حملات بیپاسخ پاکستان؛ رئيس استخبارات طالبان میگوید عزم ما در برابر «تجاوز» استوار است

عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات طالبان، در یک گردهمایی در میدانوردک گفت اداره طالبان در برابر هرگونه «تجاوز» از خود دفاع خواهد کرد.

عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات طالبان، در یک گردهمایی در میدانوردک گفت اداره طالبان در برابر هرگونه «تجاوز» از خود دفاع خواهد کرد.
این مقام طالبان بدون نام بردن از کشوری گفت که «دشمنان نمیتوانند نظام اسلامی را تحمل کنند» و افزود امید کسانی که به گفته او «به مرزهای نظام اسلامی تجاوز کردهاند، با عزم استوار» نیروهای طالبان از بین رفته است.
عبدالحق وثیق افزود: «کافران و مفسدان میخواهند به نظام آسیب بزنند، اما با کمک خداوند متعال و حمایت مردم این نظام پا برجا خواهد ماند.»
او از جوانان خواست تا در صورت «تجاوز بیگانگان» با طالبان همکاری و از حکومت این گروه دفاع کنند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که تنشها میان طالبان و پاکستان بر سر مسائل امنیتی و اتهامهای مربوط به فعالیت گروههای مسلح ادامه دارد.
پاکستان در هفتههای اخیر چندین حمله هوایی به مناطق مختلف افغانستان انجام داده است. این کشور در جریان سه هفته به دستکم شش ولایت افغانستان حمله کرده و طالبان، با وجود وعده «پاسخ سخت»، تا کنون اقدام نظامی آشکاری بر ضد پاکستان انجام ندادهاند.
پیشتر یک مقام ارشد طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، با حملات انتقامجویانه علیه پاکستان مخالف بوده و اجازه انجام این حملات را نداده است.
منابع به افغانستان اینترنشنال میگویند طالبان روند تخلیه شماری از آپارتمانهای شهرک امارات (شیخ زاید) در کابل را آغاز کرده و فهرست اولیه تخلیه ۱۹ آپارتمان را صادر کرده است.
به گفته باشندگان این شهرک، با وجود پیگیریهای چندماهه و اعلام آمادگی برای پرداخت اقساط، طالبان درخواست آنان برای دریافت مهلت بیشتر جهت تکمیل پرداختها را نپذیرفتهاند.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که ۵۲۱ آپارتمان در شهرک امارات- شیخ زاید کابل در معرض استرداد قرار گرفته و مقامهای مسئول روند عملی تخلیه بخشی از این واحدهای مسکونی را آغاز کردهاند.
به گفته این منابع، فهرست اولیه تخلیه ۱۹ آپارتمان صادر شده است. ساکنان میگویند در پشت این پرونده سرنوشت هزاران نفر از اعضای خانوادههای ساکن این شهرک قرار دارد.
بر اساس اطلاعاتی که منابع در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار دادهاند، بیش از ۲۵۰ تن از باشندگان این شهرک با امضای عریضههای جمعی به وزارت شهرسازی و مسکن، وزارت عدلیه، وزارت امر به معروف و نهی از منکر و دفتر ریاستالوزرا مراجعه کرده و خواستار اعطای یک مهلت نهایی برای پرداخت اقساط معوقه شدهاند.
به گفته ساکنان، دلیل قرار گرفتن این آپارتمانها در معرض استرداد، پایین بودن میزان پرداخت اقساط از سقف تعیینشده ۵۰ درصد است. آنان تأکید میکنند که خواستار بخشش بدهی یا معافیت از پرداخت نیستند، بلکه تنها فرصت بیشتر برای افزایش میزان پرداختها و ادامه اقساط را مطالبه میکنند.
منابع میگویند شماری از نمایندگان ساکنان در هفتههای گذشته برای پیگیری این موضوع به نهادهای مختلف از جمله شورای علمای کابل، شورای علمای قندهار، مقام ولایت کابل و ولایت قندهار مراجعه کردهاند، اما تاکنون به نتیجه ملموسی دست نیافتهاند.
باشندگان شهرک امارات استدلال میکنند که تأخیر در پرداخت اقساط عمدتاً ناشی از مشکلات اقتصادی، کاهش درآمد و بیکاری بوده و نه خودداری از انجام تعهدات مالی. آنان همچنین میگویند برخلاف برخی برداشتها، همه مالکان این آپارتمانها از چهرههای سیاسی یا مقامهای پیشین حکومت جمهوری نیستند و بسیاری از واحدهای مسکونی طی سالهای گذشته چندین بار خرید و فروش شده و اکنون در اختیار خانوادههای عادی قرار دارد.
ساکنان این شهرک از مقامهای طالبان خواستهاند پیش از نهایی شدن روند استرداد، به مالکان فعلی فرصت دیگری برای پرداخت اقساط داده شود. آنان میگویند حتی در صورت واگذاری این واحدها به افراد دیگر نیز اقساط باید پرداخت شود و به همین دلیل، اولویت باید به کسانی داده شود که بخشی از بهای آپارتمانها را پرداختهاند و آمادگی ادامه پرداخت را دارند.
تا زمان نشر این خبر، مقامهای طالبان درباره ادعاهای مطرحشده از سوی باشندگان شهرک امارات واکنش علنی نشان ندادهاند.
شهرک امارات، معروف به شهرک شیخ زاید، یک پروژه مسکونی در منطقه قصبه کابل است که با کمک مالی امارات متحده عربی ساخته شد و در سال ۲۰۱۸ به بهرهبرداری رسید. این شهرک شامل صدها واحد مسکونی است که به صورت قسطی به متقاضیان واگذار شدهاند. در سالهای اخیر موضوع نحوه فروش، انتقال مالکیت و پرداخت اقساط واحدهای مسکونی این شهرک بارها محل مناقشه بوده است. اکنون باشندگان شماری از این آپارتمانها میگویند در صورت اجرای کامل تصمیم استرداد، صدها خانواده با خطر از دست دادن خانههای خود روبهرو خواهند شد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در واکنش به اظهارات مقامهای پاکستانی اعلام کرد که مقصر دانستن افغانستان «راهحل ناکامیهای» اسلامآباد نیست. او از حکومت پاکستان خواست بهجای تبلیغات منفی، برای حل بحرانهای داخلی و احترام به حقوق مردم و سیاستمداران خود اقدام کند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز دوشنبه، ۲۰ میزان، با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی اکس نوشت که مقصر دانستن افغانستان در قبال ناکامیهای پاکستان راه به جایی نمیبرد.
او تأکید کرد که ادامه «اتهامزنیهای بیاساس» و تمرکز مقامهای بلندپایه اسلامآباد بر تبلیغات منفی علیه طالبان افغان، سیاستی ناکام است که روندهای دیپلوماتیک و مسیر مذاکرات را تخریب میکند.
سخنگوی طالبان با ابراز نگرانی از پیامدهای چالشهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی پاکستان بر ثبات منطقه تصریح کرد که حکومت پاکستان باید بهجای فرافکنی، گامهای عملی برای مهار این بحرانها بردارد و به حقوق، آزادیها و دیدگاههای سیاستمداران و شهروندان خود احترام بگذارد.
همزمان با اظهارات سخنگوی طالبان، عطاالله تارر، وزیر اطلاعات و نشرات پاکستان، روز دوشنبه، ۲۰ میزان، در حساب کاربری اکس خود موضع تندی علیه کابل گرفت. او مدعی شد که در حال حاضر بیش از ۲۰ هزار تروریست از جمله ۶ هزار عضو تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) در افغانستان حضور دارند.
تارر با متهم کردن طالبان ادعا کرد که این افراد در پناهگاههای امن مستقر هستند و در خاک افغانستان آموزش نظامی میبینند. وزیر اطلاعات پاکستان تاکید کرد که کشورش خواهان نابودی افراطگرایی و شبهنظامیگری در افغانستان است.
او اعلام کرد که عملیات مبارزه با تروریسم در نوار مرزی و ایالت خیبرپختونخوا با تمام قوت ادامه خواهد یافت.
پیشتر از این نیز شهباز شریف نخستوزیر پاکستان، در دیدار با آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد، خواستار اقدام عملی علیه گروههای مسلح در افغانستان شده و توقف حملات فرامرزی را از خواستههای اصلی اسلامآباد عنوان کرده بود.
وضعیت اضطراری در خیبرپختونخوا و بحران سیاسی داخلی
سخنان مقامات طالبان و پاکستان همزمان با تشدید بحران امنیتی و سیاسی در ایالت خیبرپختونخوا، هممرز با افغانستان رخ میدهد.
روز گذشته دولت فدرال پاکستان پس از تأیید عاصفعلی زرداری، رئیسجمهور این کشور، وضعیت اضطراری در ایالت خیبرپختونخواه اعلام کرد و اداره مستقیم فرماندار را در این ایالت نافذ و اختیارات حکومت محلی به رهبری حزب تحریک انصاف پاکستان را سلب کرد و فرد نزدیک به اسلامآباد را بهعنوان فرماندار گماشت.
عطاالله تارر با نشر اعلامیهای، برکناری حکومت ایالتی را «تغییری مثبت» خواند و دولت شهباز شریف نیز حکومت محلی به رهبری سهیل آفریدی را بر اساس گزارش نهادهای امنیتی، به ناتوانی در مهار ناامنی و سازش با گروههای مسلح متهم ساخت.
در مقابل، حزب تحریک انصاف این اقدام را تلاشی برای سرکوب راهپیمایی هواداران عمران خان و نقض حقوق اساسی مردم دانست و از بازداشت سهیل آفریدی، وزیر اعلای ایالت، و جنید اکبر، رئیس ایالتی این حزب خبر داد.
اختیارات این ایالت برای دستکم شش ماه به فرماندار و یک شورای ۱۱ نفره واگذار شده است؛ تحولی که همزمانی آن با مناقشه کابل و اسلامآباد بر سر تیتیپی، تنشها را وارد مرحلهای حساستر کرده است.
شماری از صاحبان صنایع در قندهار به افغانستان اینترنشنال گفتند که کمبود برق، هزینههای تولید را افزایش داده و فعالیت کارخانههای این ولایت را مختل کرده است. آنان هشدار میدهند که اگر این مشکل حل نشود، کارخانههای خود را به ولایتهای دیگر منتقل خواهند کرد.
به گفته آنان، شهرک صنعتی قندهار در شبانهروز تنها هفت ساعت برق دریافت میکند که آن هم نامنظم است. قطعووصلی برق، روند تولید را مختل کرده و ادامه کار شماری از کارخانهها را دشوار ساخته است.
صاحبان صنایع همچنین مسئولان شرکت برق قندهار را به تبعیض در توزیع برق متهم میکنند و میگویند که برخی کارخانهها بهدلیل داشتن ارتباط با این شرکت، برق بیشتری دریافت میکنند.
مسئول یک کارخانه تولید لوله به افغانستان اینترنشنال گفت: «کارخانههایی که با شرکت برق ارتباط دارند، روزانه ۱۰ تا ۱۲ ساعت برق پیوسته دریافت میکنند، اما برق سایر کارخانهها بهصورت نوبتی و نامنظم تأمین میشود و سهم آنان از برق شبانهروز از هفت ساعت بیشتر نیست.»
شماری از صاحبان صنایع میگویند که کمبود برق باعث شده است برخی کارخانهها از قندهار به هرات منتقل شوند. آنان هشدار میدهند که اگر اقدام موثری برای حل این مشکل صورت نگیرد، ممکن است فعالیت تمام کارخانههای شهرک صنعتی قندهار متوقف شود.
یکی از صاحبان صنایع که نخواست نامش منتشر شود، با اشاره به تفاوت بهای برق در قندهار و دیگر ولایتها گفت: «در قندهار، هر کیلووات برق را با بهای بیش از ۴۰ افغانی به ما میفروشند؛ در حالی که در ولایتهای دیگر، بهای آن حدود هفت افغانی است.»
او افزود: «کارخانهها در سایر ولایتها در تمام فصلهای سال فعالاند، اما در قندهار، با فرارسیدن زمستان، فعالیت بیش از ۵۰ درصد کارخانهها متوقف میشود.»
نعمتالله، یکی دیگر از صاحبان صنایع قندهار، میگوید که شماری از متقاضیان ایجاد کارخانههای جدید، درخواست زمین و برق کردهاند، اما طالبان تاکنون به درخواستهای آنان رسیدگی نکرده است.
سید سرور امانی، رئیس اتاق صنایع و معادن قندهار، نیز کمبود برق در شهرک صنعتی این ولایت را تأیید میکند. به گفته او، ۳۰۰ کارخانه فعال در قندهار به ۱۰۰ میگاوات برق اختصاصی نیاز دارند، اما اکنون تنها ۴۰ میگاوات برق از منابع خورشیدی و جنراتورها تأمین میشود.
در پنج سال گذشته، حدود ۲۲۵ کارخانه تولیدی در شهرک صنعتی قندهار تعطیل شدهاند و کمبود برق یکی از دلایل اصلی تعطیلی آنها عنوان شده است. ادامه این وضعیت، نگرانیها درباره از دسترفتن فرصتهای شغلی و کاهش سرمایهگذاری در این ولایت را افزایش داده است.
روزنامه اکسپرس تریبون روز یکشنبه در مطلبی نوشت که گسترش روابط روسیه با طالبان، «پرسشهای ناخوشایندی» را در اسلامآباد برانگیخته است. یک سوال این است که آیا مسکو صرفاً منافع امنیتی خود را دنبال میکند یا ملاحظات دیگری نیز در حمایت فزایندهاش از طالبان نقش دارد.
کامران یوسف، نویسنده این تحلیل با عنوان «قمار روسیه روی طالبان»، نوشته است که این پرسشها پس از پایان هشتمین نشست فرمت مسکو بدون بیانیه مشترک، اهمیت بیشتری یافتهاند.
به نوشته او، نشست مسکو در ۱۳ میزان بهدلیل اختلاف هیئتهای پاکستان و طالبان بر سر فعالیت گروههای مسلح در افغانستان، بدون توافق بر موضعی مشترک پایان یافت. یوسف این اتفاق را نخستین مورد از زمان آغاز نشستهای فرمت مسکو در سال ۲۰۱۷ میداند.
هیئت طالبان اعتراض کرد که در بیانیه پایانی بارها به موضوع تروریسم در ارتباط با افغانستان اشاره شده و این رویکرد برای این گروه قابل قبول نیست. در پی این اعتراض، میزبان نشست از نشر بیانیه پایانی خودداری کرد.
در این نشست، نمایندگان روسیه، چین، هند، ایران، پاکستان، طالبان و شماری از کشورهای آسیای مرکزی شرکت داشتند. محمد صادق، نماینده ویژه پاکستان برای افغانستان، نگرانی اسلامآباد را درباره فعالیت گروههای مسلح، بهویژه تحریک طالبان پاکستان، از خاک افغانستان مطرح کرد.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، اتهامهای پاکستان را رد کرد و خواستار حل اختلافها از راه گفتوگو شد. اسلامآباد طالبان را به پناهدادن به جنگجویانی متهم میکند که در پاکستان حمله انجام میدهند. طالبان این اتهام را رد میکند و ناامنی پاکستان را مسئله داخلی آن کشور میداند.
در همین نشست، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، از تلاشهای طالبان علیه داعش و قاچاق مواد مخدر تمجید کرد و خواستار تعامل بیشتر با کابل شد.
یوسف نوشته است که موضع لاوروف، تغییر ناگهانی سیاست روسیه نیست. مسکو در سرطان ۱۴۰۴ حکومت طالبان را بهرسمیت شناخت و اکنون نیز به گسترش روابط با آن ادامه میدهد. به باور نویسنده، اظهارات اخیر لاوروف نشاندهنده افزایش فاصله میان رویکرد روسیه و انتظارات پاکستان است.
منافع امنیتی یا انگیزههای دیگر؟
نویسنده، حفظ نفوذ در افغانستان، جلوگیری از گسترش بیثباتی به آسیای مرکزی و مهار تهدید داعش را دلایل اصلی نزدیکی روسیه با طالبان میداند. به نوشته او، مسکو همچنین میخواهد احتمال بازگشت نفوذ نظامی غرب به منطقه را محدود کند.
با این حال، یوسف میگوید برخی در پاکستان احتمال میدهند که گذشته تاریخی نیز در این سیاست نقش داشته باشد. پاکستان در دهه ۱۹۸۰، با کمک امریکا و عربستان سعودی، نقش مهمی در حمایت از مجاهدین افغان علیه نیروهای شوروی داشت.
به نوشته او، برخی معتقدند که گسترش روابط روسیه با طالبان ممکن است تا حدی تلاشی برای مقابله با نفوذ تاریخی پاکستان در افغانستان باشد.
یوسف در ادامه نوشت که سیاست روسیه با تغییر روابط بینالمللی پاکستان نیز پیوند دارد.
او نوشته است که اسلامآباد به حکومت ترامپ نزدیکتر شده و توافق دفاعی مشترک مکه با عربستان سعودی و ترکیه نیز بُعد تازهای به روابط راهبردی پاکستان داده است.
به نوشته یوسف، برخی ناظران معتقدند که نزدیکی پاکستان به امریکا و همکاریهای دفاعی این کشور با عربستان سعودی و ترکیه ممکن است بدگمانی روسیه را برانگیزد، بهویژه اگر مسکو این روابط را تهدیدی برای منافع خود ببیند.
تماسهای نظامی با طالبان
در این تحلیل آمده است که تماسهای نظامی اخیر روسیه و طالبان نیز بر پرسشهایی را ایجاد کرده است. یک هیئت نظامی طالبان پیش از نشست فرمت مسکو، در مانورهایی در روسیه شرکت کرد و از نمایشگاه تجهیزات و فناوری نظامی بازدید کرد.
روسیه و اداره طالبان همچنین درباره همکاری نظامی به توافقهایی رسیدهاند که در حال حاضر، یکی از موارد اعلام شده آن ترمیم تجهیزات نظامی روسی در افغانستان است. طالبان از این تسلیحات در درگیریهای مرزی با پاکستان استفاده میکند.
یوسف تأکید میکند که این تماسها نشاندهنده گسترش تعامل دو طرف است، اما ثابت نمیکند که مسکو تصمیم گرفته است به طالبان سلاح بدهد.
پیامد نزدیکی روسیه برای پاکستان
به باور نویسنده، نگرانی اصلی پاکستان این است که گسترش روابط کشورهای منطقه با طالبان، فشار بر این گروه برای اقدام علیه تحریک طالبان پاکستان را کاهش دهد.
اسلامآباد میگوید تعامل با طالبان باید به اقدام عملی علیه گروههایی منجر شود که در پاکستان حمله میکنند و نتیجه این اقدامها نیز ملموس باشد. در مقابل، روسیه ظاهراً معتقد است که با حفظ روابط با طالبان بهتر میتواند از منافع خود حفاظت کند.
یوسف معتقد است که اختلاف بر سر افغانستان، بهتنهایی دلیلی برای کنارگذاشتن روابط گستردهتر روسیه با پاکستان نیست. با این حال، نبود بیانیه مشترک در پایان نشست مسکو نشان داده است که کشورهای منطقه، با وجود نگرانیهای مشترک درباره افغانستان، بر سر شیوه برخورد با طالبان اختلاف دارند.
او در پایان نوشته است که نتیجه «قمار روسیه» به این بستگی دارد که طالبان تا چه اندازه به وعدههایش عمل کند. نویسنده با اشاره به تجربه پاکستان، نسبت به اعتماد کردن به طالبان هشدار میدهد.
حمدالله محب، مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان، در کتاب تازه خود درباره سقوط حکومت اشرف غنی، طالبان را «یتیمهای جنگ» توصیف کرده که در مدارس دینی پاکستان بزرگ شده و از میراث فرهنگی و اجتماعی متنوع افغانستان دور ماندهاند.
محب در کتاب «سایهها بر فراز کابل» که با همکاری تام حسین نوشته شده، به ریشههای فکری طالبان و نقش چندین دهه جنگ در شکلگیری این گروه پرداخته است.
او در بخشی از این کتاب مینویسد: «طالبان یتیمهای جنگ بودند که در مدارس پاکستان بزرگ شدند و از میراث غنی و متنوع اسلامی افغانستان جدا مانده بودند.»
مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان در این بخش استدلال میکند که طالبان، برخلاف ادعای خود مبنی بر نمایندگی از سنتهای افغانستان، پدیدهای کاملاً مدرن هستند.
او نوشت: «سپس، در سال ۱۳۷۵ طالبان از راه رسید. این گروه خود را پاسدار سنت میدانست، اما پدیدهای سراسر مدرن بود. ریشههای آن به دیوبندیگری بازمیگشت، جنبشی اصلاحطلب که در هندِ زیر سلطه بریتانیا شکل گرفته بود.»
او در ادامه نوشت: «دههها جنگ، پیوند آنها با سنت دینی افغانستان، از جمله تصوف را گسسته بود، سنتی که روزگاری نماینده آن مولانای بلخ، انصاری هرات و رحمانبابا در پیشاور بودند. اسلامِ طالبان میراثی بهارثرسیده نبود، بلکه اختراعی تازه بود که از فقهگرایی مبتنی بر حفظ و تکرار، تأثیر وهابیت و محافظهکاری قبیلهای مایه میگرفت. طالبان پس از رسیدن به قدرت، «امارت اسلامی» خیالی خود را بر افغانستان تحمیل کرد که تصوری از خلافت تاریخی اسلامی بود.»
او در فصل دوازدهم کتاب، با عنوان «اداره یک جمهوری»، تاریخ معاصر افغانستان را بخشی از کشمکش گستردهتر در جهان اسلام بر سر رابطه دین با مدرنیته، حکومتداری و هویت توصیف میکند.
به روایت محب، حکومت کمونیستی افغانستان در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، اسلام را پدیدهای متعلق به گذشته میدانست و رهبران مذهبی را با عنوان تحقیرآمیز «اخوانی» یاد میکرد. او مینویسد که بسیاری از این افراد بازداشت، شکنجه یا کشته شدند.
محب در ادامه توضیح میدهد که در واکنش به سرکوب جریانهای مذهبی، گروههای اسلامگرا ظهور کردند که برخی از آنها مستقیماً از اندیشههای اخوانالمسلمین تأثیر پذیرفته بودند. به نوشته او، این گروهها برخلاف الگوی روحانیت حاکم در ایران، بیشتر سیاستمدارانی بودند که باور داشتند ارزشهای اسلامی میتواند مبنای حکومتداری مدرن قرار گیرد.
او سپس به ظهور طالبان در سال ۱۹۹۶ میلادی اشاره میکند و میان برداشت این گروه از اسلام و جریانهای سیاسی اسلامگرای پیش از آن تفاوت قائل میشود.
محب همچنین به نقش امریکا در جنگ افغانستان پرداخته و استدلال میکند که این کشور علاوه بر عملیات نظامی، درگیر جنگ روایتها و ایدئولوژی نیز بوده است.
او با اشاره به اظهارات شماری از فرماندهان ارشد نظامی امریکا درباره جنگ افغانستان و طالبان، مینویسد که امریکاییها برای پیشبرد اهداف خود حتی از مفاهیم و اصطلاحات مذهبی استفاده میکردند.
کتاب «سایهها بر فراز کابل» با عنوان فرعی «روایت یک مقام ارشد از سقوط جمهوری افغانستان» به بررسی رویدادهایی میپردازد که به فروپاشی حکومت پیشین و بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰ انجامید.
حمدالله محب در سالهای پایانی جمهوریت از نزدیکترین مقامهای امنیتی به اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین بود. او تا زمان سقوط کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ سمت مشاور امنیت ملی را بر عهده داشت.
محب از جمله مقامهای ارشد حکومت پیشین بود که همراه با اشرف غنی افغانستان را ترک کرد. نقش او و دیگر مقامهای ارشد جمهوری در تحولات منتهی به سقوط کابل، همچنان از موضوعات مورد بحث درباره فروپاشی حکومت پیشین افغانستان است.
