سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) روز جمعه ۷۱ گزارش اطلاعاتی مربوط به ماهها و سالهای منتهی به حملات ۱۱ سپتامبر را از حالت محرمانه خارج کرد.
در یکی از این گزارشها آمده است که ملا عمر، رهبر طالبان، با وجود فشار برخی زیردستانش برای مهار بنلادن، بهشدت از ادامه حضور رهبر القاعده در افغانستان دفاع میکرد.
این سند همچنین انگیزههای طالبان برای پناه دادن به بنلادن را شرح داده و از نقش فزاینده او در تجارت مواد مخدر در افغانستان خبر میدهد. در گزارشی مربوط به میزان ۱۳۷۸ آمده است که بنلادن «سرمایهگذاری قابلتوجهی در ۵۷ آزمایشگاه مواد مخدر مرتبط با» ملا عمر انجام داده و کارشناسانی را «برای تولید مواد مخدر اعتیادآورتر، احتمالاً اکستازی یا متامفتامین» استخدام کرده بود.
در بخش دیگری از این گزارش که قسمتهایی از آن حذف شده، آمده است که وجود یک عملیات احتمالی در میان افراطگرایان افغانستان بهطور گسترده مطرح بود و احتمال داده میشد بنلادن برای جلوگیری از درگیری با رهبران طالبان در قندهار بر سر فعالیتهایش، به کابل منتقل شده باشد.
این سند میگوید بنلادن و ملا عمر در اسد ۱۳۸۰ بر سر «اصرار بنلادن برای انجام حملات تروریستی» اختلاف پیدا کرده بودند. بنلادن به ملا عمر گفته بود که عملیاتی را در دست اجرا دارد که «خسارت زیادی به امریکا وارد خواهد کرد.»
در ادامه گزارش آمده است که یک عرب ساکن قندهار گفته بود حملات نتیجه دو سال برنامهریزی بوده و «آغاز خشم» است. بخش حذفشده سند نیز احتمال میدهد که ساختمان کنگره و کاخ سفید از اهداف این عملیات بوده باشند.
دور اول حاکمیت طالبان در اسناد سیا
این سند همچنین تصویری از وضعیت حکومت طالبان و چالشهای آن در میزان ۱۳۷۷ ارائه میکند. براساس ارزیابی سیا، طالبان در آن زمان برنامه منسجمی برای اداره افغانستان نداشت و تلاشهای محدود این گروه برای احیای نهادهای دولتی، از جمله بانک مرکزی، بهدلیل ضعف مدیریتی و نبود برنامهریزی اقتصادی با موانع جدی روبهرو بود.
در این ارزیابی آمده است که رویکرد انحصارگرایانه طالبان در حکومتداری، احتمال تشکیل یک دولت ائتلافی را کاهش داده بود. طالبان با وجود فشارهای دیپلوماتیک، همچنان در برابر دستیابی به یک راهحل سیاسی مقاومت میکرد.
براساس این سند، تا آن زمان تنها پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی حکومت طالبان را به رسمیت شناخته بودند. سیا سیاستهای سختگیرانه طالبان را یکی از موانع اصلی در مسیر کسب شناسایی بیشتر بینالمللی میدانست.
ارزیابی سیا از اختلافات در رهبری طالبان نشان میدهد که این گروه از جریانهای ایدئولوژیک متفاوت، از عناصر جزمگرا تا نیروهای عملگرا، تشکیل شده بود. تندروهای نزدیک به ملا عمر اهمیت چندانی برای کسب شناسایی بینالمللی قائل نبودند.
در مقابل، چهرههای میانهرو تلاش میکردند هنجارهای بینالمللی رفتار سیاسی را رعایت کنند و از سیاستهای داخلی انعطافپذیرتری حمایت میکردند.
با این حال، سند میگوید اختلافات در رهبری طالبان تا آن زمان تاثیر چشمگیری بر وحدت و روند تصمیمگیری این گروه نداشت؛ اما با تثبیت کنترول طالبان بر افغانستان، احتمال تبدیل این اختلافات سیاسی به جناحبندیهای داخلی افزایش مییافت.
در بخش دیگری از سند به گزارشهایی درباره کاهش برخی محدودیتهای طالبان بر آموزش دختران و اشتغال زنان در قندهار، پایگاه اصلی این گروه، اشاره شده است.