فهرست طالبان ناراضی در بدخشان طولانیتر شده است

حدود دو هفته پس از تسلیم شدن جمعهخان فاتح و پایان مرحلهای از تنشها در بدخشان، این ولایت اکنون وارد صفحه تازهای از شکافهای عمیق درونگروهی طالبان و تمرد در برابر دستورهای قندهار شده است.

حدود دو هفته پس از تسلیم شدن جمعهخان فاتح و پایان مرحلهای از تنشها در بدخشان، این ولایت اکنون وارد صفحه تازهای از شکافهای عمیق درونگروهی طالبان و تمرد در برابر دستورهای قندهار شده است.
همزمان که هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان دو چهره جدید را بهعنوان والی و فرمانده امنیه بدخشان برای مهار تنشها تعیین کرده، شواهد نشان میدهد فهرست طالبان محلی ناراضی در بدخشان طولانیتر شده است.
سیاستهای «انحصارطلبانه» رهبری طالبان، انزوای چهرههای تاجیک و بدخشانی و آنچه «غارت بیرویه معادن طلا توسط چهرههای غیربومی» خوانده میشود، صبر شماری از فرماندهان جوان طالبان در بدخشان را نیز به مرز پایان رسانده است.
موج اعتراضهای طالبان بدخشانی در ابتدا از انتقادهای تند در فضای مجازی شروع شد و به تدریج، با حمله محفوظالله، مدیر پیشین استخبارات بهارک به مقر این اداره و سپس درگیری جمعهخان فاتح با طالبان در نسی در ماه اسد، به یک رویارویی مسلحانه آشکار تبدیل شد.
بررسیهای اخیر افغانستان اینترنشنال و گفتوگو با شماری از فرماندهان معترض در ولسوالیهای جرم و وردوج — که از پایگاههای اصلی طالبان بدخشانی به شمار میروند — ابعاد تازهای از این بحران را آشکار میکند.
ملا هبتالله در سوم سنبله رحمتالله نجیب را به عنوان والی و احمدشاه دیندوست را به عنوان فرمانده امنیه در بدخشان تعیین کرد.
انتصاب مقامهای کلیدی پشتونتبار و نزدیکان ملا هبتالله در بدخشان، به باور منتقدان، طالبان محلی را بیش از پیش به حاشیه رانده است. حتی تغییرات جدید در سطح مدیریت ولایت نیز نتوانسته از خشم موجود بکاهد؛ زیرا به گفته منابع، کلیدیترین پستها همچنان در اختیار چهرههای مورد اعتماد قندهار قرار دارد و سهم طالبان بومی به حضورهای نمایشی محدود شده است.
فرماندهان معترض میگویند حذف عمدی چهرههای تاجیکتبار و واگذاری ذخایر طلای بدخشان به شرکتهای قندهاری و هلمندی، نهتنها آنان را از بدنه حاکمیت دور کرده، بلکه پایگاه اجتماعیشان را در میان مردم بومی نیز بهشدت تضعیف کرده است.
یکی از نخستین افرادی که اعتراض علیه والی پشتونتبار طالبان را حدود سه سال پیش آغاز کرد، صلاحالدین سالار، معاون ریاست استخبارات وزارت دفاع طالبان، بود. با گذشت زمان، دامنه این اعتراضها گستردهتر شد؛ تا جایی که جمعهخان فاتح به درگیری مسلحانه با طالبان پرداخت و شماری از نیروهای قندهاری و هلمندی این گروه را کشت.او در نهایت به قاری فصیحالدین تسلیم شد و اکنون در کابل در انتظار محاکمه در دادگاه نظامی است؛ حکمی که میتواند بر سمتوسوی نارضایتیهای موجود تأثیرگذار باشد.
طالبان با راهاندازی کارزار گستردهای برای جمعآوری شکایات و شواهد علیه جمعهخان فاتح، به نظر میرسد به دنبال تشکیل پروندهای سنگین به فرمانده ناراضی خود است.
صلاحالدین سالار
صلاحالدین سالار از ساکنان منطقه خستک ولسوالی جرم است که بارها در فیسبوک از سیاستهای رهبری طالبان انتقاد کرده و حتی «بیعت با امیرِ دیدهنشده» را اشتباه خوانده است.
به گفته منابع، او به دلیل نزدیکی به قاری فصیحالدین تاکنون از پیگرد مستقیم در امان مانده است. اما انتقادات دوامدار سالار و خاموشی طالبان، گمانهزنی طالبان محلی را مبنیبر ارتباط او با استخبارات و رهبری این گروه برانگیخته است.
صیاد خستکی
صیاد خستکی، فرمانده جلب و جذب پولیس طالبان در بدخشان، یکی دیگر از چهرههای معترض نسبت به سیاستهای این گروه است. او پس از درگیریهای مربوط به جمعهخان فاتح نوشت: «خون مجاهدین ما قبل از فتح یک بها داشت، ولی اکنون هم میکشند و هم لقب بغاوت به پیشانیهایمان هک میکنند».
صیاد خستکی چند ماه پیش از سوی فرمانده امنیه طالبان بازداشت و از وظیفه برکنار شد، اما به گفته منابع، پس از آن بر خلاف دستور مقامات پولیس بدخشان به محل کارش بازگشت و به وظیفه خود ادامه داد.
قاری محفوظ
قاری محفوظ، مدیر پیشین استخبارات ولسوالی بهارک و از افراد نزدیک به امانالدین منصور، والی هلمند، است. او پس از درگیری لفظی با طالبان پشتون در فیضآباد، به تاریخ ۱۰ اسد با سلاح پیکا به ریاست استخبارات طالبان حمله کرد و سپس از منطقه متواری شد. منابع میگویند او اکنون از سمتش برکنار شده است.
محفوظالله قطیبه
محفوظالله قطیبه، باشنده ولسوالی جرم، از سیاستهای رهبری طالبان، بهویژه در مورد بدخشان، ناراضی است و گاهی نارضایتی خود را در صفحه فیسبوکش نیز ابراز کرده است.
او پس از برکناری عبدالمتین رحیمزی، رئیس پشتونتبار معادن بدخشان و از افراد نزدیک به رهبر طالبان، با انتشار تصویری از او نوشت که شماری با هدف خدمت و آبادانی به بدخشان میآیند، اما «نقش دزد را بازی کرده و سپس فرار میکنند».
نارضایتی در صفوف طالبان بدخشانی به چند چهره محدود نمیماند و دامنه این اعتراضها بهتدریج لایههای گستردهتری از فرماندهان محلی را دربر گرفته است. چهرههایی چون داکتر ابراهیم بهارکی و جهانخان نوری، فرمانده امنیه ولسوالی یفتل پایان، نیز بارها در تجمعات عمومی اعتراض خود را نسبت به سیاستهای مرکز اعلام کردهاند.
محور اصلی خشم آنان، حذف طالبان بدخشانی از روند تصمیمگیری در بدخشان، حضور پررنگ نیروهای غیربومی و استخراج و آنچه چپاول ذخایر طلای بدخشان توسط شرکتهای قندهاری و هلمندی خوانده میشود، عنوان شده است؛ روندی که به باور آنان، سرمایههای محلی این ولایت را به خارج از بدخشان منتقل میکند.
یافتههای موجود نشان میدهد که بسیاری از فرماندهانی که امروز در صف نخست مخالفت با سیاستهای قندهار قرار دارند، از افراد نزدیک یا تحت نفوذ قاری فصیحالدین، رئیس ستاد ارتش طالبان، و مولوی امانالدین، والی هلمند، هستند.