پیشین و محروم کردن آنان از حق اعتراض و شکایت هموار می‌کند.

به گفته آنان، طالبان می‌توانند کارمندان سابق را از وظایف‌شان برکنار کنند، بدون آن‌ که آنان امکان مراجعه به نهادهای دولتی برای اعتراض به تصمیم اخراج‌شان را داشته باشند.

برخی کارمندان برکنارشده نیز به افغانستان اینترنشنال گفته‌اند که پس از مراجعه به ادارات و ارائه عریضه برای اعتراض به برکناری‌شان، از سوی مسئولان مورد پرسش و تحقیق قرار گرفته‌اند.

طالبان پس از بازگشت به قدرت، در چند مرحله شماری از کارمندان حکومت پیشین را از ادارات دولتی برکنار و افراد وابسته به خود را جایگزین آنان کرده‌ است.

این روند با انتقاد شهروندان و کارمندان دولتی روبه‌رو شده و منتقدان می‌گویند برکناری کارمندان باتجربه و جایگزینی آنان با افراد وابسته به طالبان، به تضعیف نظام اداری افغانستان انجامیده است.

پربازدیدترین‌ها

اظهارات نماینده افغان‌تبار کانگرس درباره تعامل امریکا با طالبان واکنش‌برانگیز شد
۱

اظهارات نماینده افغان‌تبار کانگرس درباره تعامل امریکا با طالبان واکنش‌برانگیز شد

۲

فرمانده جدید طالبان در بدخشان کیست؟

۳

نماینده افغان‌تبار کانگرس از روابط رسمی امریکا و اداره طالبان حمایت کرد

۴

نظریه‌پرداز طالبان: افتخار به افغانیت و ملی‌گرایی را کنار بگذارید

۵

جایزه چندمیلیون دالری امریکا برای افشای اطلاعات رهبران داعش خراسان

•
•
•

مطالب بیشتر

عفو بین‌الملل: قانون پولیس طالبان حمله‌ای گسترده به حقوق بشر است

۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۴:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای گفت که قانون پولیس طالبان، «حمله‌ای گسترده به حقوق بشر» در افغانستان است. به گفته این نهاد، مقررات تازه پیامدهای مخربی بر روندهای قانونی، حق محاکمه عادلانه، آزادی بیان، حریم خصوصی، حقوق کودکان و حوزه صلاحیت‌های پولیس بر جای می‌گذارد.

طالبان اخیرا سند جدیدی را تحت عنوان «قانون شرطه»، اصطلاحی که این گروه برای پولیس به کار می‌برد، منتشر کرد. این قانون برگزاری «هرگونه مظاهره در قلمرو افغانستان» را ممنوع اعلام کرده است.

عفو بین‌الملل منع کامل هرگونه تظاهرات و اعتراض را یکی از جدی‌ترین بندهای این قانون دانسته و تأکید کرده که این اقدام نقض آشکار حق آزادی تجمعات مسالمت‌آمیز است. در بیانیه این سازمان که روز چهارشنبه منتشر شد، آمده است که چنین ممنوعیت مطلق، فضای سرکوب را در کشور شدیدتر کرده و محدودیت‌های خفه‌کننده موجود بر آزادی‌های اساسی را عمیق‌تر می‌سازد.

این سازمان حقوق بشری یادآور شد که قانون جدید در شرایطی به اجرا درمی‌آید که طالبان همچنان معترضان، فعالان مدنی و مخالفان را هدف قرار داده و آنان را با بازداشت‌های خودسرانه، حبس، شکنجه، رفتارهای تحقیرآمیز و ناپدیدسازی اجباری روبه‌رو می‌کند.

  • طالبان برگزاری هر نوع تظاهرات را ممنوع کرد

    طالبان برگزاری هر نوع تظاهرات را ممنوع کرد

بر اساس ماده ۵۰ این قانون، برگزاری «هرگونه مظاهره در قلمرو افغانستان» منع شده است. همچنین بند چهارم ماده ۱۴، عکس‌برداری یا فیلم‌برداری از روند اجرای مجازات را ممنوع می‌کند.

ماده ۲۷ حداکثر مدت بازداشت را به ۱۰ روز افزایش داده است؛ در حالی که بر اساس مقررات پیشین، این مدت سه روز بود.

به باور عفو بین‌الملل، این قانون طالبان علاوه بر سلب آزادی تجمعات، اختیارات بی‌حدومرزی به نیروهای پولیس اعطا می‌کند که هیچ‌گونه پاسخگویی قانونی در آن تعریف نشده است.

این نهاد از طالبان خواسته است که فوراً تمامی فرمان‌ها، قوانین و سیاست‌های مغایر با تعهدات بین‌المللی افغانستان را لغو کرده و به نقض سیستماتیک حقوق اساسی مردم پایان دهند.

در ماده ۴۱ این قانون آمده است که مسئولان امنیتی صلاحیت دارند برای اصلاح متهم او را «از الله تعالی در حق الله و حق العبد» بترسانند. مسئولان امنیتی صلاحیت دارند متهمان را تنبیه و با الفاظ «قهرآمیز» توصیه کنند.

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، این گروه گام‌به‌گام ساختار قانونی و احکام مصوب دوره جمهوریت را منحل کرده و قوانین سخت‌گیرانه‌ای مبتنی بر تفسیر خود از شریعت و فرمان‌های هبت‌الله آخندزاده جایگزین آن کرده است.

  • انتشار «قانون شرطه»؛ طالبان به پولیس خود اجازه داد متهمان را «تهدید به مرگ» کند و سزا بدهد

    انتشار «قانون شرطه»؛ طالبان به پولیس خود اجازه داد متهمان را «تهدید به مرگ» کند و سزا بدهد

پیش از تدوین «قانون پولیس»، وضع «قانون امر به معروف و نهی از منکر» نیز موجی از واکنش‌ها و محکومیت‌های بین‌المللی را به همراه داشت. آن قانون اختیارات گسترده‌ای به ماموران محتسب برای مداخله در زندگی خصوصی شهروندان، پوشش زنان، پخش موسیقی و رفت‌وآمدهای روزمره داده بود.

اکنون با تصویب و ابلاغ «قانون پولیس»، طالبان چتر نظارتی و سرکوب امنیتی خود را رسمیت بخشیده‌اند.

نیروهای پولیس طالبان که پیش از این نیز بدون چارچوب حقوقی شفاف اقدام به بازداشت و مجازات شهروندان می‌کردند، بر اساس این قانون مجاز شده‌اند تا با هرگونه تجمع، نقد، اعتراض مدنی یا فعالیت سیاسی متناقض با دستورات رهبری این گروه به‌شدت برخورد کنند.

غنی: ماندن من در افغانستان به طالبان مشروعیت می‌داد

۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۲:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، در تازه‌ترین مصاحبه‌اش با شبکه تلویزیونی اروپایی «آرته» گفت اگر در افغانستان می‌ماند، مجبور می‌شد اعلام کند که به قدرت رسیدن طالبان مشروع بوده است.

او گفت که از ترک افغانستان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ پشیمان نیست و با خروجش می‌خواست «شاهد زنده تاریخ» باشد و به ناتو و امریکا نشان دهد که تصمیم آن‌ها چه پیامدهایی در پی داشته است.

آقای غنی روایت خود از خروج از افغانستان را ارایه کرد و گفت که «به من دقیقاً دو دقیقه فرصت داده شد و به من اطلاع دادند که کاخ محاصره شده است. اگر می‌ماندم، بازداشت، شکنجه و مجبور می‌شدم اعلام کنم که به قدرت رسیدن طالبان مشروع بوده است. پس از آن، نمی‌دانم چه بر سرم می‌آمد.»

او گفت که «من تنها با لباس‌هایی که بر تن داشتم، از آنجا خارج شدم. وقتی سوار هلیکوپتر شدم، نمی‌دانستم مقصد ما کجاست.»

آقای غنی تصریح کرد: «من هرگز از رفتنم پشیمان نشدم. نمی‌خواستم جمهوری در حالی پایان یابد که اسلحه‌ای روی شقیقه‌ام گذاشته باشند و گفته شود: «او تسلیم شد.»

رئیس‌جمهور پیشین افغانستان افزود: «می‌خواستم شاهد زنده تاریخ باشم. می‌خواستم به ناتو و ایالات متحده نشان بدهم که تصمیم آنها چه پیامدهایی خواهد داشت. من یک شاهد زنده هستم که می‌تواند خودش سخن بگوید. نمی‌خواستم دیگران به جای من سخن بگویند.»

آقای غنی در این مستند درباره چگونگی خروجش از کابل نیز توضیح داد. او گفت که در آن روز قصد داشت به وزارت دفاع برود.

او گفت: «وزیر دفاع تماس گرفت و به من گفت که طالبان دو زندان را در شمال و جنوب کابل به تصرف خود درآورده‌اند. گفتم که به وزارتخانه می‌آیم. نیروهای امنیتی به وزارت دفاع رفتند و متوجه شدند که ساختمان خالی است. زنجیره فرماندهی فروپاشیده بود.»

غنی افزود که بعداً مشخص شد دو گروه از سوی طالبان مأمور ترور او شده بودند. به گفته او، مشاور امنیت ملی به وی اطلاع داد که محوطه ریاست‌جمهوری محاصره شده است.

او گفت: «دقیقاً دو دقیقه به من فرصت داده شد. وقتی به هلیکوپتر رسیدم، همسرم آنجا بود؛ همچنین کارکنان شورای امنیت ملی و شماری از کارکنان ریاست‌جمهوری حضور داشتند. سپس پرواز کردیم و از آنجا خارج شدیم.»

انتقاد از توافق دوحه

غنی در بخش دیگری از این مصاحبه به‌شدت از توافق دوحه میان ایالات متحده و طالبان انتقاد کرد و گفت این توافق به معنای پایان همکاری واشنگتن با دولت افغانستان بود.

او می‌گوید در این توافق بر آزادی پنج هزار زندانی طالبان تأکید شده بود؛ در حالی که به گفته او، نیروهای امنیتی افغانستان برای بازداشت این افراد «خون و هزینه زیادی» پرداخته بودند.

غنی گفت که آزادی این زندانیان «پایان نیروهای امنیتی افغانستان بود.»

او همچنین گفت که از حدود ماه می ۲۰۱۹، بخش دیپلوماتیک ایالات متحده دیگر شریک دولت افغانستان نبود. به گفته او، حکومت افغانستان از روند صلح کنار گذاشته شد و پس از تعیین زلمی خلیلزاد به‌عنوان فرستاده ویژه امریکا، این روند عملاً از سوی واشنگتن در دست گرفته شد.

ایالات متحده پس از توافق‌ دوحه کمک‌های نظامی به نیروهای امنیتی افغانستان را کاهش داد.

رئیس‌جمهور پیشین افغانستان همچنین درباره وابستگی نیروی هوایی افغانستان به حمایت امریکا گفت: «نیروی هوایی ما به تأمین مداوم تجهیزات و پشتیبانی از سوی امریکا وابسته بود. وابستگی ما بسیار زیاد بود. وقتی این پشتیبانی‌ها متوقف شد، نیروی هوایی ما با مشکلات بسیار بزرگی مواجه شد.»

این اظهارات اشرف غنی در یک مستند سه‌قسمتی فرانسوی-آلمانی درباره ۲۱ سال جنگ افغانستان مطرح شده است. این مستند به کارگردانی بنسه ماته و لوچو مولیکا ساخته شده است.

این مستند در سه بخش ساخته شده است: «کشور ازدست‌رفته»، «جنگ امریکا» و «سقوط کابل.»

جای خالی هزاران پزشک در بخش صحت افغانستان

۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۲:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
وحید پیمان
100%

از اسد ۱۴۰۰ که طالبان وارد کابل شدند صدها پزشک و متخصصان بخش صحت افغانستان به کشورهای غربی مهاجرت کرده‌اند. آن‌ها نگرانی از آینده فرزندان، محدودیت‌های طالبان و سپردن امور صحی به افراد غیر تخصصی را عوامل اصلی ترک افغانستان عنوان می‌کنند.

ده‌ها پزشک مهاجر در قاب یک عکس

نگاهم در شبکه‌های اجتماعی به تصویری با عنوان «داکتران افغان در فرانکفورت» می‌افتد.

چند لحظه به عکس خیره می‌شوم. چهره‌ها را یکی‌یکی نگاه می‌کنم. می‌خواهم بدانم در میان این جمع که تقریبا همه از یک ولایت افغانستان هستند، چند نفر داکتر اند.

یک نفر، پنج نفر، پنجاه نفر... سرانجام نزدیک به صد نفر می‌رسد.

صد پزشک افغان در قاب یک عکس که بسیاری از آنان از مشهورترین متخصصان مغز و اعصاب، داخله، ارتوپیدی و بیماری‌های زنان و زایمان افغانستان بودند.

پزشکانی که هر کدام روزانه ده‌ها بیمار را معاینه می‌کردند.

آن‌ها در «گردهمایی جامعه طبی افغانستان» در فرانکفورت دور هم جمع شده بودند.

این گردهمایی از سوی هیچ نهادی تمویل نمی‌شد. برنامه‌ای خصوصی بود که برای دیدار دوباره همکاران و دوستان قدیمی برگزار شده بود.

هر چهره، بخشی از نیروی متخصصی بود که روزی در شفاخانه‌ها، کلینیک‌ها و دانشگاه‌های افغانستان کار می‌کردند و اکنون زندگی تازه‌ای را در مهاجرت آغاز کرده‌اند.

به شماری از آنان تماس گرفتم تا بدانم در مهاجرت چگونه زندگی می‌کنند، چه بر سر آرزوهای مسلکی‌شان آمده است و چرا افغانستان را ترک کردند.

متخصصان زیادی که افغانستان را ترک کرده‌اند

پیش از این دیده‌بان حقوق بشر گفته بود که بسیاری از کارکنان صحی پس از اسد ۱۴۰۰ از افغانستان خارج شدند یا به دلیل ترس، کاهش معاش و شرایط کاری، وظیفه خود را رها کردند.

به گفته مدیران ارشد وزارت صحت عامه حکومت پیشین، اگر چه تحقیق مستقلی که بتواند میزان دقیق پزشکان متخصص که افغانستان را به دلیل بازگشت طالبان ترک کردند مشخص کند و جود ندارد اما تخمین‌ها نشان می‌دهد که شمار این افرادی که به کشورهای غربی رفته‌اند به ۲۵۰۰ تن می‌رسد.

به گفته منابع، آمار ۲۵۰۰ پزشک، جدا از پزشکانی است که به کشورهایی مانند ایران، پاکستان، اوزبیکستان یا تاجیکستان مهاجرت کرده‌اند.

وزارت داخله ایران نیز در حمل ۱۴۰۴ گفت نزدیک به دو هزار پزشک افغان در ایران حضور دارند.

مدیران پیشین وزارت صحت عامه افغانستان می‌گویند که کابل و هرات شاهد بیشترین خروج پزشکان متخصص در این پنج سال بوده‌اند.

آینده فرزندان، تحقیر و مداخله طالبان

پزشکان و مدیران پیشین وزارت صحت عامه سه عامل را در افزایش مهاجرت پزشکان مهم می‌دانند.

تلاش برای فراهم‌کردن زمینه تحصیل فرزندان، فرار از توهین و تحقیر طالبان و سپرده‌شدن مدیریت نهادهای صحی به ملاها و افراد غیرمتخصص طالبان از عوامل اصلی خوانده شده است.

ناصر حبیب، از متخصصان برجسته مغز و اعصاب که به آلمان مهاجرت کرده است، می‌گوید آینده تحصیلی دخترانش مهم‌ترین دلیل ترک افغانستان بود.

او گفت: «من سه دختر دارم. دو دخترم در مکتب افغان ترک درس می‌خواندند. یکی در صنف دوازدهم و در آستانه فراغت بود و آرزو داشت در رشته پزشکی تحصیل کند. دختر دیگرم در صنف دهم بود. اگر شرایط این‌گونه نمی‌شد، هر دو اکنون فارغ و مصروف تحصیل بودند.»

به گفته آقای حبیب، دختر بزرگش در آلمان با نمرات عالی از مکتب فارغ شده است و می‌خواهد در رشته مورد علاقه خود ادامه تحصیل دهد. دختر دومش نیز سال آینده فارغ می‌شود.

او می‌پرسد که این ارزش معنوی را چگونه می‌توانم با کار و درآمد محاسبه کنم؟

طالبان پس از بازگشت به قدرت، مکتب‌های بالاتر از صنف ششم را به روی دختران بست. سپس تحصیل زنان در دانشگاه‌ها را ممنوع کرد. در قوس ۱۴۰۳، طالبان آموزش زنان و دختران در انستیتوت‌های طبی، از جمله رشته‌های پرستاری و قابلگی را نیز متوقف کرد.

این نگرانی تنها به تحصیل دختران محدود نمی‌شود. شماری از پزشکان نصاب تعلیمی کنونی را برای پسران خود نیز مناسب نمی‌دانند و به دلیل نگرانی درباره آینده آنان از افغانستان رفته‌اند.

ناصر حبیب می‌گوید توهین، تحقیر و مداخله طالبان در امور پزشکی نیز شرایط کار را برای پزشکان دشوار کرده است.

آقای حبیب محدودیت استفاده از موبایل در شفاخانه‌های دولتی را نمونه‌ای از دخالت طالبان در کار پزشکان می‌داند.

او گفت موبایل در دنیای امروز وسیله ارتباط میان پزشک و بیمار است و پزشکان می‌توانند از آن برای تماس‌های ضروری و امور پزشکی استفاده کنند، اما طالبان حتا به پزشکان اجازه نمی‌دهد موبایل خود را به شماری از شفاخانه‌های دولتی ببرند.

گزارش سازمان جهانی صحت در حوت ۱۴۰۴ نیز از شرایط محدودکننده، نظارت و فشار بر کارکنان صحی سخن گفته است.

این گزارش می‌گوید کارکنان صحی مجبور شده‌اند در نشست‌های آموزش مذهبی شرکت کنند و درباره دانش دینی خود پاسخ دهند. در برخی موارد نیز کسانی که پاسخ آنان کافی دانسته نشده، با تهدید اخراج روبه‌رو شده‌اند.

سازمان جهانی صحت می‌گوید تهدید، بازداشت، ارعاب، پرداخت‌نشدن معاش و شرایط سخت کاری باعث شده است شماری از کارکنان صحی وظیفه خود را ترک کنند یا به جای دیگری بروند.

خروج متخصصان خدمات صحی را مختل کرده است

عبدالحکیم تمنا، رئیس عامه هرات در حکومت پیشین می‌گوید خروج گسترده متخصصان در روند ارائه خدمات صحی اختلال ایجاد کرده است.

به گفته او، ترک افغانستان از سوی این شمار از پزشکان متخصص می‌تواند پیامدهای سنگینی برای نظام صحی و بیماران داشته باشد.

آقای تمنا گفت با کاهش شمار پزشکان، نسبت جمعیت به پزشک بدتر می‌شود و بیماران برای دسترسی به متخصصان با مشکلات بیشتری روبه‌رو خواهند شد.

او افزود که کمبود متخصصان می‌تواند بر میزان مرگ‌ومیر بیماران و معلولیت‌های ناشی از بیماری‌ها تاثیر بگذارد. به گفته او، تشخیص دیرهنگام، نبود درمان تخصصی و انتقال بیماران به مراکز دورتر می‌تواند خطر مرگ یا معلولیت را افزایش دهد.

در افغانستان بسیاری از شهروندان مجبورند برای دسترسی به خدمات صحی، بیماران خود را صدها کیلومتر انتقال دهند.

افغانستان پیش از این موج مهاجرت نیز با کمبود پزشک روبه‌رو بود

پژوهشی که در حمل ۱۴۰۴ در نشریه علمی «کانفلیکت اند هلت» منتشر شد، شمار مجموع کارکنان فعال صحی افغانستان در سال ۲۰۲۳ را حدود ۶۳ هزار و ۶۳۲ نفر برآورد کرده است.

بر پایه این پژوهش، مجموع پزشکان، پرستاران و قابله‌ها به ازای هر ۱۰ هزار نفر تنها ۱۰.۳ پزشک بوده است. حد مورد نیاز برای دسترسی همگانی به خدمات صحی ۴۴.۵ نیروی کلیدی صحی به ازای هر ۱۰ هزار نفر در نظر گرفته شده است.

آقای تمنا می‌گوید با رفتن پزشکان این سرانه ممکن است بازهم پایین‌تر برود.

پژوهشگران برآورد کرده‌اند که افغانستان برای نزدیک‌شدن به این حد، به حدود ۱۱۵ هزار پزشک، پرستار و قابله دیگر نیاز دارد.

این پژوهش شمار پزشکان متخصص فعال در سال ۲۰۲۳ را پنج هزار و ۵۶ نفر برآورد کرده است. نزدیک به ۴۸ درصد آنان در کابل کار می‌کردند، در حالی که حدود ۱۷ درصد جمعیت کشور در کابل زندگی می‌کرد.

این تمرکز نشان می‌دهد که کمبود یا خروج متخصصان از کابل می‌تواند بر خدمات تخصصی سراسر کشور تاثیر بگذارد.

بسیاری از بیماران ولایت‌ها برای درمان‌های پیچیده به شفاخانه‌های کابل مراجعه می‌کنند.

بر اساس این بررسی، ۱۴ ولایت به ازای هر ۱۰ هزار نفر کمتر از ۷.۵ پزشک، پرستار و قابله داشته‌اند. بدخشان تنها یک پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعیت دارد.

پژوهشگران می‌گویند پزشکان متخصص در مقایسه با دیگر کارکنان صحی، نابرابرترین توزیع جغرافیایی را داشته‌اند.

کمبود پزشکان زن شدیدتر می‌شود

خروج پزشکان و توقف آموزش زنان، کمبود نیروی صحی زن را نیز افزایش داده است.

سازمان جهانی صحت می‌گوید کارکنان صحی زن در حال بازنشستگی، مهاجرت یا کنار گذاشته‌شدن از کارند. این سازمان هشدار داده است که توقف آموزش طب، پرستاری، قابلگی و رشته‌های وابسته، مسیر تربیت نسل تازه کارکنان صحی زن را از بین برده است.

این کمبود در شرایطی رخ می‌دهد که در برخی مناطق، طالبان اجازه نمی‌دهد پزشکان مرد زنان را معاینه کنند. خانواده‌ها نیز در شماری از مناطق حاضر نیستند زنان بیمار خود را نزد پزشک مرد ببرند.

دیده‌بان حقوق بشر در یک گزارش نوشته است که یک نهاد صحی برای یافتن پزشک زن، یک بست خالی را ۲۰ بار منتشر کرد، اما نتوانست فردی را برای آن استخدام کند. یک نهاد دیگر در پکتیکا نیز طی شش ماه بارها بست پزشک زن را منتشر کرد، اما کسی حاضر نشد در آن منطقه کار کند.

دو هزار پزشک افغان در ایران حضور دارند

نادر یاراحمدی، از مقام‌های وزارت داخله ایران، در حمل ۱۴۰۴ گفت نزدیک به دو هزار پزشک افغان در ایران حضور دارند. به گفته او، ۷۰۰ نفر آنان پزشک متخصص و فوق‌تخصص‌اند و شماری نیز با دانشگاه‌های ایران همکاری می‌کنند.

پزشکان افغان در کشورهای دیگر نیز با مشکلات تازه روبه‌رو هستند. شماری از آنان به دلیل طولانی‌بودن روند تایید اسناد، امتحان زبان و دریافت جواز طبابت نمی‌توانند در رشته خود کار کنند.

این آمار مشخص نمی‌کند چه تعداد از این پزشکان پس از اسد ۱۴۰۰ وارد ایران شده‌اند.

به گفته پزشکانی که با آنها گفت‌وگو کردم در خوش‌بینانه‌ترین محاسبه، اگر هر سال حدود ۵۰۰ متخصص در افغانستان فارغ شوند و هیچ‌یک مهاجرت نکند یا از کار کنار نرود، برای تولید عدد ۲۵۰۰ متخصص به حدود پنج دوره فراغت نیاز است.

اما بسیاری از ان‌ها می‌گویند با نبود طالبان به افغانستان برمی‌گردند و به فعالیت‌های پزشکی خود ادامه می‌دهند.

از بت‌شکنی تا پول‌سازی؛ درآمد میلیونی طالبان از میراث تاریخی بامیان

۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۱:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بر اساس بررسی‌های افغانستان اینترنشنال و گزارش نهادهای بین‌المللی، حفره‌های خالی بودای بامیان تبدیل به منبع درآمد برای طالبان شده است.

بامیان که زمانی شاهراه اصلی تبادل فرهنگی در جاده ابریشم و مهد تلفیق هنر گندهارا «یونانی-بودایی» بود، امروز گواه تضادی دردناک در تاریخ معاصر است.
گزارش‌های سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) نشان می‌دهند که پس از تخریب مجسمه‌های بودای بامیان در ۲۰۰۱، تنها ۱۰ درصد از بقایای صلصال و ۳۰ درصد از بقایای شهمامه باقی مانده است. باستان شناسان می‌گویند این مساله بازسازی کامل تندیس‌های بودا را از نظر فنی غیرممکن کرده است.
شهمامه با ارتفاع ۳۸ متر و صلصال با ارتفاع ۵۵ متر بر کوهی در دل بامیان تکیه داده بودند، اکنون نماد عمیق‌ترین جرم علیه میراث فرهنگی بشریت محسوب می‌شوند.

روایت مستقیم جنایت؛ اعتراف بدون پشیمانی
عبدالله سرحدی، والی پیشین طالبان در بامیان به تازگی در مصاحبه با بی‌بی‌سی نیوز اعلام کرد که به طور مستقیم در نابودی تندیس‌های بودا دست داشته است.

سرحدی زندانی سابق گوانتانامو است و در زمان انفجار مجسمه‌های بودا فرمانده نظامی طالبان در بامیان بود.
سرحدی صریحاً اعلام کرد: «آن‌ها را با دستان خودم ویران کردم... ما بت‌شکن هستیم، نه بت‌فروش. هر کاری کردیم بر اساس احکام الهی بود و هیچ پشیمانی ندارم.»

با این وجود، برخلاف والی طالبان، سربازان جوان این گروه در بامیان در سال ۱۴۰۲ به واشنگتن پست گفته‌ بودند که بودای بامیان حایز اهمیت تاریخی است و می‌تواند منبع درآمد از طریق گردشگری باشد.
بسیاری‌ از چهره‌های فرهنگی و سیاسی سخنان سرحدی، را نگاه ایدیولوژیک حاکم بر انهدام‌ تاریخ دانستند.
طالبان که عامل نابودی این شاهکار هنر بشری بوده است، امروز از جای خالی این تندیس‌ها میلیون‌ها افغانی درآمد کسب می‌کند.

طالبان در دور اول رژیم خود در ماه مارچ ۲۰۰۱، پس از ورود به بامیان، مجسمه‌های بودا را به فتوای ملا محمد عمر، رهبر وقت طالبان با انفجار بمب تخریب کردند.

تجارت از رواق‌های خالی؛ عواید از یادگار نابودی
وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان با تعیین بلیت‌های ورودی از بازدیدکنندگان داخلی و خارجی، روزانه مبالغ ناخالص متنابهی از همین حفره‌های خالی درآمدزایی می‌کند.

اداره محلی طالبان از بازدیدکنندگان داخلی ۴۰ تا ۵۰ افغانی و از هر گردشگر خارجی به‌خاطر تماشای ویرانه‌های بجا مانده از بودا ۳۰۰ افغانی می‌گیرد.
طالبان می‌گوید وضعیت گردشگری در کشور و بازدید از مجسمه‌های بودای بامیان افزایش یافته است.
بر اساس آمارهای رسمی، سالانه هزاران بازدیدکننده داخلی و ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ گردشگر خارجی از جاذبه‌های تاریخی بامیان بازدید می‌کنند.
یافته‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که مجموع درآمد طالبان از حفره‌های خالی تندیس‌های بودا و دیگر ساحات تاریخی بامیان، سالانه بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون افغانی بوده است.

علاوه بر فروش بلیت، گزارش‌های نشریه بین‌المللی The Art Newspaper افشا می‌کند که طالبان بدون هماهنگی با سازمان یونسکو، طرح‌هایی را برای بازسازی بازار قدیمی در حریم درجه‌یک باستانی و ساخت‌وساز زیربناهای تجاری در زیر صخره بودا کلید زده‌اند.

باشندگان بامیان می‌گویند که سود حاصل از این گردشگری مستقیماً به خزانه گروهی می‌ریزد که روزگاری دینامیت‌ها مواد منفجره را در دل صخره‌ها جاگذاری می‌کردند.

یکی از فرهنگیان بامیان به شرط حفظ هویتش گفت: «این رفتار دوگانه؛ یعنی ادعای بت‌شکنی در کلام و بهره‌کشی مالی از آثار آن در عمل، ابعاد تازه‌ای از نفاق در برخورد با میراث بشری را آشکار می‌سازد.»
هشت ساحه باستانی یونسکو در آستانه حذف
در سال ۲۰۰۳، سازمان یونسکو مساحتی بالغ بر ۱۵۸.۹ هکتار از دره بامیان را در فهرست میراث جهانی و به صورت هم‌زمان در فهرست میراث جهانی در معرض خطر ثبت کرد.
رواق‌‌ها و مجموعه‌ غارهای بودا: مرکز معابد و کشف نخستین نمونه‌های نقاشی رنگ‌وروغن تاریخ (سده ۷ میلادی).
تاریخی شهر غلغله: دژ دفاعی سده‌های ۶ تا ۱۳ میلادی و یادمان حمله چنگیزخان مغول (۱۲۲۱ م).
شهر ضحاک (شهر سرخ): قلعه استراتژیک ورودی شرقی دره بامیان.
مغاره‌های دره‌ککرک: حاوی تندیس ۱۰ متری خردشده و نقاشی‌های منحصر‌به‌فرد شاه خورشید.
دره اژدر (اژدها): منظره بوم‌شناختی و اساطیری حومه بامیان.
قلعه کافری الف و ب: برج‌ها و استحکامات دفاعی عصر بودایی.
دره غمی: مجموعه برج‌های دیده‌بانی و ساختارهای دیده‌بانی تاریخی.
مغاره‌های قول اکرم: مجموعه از غارها ‌و منظره شگفت‌انگیز.
تحلیل‌های پژوهشی دانشگاه هاروارد و نهادهای ناظر بین‌المللی هشدار می‌دهند که در کنار حفاری‌های غیرقانونی در غارها، ایجاد انبارهای زغال‌سنگ در پیشانی طاقچه‌ها و نبود مراقبت‌های علمی تخصصی، این ۸ ساحه باستانی را در معرض خطر قرار داده است.

هشدارها و ضرورت اقدام بین‌المللی
بر اساس گزارش‌ها، بامیان امروز تنها شاهد صخره‌های فروپاشیده نیست، بلکه قربانی توسعه بی‌برنامه و سوءاستفاده مالی نیز است.
عدم حضور کارشناسان ارشد یونسکو در محل و نادیده گرفتن دستورالعمل‌های حفاظتی سال ۲۰۰۷، دره بامیان را در آستانه بی‌اعتبار شدن و خروج کامل از فهرست میراث جهانی قرار داده است.
جامعه بین‌المللی با این واقعیت تلخ مواجه است که آنچه دینامیت‌های سال ۲۰۰۱ کامل نساختند، امروز در زیر سایه بی‌توجهی ساختاری، حفاری‌ها، قاچاق و سودجویی مالی طالبان از طاقچه‌های خالی صلصال و شهمامه، در حال نابودی کامل است.

روش‌های گوناگون خانواده‌های افغان برای نجات از گرسنگی

۴ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۰۳:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بر اساس گزارش جدید شبکه تحلیلگران افغانستان، فروپاشی ساختارهای اقتصادی و تشدید بحران انسانی در کشور، خانواده‌های افغان را وارد زنجیره‌ای فرسایشی از استراتژی‌های ناامیدکننده برای تامین حداقل‌های زندگی کرده است.

این گزارش سه‌شنبه سوم سنبله تحت عنوان «رسیدن به انتهای خط: نبرد برای بقا در برابر فقر رو به تعمیق در افغانستان» منتشر شده است.

طبق گزارش، انقباض شدید اقتصادی در سال‌های اخیر همراه با نرخ بالای بیکاری، تورم در بخش مسکن و کاهش بی‌سابقه کمک‌های بین‌المللی، توان مالی اقشار مختلف جامعه را مخدوش کرده و میلیون‌ها نفر را در آستانه فروپاشی کامل معیشتی قرار داده است.

پیامدهای فشار دوجانبه بازگشت پناهجویان و محدودیت‌های عمومی

گفته شده یکی از عوامل اصلی تشدید این بحران، موج گسترده بازگشت اجباری پناهجویان از کشورهای همسایه به ویژه ایران و پاکستان است که فشار مضاعفی بر بازار کار محدود و خدمات عمومی وارد کرده است. همزمان با افزایش تقاضا برای مسکن و اوج‌گیری اجاره‌، محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش و اشتغال زنان نیز شریان‌های درآمدی خانواده‌های بدون سرپرست مرد را به کلی قطعی کرده است. در این میان، بخش عمده‌ای از بودجه عمومی به سمت امور امنیتی سوق یافته و ناتوانی در تخصیص بودجه‌های توسعه‌ای، ابعاد این فقر خانوار را عمیق‌تر کرده است.

آغاز فرسایش مالی؛ از اتمام دارایی‌ها تا ورود کودکان به بازار کار

خانواده‌ها در مواجهه با این بحران فراگیر، ابتدا با فروش دارایی‌ها، طلا و پس‌اندازهای خرد تلاش می‌کنند هزینه‌های جاری را پوشش دهند. زنان و سرپرستان خانوار با روی آوردن به کارهای غیررسمی، دستفروشی یا خدمات خانگی در ازای دستمزدهای بسیار ناچیز سعی در تامین نان روزانه دارند، اما با انباشت بدهی‌ها و عدم توانایی در پرداخت اجاره‌خانه، این خط دفاعی به‌سرعت از فروپاشی بازمی‌ماند. در مرحله بعد، کودکان از چرخه آموزش خارج شده و برای کسب درآمد به کارهای طاقت‌فرسا نظیر دستفروشی، واکس کفش، کار در کارگاه‌ها یا گلدوزی‌های کم‌درآمد کشیده می‌شوند.

راهکارهای پرخطر و خروج اضطراری از زنجیره فقر

در گزارش آمده است با تعمیق بیشتر فقر، خانواده‌ها ناچار به اتخاذ تصمیماتی برگشت‌ناپذیر و پرخطر می‌شوند. فرستادن غیرقانونی پسران نوجوان به کشورهای همسایه برای کار و ارسال حواله‌های ماهانه یکی از راه‌های اصلی نجات از گرسنگی است، هرچند این مسیر همواره با خطر بازداشت و اخراج اجباری مواجه است. همچنین، برخی خانواده‌ها به دلیل عجز در تامین غذای روزانه، پسران خود را به مدارس شبانه‌روزی می‌فرستند تا دست‌کم وعده غذایی و محل خواب آن‌ها تامین شود.

در حادترین مراحل این بحران، گزارش‌ها از شکل‌گیری پدیده‌های تلخی همچون ازدواج اجباری و زودهنگام دختران کم‌سن‌وسال در قبال دریافت گله/طویانه، و حتی واگذاری یا فروش نوزادان و کودکان خردسال برای نجات سایر اعضای خانواده از مرگ ناشی از گرسنگی حکایت دارند.

افزایش بار بر دوش شبکه‌های حمایتی سنتی

شبکه تحلیلگران افغانستان نوشت در شرایطی که استراتژی‌های فردی خانواده‌ها به انتهای مسیر رسیده است، تنها همبستگی‌های خرد محلی و شبکه‌های سنتی مردمی توانسته‌اند از بروز یک فاجعه مطلق جلوگیری کنند. با این حال، گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان تاکید می‌کند که به دلیل تسری فقر به تمامی سطوح جامعه، توان این شبکه‌های حمایتی مردمی و همسایگی نیز به شدت افت کرده و ظرفیت آن‌ها برای مهار این بحران فراگیر رو به اتمام است.

گزارش تاکید می‌کند که تداوم بحران اقتصادی و اتمام استراتژی‌های انطباقی، آینده نسل بعدی افغانستان را به شدت به خطر انداخته است. بر پایه یافته‌های این پژوهش، خانواده‌ها زمانی که تمام گزینه‌های معیشتی و حمایتی بزرگسالان را از دست می‌دهند، به ناچار رو به بهره‌کشی از ظرفیت کودکان می‌آورند؛ روندی که با خارج کردن آنان از مکاتب و سوق دادنشان به بازار کار، مدرسه‌های دینی شبانه‌روزی، ازدواج‌های زودهنگام یا حتی فروش آنان همراه است و فقر را به پدیده‌ای بین‌نسلی تبدیل می‌کند.