جبهه آزادی میگوید سه عضو طالبان را در کابل کشته است

جبهه آزادی افغانستان روز پنجشنبه اعلام کرد که در حمله به یک ایست بازرسی طالبان در حوزه ۱۶ امنیتی کابل، سه عضو این گروه را کشته است. این جبهه نوشت که در این حمله دستکم دو عضو طالبان زخمی شدهاند.

جبهه آزادی افغانستان روز پنجشنبه اعلام کرد که در حمله به یک ایست بازرسی طالبان در حوزه ۱۶ امنیتی کابل، سه عضو این گروه را کشته است. این جبهه نوشت که در این حمله دستکم دو عضو طالبان زخمی شدهاند.
جبهه آزادی افغانستان در خبرنامهای نوشت نیروهایش در کابل این حمله را حوالی ساعت ۸:۰۰ شام چهارشنبه، چهارم سنبله در منطقه علیخیل انجام دادهاند.
در ویدیویی که جبهه آزادی از این حمله منتشر کرده است، لحظه وقوع انفجار و بلند شدن ستونی از دود را نشان میدهد.
مقامهای طالبان تاکنون درباره این حمله و تلفات آن ابرازنظر نکرده است.
شماری از فعالان از علیمیثم نظری، رئیس کمیته روابط خارجی جبهه مقاومت بهدلیل قرار دادن تصویر امانالله خان، شاه سابق افغانستان و طالبان در یک قاب، انتقاد کردند. منتقدان میگویند طالبان به عنوان یک گروه عقبگرا با شاه متجدد و طرفدار مدرنسازی افغانستان قابل جمع نیستند.
علیمیثم نظری تصویر شاه امانالله و عبدالله سرحدی، والی پیشین طالبان در بامیان را کنار هم منتشر کرد و گفت که افغانستان کشور متناقض است. آقای نظری نوشت شماری از شهروندان افغانستان همزمان از شاه امانالله که به دنبال «تحمیل غربگرایی» بود و از مشروعیتبخشی طالبان به عنوان یک گروه افراطی، ستایش میکنند.
این مقام جبهه مقاومت پرسید چه مخرج مشترکی سبب شده گروهی از شهروندان همزمان از تحمیلکنندگان افراطیترین شکل اسلامگرایی (طالبان) و شاه امانالله خان حمایت کنند.
نعمت سادات، فعال حقوق دگرباشان جنسیتی با انتقاد از این مقام جبهه مقاومت نوشت شاه امانالله صرفا در تلاش برای «غربیسازی» افغانستان نبود، او برای مدرنسازی یک کشور مستقل تلاش میکرد. آقای سادات خاطرنشان کرد که اقدامات شاه امانالله در زمینه آموزش و مشارکت زنان، اصلاحات قانونی و روابط خارجی را نباید در سطح غربیسازی تقلیل داد.
این فعال حقوق دگرباشان جنیسیتی تاکید کرد که مخالفت درباره جنگ با طالبان به معنای حمایت از این گروه نیست. او همچنین خاطرنشان کرد که در کنار هم قرار دادن طالبان با شاه امانالله، دو روایت مخالف را در هم میآمیزد.
مریم سلیمانخیل، عضو پارلمان پیشین افغانستان با انتقاد تند از علیمیثم نظری نوشت بزرگترین نقطه ضعف احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت گماشتن «شوونیستهای قومی» در این جریان است. او تاکید کرد که طالبان سیاست خود را بر اساس حذف، هویت بخشی از افغانها بنا نهاده است.
خانم سلیمانخیل نوشت: «بازتولید سیاست طالبان تحت پرچم متفاوت، مقاومت در برابر طالبان نیست، بلکه نسخه دیگری از همان بیماری است.»
این عضو پیشین مجلس تصریح کرد که امانالله خان برای آزادسازی افغانستان از کنترول خارجی و ساختن یک ملت مستقل و تحصیلکرده جنگید. او میگوید در حالی که طالبان دههها برای نابودی آن دولت، نهادها، مکاتب و آزادی جنگیده است. او افزود: «قرار دادن آنها در یک جمله به عنوان دو پروژه سیاسی توهین به تاریخ افغانستان است.»
محمد حلیم فدایی، والی حکومت پیشین در میدان وردک نیز در واکنش به یادداشت علی میثم نظری نوشت حمایت همزمان از شاه امانالله و طالبان اشتباه است. او علیمیثم نظری را به حمایت از حبیبالله کلکانی در کنار شاه امانالله متهم کرد و گفت این طرز برخورد نیز، اشتباه است. آقای فدایی مدعی شد که تفاوتی میان هبتالله، رهبر طالبان و حبیبالله کلکانی، عامل فروپاشی پادشاهی امانالله خان وجود ندارد.
این مقام حکومت پیشین خطاب به رئیس کمیته روابط خارجی جبهه مقاومت نوشت از میان سیاست امانالله و هبتالله یکی را باید انتخاب کنید.
وحید عمر، مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان، در تحلیلی نوشت که توقف حملات مستقیم پاکستان به افغانستان به معنای پایان رویارویی میان دو طرف نیست، بلکه اسلامآباد راهبرد خود را از عملیات نظامی مستقیم به ایجاد و تقویت فشارهای امنیتی در داخل افغانستان تغییر داده است.
آقای عمر در یادداشتی که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده، نوشته است پاکستان چند ماه پیش به دلیل نداشتن ابزارهای نیابتی مؤثر در برابر نظام طالبان، به حملات مستقیم زمینی و هوایی علیه افغانستان روی آورد. به گفته او، این نخستین بار در چهار دهه گذشته بود که پاکستان در برابر حاکمان کابل فاقد یک گروه نیابتی برای اعمال فشار بود و به همین دلیل وارد تقابل مستقیم نظامی شد.
به باور این مقام پیشین، اکنون نزدیک به دو ماه میشود که پاکستان این حملات را متوقف کرده است. او میگوید توقف عملیات مستقیم نه به دلیل بهبود روابط طالبان و پاکستان بوده، نه نتیجه میانجیگری کشورهای منطقه و نه ناشی از بهبود وضعیت امنیتی در پاکستان.
وحید عمر تأکید کرده است که بحران امنیتی در پاکستان همچنان رو به وخامت است و مناطق بلوچستان و خیبرپختونخوا به کانونهای اصلی ناامنی تبدیل شدهاند. او نوشته است که فعالیت گروههای مسلح بلوچ در بلوچستان افزایش یافته و همزمان تحریک طالبان پاکستان حوزه فعالیت خود را از مناطق قبایلی و خیبرپختونخوا به بخشهایی از شمال بلوچستان نیز گسترش داده است.
او در تحلیل خود استدلال میکند که پاکستان به این نتیجه رسیده است که سرگرم نگه داشتن طالبان در داخل افغانستان، نسبت به جنگ مستقیم، کمهزینهتر و مؤثرتر است. به گفته او، هدف این راهبرد ایجاد فشار امنیتی بر حاکمان کنونی افغانستان، فراهم کردن فضای فعالیت برای مخالفان طالبان و شکستن آنچه «انحصار امنیتی طالبان» خوانده میشود، است.
مشاور رئیسجمهور پیشین افغانستان مدعی است که در ماههای اخیر نشانههای این تحول در وضعیت امنیتی افغانستان قابل مشاهده بوده است. او به افزایش ناامنیها در شمالشرق کشور، بهویژه در بدخشان، فعالیت بیشتر گروههای مخالف طالبان، شورش برخی فرماندهان سابق این گروه و افزایش رویدادهای امنیتی در مناطق شمالی اشاره کرده است.
عمر در عین حال میگوید همه این تحولات الزاماً تحت هدایت مستقیم پاکستان نیست و عوامل متعددی از جمله داعش خراسان، جبهههای مخالف طالبان، اختلافات محلی، حساسیتهای قومی و نارضایتیهای اجتماعی نیز در آن نقش دارند. با این حال، او معتقد است که اسلامآباد از شبکههای مخالف موجود و آسیبپذیریهای داخلی طالبان به عنوان ابزاری برای اعمال فشار استفاده میکند.
او با اشاره به وضعیت داخلی طالبان مینویسد که این گروه هنوز از انسجام نسبی در ساختار فرماندهی نظامی برخوردار است و نشانهای از انشعاب گسترده نظامی در آن دیده نمیشود. با وجود این، به گفته او، اختلافات سیاسی و دیدگاههای متفاوت میان حلقات مختلف طالبان وجود دارد و فشارهای امنیتی میتواند این شکافها را عمیقتر کند.
وحید عمر ضعف اصلی طالبان را «لجاجت رهبری» این گروه دانسته و افزوده است که حکومت طالبان بیش از حد بر ابزارهای امنیتی و نظامی برای مدیریت بحرانها تکیه دارد. او هشدار داده است که اگر مخالفتهای مسلحانه با نارضایتیهای داخلی و حمایتهای خارجی همراه شود، صرف استفاده از قدرت نظامی نمیتواند بقای حکومت را تضمین کند.
او پیشبینی کرده است که در ماههای آینده فشارهای امنیتی بر طالبان افزایش خواهد یافت و احتمالاً نوع، کیفیت و گستره حملات مخالفان این گروه نیز دستخوش تغییر خواهد شد.
وحید عمر در پایان نتیجهگیری کرده است که هدف نهایی پاکستان سرنگونی نظام طالبان نیست، بلکه ایجاد «یک بنبست امنیتی کنترولشده» در افغانستان است؛ وضعیتی که در آن طالبان در قدرت باقی بمانند، اما آنقدر درگیر چالشهای امنیتی داخلی باشند که نتوانند در برابر اسلامآباد سیاستی کاملاً مستقل در پیش گیرند.
بازداشت نویدالله فطرت، آموزگار منتقد طالبان، واکنش شماری از کاربران شبکههای اجتماعی و چهرههای سیاسی و رسانهای را برانگیخته است. فطرت پیشتر طالبان را به استبداد و استفاده از دین برای اهداف قومی متهم کرده بود. طالبان او را روز چهارشنبه، ۴ سنبله، در شهر هرات بازداشت کرد.
همچنین یک خانواده بهدلیل میزبانی از او بازداشت شده است.
این موضوع با واکنشهای گستردهای در میان چهرههای مدنی و روزنامهنگاران مدافع آزادی بیان روبهرو شده است. خالد قادری، خبرنگار و زندانی پیشین طالبان نوشت: «حکومتی که از دو کلمه نقد میترسد، به روپیهای نیارزد.»
قادری خود در ۲۶ حوت ۱۴۰۰ بهدلیل نشر مطالب انتقادی درباره طالبان بازداشت شد. دادگاه نظامی طالبان در هرات او را به یک سال زندان محکوم کرد اما پس از نزدیک به ۱۰ ماه از زندان آزاد شد.
بهار مهر، پژوهشگر و فعال سیاسی، فطرت را «نمونهای بزرگ از مقاومت مردمی در برابر ظلم و تداوم نقض حقوق و آزادیهای شهروندان» خواند.
او گفت که فطرت در داخل افغانستان «آگاهانه و یکتنه» در برابر طالبان ایستاده است. مهر از یوناما و نهادهای حقوق بشری خواست برای آزادی فوری او اقدام کنند.
جعفر عطایی، فعال مدنی نیز نوشت که سخنگفتن آشکار در برابر طالبان در شرایط کنونی «نهایت فداکاری و خودگذری» است. او از کاربران خواست اجازه ندهند فطرت فراموش شود و بازداشت او را به توجه نهادهای بینالمللی برسانند.
محمد صادق صداقت، فعال مدنی و خبرنگار آزاد بازداشت فطرت را «مصداق بارز سرکوب آزادی بیان و خفقان اندیشه» خواند. او نوشت صدایی که در برابر ظلم و تعصب ایستاده است، نباید در بند بماند و خواستار آزادی فوری و بدون شرط این آموزگار شد. واکنش محمد صادق صداقت
طالبان فطرت را حوالی ساعت هشت صبح چهارشنبه، چهارم سنبله، در نزدیکی چوک سینمای شهر هرات بازداشت کرد. مقامهای طالبان درباره دلیل بازداشت وی چیزی نگفتهاند.
او در یک ویدیو که در شبکههای اجتماعی منتشر کرده بود، گفته بود: «شاید این آخرین ویدیوی من باشد، اما قبل از مرگ حقیقت را بیان خواهم کرد.»
فطرت در این ویدیو طالبان را متهم کرد که بر «اهداف قومی نقاب دینی زده است.» او از طالبان خواست که دین را از سیاست جدا کند. فطرت همچنین این گروه را به ایجاد نظام استبدادی، برهمزدن نظم اجتماعی و استفاده سیاسی و قومی از دین متهم کرد.
فهیم کوهدامنی، نویسنده و فعال رسانهای، گفت که فطرت از «تعصب، ظلم و ستم» انتقاد کرده و در پی عدالتخواهی بوده است. او بازداشت این آموزگار را با مواضع اخیرش مرتبط دانست.
شماری از شهروندان نیز بازداشت فطرت را حمله به آزادی بیان خواندند.
فرینا جانباز در شبکه اکس نوشت که طالبان توان شنیدن سخنان انتقادی را ندارد و فطرت باید آزاد شود. ذبیحالله یاری نیز گفت: «آزادی بیان اگر نباشد، هیچگاه کشوری رشد نخواهد کرد.»
یک شهروند دیگر به نام دلاور شاه از مردم خواست برای جلوگیری از آسیبرسیدن به خود و خانوادههای شان سکوت کنند. این سخن نگرانی شماری از شهروندان از پیامدهای انتقاد در داخل افغانستان را نشان میدهد.
با این حال، حامیان طالبان از این بازداشت استقبال کردهاند. مهدی عزیزی، یک کاربر حامی طالبان در واکنش به بازداشت نویدالله فطرت گفت که او چند روز پیش با نشر ویدیویی «در تلاش دامنزدن به تعصبات قومی و زبانی» بوده است. اشاره وی به انتقاد فطرت از برخوردهای قومی طالبان در افغانستان بود.
او فطرت را به «دامنزدن به اختلافات و تشویش اذهان عمومی» متهم کرده است.
در پنج سال گذشته، گزارشهای متعددی از بازداشت منتقدان، خبرنگاران، فعالان مدنی و نیروهای حکومت پیشین منتشر شده است. در بسیاری از موارد، دلیل بازداشت، محل نگهداری و روند قضایی این افراد روشن نبوده است. شماری از بازداشتشدگان نیز از شکنجه، تهدید و بدرفتاری در زندانهای طالبان خبر دادهاند.
یوناما در گزارش خود درباره دوره ۱۲ حمل تا ۹ سرطان ۱۴۰۵، دستکم ۲۹ مورد بازداشت خودسرانه و پنج مورد شکنجه و بدرفتاری با مقامها و نیروهای امنیتی حکومت پیشین را ثبت کرده است.
سخنان اخیر عایشه وهاب، نماینده افغانتبار مجلس نمایندگان امریکا، درباره لزوم حفظ روابط دیپلوماتیک واشنگتن با طالبان، واکنشهای گسترده و متناقضی در میان افغانها برانگیخته است.
مخالفان طالبان و شماری از فعالان سیاسی و مدنی افغان این مواضع را بهشدت محکوم کردهاند؛ در مقابل، هواداران طالبان از سخنان او استقبال کردهاند.
وهاب در گفتوگو با برنامه «دموکراسی ناو» گفت که ایالات متحده باید به دیپلوماسی با افغانستان ادامه دهد و با این کشور رابطه داشته باشد. به گفته او، چنین تعاملی میتواند به واشنگتن اهرمی بدهد تا حاکمان فعلی افغانستان را در زمینه حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق مدنی تحت تأثیر قرار دهد.
او در عین حال وضعیت کنونی افغانستان را «ناامیدکننده» خواند و از محرومیت زنان و کودکان از آموزش و زندگی عادی ابراز نگرانی کرد. وهاب هشدار داد که ادامه این روند میتواند برای آینده افغانستان «فاجعهبار» باشد.
با این حال، بخش دیگری از سخنان او نیز بحثبرانگیز شد؛ جایی که گروههای مخالف طالبان را «جنگسالار» توصیف کرد و گفت بسیاری از آنان بهجای منافع کشور، منافع خود را دنبال کردهاند.
واکنش انجمن افغان-امریکایی
انجمن افغان-امریکایی در بیانیهای تند، سخنان وهاب درباره برقراری روابط دیپلوماتیک با طالبان را «عمیقاً نگرانکننده» خواند و آن را محکوم کرد.
این انجمن یادآور شد که مردم افغانستان در پنج سال گذشته یکی از تاریکترین دورههای تاریخ معاصر خود را تجربه کردهاند؛ دورهای که میلیونها زن و دختر از حق آموزش، کار و حضور در اجتماع محروم شدهاند.
در بیانیه این انجمن همچنین به قربانیان جنگ بیستساله اشاره شده و آمده است که هزاران سرباز امریکایی، نیروهای امنیتی افغانستان، غیرنظامیان، خبرنگاران و فعالان مدنی در نبرد با طالبان جان باختهاند و رنج خانوادههای آنان نباید در بحث روابط واشنگتن و کابل نادیده گرفته شود.
انجمن افغان-امریکایی از وهاب خواسته است موضع خود را روشن کند و تأکید کند که هرگونه تعامل با طالبان نباید به بهای پایمال شدن حقوق بشر تمام شود.
واکنش مقامهای پیشین و فعالان سیاسی
وحید عمر، سخنگوی رئیسجمهور پیشین افغانستان، گفت برداشت او این است که عایشه وهاب در مصاحبه با رسانه «دمکراسی ناو» غافلگیر شده و از پیش آمادگی لازم برای این گفتوگو را نداشته است.
او در عین حال گفت آنچه خانم وهاب مطرح کرده، بازتاب سیاست کنونی امریکا در قبال افغانستان است؛ یعنی سیاست تلاش برای نوعی تعامل با حاکمان فعلی افغانستان.
به گفته عمر، دیدگاههای عایشه وهاب تأثیر خاصی بر سیاست کلی امریکا در قبال افغانستان نخواهد داشت. او افزود که حضور وهاب در این موقعیت برای صدها هزار مهاجر افغان در امریکا و دهها هزار نفری که منتظر آمدن به امریکا هستند، اهمیت حیاتی دارد و او میتواند در این زمینه نقش بسیار برجستهای ایفا کند.
در همین حال، شاکر حیات، استاد دانشگاه، گفت که عایشه وهاب پیش از ورود به کانگرس امریکا باید خود را در جایگاه زنان رنجدیده افغانستان قرار میداد.
او افزود: «این خانم خیلی دیر و در واپسین مرحله عمر سیاسی طالبان اقدام به سفیدنمایی کرده است.»
استقبال هواداران طالبان
در مقابل، هواداران طالبان بهگونه گسترده به اظهارات عایشه وهاب واکنش نشان داده و از سخنان او استقبال کردند.
ساجد قندوزی، از هواداران طالبان، گفت: «دلیل خشم مزدوران فراری از سخنان عایشه وهاب این است که حرفهای او برای آنان زنگ خطر است. حقیقت زمانی بسیار تلخ میشود که حسابهای گذشته دوباره زنده شوند.»
واحد فقیری، تحلیلگر مسائل سیاسی، نیز گفت: «این اظهارات عایشه وهاب یک سخن اصولی است که امریکا نباید افغانستان را فراموش کند. روابط امریکا با مردم افغانستان و جامعه مدنی این کشور به نفع افغانستان است، زیرا امریکا ۲۰ سال در افغانستان حضور داشته و رها کردن آن، به نظر من، فرار از مسئولیت است.»
عایشه وهاب بهتازگی در انتخابات ویژه حوزه چهاردهم کالیفرنیا پیروز شد و کرسی خالی اریک سوالول را به دست آورد. او نخستین افغانتبار راهیافته به مجلس نمایندگان امریکا است.
سازمان عفو بینالملل با انتشار بیانیهای گفت که قانون پولیس طالبان، «حملهای گسترده به حقوق بشر» در افغانستان است. به گفته این نهاد، مقررات تازه پیامدهای مخربی بر روندهای قانونی، حق محاکمه عادلانه، آزادی بیان، حریم خصوصی، حقوق کودکان و حوزه صلاحیتهای پولیس بر جای میگذارد.
طالبان اخیرا سند جدیدی را تحت عنوان «قانون شرطه»، اصطلاحی که این گروه برای پولیس به کار میبرد، منتشر کرد. این قانون برگزاری «هرگونه مظاهره در قلمرو افغانستان» را ممنوع اعلام کرده است.
عفو بینالملل منع کامل هرگونه تظاهرات و اعتراض را یکی از جدیترین بندهای این قانون دانسته و تأکید کرده که این اقدام نقض آشکار حق آزادی تجمعات مسالمتآمیز است. در بیانیه این سازمان که روز چهارشنبه منتشر شد، آمده است که چنین ممنوعیت مطلق، فضای سرکوب را در کشور شدیدتر کرده و محدودیتهای خفهکننده موجود بر آزادیهای اساسی را عمیقتر میسازد.
این سازمان حقوق بشری یادآور شد که قانون جدید در شرایطی به اجرا درمیآید که طالبان همچنان معترضان، فعالان مدنی و مخالفان را هدف قرار داده و آنان را با بازداشتهای خودسرانه، حبس، شکنجه، رفتارهای تحقیرآمیز و ناپدیدسازی اجباری روبهرو میکند.
بر اساس ماده ۵۰ این قانون، برگزاری «هرگونه مظاهره در قلمرو افغانستان» منع شده است. همچنین بند چهارم ماده ۱۴، عکسبرداری یا فیلمبرداری از روند اجرای مجازات را ممنوع میکند.
ماده ۲۷ حداکثر مدت بازداشت را به ۱۰ روز افزایش داده است؛ در حالی که بر اساس مقررات پیشین، این مدت سه روز بود.
به باور عفو بینالملل، این قانون طالبان علاوه بر سلب آزادی تجمعات، اختیارات بیحدومرزی به نیروهای پولیس اعطا میکند که هیچگونه پاسخگویی قانونی در آن تعریف نشده است.
این نهاد از طالبان خواسته است که فوراً تمامی فرمانها، قوانین و سیاستهای مغایر با تعهدات بینالمللی افغانستان را لغو کرده و به نقض سیستماتیک حقوق اساسی مردم پایان دهند.
در ماده ۴۱ این قانون آمده است که مسئولان امنیتی صلاحیت دارند برای اصلاح متهم او را «از الله تعالی در حق الله و حق العبد» بترسانند. مسئولان امنیتی صلاحیت دارند متهمان را تنبیه و با الفاظ «قهرآمیز» توصیه کنند.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، این گروه گامبهگام ساختار قانونی و احکام مصوب دوره جمهوریت را منحل کرده و قوانین سختگیرانهای مبتنی بر تفسیر خود از شریعت و فرمانهای هبتالله آخندزاده جایگزین آن کرده است.
پیش از تدوین «قانون پولیس»، وضع «قانون امر به معروف و نهی از منکر» نیز موجی از واکنشها و محکومیتهای بینالمللی را به همراه داشت. آن قانون اختیارات گستردهای به ماموران محتسب برای مداخله در زندگی خصوصی شهروندان، پوشش زنان، پخش موسیقی و رفتوآمدهای روزمره داده بود.
اکنون با تصویب و ابلاغ «قانون پولیس»، طالبان چتر نظارتی و سرکوب امنیتی خود را رسمیت بخشیدهاند.
نیروهای پولیس طالبان که پیش از این نیز بدون چارچوب حقوقی شفاف اقدام به بازداشت و مجازات شهروندان میکردند، بر اساس این قانون مجاز شدهاند تا با هرگونه تجمع، نقد، اعتراض مدنی یا فعالیت سیاسی متناقض با دستورات رهبری این گروه بهشدت برخورد کنند.