نشست مخالفان طالبان در اسلامآباد درباره بحران افغانستان
شماری از مخالفان طالبان در نشستی درباره وضعیت افغانستان و راههای دستیابی به صلح در این کشور در اسلامآباد شرکت کردند.
این نشست به ابتکار کنگره بینالمللی پارلمانی پاکستان برگزار شده است.
وزیر اطلاعات و نشرات پاکستان در این نشست از طالبان خواست از «ذهنیت شورشگری»، فاصله بگیرد.
شماری از مخالفان طالبان، فعالان مدنی، سیاستمداران، دیپلوماتها و کارشناسان اشتراک کردهاند.
هدف از این نشست، بررسی چالشهای امنیتی، اقتصادی و بشردوستانه افغانستان و یافتن راهکارهای عملی برای تأمین صلح و ثبات در این کشور عنوان شده است.
علاوه بر بحرانهای داخلی افغانستان، نگرانیهای امنیتی در امتداد مرزها، موانع تجاری و ترانزیتی و مشکلات مرتبط با اتصال منطقهای نیز مورد بحث قرار میگیرد.
طاهر ظهیر، وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ، و امانالله پیمان، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان، از جمله چهرههای افغان حاضر در این نشست هستند.
عطاءالله تارر، وزیر اطلاعات و نشرات پاکستان در افتتاحیه این نشست سخنرانی کرد.
این نشست برای دو روز در اسلامآباد، پایتخت پاکستان برگزار شده است.
مقامهای طالبان از نخستین سال حاکمیت رژیم اول این گروه تجلیل کردند. نورالله نوری، وزیر سرحدات، اقوام و قبایل طالبان، گفت که رهبران جهادی پس از رسیدن به قدرت نتوانستند حکومت واحدی تشکیل دهند.
او گفت: «بزرگترین مشکل مجاهدین این بود که آمرین و رهبران زیادی داشتند. در جامعه اسلامی باید یک رهبر وجود داشته باشد تا همه از او پیروی کنند.»
نورالله نوری افزود که تعدد رهبران باعث اختلافات گسترده، خونریزی و کشته شدن هزاران نفر شد.
مقامات طالبان در این نشست با انتقاد از رهبران مجاهدین گفتند که تعدد رهبران پس از سقوط حکومت کمونیستی افغانستان، کشور را به جنگ داخلی کشاند. آنان مدعی شدند که همین اختلافات زمینه ظهور طالبان و شکلگیری «امارت اسلامی» را فراهم کرد.
شماری از مقامهای طالبان روز دوشنبه در مراسمی به مناسبت ششم میزان، سالروز تسلط دور نخست این گروه بر کابل، از حاکمیت اول طالبان تجلیل کردند و در سخنرانیهای خود، رهبران و گروههای مجاهدین را مسئول جنگهای داخلی دهه هفتاد خورشیدی دانستند.
پس از سقوط حکومت مورد حمایت شوروی به رهبری نجیبالله در سال ۱۹۹۲، گروههای مختلف مجاهدین وارد کابل شدند. اما اختلاف میان احزاب جهادی بر سر تقسیم قدرت، پایتخت را به صحنه جنگهای خونین داخلی تبدیل کرد؛ جنگهایی که هزاران کشته و زخمی برجا گذاشت و بخشهایی از کابل را ویران کرد.
وزیر سرحدات طالبان گفت که پس از ورود مجاهدین به کابل، جنگهای داخلی آغاز شد و در برخی ولایتها چندین نفر همزمان خود را والی یا مسئول حکومت میدانستند.
او تاکید کرد که در پی این بحرانها، ملا محمد عمر، بنیانگذار طالبان، تصمیم گرفت برای پایان دادن به آنچه او «شر و فساد» خواند، تحریک طالبان را ایجاد کند.
ملا خیرالله خیرخواه، والی طالبان در میدان وردک، نیز در این مراسم گفت که فراموش کردن مبارزات طالبان در دهه هفتاد «جفا» خواهد بود. او مدعی شد که افغانستان در آن زمان بر مبنای قوم، منطقه و مذهب تقسیم شده بود و مردم از جنگهای داخلی خسته شده بودند.
خیرخواه افزود که طالبان از مدارس دینی سربرآوردند و با شعار پایان دادن به جنگهای داخلی و تأمین امنیت وارد میدان شدند. او همچنین گروههای مجاهدین را مسئول پامال شدن «عزت، مال و سرزمین مردم» در دوران جنگهای داخلی دانست.
محمد محسن هاشمی، معاون ریاست نظارت و تعقیب فرامین و احکام طالبان، نیز گفت که این گروه برای از بین بردن اختلافات داخلی به وجود آمد. او مدعی شد که تفرقهافکنان همواره در صفوف طالبان ناکام بودهاند و این گروه توانسته وحدت داخلی خود را حفظ کند.
عبدالغیاث قانع، از مقامهای حکومت نخست طالبان، نیز در این نشست گفت که حفاظت از نظام کنونی طالبان «همانند جهاد فرض است.»
طالبان در این مراسم بار دیگر از جنگهای داخلی دهه هفتاد به عنوان یکی از دلایل اصلی ظهور خود یاد کردند.
کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان هشدار داد بحران شدید تأمین مالی میتواند در سال جاری نزدیک به هشت میلیون و ۳۰۰ هزار پناهنده و آواره اجباری را از دسترسی به کمک محروم کند.
کمک نقدی این سازمان به بازگشت کنندگان افغان از ۳۷۵ دالر به ۱۷۰ دالر برای هر نفر کاهش یافته است.
کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان با یکی از شدیدترین بحرانهای تأمین مالی در تاریخ خود روبهروست و در پی کاهش کمکها از سوی امریکا و دیگر کشورها، با کسری بودجه پنج میلیارد و ۷۸۹ میلیون دالر مواجه شده است.
بر اساس گزارش تازه این نهاد، منابع مالی در دسترس آن از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ حدود ۲۴ درصد کاهش یافته و تا ماه جون تنها ۳۲ درصد از هشت میلیارد و ۵۰۵ میلیون دالر بودجه مورد نیاز برای سال ۲۰۲۶ تأمین شده بود.
سازمان ملل در ماه ثور اعلام کرد امریکا ۱.۸ میلیارد دالر کمک بشردوستانه جدید اختصاص داده است؛ در آن زمان حدود ۲۳۹ میلیون نفر در جهان به کمکهای بشردوستانه نیاز داشتند.
معترضان مقابل دفتر کمیساریای سازمان ملل در طرابلس، لیبی، ۱۴ جوزا ۱۴۰۵
کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان پیشبینی کرده است شمار افراد تحت پوشش مأموریت این نهاد تا پایان سال به ۱۳۱ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر برسد. این رقم در پایان سال گذشته ۱۲۹ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر بود.
این نهاد در گزارش ۲۶ صفحهای خود، پیامدهای کاهش بودجه بر ثبت پناهندگان، برنامههای حمایت از کودکان و خدمات به بازماندگان خشونت جنسیتی را تشریح کرد و هشدار داد: «از یک آستانه مشخص که پایینتر برویم، سیستم کوچک نمیشود، بلکه از کار میافتد.»
در چاد، که میزبان پناهجویان گریخته از جنگ سودان است، ثبتنام ۳۱۹ هزار نفر با تاخیر روبهرو شده و ۲۰۰ هزار زن و دختر نیز ممکن است دسترسی خود را به فضاهای امن و برنامههای پیشگیری از دست بدهند.
در سودان نیز پس از آنکه فعالیتهای ثبتنام در پنج ماه نخست سال متوقف شد، حدود ۱۴۰ هزار پناهنده و پناهجو تا میانه سال ۲۰۲۶، ثبتنشده باقی مانده بودند.
سازمان ملل پارسال و در پی افت کمکهای بینالمللی، بودجه درخواستی برنامههای بشردوستانه خود را برای سال ۲۰۲۶ به ۲۳ میلیارد دالر، کمتر از نصف رقم درخواستی سال قبل، کاهش داد.
برهم صالح، کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، در مقر سازمان ملل در نیویارک، سوم میزان ۱۴۰۵
کاهش کمک به بازگشتکنندگان به افغانستان
در افغانستان، کمک نقدی کمیساریای عالی سازمان ملل به افرادی که به این کشور بازمیگردند، از ۳۷۵ دالر به ۱۷۰ دالر برای هر نفر کاهش یافته است.
تنها در سال جاری بیش از یک میلیون نفر بهصورت اجباری یا داوطلبانه از کشورهای همسایه، از جمله ایران و پاکستان، به افغانستان بازگشتهاند.
این نهاد اعلام کرد پس از کاهش ۳۳ درصدی نیروی انسانی خود در سال ۲۰۲۵، تعطیلی دفاتر در ۱۴۰ نقطه و توقف فعالیت در ۱۵ کشور در مقایسه با سال ۲۰۲۴، صرفهجویی بیشتر نیز نمیتواند کمبود منابع مالی را جبران کند.
کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، قبلا اعلام کرده بود شمار افرادی که بر اثر جنگ و آزار و اذیت از خانههای خود رانده شدهاند از ۱۲۲ میلیون نفر فراتر رفته است.
این کمیساریا هشدار داد کاهش منابع مالی بهتدریج نظام حمایت از پناهندگان را فرسوده میکند و خطر ثبتنشدن آنها و محروم ماندن بازماندگان خشونت جنسیتی از حمایتهای مورد نیاز را افزایش میدهد.
چهاردهمین پرواز موشک استارشیپ فراتر از یک پرتاب موشکی معمولی بود. غرش موتورهای رپتور این شاهکار مهندسی که از سکوی استاربیس در تگزاس برخاست، نشان داد وقتی فناوری پیشرفته با اراده راسخ پیوند بخورد، عبارت دیرینه «خواستن، توانستن است» میتواند در پروژهای آیندهنگرانه تجسم پیدا کند.
سازهای ۱۲۰ متری که سالها منتقدان آن را بلندپروازی خیالی میخواندند، اکنون نخستین ماموریت مداری تاریخ خود را به پایان رسانده تا پرچمدار عصری تازه در تسخیر کیهان باشد.
برخلاف تمام پروازهای پیشین که صرفا پرشهای قوسی زیرمداری بودند و گرانش موشک استارشیپ را به آبهای اقیانوس هند بازمیگرداند، این بار هدف فتح کامل مدار زمین بود.
اما این فتح تاریخی بیدردسر هم نبود. در همان دقایق نخست آزمایش، از کار افتادن ناگهانی یکی از موتورها باعث شد مهندسان احتمال لغو آزمایش دوشنبه شش میزان را بررسی کنند.
اما با تصمیم نهایی مهندسان اسپیس اکس مبنی بر شروع و احتراق اولیه دقیق موشک بالابرنده، قویترین موشک ساخت بشر در ارتفاع ۲۷۵ کیلومتری وارد مدار پایدار زمین شد.
فضاپیمای استارشیپ و بوستر سوپرهوی نسخه ۳ (v3) متعلق به اسپیساکس، در جریان چهاردهمین پرواز آزمایشی خود از مجتمع پرتاب اسپیسایکس در استاربیس، تگزاس، ایالات متحده اوج میگیرند؛ ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶. انتظار میرود این مأموریت برای نخستین بار این وسیله نقلیه را وارد مدار کرده و ۲۶ ماهواره استارلینک نسل ۳ (V3) را مستقر سازد. عکس: استیو نسیوس / رویترز
استارشیپ در این پرواز محمولهای عملیاتی شامل ۲۶ ماهواره نسل جدید استارلینک را هم با موفقیت در مدار زمین قرار داد.
با وجود اینکه طرح اولیه شامل ۱۰ ساعت پرواز و شش چرخش مداری بود، هدایتکنندگان ماموریت پس از گذشت یک ساعت تصمیم گرفتند استراتژی را تغییر دهند و با فرودی زودهنگام پس از حدود سه ساعت، فضاپیما را در آبهای اقیانوس آرام شمالی فرود آورند.
در این مانور عملکرد سپر حرارتی موشک نیز هنگام ورود به جو مورد بررسی قرار گرفت که برآوردهای اولیه از عملکرد موفق آن خبر میدهد.
همزمان با این نمایش فضایی، بوستر غولپیکر سوپرهوی نیز پس از جدایی در آسمان، راهی آبهای آرام خلیج مکسیکو شد تا فرود نرمی را به ثبت برساند. در پرواز قبلی، یخزدگی لولهها باعث شد سه موتور بوستر حین مانور بازگشت مسدود شود و در نهایت فرودی سخت را تجربه کند.
این بار با اصلاحات نرمافزاری و سختافزاری، فرود مطمئن در آب برگزیده شد تا تنها برج پرتاب عملیاتی مچازیلا از گزند خطرات احتمالی در امان بماند و آزمایش قطعات جدید بدون ریسک زیرساختی سنجیده شود.
با این حال، این پیروزی فنی با یک زمینلرزه بزرگ تجاری همراه شده است. اسپیساکس در حالی منابع خود را تمامقد به استارشیپ اختصاص داده که کمکم در حال بازنشستگی فالکون ۹ موفقترین راکت تاریخ معاصر است.
گویین شاتول، مدیر ارشد شرکت، گفته است: «اگر خودمان محصولات موفقمان را از رده خارج نکنیم، رقبا راهی برای منسوخ کردن ما خواهند یافت.»
این در حالی است که چین و دیگر کشورها به سرعت بالا به دنبال توسعه موشکهایی با قابلیت استفاده دوباره هستند. با وجود این، عملیاتی شدن استارشیپ با دو چالش اساسی روبهروست:
نخست آنکه دریچه باریک خروج بار در این فضاپیما شبیه به یک خشاب آبنباتپز طراحی شده که تنها مناسب ماهوارههای باریک استارلینک است و تا طراحی درگاههای باز شونده پهن، امکان سرویسدهی به ماهوارههای تجاری و غولآسای دیگران وجود ندارد.
چالش دوم نیز توهم تخفیف برای مشتریان است. حتی اگر استارشیپ هزینه تمامشده پرتاب را برای اسپیساکس به شدت پایین بیاورد، در شرایط نبود رقیب جدی، دلیلی ندارد ماسک بلیت فضا را ارزان حراج کند.
قیمت فروش احتمالا تنها اندکی کمتر از نرخ موشکهای رقیب نگه داشته میشود تا حاشیه سود سرشار حاصل از آن، سوخت لازم برای تامین سرمایه رویای نهایی را فراهم آورد.
تصویرسازی مفهومی از طراحی فرودگر انسانی استارشیپ متعلق به اسپیساکس که فضانوردان ناسا را طی ماموریت آرتمیس به سطح ماه منتقل خواهد کرد. تصویر: اسپیساکس
و این رویای نهایی، چیزی فراتر از مدار ۲۷۵ کیلومتری است. این موشک شریان حیاتی پروژه «آرتمیس» ناسا برای فرود آوردن مجدد فضانوردان بر سطح ماه با بیش از صد تن محموله ساختمانی است.
فراتر از آن، ایلان ماسک چشم به مریخ دوخته تا با فناوری سوختگیری در مدار و ساخت موشکی با قابلیت استفاده مجدد مداوم درست مانند هواپیماهای مسافربری، بیمهای برای بقای تمدن بشر بسازد.
پرواز امروز شاید با انفجاری در دل اقیانوس پایان یافت، اما ثابت کرد که مرزهای ناممکن تنها تا جایی امتداد دارند که اراده انسان هنوز در آن گام نگذاشته است.
نصیراحمد فایق، نماینده افغانستان در سازمان ملل، به افغانستان اینترنشنال گفت که امسال نیز در نشست مجمع عمومی ملل متحد سخنرانی نخواهد کرد.
آقای فایق افزود که به دلایل «فنی» در این نشست سخنرانی نخواهد کرد زیرا همزمان با آن در یک نشست جانبی حضور خواهد یافت.
برپایه فهرست سخنرانان مجمع عمومی ملل متحد، نماینده افغانستان قرار بود دوشنبه، ۶ میزان، در مجمع عمومی ملل متحد سخنرانی کند.
هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد از ۳۱ سنبله آغاز شد و امروز، دوشنبه ۶ میزان، به پایان میرسد.
پس از سقوط افغانستان به دست طالبان این ششمین سال متوالی است که هیچ نمایندهای از افغانستان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی نمیکند.
عبدالله احمدی، کارشناس روابط بینالملل، به افغانستان اینترنشنال میگوید که مسئله «فنی» اعلامشده از سوی نصیراحمد فایق نیازمند شفافسازی است و نباید صرفاً یک مشکل اداری تلقی شود.
او میگوید باید روشن شود که این مشکل به سیستم کنفرانس، اعتبارنامه یا جایگاه نمایندگی افغانستان مربوط بوده است.
به گفته آقای احمدی، تداوم عدم سخنرانی افغانستان در سازمان ملل و چنین ابهامهایی میتواند خلاء سیاسی ایجاد کند و زمینه را برای سوءاستفاده طالبان از جایگاه نمایندگی افغانستان در سازمان ملل فراهم سازد و راه طالبان را در سازمان ملل بازکند.
آقای احمدی میافزاید که افغانستان تنها به حکومت مستقر در کابل محدود نمیشود و نمایندگیهای افغانستان در سازمان ملل، در شرایط کنونی، نمایندگی از مردم و منافع افغانستان را برعهده دارند.
او میگوید شفافیتی که سازمان ملل و نمایندگی افغانستان درباره این موضوع ارائه میکنند، هم برای دیپلوماسی افغانستان و هم برای جلوگیری از سوءاستفادههای سیاسی اهمیت زیادی دارد و خواستار توضیح روشن درباره وضعیت حقوقی نمایندگی افغانستان و دلیل دقیق لغو سخنرانی فایق شد.
با این حال نصیر احمد فایق در روزهای گذشته در چند نشست جانبی مجمع عمومی حضور داشته است.
او در یک نشست سطح عالی با عنوان «زنان، صلح، عدالت و آشتی ملی در افغانستان» بر مشارکت زنان در روند سیاسی آینده افغانستان تاکید کرد و گفت زنان نباید تنها بهعنوان قربانیان دیده شوند، بلکه باید بهعنوان بازیگران سیاسی و تصمیمگیرندگان آینده کشور حضور داشته باشند.
نمایندگی افغانستان همچنین در حاشیه هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی، نشستهایی درباره آینده سیاسی افغانستان، حکومت فراگیر و امنیت منطقهای برگزار کرده است.
آقای فایق در این نشستها بر ضرورت یک روند سیاسی فراگیر و مشارکت معنادار زنان در آینده افغانستان تاکید کرده است.
این در حالی است که افغانستان در ماه جون امسال بهعنوان یکی از معاونان رئیس هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب شد و نصیراحمد فایق این سمت را به نمایندگی از افغانستان برعهده دارد.
با وجود رسیدن به قدرت، طالبان همچنان کرسی افغانستان در سازمان ملل را در اختیار نگرفتهاند و نمایندگی دایمی افغانستان در نیویارک به ریاست نصیراحمد فایق نماینده دولت پیشین افغانستان به فعالیت خود ادامه میدهد.
نیمهشب یکی از شبهای زمستان ۱۴۰۴، بلقیس، مادر سه فرزند، چهارمین زایمانش را در ولسوالی قرقین جوزجان تجربه میکند؛ منطقهای در شمال افغانستان و نزدیک مرز ترکمنستان که برای چندین روستای آن تنها یک قابله بهصورت داوطلبانه خدمات صحی ارائه میکند.
در این روستاها پزشک متخصص زنان و زایمان وجود ندارد، آمبولانس در دسترس نیست و نزدیکترین مرکز صحی مجهز برای بسیاری از خانوادهها ساعتها با محل زندگیشان فاصله دارد.
راه قرقین جوزجان
راههای دشوار، خرابی خیابانها و نبود آمبولانس باعث میشود خانوادهها در موارد اضطراری، زنان باردار را با موترهای شخصی یا کرایی به شفاخانه منتقل کنند؛ سفری که برای مادری با خونریزی شدید یا ولادت دشوار، میتواند مرگبار باشد.
در چنین شرایطی، زنان در بسیاری از روستاها برای زایمانهای عادی به دایههای محلی مراجعه میکنند؛ زنانی که تجربه زایمان را بهصورت سنتی از نسلهای پیشین یاد گرفتهاند.
بلقیس نیز هنگام ولادت از کمک یک دایه محلی استفاده کرد؛ زنی که پیش از این در زایمان دو فرزند دیگرش نیز به او کمک کرده بود.
بلقیس و دو فرزندش در دوره حاملهگی
اما آن شب، وضعیت بلقیس از حالت عادی خارج شد. او با خونریزی شدید روبهرو شد و نوزادش جان باخت.
بلقیس نیز پس از زایمان تا مرز مرگ پیش رفت و با گذشت ماهها هنوز از نظر جسمی و روحی به وضعیت عادی بازنگشته است.
مرگ این نوزاد، نمونهای از خطرهایی است که زنان و کودکان در مناطق دوردست افغانستان با آن روبهرو هستند؛ جایی که فاصله با شفاخانه، نبود آمبولانس، کمبود قابله و محدودیت دسترسی به دارو و تجهیزات، میتواند نتیجه یک زایمان را تغییر دهد.
در روستاهای دوردست چند دقیقه میتواند مرگ و زندگی مادر و کودک را تعیین کند
در همین منطقه، یک قابله به نام شاهدختران (نام مستعار) به زنان خدمات صحی ارائه میکند.
فاصله زیاد میان روستاها، کمبود قابله و نبود آمبولانس رسیدگی او به بیماران در مناطق دورافتاده را دشوار کرده است.
شاهدختران به افغانستان اینترنشنال گفت دایههای محلی در زایمانهای عادی تجربه دارند، اما در صورت بروز عوارض، امکانات و توانایی آنان برای مدیریت وضعیت کافی نیست.
این نگرانی را دکتر مارک وندرهوف، متخصص صحی که سالها در برنامههای تقویت نظام صحی افغانستان کار کرده است، نیز مطرح میکند.
دکتر مارک وندرهوف به افغانستان اینترنشنال گفت دایههای سنتی ممکن است در زایمانهای عادی تجربه داشته باشند، اما در برابر خونریزی شدید، فشار خون بالا و عوارض پیچیده، آموزش و امکانات لازم دارند و در صورت شدت گرفتن وضعیت، باید خون و اتاق عملیات نیز در دسترس باشد.
به گفته او، در چنین مواردی حضور قابله و داکتر، دسترسی به دارو و خون و در صورت نیاز امکان جراحی، برای نجات مادر ضروری است.
در منطقهای که بلقیس زندگی میکند، مرکز صحی دینار برای حدود ۱۶ هزار خانواده خدمات ارائه میکند؛ اما باشندگان روستاهای اطراف برای رسیدن به این مرکز باید دهها کیلومتر راه ناهموار را طی کنند.
برای یک بیماری عادی، این فاصله شاید قابل تحمل باشد؛ اما برای یک زن در حال خونریزی یا نوزادی که به مراقبت فوری نیاز دارد، چند ساعت تأخیر میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند، بلقیس در همان شب زمستانی با چنین وضعیتی روبهرو شد.
دارویی که نبودش میتواند خونریزی را مرگبار کند
یکی از نگرانیهای عمده قابلههای مناطق دوردست، دسترسی به داروهای ضروری برای جلوگیری و مدیریت خونریزی پس از زایمان است.
در افغانستان، در سالهای گذشته برنامههایی برای توزیع میزوپروستول در میان زنانی که در خانه زایمان میکردند، اجرا شده بود. این دارو برای پیشگیری از خونریزی پس از زایمان استفاده میشود.
دکتر وندرهوف میگوید سازمانهای زیادی در دو دهه فعالیت خود در افغانستان در بخش تقویت نظام صحی، آموزش پزشکان، نرسها و قابلهها و اجرای برنامههای مرتبط با کاهش مرگومیر مادران فعالیت کرده است.
او میگوید میزوپروستول و اوکسیتوسین هر دو برای انقباض رحم و کاهش خونریزی پس از زایمان استفاده میشوند.
دکتر وندرهوف به افغانستان اینترنشنال گفت: «اوکسیتوسین معمولاً پس از زایمان برای جلوگیری از خونریزی استفاده میشود، اما این دارو باید در شرایط مناسب نگهداری شود. دمای مناسب برای نگهداری آن حدود دو تا هشت درجه سانتیگراد است. در افغانستان، وقتی دما به ۴۰ یا ۴۵ درجه میرسد و یخچال مناسب وجود ندارد، دارو ممکن است تاثیرش را از دست دهد».
به گفته او، در برخی مراکز صحی در گذشته اوکسیتوسین در شرایط مناسب نگهداری نمیشد و همین موضوع میتوانست اثربخشی آن را کاهش دهد. در مقابل، میزوپروستول به دلیل شکل قرصی و شرایط نگهداری آسانتر، در برنامههای صحی برای زایمانهای خارج از شفاخانه نیز استفاده شده است.
وندرفهوف هشدار میدهد که نبود داروی مناسب در زمان خونریزی شدید میتواند وضعیت مادر را به سرعت وخیم کند. این داکتر هالندی اکنون عدم همکاری طالبان با نهادهای صحی و کمتر شدن کمکهای مالی را تهدید دیگری میخواند که دسترسی از داروهای ضروری برای مادران را کمتر کرده است
مرگومیر کودکان کاهش یافته، اما هزاران کودک همچنان جان میبازند
در دو دهه گذشته، افغانستان در کاهش مرگومیر کودکان پیشرفت کرده است، دادههای یونیسف و گروه بینسازمانی سازمان ملل نشان میدهد که میزان مرگومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۳۱.۷ مورد در هر هزار تولد زنده در سال ۲۰۰۰ به ۸۸ مورد در سال ۲۰۱۰ کاهش یافت.
این رقم در سال ۲۰۲۰ به ۶۰.۷ مورد رسید و پس از آن نیز روند کاهش ادامه یافت. میزان مرگومیر کودکان زیر پنج سال در سال ۲۰۲۱ حدود ۵۸.۷ مورد در هر هزار تولد زنده بود و در سال ۲۰۲۴ به حدود ۵۳ مورد رسید.
اما کاهش این شاخص به معنای پایان بحران نیست.
برآوردها نشان میدهد که تنها در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۷ هزار و ۷۶۸ کودک زیر پنج سال در افغانستان جان باختهاند.
در همین سال، میزان مرگومیر نوزادان حدود ۳۳ مورد در هر هزار تولد زنده و مرگ کودکان در نخستین سال زندگی حدود ۴۸ مورد در هر هزار تولد زنده برآورد شده است.
مرگومیر کودکان زیر پنج سال از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴. در هر هزار مورد. منبع: یونیسف.
این ارقام نشان میدهد که افغانستان اگرچه نسبت به دو دهه گذشته پیشرفت داشته، اما هنوز شمار زیادی از کودکان پیش از رسیدن به پنجسالگی جان میبازند.
کاهش مرگومیر کودکان در افغانستان در شرایطی اتفاق افتاد که طی دو دهه گذشته شمار مراکز صحی و نیروی صحی آموزشدیده افزایش یافت، شمار قابلهها از ۴۶۷ نفر در سال ۲۰۰۲ به شش هزار و ۳۷۶ نفر در سال ۲۰۲۰ رسید.
این قابلهها و دیگر کارکنان صحی زن در بسیاری از موارد، نخستین حلقه ارتباط زنان باردار با نظام صحی بودند؛ بهویژه در مناطقی که دسترسی به پزشک متخصص دشوار است.
اما اکنون نگرانی درباره آینده این نیرو افزایش یافته است.
آقای وندرهوف ادامه میدهد بخش بزرگی از نیروهای صحی زن که در دو دهه گذشته آموزش دیدهاند، در سالهای آینده به سن بازنشستگی میرسند و اگر زنان جدید آموزش نبینند، جایگزین کردن آنان دشوار خواهد بود.
او هشدار میدهد که پیامد این وضعیت ممکن است امروز بهطور کامل دیده نشود، اما در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده میتواند به کمبود جدی نیروی صحی زن منجر شود و این مسئله تهدیدی است برای نسل آینده افغانستان.
به گفته او، در چنین وضعیتی زنان بیشتری ممکن است دوباره به دایههای سنتی مراجعه کنند؛ در حالی که این دایهها برای مدیریت عوارض پیچیده، آموزش و تجهیزات لازم را ندارند.
پزشکان زن در کابل از فشار کار تا فشار امر به معروف
مشکلات نظام صحی تنها به روستاهای دوردست محدود نمانده و در کابل نیز پزشکان و قابلههای زن در بخشهای زایمان با فشار کاری و محدودیتهای طالبانی روبهرو هستند.
رابعه علیزی، قابلهای است در یکی از شفاخانههای تخصصی زنان در کابل کار میکند، به افغانستان اینترنشنال گفت پزشکان زن علاوه بر فشار کاری، با محدودیتها و بهانهگیریهای طالبان نیز روبهرو هستند.
به گفته رابعه: «در شفاخانه ما تنها با مشکلات صحی بیماران روبرو نیستیم؛ تمام زنان تیم صحی تحت فشار قرار دارند».
«طالبان گاهی برای یک موضوع کوچک مانند حجاب بهانه میگیرند و گاهی هم موضوعات مانند محرم را مطرح میکنند. این فشارها باعث میشود کادر درمان با نگرانی کار کنند و آرامش لازم برای انجام وظیفه را نداشته باشند».
این قابله زن میگوید ارائه خدمات صحی تنها ساختن ساختمانها و بقیه مسایل رابطه ندارند؛ شرایط کاری کادر درمان خصوصا زنان نیز بخشی از همین زنجیره است، اگر فشار به این صورت ادامه پیدا کند، ممکن است خیلیها به فکر ترک شغل باشند.
بر اساس آماری که صندوق جمعیت سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ منتشر کرده، افغانستان برای ارائه خدمات مناسب به زنان به حدود ۱۸ هزار قابله دیگر نیاز دارد.
نسلی که میتوانست قابله شود
نگرانی درباره آینده نیروی صحی زن در حالی مطرح میشود که شمار زیادی از دختران دیگر امکان ادامه آموزش در رشتههای صحی را ندارند.
ماهره اقبال، دانشجوی سابق قابلهگی، یکی از این دخترانی است که در سمستر دوم با ممنوعیت طالبان روبرو شده است.
او میگوید قابلهگی را انتخاب کرده بود تا پس از فراغت به زنان و کودکان خدمات صحی ارائه کند.
ماهره اقبال به افغانستان اینترنشنال میگوید که من قابلهگی را انتخاب کرده بودم چون میخواستم در آینده به زنانی کمک کنم که هنگام زایمان به خدمات صحی نیاز دارند.
«فکر میکردم روزی بتوانم در یک شفاخانه یا مرکز صحی کار کنم و جان مادران و کودکان را نجات بدهم چرا که خواهر بزرگ من هنگام زایمان جان خود را از دست داده است.»
«وقتی به ما گفته شد که دیگر نمیتوانیم آموزشمان را ادامه بدهیم، احساس کردم بخشی از آیندهام از من گرفته شد. ما درس خوانده بودیم، امتحان داده بودیم و برای این حرفه برنامه داشتیم؛ اما ناگهان همهچیز متوقف شد و رویای ما را از ما گرفتند.»
مدل جانز هاپکینز؛ ادامه محدودیتها چه پیامدی دارد؟
مطالعه جانز هاپکینز پیامدهای ادامه ممنوعیت آموزش قابلهگی و پرستاری زنان را تا ۲۰۳۵ مدلسازی کرده است. در بدترین سناریو، دسترسی زنان به خدمات زایمان به حدود یکسوم سطح کنونی میرسد. مرگومیر کودکان زیر پنج سال ۱۶ درصد و مرگ نوزادان ۱۷ درصد افزایش مییابد. مرگ مادران تا ۴۱ درصد بالا میرود. تا سال ۲۰۳۵ حدود ۱۶۵۲۲ مرگ اضافی کودکان، بیش از ۱۰ هزار مرگ نوزاد و ۴۵۰۹ مرگ مادر پیشبینی شده است. این ارقام بر اساس فرضهای مدل هستند و پیشبینی قطعی نیستند. اگر ممنوعیت ادامه یابد، دستاوردهای دو دهه گذشته در سلامت مادر و کودک تهدید میشود.
کاهش مرگومیر کودکان؛ آیا این روند ادامه پیدا میکند؟
مرگومیر کودکان زیر پنج سال از ۱۳۱.۷ مورد در هر هزار تولد زنده در سال ۲۰۰۰ به حدود ۵۳ مورد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
این کاهش نشان میدهد که نظام صحی افغانستان طی دو دهه گذشته در این بخش پیشرفتهایی داشته است.
اما در کنار این پیشرفت، واقعیت دیگری نیز وجود دارد: در سال ۲۰۲۴ دهها هزار کودک زیر پنج سال جان باختهاند.
از سوی دیگر، بسیاری از عواملی که در کاهش مرگومیر نقش داشتهاند، اکنون با فشار روبهرو هستند؛ از آموزش نیروی صحی گرفته تا دسترسی به دارو، تجهیزات و خدمات صحی در مناطق دوردست.
در چنین شرایطی، پرسش تنها این نیست که امروز چند کودک جان میبازند؛ پرسش این است که آیا افغانستان میتواند روند کاهش مرگومیر کودکان را در سالهای آینده نیز حفظ کند یا خیر؟
امید به زندگی؛ شاخصی که همه واقعیت را نشان نمیدهد
دادههای بانک جهانی نشان میدهد امید به زندگی در افغانستان از حدود ۵۵ سال در سال ۲۰۰۰ به حدود ۶۶ سال در سالهای اخیر رسیده است.
کاهش مرگهای ناشی از درگیریهای مسلحانه پس از سال ۲۰۲۱ یکی از عواملی است که در توضیح این روند اهمیت دارد.
اما کاهش مرگهای ناشی از جنگ به معنای از بین رفتن سایر خطرهای صحی نیست.
کودکی که به دلیل نبود دارو، تأخیر در انتقال، نبود نیروی متخصص یا دشواری دسترسی به شفاخانه جان میبازد، در آمار تلفات جنگی ثبت نمیشود؛ اما برای خانواده او، نتیجه یکسان است.
دکتر وندرهوف میگوید ادامه مشکلات در نظام صحی میتواند در آینده بر سلامت مادران و کودکان و در نهایت بر شاخصهای جمعیتی نیز اثر بگذارد.
او میافزاید که مشکل زنجیرهای از خدمات صحی است که اگر یک حلقه آن از بین برود، حلقههای دیگر نیز تحت فشار قرار میگیرند.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و نیروی صحی زن جایگزین نشود، افغانستان در سالهای آینده با کمبود جدی مواجه خواهد شد و این وضعیت میتواند بهصورت فاجعهوار شاخصهای امید به زندگی را پایین بیارود. اگر در پنج سال گذشته این شاخص بالا رفته است، دلیل آن است که در افغانستان درگیریها کمتر شده است.
بلقیس؛ یک نمونه از آنچه در آمار دیده نمیشود
بلقیس هنوز با پیامد آن شب زمستانی زندگی میکند.
نوزادی که قرار بود چهارمین فرزندش باشد، جان باخت و خودش نیز پس از زایمان با خونریزی شدید تا مرز مرگ پیش رفت.
او هنوز از نظر جسمی و روحی بهبود کامل نیافته است. با این حال، شوهرش میخواهد دوباره صاحب فرزند شوند و قابله به او توصیه کرده است برای بارداری دوباره عجله نکند.
قصه بلقیس یک مورد جداافتاده نیست؛ بلکه تصویری از مشکلاتی است که زنان و کودکان در مناطق دوردست افغانستان با آن روبهرو هستند: فاصله زیاد تا شفاخانه، نبود آمبولانس، کمبود قابله، دسترسی محدود به دارو و تجهیزات و تأخیر در رسیدن به مراقبتهای تخصصی.
در دو دهه گذشته، میزان مرگومیر کودکان کاهش یافته است؛ اما حفظ این دستاورد به ادامه دسترسی مادران و کودکان به خدمات صحی، آموزش نیروی تازه و حضور کارکنان صحی آموزشدیده وابسته است.
اکنون پرسش این است که آیا افغانستان میتواند روند کاهش مرگومیر کودکان را حفظ کند، یا محدودیت آموزش نیروی صحی زن، دشواری دسترسی به خدمات درمانی و کمبود امکانات، این روند را در سالهای آینده متوقف خواهد کرد؟