• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

قطر، عربستان و امارات طرح تقویت خدمات بهداشتی افغانستان را بررسی کردند

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۳:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

نمایندگان قطر، عربستان و امارات متحده عربی در حاشیه نشست سازمان بهداشت جهانی در قاهره، پیشرفت و آینده طرح تقویت خدمات اساسی صحی و محو پولیو در افغانستان را بررسی کردند. شمار مبتلایان به ویروس پولیو در افغانستان از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون به ۳۶ مورد رسیده است.

دفتر منطقه‌ای این سازمان در گزارش ۲۳ میزان می‌گوید که وزیران صحت یا نمایندگان این کشورها، به‌عنوان حامیان اجرایی طرح، در این دیدار شرکت داشتند. این طرح «چالش میراث پولیو» نام دارد.

محور گفت‌وگو، ادامه همکاری‌های منطقه‌ای برای تقویت نظام صحی افغانستان و دسترسی خانواده‌های بیشتر به خدمات در نزدیکی محل زندگی‌شان بود.

نماینده عربستان بر هماهنگی فرامرزی برای واکسیناسیون جمعیت‌های در حال جابه‌جایی و تقویت نقش زنان، به‌ویژه در مناطق بیشتر آسیب‌دیده از پولیو، تأکید کرد.

نماینده قطر نیز بر ادامه حمایت از تلاش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای محو پولیو و رساندن واکسین به جمعیت‌های هدف، به‌ویژه در مناطق بحران‌زده، تأکید کرد.

افغانستان و پاکستان، طبق این گزارش، تنها کشورهایی‌اند که ویروس وحشی پولیو همچنان در آن‌ها بومی است. گردش ویروس به‌ویژه در جنوب افغانستان و جنوب خیبرپختونخوا متمرکز است.

هفتادوسومین نشست کمیته منطقه‌ای سازمان جهانی صحت برای شرق مدیترانه، از ۲۱ تا ۲۳ میزان در قاهره برگزار شد.

سازمان بهداشت جهانی اخیرا از ثبت یک مورد جدید پولیو در ولایت ننگرهار خبر داد. با ثبت این مورد، شمار مبتلایان به ویروس پولیو در افغانستان از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون به ۳۶ مورد رسیده است.

  • امسال ۳۶ مورد مثبت فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است

    امسال ۳۶ مورد مثبت فلج کودکان در افغانستان ثبت شده است

پربازدیدترین‌ها

در درگیری میان دو قطعه طالبان در هلمند دست‌کم ۱۱ نفر کشته شدند
۱
اختصاصی

در درگیری میان دو قطعه طالبان در هلمند دست‌کم ۱۱ نفر کشته شدند

۲

دادگاه هامبورگ دو مرد افغان‌تبار را در پرونده جاسوسی برای ایران مجرم شناخت

۳

حمله هواداران طالبان به ملاله یوسفزی

۴

یک حامی طالبان می‌گوید از کارش در سویدن اخراج شده است

۵

روحانی شیعه: رسانه‌ای شدن معضلات مشکل مردم را بیشتر می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

پیامدهای ماندگار انفجار زنبق؛ روایت گرسنگی یک مادر و تقلا میان مرگ و زندگی

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۲:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
محبوب‌شاه محبوب
100%

در ارزان‌قیمت کابل، یک زن سرپرست خانواده می‌کوشد روزانه با ۱۵۰ افغانی، برای سه فرزندش غذا فراهم کند. شوهر او ۹ سال پیش براثر انفجار مرگبار در چهارراهی زنبق در قلب کابل کشته شد. کمک دولتی‌ که برای این تعیین شده بود نیز قطع شده است.

اکنون پسر ۹ ‌ساله‌ این زن گاهی از سبزی‌های دورریخته‌شده در بازار، غذای شب خانواده را تهیه می‌کند.

زندگی شبانه نمونه‌ای از سرنوشت میلیون‌ها افغان است که جنگ اعضای خانواده‌های‌شان را گرفته و فقر همچنان زندگی را برای‌ آنها تلخ کرده است.

در شرق کابل، در گوشه‌ای از ارزان‌قیمت، منطقه موسوم به احمدشاه بابا مینه، با فرارسیدن شام، هیاهو در کوچه‌ها به‌تدریج فروکش می‌کند. مردم از بازارها به خانه‌های‌ خود برمی‌گردند، بوی نان گرم و غذاهای در حال پخت از تنور و آشپزخانه برخی خانه‌ها بلند می‌شود و کودکانی که از بازی‌های روزانه خسته شده‌اند، به‌سوی خانه‌های‌ خود می‌دوند. یکی در انتظار ناز و محبت مادر و پدر است، دیگری چشم‌به‌راه غذای تازه‌پخته‌شده و برخی نیز امیدوارند که کسی برای‌شان میوه یا شیرینی‌ای به خانه آورده باشد.

اما شام در خانه شبانه متفاوت است. او در پایان هر روز با همان پرسشی روبه‌رو می‌شود که صبح با نگرانی از خانه بیرونش کرده بود: امشب کودکانش چه خواهند خورد؟

شبانه ۵۱ ساله با سه فرزندش در اتاق کوچکی به مساحت حدود ۱۲ متر مربع زندگی می‌کند. روی کف اتاق فرش کهنه‌ای پهن شده، در گوشه‌ای بخاری زنگ‌زده‌ای قرار دارد و وسایل اندک خانه در فضای تنگ آن جمع شده‌اند.

دستان او نه هنگام پاک‌کاری خانه خودش، بلکه بر اثر کار سخت در خانه‌های دیگران پینه بسته‌اند. کف خانه‌های مردم را می‌شوید، برخی او را برای نظافت خانه‌های‌ خود به کار می‌گیرند. برای بعضی تنور روشن می‌کند و گاهی نیز به رسیدگی به گاو، طویله یا باغچه دیگران مشغول می‌شود. از صبح تا شام به دنبال کار می‌گردد، اما حتی وقتی کاری پیدا می‌کند، مزد تمام روزش به سختی به ۱۵۰ افغانی می‌رسد.

برای شبانه، روزی که کسی او را برای کار بخواهد، مانند روز عید است. اما در بسیاری از روزها، حتی همین فرصت کار نیز نصیبش نمی‌شود. در چنین روزهایی، بیش از روزهای کاری خسته و نگران می‌شود؛ زیرا باید به هر طریقی چند قرص نان خشک برای فرزندانش فراهم کند تا شام را با چای تلخ، آب گرم و یک کاسه پیاز یا چند کچالوی آب‌پز سر کنند.

او هر صبح با این نگرانی از خانه بیرون می‌شود که اگر نتواند خانه‌ای را پاک‌کاری کند و مزدی به دست آورد، شب چگونه به چشمان فرزندانش نگاه خواهد کرد. گاهی نیز روزهایی بر او می‌گذرد که در خانه، جز آب گرم، چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شود.

دختران ۱۴ و ۱۲ ساله و پسر ۹ ساله شبانه هنوز کودک‌اند، اما سفره خالی و کف بی‌فرش خانه، آنان را از همین حالا با نگرانی‌ها و دشواری‌های زندگی بزرگ‌سالان آشنا ساخته است.

شبانه در گذشته تا این اندازه و با چنین نگرانی‌هایی آشنا نبود. معاش شوهرش نان خشک و تر خانواده را تأمین می‌کرد. شوهرش کارمند وزارت معارف بود و مانند هزاران کارمند دیگر کابل، هر صبح به‌سوی محل کار می‌رفت.

در ۳۱ می ۲۰۱۷ نیز برای رفتن به کار از خانه بیرون شد، اما دیگر بازنگشت.

صبحی که زندگی شبانه را تغییر داد

در ۳۱ می ۲۰۱۷، ماه رمضان بود. در خیابان‌های کابل رفت‌وآمد صبحگاهی جریان داشت و کارمندان دولتی خود را به اداره‌های‌شان می‌رساندند.

حدود ساعت ۸:۲۵ صبح، در نزدیکی چهارراهی زنبق در منطقه وزیر اکبرخان، یک تانکر فاضلاب حامل مواد انفجاری منفجر شد.

حدود دو هزار کیلوگرام مواد انفجاری در این تانکر جاسازی شده بود. انفجار در وسط جاده گودالی به عرض حدود پنج متر و عمق بیش از سه متر ایجاد کرد. شیشه‌های سفارت‌خانه‌ها، دفترها و ساختمان‌های مسکونی نزدیک محل شکستند و موج انفجار در فاصله چند کیلومتری نیز احساس شد.

هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش سالانه خود کشته‌شدن ۹۲ غیرنظامی و زخمی‌شدن ۴۹۱ تن دیگر را در این حمله ثبت کرده است. یوناما این رویداد را مرگ‌بارترین حمله انفرادی در افغانستان از سال ۲۰۰۹ به این‌سو خوانده بود.

در ساعت‌های نخست پس از رویداد، شمار تلفات کمتر از این اعلام شده بود، اما با شناسایی قربانیان و روشن‌شدن وضعیت زخمی‌ها، آمار افزایش یافت. برخی رسانه‌ها شمار کشته‌شدگان را حتی تا ۱۵۰ نفر نیز گزارش کرده بودند.

هیچ گروه مسلحی رسماً مسئولیت این حمله را برعهده نگرفت. نهادهای امنیتی افغانستان در آن زمان شبکه حقانی را متهم کردند، اما طالبان دست‌داشتن در این حمله را رد کردند.

برای شبانه، اختلاف بر سر مسئولیت حمله مهم‌ترین پرسش زندگی‌اش نبود. او شوهرش را از دست داده بود؛ مردی که بار هزینه‌های خانواده بر دوش او بود و برای آینده فرزندانش کار می‌کرد.

انفجار زنبق تنها برای یک روز کابل را نلرزاند؛ بلکه تمام حساب‌وکتاب زندگی را در خانه شبانه تغییر داد. معاش ماهانه قطع شد، اما کرایه خانه، غذای کودکان و دیگر نیازمندی‌ها همچنان باقی ماند. مسئولیت کامل نگهداری از سه کودک نیز بر دوش یک مادر افتاد.

پس از کشته‌شدن شوهرش، حکومت وقت نام او را در اسناد کارمندان دولتی کشته‌شده ثبت کرد و برای خانواده‌اش کمک ماهانه محدودی تعیین کرد.

این پول نمی‌توانست تمام هزینه‌های خانه را تأمین کند، اما دست‌کم در پرداخت کرایه، تهیه نان خشک و برآوردن برخی نیازهای کودکان کمک می‌کرد.

شبانه می‌دانست که در پایان هر ماه مقداری پول دریافت خواهد کرد، اما همین اطمینان اندک نیز بعدها از میان رفت.

برای یک قرص نان، پشت درهای بسیار

در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، طالبان بار دیگر وارد کابل شدند و نظام جمهوری سقوط کرد. پس از این تغییر سیاسی، وضعیت حقوق مالی و اسناد خانواده‌هایی مانند خانواده شبانه که از طریق حکومت پیشین کمک دریافت می‌کردند، نیز با مشکلات روبه‌رو شد.

شبانه می‌گوید کمک مالی‌ که به‌دلیل کشته‌شدن شوهرش برای او تعیین شده بود، نیز متوقف شد.

او برای دریافت دوباره حقوق تعیین شده به ادارات زیادی مراجعه کرد، دروازه اداره‌های بسیاری را کوبید و درباره سرنوشت پرونده‌اش پرس‌وجو کرد، اما این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای نداشته‌اند.

یکی از معاونان وزارت امور شهدا و معلولین طالبان در این باره به افغانستان اینترنشنال گفت روند ثبت و راجستر شهدا و معلولان حکومت پیشین به‌دلیل فساد و آمار نادرست نیاز به بازبینی داشت.

این مقام ادعا کرد که پرداخت کمک به شمار زیادی از افراد ثبت‌شده در نظام پیشین، برای بررسی اسناد آنان متوقف شده و پس از بررسی ادعاهای فساد و تقلب، امتیازات به افراد مستحق به‌گونه شفاف پرداخت خواهد شد.

با این حال، دلیل اداری مشخص قطع کمک شبانه، وضعیت نهایی پرونده او و این‌که پرداخت حقوق چه زمانی از سر گرفته خواهد شد، هنوز روشن نیست.

برای این خانواده، طولانی‌شدن بررسی اسناد تنها یک مشکل اداری نیست. هر ماهی که بدون حقوق می‌گذرد، کرایه اتاق، غذای کودکان و دیگر هزینه‌ها همچنان پابرجا می‌مانند.

هزینه ماهانه نیازهای اساسی خانواده شبانه دست‌کم هشت هزار افغانی برآورد شده است. این هزینه شامل کرایه اتاق، نان، دوا و دیگر نیازهای ضروری زندگی روزمره می‌شود.

اگر شبانه هر روز کار کند و روزانه ۱۵۰ افغانی به‌دست آورد، مجموع درآمدش ماهانه تنها ۴۵۰۰ افغانی خواهد شد؛ یعنی ۳۵۰۰ افغانی کمتر از هزینه برآوردشدهٔ خانه.

اما او هر روز کار پیدا نمی‌کند. اگر در ماه تنها ۲۰ روز کار بیابد، درآمدش به سه هزار افغانی کاهش می‌یابد و برای تأمین نیازهای اساسی خانه، پنج هزار افغانی کمبود خواهد داشت.

این حساب‌وکتاب چیزی نیست که شبانه روی کاغذ تجربه کند؛ بلکه آن را در زندگی روزمره خانه‌اش از سر می‌گذراند. گاهی پول کرایه کم می‌آید، گاهی پول نان و گاهی نیز برای برآوردن نیازهای کودکان هیچ پولی باقی نمی‌ماند.

همین کمبود درآمد، کودکان خانه را نیز در تلاش برای پیدا کردن غذا دخیل کرده است.

غذا شب از سبزی‌های دورریخته‌شده

در بازار ارزان‌قیمت، هر شام دکان‌داران سبزی‌ها و میوه‌های گندیده را از دیگر اجناس جدا می‌کنند. برخی دیگر قابل فروش نیستند و به گوشه‌ای انداخته می‌شوند.

به گفته شبانه، دختر ۱۴ساله و پسر ۹ساله‌اش گاهی پس از خلوت‌شدن بازار به آن‌جا می‌روند و از میان سبزی‌های دورریخته‌شده، آنچه را که بخشی از آن هنوز قابل خوردن باشد، جمع می‌کنند.

وقتی به خانه برمی‌گردند، مادرشان قسمت‌های گندیده را با چاقو می‌بُرد، باقی سبزی را پاک می‌کند و از آن چتنی یا سبزی سادهٔ آب‌پز می‌سازد.

در برخی شب‌ها، غذای شب این خانواده همین سبزی و نان خشک است. گاهی نیز چنین غذایی به‌اندازه کافی پیدا نمی‌شود.

100%

دختر بزرگ شبانه ۱۴ سال دارد. به‌دلیل ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم از سوی طالبان، او نمی‌تواند به صنف‌های بالاتر برود. در سنی که باید درباره درس، امتحان و آینده‌اش فکر کند، پیدا کردن نان خانه نیز به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شده است.

خواهر ۱۲ساله و برادر ۹ساله‌اش نیز از مشکلات اقتصادی خانه بی‌تأثیر نمانده‌اند. نیازهای آنان به غذا، لباس، آموزش و درمان به درآمد نامنظم مادرشان وابسته است.

شبانه تلاش می‌کند فرزندانش گرسنه نمانند، اما مزد کار او و نیازهای خانه فاصله زیادی با یکدیگر دارند.

داستان زندگی این خانواده تنها مشکل یک زن بیوه در کابل نیست. مانند میلیون‌ها خانواده دیگر در افغانستان، پیدا کردن غذا در این خانه نیز به بزرگ‌ترین نگرانی زندگی روزمره تبدیل شده است.

از سفرهٔ شبانه تا گرسنگی میلیون‌ها افغان

بر اساس ارزیابی سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد که در ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، از نوامبر ۲۰۲۵ تا مارچ ۲۰۲۶ حدود ۱۷.۴ میلیون افغان در مرحلهٔ سوم یا مراحل بالاتر ناامنی غذایی قرار داشتند.

این رقم نزدیک به ۳۶ درصد جمعیت ارزیابی‌شده را تشکیل می‌دهد. از این میان، حدود ۴.۷ میلیون نفر در مرحله چهارم یا مرحله اضطراری قرار داشتند؛ وضعیتی که در آن مردم با کمبود جدی غذا روبه‌رو هستند و به کمک‌های فوری نیاز دارند.

بر اساس پیش‌بینی همین ارزیابی، انتظار می‌رفت بین اپریل و سپتامبر ۲۰۲۶، به‌دلیل افزایش برداشت گندم و کارهای فصلی، وضعیت تا اندازه‌ای بهتر شود؛ اما با آن هم، حدود ۱۳.۸ میلیون نفر همچنان در معرض ناامنی شدید غذایی باقی ماندند.

از این میان، نزدیک به ۲.۹ میلیون نفر در مرحله چهارم یا مرحله اضطراری برآورد شده بودند.

معنای این ارقام آن نیست که در افغانستان غذا پیدا نمی‌شود. مشکل اصلی برای بسیاری از خانواده‌ها این است که توان خرید مواد غذایی موجود در بازار را ندارند.

سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد در ارزیابی‌های خود، بیکاری، کاهش درآمد مردم، پایین‌آمدن کمک‌های بین‌المللی و محدودیت مسیرهای تجاری را از عوامل مهم ناامنی غذایی دانسته است.

بسته‌شدن مسیرهای تجاری از سوی پاکستان، بر انتقال و قیمت مواد غذایی فشار وارد کرده است. پیامدهای تغییرات اقلیمی، خشکسالی و مشکلات تولید محصولات زراعتی نیز بر هزینه‌های زندگی مردم تأثیر می‌گذارد.

از سوی دیگر، بازگشت میلیون‌ها افغان از ایران و پاکستان، فشار بر منابع محدود کار، مسکن، خدمات صحی و دیگر امکانات اولیه را افزایش داده است.

برنامه جهانی غذا برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده است که نزدیک به ۳.۷ میلیون کودک و ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده با سوءتغذیه حاد روبه‌رو خواهند شد و به درمان نیاز خواهند داشت.

به این ترتیب، شمار تخمینی کودکان و مادرانی که در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند، به ۴.۹ میلیون نفر می‌رسد.

برنامه جهانی غذا می‌گوید کاهش کمک‌های مالی بین‌المللی، توانایی این سازمان را برای رساندن کمک‌ها محدود کرده است. این سازمان که زمستان گذشته به حدود چهار میلیون افغان کمک غذایی رسانده بود، بر اساس بودجه موجود تنها توانایی کمک‌رسانی به دو میلیون نفر در ماه را دارد.

بازارهای پُر و جیب‌های خالی

افزایش قیمت مواد غذایی در افغانستان برای خانواده‌هایی که درآمد ثابت دارند، به معنای افزایش هزینه‌هاست؛ اما برای خانواده‌هایی با درآمد نامنظم مانند خانواده شبانه، گاهی به معنای صرف‌نظرکردن از غذاست.

احسان‌الله پتمن، رئیس نهاد مستقل نظارت بر وضعیت بشردوستانه افغانستان، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال کاهش توان خرید مردم را مشکل اساسی بحران کنونی دانسته است.

به ارزیابی او، آسیب‌دیدن زراعت بر اثر تغییرات اقلیمی و بسته‌شدن مکرر مسیرهای تجاری مانند تورخم و اسپین‌بولدک در مرز با پاکستان، فشار بر قیمت مواد غذایی اولیه را افزایش می‌دهد.

به باور او، هنگامی که قیمت سبزی و دیگر مواد غذایی بالا می‌رود، خانواده‌هایی که از پیش درآمد کافی ندارند، به‌تدریج از شمار خریداران بازار خارج می‌شوند.

این وضعیت در خانه شبانه به‌روشنی دیده می‌شود. خانواده او گاهی به‌جای خرید سبزی تازه از دکان‌داران بازار، در پایان روز از سبزی‌های دورریخته‌شده غذا تهیه می‌کند.

برای شبانه، قیمت یک سیر سبزی، بهای یک بوجی آرد و کرایه اتاق، ارقام اقتصادی جداگانه‌ای نیستند؛ همه این‌ها در حساب همان ۱۵۰ افغانی‌ای می‌آیند که از کار یک روز به‌دست می‌آورد.

او چندین بار تلاش کرده است که در فهرست افراد مستحق نهادهای کمک‌رسان بین‌المللی شامل شود، اما به گفته خودش، تاکنون کمکی دریافت نکرده است که بتواند مشکلات زندگی خانواده‌اش را به‌گونه دوامدار کاهش دهد.

برای این خانواده، کمک غذایی می‌تواند گرسنگی چند روز را کاهش دهد، اما راه‌حل درازمدت مشکل به داشتن منبع درآمد ثابت وابسته است.

اگر کمک مالی‌ که به‌دلیل کشته‌شدن شوهرش به او پرداخت می‌شد دوباره فعال شود، اگر برایش کار منظم پیدا شود یا در یک برنامه دوامدار حمایت از خانواده‌هایی که سرپرست‌شان زن است شامل شود، بخشی از فشار هزینه‌های خانه کاهش خواهد یافت.

اما تاکنون چنین تغییری در زندگی شبانه رخ نداده است.

نه سال بعد؛ سایه زنبق هنوز بر این خانه سنگینی می‌کند

انفجار ۳۱ می ۲۰۱۷ یکی از مرگ‌بارترین رویدادهای سال‌های جنگ در کابل بود. در آن روز ده‌ها نفر کشته شدند، صدها تن زخم برداشتند، خانواده‌ها از هم پاشیدند و کودکان بسیاری بی‌پدر شدند.

نه سال پس از این رویداد، برخی خانواده‌های قربانیان هنوز هم زیان‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از ازدست‌دادن عزیزان‌شان را تحمل می‌کنند.

شوهر شبانه در یک صبح کشته شد، اما مشکلات خانواده پس از مرگ او در یک روز پایان نیافت.

مسئولیت نگهداری از کودکان بر دوش شبانه باقی ماند. او با کمک اندک دولتی زندگی را پیش می‌برد، اما پس از قطع آن کمک، دیگر نتوانست تمام هزینه‌های خانه را از طریق کار خود تأمین کند.
اکنون یکی از دخترانش تلاش می‌کند از سبزی‌های دورریخته‌شده بازار غذا پیدا کند، دو کودک دیگر با کمبودهای اقتصادی خانه بزرگ می‌شوند و مادرشان در انتظار یافتن کار برای روز بعد زندگی می‌کند.

در آمار ملی ناامنی غذایی افغانستان، شبانه تنها یک زن است؛ اما در زندگی این خانواده، این بحران شکل یک روز کامل، یک ماه کامل و آینده کودکان را به خود گرفته است.

شب در ارزان‌قیمت کابل فرامی‌رسد. رفت‌وآمد کوچه‌ها کمتر می‌شود و خانواده‌ها برای شام دور هم جمع می‌شوند.

شبانه نیز با سه فرزندش در اتاق کوچک است. هنوز هیچ کار مطمئنی برای فردایش ندارد و نشانه‌ای هم از بازگشت کمک مالی‌ که به نام شوهرش پرداخت می‌شد، دیده نمی‌شود.

در پایان روز، آرزوی شبانه چندان بزرگ نیست. او نه رؤیای ثروت دارد و نه خواهان زندگی مرفه است. تنها می‌خواهد فردا کسی او را برای کار بخواهد تا بتواند چند قرص نان برای شام به خانه ببرد. در زندگی او، تمام امیدهای فردا در همین یک دعا خلاصه شده است: خدا کند کاری پیدا شود و کودکانم گرسنه به خواب نروند.

نبود مرکز بایومتریک در افغانستان، روند ویزای استرالیا برای افغان‌ها را مختل کرده است

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۱:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزارت داخله استرالیا می‌گوید که پرونده ویزای شهروندان افغانستان که هنوز بایومتریک خود را تکمیل نکرده‌اند، تا زمانی که در افغانستان باشند قابل پیشبرد نیست. در افغانستان هیچ مرکز جمع‌آوری بایومتریک استرالیا فعالیت نمی‌کند و متقاضیان برای انجام این مرحله باید به کشور دیگری بروند.

دولت استرالیا در تازه‌ترین راهنمای خود درباره متقاضیان افغان گفته است افرادی که در افغانستان زندگی می‌کنند یا به این کشور اخراج شده‌اند و هنوز بایومتریک نداده‌اند، نمی‌توانند روند بررسی پرونده ویزای خود را در داخل افغانستان تکمیل کنند.

دولت استرالیا همچنین گفته است نمی‌تواند به خروج این افراد از افغانستان کمک کند.

براساس این راهنما، اگر یک متقاضی بتواند از افغانستان به کشور دیگری سفر کند، باید وزارت داخله استرالیا را در جریان بگذارد. این وزارت سپس نامه‌ای برای انجام بایومتریک در محل مورد نظر صادر می‌کند.

استرالیا در عین حال به متقاضیان توصیه نکرده است برای تکمیل پرونده خود از مرزهایی عبور کنند که ممکن است امنیت آنان یا اعضای خانواده‌شان را به خطر بیندازد. این کشور می‌گوید متقاضیان باید با درنظرگرفتن شرایط امنیتی درباره سفر تصمیم بگیرند و انتظار زمان طولانی برای بررسی پرونده‌های خود را داشته باشند.

وزارت داخله استرالیا می‌گوید تقاضا برای برنامه بشردوستانه خارج از این کشور بسیار بیشتر از ظرفیت موجود است و بیشتر متقاضیان ویزا دریافت نخواهند کرد.

برنامه اسکان بشردوستانه استرالیا برای افغان‌ها بیشتر بر متقاضیانی متمرکز است که در پاکستان و ایران حضور دارند.

کارکنان محلی پیشین استرالیا و اعضای خانواده نزدیک آنان در بالاترین سطح اولویت قرار دارند.

مشکل بایومتریک شامل برخی متقاضیان ویزای همسر نیز می‌شود.

وزارت داخله استرالیا می‌گوید پس از ثبت آنلاین چنین درخواست‌هایی ممکن است به‌صورت خودکار از متقاضی خواسته شود بایومتریک ارائه کند و تا انجام این مرحله، تصمیم نهایی درباره پرونده گرفته نمی‌شود.

شرایط متقاضیان افغان در کشورهای همسایه نیز با دشواری‌هایی همراه شده است.

وزارت داخله استرالیا می‌گوید تحولات اخیر منطقه بر عملیات صدور ویزا تاثیر گذاشته و دسترسی به معاینات صحی و مراکز بایومتریک، قطع اینترنت و اختلال در پروازها از جمله مشکلات ایجادشده بوده است.

سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در استرالیا نیز در ۹ سرطان فعالیت خود را تعلیق کرد و دیگر قادر به صدور اسناد نیست.

وزارت داخله استرالیا از متقاضیانی که نمی‌توانند اسناد معتبر افغانستان را برای پرونده ویزا یا شهروندی خود دریافت کنند، خواسته است از فرم ویژه تماس این وزارت استفاده کنند.

مقام‌های پیشین پاکستان، هند را به استفاده از تنش میان پاکستان و طالبان متهم کردند

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۱:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از دیپلومات‌ها و مقام‌های پیشین پاکستان در نشستی در اسلام‌آباد، گفته‌اند که هند از تنش میان پاکستان و طالبان برای پیشبرد اهداف خود علیه اسلام‌آباد استفاده می‌کند. آنان در عین حال خواستار ازسرگیری گفت‌وگو میان پاکستان و طالبان شدند.

روز پنج‌شنبه ۲۳ میزان نشستی با عنوان «هند به‌عنوان عاملی در وخامت روابط پاکستان و افغانستان» از سوی انستیتوت مطالعات منطقه‌ای اسلام‌آباد برگزار شد.

اعزاز احمد چودری، سکرتر پیشین وزارت خارجه پاکستان، در این نشست هند را متهم کرد که پس از ناکامی در شکست نظامی پاکستان یا منزوی‌کردن دیپلوماتیک این کشور، به «جنگ نیابتی» از طریق افغانستان روی آورده است.

آقای چودری گفت کمیته‌های مربوط شورای امنیت سازمان ملل حضور ۲۰ گروه تروریستی در خاک افغانستان را ثبت کرده‌اند. او همچنین به گزارش‌هایی درباره آموزش جنگجویان تحریک طالبان پاکستان از سوی القاعده در افغانستان اشاره کرد.

به گفته او، پاکستان برای جلب حمایت بین‌المللی در مبارزه با آنچه «تهدید جهانی تروریسم برخاسته از افغانستان» خواند، با دشواری روبه‌رو است. آقای چودری وضعیت کنونی سیاست بین‌المللی را که به گفته او با بحران و بی‌ثباتی همراه است، دلیل این دشواری دانست.

سکرتر پیشین وزارت خارجه پاکستان خواستار احیای ارتباطات میان مردم پاکستان و افغانستان شد و گفت برای رسیدگی به حضور گروه‌های تروریستی در خاک افغانستان باید از رویکردهای منطقه‌ای و چندجانبه استفاده شود.

اشرف جهانگیر قاضی، سفیر پیشین پاکستان در امریکا، نیز از اسلام‌آباد خواست روابط دوستانه با افغانستان را احیا کند. او گفت دولت پاکستان باید میان سیاست‌های خود در قبال طالبان و سیاست‌هایی که بر مردم افغانستان تاثیر می‌گذارد، تفاوت قایل شود.

آقای قاضی با اشاره به عملیات نظامی پاکستان در داخل افغانستان، از تصمیم‌گیرندگان پاکستانی خواست محدودیت‌های چنین اقدام‌هایی را نیز در نظر بگیرند. او همچنین گفت هند از وخامت روابط پاکستان و طالبان بهره می‌برد.

محمد سعد ختک، رئیس انستیتوت مطالعات صلح و منازعه پاکستان، گفت هند وخامت روابط پاکستان و طالبان را فرصتی برای استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان می‌بیند.

او همچنین مدعی شد که خودداری طالبان از اقدام علیه تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادی‌بخش بلوچ، نشانه تاثیر هند بر سیاست خارجی طالبان است. آقای ختک از طالبان و پاکستان خواست به دیپلوماسی فرصت دهند و مسایل مورد اختلاف، از جمله تروریسم فرامرزی، را از راه مشورت و گفت‌وگو حل کنند.

شرکت‌کنندگان این میزگرد در مجموع گفتند که هند تنها عامل وخامت روابط پاکستان و طالبان نیست، اما از شکاف میان دو طرف برای پیشبرد اهداف راهبردی خود علیه پاکستان استفاده می‌کند.

مقام کشورهای مستقل مشترک‌المنافع: شمال افغانستان تهدیدی برای امنیت منطقه است

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۰:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، می‌گوید که مقام‌های امنیتی کشورهای منطقه، فعالیت گروه‌های تروریستی مستقر در شمال افغانستان را از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی آسیای مرکزی می‌دانند. یِوگِنی سیسویف گفت که وضعیت افغانستان پیچیده و گاه متناقض است.

او در نشست مشترک سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و سازمان همکاری شانگهای، گفت پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، در برخی زمینه‌ها پیشرفت‌هایی صورت گرفته و اقدام‌هایی برای کنترول وضعیت داخلی و بیرون‌کشیدن اقتصاد از بحران انجام شده است.

آقای سیسویف افزود پس از خروج نیروهای خارجی، شدت درگیری‌های گسترده داخلی کاهش یافته و طالبان اقدام‌هایی برای شناسایی و از بین بردن هسته‌های تروریستی، بستن مسجدهایی که در آن‌ها تبلیغات افراطی صورت می‌گیرد و بازداشت مبلغان انجام داده است.

به گفته او، در نتیجه این اقدام‌ها شمار حملات تروریستی و قربانیان آن‌ها به‌گونه قابل توجهی کاهش یافته است.

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در عین حال افزود که بحران بشردوستانه و درگیری‌های مسلحانه دوره‌ای میان طالبان و پاکستان، بخشی از منابع نیروهای امنیتی طالبان را از مقابله با تهدیدهای داخلی منحرف می‌کند.

او شاخه خراسان داعش، گروه‌های جهادی مرتبط با آن و مخالفان مسلح طالبان، از جمله جبهه مقاومت ملی افغانستان و جبهه آزادی افغانستان را از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی داخل افغانستان خواند.

آقای سیسویف مدعی شد این گروه‌ها با حمایت فعال استخبارات برخی کشورهای غربی تلاش می‌کنند قدرت طالبان در کابل را تضعیف کرده و مناطق خارج از کنترول این گروه را، به‌ویژه در شمال افغانستان، گسترش دهند.

او همچنین ادعا کرد کشورهای غربی می‌خواهند با تکیه بر شمال افغانستان بر وضعیت کشورهای آسیای مرکزی تاثیر بگذارند.

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع گفت شاخه خراسان داعش در حال جذب نیرو از دیگر گروه‌های تروریستی و همچنین شهروندان تاجیکستان، اوزبیکستان، قرغیزستان و قزاقستان و مهاجران کاری در روسیه است.

به گفته او، شبکه‌های مخفی تروریستی در کشورهای مستقل مشترک‌المنافع ایجاد شده، مسیرهای تأمین منابع آن‌ها شکل گرفته و برای انجام حملات برنامه‌ریزی می‌شود.

آقای سیسویف گفت که در آغاز امسال، سرویس امنیت فدرال روسیه با همکاری نهادهای تاجیکستان یک هسته تروریستی را که برای حملات برنامه‌ریزی می‌کرد، شناسایی و از بین برد.

او افزود با همکاری نهاد امنیتی اوزبیکستان نیز پنج حمله در مناطق مختلف روسیه، از جمله مسکو، پیش از اجرا خنثی شده است.

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع گفت همه افراد مرتبط با این پرونده‌ها توسط فرستادگان شاخه خراسان داعش جذب شده بودند و این موضوع ضرورت گسترش همکاری‌های ضدتروریستی با مقام‌های طالبان را نشان می‌دهد.

او افزود این همکاری باید در چارچوب تلاش‌های گسترده‌تر برای ثبات سیاسی افغانستان و عادی‌سازی روابط کابل و اسلام‌آباد انجام شود.

آقای سیسویف گفت امنیت عمومی کشورهای مستقل مشترک‌المنافع به آرامش در منطقه افغانستان و پاکستان نیز وابسته است.

او همچنین گفت در سطح سازمان‌های بین‌المللی اقدام‌هایی برای واردکردن کابل به گفت‌وگوهای چندجانبه امنیتی انجام شده و در سال ۲۰۲۴ هیئت طالبان در نشست مبارزه با تروریسم در تاشکند شرکت کرده بود.

یک زن از کابل: شش روز شد نان خشک و آب می‌خوریم

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۰:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هم‌زمان با فرا رسیدن روز جهانی غذا، شماری از خانواده‌ها در افغانستان می‌گویند افزایش فشارهای اقتصادی، بیکاری و نداشتن درآمد ثابت، آن‌ها را ناگزیر کرده است گوشت، میوه، لبنیات و دیگر مواد غذایی مغذی را از سفره‌های‌شان حذف کنند و به ارزان‌ترین غذاهای در دسترس بسنده کنند.

شهلا، باشنده کابل و سرپرست خانواده‌ای با دو فرزند، می‌گوید خانواده‌اش در یک ماه گذشته بیشتر با نان خشک، چای، شله و چتنی زندگی کرده است. به گفته او، در این مدت خانواده‌اش تنها یک بار توانسته تخم‌مرغ بخورد و خرید منظم گوشت، میوه، سبزی و لبنیات دیگر از توان آن‌ها خارج شده است.

شهلا می‌گوید پیش از آن‌که طالبان در اسد ۱۴۰۰ به قدرت بازگردند، از طریق آرایشگری و آموزش کودکان بخشی از هزینه‌های خانواده را تأمین می‌کرد. اما پس از بسته‌شدن آرایشگاه‌های زنانه در سال ۲۰۲۳، منبع اصلی درآمدش را از دست داد. او می‌گوید مشکلات صحی، از جمله بیماری قلبی، نیز توانایی کارکردن را برایش محدود کرده است.

اداره طالبان در اسد ۱۴۰۲ براساس فرمان شفاهی هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه، روند بستن آرایشگاه‌ها در افغانستان را آغاز کرد. در پی این دستور، ده‌ها هزار زن در افغانستان که از طریق آرایشگری مخارج خود و خانواده‌های‌شان را تامین می‌کردند، بیکار شدند.

شهلا وضعیت زندگی خانواده‌اش را چنین توصیف می‌کند: «دیگر کلاً اینجا خیلی سخت شده، نفس کشیدن خیلی سخت شده. وقتی که نان پیدا می‌کنم، چایی ندارم، چایی را پیدا می‌کنم نان نیست.»

او می‌گوید اکنون تلاش می‌کند با مقدار اندکی غذا، نیازهای فرزندانش را برآورده کند، در حالی که خودش گاهی یک وعده در روز غذا می‌خورد یا از خوردن صرف‌نظر می‌کند تا فرزندانش گرسنه نمانند.

شهلا افزود: «من بیشتر وقت‌ها برای فرزندانم غذا آماده می‌کنم و خودم صبحانه و ناهار و شام را یک وعده می‌خورم. برای این‌که کودک هفت‌ساله‌ام سیر کند، من کمتر می‌خورم یا گاهی اصلاً غذا نمی‌خورم.»

پسر بزرگ‌تر شهلا، زمانی که در صنف یازدهم درس می‌خواند، به دلیل مشکلات اقتصادی مکتب را ترک کرد و برای یافتن درآمد به کار در مغازه‌ها روی آورد. پسر کوچک‌تر او هفت سال دارد و تازه مکتب را آغاز کرده است.

شهلا می‌گوید نگران وضعیت جسمی فرزند کوچک‌ترش است، زیرا به گفته او، کودک بسیار لاغر شده و توان جسمی‌اش کاهش یافته است. این نگرانی‌ها، بدون ارزیابی پزشکی، به‌تنهایی نشان‌دهنده تشخیص قطعی سوءتغذیه نیست.

فشار اقتصادی خانواده تنها به غذا محدود نمی‌شود. شهلا می‌گوید برای پرداخت هزینه‌های درمان فرزندانش، شماری از وسایل خانه، از جمله یخچال، را فروخته است. او اکنون با دشواری در پرداخت کرایه خانه، تأمین هزینه‌های درمان و آماده‌شدن برای زمستان روبه‌رو است.

او می‌گوید: «نه غذای کافی داریم، نه پوشاک کافی، و نه توان دوا و درمان داریم.»

بیکاری و حذف مواد غذایی مغذی

عبدالله، ۲۹ ساله و باشنده کارته نو کابل، نیز می‌گوید نداشتن درآمد ثابت، خانواده‌اش را ناگزیر کرده است خرید گوشت، میوه و لبنیات را به حداقل برساند.

او در رشته حقوق و علوم سیاسی تحصیل کرده، اما پس از فراغت نتوانسته شغل مناسبی پیدا کند. عبدالله می‌گوید مدتی برای تأمین هزینه‌های زندگی در خیابان با کراچی کار می‌کرد، اما آن شغل را نیز از دست داد. پدر سالمندش که پیش از تغییر حکومت کار می‌کرد، اکنون درآمدی ندارد.

عبدالله می‌گوید خانواده‌اش در یک هفته معمولی توان خرید گوشت یا مرغ را ندارد و در یک ماه گذشته تنها یک بار توانسته لبنیات بخرد.

او می‌گوید: «ما ممکن است بخواهیم که گوشت، میوه و لبنیات بخریم، اما مجبور می‌شویم که فقط با مواد غذایی ارزان‌تری که در دسترس است گذاره کنیم.»

به گفته عبدالله، خانواده‌هایی که درآمد ثابت ندارند، ناگزیرند میان خرید غذا و پرداخت هزینه‌های دیگر زندگی انتخاب کنند. در چنین شرایطی، مواد غذایی گران‌تر اغلب نخستین اقلامی هستند که از فهرست خرید حذف می‌شوند.

او می‌گوید: «فقر غذایی فقط به این معنا نیست که انسان چیزی برای خوردن نداشته باشد. بعضی وقت‌ها خانواده غذا دارد، اما نمی‌تواند غذای کافی و متنوع تهیه کند.»

با وجود مشکلات اقتصادی، عبدالله می‌گوید هنوز امیدوار است شغل مناسبی پیدا کند، از دانش دانشگاهی‌اش استفاده کند و از پدر و مادر سالمندش حمایت کند.

او می‌گوید: «من نمی‌خواهم که کسی فقط به چشم یک فرد فقیر به من نگاه کند. من مثل دیگر جوانان افغانستان آرزو دارم، می‌خواهم کار کنم و مستقل باشم و با تلاش خود یک زندگی خوب بسازم.»

100%

زن اخراج شده از ایران: مجبور شدم بین غذا و برق یکی را انتخاب کنم

برای شماری از خانواده‌هایی که از کشورهای همسایه به افغانستان بازگشته‌اند، نداشتن کار و درآمد ثابت، تأمین غذای روزانه را دشوارتر کرده است.

پروانه، نام مستعار دختر ۲۰ ساله‌ای که در اواخر سال ۱۴۰۲ خورشیدی از ایران به افغانستان بازگشته، می‌گوید از زمان بازگشتش به یاد نمی‌آورد که خانواده‌اش گوشت خورده باشد.

او گفت پولی که داشته را مقداری روغن و لوبیا و برنج خریده، اما نتوانسته بل برق را بپردازد. در نتیجه این خانواده در تاریکی مانده است.

او با پدر و مادرش و یک خواهر و برادر کوچک‌تر زندگی می‌کند. به گفته پروانه، پدر و مادرش از بیماری قلبی و دیابت رنج می‌برند و هزینه درمان آن‌ها نیز بر دوش او است.

100%
یک زن اخراج‌شده از ایران می‌گوید مجبور شده است بین غذا و برق یکی را انتخاب کند

پروانه پیش از بازگشت به افغانستان در ایران زندگی می‌کرد و زبان انگلیسی تدریس می‌کرد. او می‌گوید پس از بازگشت، نتوانسته شغلی پیدا کند که هزینه‌های خانواده را تأمین کند.

او می‌گوید: «وقتی آمدم هیچ چیزی نداشتم. از زیر صفر شروع کردم. هیچ کسی راضی نیست از وطن خودش دور باشد، اما وطنی که برایم وطنی نکند، من چگونه وطندوستی کنم؟»

پروانه می‌گوید بهترین غذایی که خانواده‌اش اکنون می‌تواند تهیه کند، گاهی تخم‌مرغ یا کچالو است و در بسیاری از روزها وعده‌های غذایی به نان و چای محدود می‌شود.

او می‌گوید: «ما صبحانه اصلاً نمی‌خوریم. چاشت را هم با نان و چای می‌گذرانیم. شب را هم مجبوریم یک چیزی بخوریم تا از گرسنگی نمیریم.»

پروانه می‌گوید هرگاه پولی به دست می‌آورد، ناگزیر است میان خرید غذا و پرداخت هزینه دارو و درمان والدینش یکی را انتخاب کند. او می‌گوید از بستگانش قرض‌دار است و نمی‌داند چگونه این بدهی‌ها را بازپرداخت کند.

او می‌گوید: «اگر پول هم پیدا کنم، میان این همه چیز باید فقط یک چیز را انتخاب کنم که مصرف کنم. یا خرج دوا و درمان مادر و پدرم یا برای خوردن.»

به گفته پروانه، خانواده گاهی کچالو را به شکل شوربا می‌پزد تا بتواند آن را با نان مصرف کند و با مقدار غذای کمتر سیر شود. او می‌گوید بعضی روزها برای آن‌که خواهر و برادر کوچک‌ترش غذا داشته باشند، خودش چیزی نمی‌خورد.

او می‌گوید: «روزهایی شده که چون غذا کم بوده، نخوردم و تا صبح گرسنه نشستم و به خواهر و برادر کوچک‌تر از خودم دادم.»

پروانه می‌گوید پیش از بازگشت نیز زندگی خانواده‌اش آسان نبود، اما درآمدش در ایران به او امکان می‌داد بخشی از نیازهای خانواده را تأمین کند. اکنون، به گفته او، نبود فرصت‌های کاری و هزینه‌های درمان، فشار زندگی را بیشتر کرده است.

کارمند سابق رسانه که مجبور شد به کودکانش نان قاق و آب بدهد

اجمل، کارمند رسانه، [نام مستعار] بعد از اسد ۱۴۰۰ کار خود را از دست داد.

او که در رسانه‌های خصوصی مختلف در کابل کار کرده، اکنون نزدیک به پنج سال می‌شود که بیکاری را می‌گذراند.

100%

این تصویربردار گفت: «باور به خدا کنید که یک بسته نمک پنج افغانی قیمت دارد. گاهی من در پیدا کردن نمک هم به مشکل مواجه می‌شوم.»

این جوان که با همسر و دو کودکش در کابل زندگی می‌کند، می‌گوید ماه گذشته یک روز توانسته برای تصویربرداری یک مراسم خصوصی در بدل ۵۰۰ افغانی استخدام شد، او گفت این پول را «یک سیر آرد خریدم، کمی شکر و روغن گرفتم تا حداقل این هفته بتوانیم روزگار را سپری کنیم.»

در همین هفته‌ای که گذشت «روزی شده که محتاج نان خشک باشیم و رفته‌ام نان قاق آورده‌ام تا با آب به کودکم بدهم.»

طالبان پس از بازگشت به قدرت در اسد ۱۴۰۰، محدودیت‌های گسترده‌ای بر فعالیت رسانه‌های خصوصی و روزنامه‌نگاران وضع کرده است که این فشارها در کنار چالش‌های اقتصادی، بسیاری از نهادهای رسانه‌ای را از فعالیت بازمانده است. در نتیجه این وضعیت، شمار زیادی از روزنامه‌نگاران و کارمندان رسانه‌ها که سال‌ها در این بخش کار کرده‌اند، اکنون هیچ شغلی ندارند.

100%
چای و نان خشک؛ صبحانه یک کارمند سابق رسانه در کابل

بحران گسترده ناامنی غذایی

روایت‌های شهلا، عبدالله و پروانه در حالی مطرح می‌شود که افغانستان همچنان با ناامنی غذایی گسترده روبه‌رو است.

سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل و برنامه جهانی غذا، می‌گویند که نزدیک به ۱۹.۲ میلیون نفر، برابر با ۳۸ درصد جمعیت افغانستان، در زمستان پیش‌رو با سطح بالای ناامنی حاد غذایی روبه‌رو خواهند شد.

  • بیش از ۱۹ میلیون نفر در افغانستان با بحران گرسنگی حاد مواجه‌اند

    بیش از ۱۹ میلیون نفر در افغانستان با بحران گرسنگی حاد مواجه‌اند

این ارقام گستردگی بحران را نشان می‌دهند، اما وضعیت این سه خانواده به‌طور جداگانه در این آمار اندازه‌گیری نشده است.

ناامنی غذایی تنها به معنای نداشتن هیچ غذایی برای خوردن نیست. دسترسی نامنظم به غذای کافی و مغذی نیز بخشی از این مشکل است. خانواده‌ای ممکن است بتواند با نان، چای یا غذای ساده گرسنگی خود را موقتاً برطرف کند، اما برای تأمین پروتئین، لبنیات، میوه و سبزی مورد نیازش پول کافی نداشته باشد.

برای خانواده‌هایی که درآمدشان کاهش یافته یا منبع درآمد خود را از دست داده‌اند، انتخاب غذا بیش از آن‌که بر اساس نیازهای تغذیه‌ای باشد، به توان پرداخت هزینه‌ها بستگی دارد.

دشواری دسترسی به میوه در یک مکتب

محدودیت دسترسی به مواد غذایی متنوع تنها در روایت خانواده‌ها دیده نمی‌شود.

آسیه، نام مستعار مدیر یک مکتب در ولسوالی غوریان ولایت هرات، می‌گوید شماری از آموزگاران مکتب مدت‌هاست به میوه دسترسی نداشته‌اند.

به گفته او، مسئولان مکتب با کمک یک نهاد خیریه تلاش کردند به مناسبت روز معلم برای شاگردان و آموزگاران میوه تهیه کنند. تصاویر ارسالی از این مکتب، بشقاب‌های میوه روی میزهای شاگردان و آموزگاران را نشان می‌دهد.

100%

این مورد به‌تنهایی وضعیت غذایی همه خانواده‌های منطقه را نشان نمی‌دهد، اما روایت مدیر مکتب از دشواری دسترسی آموزگاران به میوه، نمونه دیگری از محدودشدن توان خرید مواد غذایی در زندگی روزمره است.

روز جهانی غذا که هر سال در ۱۶ اکتبر گرامی داشته می‌شود، بر اهمیت دسترسی همه انسان‌ها به غذای کافی و سالم تأکید دارد.

اما برای شهلا که گاهی از غذای خود می‌گذرد تا فرزندش سیر شود، عبدالله که با وجود تحصیلات دانشگاهی هنوز در جست‌وجوی کار است، و پروانه که باید میان خرید غذا و داروی والدینش انتخاب کند، مسئله تنها یافتن چیزی برای خوردن نیست.

برای این خانواده‌ها، چالش اصلی آن است که بتوانند به‌طور منظم غذایی کافی، متنوع و مغذی تهیه کنند؛ نیازی که در شرایط فعلی، به گفته خودشان، هر روز دشوارتر برآورده می‌شود.