پاکستان میگوید ۱۲ شبهنظامی را در بلوچستان کشته است
ارتش پاکستان میگوید نیروهای امنیتی این کشور در یک عملیات اطلاعاتی در منطقه کلات بلوچستان، ۱۲ «تروریست» را کشتند.
روابط عمومی ارتش پاکستان روز جمعه گفت این عملیات پس از دریافت اطلاعات درباره حضور افراد ارتش آزادیبخش بلوچ آغاز شد.
پاکستان گروههای مسلح مستقر در بلوچستان را با عنوان «فتنهالهندوستان» معرفی میکند و مدعی است هند در تروریسم و بیثباتی در این کشور نقش دارد. هند این ادعاها را رد کرده است.
ارتش پاکستان میگوید نیروهای امنیتی در جریان عملیات محل اختفای افراد مسلح را شناسایی کردند و زیر نظر گرفتند و سپس به آن حمله کردند. به گفته ارتش، همه ۱۲ نفر کشته شدند.
ارتش پاکستان میگوید عملیات مبارزه با تروریسم با نام «عزم استحکام» از سوی نیروهای امنیتی و نهادهای مجری قانون این کشور ادامه خواهد یافت.
این عملیات در حالی انجام شده که به گفته رسانههای پاکستانی، فعالیت گروههای مسلح در بلوچستان در روزهای اخیر افزایش یافته است.
دیپلماتهای سفارت روسیه در برلین هشدار دادهاند که با شتاب گرفتن روند نظامیسازی در اروپا، مواضع استقرار سیستمهای تسلیحاتی دوربرد در آلمان به اهداف مشروع نظامی برای ارتش روسیه تبدیل خواهند شد.
دیپلماتهای سفارت روسیه در برلین در گفتگو با روزنامه روسی ایزوستیا اعلام کردند منتقدان افزایش بودجه و تسلیحات نظامی در آلمان به درستی اشاره میکنند که محل استقرار اینگونه تجهیزات دوربرد بهطور حتم هدف نظامی مشروع محسوب میشود.
به گفته این دیپلماتها، آلمان با همکاری فرانسه و بریتانیا تلاشها برای ساخت و توسعه آرسنال موشکی و تسلیحات دوربرد را آغاز کرده است.
توسعه آرسنال موشکی، ایجاد یک زرادخانه و مجموعه تسلیحاتی شامل موشکهای کروز دقیق، پهپادهای دوربرد و سامانههایی است که بتوانند اهدافی را در فاصله تا دو هزار کیلومتری هدف قرار دهند.
سفارت روسیه تاکید کرده که برلین هدف از این اقدامات را «بازدارندگی در برابر روسیه» و ایجاد توانایی برای ارتش آلمان (بوندسور) جهت هدف قرار دادن نقاطی در عمق دو هزار کیلومتری خاک حریف عنوان میکند.
بر اساس اظهارات نمایندگی دیپلماتیک روسیه، آلمان در اسناد رسمی خود دستیابی به سیستمهای موشکی دقیق و پهپادهای دوربرد را تثبیت کرده و مقامات برلین این تصمیم را با نداشتن سلاح هستهای توجیه میکنند.
این هشدار در حالی مطرح میشود که اسناد داخلی وزارت دفاع آلمان که اخیرا در رسانهها منتشر شده، از برنامهای حدود ۱۲ میلیارد یورویی برای ایجاد زرادخانه تسلیحات دوربرد حکایت دارد. هدف این برنامه، فراهم کردن امکان حمله به اهداف نظامی در عمق صدها و حتی هزاران کیلومتری پشت خطوط مقدم دشمن، از جمله مراکز فرماندهی، پایگاههای هوایی و تاسیسات لجستیکی است. برلین این توانایی را بخشی از بازدارندگی متعارف ناتو و راهی برای پاسخگویی بدون عبور از آستانه هستهای میداند.
همکاری آلمان با بریتانیا در توسعه موشکهای کروز پیشرفته و تسلیحات مافوق صوت با برد بیش از دو هزار کیلومتر، و همچنین رایزنیها با فرانسه در چارچوب ابتکارات اروپایی، بخش مهمی از این طرح محسوب میشود. نخستین سامانههای ارزانقیمت و قابل تولید انبوه قرار است از سال ۲۰۲۷ وارد خدمت شوند و سامانههای پیشرفتهتر در اواسط دهه آینده عملیاتی گردند.
در همین راستا، مقامات نظامی آلمان بارها هشدار دادهاند که روسیه ممکن است تا پایان این دهه توانایی حمله به قلمرو ناتو را پیدا کند و برلین باید برای چنین سناریویی آماده باشد. از سوی دیگر، اظهارات تند مقامات بلندپایه روسیه، از جمله تهدیدهای اخیر دمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه درباره امکان حمله مستقیم به تاسیسات تولید تجهیزات نظامی آلمان و حتی اهدافی در برلین، نشاندهنده تشدید لحن مسکو در برابر این برنامههاست.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که آلمان همزمان در حال تقویت سامانههای دفاع هوایی و موشکی خود، از جمله استقرار سامانه آرو-۳، است تا در برابر تهدیدات موشکی روسیه، بهویژه از منطقه کالینینگراد، آمادگی بیشتری داشته باشد. کارشناسان معتقدند این رقابت تسلیحاتی میتواند به افزایش تنشهای امنیتی در اروپا منجر شود.
مشکلات مالی مداوم در جوانی و میانسالی میتواند با کاهش تواناییهای شناختی در دهه ششم زندگی و بروز نشانههای بیشتر پیری مغز در سالهای بعد همراه باشد. پژوهشگران احتمال میدهند استرس مزمن و نگرانیهای مالی بهتدریج به سلامت مغز آسیب بزنند.
پژوهشی تازه به سرپرستی کالج دانشگاهی لندن نشان میدهد تداوم فشارهای مالی ممکن است افت تواناییهای شناختی ناشی از افزایش سن را تسریع کند.
یافتههای این پژوهش که در نشریه «نوآوری در سالمندی» منتشر شده، از بررسی اطلاعات ۲۷۵۹ نفر در بریتانیا به دست آمده است.
این افراد در مطالعه ملی سلامت و رشد شورای پژوهش پزشکی بریتانیا، معروف به مطالعه متولدین سال ۱۹۴۶، شرکت داشتند و طی چند دهه به پرسشنامههای گوناگون پاسخ دادند.
ردپای مشکلات مالی در عملکرد ذهنی و سلامت مغز
به گزارش وبسایت «ساینسدیلی»، افرادی که در جوانی و میانسالی با مشکلات مالی مداوم یا درآمد همواره پایین زندگی کرده بودند، در ۵۳ سالگی عموما عملکرد ضعیفتری در آزمونهای شناختی داشتند.
در میان شرکتکنندگانی که سالها بعد تحت تصویربرداری مغزی قرار گرفتند، پایین بودن مداوم درآمد با نشانههای سلامت ضعیفتر مغز، از جمله تحلیلرفتگی بیشتر آن در ۶۹ تا ۷۱ سالگی، ارتباط داشت.
این ارتباط حتی پس از در نظر گرفتن عواملی مانند توانایی شناختی، سطح تحصیلات و محرومیتهای دوران کودکی همچنان پابرجا بود.
چه کسانی بیشتر از فشار مالی آسیب میبینند؟
ژاک ولز، نویسنده مسئول پژوهش از واحد سلامت و سالمندی کالج دانشگاهی لندن، گفت دادههای چند دهه نشان میدهد انباشته شدن مشکلات مالی در گذر زمان، نه دورههای کوتاه و پراکنده دشواری، با نامطلوبترین پیامدهای شناختی ارتباط دارد.
ارتباط میان مشکلات مالی و سلامت ضعیفتر مغز در سالهای پایانی زندگی، بهویژه در مردان، افرادی که در دوران کودکی محرومیت را تجربه کرده بودند و حاملان گونه ژنتیکی APOE-ε4 قویتر بود. این گونه ژنتیکی با افزایش خطر ابتلا به آلزایمر مرتبط است.
مردانی که مشکلات مالی مداوم داشتند، در ۵۳ سالگی نسبت به زنان دارای شرایط مشابه، عملکرد شناختی ضعیفتری نشان دادند.
پژوهشگران احتمال میدهند گرایش بیشتر مردان محروم این نسل به رفتارهای ناسالم، از جمله سیگار کشیدن و مصرف زیانبار الکل، در این تفاوت نقش داشته باشد.
فشار ناشی از جایگاه سنتی مردان این نسل بهعنوان نانآور اصلی خانواده نیز یکی دیگر از توضیحهای احتمالی است.
استرس مالی چگونه بر مغز اثر میگذارد؟
چند سازوکار زیستی و روانشناختی ممکن است ارتباط میان مشکلات مالی و پیری شناختی را توضیح دهند.
استرس مزمن میتواند التهاب را افزایش دهد؛ عاملی که با تسریع پیری مغز ارتباط دارد. همچنین نگرانی همیشگی درباره پول و پرداخت صورتحسابها بخشی از توان ذهنی فرد را درگیر میکند و ظرفیت کمتری برای دیگر فعالیتهای شناختی باقی میگذارد.
پژوهشگران حافظه کلامی و سرعت پردازش اطلاعات را سنجیدند و با استفاده از امآرآی، شاخصهایی مانند تحلیلرفتگی مغز و گشاد شدن بطنهای آن را بررسی کردند.
گشاد شدن بطنها به معنای بزرگتر شدن حفرههای مملو از مایع درون مغز است و نشانهای از افت سلامت مغز به شمار میرود.
مطالعه متولدین سال ۱۹۴۶ در بریتانیا طولانیترین مطالعه همگروهی تولد در جهان است که بدون وقفه ادامه دارد.
شرکتکنندگان در این پژوهش اوایل سال جاری میلادی ۸۰ ساله شدند.
حکومت سوریه تخریب بقایای یک برنامه مخفیانه تسلیحات کیمیاوی متعلق به دوران حکومت بشار اسد را که در ماه می کشف کرده بود، آغاز کرده است.
یک نماینده سوریه و یک مقام سازمان ملل متحد روز پنجشنبه ۱۲ سنبله گفتند این نخستین عملیات از این نوع در یک دهه گذشته است.
رویترز در ماه می گزارش داده بود که رهبران جدید سوریه باقیماندههایی از برنامه اسلحههای کیمیاوی بشار اسد، رئیسجمهور پیشین این کشور را پیدا کردهاند؛ از جمله مواد اولیه و مهماتی مشابه آنچه در حملات مرگبار کیمیاوی در جریان جنگ داخلی سوریه استفاده شده بود.
ایزومی ناکامیتسو، نماینده عالی سازمان ملل متحد در امور خلع سلاح، روز پنجشنبه در جلسه توجیهی شورای امنیت گفت که سازمان منع اسلحههای کیمیاوی (OPCW) برای نخستین بار از سال ۲۰۱۴ تا کنون، تخریب مهمات کیمیاوی در سوریه را راستیآزمایی کرده است.
ناکامیتسو گفت پس از کشفیات ماه می، سوریه «یک تأسیسات اضافی تولید اسلحههای کیمیاوی، یک ماده کیمیاوی تازه کشفشده که در تولید عوامل اعصاب استفاده میشود و مهمات کیمیاوی خالی» را نیز پیدا کرده است.
او افزود سوریه همچنان وجود «دو سایت نگهداری اسلحههای کیمیاوی را که تأسیسات تازه کشفشده در آنها نگهداری میشدند» اعلام کرده است.
ماه گذشته، سازمان منع اسلحههای کیمیاوی تیمی را به سوریه فرستاد تا تخریب اسلحههای کیمیاوی رده سه را راستیآزمایی کند؛ ردهای که شامل مهمات پرنشده و دیگر تجهیزاتی است که برای پرتاب یا رهاسازی اسلحههای کیمیاوی استفاده میشوند.
ناکامیتسو گفت این تیم در چوکات این مأموریت، «تخریب غیرقابل بازگشت ۴۲ بمب هوایی» را راستیآزمایی کرده است.
ابراهیم علبی، سفیر سوریه در سازمان ملل متحد، به شورای امنیت گفت سوریه با انجام چنین اقداماتی «از جهان و منطقه حفاظت میکند».
با این حال، او بهشدت از اسرائیل انتقاد کرد و گفت حملات مکرر اسرائیل مانع انجام برخی عملیاتهای پالایش (جستوجو) و تخریب شده و تیمهای سوریِ مشغول به کار را در معرض خطر قرار داده است.
علبی گفت: «اگر امنیت خود ما در معرض حملات اسرائیل باشد، نمیتوانیم امنیت منطقه را حفظ کنیم. آنها امنیت کل منطقه را نادیده میگیرند و کنوانسیونها و معاهداتی را که درباره آنها گپ زدهایم، نقض میکنند.»
ارتش اسرائیل بلافاصله به درخواست رویترز برای اظهار نظر پاسخ نداد.
علبی گفت سوریه در حال آمادگی برای برگزاری نخستین جلسه محاکمه افراد مشکوک به دست داشتن در برنامه اسلحههای کیمیاوی این کشور است.
مقامهای سوریه اوایل امسال ۱۸ فرد مشکوک را به اتهام سهم داشتن در برنامه اسلحههای کیمیاوی اسد بازداشت کردند؛ افرادی که شماری از مقامهای بلندپایه نظامی، سیاسی و فنی نیز در میان آنها هستند.
حل و فصل پرونده اتومی (هستهای) سوریه
این اقدام چند روز پس از آن صورت میگیرد که آژانس خبری رویترز با استناد به گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتومی گزارش داد از نظر این نهاد، به پرسشهای باقیمانده درباره فعالیتهای پنهانی اتومی سوریه در دوران حکومت خاندان اسد پاسخ داده شده، اما در پرونده ایران هیچ پیشرفتی به دست نیامده است.
رویترز روز سهشنبه گزارش داد که در یکی از گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتومی که پیش از نشست فصلی هفته آینده شورای حکام آژانس برای کشورهای عضو فرستاده شده، از مقامهای جدید سوریه به دلیل «شفافیت و همکاری» آنها در کمک به روشن شدن فعالیتهای گذشته و تعیین تکلیف مواد اتومی باقیمانده قدردانی شده است.
از زمان برکناری بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴، مقامهای جدید این کشور تعهد کردهاند که با آژانس بینالمللی انرژی اتومی همکاری کنند.
به نوشته رویترز، در این گزارش آمده است: «آژانس پس از دریافت اطلاعات و دسترسیهای لازم از سوریه، توانسته است پرسشهای خود درباره مسائل پادمانیِ حلنشدهای را که پیشتر به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتومی گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند.»
سازمان جهانی هواشناسی میگوید که النینوی امسال با سرعت در حال تقویت است و ممکن است به قویترین نمونه ثبتشده تاکنون بدل شود.
این سازمان احتمال ادامه آن تا اوایل حوت ۱۴۰۵ را نزدیک به صد درصد دانست.
النینو یک پدیده طبیعی اقلیمی است که هر چند سال یکبار رخ میدهد. در این دوره، آب بخشی از اقیانوس آرام گرمتر از معمول میشود و این تغییر بر آبوهوای بسیاری از کشورها اثر میگذارد. النینو میتواند در بعضی مناطق خشکسالی و گرمای شدیدتر و در جاهای دیگر بارندگی زیاد و سیلاب به همراه داشته باشد.
سازمان جهانی هواشناسی روز پنجشنبه، ۱۲ سنبله گفت که دمای آب در بخشهایی از اقیانوس آرام بیش از دو درجه سانتیگراد بالاتر از حد معمول است. به گفته این سازمان، النینوی امسال اکنون در میان چهار دوره بسیار شدید ثبتشده از سال ۱۳۲۹ خورشیدی قرار دارد.
سلسته سائولو، دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی در ژنو گفت: «اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است این النینو از همه دورههایی که از زمان آغاز ثبت اطلاعات دیدهایم، شدیدتر شود.»
انتظار میرود که النینوی امسال تا اوایل زمستان به اوج برسد، اما پیامدهای آن در سال آینده نیز ادامه خواهد داشت.
مسئول بخش پیشبینی آبوهوا در سازمان جهانی هواشناسی گفته است که دمای جهان در سال آینده ممکن است از همه سالهایی که تاکنون ثبت شده، بالاتر برود. سال ۱۴۰۳ تاکنون گرمترین سال ثبتشده بوده است.
النینو معمولا هر دو تا هفت سال یکبار رخ میدهد و بین ۹ تا ۱۲ ماه دوام میکند. شدت آن در هر دوره متفاوت است و همه مناطق جهان نیز به یک اندازه از آن اثر نمیپذیرند.
النینو با تغییر در بارندگی و دما میتواند زندگی میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار دهد. خشکسالی ممکن است که محصولات کشاورزی را از بین ببرد، منابع آب را کاهش دهد و گرسنگی و مهاجرت را بیشتر کند. بارانهای شدید نیز میتواند باعث سیلاب، لغزش زمین، ویرانی خانهها و گسترش بیماریها شود.
اثرات النینوی امسال بر محصولات کشاورزی در مناطق گرمسیر از هماکنون دیده شده است. این پدیده همچنین بحران غذایی را در مناطق خشک امریکای مرکزی شدیدتر کرده است.
در افغانستان، النینو معمولا از میزان تا ثور با بارندگی بیشتر همراه است.
شبکه سامانه هشدار زودهنگام قحطی در چهارم سرطان ۱۴۰۵ پیشبینی کرد که النینو یکی از عوامل اصلی آبوهوایی در فصل زراعتی ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۶ خواهد بود.
سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد نیز احتمال داده است که بیشتر مناطق افغانستان و شمال پاکستان شاهد بارندگی بیشتر از حد متوسط باشند. افزایش بارندگی میتواند برای منابع آب و محصولات کشاورزی افغانستان در سال ۱۴۰۶ سودمند باشد.
با این حال، بارندگی بیشتر میتواند خطر سیلابهای ناگهانی را نیز افزایش دهد. خاک خشک و آسیبدیده نمیتواند حجم زیاد آب را بهسرعت جذب کند و باران شدید در چنین مناطقی به سیلاب و رانش زمین میانجامد.
افغانستان این خطر را در بهار ۱۴۰۳ تجربه کرد. در ماههای حمل و ثور آن سال، بارانهای شدید و سیلابهای ناگهانی بخشهای زیادی از افغانستان را ویران کرد و دستکم ۵۰۰ نفر جان باختند.
فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر با استناد به یک پژوهش گفت که النینو عامل اصلی آن بارندگیهای شدید بود و احتمال وقوع چنین بارانهایی را دو برابر کرد. براساس این پژوهش، شدت بارندگی در مناطق آسیبدیده طی ۴۰ سال، ۲۵ درصد افزایش یافته بود.
سازمان جهانی هواشناسی میگوید النینو پدیدهای طبیعی است و مستقیما از تغییرات اقلیمی ناشی نمیشود، اما گرمشدن اقیانوسها میتواند آن را شدیدتر و پیامدهایش را ویرانگرتر کند.
این سازمان برنامههای هشدار زودهنگام را افزایش داده است و از کشورها میخواهد برای خشکسالی، سیلاب و دیگر پیامدهای احتمالی النینو آماده شوند.
فرانسیس فوکویاما، نظریهپرداز سرشناس سیاسی و استاد دانشگاه استنفورد، میگوید که هوش مصنوعی با از بین بردن بسیاری از مشاغل طبقه متوسط و تمرکز بیشتر ثروت و قدرت در دست شرکتهای سازنده این فناوری، میتواند به دموکراسی آسیب جدی بزند.
فوکویاما در گفتوگو با رویترز درباره کتاب خاطرات تازهاش با عنوان «در قلمرو آخرین انسان» گفت که هوش مصنوعی احتمالا «بزرگترین چالش نسل آینده» خواهد بود.
او هشدار داد که با گسترش هوش مصنوعی، بسیاری از کسانی که امروز مشاغل مناسب و باثباتی دارند، ممکن است جای خود را به ماشینها بدهند. به گفته او، این روند میتواند ثروت را بیش از پیش در اختیار کسانی قرار دهد که این فناوریها را تولید میکنند.
فوکویاما همچنین گفت که هوش مصنوعی پرسشهای نگرانکنندهای درباره مفهوم انسان بودن مطرح خواهد کرد، زیرا ماشینها میتوانند از بیرون، بخش بزرگی از رفتارهای انسانی را تقلید کنند. او افزود این وضعیت ممکن است احساس کرامت انسانها را تضعیف کند.
«پایان تاریخ» به معنای پایان رویدادها نبود
فوکویاما که مقاله مشهور «پایان تاریخ» را در سال ۱۹۸۹ منتشر کرد، بار دیگر از برداشت رایج از نظریه خود انتقاد کرد.
این مقاله که بعدتر به صورت کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» درآمد، بهعنوان استدلالی درباره پیروزی نهایی دموکراسی لیبرال و اقتصاد بازار بر نظامهای رقیب، بهویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، شهرت یافت.
فوکویاما گفت که بسیاری از منتقدانش استدلال او را درست نفهمیدهاند و بارها از او پرسیدهاند که چه زمانی از نظریه «پایان تاریخ» عقبنشینی خواهد کرد.
او توضیح داد که عبارت «پایان تاریخ» متعلق به گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، فیلسوف آلمانی، است و منظور از آن پایان یافتن رویدادهای تاریخی نبوده، بلکه به مقصد یا جهت کلی تحول تاریخی بشر اشاره دارد.
به گفته فوکویاما، انسانها در طول حدود ۴۰ هزار سال گذشته شکلهای مختلف اداره جامعه، سیاست و اقتصاد را آزمودهاند و پرسش اصلی این است که این روند در نهایت به کجا میرسد.
او گفت که مارکسیستها نیز از مفهوم «پایان تاریخ» استفاده میکردند، اما از نگاه آنان مقصد نهایی تاریخ کمونیسم بود.
فوکویاما افزود که در سال ۱۹۸۹ برایش روشن شده بود که اتحاد شوروی به چنین مرحلهای نخواهد رسید و اگر قرار باشد مرحله پایانی تاریخ را متصور شویم، میتواند ترکیبی از دموکراسی و اقتصاد بازار باشد.
«آخرین انسان»: انسانی بیآرمان
فوکویاما میگوید که یکی از بخشهای کتاب «پایان تاریخ» که کمتر به آن توجه شده، بحث «آخرین انسان» است، تعبیری که او از فریدریش نیچه وام گرفته است.
نیچه از انسانی سخن میگفت که پس از پایان کشمکشهای بزرگ تاریخی، دیگر آرمان بزرگی ندارد و چیزی نیست که برای آن بجنگد.
فوکویاما میگوید که استدلال او در کتاب این بود که انسانها لزوما حاضر نیستند چنین زندگیای را بپذیرند. به باور او، صلح و رفاه به تنهایی برای مردم کافی نیست و انسان همچنان میخواهد مبارزه کند و به رسمیت شناخته شود.
او میگوید که اگر نسلهای گذشته برای دموکراسی و حقوق بشر جنگیده و به آن دست یافته باشند، ممکن است نسلهای بعدی که این دستاوردها را بدیهی میدانند، به جای دفاع از آنها علیه خود دموکراسی بشورند.
فوکویاما معتقد است که این مسئله میتواند بخشی از نارضایتیهای سیاسی امروز و رشد جریانهای پوپولیستی چپ و راست افراطی در کشورهای غربی را توضیح دهد.
فوکویاما: درباره عراق اشتباه کردم
فوکویاما در این گفتوگو از تغییر دیدگاههای سیاسی خود نیز سخن گفت و پذیرفت که در چند موضوع مهم اشتباه کرده است.
یکی از این موارد، حمایت اولیه او از حمله امریکا به عراق بود. او در این مصاحبه با رویترز گفت که بعدتر بر سر جنگ عراق با شماری از دوستان قدیمی و همفکران نومحافظهکار خود اختلاف پیدا کرد و برخی از آنان برای ۱۵ تا ۲۰ سال با او صحبت نکردند.
به گفته فوکویاما، این تجربه به او نشان داد که پذیرفتن اشتباه تا چه اندازه دشوار است. او میگوید که سیاستمداران بیش از دیگران از اعتراف به اشتباه خودداری میکنند.
دیدگاه او درباره محافظهکاری امریکایی نیز به مرور تغییر کرد و اکنون خود را چندان محافظهکار نمیداند. به گفته او، جنگ عراق و بحران مالی سال ۲۰۰۸ در این تغییر نقش مهمی داشتند.
فوکویاما میگوید که محافظهکاری امریکایی در آغاز دهه ۲۰۰۰ بر دو باور عمده تکیه داشت: یکی سیاست خارجی مداخلهگر و قدرتمند و دیگری این باور که بازار آزاد میتواند مشکلات درونی خود را حل کند.
او میگوید که نتیجه هر دو، «فاجعههای بزرگی» برای سیاست خارجی و اقتصاد امریکا و جهان بود. فوکویاما میگوید که تا حدود سال ۲۰۱۰ به این نتیجه رسیده بود که هر دو باور اشتباه بودهاند.
چرا تغییر عقیده در امریکا دشوار شده است؟
فوکویاما میگوید که قطبیشدن جامعه امریکا باعث شده است که مردم کمتر حاضر باشند نظر خود را تغییر دهند.
به گفته او، نتیجه انتخابات امریکا تا حد زیادی به شمار اندکی از رأیدهندگانی بستگی دارد که هنوز ممکن است از یک حزب به حزب دیگر بروند، اما شمار این افراد سال به سال کمتر میشود.
او این وضعیت را «قطبیشدن عاطفی» مینامد. یعنی اختلاف مردم دیگر فقط بر سر سیاست و برنامه نیست، بلکه بسیاری به کسانی که در جناح مقابل قرار دارند، عمیقا بیاعتمادند. به گفته فوکویاما، وقتی اختلاف سیاسی به دشمنی شخصی تبدیل شود، گفتوگوی منطقی نیز دشوار میشود.
این نظریهپرداز سرشناس افزود که برای تغییر عقیده باید امکان گفتوگوی عقلانی وجود داشته باشد، چیزی که در فضای سیاسی امروز امریکا دشوارتر از گذشته شده است.
نگرانی درباره آینده دموکراسی لیبرال
فوکویاما در بخش پایانی کتاب تازه خود به آینده دموکراسی لیبرال پرداخته است. یکی از نگرانیهای او، افزایش پیوسته قوانین و مقررات است.
او میگوید که دموکراسی لیبرال بر حاکمیت قانون استوار است، اما با گذشت زمان شمار مقررات آنقدر زیاد میشود که حکومت حتی برای انجام برخی کارهای اساسی، مانند ساخت زیربناها و اجرای تصمیمهای مهم، با مانع روبهرو میشود.
به گفته او، روشن نیست که این روند تا چه اندازه قابل تغییر است، اما حکومتها برای انجام برخی کارهای ضروری باید بتوانند از این موانع عبور کنند.
فناوری و آینده انسان
نگرانی فوکویاما درباره تکنولوژی موضوع تازهای نیست. او در کتاب «آینده پساانسانی ما» که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، درباره پیامدهای پیشرفت زیستفناوری نوشته بود.
اکنون نگرانی او این است که فناوری اطلاعات و زیستفناوری بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شدهاند و هوش مصنوعی ممکن است به انسان امکان دهد که حتی ویژگیهای بنیادی انسان را تغییر دهد.
از نظر فوکویاما، پرسش این است که انسان تا کجا باید اجازه چنین تغییراتی را به خود بدهد و آیا باید بتواند ویژگیهایی را که بخشی از طبیعت انسانی محسوب میشوند، دستکاری کند.
او هشدار میدهد که این مسئله میتواند بر برداشت ما از حقوق بشر نیز اثر بگذارد، زیرا بسیاری از حقوق انسانی بر این تصور استوار است که انسانها نیازها و ویژگیهای بنیادی مشترکی دارند.
به گفته او، اگر فناوری این ویژگیها را تغییر دهد، ممکن است پرسشهای تازهای نیز درباره معنای حقوق بشر مطرح شود.