• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

طالبان خواستار ادامه کمک خارجی به بخش صحت افغانستان شد

۱۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۴:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، خواستار ادامه کمک نهادهای خارجی به بخش صحت افغانستان شد و گفت که مسائل صحی نباید با موضوعات سیاسی پیوند داده شود. او که روز چهارشنبه در نشست خبری گفت اگر کمک‌های خارجی کاهش یابد، طالبان تلاش خواهد کرد آن را تأمین کند.

سازمان بهداشت جهانی در ماه سرطان گفت که از ۱۹۰.۸ میلیون دالر مورد نیاز برای پاسخ صحی افغانستان در سال ۲۰۲۶، تنها ۱۷ درصد آن تأمین شده است.

این سازمان همچنین گفت از آغاز سال جاری حدود ۱۵۰ مرکز صحی به دلیل کمبود بودجه بسته شده یا فعالیت خود را متوقف کرده‌اند.

آقای مجاهد گفت طالبان با موسسه‌های بین‌المللی در تماس است تا همکاری در بخش‌های مهم ادامه یابد.

برنامه توسعه سازمان ملل متحد گفته است که کمک‌های بین‌المللی به افغانستان در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶.۵ درصد کاهش یافته است.

سازمان ملل پارسال درخواست بودجه خود برای سال ۲۰۲۶ را به دلیل کاهش حمایت‌های جهانی به ۳۳ میلیارد دالر کاهش داد. بودجه پیشنهادی این سازمان در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۷ میلیارد دالر بود.

در این نشست از مجاهد درباره گزارش اوچا مبنی بر بسته‌شدن ۲۹۵ مرکز صحی و متاثرشدن حدود دو میلیون نفر پرسیده شد. مجاهد گفت ممکن است شماری از این مراکز به دلیل از دست‌دادن کمک یا تمویل خارجی بسته شده باشند.

او می‌گوید طالبان برای فعالیت مراکز صحی محدودیتی ندارد و خواستار فعال‌ماندن این مراکز است.

سازمان ملل در گزارش سال ۲۰۲۶ خود گفته است تعلیق آموزش طبی زنان از دسامبر ۲۰۲۴، شمار کارکنان زن بخش صحت را کاهش داده و عرضه خدمات صحی را ضعیف کرده است.

این سازمان به بسته شدن چندین مرکز صحی در افغانستان به دلیل محدودیت‌های طالبان اشاره کرده است.

کمبود پزشکان زن

مجاهد در پاسخ به پرسشی درباره کمبود احتمالی پزشکان زن در صورت بازنشدن مکتب‌ها برای دختران، گفت که وزارت صحت تلاش کرده است کارمندان خود را حفظ و تقویت کند.

یوناما در ۱۹ قوس ۱۴۰۴ هشدار داد که ادامه ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی دختران، افغانستان را از پزشکان زن مورد نیاز امروز و آینده محروم می‌کند. این نهاد پیشتر نیز گفته بود ممنوعیت آموزش زنان و دختران در انستیتوت‌های طبی به نظام صحی افغانستان آسیب می‌زند.

تدوین اسناد برای بخش‌های صحی

مجاهد گفت وزارت صحت عامه طالبان اسنادی را در زمینه دارو و غذا، تخلفات طبی، رفتار و اخلاق طبی، قانون پرستاری و بخش‌های مختلف صحی تهیه کرده است.

به گفته او، معیارهایی برای تمویل خدمات صحی، نظارت بر کیفیت و اعتباردهی شفاخانه‌های خصوصی نیز آماده شده است.

مجاهد گفت که در سال گذشته ۶۰ پروژه ساختمانی صحی در افغانستان تکمیل شده است.

سخنگوی طالبان در این نشست خبری افزود که یک پارک صنعتی ویژه برای تولید داروهای داخلی در ولسوالی میربچه‌کوت کابل منظور شده و سهم تولیدات داخلی دارو به بیش از ۳۰ درصد رسیده است.

او افزود روند اعتباردهی و درجه‌بندی ۴۰ شفاخانه خصوصی و ارزیابی دو هزار و ۱۷۸ مرکز صحی دولتی و خصوصی نیز انجام شده است.

او افزود یک هزار و ۲۹۵ تن دوا، محصولات صحی و مواد غذایی غیرقانونی، تاریخ‌گذشته و غیرمعیاری از بین برده شده و به ۱۰۷ مورد تخلف طبی رسیدگی شده است.

وضعیت محیط زیستی

مجاهد در بخش محیط زیست گفت بیش از ۲۵ هزار فعالیت آلوده‌کننده در مرکز و ولایت‌ها نظارت و بررسی شده و هفت هزار و ۱۵۸ سفارش برای رعایت معیارهای محیط زیستی صادر شده است.

مجاهد گفت ۱۱ تفاهم‌نامه همکاری برای اجرای پروژه‌های محیط زیستی در کابل، بامیان، بدخشان، ننگرهار، فاریاب، بلخ و تخار امضا شده و ۵۶۸ برنامه آموزشی و آگاهی‌دهی درباره محیط زیست در دانشگاه‌ها، مدرسه‌ها و مکتب‌ها برگزار شده است.

او همچنین از نهایی‌شدن پیش‌نویس قانون کنترول و کاهش آلودگی محیط زیست، تهیه طرزالعمل تجارت بین‌المللی حیوانات و نباتات وحشی، پیش‌نویس تنظیم مواد کیمیاوی، پیش‌نویس سیاست توسعه پایدار محیط زیست و نهایی‌شدن استراتژی تغییرات اقلیمی خبر داد.

پربازدیدترین‌ها

منابع: یک نوجوان پس از باج‌خواهی جنسی در بدخشان خودکشی کرد
۱

منابع: یک نوجوان پس از باج‌خواهی جنسی در بدخشان خودکشی کرد

۲

رئیس‌جمهور تاجیکستان خواستار تقویت همبستگی فرهنگی فارسی‌زبانان شد

۳

یک افغان در امریکا به اتهام حمایت از «تروریسم» بازداشت شد

۴

از «شهید» تا «شر و فساد»؛ طالبان زبان رسانه‌های داخل افغانستان را تغییر می‌دهد

۵
اختصاصی

واشنگتن: خلیلزاد از امریکا نمایندگی نمی‌کند

  • در شش ماه ۱۵۰ مرکز صحی در افغانستان به دلیل کمبود بودجه تعطیل شده‌اند

    در شش ماه ۱۵۰ مرکز صحی در افغانستان به دلیل کمبود بودجه تعطیل شده‌اند

•
•
•

مطالب بیشتر

قاتلان مسعود چگونه به او رسیدند

۱۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۳:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
وحید پیمان
100%

عبدالستار دحمان و بوراوی العویر، دو مرد تونسی که برای ترور احمدشاه مسعود رفته بودند، روزها در خواجه بهاءالدین تخار منتظر ماندند. آنها قبل از ترور مسعود با عبدالرب رسول سیاف و برهان‌الدین ربانی دیدار و مصاحبه کرده بودند.

این گزارش، حاوی اطلاعات و جزئیاتی است که تاکنون درباره ترور مسعود به‌دست آمده است.

هر دو تروریست عرب، نام‌های جعلی داشتند. عبدالستار دحمان با نام جعلی کریم توزانی و راشد بوراوی العویر با نام جعلی قاسم البقالی به افغانستان سفر کردند.

عبدالستار دحمان، متولد ۱۳۴۱ خورشیدی در تونس، از خانواده‌ای نسبتا مرفه بود. او در تونس درس خواند و در سال ۱۳۶۵ خورشیدی برای ادامه تحصیل در رشته ارتباطات به بلجیم رفت، اما پس از سال‌ها نتوانست تحصیلات دانشگاهی‌اش را تمام کند.

100%
عبدالستار دحمان

راشد بوراوی العویر، شهروند تونس بود. او پیش از رفتن به افغانستان، مدتی برای پیدا کردن کار به آلمان و ایتالیا رفته بود و بعد به بلجیم رسید. تحصیلات یا تخصص حرفه‌ای مشخصی نداشت و مدتی به‌عنوان کارگر نساجی و سپس در کارهای موقت مشغول شد.

100%
راشد بوراوی العویر

در روایت مستند «چه کسی مسعود را کشت؟» که در سال ۱۳۸۳ توسط دیدیه مارتینی تهیه شده با فردی به نام فرانسواز کوس، خبرنگار فرانسوی گفت‌وگو شده که با این دو مرد تونسی هم‌سفر شده بود.

او از تردیدهایی می‌گوید که خودش متوجه شده بود، اما آن روزها جدی گرفته نشد.

به باور او، دحمان خوش‌برخورد بود. این خبرنگار فرانسوی با او قدم زده بود و کارت خبرنگاری‌اش را به او داده بود.

وقتی بعداً فهمید با یکی از قاتلان مسعود معاشرت کرده، آن برخوردهای عادی برایش معنای دیگری یافت.

100%
عبدالستار دحمان و بوراوی العویر در وسط تصویر هنگام سخنرانی سیاف

این دو عرب به بهانه مصاحبه به دیدار مسعود رفته بودند. مواد انفجاری تعبیه شده در دوربین‌ها هنگام مصاحبه منفجر شد. این حادثه روز ۱۸ سنبله ۱۳۸۰ رخ داد و مسعود در این رویداد جان باخت.

پرونده ترور مسعود زاویه‌های پنهان زیادی دارد اما آنچه اکنون بعد از بیست‌وپنج سال از این رویداد واضح شده، هویت دو مهاجم، پیوند عملیات با القاعده و شبکه تهیه پول و اسناد جعلی است.

اما اینکه چه کسانی راه را باز کردند، چه هشدارهایی نادیده گرفته شد و در کدام مرحله اعتماد به معرفی اشخاص، جای بررسی مستقل را گرفت، پرسش‌هایی است که کمتر پاسخ داده شده‌اند.

در سال ۱۳۸۰، حکومت برهان‌الدین ربانی تنها بر بخش از افغانستان تسلط داشت و مسعود از شمال، جنگ با طالبان را رهبری می‌کرد.

او در بهار همان سال به اروپا رفت تا درباره خطر طالبان و القاعده هشدار دهد و حمایت جهانی جلب کند.

یک سند رفع‌محرمانه‌شده اطلاعات دفاعی امریکا می‌گوید مسعود می‌دانست که القاعده قصد حمله به امریکا را دارد، اما از زمان و جزئیات حمله خبر نداشت.

دقیقا روزهایی که عبدالستار دحمان و بوراوی العویر سرگرم طرح‌ریزی برای ترور مسعود بودند.

آن دو با هویت‌های جعلی و پاسپورت‌های بلجیمی سفر می‌کردند و خود را برای افغان‌ها، خبرنگاران مراکشی معرفی کردند.

تروریست‌های عرب و شبکه‌ای کمتر شناخته شده

شیخ بسام ایچی، روحانی سوری تبار مقیم بلجیم، با عبدالستار دحمان ارتباط نزدیک مذهبی و شخصی داشت. دحمان به «مرکز اسلامی بلجیم» در مولنبیک رفت‌وآمد می‌کرد که بسام ایچی از چهره‌های اصلی آن بود.

شیخ بسام او را فردی مؤدب و تحصیل‌کرده به یاد می‌آورد که می‌خواست اقامت بگیرد و زندگی مشترک بسازد. اما رفت‌وآمد او به محافل افراطی و سپس افغانستان، مسیر دیگری پیش رویش گذاشت.

در پشت صحنه این رویداد، تشکیلاتی وجود داشت که می‌توانست اسناد تهیه کند و ارتباط تروریستان میان اروپا و افغانستان را تأمین کند.

شورای امنیت سازمان ملل، گروهی با نام «رزمنده تونسی» را حامی اصلی دو عامل ترور احمدشاه مسعود می‌داند. سیف‌الله بن حسین، مشهور به ابوعیاض تونسی، و طارق معروفی به‌عنوان بنیان‌گذاران این گروه معرفی شده‌اند.

در چندین تحقیق رسمی گفته شده که این تشکیلات با القاعده ارتباط داشته است.

همچنان آرون زلین، پژوهشگر گروه‌های جهادی توضیح می‌دهد که ابوعیاض در افغانستان مستقر بود و مهمان‌خانه تونسی‌ها را در جلال‌آباد اداره می‌کرد.

یک گزارش تحقیقی لوموند، بر پایه بررسی اسناد و گفت‌وگو با شاهدان، بخشی از سفر نهایی دو تروریست عرب به افغانستان را بازسازی کرده است.

مهاجمان در ۵ اسد ۱۳۸۰ از نمایندگی طالبان در اسلام‌آباد ویزا گرفتند و پاسپورت‌های‌شان تاپه ورود به کابل، تاریخ روز بعد را داشت.

آنان معرفی‌نامه‌ای به نام مرکز دیده‌بانی اسلامی در لندن همراه داشتند و پس از چند هفته در قلمرو طالبان، به مناطق مخالفان آن راه یافتند.

لوموند می‌گوید پاسپورت‌های بلجیمی مورد استفاده‌شان سرقت و دست‌کاری شده بود.

آن‌ها در ابتدا نزد عبدرب الرسول سیاف رفتند و دو نسخه از معرفی‌نامه‌‌ای را به زبان‌های عربی و انگلیسی با خود نزد او بردند.

در این نامه که از سوی یک مرکز جعلی با نام «مرکز نظارت رسانه‌ای اسلامی» برای سیاف فرستاده شده بود، از او خواسته شد با خبرنگاران این مرکز همکاری کند و زمینه مصاحبه تصویری او با احمدشاه مسعود را فراهم سازد.

100%
نامه معرفی دو تروریست عرب به سیاف

در نامه گفته شده بود این مصاحبه بخشی از یک فیلم مستند درباره افغان‌ها، گذشته و آینده آنان است.

سیاف بعدها به جان لی اندرسن، خبرنگار نیویورکر، گفت یک آشنای مصری دوران جهاد به نام ابوهانی با او تماس گرفته بود. تماس‌گیرنده مدعی بود از بوسنیا زنگ می‌زند و برای دو خبرنگار کمک می‌خواهد.

سیاف همچنین مدعی شد درباره آنان هشدار داده بود. اما قاضی کرامت‌الله صدیق، همراه تعیین‌شده برای آن دو، به اندرسن گفت سیاف پیش از ترور از چنین تردیدی سخن نگفته بود. این اختلاف روایت، مسئولیت او در پذیرفتن مهاجمان را به یکی از پرسش‌های پرونده تبدیل کرد.

دو مهاجم در همین مرحله با برهان‌الدین ربانی مصاحبه کردند.

من به عنوان نویسنده این گزارش، مصاحبه کامل دحمان با برهان‌الدین ربانی را بارها دیدم. به نظر می‌رسد او کوچکترین تسلط به مصاحبه و کار خبرنگاری ندارد و بسیار پریشان و مضطرب است. تا جایی که ربانی از سوالات و نحوه پرسش او ناراحت به نظر می‌رسد.

فیلمبرداری این رویداد آنقدر ابتدایی است که به نظر می‌رسد فیلمبردار احتمالا پیش از این، چند بار محدود کمره فیلمبرداری به دست گرفته است.

100%
عبدالستار دحمان در حال مصاحبه با برهان‌الدین ربانی

خود ربانی نیز در مستند مسعود چگونه ترور شد می‌گوید که پرسش‌ها سطحی بود و گفت‌وگو، پیوستگی معمول یک مصاحبه حرفه‌ای را نداشت. ربانی از همان برخورد احساس کرده بود که در رفتار این دو خبرنگار مشکلی وجود دارد.

ربانی همچنین می‌گوید آنان چند بار خواسته بودند از نشست جمعی رهبران فیلم بگیرند، اما محافظان اجازه نداده بودند.

احتمالا دیدار با ربانی و سیاف و رهبران جهادی با این هدف انجام می‌شد که اعتماد مسعود را بیشتر جلب کنند.

دو مرد عرب مدتی در مهمان‌خانه آستانه در پنجشیر منتظر ماندند. در ۹ سنبله، هنگامی که مسعود از پنجشیر عازم خواجه بهاءالدین بود، تلاش کردند با هلیکوپتر او بروند، اما اجازه نیافتند. سرانجام با پرواز دیگری، همراه شکریه حیدر، فعال حقوق زنان، و فرانسواز کوس به شمال رفتند.

کوس در جریان پرواز تصویری از آنان ثبت کرد. در این تصویر یکی از دو تروریست صورتش را می‌پوشاند و دیگری سرش را برمی‌گرداند.

چنین رفتاری پس از روشن‌شدن هویت‌شان معنای مهمی پیدا کرد.

100%
عکس از فیلمی که دو تروریست عرب را در هلیکوپتر نشان می‌دهد

در خواجه بهاءالدین

کارمند کنترول پاسپورت در مستند مسعود چگونه ترور شد می‌گوید ویزای طالبان توجه او را جلب کرد. او سپس موضوع را با عاصم سهیل، مسئول نمایندگی وزارت خارجه در خواجه بهاءالدین در میان گذاشت.

دو مرد در پاسخ، معرفی‌نامه خود را نشان دادند و به دیدار با سیاف استناد کردند. به روایت این کارمند، این اسناد برای رفع نگرانی کافی دانسته شد.

عاصم نیز همراه با مسعود در انفجار جان خود را از دست داد.

متیو لیمینگ نویسنده و جهانگرد بریتانیایی که در آن دوره به منطقه مسعود رفته بود، بعدها از تفاوت برخورد با خود و این دو مرد نوشت.

ظاهرا معرفی‌نامه‌ها باعث شد با این دو تروریست عرب محترمانه‌تر رفتار شود.

دو تروریست عرب، در مهمان‌خانه خواجه بهاءالدین، در کنار خبرنگاران و گروهی از زنان فعال اقامت داشتند.

شکریه حیدر از آنان پرسیده بود چرا از لندن به این نقطه افغانستان آمده‌اند. پاسخ‌شان این بود که با یک مرکز اسلامی کار می‌کنند و برای مصاحبه با مسعود آمده‌اند.

کوس درباره هزینه سفر و منبع تمویل‌شان پرسید. دحمان گفته بود این مسائل محرمانه است و او، به‌عنوان یک خبرنگار عادی، از آن خبر ندارد.

روز حادثه

در روزهای آخر، مسعود سرگرم نبردهای سختی در جبهه‌ها بود.

مسعود خلیلی، دوست و دیپلومات همراه او، در مستند می‌گوید چند روز پیش از ترور به درخواست مسعود به شمال آمد. به روایت خلیلی، مسعود گفته بود دلش می‌خواست دوستش کنارش باشد. دیدار آنان میان جلسه‌های نظامی و خبرهای آماده‌شدن طالبان برای حمله گذشت.

تماس‌های مربوط به جبهه شمال و گفت‌وگو با بسم‌الله محمدی بخشی از آخرین ساعت‌های کاری مسعود است.

خلیلی از شعرخوانی در پایان آن شب به یاد می‌آورد.

روز ۱۸ سنبله، نوبت مصاحبه دو مهمان رسید.

فهیم دشتی خبرنگار نیز برای ثبت تصویری گفت‌وگو حضور داشت.

او در مصاحبه با نشنال نیوز گفت یکی از مهاجمان پرسش‌ها را می‌خواند و خلیلی ترجمه می‌کرد.

فرد دیگر مسئول کمره بود.

دشتی با کمره خودش در پشت آنان قرار داشت. انفجار، جریان مصاحبه را قطع کرد.

خلیلی در گفت‌وگو با صدای امریکا نیز از تمرکز غیرعادی پرسش‌ها بر بن لادن یاد کرده است.

به گفته او، از پانزده پرسش، هشت پرسش به بن لادن مربوط می‌شد.

او این موضوع را با مسعود در میان گذاشت، اما مصاحبه ادامه یافت. خلیلی در آن حمله به‌شدت زخمی شد.

مواد منفجره در کمره‌ فیلمبرداری جابه‌جا شده بود.

یکی از مهاجمان در انفجار کشته شد و دیگری، بر اساس روایت‌های منتشرشده، هنگام تلاش برای فرار هدف قرار گرفت.

مسعود برای درمان به‌سوی تاجیکستان منتقل شد، اما زنده نماند.

دو روز بعد، در ۲۰ سنبله، حملات القاعده در امریکا رخ داد.

همزمانی این دو واقعه، از همان ابتدا پرسش‌های را درباره ترور مسعود و حمله القاعده در امریکا مطرح کرد.

گزارش کمیسیون بررسی حملات امریکا، این ارتباط را در چارچوب روابط القاعده و طالبان بررسی کرده است. بر پایه این گزارش، عملیات علیه مسعود در تابستان آماده شده بود، اما گرفتن وقت ملاقات با تأخیر انجام شد.

فصل هفتم گزارش کمیسیون بررسی حملات امریکا با استناد به روایت خالد شیخ محمد از سخنان محمد عاطف، فرمانده نظامی القاعده، از توافقی برای حذف مسعود و سپس پیشروی طالبان سخن می‌گوید.

عاطف امیدوار بود این اقدام رضایت طالبان را در آستانه حملات امریکا جلب کند.

پس از سقوط طالبان

با سقوط رژیم اول طالبان، رد پاهایی بیشتری از شبکه ترور آشکار شد. آلن کالیسن و اندرو هیگینز در وال‌استریت ژورنال گزارش دادند که در کمپیوتر به‌جامانده از القاعده در کابل، نامه درخواست مصاحبه با مسعود پیدا شده است.

تحقیق در اروپا نیز از روی اشیای باقی‌مانده این دو تروریست عرب پیش رفت.

پولیس فرانسه با بررسی شماره شناسایی، کمره مورد استفاده در حمله را به کمره سرقت‌شده یک خبرنگار فرانسوی مرتبط دانست.

این کمره پیش از ترور در فرانسه دزدیده شده بود.

در بلجیم، طارق معروفی به یکی از چهره‌های اصلی تحقیقات تبدیل شد. شرح رسمی شورای امنیت تصریح می‌کند که او در تهیه اسناد هویتی جعلی برای یکی از عاملان ترور مسعود دست داشت.

تابعیت بلجیمی‌اش در سال ۲۰۰۹ پس گرفته شد و خودش پنج سال بعد به تونس رفت.

در ۲۷ ثور ۱۳۸۴، محکمه‌ای در پاریس عبدالرحمن عمروض، عادل تبورسکی و یوسف العونی را به‌دلیل پشتیبانی تدارکاتی از قاتلان مسعود، به‌ترتیب به هفت، شش و دو سال زندان محکوم کرد.

رویترز می‌گوید این سه نفر پول و اسناد جعلی فراهم می‌کردند. تبورسکی پذیرفته بود که به تأمین هزینه سفر دحمان کمک کرده، اما می‌گفت از قصد او برای کشتن مسعود خبر نداشته است.

در بریتانیا، اتهام مشارکت یاسر السری در توطئه ترور مسعود، در سال ۱۳۸۱ از سوی محکمه رد شد.

تحقیق یک نهاد آموزشی: دختران افغان با وجود محرومیت از آموزش، به یادگیری ادامه می‌دهند

۱۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۱:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%
Photo: UNICEF

آکادمی انار، یک سازمان غیردولتی مستقر در آلمان که در زمینه آموزش دختران افغان فعالیت می‌کند، گزارش تحقیقی را تحت عنوان «محروم از حق آموختن» منتشر کرد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که علی‌رغم محدودیت طالبان، شماری از دختران به آموزش آنلاین و خودآموزی روی آورده‌اند.

این تحقیق همزمان با روز جهانی سوادآموزی در هشتم سپتامبر منتشر شده است.

اکادمی انار می‌گوید این پژوهش بر اساس پاسخ‌های بیش از ۲۶۰۰ دختر و زن جوان افغان تهیه شده است. پاسخ‌ها در نیمه دوم ماه مارچ ۲۰۲۶ جمع‌آوری شده و بیشتر شرکت‌کنندگان در داخل افغانستان زندگی می‌کنند.

حدود ۹۶ درصد پاسخ‌دهندگان از ۳۰ ولایت افغانستان بوده‌اند و شماری نیز از خارج کشور در این تحقیق شرکت کرده‌اند.

یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که پس از بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، بسیاری از دختران از آموزش دست نکشیده‌اند و تلاش‌ کرده‌اند راه‌های دیگری برای درس خواندن پیدا کنند.

حدود ۴۲ درصد پاسخ‌ دهندگان به ادامه آموزش از طریق کورس‌های خصوصی، زبان‌آموزی یا مهارت‌آموزی اشاره دارد. حدود ۳۴ درصد از آموزش آنلاین و دیجیتال و نزدیک به ۲۷ درصد از خودآموزی یا درس خواندن در خانه گفته‌اند.

در مقابل، بیش از ۱۷ درصد گفته‌اند که آموزش دختران برای مدتی متوقف شده یا به‌طور جدی با وقفه روبه‌رو بوده است.

یکی از نتیجه‌های اصلی تحقیق این است که آموزش دختران «از بین نرفته»، بلکه پراکنده شده است؛ به این معنا که بسیاری از دختران هنوز درس می‌خوانند، اما آموزش آنان دیگر یک مسیر منظم و رسمی ندارد.

در گزارش آمده است که کورس‌های آنلاین و خصوصی می‌تواند به ادامه یادگیری کمک کند، اما در بسیاری موارد به مدرک معتبر، ورود به دانشگاه یا ادامه منظم تحصیل منجر نمی‌شود.

دسترسی به وسایل دیجیتال نیز در این تحقیق بالا بوده است. بیش از ۹۵ درصد شرکت‌کنندگان گفته‌اند که به تلفن هوشمند یا لپ‌تاپ دسترسی دارند. حدود ۵۱ درصد کیفیت اینترنت خود را خوب و نزدیک به ۴۰ درصد آن را عالی توصیف کرده‌اند. با این حال، آکادمی انار تاکید کرده که این آمار وضعیت همه دختران افغانستان را نشان نمی‌دهد.

تحقیق همچنین نشان می‌دهد که علاقه به آموزش همچنان در میان دختران بالاست. بسیاری از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که می‌خواهند مکتب را تمام کنند، وارد دانشگاه شوند، کار پیدا کنند و در آینده استقلال اقتصادی داشته باشند.

گزارش در بخش دیگری به پیامدهای اجتماعی و روانی محرومیت از آموزش پرداخته و می‌گوید دور ماندن طولانی از مکتب و دانشگاه می‌تواند باعث از بین رفتن نظم روزانه، کاهش ارتباط با هم‌صنفی‌ها و افزایش نگرانی درباره آینده شود. با این حال، آکادمی انار تصریح کرده که این تحقیق برای تشخیص افسردگی یا اضطراب انجام نشده و نمی‌توان از یافته‌های آن برای تعیین میزان بیماری‌های روانی استفاده کرد.

بی‌نظیر پویا، رئیس آکادمی انار، در نشست معرفی این تحقیق گفت که راه‌های بدیل آموزشی نباید جای آموزش رسمی را بگیرد. او گفت آموزش غیررسمی «می‌تواند امید را حفظ کند»، اما نمی‌تواند حق آموزش را به دختران بازگرداند.

این تحقیق روز سه‌شنبه، همزمان با روز جهانی سوادآموزی، در یک نشست آنلاین به میزبانی انجمن بین‌المللی حقوق بشر و با همکاری آکادمی انار معرفی شد. در این نشست شماری از کارشناسان آموزش و حقوق بشر نیز درباره محدودیت‌های آموزشی دختران افغانستان و پیامدهای آن صحبت کردند.

آکادمی انار حدود دو سال پیش در شهر کلن آلمان با هدف فراهم‌کردن آموزش دیجیتال برای دختران محروم از تحصیل در افغانستان تأسیس شد. به گفته این نهاد، تاکنون بیش از دو هزار دانش‌آموز در برنامه‌های آموزشی آن شرکت کرده‌اند و حدود ۴۶ دانش‌آموز نیز دوره‌های آموزشی خود را به‌گونه موفقانه به پایان رسانده و فارغ‌التحصیل شده‌اند.

تاکید چهره‌های سیاسی بر تداوم راه احمدشاه مسعود

۱۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۰:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از چهره‌ها و رهبران سیاسی به مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد ترور احمدشاه مسعود، قهرمان ملی افغانستان، پیام‌های یادبودی منتشر کردند. مقام‌های حکومت پیشین و رهبران سیاسی، احمدشاه مسعود را «نماد مقاومت در برابر استبداد» خواندند و بر ضرورت الگوگیری از مبارزات او تاکید کردند.

احمدشاه مسعود که در برابر ارتش شوروی و سپس طالبان جنگید، یکی از تاثیرگذارترین و بحث‌برانگیزترین شخصیت‌های تاریخ معاصر افغانستان است. او در ۱۸ سنبله سال ۱۳۸۰ در خواجه بهاءالدین ولایت تخار در حمله دو مهاجم کشته شد.

شماری از چهره‌های حکومت پیشین به‌مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد ترور این فرمانده پیشین پیام‌هایی در صفحات اجتماعی خود منتشر کردند و درباره جایگاه او در مبارزه با استبداد و لزوم ادامه راهش نوشتند.

عطا محمد نور، از رهبران حزب جمعیت اسلامی افغانستان، احمدشاه مسعود را «اسطوره ساز بی‌بدیل و تکرارناشدنی جهاد و مقاومت» و «نمادی ارزشی و یک مکتب فکری» خواند.

آقای نور با تاکید بر اینکه تجلیل واقعی از مسعود در «تقلیدهای ظاهری، پوشیدن پکول و بستن دستمال‌ گردن» خلاصه نمی‌شود از هواداران او خواست تا «تقوا، عمل نیک، خصلت‌های منحصر به ‌فرد» او را در مسیر مبارزه الگو قرار دهند.

فضل‌احمد معنوی، وزیر عدلیه در حکومت پیشین، احمدشاه مسعود را «مردی قامت‌ افراشته، سرشار از ایمان، غیرت و شهامت» توصیف کرد.

او خطاب به شهروندان افغانستان تاکید کرد که «شب تاریک پایان دارد». آقای معنوی ابراز امیدواری کرد که «روزی دختران و پسران افغانستان آزادانه و با شوق به مکتب و دانشگاه بازگردند.»

عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی مصالحه ملی، احمدشاه مسعود را «صادق و فداکار» دانست که با آینده‌نگری، «منافع جمعی را بر خواست‌های فردی، گروهی و تباری ارج می‌گذاشت.»

به گفته او، مسعود تفرقه و نبود اعتماد میان اقوام را عامل شکست جمعی می‌دانست و تا پایان زندگی برای «ایجاد اتحاد و اجماع میان اقوام افغانستان» تلاش کرد.

حامد کرزی، رئیس‌جمهور سابق افغانستان نیز تاکید کرد که مسعود به دلیل «جهاد، تلاش برای آزادی وطن و حضور در میان مردم شایسته احترام است.»

حنیف اتمر، وزیر خارجه سابق افغانستان، با انتشار یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «میراث مبارزه و فداکاری احمدشاه مسعود در راه آزادی وطن و باور او به همبستگی و وحدت مردم، درس‌هایی ماندگار برای نسل‌های امروز و آینده ماست.»

او تاکید کرد که بهترین راه پاسداری از میراث مسعود، تداوم تلاش‌های مشترک برای دستیابی به کشوری آزاد و استقرار نظامی مشروع و پاسخگو است.

محمد اسماعیل‌خان، از چهره‌های جهادی افغانستان، در پیامی به این مناسبت گفت یاد احمد شاه مسعود، الهام‌بخش مبارزه برای آزادی کشور است.

اسماعیل‌خان با اشاره به نقش احمدشاه مسعود در جنگ با ارتش شوروی سابق گفت او در سایه رهبری برهان‌الدین ربانی، بخش بزرگی از کشور را در نبرد هماهنگ کرد و «طعم تلخ شکست را به متجاوزان چشاند.»

محمد اسماعیل‌خان تاکید کرد با احمدشاه مسعود با حاکمیت طالبان، تلاش‌های زیادی برای حل مشکلات کشور از مسیر مصالحه و گفت‌و‌گو انجام داد و طالبان به درخواست‌های صلح او پاسخ ندادند.

اسماعیل‌خان طالبان را «سلطه‌گر و زورگو» خواند و گفت افغانستان در امتداد «دسیسه‌های اجانب» و سلطه طالبان نیاز دارد تا سنگرهای مقاومت گرم بماند. او از مردم خواست برای نجات کشور، متحد شوند و راه احمدشاه مسعود را ادامه دهند.

احمدشاه مسعود در یازدهم سنبله سال ۱۳۳۲ در منطقه جنگلک پنجشیر به دنیا آمد. او از برجسته‌ترین چهره‌های نظامی و سیاسی افغانستان بود که سال‌ها در برابر ارتش شوروی و سپس در برابر گروه طالبان جنگید.

او در حکومت برهان‌الدین ربانی دفاع افغانستان بود و پس در جرگه قانون اساسی در سال ۲۰۰۴ به او لقب قهرمان ملی افغانستان اعطا شد.

وزارت خارجه پاکستان درخواست تمدید ویزای دانشجویان افغان رشته پزشکی را بررسی می‌کند

۱۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۱۰:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پس از آن‌که نهادهای پزشکی پاکستان از دانشجویان افغان خواستند این کشور را ترک کنند، وزارت خارجه پاکستان نیز اعلام کرد دانشجویان فاقد ویزای معتبر، باید از پاکستان خارج شوند. این وزارتخانه گفته درخواست‌های تمدید ویزای دانشجویان افغان، از جمله در رشته‌های پزشکی را بررسی می‌کند.

شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان روز سه‌شنبه در نامه‌ای از دانشجویان افغان رشته‌های پزشکی و دندان‌پزشکی در پاکستان خواست این کشور را ترک کرده و به افغانستان بازگردند.

سخنگوی وزارت خارجه پاکستان گفته است که دانشجویان خارجی که بدون ویزای معتبر در این کشور اقامت دارند، باید پاکستان را ترک کنند، اما در عین حال تاکید کرده است که درخواست‌های تمدید ویزای دانشجویان افغان همچنان براساس مطابق سیاست‌ها و مقررات موجود در حال بررسی است.

در این دستور از موسسات تحصیلات عالی پزشکی خواسته شده است روندهای اداری مربوط به دانشجویان افغان، از جمله صدور گواهی‌های لازم و تسهیل بازگشت آنان را تکمیل کنند.

این تصمیم در عمل دانشجویانی را نیز شامل می‌شود که تحصیل خود را در پاکستان آغاز کرده و در حال تکمیل دوره‌های پزشکی یا دندان‌پزشکی هستند.

سخنگوی شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان به افغانستان اینترنشنال گفت که این موضوع «مسئله‌ای حساس و مرتبط با منافع ملی» است.
این نهاد گفته که تمام تصمیم‌ها در این زمینه مطابق سیاست‌های قابل اجرا اتخاذ خواهد شد.

سخنگوی این نهاد پزشکی مشخص نکرد که کدام سیاست مشخص، دانشجویان افغان از قبل ثبت‌نام‌شده در رشته‌های پزشکی و دندان‌پزشکی را ملزم به ترک پاکستان می‌کند.
او همچنین درباره وضعیت دانشجویانی که درخواست تمدید ویزایشان هنوز در حال بررسی است نیز توضیحی نداد.

پس از این دستور، برخی دانشگاه‌ها و مؤسسات پزشکی در ایالت پنجاب اجرای آن را آغاز کرده‌اند.
دانشگاه علوم صحی لاهور نیز در نامه‌ای فوری از مؤسسات پزشکی و دندان‌پزشکی وابسته در پنجاب خواسته است دستورهای شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان را اجرا کنند.

دانشگاه علوم پزشکی کینگ ادوارد از ۲۲ دانشجوی افغان خواسته است مراحل اداری مربوط به خروج خود را تکمیل کنند.
در میان این دانشجویان، پنج زن حضور دارند و دانشجویان از سال اول تا سال نهایی تحصیل را شامل می‌شوند. هفت نفر از آنان نیز در سال آخر پزشکی قرار دارند.

دانشگاه علوم پزشکی فاطمه جناح نیز از ۲۱ دانشجوی زن افغان خواسته است مراحل مربوط به خروج را تکمیل کنند.

شماری از دانشجویان افغان می‌گویند که بازگشت آنان می‌تواند سال‌ها تحصیل و هزینه‌های خانواده‌هایشان را از بین ببرد.

  • پاکستان به دانشجویان افغان رشته‌های پزشکی دستور داد این کشور را ترک کنند

    پاکستان به دانشجویان افغان رشته‌های پزشکی دستور داد این کشور را ترک کنند

دانشجویان زن نیز گفته‌اند که با توجه به محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش دختران و زنان در افغانستان، بازگشت آنان به معنای از دست دادن امکان ادامه تحصیلات دانشگاهی خواهد بود.

دانشجویان از مقام‌های پاکستان خواسته‌اند اجازه دهند کسانی که پیش از این در دانشگاه‌های پاکستان پذیرفته شده‌اند، تحصیلات خود را تا زمان فراغت تکمیل کنند.

سفارت طالبان در اسلام‌آباد نیز تصمیم شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان را «اخراج اجباری» دانشجویان خواند و از مقام‌های آموزشی پاکستان و نهادهای بین‌المللی پزشکی، آموزشی و بشردوستانه خواسته است از حقوق تحصیلی این دانشجویان حمایت کنند.

بر اساس اظهارات سخنگوی سفارت طالبان، حدود هزار دانشجوی افغان در مؤسسات آموزشی در سراسر پنجاب تحصیل می‌کنند که حدود ۴۰۰ نفر آنان دانشجویان رشته‌های پزشکی هستند.

شورای پزشکی و دندان‌پزشکی پاکستان تاکنون شمار دقیق دانشجویان افغان رشته‌های پزشکی و دندان‌پزشکی در سراسر پاکستان را اعلام نکرده است.
تصمیم اخراج دانشجوایان افغان با واکنش شماری از چهره‌های سیاسی و مدنی پاکستان روبه‌رو شده است.

منصور احمد خان، سفیر پیشین پاکستان در افغانستان در واکنش به این تصمیم گفته است که از نظر بشردوستانه بهتر است به دانشجویان اجازه داده شود تحصیلات خود را به پایان برسانند و پس از فراغت به افغانستان بازگردند.
آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان برای افغانستان نیز تصمیم اخراج دانشجویان پزشکی افغان را «شوک‌آور» خواند.

۲۵ سال پس از مسعود؛ خلأ رهبری که پر نشد

۱۸ سنبلهٔ ۱۴۰۵، ۰۸:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری
100%

۲۵ سال پیش در چنین روزی در ۱۸ سنبله ۱۳۸۰، احمدشاه مسعود، فرمانده کل مقاومت ضد طالبان، در عملیات دو مهاجم انتحاری وابسته به القاعده جان باخت.

شهرت مسعود پس از مرگش ابعاد تازه‌ای یافت و جهانی شد. امروز کتابخانه‌ها و مراکز پژوهشی در نقاط مختلف جهان، از اسلام‌آباد و دهلی تا پکن، مسکو، پاریس و واشنگتن، میزبان کتاب‌ها، پژوهش‌ها و خاطرات بسیاری درباره زندگی و میراث او هستند. اما اهمیت مسعود تنها در شمار کتاب‌هایی که درباره او نوشته شده خلاصه نمی‌شود. پرسش مهم‌تر این است که میراث سیاسی و مبارزاتی او در ۲۵ سال گذشته چه سرنوشتی پیدا کرده است.

مسعود یک راه مبارزاتی و الگویی نظامی و سیاسی را به میراث گذاشت که در شرایط افغانستان کم‌سابقه بود. او توانست صفی بزرگ و نسبتاً فراگیر در برابر طالبان شکل دهد؛ صفی که در آن جریان‌های مختلف، ضمن حفظ تشکیلات و سازمان خود، در کنار یکدیگر در چارچوب مقاومت ضدطالبانی قرار گرفتند.

بشیراحمد انصاری، پژوهشگر ارشد، معتقد است یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مسعود توانایی او در ایجاد همین صف واحد بود. به گفته او، مسعود از چند منبع مشروعیت برخوردار بود: «مشروعیت دینی» داشت، و در عین حال از «مشروعیت ملی» نیز برخوردار بود؛ زیرا، به باور انصاری، «هیچ‌گاه غلامی خارجی را نپذیرفت و آزاد زیست.»

انصاری به افغانستان اینترنشنال می‌گوید در زمانی که طالبان، به تعبیر او، متشکل از یک گروه، یک قبیله و یک فکر بودند، مسعود توانست ترکیبی فراگیر و ملی را از ننگرهار تا قندهار و از فاریاب تا بامیان در برابر آنان قرار دهد.

این فراگیری برای مسعود تنها یک ضرورت نظامی نبود. او افغانستان را فراتر از مرزبندی‌های قومی و جغرافیایی می‌دید. در مقطعی که خطر تجزیه کشور جدی بود، با تقسیم افغانستان به شمال و جنوب مخالفت کرد و در برابر تقابل میان پشتون و تاجیک ایستاد.

انصاری، از این منظر، مسعود را سیاستمداری با «سیاست اخلاقی» توصیف می‌کند؛ کسی که به باور او «افغانستان را نفروخت؛ نه زمینش را و نه فضای آن را.» او همچنین مسعود را چهره‌ای مستقل می‌داند و می‌گوید چنین استقلالی، به‌ویژه پس از حضور ۲۰ ساله ناتو و امریکا در افغانستان، کمتر دیده شده است.

مسعود، علاوه بر سیاست، در عرصه نظامی نیز ویژگی‌هایی داشت که او را از بسیاری از فرماندهان زمان خود متمایز می‌کرد. فاضل سانچارکی، روزنامه‌نگار، معتقد است مسعود «مدرن‌ترین تشکیلات چریکی» در افغانستان را پایه‌گذاری کرد و مبارزه‌اش بر اساس استراتژی روشن و تاکتیک‌های مشخص پیش می‌رفت.

سانچارکی به افغانستان اینترنشنال گفت: «مسعود هدفمند بود، به راه خود باور داشت و با انگیزه‌ای قوی مبارزه می‌کرد. او استعداد نظامی فوق‌العاده‌ای داشت، اما توانایی‌اش به میدان جنگ محدود نمی‌شد. در سیاست نیز عمیق بود؛ قدرت فهم سیاسی‌اش تیز و نگاهش سریع بود و می‌توانست ضرورت‌ها و ظرافت‌های سیاسی را تشخیص دهد.»

سانچارکی می‌گوید مسعود از متن باورها، سنت‌ها و اعتقادات جامعه افغانستان برخاسته بود و خودش نیز تمثیلی از ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی بخشی از این جامعه بود. به گفته او، می‌توان مسعود را دوست نداشت، اما نمی‌توان کاریزما، پایداری، شجاعت، وطن‌دوستی، ساده‌زیستی، باور به مردم و اراده مردم را در شخصیت او نادیده گرفت.

با میراث مسعود چه کردند؟

اما شاید مهم‌ترین پرسش ۲۵ سال پس از مرگ مسعود این باشد که کسانی که خود را وارث راه او می‌دانند، با این میراث چه کردند؟

پس از مسعود، حوزه ضدطالبانی با خلأ رهبری روبه‌رو شد؛ خلأیی که در ربع قرن گذشته پر نشد و اکنون بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

نزدیکان و هم‌رزمان مسعود در دو دهه پس از مرگ او، هر کدام مسیر خود را رفتند. رقابت بر سر زعامت و رهبری افغانستان، به تدریج جای خود را به رقابت بر سر موقعیت و جایگاه یکدیگر داد. تخریب، حذف و تجرید رقبای درونی، بخش قابل توجهی از انرژی سیاسی این جریان را به خود اختصاص داد.

در حالی که افغانستان با بازگشت طالبان بار دیگر با یک بحران بزرگ سیاسی و امنیتی روبه‌رو شد، بخشی از نیروهایی که زمانی در کنار هم علیه طالبان قرار داشتند، همچنان گرفتار اختلافات و رقابت‌های درونی باقی ماندند.

پنج سال از بازگشت طالبان می‌گذرد، اما خلأ رهبری در جبهه ضدطالبانی همچنان پابرجاست. نه چهره‌ای با همان میزان نفوذ و کاریزما ظهور کرده و نه نیروهای نزدیک به مسعود توانسته‌اند یک صف سیاسی فراگیر و پایدار ایجاد کنند.

این شاید بزرگ‌ترین فاصله میان مسعود و مدعیان میراث او باشد.

مسعود؛ یک استثنا یا یک الگو؟

مسعود صرفاً یک فرمانده نظامی نبود. او اراده‌ای آهنین داشت و در باورهایش متزلزل نبود. احساس مالکیت و مسئولیت نسبت به سرزمینش داشت. ترک کشور و تسلیم‌شدن برایش گزینه نبود.

این ویژگی‌ها در شرایط امروز افغانستان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ کشوری که پس از دو دهه حضور نظامی و سیاسی خارجی، سقوط جمهوری و بازگشت طالبان، بار دیگر با بحران رهبری و نمایندگی سیاسی روبه‌رو شده است.

بشیراحمد انصاری یکی دیگر از ویژگی‌های مسعود را «بزرگ اندیشیدن» او می‌داند. به گفته او، مسعود تجزیه افغانستان را رد می‌کرد و به کل افغانستان می‌اندیشید. حتی در موضوع دیورند نیز بهای سنگینی پرداخت؛ موضعی که به باور انصاری، بسیاری از مخالفانش حاضر نیستند حتی این اعتبار را برای او به رسمیت بشناسند.

هواداران این فرمانده نظامی می‌گویند شاید مسئله اصلی همین‌جا باشد: پیروان و اطرافیان مسعود نتوانستند سنگی را که او برداشته بود، بردارند.

آنچه در ۲۵ سال گذشته اتفاق افتاد، نشان می‌دهد که داشتن نام مسعود، لزوماً به معنای داشتن راه مسعود نیست. بسیاری از کسانی که خود را ادامه‌دهنده خط او می‌دانند، در عمل نتوانستند برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاسی او ــ استقلال، فراگیری، نگاه ملی، تشکیلات منسجم و توانایی ایجاد یک صف واحد ــ را بازتولید کنند.

با این حال، مسعود هنوز در حافظه سیاسی افغانستان زنده است. مقاومت هنوز با نام او نفس می‌کشد و جمع زیادی از مردم همچنان خط فکری و راه مبارزاتی او را دنبال می‌کنند. همین ماندگاری نشان می‌دهد که مسعود برای بخشی از جامعه افغانستان تنها یک فرمانده متعلق به گذشته نیست؛ نمادی از ایستادگی، استقلال و مقاومت است.

فاضل سانچارکی از همین منظر می‌گوید: «مسعود تنها نیاز دیروز نبود، نیاز امروز هم هست، فردا و همیشه نیز به قهرمانی همانند او محتاج است»؛ کسانی که بتوانند «بیرق ملی» را همچنان برافراشته نگه دارند.

مسعود تا زمانی که زنده بود، طالبان نتوانستند بر پنجشیر مسلط شوند. اما ۲۰ سال پس از مرگ او، طالبان بر مزارش حاضر شدند و رقصیدند.

این تصویر، بیش از آن‌که صرفاً یک اتفاق نمادین باشد، می‌تواند تصویری تلخ از فاصله میان میراث مسعود و عملکرد بسیاری از مدعیان این میراث باشد.

او زمانی با القاعده، طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی جنگید که بسیاری هنوز ابعاد این تهدید را به‌درستی درک نکرده بودند. خط فکری مسعود هنوز از حقانیت برخوردار است. تهدیدهایی که او سه دهه پیش درباره آن‌ها هشدار می‌داد، امروز نیز در افغانستان و منطقه دیده می‌شوند. او با القاعده و طالبان جنگید و در برابر دیگر گروه‌های تروریستی منطقه‌ای در افغانستان نیز ایستاد.