حمدالله محب در پروژه یک میلیارد دالری ماهوارههای هوش مصنوعی در امارات نقش دارد
حمدالله محب، مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان، اکنون در یک پروژه بزرگ فناوری فضایی در امارات متحده عربی نقش مدیریتی دارد؛ پروژهای که قرار است با سرمایهگذاری یک میلیارد دالری، ۵۰ ماهواره مجهز به هوش مصنوعی را توسعه دهد.
محب مدیرعامل شرکت «مارلان اسپیس» و مدیرعامل شرکت «اوربیتورکس» است؛ دو شرکت مستقر در امارات که در حوزه فناوری فضایی و ساخت و بهرهبرداری از ماهوارهها فعالیت میکنند.
مارلان اسپیس و شرکت «لافت اوربیتال» رهبری کنسرسیومی را بر عهده دارند که برای توسعه برنامه «آلتایر-نسل بعد» یک میلیارد دالر سرمایهگذاری میکند. این پروژه در مرحله نخست شامل ۵۰ ماهواره خواهد بود که در ابوظبی ساخته میشوند.
آقای محب در مراسم اعلام این پروژه گفته است که زمانی که ساخت آلتایر را آغاز کردند، روی آیندهای حساب کرده بودند که در آن «هوش» به مدار زمین منتقل شود و امارات یکی از کشورهایی باشد که این فناوری را میسازد.
او گفته است که ۵۰ ماهواره با قابلیتهای متفاوت، در قالب یک منظومه واحد فعالیت خواهند کرد و این پروژه میتواند یکی از پیشرفتهترین منظومههای ماهوارهای جهان باشد.
محب همچنین گفته است که هدف تنها مشارکت در این صنعت نیست، بلکه رهبری آن است.
او آلتایر و آلتایر-نسل بعد را بخشی از تلاش برای تبدیل ظرفیت تولید ماهواره در ابوظبی به یک «توانمندی ملی» توصیف کرده است. به گفته او، این پروژه میتواند امارات را از یک خریدار خدمات ماهوارهای به یک فروشنده این خدمات تبدیل کند و همزمان مهارتهای مهندسی، مالکیت فکری و زنجیره تأمین مرتبط با این صنعت را در داخل کشور نگه دارد.
شرکت اوربیتورکس که محب در رأس آن قرار دارد، ماهوارههای مجهز به هوش مصنوعی را در ابوظبی طراحی، تولید و عملیاتی میکند. این شرکت میگوید هدف آن ایجاد زیرساخت فضایی بومی برای مأموریتهای تجاری، غیرنظامی و امنیتی است.
بر اساس برنامه اعلامشده، ماهوارههای آلتایر-نسل بعد به رادار، حسگرهای نوری و تجهیزات دیگر مجهز خواهند بود. بخشی از پردازش دادهها نیز بهجای ارسال تصاویر خام به زمین، در خود ماهواره انجام میشود.
کاربردهای اعلامشده این منظومه شامل نظارت دریایی، شناسایی آتشسوزیهای جنگلی، واکنش به حوادث و نظارت بر بنادر و زیرساختهای حیاتی است.
لافت اوربیتال نیز اعلام کرده است که در بخش فناوری ماهواره، هوش مصنوعی، نرمافزار و عملیات این منظومه با اوربیتورکس همکاری خواهد کرد.
نخستین ماهوارههای ساختهشده در ابوظبی قرار است در هفتههای آینده به فضا پرتاب شوند. شرکت اوربیتورکس نیز اعلام کرده است که مأموریت آلتایر، بخشی از تلاش امارات برای ایجاد یک صنعت فضایی با قابلیت طراحی، ساخت و بهرهبرداری از ماهواره در داخل این کشور است.
محب، که پیش از خروج نیروهای خارجی و سقوط دولت جمهوری در اگست ۲۰۲۱ مشاور امنیت ملی اشرف غنی بود، پس از ترک افغانستان وارد فعالیتهای تجاری در حوزه فناوری فضایی در امارات شده است.
رسانههای افغانستان در سال ۲۰۲۴ نیز از راهاندازی مارلان اسپیس توسط او در امارات خبر داده بودند.
در فبروری ۲۰۲۶ نیز محب در مقام مدیر اجرایی اوربیتورکس توافقی در زمینه ماهواره با صندوق توسعه ابوظبی امضا کرده بود.
پروژه جدید، یکی از مهمترین فعالیتهای تجاری محب پس از پایان دوره حضور او در حکومت افغانستان به شمار میرود و نشان میدهد که فعالیت حرفهای او در سالهای اخیر از حوزه سیاست و امنیت افغانستان به سمت فناوری فضایی و سرمایهگذاری در بخش هوش مصنوعی تغییر کرده است.
ناتالیا گرمن، معاون دبیرکل سازمان ملل و مدیر اجرایی کمیته مبارزه با تروریسم شورای امنیت گفت که تهدید تروریسم در سالهای اخیر «پراکندهتر و غیرمتمرکزتر» شده است.
او گفت که گروههای تروریستی خود را با شرایط جدید عیار کرده و از فنآوری جدید بهره میبرد.
گرمن روز جمعه در نشست شورای امنیت به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر همچنین نسبت به دسترسی آسانتر گروههای تروریستی به پهپادها هشدار داد و گفت این تجهیزات برای نظارت، شناسایی و انجام حملات مورد استفاده قرار میگیرند.
خانم گرمن اظهار داشت گروههای تروریستی ساختارهای خود را با شرایط جدید سازگار کرده، عملیاتهایشان را غیرمتمرکز و منابع مالی خود را متنوع ساختهاند. به گفته او، این گروهها از ضعف حکمرانی، رقابت بر سر منابع و نارضایتیهای محلی برای گسترش نفوذ خود سوءاستفاده میکنند.
او افزود هستههای غیرمتمرکز، شبکههای سست و افراد تنها، بخش فزایندهای از تهدید تروریستی را تشکیل میدهند. همچنین مسیر گرایش این افراد به سوی خشونت، کمتر قابل مشاهده بوده و مختلکردن آن دشوارتر شده است.
فناوری و هوش مصنوعی
مدیر اجرایی کمیته مبارزه با تروریسم شورای امنیت گفت فناوری با سرعت فزایندهای محیط تهدید تروریسم را تغییر داده است. به گفته او، گروههای تروریستی از فناوریهای نوظهور برای تبلیغات، جذب نیرو، برنامهریزی حملات، جمعآوری اطلاعات و تأمین مالی بهره میبرند.
او تأکید کرد بهرهکشی گروههای تروریستی از کودکان و جوانان به یک چالش جدی تبدیل شده است. به گفته او، شبکههای اجتماعی، محیط بازیهای آنلاین و دیگر فضاهای مجازی برای شناسایی افراد آسیبپذیر و جذب آنان، بهویژه جوانان، به کار گرفته میشوند و پیشرفت هوش مصنوعی این روند را سریعتر و گستردهتر کرده است.
تأمین مالی تروریسم
گرمن در ادامه گفت شبکههای تأمین مالی تروریسم غیرمتمرکزتر شده و شناسایی آنها پیچیدهتر شده است. او از ادامه استفاده از روشهای سنتی مانند انتقال نقدی پول و سیستمهای حواله خبر داد و در عین حال گفت گروههای تروریستی بیش از گذشته از خدمات پرداخت آنلاین، پلتفرمهای تأمین مالی جمعی (کراودفاندینگ)، پول موبایلی و داراییهای مجازی استفاده میکنند.
او افزود بسیاری از گروههای تروریستی از فعالیتهای مجرمانه، از جمله اخاذی، آدمربایی برای باجگیری، قاچاق و بهرهبرداری غیرقانونی از منابع طبیعی درآمد کسب میکنند.
گرمن به گزارش جامع سال ۲۰۲۵ گروه ویژه اقدام مالی درباره خطرات تأمین مالی تروریسم نیز اشاره کرد و گفت این گزارش که با همکاری مدیریت اجرایی کمیته مبارزه با تروریسم و خزانهداری فرانسه تهیه شده، بر ضرورت شناخت خطرات ناشی از فناوریهای مالی جدید و روشهای نوین جمعآوری کمکهای مالی تأکید دارد.
او در پایان، با ادای احترام به قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر و دیگر اقدامات تروریستی، بر ادامه همکاری و همبستگی بینالمللی برای مبارزه با تروریسم تأکید کرد و افزود این مبارزه باید استوار بر حقوق بشر و حاکمیت قانون باشد.
وقتی دزدان در اوایل این هفته چهار تابلوی نقاشی از پیر-اوگوست رنوار، نقاش نامدار امپرسیونیست، را از موزیمی در فرانسه دزدیدند برای همه غافلگیرکننده نبود.
کسی غافلگیر نشد حتی زمانی که ارزش تابلوها میلیونها یورو برآورد میشد.
تنها یک ماه پیش، آژانس پولیس اروپا (یوروپل) هشدار داده بود که سرقت از موزیمها در سراسر اروپا با جسارت فزایندهای انجام میشود.
و تنها چند روز پیش از سرقت آثار رنوار، آرتور برند، کارآگاه سرشناس بینالمللی آثار هنری، در گفتوگو با بیبیسی پیشبینی کرده بود که احتمال وقوع سرقتهای بزرگ دیگری وجود دارد؛ بهویژه پس از سرقت موفقیتآمیز از موزیم لوور در پاریس در اکتبر سال گذشته.
تاجی که امپراتریس اوژنی، همسر ناپلئون سوم، بر سر میگذاشت.
این سرقت جسورانه از یکی از مشهورترین موزههای جهان، فرانسه را شوکه کرد. جواهرات سرقتشده به ارزش ۸۸ میلیون یورو (۷۵ میلیون پوند) نیز با گذشت نزدیک به یک سال، هنوز پیدا نشدهاند.
برند میگوید: «باز هم شاهد چنین سرقتهایی خواهیم بود. چون اگر بتوانید به لوور دستبرد بزنید، سارقان در سراسر جهان این اتفاق را زیر نظر دارند و با خودشان میگویند: وای! بعد فکر میکنند: مگر در شهر خودمان موزهای نیست که طلا و نقره داشته باشد؟»
«مادام کولونا رومانو» (۱۹۱۰)، اثر پییر-اوگوست رنوار، نقاش فرانسوی و از چهرههای برجسته جنبش امپرسیونیسم
تنها چند ساعت پس از سرقت از موزه لوور، سارقان به یک موزه کوچکتر در فرانسه نیز دستبرد زدند و سکههایی را به سرقت بردند. از آن زمان تاکنون، سارقان یک گردنبند الماس در ویانا، اشیای متعلق به عصر برنز در اسپانیا و آثار هنری از دو موزه در ایتالیا را نیز دزدیدهاند؛ و این تنها مواردی است که بیبیسی درباره آنها گزارش کرده است.
سرقت از موزه رنوار در کانی-سور-مر تازهترین مورد است. کارآگاهان همچنان در تلاشاند تابلوهای چندمیلیونپوندی باقیمانده را پیدا کنند. دو تابلوی دیگر زمانی که سارقان آنها را در باغ موزه رها کردند، بهسرعت پیدا و بازگردانده شدند.
یوروپل به بیبیسی گفته است که شمار موارد سرقت از موزهها که در سراسر اروپا به این نهاد گزارش میشود، از حدود دو سال پیش روند افزایشی داشته است.
«زن جوان کنار چاه» (۱۸۸۶)، اثر رنوار
در گزارش اخیر این نهاد آمده است که هم شیوههای سرقت و هم اهداف سارقان در حال تغییر است؛ بهگونهای که استفاده از روشهای خشونتآمیزتر افزایش یافته و، مانند مورد لوور، تمرکز سارقان بر اشیای باارزش، از جمله فلزات گرانبها و سنگهای قیمتی، بیشتر شده است.
آرتور برند و ابراهیم بولوت، کارشناس امنیت موزهها در یک شرکت مشاوره امنیتی بلژیکی، هر دو معتقدند بسیاری از سرقتهایی که پس از دستبرد به لوور رخ دادهاند، از آن سرقت الگوبرداری شدهاند.
برند میگوید: «اکنون همه موزههای جهان نگراناند. در هر موزهای جلسهای با مسئول امنیت یا پولیس برگزار شده است.»
گردنبند ماری-لوئیز و یک جفت گوشواره، از جمله هشت قطعهای بودند که از موزه لوور به سرقت رفتند.
از تاجهای جواهرنشان تا حلقههای عصر برنز: گنجینههای موزهای به سرقترفته
انجمن پژوهش درباره جرایم علیه هنر (ای.آر.سی.ای) میگوید سرقتهای اخیر نشاندهنده «تمایل تکرارشونده به سرقت اشیای کوچک، قابل حمل و در دسترس و اجرای عملیاتهایی است که در چند دقیقه به پایان میرسند».
دادههایی که این نهاد در اختیار بیبیسی قرار داده است، نشان میدهد شمار سرقتهای ثبتشده از موزهها در فرانسه در سال ۲۰۲۴ بهطور چشمگیری افزایش یافته و در سال ۲۰۲۵ نیز اندکی بیشتر شده است.
با این حال، این آمار در طول زمان نوسان داشته است؛ بهگونهای که شمار سرقتهای ثبتشده در سال ۲۰۱۵ بیشتر از یک دهه بعد بوده است.
این جرایم، آثار تاریخی و فرهنگی بسیاری را که از نظر شمار زیادی از مردم ارزشمند و بیبدیلاند و عموم مردم از دیدن آنها لذت میبرند، تهدید میکنند؛ هرچند به گفته برند، برخی افراد استدلال میکنند که «از ثروتمندان میدزدند، چه اهمیتی دارد؟»
برخی دیگر نیز به پیشینه استعماری بسیاری از گنجینههای موجود در موزههای اروپا اشاره میکنند. مورخان هنر میگویند جواهرات سلطنتی فرانسه که از لوور به سرقت رفتهاند، حاوی زمرد، الماس، یاقوت کبود و مرواریدهایی بودهاند که بومی فرانسه نیستند.
این گردنبند پلاتین و الماس که از یک موزه در وین به سرقت رفته بود، در سال ۱۹۳۹ توسط ملکه نازلی به مناسبت ازدواج دخترش با شاه آینده ایران استفاده شد.
چرا موزیمها هدف قرار میگیرند؟
برند میگوید موزیمها در مقایسه با جواهرفروشیها و بانکهای مجهز به سیستمهای امنیتی پیشرفته، آسیبپذیر و سرقت از آنها آسانتر است؛ بهویژه اینکه بانکها این روزها پول نقد کمتری نگهداری میکنند.
او میافزاید که مدیران موزیمها معمولاً «هیچوقت بودجه کافی برای تأمین امنیت ندارند» یا ترجیح میدهند بودجه خود را صرف برگزاری نمایشگاه بعدی کنند. همچنین، موزیمها اغلب در ساختمانهای قدیمی قرار دارند که حفاظت از آنها دشوار است.
برای نمونه، موزیم «دنی دیدرو مَزُن د لومیر» (خانه روشنگری) که تنها چند ساعت پس از لوور هدف سرقت قرار گرفت، در دو عمارت متعلق به قرن هجدهم در شهر لانگر واقع شده است.
تئو کاویزیل، شهردار این شهر، میگوید: «بنابراین باید میان الزامات امنیتی مدرن و ضرورت حفظ ساختمانهای تاریخی و رعایت مقررات میراث فرهنگی فرانسه تعادل برقرار کنیم.»
کومار سوکا، مدیرعامل شرکت امنیتی اَکر سکیوریتی که با شماری از موزههای اروپا همکاری میکند، میگوید موزهها همچنین فضاهای عمومی و باز هستند و کنترول ورود و خروج در آنها کمتر است؛ بنابراین سارقان میتوانند مانند بازدیدکنندگان عادی وارد شوند.
برند میگوید حتی اگر یک موزیم بهخوبی ایمن شده باشد، سارقان همچنان میتوانند مسلحانه وارد شوند. او اضافه میکند که مستقر کردن پولیس در گالریها نیز عملی نیست.
بسیاری از این سرقتها تنها چند دقیقه طول میکشند و زمانی که پولیس به محل میرسد، سارقان مدتهاست گریختهاند. سرقت از موزه رنوار نیز تنها در پنج دقیقه انجام شد.
در گذشته، سرقتهای بزرگ بیشتر به فریب و نیرنگ متکی بودند، اما گزارش ماه گذشته یوروپل نشان میدهد که این سرقتها اکنون بهطور فزایندهای خشونتآمیز شدهاند. سارقان برای ورود به موزهها از ابزارهایی مانند پتک، تبر و دیلم و در برخی موارد از مواد منفجره استفاده میکنند.
در لوور، سارقان با استفاده از بالابر مکانیکی وارد ساختمان شدند، با ابزار برقی پنجره را بریدند و سپس نگهبانان را تهدید کردند تا محل را ترک کنند. آنها بعد از ورود به داخل، ویترینها را شکسته و جواهرات را برداشتند. در سرقت از موزه رنوار نیز سارقان با استفاده از یک چاقوی برقی حصار را بریدند و سپس سازههایی را که قاب تابلوها را در جای خود نگه میداشتند، اره کردند.
افزایش خشونت در این سرقتها، نگرانیهای تازهای در زمینه امنیت ایجاد کرده است.
لیلی هولاین، مدیر موزه هنرهای کاربردی (ام.ای.کا) در ویانا که ماه گذشته هدف سرقت قرار گرفت، میگوید: «وقوع یک حمله مسلحانه در ساعات بازدید، مانند آنچه ما تجربه کردیم، شرایطی ایجاد میکند که در آن اولویت فوری، حفظ امنیت بازدیدکنندگان و کارکنان است.»
بیش از ۳۰ هزار هوادار سلین دیون شامگاه شنبه ۲۱ سنبله در پاریس گرد هم میآیند تا پس از چهار سال، شاهد بازگشت این خواننده سرشناس کانادایی به صحنه باشند.
روزنامه گاردین روز جمعه ۲۰ سنبله گزارش داد هزاران نفر دیگر که موفق به تهیه بلیت نشدهاند، با شرکت در برنامههای کارائوکه در سراسر فرانسه، ثبات نسبی وضعیت جسمانی دیون و ازسرگیری فعالیت هنری او را جشن میگیرند.
کارائوکه نوعی سرگرمی است که در آن افراد با پخش موسیقی بیکلام، متن ترانه را از روی صفحه نمایش میخوانند.
شهرداری پاریس شامگاه ۲۰ سنبله برنامهای رایگان برای ۱۰ هزار نفر در فضای باز در شمال این شهر برگزار کرد. شرکتکنندگان ترانههای مشهور دیون، از جمله «قلبم ادامه خواهد داد»، را دستهجمعی خواندند.
این ترانه که در فیلم «تایتانیک» پخش شد، یکی از پرفروشترین تکآهنگهای تاریخ با صدای یک خواننده زن است. امانوئل گرگوار، شهردار پاریس، گفت این برنامه بزرگ خیابانی برای تجلیل از دیون بهعنوان «هنرمندی مردمی» و چهرهای وحدتآفرین در فرانسه برگزار شده است.
او افزود: «موسیقی قدرتی منحصربهفرد برای نزدیک کردن مردم به یکدیگر و ساختن جامعه دارد.»
از کافه پدر تا شهرت جهانی
دیون در خانوادهای ۱۴ فرزندی در شهری کوچک نزدیک مونترال، در استان فرانسویزبان کبک کانادا، بزرگ شد و آواز خواندن را از دوران کودکی در کافهپیانوی پدرش آغاز کرد.
گاردین نوشت زندگی پرفرازونشیب دیون، از کودکی در خانوادهای فقیر تا رسیدن به شهرت جهانی، در محبوبیت گسترده او نقش داشته است.
این خواننده ۵۸ ساله هواداران بیشماری در فرانسه دارد و ترانههای فرانسویزبانش همواره از محبوبترین قطعات در برنامههای کارائوکه این کشور بودهاند.
مبارزه با یک بیماری نادر و درمانناپذیر
دیون سال ۲۰۲۲ اعلام کرد به «سندرم شخص سفت»، نوعی اختلال نادر خودایمنی و درمانناپذیر دستگاه عصبی، مبتلا شده است.
این بیماری میتواند به سفتی عضلات، گرفتگیهای شدید و دشواری در حرکت منجر شود.
او پس از تشخیص بیماری، مدتی از اجرای زنده کناره گرفت و بعدها گفت گرفتگیهای عضلانی ناشی از آن به اندازهای شدید بوده که دندههایش را شکسته است. دیون همچنین افزود گاهی حتی قادر به راه رفتن نبوده است.
او در مستند «من سلین دیون هستم» که سال ۲۰۲۴ منتشر شد، گوشهای از درد و رنج ناشی از این بیماری، از جمله تشنج، را به تصویر کشید.
جزئیات مجموعه کنسرتهای دیون در سالن «پلنیتود» منطقه لادفانس در غرب پاریس محرمانه نگه داشته شده است. این سالن بزرگترین محل سرپوشیده برگزاری کنسرت در اروپاست.
این خواننده به هوادارانی که مقابل هتلش منتظر بودند، گفت برای مراقبت از سلامتی خود احتیاط میکند و تنها برای شرکت در تمرینها از هتل خارج میشود. او از فاصلهای امن با هوادارانش احوالپرسی کرد.
دیون افزود کنسرتهای پیشرو از اجراهای معمول او طولانیتر خواهند بود و به حاضران توصیه کرد کفش راحت بپوشند.
یک سطر از ترانه مشهور «قلب من ادامه خواهد داد» در خیابانی در پاریس
استقبال میلیونی و رونق اقتصاد پاریس
دیون معمولا در فرانسه بیشتر ترانههای فرانسویزبانش را اجرا میکند. آلبوم «D’eux» او که سال ۱۹۹۵ منتشر شد، پرفروشترین آلبوم فرانسویزبان تاریخ است.
با این حال، چون در حال حاضر تنها پاریس میزبان کنسرتهای اوست و بسیاری از علاقهمندان از امریکای شمالی و دیگر نقاط جهان به این شهر میآیند، ترانههای انگلیسیزبان نیز بخشی از برنامه خواهند بود.
حدود ۹ میلیون نفر در ماه اپریل برای شرکت در قرعهکشی پیشفروش بلیتها نامنویسی کردند و تمام بلیتها نیز بهسرعت به فروش رفت.
مقامهای منطقه پاریس پیشبینی میکنند ۱۶ اجرای دیون در ماههای سپتامبر و اکتبر، همراه با چند کنسرت دیگر در ماه مه که بلیتهای آنها نیز فروخته شده است، تا ۸۰۰ میلیون یورو به رونق اقتصاد محلی کمک کنند.
شور و هیجان ناشی از بازگشت این خواننده کانادایی ممکن است درآمد هتلها، رستورانها و مراکز گردشگری منطقه را از عواید کنسرتهای پیشین تیلور سوئیفت و بیانسه فراتر ببرد.
استقبال هواداران تنها به خرید بلیت محدود نمانده است. بخش ویژه محصولات سلین دیون در فروشگاه بزرگ گالری لافایت مشتریان فراوانی دارد و برخی علاقهمندان حتی پیش از آغاز ساعت کاری فروشگاه در محل حاضر میشوند.
سیا برای نخستینبار مجموعهای از گزارشهای اطلاعاتی روزانهای را منتشر کرد که پیش از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در اختیار بیل کلینتون و جرج دبلیو بوش قرار گرفته بود. این گزارشها حاوی هشدارهایی درباره برنامههای القاعده برای انجام حملات تروریستی در خاک امریکا بودند.
سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) روز جمعه ۲۰ سنبله، همزمان با بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، ۷۱ سند از طبقهبندیخارجشده را در دسترس عموم قرار داد.
جان رتکلیف، رییس این سازمان، نشر این اسناد را «اقدامی در راستای شفافیت استثنایی» خواند و گفت که این بزرگترین مجموعهای است که سیا تاکنون به طور همزمان از تحلیلهای خود درباره حملات ۱۱ سپتامبر منتشر کرده است.
رتکلیف در بیانیهای گفت: «۲۵ سال پیش، حملات ۱۱ سپتامبر ضربهای به کشور ما وارد کرد، اما نتوانست ما را شکست دهد.» او افزود که نسلهای مختلفی از ماموران استخباراتی سیا از آن زمان، فعالیت مسلکی خود را وقف تأمین عدالت برای امریکاییهای جانباخته و اطمینان از این کردهاند که القاعده دیگر هرگز نتواند به امریکا آسیب برساند.
رییس سیا همچنین گفت که شماری از ماموران این سازمان در سالهای پس از حملات، در جریان آنچه «جنگ جهانی در برابر تروریزم» خوانده میشود، جان خود را فدا کردند. او افزود: «ما با پایبندی به تعهدمان برای مختل ساختن، از هم پاشیدن و شکست دادن کسانی که قصد آسیب رساندن به ما را دارند، یاد و خدمات آنان را گرامی میداریم.»
یکی از مهمترین اسناد منتشرشده، هشداری است که سیا در سال ۱۹۹۸ و در دوران ریاستجمهوری بیل کلینتون در اختیار او قرار داده بود. در این یادداشت که تاریخ آن به ۱۰ سپتامبر همان سال بازمیگردد، هشدار داده شده بود که القاعده «ممکن است طیارهای پر از مواد منفجره را به یکی از شهرهای امریکا بزند».
کمیسیون تحقیق درباره حملات ۱۱ سپتامبر در گزارش سال ۲۰۰۴ خود به این یادداشت اشاره کرده بود، اما ذکر نکرده بود که این هشدار، بخشی از گزارش استخباراتی روزانه رییسجمهور بوده است. مطالب گنجاندهشده در این گزارشهای روزانه از حساسترین اسناد استخباراتی دولت امریکا به شمار میروند که تنها در اختیار رییسجمهور و حلقه محدودی از مشاوران امنیت ملی قرار میگیرند.
اگرچه به نظر نمیرسد اسناد تازهی از طبقهبندیخارجشده حاوی افشاگری کلانی درباره حملات باشند، اما جزئیات بیشتری از اطلاعاتی را ارائه میکنند که کلینتون و بوش در آستانه ۱۱ سپتامبر دریافت کرده بودند. نشر این اسناد بار دیگر بحث دربارهی میزان آگاهی مقامهای ارشد امریکا از تهدید القاعده و نحوه برخورد با هشدارهای پیش از حملات را مطرح کرده است.
به نوشته نشریه هیل، اولیویا ویلز، سخنگوی کاخ سفید، گفته است که ترامپ «شفافترین دولت تاریخ» را رهبری میکند و به همین دلیل اجازه داده است تا صدها صفحه سند مرتبط با حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از طبقهبندی خارج و منتشر شوند.
ویلز افزود که رییسجمهور امریکا همواره یاد امریکاییهایی را که در حملات ۱۱ سپتامبر جان باختند، اعضای خانوادههای آنان و اقدامهای قهرمانانه آن روز را گرامی خواهد داشت؛ روزی که به گفته او، «روحیه شکستناپذیر مردم امریکا» بر شرایط سخت غلبه کرد.
حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ یکی از مرگبارترین حملات تروریستی تاریخ امریکا بود که در صبح روز سهشنبه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ توسط ۱۹ عضو سازمان تروریستی القاعده انجام شد. این حمله هماهنگشده با ربودن چهار هواپیمای مسافربری تجاری صورت گرفت و حدود ۲۹۷۷ نفر جان خود را از دست دادند.
«السحاب»، بازوی رسانهای القاعده، اولین بخش از یک مجموعه ویدیوهای تبلیغاتی را به مناسبت بیستوپنجسالگی حملات ۱۱ سپتامبر منتشر کرده است. علیرغم آنکه ایالات متحده در سال ۲۰۱۹ مرگ حمزه بنلادن را اعلام کرده بود، این ویدیو او را در محور پیام خود قرار داده است.
جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور سابق امریکا، به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، گفت که کشورش گاهی وارد دورههایی از انزواطلبی در عرصه سیاست خارجی میشود. او افزود این رویکرد و بیتوجهی ایالات متحده به تحولات جهان میتواند به معنای نادیده گرفتن درس حملات ۱۱ سپتامبر باشد.
شهروندان امریکا روز جمعه بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر را با برگزاری مراسم یادبود در نیویارک، واشنگتن و پنسیلوانیا گرامی داشتند؛ حملاتی که با کشتهشدن نزدیک به سه هزار نفر، سیاست خارجی امریکا، جنگ علیه «تروریسم» و زندگی نسلهای بعدی را بهطور گسترده تحت تاثیر قرار داد.
در نیویارک، اعضای خانواده قربانیان، که بسیاری از آنها تصاویر عزیزان خود را در دست داشتند، در «گراند زیرو»، محل سابق مرکز تجارت جهانی در منهتن نیویارک، در کنار جیدی ونس، معاون رئیسجمهور امریکا، و چهار رئیسجمهور پیشین این کشور گردهم آمدند.
این مراسم، مطابق هر سال، ساعت ۸:۴۶ صبح به وقت شرق امریکا، با یک دقیقه سکوت آغاز شد؛ لحظهای که در آن پرواز شماره ۱۱ شرکت هواپیمایی امریکن ایرلاینز با برج شمالی مرکز تجارت جهانی برخورد کرد. این حمله مرگبارترین حمله در خاک ایالات متحده به شمار میرود.
اندکی پس از آن، اعضای خانواده قربانیان نام دو هزار و ۹۷۷ نفری را که در حملات ۱۱ سپتامبر کشته شدند، با صدای بلند قرائت کردند. همچنین نام شش نفری که در بمبگذاری مرکز تجارت جهانی در سال ۱۹۹۳ کشته شده بودند، خوانده شد. این مراسم حدود چهار ساعت طول کشید.
برای یادآوری زمان برخورد سه هواپیمای دیگر و فروریختن دو برج مرکز تجارت جهانی نیز لحظات سکوت برگزار شد. امسال برای نخستینبار، هفتمین لحظه سکوت نیز به هزاران نفری اختصاص یافت که از سال ۲۰۰۱ در اثر بیماریهای مرتبط با گرد و غبار سمی ناشی از حملات جان باختهاند؛ گرد و غباری که ماهها هوای منطقه را آلوده کرده بود.
گرگوری کارافلو برای گرامیداشت یاد دوست قدیمیاش، جیمز مارتلو، در این مراسم حضور یافت. مارتلو در شرکت مالی «کانتور فیتزجرالد» کار میکرد؛ شرکتی که در حملات بیش از ۶۵۰ کارمند خود را از دست داد.
او گفت: «همه باید بدانند که آن روز برای بسیاری از خانوادهها، روزی بسیار بد و فاجعهبار بود. اینها جنگجو نبودند؛ افرادی مانند من و شما بودند که برای کار به محل کارشان میرفتند.»
در ایالت ویرجینیا، جایی که پرواز شماره ۷۷ امریکن ایرلاینز به بخش غربی ساختمان برخورد کرد و ۱۸۴ نفر کشته شدند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، داستان زندگی شماری از قربانیان این پرواز را بازگو کرد؛ از جمله زنی که نخستین فرزندش را باردار بود، خانوادهای چهار نفره که عازم استرالیا بودند و سه دانشآموز صنف ششم که برای گردش علمی سفر میکردند.
رئیسجمهور امریکا و پیت هگست، وزیر دفاع این کشور، که او نیز سخنرانی کرد، از اظهارات خود برای دفاع از جنگ با ایران استفاده کردند؛ جنگی که آنان آن را برای جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای ضروری میدانند.
ترامپ گفت: «ما به نیروهای امدادی و مجریان قانون ادای احترام میکنیم و آنها را دوست داریم. همچنین به نیروهای نظامی که همین اکنون برای اطمینان از اینکه جمهوری اسلامی ایران، بزرگترین حامی تروریسم در جهان، هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکند، خدمت میکنند، ادای احترام میکنیم.»
در ایالت پنسیلوانیا نیز مراسم یادبود برگزار شد؛ جایی که یکی از چهار هواپیمای ربودهشده، پرواز شماره ۹۳ شرکت یونایتد ایرلاینز، پس از مقاومت مسافران سقوط کرد. این هواپیما به سمت واشنگتن در حرکت بود.
رنجی که نسلها به دوش میکشند
حملات ۱۱ سپتامبر بر نسلهایی از امریکاییها که شاهد آن روز بودند یا در سالهای پس از آن بزرگ شدند، تاثیر عمیقی گذاشت و سیاست خارجی، سیاست داخلی و دیدگاه عمومی امریکا درباره امنیت را تحت تاثیر قرار داد.
اما برای کسانی که این حملات مستقیماً بر زندگیشان اثر گذاشت، از جمله خانوادهها و دوستان قربانیان، نیروهای امدادی و کارکنان عملیات نجات، سالگرد این حملات یادبودی از جانهای ازدسترفته در ۲۵ سال پیش و اندوهی است که پس از آن به جا ماند.
کارولین اوگونوفسکی، پدرش جان را از دست داد؛ او خلبان پرواز شماره ۱۱ بود که ۴۷ دقیقه پیش از برخورد با برج شمالی، از بوستون پرواز کرده بود.
اوگونوفسکی که اکنون ۳۹ سال دارد، امسال نخستین فرزندش را به دنیا آورد و نام پدرش را بر او گذاشت. او هفته گذشته فرزندش را بر سر مزار پدرش برد و روز جمعه نیز در مراسم یادبود در بوستون شرکت کرد.
او افزود: «ما به پدرم و همه کسانی که آن روز از دست دادیم، مدیونیم که به نسلهای آینده درباره آنچه رخ داد و درباره این افراد و قهرمانان بگوییم و اطمینان حاصل کنیم که آنها بدانند کشور ما چگونه در واکنش به این رویداد متحد شد و قدرتمندتر شد.»
میراث ماندگار
نسلی از امریکاییها از سال ۲۰۰۱ به بعد بزرگ شدهاند که برای به یاد آوردن حملات ۱۱ سپتامبر کمسن بودند، اما زندگیشان بهطور اساسی تحت تاثیر این حملات قرار گرفت.
این حملات آغازگر «جنگ علیه تروریسم» شد؛ جنگی که به حمله نظامی امریکا به افغانستان و عراق انجامید و سالها ادامه یافت. واکنش منفی عمومی ناشی از جنگهای طولانیمدت پس از ۱۱ سپتامبر، یک دهه پیش به افزایش محبوبیت دونالد ترامپ کمک کرد؛ زمانی که او وعده داده بود امریکا را وارد درگیریهای خارجی جدید نخواهد کرد؛ وعدهای که اکنون با جنگ ایران در معرض آزمون قرار گرفته است.
با این حال، امریکاییهای مسلمان و مهاجران کشورهای دارای اکثریت مسلمان نیز با افزایش تعصب و جرایم ناشی از نفرت روبهرو شدند. نظرسنجیهای عمومی نشان میدهد که حملات ۱۱ سپتامبر همچنان بر نگاه امریکاییها به مسلمانان تاثیر دارد.
زهران ممدانی، نخستین شهردار مسلمان نیویارک، با درخواست برخی جمهوریخواهان برای شرکت نکردن در مراسم روز جمعه روبهرو شد، اما این درخواست را رد کرد.
تلفات حملات تنها به کسانی که در ۱۱ سپتامبر جان باختند محدود نماند. بسیاری از نیروهای امدادی که هفتهها یا ماهها پس از حملات در محل حادثه فعالیت کردند، همچنین ساکنان مناطق اطراف و افراد دیگر، در اثر سموم موجود در هوا بیمار شدند و در نهایت جان باختند.
اداره آتشنشانی نیویارک در ۱۱ سپتامبر ۳۴۳ نفر از اعضای خود را از دست داد. بر اساس آمار این اداره، از آن زمان تاکنون بیش از ۶۰۰ آتشنشان دیگر، از جمله برخی اعضای بازنشسته که در عملیات نجات شرکت کرده بودند، بر اثر بیماریهای مرتبط با حملات ۱۱ سپتامبر جان باختهاند.