طالبان: شمار کشتهشدگان نیروهای مخالف در نورستان به ۳۸ نفر رسید
محمدحسن ثاقب، سخنگوی پولیس طالبان در نورستان، مدعی شد که در درگیریهای سه روز گذشته در ولسوالی کامدیش این ولایت، دستکم ۳۸ نیروی مخالف کشته شدهاند.
او گفت که در جریان این درگیریها، ۶۰ تن دیگر از نیروهای مسلح مخالف نیز در این ولسوالی بازداشت شدهاند.
محمدحسن ثاقب، سخنگوی پولیس طالبان در نورستان، روز دوشنبه (ششم میزان) به رادیو حریت، رسانه وابسته به این گروه، گفت که شماری از نیروهای مخالف پس از زخمیشدن در جریان درگیریها بازداشت شدهاند و شماری دیگر نیز تسلیم شدهاند.
این مقام محلی طالبان افزود که «عملیات تصفیوی» در ولسوالی کامدیش نورستان همچنان ادامه دارد.
جبهه آزادی افغانستان روز شنبه مدعی شد که بخشهایی از ولسوالی کامدیش نورستان و ولسوالی ناری کنر از دست طالبان «آزاد شده است.» این جبهه افزود: «نیروهای جبهه آزادی مقادیر زیاد اسلحه، تجهیزات و استحکامات طالبان را به غنیمت گرفته و دهها پهپاد منهدم شده است.»
وزارت دفاع طالبان اعلام کرد که ۲۸ نفر از نیروهای مخالف خود را در ولسوالی کامدیش نورستان کشته و ۳۲ نفر را بازداشت کرده است. طالبان از این افراد به عنوان «فتنهگران داعشی و عناصر شر و فساد» نام برده و مدعی شد که آنها به «تشویق» پاکستان از آنسوی مرز دیورند وارد افغانستان شده بودند.
این در حالی است که جبهه آزادی افغانستان روز یکشنبه اعلام کرد که نیروهایش در درگیری با طالبان در ولسوالیهای کامدیش نورستان و ناری کنر ۳۷ طالب را کشته و ۲۴ عضو این گروه را زخمی کردهاند.
این جبهه گزارش طالبان درباره تلفات و بازداشت نیروهای مخالف را «جعلی» خواند و مدعی شد که طالبان با اجبار از گردشگران در نورستان بهعنوان افراد بازداشتشده، ویدیوهای اعترافات ضبط و منتشر کرده است.
نصیراحمد فایق، نماینده افغانستان در سازمان ملل، به افغانستان اینترنشنال گفت که امسال نیز در نشست مجمع عمومی ملل متحد سخنرانی نخواهد کرد.
آقای فایق افزود که به دلایل «فنی» در این نشست سخنرانی نخواهد کرد زیرا همزمان با آن در یک نشست جانبی حضور خواهد یافت.
برپایه فهرست سخنرانان مجمع عمومی ملل متحد، نماینده افغانستان قرار بود دوشنبه، ۶ میزان، در مجمع عمومی ملل متحد سخنرانی کند.
هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد از ۳۱ سنبله آغاز شد و امروز، دوشنبه ۶ میزان، به پایان میرسد.
پس از سقوط افغانستان به دست طالبان این ششمین سال متوالی است که هیچ نمایندهای از افغانستان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی نمیکند.
عبدالله احمدی، کارشناس روابط بینالملل، به افغانستان اینترنشنال میگوید که مسئله «فنی» اعلامشده از سوی نصیراحمد فایق نیازمند شفافسازی است و نباید صرفاً یک مشکل اداری تلقی شود.
او میگوید باید روشن شود که این مشکل به سیستم کنفرانس، اعتبارنامه یا جایگاه نمایندگی افغانستان مربوط بوده است.
به گفته آقای احمدی، تداوم عدم سخنرانی افغانستان در سازمان ملل و چنین ابهامهایی میتواند خلاء سیاسی ایجاد کند و زمینه را برای سوءاستفاده طالبان از جایگاه نمایندگی افغانستان در سازمان ملل فراهم سازد و راه طالبان را در سازمان ملل بازکند.
آقای احمدی میافزاید که افغانستان تنها به حکومت مستقر در کابل محدود نمیشود و نمایندگیهای افغانستان در سازمان ملل، در شرایط کنونی، نمایندگی از مردم و منافع افغانستان را برعهده دارند.
او میگوید شفافیتی که سازمان ملل و نمایندگی افغانستان درباره این موضوع ارائه میکنند، هم برای دیپلوماسی افغانستان و هم برای جلوگیری از سوءاستفادههای سیاسی اهمیت زیادی دارد و خواستار توضیح روشن درباره وضعیت حقوقی نمایندگی افغانستان و دلیل دقیق لغو سخنرانی فایق شد.
با این حال نصیر احمد فایق در روزهای گذشته در چند نشست جانبی مجمع عمومی حضور داشته است.
او در یک نشست سطح عالی با عنوان «زنان، صلح، عدالت و آشتی ملی در افغانستان» بر مشارکت زنان در روند سیاسی آینده افغانستان تاکید کرد و گفت زنان نباید تنها بهعنوان قربانیان دیده شوند، بلکه باید بهعنوان بازیگران سیاسی و تصمیمگیرندگان آینده کشور حضور داشته باشند.
نمایندگی افغانستان همچنین در حاشیه هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی، نشستهایی درباره آینده سیاسی افغانستان، حکومت فراگیر و امنیت منطقهای برگزار کرده است.
آقای فایق در این نشستها بر ضرورت یک روند سیاسی فراگیر و مشارکت معنادار زنان در آینده افغانستان تاکید کرده است.
این در حالی است که افغانستان در ماه جون امسال بهعنوان یکی از معاونان رئیس هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب شد و نصیراحمد فایق این سمت را به نمایندگی از افغانستان برعهده دارد.
با وجود رسیدن به قدرت، طالبان همچنان کرسی افغانستان در سازمان ملل را در اختیار نگرفتهاند و نمایندگی دایمی افغانستان در نیویارک به ریاست نصیراحمد فایق نماینده دولت پیشین افغانستان به فعالیت خود ادامه میدهد.
نیمهشب یکی از شبهای زمستان ۱۴۰۴، بلقیس، مادر سه فرزند، چهارمین زایمانش را در ولسوالی قرقین جوزجان تجربه میکند؛ منطقهای در شمال افغانستان و نزدیک مرز ترکمنستان که برای چندین روستای آن تنها یک قابله بهصورت داوطلبانه خدمات صحی ارائه میکند.
در این روستاها پزشک متخصص زنان و زایمان وجود ندارد، آمبولانس در دسترس نیست و نزدیکترین مرکز صحی مجهز برای بسیاری از خانوادهها ساعتها با محل زندگیشان فاصله دارد.
راه قرقین جوزجان
راههای دشوار، خرابی خیابانها و نبود آمبولانس باعث میشود خانوادهها در موارد اضطراری، زنان باردار را با موترهای شخصی یا کرایی به شفاخانه منتقل کنند؛ سفری که برای مادری با خونریزی شدید یا ولادت دشوار، میتواند مرگبار باشد.
در چنین شرایطی، زنان در بسیاری از روستاها برای زایمانهای عادی به دایههای محلی مراجعه میکنند؛ زنانی که تجربه زایمان را بهصورت سنتی از نسلهای پیشین یاد گرفتهاند.
بلقیس نیز هنگام ولادت از کمک یک دایه محلی استفاده کرد؛ زنی که پیش از این در زایمان دو فرزند دیگرش نیز به او کمک کرده بود.
بلقیس و دو فرزندش در دوره حاملهگی
اما آن شب، وضعیت بلقیس از حالت عادی خارج شد. او با خونریزی شدید روبهرو شد و نوزادش جان باخت.
بلقیس نیز پس از زایمان تا مرز مرگ پیش رفت و با گذشت ماهها هنوز از نظر جسمی و روحی به وضعیت عادی بازنگشته است.
مرگ این نوزاد، نمونهای از خطرهایی است که زنان و کودکان در مناطق دوردست افغانستان با آن روبهرو هستند؛ جایی که فاصله با شفاخانه، نبود آمبولانس، کمبود قابله و محدودیت دسترسی به دارو و تجهیزات، میتواند نتیجه یک زایمان را تغییر دهد.
در روستاهای دوردست چند دقیقه میتواند مرگ و زندگی مادر و کودک را تعیین کند
در همین منطقه، یک قابله به نام شاهدختران (نام مستعار) به زنان خدمات صحی ارائه میکند.
فاصله زیاد میان روستاها، کمبود قابله و نبود آمبولانس رسیدگی او به بیماران در مناطق دورافتاده را دشوار کرده است.
شاهدختران به افغانستان اینترنشنال گفت دایههای محلی در زایمانهای عادی تجربه دارند، اما در صورت بروز عوارض، امکانات و توانایی آنان برای مدیریت وضعیت کافی نیست.
این نگرانی را دکتر مارک وندرهوف، متخصص صحی که سالها در برنامههای تقویت نظام صحی افغانستان کار کرده است، نیز مطرح میکند.
دکتر مارک وندرهوف به افغانستان اینترنشنال گفت دایههای سنتی ممکن است در زایمانهای عادی تجربه داشته باشند، اما در برابر خونریزی شدید، فشار خون بالا و عوارض پیچیده، آموزش و امکانات لازم دارند و در صورت شدت گرفتن وضعیت، باید خون و اتاق عملیات نیز در دسترس باشد.
به گفته او، در چنین مواردی حضور قابله و داکتر، دسترسی به دارو و خون و در صورت نیاز امکان جراحی، برای نجات مادر ضروری است.
در منطقهای که بلقیس زندگی میکند، مرکز صحی دینار برای حدود ۱۶ هزار خانواده خدمات ارائه میکند؛ اما باشندگان روستاهای اطراف برای رسیدن به این مرکز باید دهها کیلومتر راه ناهموار را طی کنند.
برای یک بیماری عادی، این فاصله شاید قابل تحمل باشد؛ اما برای یک زن در حال خونریزی یا نوزادی که به مراقبت فوری نیاز دارد، چند ساعت تأخیر میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند، بلقیس در همان شب زمستانی با چنین وضعیتی روبهرو شد.
دارویی که نبودش میتواند خونریزی را مرگبار کند
یکی از نگرانیهای عمده قابلههای مناطق دوردست، دسترسی به داروهای ضروری برای جلوگیری و مدیریت خونریزی پس از زایمان است.
در افغانستان، در سالهای گذشته برنامههایی برای توزیع میزوپروستول در میان زنانی که در خانه زایمان میکردند، اجرا شده بود. این دارو برای پیشگیری از خونریزی پس از زایمان استفاده میشود.
دکتر وندرهوف میگوید سازمانهای زیادی در دو دهه فعالیت خود در افغانستان در بخش تقویت نظام صحی، آموزش پزشکان، نرسها و قابلهها و اجرای برنامههای مرتبط با کاهش مرگومیر مادران فعالیت کرده است.
او میگوید میزوپروستول و اوکسیتوسین هر دو برای انقباض رحم و کاهش خونریزی پس از زایمان استفاده میشوند.
دکتر وندرهوف به افغانستان اینترنشنال گفت: «اوکسیتوسین معمولاً پس از زایمان برای جلوگیری از خونریزی استفاده میشود، اما این دارو باید در شرایط مناسب نگهداری شود. دمای مناسب برای نگهداری آن حدود دو تا هشت درجه سانتیگراد است. در افغانستان، وقتی دما به ۴۰ یا ۴۵ درجه میرسد و یخچال مناسب وجود ندارد، دارو ممکن است تاثیرش را از دست دهد».
به گفته او، در برخی مراکز صحی در گذشته اوکسیتوسین در شرایط مناسب نگهداری نمیشد و همین موضوع میتوانست اثربخشی آن را کاهش دهد. در مقابل، میزوپروستول به دلیل شکل قرصی و شرایط نگهداری آسانتر، در برنامههای صحی برای زایمانهای خارج از شفاخانه نیز استفاده شده است.
وندرفهوف هشدار میدهد که نبود داروی مناسب در زمان خونریزی شدید میتواند وضعیت مادر را به سرعت وخیم کند. این داکتر هالندی اکنون عدم همکاری طالبان با نهادهای صحی و کمتر شدن کمکهای مالی را تهدید دیگری میخواند که دسترسی از داروهای ضروری برای مادران را کمتر کرده است
مرگومیر کودکان کاهش یافته، اما هزاران کودک همچنان جان میبازند
در دو دهه گذشته، افغانستان در کاهش مرگومیر کودکان پیشرفت کرده است، دادههای یونیسف و گروه بینسازمانی سازمان ملل نشان میدهد که میزان مرگومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۳۱.۷ مورد در هر هزار تولد زنده در سال ۲۰۰۰ به ۸۸ مورد در سال ۲۰۱۰ کاهش یافت.
این رقم در سال ۲۰۲۰ به ۶۰.۷ مورد رسید و پس از آن نیز روند کاهش ادامه یافت. میزان مرگومیر کودکان زیر پنج سال در سال ۲۰۲۱ حدود ۵۸.۷ مورد در هر هزار تولد زنده بود و در سال ۲۰۲۴ به حدود ۵۳ مورد رسید.
اما کاهش این شاخص به معنای پایان بحران نیست.
برآوردها نشان میدهد که تنها در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۷ هزار و ۷۶۸ کودک زیر پنج سال در افغانستان جان باختهاند.
در همین سال، میزان مرگومیر نوزادان حدود ۳۳ مورد در هر هزار تولد زنده و مرگ کودکان در نخستین سال زندگی حدود ۴۸ مورد در هر هزار تولد زنده برآورد شده است.
مرگومیر کودکان زیر پنج سال از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴. در هر هزار مورد. منبع: یونیسف.
این ارقام نشان میدهد که افغانستان اگرچه نسبت به دو دهه گذشته پیشرفت داشته، اما هنوز شمار زیادی از کودکان پیش از رسیدن به پنجسالگی جان میبازند.
کاهش مرگومیر کودکان در افغانستان در شرایطی اتفاق افتاد که طی دو دهه گذشته شمار مراکز صحی و نیروی صحی آموزشدیده افزایش یافت، شمار قابلهها از ۴۶۷ نفر در سال ۲۰۰۲ به شش هزار و ۳۷۶ نفر در سال ۲۰۲۰ رسید.
این قابلهها و دیگر کارکنان صحی زن در بسیاری از موارد، نخستین حلقه ارتباط زنان باردار با نظام صحی بودند؛ بهویژه در مناطقی که دسترسی به پزشک متخصص دشوار است.
اما اکنون نگرانی درباره آینده این نیرو افزایش یافته است.
آقای وندرهوف ادامه میدهد بخش بزرگی از نیروهای صحی زن که در دو دهه گذشته آموزش دیدهاند، در سالهای آینده به سن بازنشستگی میرسند و اگر زنان جدید آموزش نبینند، جایگزین کردن آنان دشوار خواهد بود.
او هشدار میدهد که پیامد این وضعیت ممکن است امروز بهطور کامل دیده نشود، اما در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده میتواند به کمبود جدی نیروی صحی زن منجر شود و این مسئله تهدیدی است برای نسل آینده افغانستان.
به گفته او، در چنین وضعیتی زنان بیشتری ممکن است دوباره به دایههای سنتی مراجعه کنند؛ در حالی که این دایهها برای مدیریت عوارض پیچیده، آموزش و تجهیزات لازم را ندارند.
پزشکان زن در کابل از فشار کار تا فشار امر به معروف
مشکلات نظام صحی تنها به روستاهای دوردست محدود نمانده و در کابل نیز پزشکان و قابلههای زن در بخشهای زایمان با فشار کاری و محدودیتهای طالبانی روبهرو هستند.
رابعه علیزی، قابلهای است در یکی از شفاخانههای تخصصی زنان در کابل کار میکند، به افغانستان اینترنشنال گفت پزشکان زن علاوه بر فشار کاری، با محدودیتها و بهانهگیریهای طالبان نیز روبهرو هستند.
به گفته رابعه: «در شفاخانه ما تنها با مشکلات صحی بیماران روبرو نیستیم؛ تمام زنان تیم صحی تحت فشار قرار دارند».
«طالبان گاهی برای یک موضوع کوچک مانند حجاب بهانه میگیرند و گاهی هم موضوعات مانند محرم را مطرح میکنند. این فشارها باعث میشود کادر درمان با نگرانی کار کنند و آرامش لازم برای انجام وظیفه را نداشته باشند».
این قابله زن میگوید ارائه خدمات صحی تنها ساختن ساختمانها و بقیه مسایل رابطه ندارند؛ شرایط کاری کادر درمان خصوصا زنان نیز بخشی از همین زنجیره است، اگر فشار به این صورت ادامه پیدا کند، ممکن است خیلیها به فکر ترک شغل باشند.
بر اساس آماری که صندوق جمعیت سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ منتشر کرده، افغانستان برای ارائه خدمات مناسب به زنان به حدود ۱۸ هزار قابله دیگر نیاز دارد.
نسلی که میتوانست قابله شود
نگرانی درباره آینده نیروی صحی زن در حالی مطرح میشود که شمار زیادی از دختران دیگر امکان ادامه آموزش در رشتههای صحی را ندارند.
ماهره اقبال، دانشجوی سابق قابلهگی، یکی از این دخترانی است که در سمستر دوم با ممنوعیت طالبان روبرو شده است.
او میگوید قابلهگی را انتخاب کرده بود تا پس از فراغت به زنان و کودکان خدمات صحی ارائه کند.
ماهره اقبال به افغانستان اینترنشنال میگوید که من قابلهگی را انتخاب کرده بودم چون میخواستم در آینده به زنانی کمک کنم که هنگام زایمان به خدمات صحی نیاز دارند.
«فکر میکردم روزی بتوانم در یک شفاخانه یا مرکز صحی کار کنم و جان مادران و کودکان را نجات بدهم چرا که خواهر بزرگ من هنگام زایمان جان خود را از دست داده است.»
«وقتی به ما گفته شد که دیگر نمیتوانیم آموزشمان را ادامه بدهیم، احساس کردم بخشی از آیندهام از من گرفته شد. ما درس خوانده بودیم، امتحان داده بودیم و برای این حرفه برنامه داشتیم؛ اما ناگهان همهچیز متوقف شد و رویای ما را از ما گرفتند.»
مدل جانز هاپکینز؛ ادامه محدودیتها چه پیامدی دارد؟
مطالعه جانز هاپکینز پیامدهای ادامه ممنوعیت آموزش قابلهگی و پرستاری زنان را تا ۲۰۳۵ مدلسازی کرده است. در بدترین سناریو، دسترسی زنان به خدمات زایمان به حدود یکسوم سطح کنونی میرسد. مرگومیر کودکان زیر پنج سال ۱۶ درصد و مرگ نوزادان ۱۷ درصد افزایش مییابد. مرگ مادران تا ۴۱ درصد بالا میرود. تا سال ۲۰۳۵ حدود ۱۶۵۲۲ مرگ اضافی کودکان، بیش از ۱۰ هزار مرگ نوزاد و ۴۵۰۹ مرگ مادر پیشبینی شده است. این ارقام بر اساس فرضهای مدل هستند و پیشبینی قطعی نیستند. اگر ممنوعیت ادامه یابد، دستاوردهای دو دهه گذشته در سلامت مادر و کودک تهدید میشود.
کاهش مرگومیر کودکان؛ آیا این روند ادامه پیدا میکند؟
مرگومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۳۱.۷ مورد در هر هزار تولد زنده در سال ۲۰۰۰ به حدود ۵۳ مورد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
این کاهش نشان میدهد که نظام صحی افغانستان طی دو دهه گذشته در این بخش پیشرفتهایی داشته است.
اما در کنار این پیشرفت، واقعیت دیگری نیز وجود دارد: در سال ۲۰۲۴ دهها هزار کودک زیر پنج سال جان باختهاند.
از سوی دیگر، بسیاری از عواملی که در کاهش مرگومیر نقش داشتهاند، اکنون با فشار روبهرو هستند؛ از آموزش نیروی صحی گرفته تا دسترسی به دارو، تجهیزات و خدمات صحی در مناطق دوردست.
در چنین شرایطی، پرسش تنها این نیست که امروز چند کودک جان میبازند؛ پرسش این است که آیا افغانستان میتواند روند کاهش مرگومیر کودکان را در سالهای آینده نیز حفظ کند یا خیر؟
امید به زندگی؛ شاخصی که همه واقعیت را نشان نمیدهد
دادههای بانک جهانی نشان میدهد امید به زندگی در افغانستان از حدود ۵۵ سال در سال ۲۰۰۰ به حدود ۶۶ سال در سالهای اخیر رسیده است.
کاهش مرگهای ناشی از درگیریهای مسلحانه پس از سال ۲۰۲۱ یکی از عواملی است که در توضیح این روند اهمیت دارد.
اما کاهش مرگهای ناشی از جنگ به معنای از بین رفتن سایر خطرهای صحی نیست.
کودکی که به دلیل نبود دارو، تأخیر در انتقال، نبود نیروی متخصص یا دشواری دسترسی به شفاخانه جان میبازد، در آمار تلفات جنگی ثبت نمیشود؛ اما برای خانواده او، نتیجه یکسان است.
دکتر وندرهوف میگوید ادامه مشکلات در نظام صحی میتواند در آینده بر سلامت مادران و کودکان و در نهایت بر شاخصهای جمعیتی نیز اثر بگذارد.
او میافزاید که مشکل زنجیرهای از خدمات صحی است که اگر یک حلقه آن از بین برود، حلقههای دیگر نیز تحت فشار قرار میگیرند.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و نیروی صحی زن جایگزین نشود، افغانستان در سالهای آینده با کمبود جدی مواجه خواهد شد و این وضعیت میتواند بهصورت فاجعهوار شاخصهای امید به زندگی را پایین بیارود. اگر در پنج سال گذشته این شاخص بالا رفته است، دلیل آن است که در افغانستان درگیریها کمتر شده است.
بلقیس؛ یک نمونه از آنچه در آمار دیده نمیشود
بلقیس هنوز با پیامد آن شب زمستانی زندگی میکند.
نوزادی که قرار بود چهارمین فرزندش باشد، جان باخت و خودش نیز پس از زایمان با خونریزی شدید تا مرز مرگ پیش رفت.
او هنوز از نظر جسمی و روحی بهبود کامل نیافته است. با این حال، شوهرش میخواهد دوباره صاحب فرزند شوند و قابله به او توصیه کرده است برای بارداری دوباره عجله نکند.
قصه بلقیس یک مورد جداافتاده نیست؛ بلکه تصویری از مشکلاتی است که زنان و کودکان در مناطق دوردست افغانستان با آن روبهرو هستند: فاصله زیاد تا شفاخانه، نبود آمبولانس، کمبود قابله، دسترسی محدود به دارو و تجهیزات و تأخیر در رسیدن به مراقبتهای تخصصی.
در دو دهه گذشته، میزان مرگومیر کودکان کاهش یافته است؛ اما حفظ این دستاورد به ادامه دسترسی مادران و کودکان به خدمات صحی، آموزش نیروی تازه و حضور کارکنان صحی آموزشدیده وابسته است.
اکنون پرسش این است که آیا افغانستان میتواند روند کاهش مرگومیر کودکان را حفظ کند، یا محدودیت آموزش نیروی صحی زن، دشواری دسترسی به خدمات درمانی و کمبود امکانات، این روند را در سالهای آینده متوقف خواهد کرد؟
روزنامه اکسپرس تریبون پاکستان در گزارشی نوشته است که روابط اسلامآباد و طالبان به مرحلهای رسیده که بازگرداندن آن به مسیر عادی بهطور فزاینده دشوار به نظر میرسد.
یک مقام ارشد پاکستان که در موضوع افغانستان دخیل است، به اکسپرس تریبون گفت که روابط طالبان و پاکستان احتمالاً بیش از پیش متشنج خواهد شد. او گفت: «فکر میکنم به نقطهای بازگشتناپذیر رسیدهایم.»
این گزارش به قلم کامران یوسف، روزنامهنگار، افزود که با وجود تلاشهای اخیر ترکیه و قطر برای کاهش تنش میان اسلامآباد و کابل، مقامهای پاکستانی باور دارند که روابط دو طرف وارد مرحلهای شده که احتمال تشدید بیشتر تنشها در آن وجود دارد.
این مقام پاکستانی که نامش فاش نشده، به اکسپرس تریبون گفته است: «ما طالبان را به خوبی میشناسیم. آنها قرار نیست روش خود را تغییر دهند.» او افزوده است که اقدامات طالبان برای رسیدگی به نگرانیهای امنیتی پاکستان «کافی نیست و بیشتر جنبه ظاهری دارد.»
در این گزارش آمده که رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در ۲۵ و ۲۶ سنبله در چارچوب تلاشهای منطقهای برای کاهش تنش میان اسلامآباد و کابل به کابل و اسلامآباد سفر کرد؛ اما این تلاش دیپولماتیک در پی تشدید تنشها میان دو طرف با موانع جدی روبهرو شد.
به نوشته این روزنامه، یک روز پس از دیدار مقامهای ترکیه و قطر در کابل، در ۲۷ سنبله حمله مرگباری به پولیس کوهات رخ داد و یکی از مهاجمان انتحاری، شهروند افغانستان شناسایی شد. مقامهای پاکستانی این حمله را نشانهای از ادامه فعالیت گروههای تروریستی در خاک افغانستان دانستند و پاکستان پس از آن حملاتی را در داخل افغانستان انجام داد.
اکسپرس تریبون نوشته است طالبان نیز در واکنش، پهپادهایی را به سمت پاکستان فرستاد که به گفته مقامهای پاکستانی پیش از وارد کردن خسارت قابلتوجه منهدم شدند. پس از آن، پاکستان حملات تازهای را علیه تأسیسات نگهداری و محلهای پرتاب پهپادها در حدود ۱۰ نقطه در افغانستان انجام داد؛ یکی از این اهداف در قندهار بود.
این روزنامه همچنین گزارش داده است که هیئت ترکیه انتظار داشت با هبتالله آخندزاده در قندهار دیدار کند، اما او یکی از اعضای دفترش را برای ملاقات با هیئت فرستاد؛ اقدامی که به گفته یک منبع، مورد استقبال طرف ترکیهای قرار نگرفت.
تنشها تنها به حملات نظامی محدود نمانده است. وزارت خارجه پاکستان دو روز پیش نیز با احضار کاردار طالبان در اسلامآباد، یادداشت اعتراضی رسمی به این گروه تسلیم کرد.
پاکستان در این یادداشت، طالبان را مسئول حملات فرامرزی و ناامنیهای اخیر دانسته و خواستار اقدام فوری این گروه شده است. افغانستان اینترنشنال پیشتر گزارش داده بود که این اقدام نشانه دیگری از افزایش شکاف سیاسی و امنیتی میان دو طرف است.
اکسپرس تریبون نوشته است که برخی مقامهای پاکستانی معتقدند افزایش اختلاف میان اسلامآباد و طالبان میتواند برداشت گروههای مخالف طالبان را تغییر دهد. به گفته این مقام، برای سالها برخی مخالفان طالبان تصور میکردند که پاکستان همچنان به نوعی از این گروه حمایت میکند، اما تنشهای اخیر ممکن است این برداشت را دگرگون سازد.
این مقام پاکستانی هشدار داده است که در صورت ادامه روند کنونی و افزایش فشار گروههای مخالف بر طالبان، تضعیف اقتدار این گروه در بخشهایی از افغانستان «نباید باعث شگفتی باشد.»
در همین حال، تنشهای نظامی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان نیز افزایش یافته است. منابع محلی به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که نیروهای طالبان و پاکستان از شام شنبه در مناطق مرزی ولایتهای پکتیا و ننگرهار و همچنین ولسوالی کرم پاکستان درگیر شدهاند. به گفته منابع، این درگیریها تا بامداد یکشنبه ادامه داشته و دو طرف مواضع یکدیگر را با سلاحهای سنگین هدف قرار دادهاند.
حکومت بریتانیا قصد دارد برنامه تازهای برای پذیرش پناهجویان راهاندازی کند که در آن زنان و دختران افغان، پناهجویان فلسطینی و افراد دارای معلولیت در اولویت قرار خواهند گرفت.
روزنامه گاردین روز یکشنبه گزارش داد که شبانه محمود، وزیر داخله بریتانیا، قرار است روز دوشنبه در کنفرانس حزب کارگر از راهاندازی این برنامه خبر دهد. این طرح در دو سال گذشته عملاً متوقف بود.
براساس برنامه جدید، پناهجویانی که از این مسیر وارد بریتانیا شوند، نسبت به کسانی که از مسیرهای غیرقانونی، از جمله با قایقهای کوچک، وارد این کشور میشوند، راه کوتاهتری برای دریافت اقامت دایم خواهند داشت.
گاردین نوشته است که حکومت بریتانیا انتظار دارد که حدود یکچهارم افراد پذیرفتهشده در آغاز این برنامه، زنان و دختران افغان و پناهجویان فلسطینی باشند. شمار پذیرش در مرحله نخست محدود خواهد بود و هر سال برای آن سقف تعیین میشود.
منابع در وزارت داخله بریتانیا به گاردین گفتند که برنامه مذکور احتمالاً با پذیرش چند صد نفر آغاز خواهد شد و اگر ورود غیرقانونی مهاجران کاهش یابد، شمار افراد پذیرفتهشده میتواند در سالهای بعد به چند هزار نفر برسد.
پناهجویان واجد شرایط از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان و پروژه بینالمللی کمک به پناهجویان شناسایی خواهند شد و پیش از ورود به بریتانیا، بررسیهای امنیتی و سوابق جرمی را پشت سر خواهند گذاشت.
حکومت بریتانیا میگوید که زنان و دختران آسیبپذیر، افراد دارای معلولیت و کسانی که به حمایت فوری نیاز دارند در اولویت خواهند بود. اعضای یک خانواده میتوانند در قالب این برنامه با هم منتقل شوند، اما این تسهیلات شامل خیشاوندان نزدیک نخواهد شد.
شبانه محمود قرار است این برنامه را بخشی از تلاش حکومت جدید برای ایجاد توازن میان کنترول مهاجرت و حمایت از آسیبپذیرترین پناهجویان معرفی کند.
واکنشها و انتقادها
کارشناسان مهاجرت و نهادهای حامی پناهجویان از ایجاد مسیر جدید قانونی استقبال کردهاند، اما میگویند شمار افراد پذیرفتهشده آنقدر کم خواهد بود که تأثیر چشمگیری بر عبور پناهجویان از کانال مانش نخواهد داشت.
مادلین سامپشن، از دانشگاه آکسفورد، گفت که این برنامه بیشتر بر یک اصل انسانی استوار است؛ اینکه بریتانیا باید سهم خود را در حمایت از آسیبپذیرترین پناهجویان ادا کند.
او در عین حال گفته است دلیلی وجود ندارد که تصور شود چنین برنامهای بتواند بهتنهایی ورود غیرقانونی پناهجویان را به شکل محسوسی کاهش دهد.
جان فیتنبی، تحلیلگر ارشد شورای پناهندگان بریتانیا، نیز از ایجاد مسیرهای امن و قانونی استقبال کرده، اما گفته است چنین برنامههایی تنها زمانی میتوانند فعالیت قاچاقچیان انسان را تضعیف کنند که در مقیاس گسترده اجرا شوند.
این برنامه احتمالاً با انتقاد احزاب راستگرا، از جمله حزب اصلاح بریتانیا، نیز روبهرو خواهد شد. یکی از محورهای احتمالی انتقاد، هزینههای رفاهی و بررسیهای امنیتی پناهجویان خواهد بود.
فوزیه کوفی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، از برنامه تازه بریتانیا استقبال کرده است.
او گفته است پس از چهار سال دادخواهی، کارزار و نامهنگاری، درخواستها برای حمایت از زنان افغان در معرض خطر سرانجام با پاسخ روبهرو شده است.
خانم کوفی ابراز امیدواری کرده است که وزارت داخله بریتانیا سازوکاری طراحی کند که زنان در معرض خطر، بهویژه زنانی که در برابر محدودیتها و سرکوب طالبان ایستادگی کردهاند، بتوانند از این برنامه استفاده کنند.
جبهه آزادی افغانستان اعلام کرد که نیروهایش در درگیری با طالبان در ولسوالیهای کامدیش نورستان و ناری کنر ۳۷ طالب را کشته و ۲۴ عضو این گروه را زخمی کردهاند.
این جبهه گزارش طالبان درباره بازداشت و تلفات مخالفان را «جعلی» دانست و مدعی شد که این گروه بهاجبار از گردشگران در نورستان به عنوان افراد بازداشت شده ویدیوی اعترافات ضبط و منتشر کرده است.
جبهه آزادی افغانستان یکشنبه، پنجم میزان در خبرنامهای نوشت نیروهایش از بامداد روز شنبه حملات بر سنگرهای طالبان در ولسوالیهای کامدیش نورستان و ناری کنر را آغاز کرده و همچنان به درگیری ادامه داده است. این جبهه افزود که نیروهایش تاکنون چندین روستا در این دو ولسوالی را از «تصرف طالبان آزاد» کردهاند.
در خبرنامه این جبهه آمده است که نیروهایش با راهاندازی ضد حمله هماهنگ و سازماندهیشده، چندین پاسگاه را از وجود گروه طالبان پاکسازی کرده و مقدار «زیادی اسلحه سبک و سنگین» را به دست آوردهاند.
جبهه آزادی مدعی شد که طالبان پس از تحمل «تلفات سنگین» از این مناطق عقب رانده شدند. خبرنامه همچنین میافزاید که طالبان برای «توجیه شکست خود در میدان نبرد» و منحرف کردن افکار عمومی از مسافران و گردشگران داخلی در این مناطق به عنوان اعضای این جبهه ویدیویی اعترافات منتشر کرده است.
وزارت دفاع طالبان پیشتر درگیری در این دو ولسوالی را تایید کرد. این وزارت در بیانیهای نوشت که ۲۸ نفر از نیروهای مخالف خود را در ولسوالی کامدیش نورستان کشته و ۳۲ نفر را بازداشت کرده است. کاربران وابسته به طالبان ویدیوهایی از اعترافات شماری افراد را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و آنها را نیروهای مخالف خود معرفی کردند. روشن نیست که این اظهارات تحت چه شرایطی گرفته شدهاند.
جبهه آزادی نوشت که اجساد و زخمیهای نیروهای طالبان به شفاخانههای کنر و نورستان منتقل شدهاند.
خبرنامه میافزاید: «کماندوهای جبهه آزادی در روستاها و اراضی آزادشده ولسوالیهای کامدیش و ناری، استحکامات و سنگرهای خود را حفظ کرده و از برخی پاسگاههای آسیبپذیر نیز بهگونه موقت عقبنشینی کردهاند.»
جبهه آزادی نوشت کماندوهایش در حوزه مشرقی عمدتا جوانان بومیاند که شناخت دقیق از مناطق عملیاتی دارند و بر وضعیت در جغرافیای جنگ «اشراف و تسلط» دارند. این جبهه سیاسی-نظامی مخالف طالبان تاکید کرد که نیروهایش خود را متعهد به مبارزه در راه آزادی کشور، «حمایت از کرامت انسانی، ارزشهای مردم افغانستان و رعایت قوانین بینالمللی جنگ» میدانند.
جبهه آزادی مدعی شد که «تبلیغات» طالبان درباره درگیریهای کامدیش و ناری، «سراسیمهگی و ناتوانی» این گروه را نشان میدهد. این جبهه با اشاره انتشار ویدیوی اعترافات توسط طالبان تاکید کرد که این اقدام «ناآگاهی و بیاحترامی» این گروه به ارزشهای انسانی و عدم رعایت اصول و قوانین بشر دوستانه بینالمللی را به نمایش گذاشته است.