یک مرد جوان در شهر هرات کشته شد

یک مرد جوان شام جمعه در منطقه پوسته نمبر یک شهر هرات با شلیک گلوله کشته شد. هویت این فرد تاکنون مشخص نیست. شاهدان میگویند که این مرد رهگذر در پی تیراندازی طالبان به سمت چند فرد مسلح کشته شده است.

یک مرد جوان شام جمعه در منطقه پوسته نمبر یک شهر هرات با شلیک گلوله کشته شد. هویت این فرد تاکنون مشخص نیست. شاهدان میگویند که این مرد رهگذر در پی تیراندازی طالبان به سمت چند فرد مسلح کشته شده است.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که این رویداد حوالی شام جمعه در نزدیکی یک تانک تیل زمانی رخ داد که این مرد جوان در حال عبور بود.
به گفته منابع، افراد مسلحی که طالبان به سمت آنان تیراندازی کرده بود، از محل رویداد فرار کردند.
به گفته شاهدان، همسر این مرد به محل رویداد رسیده است.
طالبان تاکنون در این مورد اظهارنظر نکرده است.
جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان بر ایجاد یک ائتلاف یا پلتفرم مشترک میان جریانهای سیاسی، مدنی و مسلح مخالف طالبان تاکید کردند. همزمان برگزارکنندگان نشست کمبریج میگویند تلاشها برای شناسایی زمینههای مشترک و حل اختلافهای اساسی میان جریانهای مخالف طالبان ادامه دارد.
پنجمین دور «سلسله نشستهای افغانستان کمبریج» روز جمعه، ۱۳ سنبله، با حضور دهها چهره سیاسی، دانشگاهی، فعال مدنی و نمایندگان جنبشهای زنان از داخل و خارج افغانستان در شهر کمبریج بریتانیا برگزار شد. این نشست بر بررسی نقاط اشتراک و اختلاف جریانهای مختلف مخالف طالبان و جستوجوی زمینههای همکاری برای آینده سیاسی افغانستان تمرکز داشت.
زلمی نشاط، رئیس نهاد موزاییک و برگزارکننده این نشست، به افغانستان اینترنشنال گفت که در چهار دور پیشین نشستهای کمبریج، نقشهراهها و طرحهای پیشنهادی جریانهای مختلف برای آینده افغانستان بررسی شده و در مجموع ۲۱ نقشهراه مورد بحث قرار گرفته است.
به گفته او، بررسی این اسناد نشان داده است که با وجود تفاوتهای سیاسی و فکری، میان دیدگاههای جریانهای مختلف همپوشانی قابل توجهی وجود دارد و تنها حدود ۱۰ درصد از موضوعات همچنان محل اختلاف جدی است.
نشاط گفت پنجمین نشست کمبریج عمدتاً بر همین نقاط اختلاف متمرکز بود و شرکتکنندگان در پنج پنل جداگانه تلاش کردند دیدگاههای متفاوت درباره مسائل بنیادین آینده افغانستان را بررسی کنند.
پنج محور اصلی اختلاف
به گفته زلمی نشاط، یکی از نخستین محورهای بحث، مسئله «مشکلات ساختاری و عدالت ساختاری» در افغانستان بود؛ موضوعی که به ریشههای تاریخی نابرابری، توزیع قدرت و چگونگی ایجاد یک نظام عادلانهتر در آینده کشور ارتباط دارد.
مسیر دستیابی به تغییر سیاسی نیز از دیگر موضوعات مورد اختلاف میان جریانهای مختلف بود. شماری از گروهها معتقدند که در شرایط کنونی، تغییر سیاسی بدون مقاومت مسلحانه در برابر طالبان ممکن نیست. در مقابل، برخی دیگر همچنان بر گفتوگو، فشار سیاسی و راهحلهای غیرخشونتآمیز بهعنوان مسیر رسیدن به تغییر تاکید دارند.
نقش جامعه جهانی در آینده افغانستان نیز یکی دیگر از محورهای مهم بحث بود. به گفته نشاط، گروهی از شرکتکنندگان بر این باورند که جامعه جهانی باید نقشی مشابه سال ۲۰۰۱ در تحولات افغانستان ایفا کند. اما گروه دیگری معتقدند که شرایط افغانستان و جهان نسبت به آن دوره تغییر کرده و مردم افغانستان باید نقش اصلی را در تعیین سرنوشت و شکلدهی آینده سیاسی کشور بر عهده بگیرند.
ساختار نظام سیاسی آینده افغانستان نیز از جمله موضوعاتی بود که دیدگاههای متفاوتی درباره آن مطرح شد. برخی از شرکتکنندگان از نظام فدرالی دفاع کردند، شماری خواهان ایجاد یک نظام غیرمتمرکز بودند و گروهی دیگر بر حفظ ساختار متمرکز حکومت تاکید داشتند.
مسائل مربوط به ارز، هویت و نمادهای ملی نیز از دیگر زمینههای اختلاف میان جریانهای سیاسی و مدنی عنوان شد.
نشاط تاکید کرد که هدف نشست کمبریج، دستیابی فوری به توافق بر سر همه این مسائل نیست، بلکه ایجاد فضایی برای شناسایی اختلافها، گفتوگو درباره آنها و یافتن حوزههایی است که جریانهای مختلف بتوانند بر مبنای آن همکاری کنند.
جبهه مقاومت: اختلاف نظر به معنای نبود وحدت نیست
علی میثم نظری، رئیس روابط خارجی جبهه مقاومت ملی افغانستان، در این نشست گفت ائتلاف مخالفان طالبان باید طیف گستردهای از نیروهای سیاسی و اجتماعی را دربر بگیرد.
او گفت چنین ائتلافی میتواند شامل گروههای مقاومت مسلحانه، از جمله جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی، زنان فعال در مقاومت مدنی، جنبشهای سیاسی، نهادهای جامعه مدنی و نیروهای دموکراتیک باشد.
نظری تاکید کرد که شکلگیری یک ائتلاف گسترده نباید به توافق کامل همه جریانها بر سر جزئیات قانون اساسی یا ساختار حکومت آینده مشروط شود.
به گفته او، مخالفان طالبان در بسیاری از مسائل اساسی زمینههای مشترک گستردهای دارند و میتوانند بر سر اصول بنیادین، سازوکار مرحله انتقالی و ایجاد افغانستانی دموکراتیک که در آن همه شهروندان از حقوق برابر برخوردار باشند، همکاری کنند.
رئیس روابط خارجی جبهه مقاومت ملی گفت تفاوت دیدگاهها بازتابدهنده تنوع قومی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی افغانستان است و اختلاف نظر را نباید نشانه شکست یا نبود وحدت دانست.
او افزود که در یک جامعه دموکراتیک، وحدت لزوماً به معنای یکسان بودن دیدگاهها نیست، بلکه باید بر پایه «وحدت در کثرت» شکل بگیرد.
جبهه آزادی: تصمیم نهایی باید با مردم باشد
داوود ناجی، رئیس دفتر سیاسی جبهه آزادی افغانستان، گفت مقاومت مسلحانه علیه طالبان از زمان برگزاری نشست پیشین کمبریج در سپتامبر گسترش یافته و گروههای مخالف طالبان، از جمله جبهه آزادی، عملیات خود را در مناطق مختلف افغانستان افزایش دادهاند.
او گفت جبهه آزادی آماده همکاری با احزاب سیاسی، نهادهای جامعه مدنی و جریانهایی است که به اصول حقوق بشر، آزادی و دموکراسی باور دارند.
ناجی تاکید کرد که گروههای سیاسی حق دارند مدلها و دیدگاههای متفاوت خود درباره حکومتداری آینده افغانستان را مطرح کنند، اما در نهایت باید تصمیم و اراده مردم را بپذیرند.
او گفت نشست کمبریج میتواند زمینهای برای شکلگیری ائتلافی گستردهتر و موثرتر میان مخالفان طالبان فراهم کند و جبهه آزادی نیز برای تقویت آنچه او «چارچوب اجماع مدنی» خواند، آماده همکاری است.
رئیس دفتر سیاسی جبهه آزادی همچنین گفت بحثهای بینالمللی درباره حلوفصل سیاسی بحران افغانستان و روند دوحه تا حد زیادی از اولویتهای اصلی جامعه جهانی خارج شده است.
او تاکید کرد که طالبان نباید بهعنوان دولت یا حکومت مشروع افغانستان شناخته شود و جامعه جهانی باید در برخورد با این گروه تجدیدنظر کند.
فوزیه کوفی: زنان باید در رهبری سیاسی آینده نقش داشته باشند
فوزیه کوفی، فعال سرشناس حقوق زنان و عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، گفت وحدت میان مخالفان طالبان الزاماً به معنای ادغام همه جریانها در یک ساختار یا پلتفرم سیاسی واحد نیست.
به گفته او، همکاری میان نیروهای مختلف میتواند بر پایه اولویتها و اهداف مشترک شکل بگیرد، بدون آنکه همه جریانها مجبور به کنار گذاشتن هویت یا دیدگاههای سیاسی خود شوند.
کوفی گفت ابتکار «زنان برای افغانستان» بستری را برای همکاری بیش از ۳۵ سازمان و چهره برجسته فراهم کرده است تا درباره اولویتهای آینده افغانستان گفتوگو کنند و نقش زنان در رهبری سیاسی کشور را در مرکز این تلاشها قرار دهند.
او دیدگاهی را که طالبان را تنها گزینه موجود برای افغانستان میداند، رد کرد و گفت جایگزین واقعی طالبان، مردم افغانستان هستند؛ مردمی که باید از طریق قانون اساسی، حاکمیت قانون و سازوکارهای دموکراتیک نمایندگی شوند.
کوفی تاکید کرد که دموکراسی نباید تنها به برگزاری انتخابات تقلیل یابد، بلکه مردم باید در تمامی مراحل تعیین سرنوشت و ساخت آینده سیاسی کشور نقش واقعی داشته باشند.
او گفت دموکراسی در افغانستان شکست نخورده است، بلکه «جامعه سیاسی افغانستان و جامعه جهانی در حمایت از دموکراسی ناکام ماندند.»
فوزیه کوفی همچنین بر ضرورت مشارکت نیروهای سیاسی و مدنی خارج از افغانستان در کنار کسانی که در داخل کشور امکان فعالیت و مشارکت امن دارند، تاکید کرد و گفت برنامهریزی برای مرحله گذار و تغییر سیاسی افغانستان باید با حضور طیف گستردهای از نیروهای جامعه انجام شود.
پنجمین نشست افغانستان کمبریج در حالی برگزار شد که تلاش برای ایجاد هماهنگی میان جریانهای متنوع مخالف طالبان همچنان با چالش اختلاف دیدگاه درباره شیوه تغییر، ساختار نظام آینده و نقش بازیگران داخلی و خارجی روبهرو است.
با این حال، برگزارکنندگان و شماری از شرکتکنندگان این نشست معتقدند شناسایی صریح اختلافها و تمرکز بر نقاط مشترک میتواند گامی در مسیر شکلگیری همکاری و اجماع گستردهتر برای آینده افغانستان باشد.
گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، در پیامی از هواداران و اعضای حزب خود خواست با کسانی که از طالبان حمایت میکنند، روابط خود را قطع کنند. آقای حکمتیار گفت آنهایی که به عضویت اداره طالبان و سایر جریانها درآمدهاند، باید هرگونه روابط خود را با حزب اسلامی قطع کنند.
رهبر حزب اسلامی در پیامی از «تمام مخلصان و متعهدان حزب اسلامی» خواست با افرادی که از سیاستهای رژیم شاهی، حکومت محمد داوود خان، کمونیستها، جمعیت اسلامی، شورای نظار، طالبان و سایر جریانهای سیاسی حمایت یا تمجید میکنند، روابط حزبی خود را قطع کنند.
گلبدین حکمتیار همچنین از اعضایی که به عضویت این جریانها درآمدهاند خواست از حزب اسلامی فاصله بگیرند.
رهبر حزب اسلامی خطاب به این افراد گفت: «با همین گروهها با اخلاص بایستید و دیگر نام حزب را بر زبان نیاورید.»
با این حال، یکی از اعضای حزب اسلامی که نخواست نامش فاش شود، به افغانستان اینترنشنال گفت منظور حکمتیار از این پیام، بهطور مشخص طالبان است.
این عضو حزب اسلامی میگوید که برخی از اعضای این حزب به دلایلی از ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، و سیاستهای این گروه حمایت کردهاند.
او افزود که منظور حکمتیار این است که این افراد باید میان عضویت در حزب اسلامی و حمایت از طالبان یکی را انتخاب کنند؛ «یا طالب باشند یا حزبی.»
این عضو حزب اسلامی گفت که اعضای حزب اسلامی از شورای نظار و جریانهای کمونیستی حمایت نکردهاند و بنابراین، به باور او، اشاره حکمتیار به این جریانها در پیام اخیرش بیشتر برای بیان موضع کلی حزب در برابر جریانهای سیاسی گذشته و حال بوده است.
او تاکید کرد که «این پیام متوجه کسانی است که از طالبان حمایت میکنند.»
حزب اسلامی و طالبان دو جریان نظامی و سیاسی مخالف حکومت پیشین افغانستان و حضور نیروهای امریکایی در افغانستان بودند. گلبدین حکمتیار اما پس از سالها مخالفت و فعالیت مسلحانه با حکومت پیشین افغانستان توافق صلح امضا کرد.
برخی اعضای حزب اسلامی پس از به قدرت رسیدن طالبان به این گروه پیوستند. شماری از چهرههای شاخص طالبان پیشینه عضویت در حزب اسلامی دارند.
حکمتیار در سالهای اخیر بارها از سیاستهای طالبان انتقاد کرده است. او بهویژه درباره انحصار قدرت، محدودیتهای اعمالشده بر شهروندان و نحوه اداره افغانستان از سوی طالبان مواضع انتقادی داشته و خواستار برگزاری انتخابات برای تعیین حکومت آینده افغانستان شده است.
پس از تشدید محدودیتهای طالبان بر گلبدین حکمتیار، او افغانستان را ترک کرد و در چند ماه گذشته در مالزیا زندگی میکند.
طالبان مجوز احزاب سیاسی را لغو و شهروندان و رهبران را از فعالیت سیاسی منع کرده است.
منابع صحی در شرق افغانستان میگویند که در نورستان هیچ پزشک متخصص زن فعالیت نمیکند و شمار متخصصان زن در ننگرهار نیز محدود است. آنها به افغانستان اینترنشنال گفتند به دلیل نبود پزشکان متخصص زن در این دو ولایت، قابلهها و کارمندان صحی زن جراحی و عملیات زایمان را انجام میدهند.
در شهر جلالآباد هنوز شماری از پزشکان و کارمندان صحی زن در شفاخانههای دولتی و خصوصی فعالیت میکنند، اما منابع میگویند که شمار متخصصان زن در مقایسه با گذشته بهشدت کاهش یافته و اکنون تنها چند پزشک متخصص زن باقی ماندهاند.
براساس اطلاعات منابع صحی، شماری از پزشکان متخصص زن از ننگرهار به کابل یا از کشور خارج شدهاند.
در جلالآباد پزشکان زن امدی، قابلهها و کارمندان صحی زن فعالیت دارند، اما برای درمان بیماریهای پیچیده و انجام جراحیهای بزرگ، کمبود متخصصان زن جدی است.
یکی از منابع میگوید کارمندان صحی زن در شهر حضور دارند، اما توانایی درمان بیماریهای دشوار و انجام عملیات بزرگ و پیچیده را ندارند. به همین دلیل، برخی بیماران زن از سوی پزشکان مرد جراحی میشوند.
به گفته این منبع، در برخی عملیات بزرگ زایمان که از سوی کارمندان صحی زن انجام میشود، حضور یک پزشک مرد در اتاق عملیات برای همکاری یا احتیاط ضروری است.
کمبود پزشکان متخصص زن در ولسوالیهای دورافتاده ننگرهار جدیتر است.
باشندگان این مناطق میگویند در بسیاری از مراکز صحی دولتی نه پزشک متخصص زن وجود دارد و نه شمار کافی پزشکان زن امدی برای درمان بیماریهای پیچیده.
باشندگان ولسوالیهای کامه و شیرزاد میگویند که انتقال بیماران به شهر برای خانوادههای فقیر نیز دشوار است.
این وضعیت در جنوب افغانستان هم گزارش شده است. کمبود کادر پزشکی به ویژه پزشکان متخصص زن در ولایتهای جنوبی افغانستان، به یک چالش جدی تبدیل شده است. یافتههای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که در ولایتهای هلمند، زابل و ارزگان هیچ پزشک متخصص زن وجود ندارد. تنها سه پزشک متخصص زن در قندهار فعالیت میکنند.
یکی از باشندگان شیرزاد به افغانستان اینترنشنال گفت که بسیاری از باشندگان این ولسوالی بهدلیل مشکلات اقتصادی نمیتوانند بیماران خود را برای درمان به شهر ببرند. به گفته او، امکانات درمانی در این ولسوالی کافی نیست و در نتیجه وضعیت برخی بیماران وخیمتر میشود و به بیماریهای دیگری نیز مبتلا میشوند.
منابع میگویند در ولسوالیهای سرخرود، بهسود، کامه و کوزکنر تنها شمار اندکی پزشک زن امدی در مراکز صحی دولتی فعالیت میکنند ولی هیچ متخصص زن در این مراکز حضور ندارد.
در خوگیانی و شینوار نیز تنها شمار محدودی قابله و کارمند صحی زن در مراکز دولتی فعالیت میکنند.
وضعیت نورستان دشوارتر است
براساس اطلاعات منابع، در شفاخانه ولایتی نورستان سه پزشک متخصص مرد فعالیت میکنند، اما هیچ پزشک متخصص زن و هیچ پزشک زن در بخش امدی در این شفاخانه وجود ندارد.
منابع میگویند که قابلهها و کارمندان صحی زن در نورستان فعالیت دارند، اما شمار دقیق آنان مشخص نیست.
افغانستان اینترنشنال برای دو روز پیهم تلاش کرد نظر مقامهای محلی طالبان را در این باره بگیرد، اما آنان از اظهارنظر خودداری کردند.
کمبود پزشکان زن نتیجه چند سال محدودیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و آموزشی است که طالبان اعمال کرده است.
در قوس ۱۴۰۳، آموزشهای طبی زنان، از جمله آموزش پرستاری و قابلگی، متوقف شد.
سازمان بهداشت جهانی میگوید این تصمیم، افزون بر تشدید کمبود فعلی کارمندان صحی زن، آموزش و تربیت متخصصان زن برای سالهای آینده را نیز با خطر جدی روبهرو کرده است.
براساس اطلاعات، در اسد ۱۴۰۵، بیش از ۲.۶ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم ماندهاند.
افغانستان تنها کشور جهان است که دختران و زنان در آن بهطور رسمی از آموزش متوسطه و عالی محروماند.
بخش زنان سازمان ملل نیز هشدار داده است که محدودیت بر آموزش و کار زنان و خروج زنان متخصص، در درازمدت شمار کارمندان صحی زن را بیشتر کاهش خواهد داد.
محدودیتهای مربوط به رفتوآمد به محل کار، محرم، پوشش و سایر محدودیتهای طالبان نیز کار کردن زنان در بخش صحت را، بهویژه در مناطق دورافتاده، دشوارتر کرده است.
دهها کارشناس و فعال سیاسی در کنفرانسی در پشاور با تاکید بر جداسازی تجارت از تنشهای سیاسی و امنیتی، خواستار بازگشایی فوری گذرگاههای مرزی افغانستان و پاکستان شدند. آنان گفتند که مسدودماندن این مسیرها در ۱۱ ماه گذشته، خسارات سنگینی به مردم و تاجران دو کشور وارد کرده است.
این کنفرانس یکروزه با عنوان «فراتر از منازعه پاکستان و افغانستان: پیشبرد صلح منطقهای و تفاهم متقابل» روز پنجشنبه از سوی مرکز مطالعات منطقهای دانشگاه پشاور و با همکاری نهاد «اسپایر کیپی» برگزار شد.
مشاهد حسین، سناتور پیشین و سیاستمدار پاکستانی، افراسیاب ختک و ارباب شجاع از جمله چهرههای برجسته این نشست بودند.
در این کنفرانس درباره مسائل امنیتی، مرزی و تجاری و راههای کاهش تنش میان افغانستان و پاکستان بحث شد.
ارباب شجاع، رئیس «اسپایر کیپی» به افغانستان اینترنشنال گفت که میان افغانستان و پاکستان مشکلاتی وجود دارد، اما برای پایاندادن به این وضعیت باید راهحل جستوجو شود. او گفت که با وجود اشتراکات گسترده میان مردم دو کشور، افغانستان و پاکستان هنوز یکدیگر را بهخوبی نمیشناسند و برای رفع سوءتفاهمها به گفتوگوی بیشتر نیاز دارند.
آقای شجاع گفت که مسایل امنیتی، مرزی و تجاری باید از راه گفتوگو بررسی شود و دو طرف باید برای شناخت متقابل و یافتن راهحلهای پایدار تلاش کنند.
او افزود: «ما نمیتوانیم همسایه خود را تغییر دهیم.» به گفته او، افغانستان و پاکستان باید بهجای تلاش برای تغییر یکدیگر، راههای همکاری و زندگی مسالمتآمیز را پیدا کنند.
رئیس «اسپایر کیپی» بر نقش چین در کاهش تنش میان کابل و اسلامآباد نیز تاکید کرد و گفت که بیجینگ با توجه به روابطش با هر دو کشور، میتواند در نزدیککردن دیدگاههای دو طرف و میانجیگری برای حل اختلافها نقش مهمی داشته باشد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که نماینده ویژه چین برای افغانستان در پاکستان بهسر میبرد و با مقامهای پاکستانی درباره مسایل افغانستان و منطقه گفتوگو میکند.
وزارت خارجه پاکستان میگوید که میانجیگری چین برای بهبود روابط با طالبان اهمیت دارد، اما تا زمانی که طالبان در حمایت از شبهنظامیان پاکستانی تجدیدنظر نکند، این تلاشها نتیجهای نخواهد داشت.
این وزارت از طالبان خواست که برای جلوگیری از حملات شبهنظامیان پاکستانی اقدامات عملی و قابل مشاهده انجام دهد.
تجارت نباید قربانی مسایل امنیتی شود
ارباب شجاع گفت که مسدودماندن گذرگاههای تجاری و ادامه تنشها، به مردم دو سوی خط دیورند آسیب جدی زده است و مردم عادی و تاجران بیشترین زیان را متحمل شدهاند.
او تاکید کرد که تجارت باید از مسائل امنیتی جدا شود و اختلافهای امنیتی نباید به بهای آسیبدیدن معیشت مردم تمام شود. به گفته او، مسیرهای تجاری باید هرچه زودتر باز شوند.
روابط پاکستان و اداره حاکم بر افغانستان در ماههای اخیر بهشدت پرتنش شده است. درگیریهای مرزی، گذرگاههای مهم تجاری از جمله تورخم و اسپینبولدک را مسدود کرده و تجارت میان دو کشور را عملاً متوقف کرده است.
اداره طالبان در واکنش به این تنشها، واردات برخی کالاها از پاکستان، از جمله دارو، را ممنوع کرده و برای تامین بخشی از نیازهای خود به هند روی آورده است.
ملا عمر بنیانگذار طالبان، تصمیمهای سرنوشتساز سیاسی از جمله تأسیس این جنبش، تصرف مزارشریف، تخریب بودا و لغو طرح تسلیم قندهار را به خوابهایی که میدید نسبت میداد. بر اساس پژوهشی از ایان ادگار این خوابها ابزار کارآمد برای توجیه تصمیمها و ایجاد انگیزه برای طالبان بوده است.
ایان ادگار، مردمشناس در دانشگاه دورهام، در سال ۲۰۰۶ مقالهای با عنوان «خواب راستین در خوابورزی اسلامی و جهادی معاصر» منتشر کرد. موضوع مقاله بررسی این فرضیه بود که ملا عمر با الهام از خوابهایی که آنها را الهی میدانست، طالبان را تشکیل داد و رهبری کرد.
ادگار بعدا فصل ششم کتاب «خواب در اسلام» را به خوابهای ملا عمر اختصاص داد.
مهمترین منبع او رحیمالله یوسفزی، خبرنگار شناختهشده پاکستانی بود. یوسفزی از معدود خبرنگارانی بود که پیش از حملات یازدهم سپتامبر بارها با ملا عمر دیدار کرده بود.
خواب تشکیل طالبان
رحیمالله یوسفزی در ۲۳ میزان ۱۳۸۰ در مجله تایم نوشت که ملا عمر میگفت پس از آن گروه طالبان را تشکیل داد که در خواب به او گفته شد کشور را نجات دهد.
طالبان در آغاز حدود ۳۰ جنگجو داشت.اما، این حرکت کوچک طی چند ماه به نیرویی تبدیل شد که از قندهار به ولایتهای دیگر پیشروی کرد.
جنگهای داخلی افغانستان بیتردید راه را برای گسترش ابن نیروی کوچک آماده ساخته بود.
الجزیره در سال ۱۳۹۱ به نقل از نزدیکان ملا عمر روایت دیگری را ثبت کرد که براساس آن، پیامبر اسلام در خواب ملا عمر ظاهر شده و از وی خواسته بود که کشور را از هرجومرج بیرون کند.
دستکم این روایت خواب ملا عمر تا حدودی بیشتر از سایر خوابهای منتسب به او دستبهدست یا شنیده شده است.
فرمان حمله پس از خواب
خبرنگار روزنامه گاردین در میزان ۱۳۷۷ به قندهار، محل پیدایش طالبان، رفت. ملا ندا محمد، از بستگان همسر ملا عمر، به این روزنامه گفت که رهبر طالبان پیش از حمله به بعضی مناطق خواب میدید و صبح به یک فرمانده دستور حمله میداد.
به نوشته گاردین، مردم محل پیروزیهای طالبان را به قدرت خوابهای ملا عمر نسبت میدادند. اما این گزارش عوامل زمینی پیروزی طالبان را نیز توضیح میداد. پاکستان امکانات فرماندهی، کنترول و ارتباطات در اختیار طالبان میگذاشت و عربستان سعودی از این حرکت حمایت مالی میکرد.
یعنی، خوابها برای توجیه و ایجاد اطمینان استفاده میشدند. سلاح، پول، سازماندهی و حمایت خارجی امکان پیشروی نظامی را فراهم میکرد.
خواب تعمیر زیارت و تصرف مزارشریف
یکی از عجیبترین روایتها به سال ۱۳۷۷ برمیگردد. براساس فصل مربوط به ملا عمر در کتاب ادگار، ملا عمر خواب دیده بود که اگر طالبان زیارت خانواده مجددی را در جلالآباد تعمیر کند، مزارشریف را خواهد گرفت. طالبان زیارت را تعمیر کرد و در اسد همان سال اتفاقا وارد مزارشریف شد.
این بخش پژوهش بر روایتی استوار است که مریم ابوزهاب، پژوهشگر فرانسوی، برای ادگار نقل کرده بود.
پیروزی طالبان در بلخ البته پیامدهای خونینی به همراه داشت.
دیدهبان حقوق بشر نوشت پس از این که طالبان در ۱۷ اسد ۱۳۷۷ مزارشریف را تصرف کرد، در ساعات نخست، صدها غیرنظامی را کشت. این سازمان از تیراندازیهای بیهدف، اعدامهای صحرایی، بازداشتهای گسترده و هدفگرفتن هزارهها گزارش داد.
خوابی که به بوداهای بامیان رسید
خواب ملا عمر در روایت تخریب بوداهای بامیان نیز حضور دارد.
در حوت ۱۳۷۹، ملا عمر فرمان تخریب مجسمههای تاریخی افغانستان را صادر کرد. در فرمان رسمی ملا عمر، مجسمهها بت خوانده شدند و طالبان گفت که تصمیم براساس احکام اسلامی گرفته شده است.
واشنگتن پست به نقل از یکی از نمایندگان طالبان بعدا روایت کرد که ملا عمر از این خشمگین شده بود که خارجیها برای مرمت مجسمهها پول پیشنهاد میکردند، اما برای افغانهای گرسنه کمک کافی نمیفرستادند.
روزنامه کریسشن ساینس مانیتور چند ماه پس از تخریب بوداها، روایت دیگری منتشر کرد.
براساس این گزارش، هنگامی که از ملا عمر درباره تصمیمش پرسیده شد، او خوابی را تعریف کرد که در آن کوهی در حال فروریختن بر سرش بود و خدا از او پرسیده بود که چرا درباره بتها کاری نکرده است.
به تازگی در مستندی که توسط بیبیسی تهیه شده است، عبدالله سرحدی از فرماندهان طالبان که در دوره نخست حاکمیت این گروه در بامیان حضور داشت، گفت که ملا عمر به او دستور داد بتهای بامیان را از بین ببرد.
او پس از بازگشت طالبان مدتها والی بامیان بود.
مردی که دیده نمیشد
ملا عمر به ندرت در انظار عمومی ظاهر میشد. شمار عکسهای معتبر منتسب به او بسیار اندک بود و پیامهایش معمولا از رادیو و به صدای افراد دیگر منتشر میشد.
الجزیره نوشته است که غیبت ملا عمر از عرصه عمومی به گسترش افسانه پیرامون او کمک کرد. عمر شریفی، مردمشناس افغان، به این رسانه گفت که استفاده از یک افسانه قدیمی به ملا عمر کمک کرد تا برای خود مشروعیت بسازد.
ادگار نتیجه میگیرد که خوابهای منسوب به ملا عمر سه کارکرد داشتند: برای رهبری او مشروعیت میساختند، جنگجویان را به اقدام ترغیب میکردند و تصمیمهای نظامی یا سیاسی را به اراده الهی پیوند میدادند.
ملا عمر پس از مرگ نیز در خواب بازگشت
ملا عبدالغنی برادر در سال ۱۴۰۱ چند ماه پس از بازگشت دوباره به افغانستان گفت که ملا عمر را در خواب دیده است، در حالی که سرش از بدن جدا بود و از سر او نور میتابید. ملا برادر بدن ملا عمر را نماد جنگجویان داخل افغانستان و سر جداشده را نماد اعضای دفتر سیاسی طالبان در قطر دانست.
او از این خواب برای درخواست اتحاد میان بخش نظامی و سیاسی طالبان استفاده کرد.
مرز میان خواب و روایت سیاسی
هیچ راه مستقلی برای اثبات خوابهایی که به ملا عمر نسبت داده شده، وجود ندارد. بعضی روایتها از زبان خودش، برخی از بستگان و پیروانش و شماری سالها پس از رویدادها نقل شدهاند.
اما اهمیت این خوابها در قابل اثباتبودن آنها نیست. اهمیت شان در نقش سیاسی و دینیای است که در سیاست طالبان پیدا کردند. تشکیل یک حرکت، صدور فرمان حمله، توجیه تخریب یک میراث تاریخی و درخواست اتحاد داخلی، همگی در مقاطع مختلف با زبان خواب بیان شدند.
خوابهای منسوب به او، تصویر رهبری را ساختند که پیروانش باور داشتند فرمانهایش را از جایی فراتر از شوراهای سیاسی و میدان جنگ دریافت میکند.