مردی که رئیس جمهور را فرار داد

انستیتوت هوور در گزارشی تازه، با استناد به مصاحبههای حمدالله محب، سمیع سادات و هیبتالله علیزی، سه مقام ارشد امنیتی حکومت پیشین افغانستان، جزئیات تازهای از آخرین ساعات جمهوریت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ منتشر کرده است.

انستیتوت هوور در گزارشی تازه، با استناد به مصاحبههای حمدالله محب، سمیع سادات و هیبتالله علیزی، سه مقام ارشد امنیتی حکومت پیشین افغانستان، جزئیات تازهای از آخرین ساعات جمهوریت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ منتشر کرده است.
محب، مشاور شورای امنیت، سادات، مسئول امنیت پایتخت و علیزی، رئیس ستاد ارتش بودند و بدون دسترسی به همدیگر برای پایان کار جمهوریت تصمیم گرفتند.
بربنیاد گزارش، حمدالله محب تمام آن روز را صرف تدارک خروج رئیسجمهور غنی کرده بود. سمیع سادات و هیبتالله علیزی نیز هنوز در تلاش بودند نیروهای امنیتی را برای دفاع از کابل بسیج کنند.
انستیتوت هوور روز سهشنبه، ۲۷ اسد گزارشی درباره آخرین لحظات فروپاشی جمهوریت و بازگشت طالبان منتشر کرد. این گزارش بر روایت سه مقام امنیتی حکومت اشرفغنی متمرکز است و حمدالله محب، مشاور امنیت ملی وقت را طراح اصلی خروج رئیسجمهور از کابل معرفی میکند.
در گزارش آمده است که هدف محب تنها نجات جان اشرفغنی نبود. او از یک سال پیش سناریوهای احتمالی برای خروج رئیسجمهور را بررسی کرده بود.
حمدالله محب درباره وضعیت حکومت در آن روز گفته است: «سلسله مراتب فرماندهی از هم پاشیده بود، چون زنجیره واقعی، زنجیره فرماندهی امریکا بود و وقتی آن شکست، زنجیره داخلی که بر پایههای سست استوار بود، همراه با آن فرو ریخت. در آن زمان، هیچکس قادر به تصمیمگیری نبود.»
مشاور امنیت ملی حکومت پیشین میگوید هر بار که در آن روز از دفترش بیرون میشد و دوباره برمیگشت، میدید شمار بیشتری از کارکنان محل را ترک کردهاند. او گفت: «فرض من این بود که مردم در حال فرار هستند و ترجیح دادم زنده بمانند.»
محب درباره خروج اشرفغنی از کابل به سرنوشت داکتر نجیبالله پس از فروپاشی حکومت او در سال ۱۹۹۲ اشاره کرده است. او گفت: «نجیب نماند. او نتوانست خارج شود. نقشه فرار او شکست خورد و من این نقشههای فرار را بهطور بسیار دقیق مطالعه کرده بودم.»
در بخشی از گزارش آمده است که پیلوت رئیسجمهور پیش از پرواز جملهای گفت که محب در ابتدا متوجه اهمیت آن نشد: «سوخت چرخبال کامل است.»
براساس گزارش، چرخبالی که مخزن سوخت آن کاملا پر باشد، ظرفیت حمل وزن کمتری دارد. به همین دلیل، چرخبال رئیسجمهور نمیتوانست همه افرادی را که برای خروج آماده بودند، با خود ببرد.
میدان هوایی کابل نیز در آن زمان گزینه عملی برای خروج نبود. حلیمه کاظم، پژوهشگر انستیتوت هوور و نویسنده گزارش نوشت که امریکاییها برج مراقبت را در اختیار داشتند و به پیلوتها اجازه پرواز نمیدادند. ننگرهار و خوست که بهعنوان گزینههای جایگزین در نظر گرفته شده بودند، نیز سقوط کرده بودند.
محاسبه محب این بود که کشته شدن رئیسجمهور در کابل نهتنها شهر را نجات نمیدهد، بلکه میتواند آن را وارد بحران شدیدتری کند.
براساس گزارش، سوخت چرخبال برای رسیدن به ترمذ در اوزبیکستان کافی بود و چند مسیر میانبُر نیز وجود داشت، اما هیچ برنامه پرواز مشخصی در کار نبود.
محب میگوید در آخرین لحظات به اشرفغنی گفت که دیگر زمانی باقی نمانده است و تأکید کرد که فرد دیگری نباید از تصمیم آنها باخبر شود، زیرا «هرچه تعداد افرادی که میدانند کمتر باشد، احتمال زنده ماندن بیشتر است.»
حلیمه کاظم نوشت که محب به برداشتهای متفاوتی که از مرگ احتمالی اشرفغنی شکل میگرفت، فکر کرده بود. به گفته محب، اگر غنی در ارگ کشته میشد، برخی او را «شهید» میخواندند، اما اگر هنگام خروج کشته میشد، چنین برداشتی شکل نمیگرفت. او همچنین گفته است که کشته شدن اشرفغنی میتوانست برای مدت طولانی به شایعات و نظریههای توطئه دامن بزند.
حمدالله محب در گفتوگو با پژوهشگر انستیتوت هوور، دو ساعت پرواز تا ترمذ را طولانیترین ساعات زندگی خود توصیف کرده است. او گفت که در تمام مسیر انتظار داشت چرخبال از سوی امریکاییها، طالبان یا یکی از فرماندهان جنگی سرنگون شود.
محب درباره گزینههای دیگر برای خروج گفت: «میتوانستم با نقشه دیگران همراه شوم، آنها هم بالاخره میرفتند و اشرفغنی گیر میافتاد. کسی نمیدانست، شاید اول رئیسجمهور را میکشتند.»
او همچنین گفت که کشته شدن اشرفغنی میتوانست افغانستان را دوباره وارد جنگ داخلی کند.
مشاور امنیت ملی حکومت پیشین میگوید محاسبه او در آن زمان این بود که حکومت طالبان ممکن است بد باشد، اما از یک جنگ داخلی تمامعیار بهتر خواهد بود. او افزود: «البته ممکن است در آینده به این نتیجه برسم که جنگ میتوانست بهتر باشد و ما برای آن بیش از حد هزینه دادیم.»
سادات: احساس کردم زمین زیر پایم خالی شد
سمیع سادات، فرمانده پیشین قولاردوی ۲۱۵ میوند که چهار روز پیش مسئولیت امنیت کابل را نیز گرفته بود، کمی پیش از ساعت دو بعدازظهر ۱۵ آگست از فرار اشرفغنی باخبر شد.
بنا به این گزارش، اسدالله خالد، وزیر دفاع پیشین، از دبی با او تماس گرفت و خبر خروج رئیسجمهور را داد. سادات که پس از چهار ماه جنگ در لشکرگاه زخمی به کابل آمده بود، گفت: «احساس کردم زمین زیر پایم تکان خورد و نمیتوانستم این واقعیت را باور کنم.»
او به مقر خود برگشت، حکومت نظامی اعلام کرد و اجازه حمله هوایی به مواضع طالبان در حال ورود به کابل را صادر کرد. سادات گفت: «تنها رئیسجمهور میتوانست اجازه حمله هوایی در کابل علیه مواضع دشمن را صادر کند. بنابراین گفتم رئیسجمهوری وجود ندارد و من اجازه میدهم.»
هیبتالله علیزی، رئیس ستاد ارتش، نیز پس از شنیدن خبر خروج غنی تصمیم داشت به مقاومت ادامه دهد. او گفت که اشرف غنی «کار را آسان کرد. برای ما آسان کرد. بیایید حکومت نظامی اعلام کنیم.»
فرمانده امریکایی: دیگر حکومتی ندارید
سادات و علیزی بعدتر جداگانه از پیتر واسلی، فرمانده ارشد امریکایی در کابل، درخواست کمک کردند، اما با پاسخ منفی وی روبهرو شدند.
علیزی به نویسنده این گزارش گفت که پاسخ فرمانده امریکایی این بود: «دیگر رئیسجمهوری وجود ندارد. کسی باقی نمانده. برای چه کسی میخواهید بجنگید؟ دیگر کشوری وجود ندارد.»
سادات نیز گفته است واسلی به او گفت: «من از تو دستور نمیگیرم... تو حکومت نداری. بنابراین نمیتوانم کمکت کنم، متأسفم.»
علیزی گفت که پس از این گفتوگو نتوانست گریهاش را متوقف کند، اما همچنان تأکید داشت که «تا پای مرگ» خواهد جنگید.
سادات سپس از فرمانده نیروی هوایی خواست بمبافکنها را آماده کند، اما به او گفته شد که بسیاری از هواپیماها به اوزبیکستان و تاجیکستان رفتهاند و فرمانده نیروی هوایی نیز دیگر کنترول نیروهایش را در دست ندارد.
علیزی قصد داشت به خط مقدم دارالامان برود و حکومت نظامی اعلام کند، اما سادات موتر را به سوی میدان هوایی برد. در آنجا، علیزی از همراهانش خواست با یک هواپیمای سی-۱۷ کشور را ترک کنند، اما خودش گفت: «من نمیروم. تا آخرین لحظه میجنگم.»
کمی بعد خبر رسید که نیروهای مستقر در دارالامان نیز مواضع خود را ترک کردهاند. علیزی گفت: «و این پایان کار بود.»
تلاشهای پس از سقوط
سادات چهار روز دیگر در کابل ماند و برای انتقال نیروهایش به محل امن تلاش کرد. او میگوید قصد داشت به هلمند برگردد و جنگ را ادامه دهد، اما امریکاییها به هواپیمایش سوخت ندادند. او سپس به بریتانیا رفت.
علیزی تا ۲۵ آگست در میدان هوایی کابل ماند. براساس گزارش، او همان شب سقوط کابل با یک هواپیمای سی-۱۳۰ به قندهار رفت و ۱۲۵ سرباز را به کابل منتقل کرد. او همچنین دو بار تلاش کرد خود را به پنجشیر برساند.