به شش پزشک افغان در خیبرپختونخوا دستور داده شد «فوراً پاکستان را ترک کنند»
مسئولان شفاخانه دولتی سیدو شریف در سوات واقع در ایالت خیبرپختونخوای پاکستان به شش پزشک افغان گفتهاند که دیگر اجازه کارآموزی ندارند و باید فورا خوابگاه را تخلیه و پاکستان را ترک کنند.
مسئولان این بیمارستان میگویند که این اقدام برای اجرای دستور نخستوزیر پاکستان انجام شده است.
روزنامه اکسپرس روز چهارشنبه، ۲۲ میزان، نوشت که مسئولان شفاخانه این تصمیم را پس از دریافت مکتوب شورای طبی و دندانپزشکی پاکستان گرفتهاند.
شفاخانه دستور داده است کمکهزینه کارآموزی این شش پزشک نیز قطع شود.
دفتر نخستوزیر پاکستان در مکتوبی به تاریخ ۱۴ میزان، به پزشکان افغان مهلت داده بود تا ۱۸ میزان این کشور را ترک کنند.
این دستور شامل پزشکانی میشود که در پاکستان دوره تخصص میگذرانند، در مرکزهای صحی کار میکنند یا کلینیک خصوصی دارند.
محمدمهدی شهریاری، عضو مجلس جمهوری اسلامی ایران، گفته است که تهران ممکن است ۱۰۰ هکتار زمین در بندر چابهار را برای مدت دو تا پنج سال در اختیار افغانستان قرار دهد تا از آن برای واردات کالا و توسعه فعالیتهای ترانزیتی استفاده شود.
محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جمهوری اسلامی ایران است.
شهریاری گفته است افغانستان به آبهای آزاد دسترسی ندارد و این زمین میتواند در اختیار طرف افغان قرار گیرد تا کالاهای مورد نیاز خود را از طریق بندر چابهار وارد و از خاک ایران ترانزیت کند.
او تأکید کرده که این اقدام با حفظ حاکمیت سرزمینی ایران انجام خواهد شد و به معنای واگذاری خاک این کشور نیست.
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، اخیرا تأکید کرد که واگذاری خاک ایران به هیچ کشوری امکانپذیر نیست و ادعاهای مطرحشده در این زمینه ناشی از یک «سوءتفاهم» بوده است. او گفت آنچه مطرح شده صرفاً در چارچوب بررسی راههای کمک به کشورهای محصور در خشکه برای دسترسی به بنادر و آبهای آزاد قرار دارد و هیچ پیشنهاد رسمی برای واگذاری زمین یا خاک ایران به افغانستان وجود ندارد.
اسماعیل بقایی همچنین تأکید کرده بود که تمامی بحثها درباره انتقال حاکمیت یا واگذاری بخشی از خاک ایران به افغانستان فاقد مبنای واقعی است و تهران تنها امکان ایجاد تسهیلات تجاری و سرمایهگذاری برای افغانستان در چابهار را بررسی میکند.
اظهارات این عضو مجلس ایران بار دیگر موضوع حضور و سرمایهگذاری افغانستان در بندر چابهار را به صدر بحثهای سیاسی در ایران بازگردانده است.
این موضوع پیشتر نیز جنجالبرانگیز شده بود. در ۱۷ میزان، محسن زنگنه، عضو مجلس ایران که در قالب یک هیئت پارلمانی به کابل سفر کرده بود، اعلام کرد که حدود ۱۰ هکتار زمین در بندر چابهار و بیش از ۱۰۰ هکتار در منطقه آزاد این بندر برای سرمایهگذاری افغانستان در نظر گرفته شده است.
این اظهارات با واکنشهای گسترده در رسانهها و شبکههای اجتماعی ایران مواجه شد و برخی آن را به معنای واگذاری بخشی از خاک ایران به افغانستان تعبیر کردند.
زنگنه سپس از موضع اولیه خود عقبنشینی کرد و توضیح داد که منظور او واگذاری مالکیت یا حاکمیت بر خاک ایران نبوده، بلکه هدف ایجاد امکاناتی برای سرمایهگذاری افغانستان و توسعه زیرساختهای ترانزیتی، از جمله ایجاد بندر خشک، در چابهار است.
بندر چابهار در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی افغانستان به آبهای آزاد تبدیل شده است.
اهمیت این بندر بهویژه پس از افزایش تنشهای مرزی و تجاری میان طالبان و پاکستان بیشتر شده و مقامهای طالبان نیز بارها بر گسترش استفاده از این مسیر برای تجارت و ترانزیت کالا تأکید کردهاند.
سازمان خوراکه و کشاورزی ملل متحد (فائو) میگوید استفاده از فناوریهای تازه برای نگهداری و فرآوری محصولات کشاورزی در افغانستان، به بهبود معیشت کشاورزان کمک کرده است.
این سازمان میگوید این راهکارها، از هموار کردن لیزری زمین تا خشک کردن محصولات با انرژی خورشیدی، به کشاورزان کمک میکند از منابع محدود بهتر استفاده کنند.
فائو در آستانه روز جهانی غذا، شش تجربه در افغانستان را معرفی کرده است که با هدف استفاده مؤثرتر از آب، بهبود معیشت کشاورزان، کاهش ضایعات محصولات کشاورزی و حفاظت از منابع طبیعی اجرا شدهاند.
روز جهانی غذا هر سال در ۱۶ اکتبر برگزار میشود و شعار این روز در سال ۲۰۲۶ «امروز نوآوری کنیم، فردا را تغذیه کنیم» است.
این سازمان روز دوشنبه در گزارشی نوشت که کشاورزان و جوامع محلی در ولایتهای قندوز، فاریاب، پکتیا، تخار، بامیان و هرات از روشهای مختلف برای مقابله با چالشهای تولید و نگهداری مواد غذایی استفاده میکنند.
بر اساس این گزارش، در قندوز، دستگاه هموار کردن لیزری زمین به کشاورزان کمک میکند تا آب آبیاری و کود بهصورت یکنواختتری در مزارع توزیع شود.
فائو میگوید از سال ۲۰۲۵ دسترسی مشترک انجمنهای آبیاری به این تجهیزات را فراهم کرده و بیش از ۲۳ هزار خانواده کشاورز به این دستگاهها دسترسی دارند.
این گزارش همچنین به ترکیب باغداری و کشت محصولات علوفهای در پکتیا به عنوان روشی برای استفاده همزمان از زمین برای دو هدف پرورش درختان میوه و تهیه علوفه برای دامها اشاره کرده است.
گزارش افزوده که استفاده از خشککنهای خورشیدی به زنان کمک کرده است تا میوهها و سبزیجات را برای مصرف در زمستان نگهداری کنند یا به فروش برسانند.
فائو میگوید میانگین ضایعات پس از برداشت در خانوادههایی که این خشککنها را دریافت کردهاند، از حدود ۲۶ درصد به هفت درصد کاهش یافته و حدود یکچهارم این خانوادهها نیز بخشی از محصولات خشکشده خود را فروختهاند.
این سازمان در بخش دیگری از گزارش به استفاده از اجاقهای خورشیدی در بامیان اشاره کرده است.
این اجاقها در روزهای آفتابی برای پخت غذا و جوشاندن آب استفاده میشوند و میتوانند نیاز خانوادهها به هیزم و بوته را کاهش دهند. استفاده بیش از حد از این منابع در سالهای اخیر فشار بیشتری بر مراتع و پوشش گیاهی وارد میکند.
در هرات نیز ساختمانهای مخصوص خشک کردن انگور به کشاورزان کمک کردهاند کشمش باکیفیتتری تولید کنند.
بر اساس گزارش فائو، کشاورزان استفادهکننده از این تأسیسات گفتهاند مدت خشک کردن انگور از حدود ۳۰ روز به ۱۵ روز کاهش یافته و میزان ضایعات از ۴۰ تا ۵۰ درصد به ۱۰ تا ۱۵ درصد رسیده است.
این سازمان همچنین از انبارهای بدون نیاز به انرژی برای نگهداری محصولاتی مانند پیاز، سیب و کچالو نام برده است.
این انبارها با استفاده از طراحی مناسب ساختمان و گردش طبیعی هوا، دمای داخل را تا حد امکان متعادل نگه میدارند و از خراب شدن زودهنگام محصولات جلوگیری میکنند.
مرگ شریفه، دختر ۱۵ ساله افغان در مشهد ایران بر اثر لتوکوب شدید از سوی همسر، موجی از واکنشها را در شبکههای اجتماعی برانگیخته است.
کاربران شبکههای اجتماعی ازدواج دختران زیر سن قانونی، نقش خانوادهها در چنین ازدواجهایی و خشونت علیه زنان را محکوم کردهاند. آنان خواستار پاسخگویی عاملان اینگونه رویدادها شدهاند.
رسانههای ایران روز دوشنبه، ۲۰ میزان گزارش دادند که شریفه حدود دو ماه پیش در شهر مشهد بر اثر لتوکوب شدید به دست شوهرش جان باخت. به گزارش این رسانهها، شوهر ۲۲ ساله او پس از فرار بازداشت شده و اعتراف کرده است که همسر نوجوانش را بهشدت لتوکوب کرده است.
براساس گزارش روزنامه خراسان، شریفه تصویری از خود را برای یکی از دوستانش که از بستگان او نیز بود، فرستاده بود. شوهرش پس از دیدن پیام این فرد در تعریف از تصویر شریفه، خشمگین شد و او را با مشت، لگد و «جسم سخت» لتوکوب کرد.
براساس این گزارش، شریفه بر اثر ضربات بیهوش شد. شوهرش با کمک زنی دیگر او را به یک مرکز درمانی برد. شریفه سپس به شفاخانه هاشمینژاد مشهد منتقل شد و پس از چند روز بستری جان باخت.
سن پایین شریفه یکی از محورهای اصلی واکنشها در شبکههای اجتماعی بوده است. شماری از کاربران با اشاره به آسیبپذیری دختران در ازدواجهای زودهنگام، خواستار برخورد قانونی با عاملان خشونت شدهاند.
رسا امیری، یکی از کاربران، با اشاره به ازدواج مرد متهم با دختری زیر سن قانونی و سپس قتل او، نوشته است: «دو جرم سنگین؛ یکی اینکه با یک دختر زیر سن قانونی ازدواج کرده است و دومین جرم قتل. امیدواریم عدالت اجرا شود.»
روسلان امینی، کاربر دیگری، از کسانی که از شوهر شریفه دفاع کردهاند، انتقاد کرده و نوشته است: «شما فراموش کردید آن دختر پانزده ساله است. طفلی که از زندگی هیچ نمیفهمد.»
این کاربران معتقدند که ازدواج در سن پایین میتواند دختران را در برابر خشونت خانوادگی آسیبپذیرتر کند.
تأکید بر جدایی بهجای خشونت
شماری از کاربران نیز گفتهاند که اختلافهای زناشویی نباید به خشونت منجر شود و در صورت ادامه اختلافها، جدایی راه بهتری است.
نبی عمرزی، یکی از کاربران افغان نوشته است: «اگر نمیتوانید با هم زندگی کنید، بهترین راه جدا شدن است. نه زندگی خود را خراب کنید و نه زندگی آن زن را. به همین خاطر، طلاق یک راه بیرونرفت از مشکلات دو طرف است.»
شمسالله، کاربر دیگری، نیز با انتقاد از قتل شریفه نوشته است: «بهترین راهکار طلاق بود؛ در کجا اجازه قتل یک شخص را داده است؟»
این کاربران تأکید کردهاند که اختلافهای خانوادگی به هیچوجه نمیتواند توجیهی برای خشونت و قتل باشد.
انتقاد از نقش خانوادهها در ازدواج کودکان
در کنار محکومیت قتل شریفه، شماری از کاربران از خانوادهها به دلیل ازدواجدادن دختران در سن پایین انتقاد کردهاند.
کارگر کوهبندی، یکی از کاربران شبکههای اجتماعی، نوشته است: «مقصر اصلی پدر و مادریست که پسر ۲۲ ساله و دختر ۱۵ ساله را درگیر بحران ازدواج کردند. وقتش بود هر دوی شان بچگی کنند و بازی کنند؛ اینها هنوز برای پذیرش این مسئولیت مناسب نبودند.»
احمدحسین، کاربر دیگری، نیز با اشاره به آمادگینداشتن نوجوانان برای پذیرش مسئولیتهای زندگی مشترک نوشته است: «او چه میداند از ازدواج، او چه میداند از زندگی مشترک، وفا به عهد و دهها مسئله دیگر.»
بهرام سنا، کاربر دیگری، خانواده دختر را مسئول دانسته و نوشته است: «تنها مقصر اصلی خانواده دختر است که دختر زیر سن و طفل خود را به دست یک مرد میدهد.»
شماری از کاربران معتقدند که خانوادهها نیز باید در برابر پیامدهای ازدواج کودکان مسئولیت بپذیرند. به باور آنان، ازدواج زودهنگام کودکان را پیش از رسیدن به آمادگی لازم، با مسئولیتها و مشکلات زندگی مشترک روبهرو میکند.
اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان اعلام کرد که در جریان سفر هیئت بازرگانی متشکل از ۱۰ شرکت افغانستان به قزاقستان، پنج قرارداد بازرگانی به ارزش ۵۵ میلیون دالر امضا شده است. این قراردادها برای تأمین آرد، گندم و دیگر محصولات کشاورزی امضا شده است.
بر اساس معلومات اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان، این هیئت که به تاریخ ۱۶ میزان به قزاقستان سفر کرده است در برنامه بینالمللی «فصل کشاورزی پس از برداشت محصولات ۲۰۲۶» در ولایت قوستانای این کشور شرکت کرده است. در حاشیه این برنامه، نمایشگاه ماشینآلات و محصولات کشاورزی و نشستهای مستقیم تجاری میان بازرگانان دو کشور نیز برگزار شد.
به گفته این اتاق، از مجموع قراردادهای امضاشده، قراردادهایی به ارزش ۴۰ میلیون دالر برای تأمین گندم و دیگر محصولات کشاورزی و قراردادهایی به ارزش ۱۵ میلیون دالر برای عرضه آرد اختصاص یافته است.
در خبرنامه این اتاق آمده است که واردکنندگان و بازرگانان محصولات کشاورزی از ولایتهای هرات، کابل، قندهار و بلخ در این هیئت تجاری حضور داشتند. رهبری این هیئت را وحیدالله عزیزی، عضو هیئت مدیره اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان و رئیس کمیته مواد غذایی این اتاق، بر عهده داشت.
پیش از این نیز طالبان از امضای قراردادهای تجاری به ارزش ۲۰ میلیون دالر میان بازرگانان هرات و قزاقستان خبر داده بودند.
بر اساس دادههای تجارت بینالمللی بانک جهانی و سازمان ملل متحد، قزاقستان و اوزبیکستان از منابع اصلی تأمین آرد گندم افغانستان به شمار میروند.
در سال ۲۰۲۴، اوزبیکستان از نظر ارزش صادرات آرد به افغانستان در جایگاه نخست قرار داشت؛ اما از نظر مقدار آرد صادرشده به افغانستان، قزاقستان بیشتر از اوزبیکستان آرد صادر کرده بود.
صادرات قزاقستان ۷۰ برابر وارداتش از افغانستان است.
قزاقستان در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۵۸۹ هزار تُن آرد گندم به افغانستان صادر کرده که ارزش آن ۱۶۲.۹ میلیون دالر بوده است.
حجم مبادلات تجاری افغانستان و قزاقستان در سال ۲۰۲۴ به ۵۴۵.۲ میلیون دالر رسید و در سال ۲۰۲۵ با اندکی کاهش، ۵۴۱.۸ میلیون دالر ثبت شد.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی قزاقستان، صادرات این کشور به افغانستان در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۱۹ میلیون دالر و واردات آن از افغانستان ۲۲.۸ میلیون دالر بود.
در هفت ماه نخست سال ۲۰۲۶، حجم تجارت دو کشور به ۵۸۱.۱ میلیون دالر رسید که شامل ۵۷۲.۹ میلیون دالر صادرات قزاقستان به افغانستان و ۸.۲ میلیون دالر واردات آن از افغانستان بود.
آرد، گندم و روغن نباتی از اقلام عمده صادرات قزاقستان به افغانستان در این دوره بودند و ارزش صادرات این سه محصول بهترتیب ۲۱۵.۶ میلیون، ۱۲۲ میلیون و ۵۱.۱ میلیون دالر گزارش شده است.
حمدالله محب، مشاور امنیت ملی حکومت پیشین، در کتاب خود نوشته است که آخرین تماس تلفنی او در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، همزمان با ورود طالبان به کابل، با خلیلالرحمان حقانی، عضو ارشد شبکه حقانی برقرار شد.
آقای محب گفته است که حقانی از پیشاور پاکستان به او تماس گرفته بود.
حمدالله محب اخیرا کتاب خود را تحت عنوان «سایهها بر فراز کابل؛ روایتی از درون درباره سقوط جمهوری افغانستان» منتشر کرد. آقای محب در این کتاب مناسبات میان کابل و اسلامآباد، نقش پاکستان در جنگ افغانستان و همچنین آخرین ساعات پیش از سقوط کابل را روایت کرده است. تماس تلفنی از پیشاور در آستانه سقوط کابل
به نوشته محب، در واپسین ساعات حکومت پیشین، زمانی که نیروهای طالبان به پایتخت نزدیک میشدند، او با خلیلالرحمان حقانی تماس تلفنی داشت. محب تأکید میکند که این تماس از پیشاور برقرار شده بود؛ موضوعی که از دید او پرسشهای بیشتری را درباره حضور و فعالیت رهبران طالبان در پاکستان مطرح میکند.
خلیلالرحمان حقانی، از رهبران ارشد شبکه حقانی و وزیر امور مهاجرین طالبان که در دسامبر ۲۰۲۴ در حملهای انتحاری در کابل کشته شد
این روایت در حالی مطرح میشود که طالبان و مقامهای پاکستانی در سالهای گذشته بارها اتهام حمایت سازمانیافته اسلامآباد از طالبان را رد کردهاند. با این حال، محب در بخش قابل توجهی از کتاب خود تلاش کرده است نشان دهد که سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان بدون حمایت پاکستان از طالبان، ممکن نبود.
«هیچ راهی بدون حمایت پاکستان وجود نداشت»
محب در بخشی از کتاب خود درباره پاکستان، در صفحات ۱۴۳ تا ۱۴۵، بهصراحت مینویسد که گروه طالبان نمیتوانست نظام جمهوری مورد حمایت جامعه جهانی را بدون پشتیبانی پاکستان سرنگون کند.
او استدلال میکند که رهبران طالبان سالها در پاکستان اقامت، رفتوآمد و فعالیت داشتند و از شبکههای مالی، درمانی و لجستیکی در آن کشور بهره میبردند.
محب به کشتهشدن ملا اختر منصور، رهبر پیشین طالبان، با گذرنامه پاکستانی در بلوچستان اشاره کرده و مینویسد که بسیاری از اعضای هیئت مذاکرهکننده طالبان نیز تا مدتها با اسناد پاکستانی سفر میکردند.
مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان همچنین رد پای سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آیاسآی) را در شکلگیری و تداوم حمایت از طالبان برجسته میکند و مینویسد ریشه این روابط به دوران جهاد ضد شوروی و شبکههای ایجادشده توسط پاکستان در دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد.
دیدارهای محرمانه با مقامهای پاکستانی
محب در صفحات ۱۴۷ تا ۱۵۰ کتاب، جزئیات چندین دیدار خود با مقامهای ارشد پاکستانی را شرح داده است.
او مینویسد که در سال ۲۰۱۹ همراه با مسعود اندرابی و مقامهای استخباراتی افغانستان به راولپندی رفت و با جنرال قمر جاوید باجوه، فرمانده وقت ارتش پاکستان، دیدار کرد. به گفته او، باجوه در این نشست از پروژههای اقتصادی، خطوط لوله و اتصال منطقهای سخن گفت و آیندهای مبتنی بر همکاری اقتصادی را ترسیم کرد.
حمدالله محب کتاب خود را تحت عنوان «سایهها بر فراز کابل؛ روایتی از درون درباره سقوط جمهوری افغانستان» منتشر کرده است
محب مینویسد که همزمان احساس میکرد که مقامهای پاکستانی «همان پیامها را برای طالبان نیز تکرار میکنند» و اسلامآباد تلاش میکند روابط خود را با هر دو طرف جنگ حفظ کند.
به روایت او، نشستهای بعدی میان مقامهای دو کشور نیز الگوی مشابهی داشت؛ کابل موضوع پناهگاههای طالبان، مراکز آموزشی، شبکههای تمویل مالی و درمان جنگجویان طالبان در پاکستان را مطرح میکرد و طرف پاکستانی این اتهامها را رد میکرد.
اعترافی که به گفته محب همه چیز را روشن کرد
یکی از مهمترین بخشهای کتاب، روایت نشست محرمانهای در بحرین در اواخر سال ۲۰۲۰ است.
محب مینویسد در این نشست که با میانجیگری بریتانیا برگزار شد، جنرال باجوه برای نخستین بار از ضرورت ایجاد یک «حکومت فراگیر» در کابل سخن گفت. به گفته او، وقتی از فرمانده ارتش پاکستان پرسید چه چیزی تغییر کرده است، پاسخ داد: «امریکاییها در حال ترک هستند.»
محب این پاسخ را «اعترافی آشکارکننده» توصیف کرده و نوشته است که پس از تصمیم واشنگتن برای خروج نیروهایش، محاسبات استراتژیک پاکستان نیز تغییر کرد.
او همچنین مدعی است که اسلامآباد در ظاهر از روند دیپلوماسی حمایت میکرد، اما در عمل سرگرم تقویت طالبان برای تصرف قدرت بود.
روزهای پیش از سقوط کابل و سراسیمگی مقامهای حکومت پیشین
تلاش ناکام کابل برای تغییر محاسبات پاکستان
بر پایه روایت محب، اشرف غنی در سالهای پایانی حکومت تلاش گستردهای را برای متقاعدکردن پاکستان آغاز کرده بود. او بارها با مقامهای سیاسی و نظامی آن کشور دیدار کرد و حتی نقش چین و بریتانیا را برای میانجیگری میان کابل و اسلامآباد جلب کرد.
اما محب مینویسد که این تلاشها نتیجهای در پی نداشت و مقامهای پاکستانی در جلسات رسمی از همکاری و برادری سخن میگفتند، در حالی که به باور او، سیاست عملی اسلامآباد تغییر نکرد.
دیدار اشرف غنی با مقامات حکومت پیشین
او در بخشهای مختلف کتاب بارها تأکید کرده است که پاکستان افغانستان را نه به عنوان شریک، بلکه به عنوان بخشی از رقابت راهبردی خود با هند میدید و طالبان را ابزار مناسبتری برای تأمین منافع امنیتی خود میدانست.
ادامه روایتهای جنجالی محب
کتاب «سایهها بر فراز کابل» تازهترین تلاش یکی از نزدیکترین مقامهای دولت اشرف غنی برای روایت رویدادهای منتهی به سقوط جمهوری است. محب پیش از این نیز در بخشهای دیگری از کتاب، از زلمی خلیلزاد به عنوان «خائن بزرگ» یاد کرده و او را در شکلگیری روندی که به بازگشت طالبان به قدرت انجامید، مورد انتقاد قرار داده بود.
پیش از این، حشمت غنی احمدزی، برادر اشرف غنی گفته بود که پیش از سقوط کابل بهدست طالبان، حمدالله محب با خلیلالرحمان حقانی «شش بار» صحبت کرده بود.
وزیر داخله پیشین افغانستان نیز گفته است حمدالله محب پیش از سقوط کابل با خلیل حقانی تماسهای مداوم داشته است.