چرا اعتراضات دانشآموزان فرانسه به یک بحران سراسری تبدیل شده است
اعتراضات دانشآموزان فرانسه که از اواسط سپتامبر در حومه پاریس آغاز شد، اکنون به یک جنبش سراسری تبدیل شده است. کمبود معلمان، صنف های کثیف، فرسودگی ساختمانهای مکاتب، ازدحام صنفها و نگرانی درباره آینده تحصیلی از مهمترین دلایل این اعتراضات است.
با این حال، گسترش اعتراضات و درگیریهای خشونتآمیز میان پولیس و معترضان، بحران را از محدوده نظام آموزشی فراتر برده است.
روز سهشنبه، ۱۴ میزان، بیش از ۲۵۰ هزار نفر، به گفته وزارت داخله فرانسه، در تظاهرات سراسر این کشور شرکت کردند. برگزارکنندگان شمار معترضان را ۴۵۰ هزار نفر اعلام کردند. تنها در پاریس، مقامهای حکومتی حضور ۵۶ هزار معترض را ثبت کردند.
اعتراضات که عمدتاً با حضور دانشآموزان ۱۵ تا ۱۸ ساله برگزار میشود، بهتدریج حمایت معلمان، والدین، اتحادیههای کارگری و شماری از احزاب سیاسی را نیز جلب کرده است. گزارشها نشان میدهد که نارضایتی دانشآموزان تنها به کمبود امکانات آموزشی محدود نیست، بلکه به نابرابری اجتماعی، نگرانی درباره آینده و پیشینه طولانی اعتراضات خیابانی در فرانسه نیز ارتباط دارد.
دلایل اعتراضات
دانشآموزان فرانسوی میگویند که کمبود معلمان و وضعیت نامناسب ساختمانهای مکاتب، کیفیت آموزش را کاهش داده است.
به گزارش سیبیسی، نظرسنجی یکی از اتحادیههای معلمان دوره متوسطه نشان میدهد که بیش از نیمی از مکاتب فرانسه امسال با کمبود نیروی آموزشی روبهرو هستند. این مشکل نزدیک به یک دهه است که ادامه دارد و در برخی موارد، دانشآموزان به دلیل نبود معلم جایگزین، صدها ساعت آموزش را از دست میدهند.
مادلنا، دانشآموزی در پاریس، به بیبیسی گفت: «گاهی معلمان ما چند هفته غایب هستند، بدون آنکه کسی جایگزین آنها شود.» او همچنین از گرمای شدید صنفها در جریان تابستان گرم امسال شکایت کرد و گفت که ساختمان مکتبش در چنین شرایطی بهشدت گرم میشود.
دانشآموزان دیگر نیز از فرسودگی ساختمانها، کمبود امکانات، وجود کیک و موش در صنفها و نبود سیستم مناسب گرمایش و سرمایش شکایت دارند.
رودی کوویلیه، دانشآموزی در حومه پانتن پاریس، به سیبیسی گفت که دمای صنفها در تابستان به ۳۵ درجه میرسد، در حالی که ۳۰ تا ۳۵ دانشآموز در یک صنف حضور دارند.
ازدحام صنفها نیز از دیگر مشکلات نظام آموزشی فرانسه است. میانگین شمار دانشآموزان در برخی صنفها به ۲۵ تا ۳۰ نفر رسیده است.
معترضان خواستار استخدام گسترده معلمان، پرستاران مکاتب و دستیاران آموزشی و همچنین بازسازی فوری ساختمانهای فرسوده هستند.
چرا مکاتب فرانسه با کمبود امکانات روبهرو هستند؟
شبکه سیبیسی کانادا گزارش داد که وزارت تعلیم و تربیه بیشترین سهم بودجه را در میان وزارتخانههای فرانسه دریافت میکند، اما افزایش جمعیت دانشآموزان، مشکلات استخدام معلمان و نابرابری میان مناطق مختلف، فشار زیادی بر نظام آموزشی وارد کرده است.
جنبش اعتراضی نیز از حومههای پاریس آغاز شد، مناطقی که سالها با افزایش جمعیت و کمبود امکانات روبهرو بودهاند.
به گزارش سیبیسی، مکاتب مناطق مرفه از کمکهای مالی والدین برخوردارند، در حالی که مکاتب مناطق فقیر چنین امکاناتی ندارند. پیچیدگی روندهای اداری نیز اجرای پروژههای بازسازی مکاتب را به تأخیر میاندازد.
یکی دیگر از مشکلات، کاهش جذابیت حرفه معلمی است. در سال ۱۹۸۰، حقوق معلمان تازهکار بیش از دو برابر حداقل دستمزد فرانسه بود، اما اکنون تنها اندکی بیشتر از حداقل دستمزد است.
اگنس وان زانتن، پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه گفت که حکومت برای افزایش جذابیت حرفه معلمی، از جمله از طریق افزایش معاشها، تلاش کافی نکرده است.
با این حال، بیبیسی با استناد به آمار سازمان همکاری و توسعه اقتصادی مینویسد که فرانسه برای هر دانشآموز دوره متوسطه عالی، بیشتر از میانگین اتحادیه اروپا هزینه میکند. کمبود معلمان نیز در مقایسه با برخی کشورهای اروپایی شدیدتر نیست.
این آمار نشان میدهد که مشکلات آموزشی فرانسه تنها به کمبود بودجه مربوط نمیشود، بلکه نحوه توزیع منابع و تفاوت امکانات میان مناطق نیز در شکلگیری نارضایتی نقش دارد.
ساعتهای طولانی مکتب و نگرانی درباره دانشگاه
یکی دیگر از خواستههای معترضان، کاهش ساعتهای طولانی مکتب است. در فرانسه، روز درسی شماری از دانشآموزان از ساعت هشت صبح آغاز میشود و تا شش شام ادامه مییابد.
یکی از دانشآموزان به تلویزیون فرانسه گفت: «ساعت هفت شام به خانه میرسید و دیگر فرصتی برای استراحت یا انجام کارهای درسی ندارید.»
طولانی بودن روز درسی تا حد زیادی به وقفههای طولانی نان چاشت و برنامههای پیچیده آموزشی ارتباط دارد.
نظام پذیرش دانشگاهها نیز از عوامل نارضایتی است. فرانسه از اینترنتی «پارکورسسوپ» برای پذیرش دانشجویان استفاده میکند. منتقدان میگویند که روند ارزیابی درخواستها شفاف نیست و دانشآموزان نمیدانند چرا در برخی رشتهها یا دانشگاهها پذیرفته نمیشوند.
به گزارش بیبیسی، حدود ۸۰ درصد دانشآموزان هر نسل در فرانسه در امتحان نهایی متوسطه، موسوم به بکلوریا، کامیاب میشوند. این مدرک امکان ورود به تحصیلات عالی را فراهم میکند، اما پذیرش در رشته یا دانشگاه دلخواه را تضمین نمیکند.
رقابت برای ورود به دانشگاههای معتبر، فشار روانی زیادی بر دانشآموزان وارد کرده است. با این حال، چنین مشکلاتی در دیگر کشورهای اروپایی نیز وجود دارد و بهتنهایی نمیتواند گستردگی اعتراضات فرانسه را توضیح دهد.
برخورد پولیس چگونه اعتراضات را گسترش داد؟
اعتراضات دانشآموزان در هفتههای اخیر با درگیریهای خشونتآمیز همراه بوده است. پولیس برای بازکردن راه مکاتب و متفرق کردن تجمعات از گاز اشکآور و موترهای آبپاش استفاده کرده است.
به گزارش سیبیسی، از آغاز این جنبش تا زمان انتشار گزارش، بیش از پنج هزار نفر بازداشت و بیش از ۲۰۰ نفر زخمی شده بودند.
در یکی از رویدادها، یک نوجوان پس از اصابت گلوله غیرکشنده پولیس، بینایی یک چشم خود را از دست داد. دست یک نوجوان ۱۵ ساله نیز بر اثر انفجار نارنجک صوتی بهشدت آسیب دید.
حکومت فرانسه در واکنش به این رویدادها، استفاده پولیس از نارنجکهای صوتی علیه معترضان را تعلیق کرد.
سازمان عفو بینالملل استفاده نامتناسب از زور علیه دانشآموزان را محکوم کرده است. به گزارش سیبیسی، دستکم ۱۸ تحقیق داخلی درباره اتهامهای خشونت پولیس آغاز شده بود.
در مقابل، مقامهای فرانسوی میگویند که پولیس برای جلوگیری از تخریب اموال عمومی و بازگشایی مکاتب وارد عمل شده است. ادوارد ژفره، وزیر معارف فرانسه، گفته است که تا یکشنبه گذشته ۲۴ مکتب آتش زده شده یا تخریب شده بود. مقامهای حکومت همچنین معتقدند که برخی افراد خارج از جنبش دانشآموزی در خشونتها نقش دارند.
سباستین لوکورنو، نخستوزیر فرانسه، تأکید کرده است که پولیس دستور مقابله با دانشآموزان را ندارد و مأموریت آن اجرای قانون است. با این حال، برخورد پولیس با نوجوانان به یکی از عوامل گسترش اعتراضات تبدیل شده و شماری از والدین و معلمان را نیز به خیابانها کشانده است.
چرا اعتراضات خیابانی در فرانسه اهمیت سیاسی دارد؟
بیبیسی مینویسد که برای درک گستردگی اعتراضات کنونی باید به تاریخ سیاسی فرانسه توجه کرد. در این کشور، اعتراض خیابانی همواره یکی از ابزارهای فشار بر حکومت بوده و جنبشهای دانشآموزی و دانشجویی بارها توانستهاند تصمیمهای حکومت را تغییر دهند.
در سال ۱۹۹۰، اعتراضات گسترده دانشآموزان به کمبود امکانات و کارکنان آموزشی باعث شد حکومت بودجهای معادل ۱.۲ میلیارد یورو به ارزش امروزی برای مکاتب اختصاص دهد.
در سال ۱۹۹۸ نیز حدود ۵۰۰ هزار دانشآموز در سراسر فرانسه تظاهرات کردند. حکومت در پاسخ، نزدیک به یک میلیارد یورو برای بازسازی مکاتب اختصاص داد و ۱۴ هزار کارمند جدید استخدام کرد.
یکی از نمونههای مهم دیگر به سال ۲۰۰۶ برمیگردد. در آن سال، حکومت قانونی را برای آسانتر کردن استخدام و اخراج کارکنان زیر ۲۶ سال تصویب کرد، اما پس از هفتهها اعتراض دانشآموزان و دانشجویان، ناچار شد آن را لغو کند.
اعتراضات دانشجویی سال ۱۹۶۸ و جنبش جلیقهزردها در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ نیز از نمونههای تأثیرگذاری اعتراضات خیابانی بر سیاست فرانسه هستند.
جنبش جلیقهزردها که در مخالفت با افزایش مالیات سوخت آغاز شد، حکومت امانوئل مکرون را وادار کرد از این تصمیم عقبنشینی کند و بستهای شامل حدود ۱۰ میلیارد یورو هزینه و امتیازات اقتصادی تصویب کند.
بیبیسی با اشاره به این پیشینه مینویسد که دانشآموزان فرانسوی در فرهنگی سیاسی رشد کردهاند که در آن تظاهرات خیابانی میتواند بر تصمیمهای حکومت تأثیر بگذارد.
چرا پاسخ به خواستههای دانشآموزان دشوار است؟
اعتراضات کنونی در شرایطی جریان دارد که حکومت فرانسه با مشکلات سیاسی و اقتصادی روبهروست.
انتخابات زودهنگام پارلمانی سال ۲۰۲۴ به تشکیل مجلسی انجامید که هیچ جریان سیاسی در آن اکثریت روشن ندارد. این وضعیت تصویب بودجه و اجرای برنامههای حکومت را دشوار کرده است.
امانوئل مکرون نیز پس از نزدیک به یک دهه حضور در قدرت، با کاهش محبوبیت روبهروست و نمیتواند برای سومین دوره پیاپی نامزد ریاستجمهوری شود.
از سوی دیگر، کسری بودجه فرانسه به ۵.۴ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده و بدهی عمومی کشور در بالاترین سطح از دهه ۱۹۴۰ قرار دارد. افزایش هزینههای استقراض و فشار بازارهای مالی برای کاهش کسری بودجه، توان حکومت را برای افزایش هزینههای آموزشی محدود کرده است.
قرار است بودجه وزارت معارف فرانسه در سال آینده ۱.۲ میلیارد یورو افزایش یابد، اما احزاب مخالف میگویند که این افزایش کافی نیست.
لوکورنو شام چهارشنبه، ۱۵ میزان وعده داد که حکومت تا پایان ماه اکتوبر راهحلهای مشخص و دارای بودجه برای رسیدگی به مشکلات آموزشی ارائه خواهد کرد.
حکومت همچنین سامانهای برای دریافت شکایتها و پیشنهادهای دانشآموزان ایجاد کرده که در نخستین روز فعالیت حدود ۴۰ هزار پیام دریافت کرده است.
با این حال، رهبران جنبش دانشآموزی این وعدهها را ناکافی میدانند و خواستار اقدامات فوری هستند.
نظرسنجی شبکه بیافام نشان میدهد که ۷۲ درصد مردم فرانسه خواستههای دانشآموزان را مشروع میدانند. اما حمایت از این خواستهها لزوماً به معنای موافقت با ادامه اعتراضات نیست.
هزاران دانشآموز فرانسوی روز پنجشنبه، ۱۶ میزان در سومین هفته اعتراضات به وضعیت مکاتب، در پاریس و شماری از شهرهای دیگر تظاهرات کردند. معترضان خواستار رفع کمبود معلمان، بهبود وضعیت ساختمانهای مکاتب و کاهش فشار درسی هستند.
حکومت فرانسه وعده داده است که به این مشکلات رسیدگی کند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد که دانشآموزان در شهرهای پاریس، لیل، رن، نانت، تولون و مارسی به خیابانها آمدند و در برخی مناطق ورودی مکاتب را بستند.
بیشتر تظاهرات مسالمتآمیز بود، اما در بخشهایی از پاریس و نانت میان پولیس و معترضان درگیری رخ داد. پولیس در شهر رن برای متفرق کردن معترضان از موترهای آبپاش استفاده کرد. در میدان باستیل پاریس نیز پولیس هنگام غروب با جمعیت معترضان برخورد کرد و از آبپاش استفاده کرد.
معترضان از ازدحام بیش از حد صنفها، کمبود معلمان و فرسودگی ساختمانهای مکاتب شکایت دارند.
دایان دیسیولو، معلم ۲۸ ساله که در تظاهرات مارسی شرکت کرده بود، گفت که دانشآموزان تنها خواستار آموزش مناسب در شرایط قابلقبول هستند.
او گفت که امسال ۳۷ دانشآموز در صنفش دارد و در آغاز هر درس ناچار است از آنها بخواهد برای پیدا کردن چوکی و میز اضافی به صنفهای دیگر مراجعه کنند.
این معلم پلاکاردی با خود حمل میکرد که روی آن درباره وجود حشرات در صنف درسی نوشته شده بود: «من معلم هستم و دانشآموزانم در گرفتن کیکها در صنف به من کمک میکنند.»
وعده حکومت برای رسیدگی فوری به مشکلات مکاتب
ادوارد ژفره، وزیر معارف فرانسه، پس از دیدار با دانشآموزان و معلمان در شهر رنس اعلام کرد که یک برنامه اضطراری برای جایگزینی معلمان غایب آغاز میکند. او همچنین گفت که برنامههای درسی طولانی و فشرده دانشآموزان بررسی خواهد شد.
در فرانسه، برخی دانشآموزان از ساعت هشت صبح تا شش شام در مکتب هستند و علاوه بر آن، کارخانگی درسی زیادی نیز دارند.
وزیر معارف فرانسه همچنین از بررسی تغییرات احتمالی در سامانه سراسری پذیرش دانشگاهها، موسوم به «پارکورسسوپ»، خبر داد. این سامانه به دلیل پیچیدگی و ایجاد فشار روانی بر متقاضیان ورود به دانشگاه با انتقادهای گسترده روبهرو شده است.
سباستین لوکورنو، نخستوزیر فرانسه، چهارشنبهشب وعده داد که حکومت تا پایان ماه اکتوبر راهحلهای مشخص، فوری و دارای بودجه برای رسیدگی به خواستههای معترضان ارائه خواهد کرد. با این حال، او جزئیات این برنامهها را اعلام نکرد.
وزارت معارف فرانسه اعلام کرد که شمار مکاتب بستهشده در جریان اعتراضات کاهش یافته است. به گفته این وزارت، صبح پنجشنبه ۲۲۴ مکتب بسته بود که این رقم تا ظهر به ۱۵۷ مکتب کاهش یافت. بر اساس آمار رسمی، ۹۶ درصد مکاتب کشور باز بودند.
با وجود این وعدهها، رهبران جنبش دانشآموزی اعلام کردند که اعتراضات ادامه خواهد یافت و از معترضان خواستند سهشنبه آینده بار دیگر به خیابانها بیایند.
ریاض رانی، از رهبران اتحادیههای دانشآموزی، گفت: «خواستههای ما باید شنیده شود. آقای لوکورنو دیروز فقط حرفهای بیاساس زد.»
او تأکید کرد که اعتراضات ادامه مییابد و دانشآموزان از خواستههای خود عقبنشینی نخواهند کرد.
انتقاد از برخورد پولیس با دانشآموزان
نحوه برخورد پولیس با معترضان نیز به یکی از محورهای اعتراضات تبدیل شده است. روی برخی پلاکاردها نوشته شده بود: «برای شنیده شدن صدای ما خیلی جوان هستیم، اما برای هدف قرار گرفتن با گاز اشکآور به اندازه کافی بزرگ شدهایم.»
از آغاز این اعتراضات تاکنون صدها نفر بازداشت و دهها نفر زخمی شدهاند.
حکومت فرانسه روز چهارشنبه، ۱۵ میزان پس از آنکه دست یک نوجوان در جریان اعتراضات بر اثر انفجار نارنجک صوتی بهشدت آسیب دید، استفاده پولیس از این نوع نارنجکها را در برخورد با معترضان متوقف کرد.
بر اساس یک نظرسنجی، ۷۲ درصد مردم فرانسه خواستههای دانشآموزان را برحق میدانند، اما ۵۵ درصد معتقدند که اعتراضات باید متوقف شود.
این اعتراضات در آستانه انتخابات ریاستجمهوری فرانسه، اختلاف مواضع جریانهای سیاسی این کشور را نیز آشکار کرده است.
مارین لوپن، از چهرههای راست افراطی، بر خسارتهای واردشده به مکاتب از سوی شماری از معترضان تأکید کرده است. در مقابل، ژانلوک ملانشون، سیاستمدار چپگرا، از دانشآموزان معترض حمایت کرده و برخورد پولیس با آنان را محکوم کرده است.
همزمان با اعتراضات در فرانسه، دانشآموزان در شهرهای بروکسل، سینه و لیژ بلجیم نیز تظاهرات کردند. معترضان در بلجیم نیز از افزایش هزینهها، ازدحام صنفها، کمبود امکانات آموزشی و افزایش فشار کاری معلمان شکایت دارند.
در شهر لیژ که به گفته پولیس نزدیک به ۲۰۰ نفر در جریان اعتراضات ماه جاری بازداشت شدهاند، مقامها تجمع بیش از سه نفر در اماکن عمومی را تا ۲۴ میزان ممنوع کردهاند. با این حال، پولیس اجازه برگزاری تجمعی در برابر دانشگاه این شهر را داده است.
پولیس مبارزه با تروریسم بریتانیا اعلام کرد که دو مرد پس از ورود غیرمجاز به داخل یک پایگاه هوایی بریتانیا در شرق این کشور بازداشت شدند.به گفته مقامها، افراد بازداشتشده اهل لیتوانیا هستند.
پایگاه مولزورث محل استقرار نیروهای امریکایی و مرکز فعالیتهای اطلاعاتی و فرماندهی است.
پولیس روز پنجشنبه اعلام کرد که این دو مرد ۳۲ و ۳۶ ساله پس از آسیبرساندن به بخشی از حصار امنیتی، وارد محوطه پایگاه مولزورث شدند و نیروهای امنیتی آنها را شناسایی کردند.
این دو نفر ابتدا به ظن ورود غیرمجاز به یک مکان ممنوعه و تخریب اموال بازداشت شدند، اما سپس بر اساس قانون امنیت ملی بریتانیا، به ورود به یک مکان ممنوعه با هدفی مغایر با منافع این کشور مظنون شناخته شدند.
به گفته پولیس، هر دو نفر ساکن بریتانیا هستند و مأموران دو محل مرتبط با آنها را در نزدیکی شهر پیتربورو بازرسی کردهاند.
نیروهای خنثیسازی بمب نیز یک موتر رهاشده در نزدیکی پایگاه را بررسی کردند، اما مورد مشکوکی در آن نیافتند.
پایگاه مولزورث در اختیار نیروهای امریکایی است و برای فعالیتهای اطلاعاتی، تحلیل اطلاعات و امور فرماندهی استفاده میشود. ناتو نیز یک مرکز اطلاعاتی در این پایگاه دارد. مولزورث برای عملیات پروازی استفاده نمیشود.
این بازداشتها در حالی صورت گرفته که مقامهای بریتانیا در هفتههای اخیر درباره تهدیدهای احتمالی علیه پایگاههای نظامی این کشور ابراز نگرانی کردهاند.
ماه گذشته، چند نفر در ارتباط با طرح احتمالی حمله به پایگاه هوایی فیرفورد در غرب لندن بازداشت شدند. حکومت بریتانیا از احتمال ارتباط این طرح با ایران خبر داده، اما تهران هرگونه دخالت در آن را رد کرده است.
واشنگتن نیز روز دوشنبه اعلام کرد که به دلیل تهدیدی مرتبط با ایران، بمبافکنهای بی-۱ خود را از پایگاه فیرفورد خارج کرده است.
با این حال، پولیس بریتانیا میگوید تاکنون هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط ورود غیرمجاز به پایگاه مولزورث با پرونده فیرفورد به دست نیامده است.
هلن فلاناگان، از مقامهای ارشد پولیس مبارزه با تروریسم بریتانیا، گفت: «ما از افزایش نگرانیها درباره امنیت پایگاههای نظامی کشور آگاه هستیم، اما در این مرحله هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این رویداد با حوادث هفته گذشته در پایگاه فیرفورد ارتباط دارد.»
وس استریتینگ، وزیر دفاع بریتانیا، نیز گفت که حکومت تهدیدهای احتمالی علیه پایگاههای نظامی بریتانیا را با دقت زیر نظر دارد و برای تأمین امنیت آنها با پولیس همکاری میکند.
سخنگوی نیروی هوایی امریکا نیز از واکنش سریع نیروهای امنیتی بریتانیا قدردانی کرد و گفت که دو کشور برای تأمین امنیت نیروهای نظامی و ساکنان مناطق اطراف پایگاهها همکاری نزدیکی دارند.
نماینده هند در سازمان ملل میگوید که پاکستان با تعیین جایزه برای مسعود اظهر، بنیانگذار جیش محمد، نمیتواند سیاست دیرینه حمایت از تروریسم را پنهان کند. او تاکید کرد کشوری که به پناهگاه امن گروههای مسلح فرامرزی تبدیل شده، صلاحیت ندارد خود را پیشگام مبارزه با هراسافکنی نشان دهد.
راگو پوری، سکرتر اول نمایندگی هند در سازمان ملل متحد، روز پنجشنبه، ۱۶ میزان، در نشست کمیته ششم مجمع عمومی این سازمان گفت که مبارزه با هراسافکنی با صدور بیانیهها و ژستهای دیپلوماتیک ممکن نیست و حامیان و تأمینکنندگان مالی شبکههای افراطی باید پاسخگوی عملکرد خود باشند. او با اشاره به تعیین جایزه هفت میلیون روپیهای از سوی اسلامآباد برای اطلاعاتی که منجر به بازداشت مسعود اظهر، بنیانگذار و رهبر جیش محمد شود، تصریح کرد در شرایطی که خبرنگاران و رسانهها امکان ارتباط با او را دارند، ادعای حکومت پاکستان مبنی بر بیخبری از موقعیت مکانی اظهر غیرقابل باور است.
او پاکستان را به سیاستهای دوگانه متهم کرد و از حملات ۱۱ سپتامبر، حمله مرگبار سال ۲۰۰۸ در بمبئی و حمله پهلگام در کشمیر نام برد و گفت جهان نباید عاملان و سازماندهندگان این حملات تروریستی را فراموش کند. مسعود اظهر در سال ۱۹۹۹، پس از ربودهشدن یک هواپیمای مسافربری خطوط هوایی هند (پرواز IC-814) و فرود آن در قندهار در رژیم اول طالبان، در بدل آزادی ۱۵۵ گروگان از زندان هند آزاد شد.
او بلافاصله پس از آزادی گروه جیش محمد را بنیان گذاشت، گروهی که در دسامبر ۲۰۰۱ به پارلمان هند حمله کرد و دو قدرت هستهای جنوب آسیا را تا آستانه یک جنگ تمامعیار کشاند. شورای امنیت سازمان ملل در همان سال جیش محمد و سرانجام در اول می ۲۰۱۹ خود اظهر را در فهرست سیاه تحریمهای وابسته به القاعده قرار داد. در سالهای اخیر، مقامهای پاکستانی ادعا کردهاند که اظهر دیگر در این کشور حضور ندارد و به خاک افغانستان منتقل شده است، ادعایی که طالبان در کابل آن را قاطعانه رد کرده و بازی اسلامآباد برای فرار از فشارهای بینالمللی خواندهاند. پاکستان در سال ۲۰۲۱ برای اطلاعاتی که منجر به بازداشت مسعود اظهر شود، ۵ میلیون روپیه جایزه تعیین کرده بود. در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ اداره تحقیقات فدرال پاکستان این مبلغ را به ۷ میلیون روپیه افزایش داد و نام اظهر را بار دیگر در فهرست افراد تحت تعقیب خود قرار داد که این اقدام با واکنش تند هند روبه رو شد.
این رویارویی لفظی در سازمان ملل ریشه در مناقشه تاریخی و لاینحل هند و پاکستان بر سر منطقه کشمیر دارد، مناقشهای که از زمان استقلال و جدایی دو کشور در سال ۱۹۴۷ تاکنون عامل سه جنگ بزرگ و درگیریهای بیپایان مرزی بوده است.
دهلینو پیوسته دستگاه استخبارات نظامی پاکستان را به تسلیح و هدایت گروههای شبه نظامی از جمله جیش محمد و لشکر طیبه برای هدف قرار دادن امنیت داخلی هند متهم میکند، در حالی که اسلامآباد این ادعاها را رد کرده و تمرکز خود را بر نقض حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت مردم کشمیر قرار داده است.
شمار کشتهشدگان حملات گسترده موشکی و پهپادی روسیه به مناطق مختلف اوکراین به دستکم ۳۲ نفر افزایش یافت که در میان آنان، چند کودک نیز دیده میشوند.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، این حملات را که چهارشنبه ۱۵ میزان انجام شد، از «رذیلانهترین» اقدامات نظامی روسیه توصیف کرد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد بیشترین تلفات در شهر پریلوکی در استان چرنیهیف در شمال اوکراین به ثبت رسیده است؛ جایی که حمله موشکی روسیه یک ساختمان مسکونی پنجطبقه را ویران کرد.
سازمان خدمات اضطراری اوکراین پنجشنبه ۱۶ میزان اعلام کرد آمار قربانیان حمله به پریلوکی به ۲۲ نفر رسیده است. به گفته داخله اوکراین، دستکم پنج تن از کشتهشدگان کودک هستند.
همچنین با کشف پیکر دو نفر دیگر در آوار یک مجتمع مسکونی در کییف، شمار جانباختگان حمله هوایی روسیه به پایتخت اوکراین به چهار نفر افزایش یافت.
مقامهای کییف شامگاه ۱۵ میزان خبر داده بودند سقوط بقایای یک پهپاد در حومه پایتخت دو کشته بر جای گذاشته است.
زلنسکی شمار مجروحان حملات روسیه به مناطق مختلف اوکراین را در مجموع ۱۰۰ نفر اعلام کرد.
او با اشاره به همزمانی این حملات با سالروز تولد ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، گفت: «این هدیه تولدی بود که پوتین به خودش داد؛ کشتن کودکان و کشتن مردم.»
رئیسجمهور اوکراین افزود: «روسها میخواستند ضربهای دردناک و آشکار وارد کنند. این یکی از رذیلانهترین حملات بود.»
به گزارش رویترز، روسیه در جریان این حملات ۷۰ موشک، از جمله شمار زیادی موشک بالستیک پرسرعت، و دهها پهپاد تهاجمی شاهد به سوی اوکراین شلیک کرد.این حملات همچنین به تأسیسات صنعتی و زیرساختهای انرژی اوکراین آسیب رساند.
روسیه از سال ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
مقامهای اوکراینی در هفتههای اخیر بارها از متحدان خود خواستهاند ذخایر موشکهای رهگیر سامانه پاتریوت این کشور را تأمین کنند.
پاتریوت تنها سلاح موجود در زرادخانه اوکراین است که توانایی سرنگونی موشکهای بالستیک را دارد.
اولشکی؛ گرسنگی در سایه مینها و پهپادها
رویترز پنجشنبه ۱۶ میزان در گزارشی دیگر از وخامت بحران انسانی در شهر اولشکی در جنوب اوکراین خبر داد؛ شهری که تحت اشغال روسیه قرار دارد و ساکنان آن با کمبود شدید مواد غذایی و خطر گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند.
بر اساس این گزارش، مردم اولشکی برای تهیه آب و غذا ناچارند جان خود را به خطر بیندازند و ساعتها پیاده یا با دوچرخه از جادههای مینگذاریشده عبور کنند.
این شهر در نزدیکی خط مقدم جنگ و در شرق رودخانه دنیپرو قرار دارد. مسیر اصلی خروج از آن به مناطق تحت کنترول روسیه در عمق سرزمینهای اشغالی منتهی میشود.
به گفته شاهدان عینی و گروههای امدادرسان، خودروهای سوخته در بخشهای مختلف این مسیر پراکندهاند و آثار انفجار در طول جاده دیده میشود. پهپادهای تهاجمی نیز پیوسته بر فراز آن پرواز میکنند.
ساکنان میگویند آخرین محمولههای مواد غذایی در ماه مه به یکی از فروشگاههای محلی رسیده و از آن زمان، دسترسی به مواد خوراکی بهشدت دشوار شده است.
زنی ساکن اولشکی که از بیم اقدامات تلافیجویانه نیروهای روسیه خواست نامش فاش نشود، به رویترز گفت: «وقتی شش ماه است نتوانستهاید به فروشگاه بروید، مگر ممکن است چیزی برای خوردن در خانهتان باقی مانده باشد؟»
این زن بهتازگی برای تهیه مایحتاج خود راهی رادنسک در حدود ۲۰ کیلومتری جنوبشرقی اولشکی شده بود، اما هنگام بازگشت بر اثر انفجار مین زخمی شد.
او پس از این حادثه گفت: «هیچ مسیر امنی برای خروج وجود ندارد.»
این زن افزود پیشتر نیز سه نفر در همین مسیر که برخی ساکنان محلی آن را «جاده مرگ» مینامند، کشته شده بودند.
دمیترو لوبینتس، کمیشنر حقوق بشر اوکراین، با انتقاد از وضعیت غیرنظامیان در اولشکی گفت: «روسیه هر روز غیرنظامیان را بر سر یک دوراهی قرار میدهد: یا بمانند و از گرسنگی بمیرند، یا شهر را ترک کنند و خطر انفجار مین را به جان بخرند.»
او افزود کییف پیشنهاد برقراری آتشبس محلی و ایجاد مسیرهای امن برای تخلیه ساکنان ارائه کرده بود، اما مسکو این پیشنهاد را رد کرد.
روسیه به وجود مشکلات حاد در تأمین مواد غذایی و اقلام پزشکی در اولشکی اذعان کرده، اما مسئولیت این بحران را متوجه اوکراین دانسته است.
سه سال از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به جنوب اسرائیل میگذرد. این حمله مرگبارترین روز در تاریخ اسرائیل را رقم زد و به جنگی انجامید که دهها هزار فلسطینی را کشت، غزه را به ویرانه تبدیل کرد و دامنه درگیری را از لبنان و سوریه تا ایران و کشورهای خلیج گسترش داد.
با وجود برقراری آتشبس در غزه از یک سال پیش، حملات همچنان ادامه دارد و چشمانداز یک صلح پایدار هنوز دور به نظر میرسد.
در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، نیروهای حماس و گروههای مسلح فلسطینی با عبور از مرز غزه وارد شهرها، شهرکها و پایگاههای نظامی در جنوب اسرائیل شدند. براساس آمار مورد استفاده رویترز، حدود ۱۲۰۰ نفر در این حمله کشته شدند و ۲۵۱ نفر به گروگان گرفته شدند. بسیاری از قربانیان غیرنظامی بودند. کشتار شرکتکنندگان جشنواره موسیقی، خانوادهها در شهرکهای مرزی و ربودن زنان، کودکان، سالمندان و سربازان، جامعه اسرائیل را با یکی از عمیقترین شوکهای امنیتی روبهرو کرد.
اسرائیل در پاسخ، عملیات گسترده هوایی و زمینی در غزه را آغاز کرد. سه سال بعد، ابعاد تلفات فلسطینی چندین برابر قربانیان هفتم اکتبر شده است.
براساس اطلاعات وزارت بهداشت غزه، شمار کشتهشدگان از ۷۴ هزار نفر گذشته است. الجزیره با استناد به آمار این وزارتخانه گزارش داد که دستکم ۲۱ هزار کودک در میان کشتهشدگاناند و بیش از ۱۷۵ هزار نفر نیز زخمی شدهاند. این آمار تنها مرگهای ثبتشده را دربرمیگیرد و هزاران مفقود یا افرادی که زیر آوار ماندهاند ممکن است در آن محاسبه نشده باشند.
اسرائیل میگوید بخش قابل توجهی از کشتهشدگان جنگجویان حماس بودهاند، اما وزارت بهداشت غزه آمار جداگانهای از نیروهای مسلح و غیرنظامیان منتشر نمیکند.
ویرانی مادی نیز ابعادی کمسابقه یافته است. ارزیابی نهایی مشترک سازمان ملل، اتحادیه اروپا و بانک جهانی، هزینه بازسازی و احیای غزه را حدود ۷۱.۴ میلیارد دالر در یک دهه برآورد کردهاند. بیش از ۶۱ میلیون تُن آوار در غزه باقی مانده و سازمان ملل میگوید پاکسازی کامل آن، حتی با دسترسی مناسب به ماشینآلات، ممکن است سالها طول بکشد.
طبق دادههای سازمان ملل، تقریباً تمام مراکز درمانی و مکاتب غزه آسیب دیدهاند یا از فعالیت عادی بازماندهاند. اقتصاد محلی نیز عملاً فروپاشیده است؛ کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل تخمین زده که ۹۲ درصد مراکز اقتصادی غزه آسیب دیده یا نابود شده و بیکاری به حدود ۷۸ درصد رسیده است.
جنگ اما در غزه محدود نماند. حزبالله لبنان یک روز پس از آغاز جنگ حملات خود به اسرائیل را با عنوان حمایت از غزه آغاز کرد و تبادل آتش در مرز به جنگی تمامعیار در سال ۲۰۲۴ تبدیل شد. اسرائیل مناطق گستردهای در جنوب و شرق لبنان و حومه جنوبی بیروت را بمباران کرد و عملیات زمینی انجام داد. تا زمان آتشبس در نوامبر ۲۰۲۴، مقامهای لبنان از کشتهشدن بیش از ۳۷۰۰ نفر خبر داده بودند و حدود ۱.۴ میلیون نفر آواره شدند.
آتشبس لبنان نیز پایان بحران نبود. با آغاز جنگ مستقیم امریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فبروری ۲۰۲۶، جبهه لبنان بار دیگر شعلهور شد. رویترز گزارش داده که تنها تا ۱۹ مارچ بیش از هزار نفر در حملات اسرائیل در لبنان کشته و حدود یک میلیون نفر آواره شده بودند.
همزمان حملات امریکا و اسرائیل در ایران و پاسخ تهران به اسرائیل، پایگاههای امریکایی و کشورهای منطقه، جنگی را شکل داد که تا پاییز ۲۰۲۶ همچنان ادامه دارد و هزاران کشته برجای گذاشته است.
اسرائیل در سوریه نیز بارها اهداف نظامی، مسیرهای انتقال سلاح و مواضع مرتبط با ایران و حزبالله را هدف قرار داده است.
یکی از بحثهای تازه در اسرائیل، این است که آیا حمله هفتم اکتبر قابل پیشبینی بود یا خیر. روزنامه هاآرتص در سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش داد که محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، حدود ده روز پیش از حمله به بنیامین نتانیاهو هشدار داده بود که حماس در حال آمادهسازی یک اقدام بزرگ است.
گزارشهای بعدی گفتند استخبارات امارات متحده عربی نیز اطلاعات مشابهی را به شینبت منتقل کرده بود. نتانیاهو این گزارش را «دروغ» خوانده، آن را رد کرده و اعلام کرده است علیه هاآرتص اقدام حقوقی میکند. امارات نیز بهطور رسمی جزئیات این ادعا را تایید نکرده است.
گزارش دیگری که والاستریت ژورنال منتشر کرده و الجزیره آن را بازتاب داده، میگوید عباس کامل، رئیس وقت استخبارات مصر، چند روز پیش از هفتم اکتبر نیز درباره احتمال حمله حماس هشدار داده بود. گزارشها از هشدارهای دیگری در سپتامبر همان سال نیز سخن میگویند. نتانیاهو دریافت چنین هشدار مشخصی را رد کرده و دولت مصر نیز درباره گزارش تازه توضیح علنی نداده است. بنابراین هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که نتانیاهو اطلاعات مشخصی درباره زمان و ابعاد عملیات هفتم اکتبر در اختیار داشته و عمداً آن را نادیده گرفته است. آنچه روشن است این است که دستگاههای امنیتی اسرائیل پیش از حمله، حماس را عمدتاً «مهارشده» ارزیابی میکردند؛ فرضی که صبح هفتم اکتبر فرو ریخت.
در غزه، آتشبسی که با میانجیگری امریکا در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ اجرایی شد، جنگ گسترده را متوقف کرد و به آزادی آخرین گروگانهای اسرائیلی و صدها زندانی فلسطینی انجامید. اما یک سال بعد، رویترز میگوید اهداف اصلی توافق هنوز تحقق نیافته است.
اسرائیل همچنان حدود دو سوم غزه را در کنترول دارد، حماس خلع سلاح نشده و بازسازی عملاً آغاز نشده است. از زمان آتشبس نیز بیش از ۱۴۰۰ فلسطینی در حملات اسرائیل کشته شدهاند. اسرائیل میگوید این حملات در پاسخ به تهدیدها و تلاش حماس برای تجدید سازمان انجام شده است، ادعایی که حماس رد میکند.
سه سال پس از هفتم اکتبر، برای اسرائیلیها خاطره کشتار و گروگانگیری هنوز زخمی باز است و برای فلسطینیان غزه، سه سال جنگ به مرگ دهها هزار نفر، آوارگی تقریباً تمام جمعیت و نابودی بخش بزرگی از سرزمینشان انجامیده است. جنگی که از یک صبح در جنوب اسرائیل آغاز شد، امروز به مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته در غزه، لبنان، سوریه، ایران و خلیج تبدیل شده است.
آتشبس وجود دارد، اما صلح هنوز نه: مسئله خلع سلاح حماس، خروج اسرائیل از غزه، آینده اداره این منطقه و مهمتر از همه یک راهحل سیاسی برای مناقشه اسرائیل و فلسطین همچنان بیپاسخ مانده است.