مقام کشورهای مستقل مشترکالمنافع: شمال افغانستان تهدیدی برای امنیت منطقه است
رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترکالمنافع، میگوید که مقامهای امنیتی کشورهای منطقه، فعالیت گروههای تروریستی مستقر در شمال افغانستان را از مهمترین تهدیدهای امنیتی آسیای مرکزی میدانند.
یِوگِنی سیسویف گفت که وضعیت افغانستان پیچیده و گاه متناقض است.
او در نشست مشترک سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای، گفت پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، در برخی زمینهها پیشرفتهایی صورت گرفته و اقدامهایی برای کنترول وضعیت داخلی و بیرونکشیدن اقتصاد از بحران انجام شده است.
آقای سیسویف افزود پس از خروج نیروهای خارجی، شدت درگیریهای گسترده داخلی کاهش یافته و طالبان اقدامهایی برای شناسایی و از بین بردن هستههای تروریستی، بستن مسجدهایی که در آنها تبلیغات افراطی صورت میگیرد و بازداشت مبلغان انجام داده است.
به گفته او، در نتیجه این اقدامها شمار حملات تروریستی و قربانیان آنها بهگونه قابل توجهی کاهش یافته است.
رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترکالمنافع در عین حال افزود که بحران بشردوستانه و درگیریهای مسلحانه دورهای میان طالبان و پاکستان، بخشی از منابع نیروهای امنیتی طالبان را از مقابله با تهدیدهای داخلی منحرف میکند.
او شاخه خراسان داعش، گروههای جهادی مرتبط با آن و مخالفان مسلح طالبان، از جمله جبهه مقاومت ملی افغانستان و جبهه آزادی افغانستان را از مهمترین تهدیدهای امنیتی داخل افغانستان خواند.
آقای سیسویف مدعی شد این گروهها با حمایت فعال استخبارات برخی کشورهای غربی تلاش میکنند قدرت طالبان در کابل را تضعیف کرده و مناطق خارج از کنترول این گروه را، بهویژه در شمال افغانستان، گسترش دهند.
او همچنین ادعا کرد کشورهای غربی میخواهند با تکیه بر شمال افغانستان بر وضعیت کشورهای آسیای مرکزی تاثیر بگذارند.
رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترکالمنافع گفت شاخه خراسان داعش در حال جذب نیرو از دیگر گروههای تروریستی و همچنین شهروندان تاجیکستان، اوزبیکستان، قرغیزستان و قزاقستان و مهاجران کاری در روسیه است.
به گفته او، شبکههای مخفی تروریستی در کشورهای مستقل مشترکالمنافع ایجاد شده، مسیرهای تأمین منابع آنها شکل گرفته و برای انجام حملات برنامهریزی میشود.
آقای سیسویف گفت که در آغاز امسال، سرویس امنیت فدرال روسیه با همکاری نهادهای تاجیکستان یک هسته تروریستی را که برای حملات برنامهریزی میکرد، شناسایی و از بین برد.
او افزود با همکاری نهاد امنیتی اوزبیکستان نیز پنج حمله در مناطق مختلف روسیه، از جمله مسکو، پیش از اجرا خنثی شده است.
رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترکالمنافع گفت همه افراد مرتبط با این پروندهها توسط فرستادگان شاخه خراسان داعش جذب شده بودند و این موضوع ضرورت گسترش همکاریهای ضدتروریستی با مقامهای طالبان را نشان میدهد.
او افزود این همکاری باید در چارچوب تلاشهای گستردهتر برای ثبات سیاسی افغانستان و عادیسازی روابط کابل و اسلامآباد انجام شود.
آقای سیسویف گفت امنیت عمومی کشورهای مستقل مشترکالمنافع به آرامش در منطقه افغانستان و پاکستان نیز وابسته است.
او همچنین گفت در سطح سازمانهای بینالمللی اقدامهایی برای واردکردن کابل به گفتوگوهای چندجانبه امنیتی انجام شده و در سال ۲۰۲۴ هیئت طالبان در نشست مبارزه با تروریسم در تاشکند شرکت کرده بود.
همزمان با فرا رسیدن روز جهانی غذا، شماری از خانوادهها در افغانستان میگویند افزایش فشارهای اقتصادی، بیکاری و نداشتن درآمد ثابت، آنها را ناگزیر کرده است گوشت، میوه، لبنیات و دیگر مواد غذایی مغذی را از سفرههایشان حذف کنند و به ارزانترین غذاهای در دسترس بسنده کنند.
شهلا، باشنده کابل و سرپرست خانوادهای با دو فرزند، میگوید خانوادهاش در یک ماه گذشته بیشتر با نان خشک، چای، شله و چتنی زندگی کرده است. به گفته او، در این مدت خانوادهاش تنها یک بار توانسته تخممرغ بخورد و خرید منظم گوشت، میوه، سبزی و لبنیات دیگر از توان آنها خارج شده است.
شهلا میگوید پیش از آنکه طالبان در اسد ۱۴۰۰ به قدرت بازگردند، از طریق آرایشگری و آموزش کودکان بخشی از هزینههای خانواده را تأمین میکرد. اما پس از بستهشدن آرایشگاههای زنانه در سال ۲۰۲۳، منبع اصلی درآمدش را از دست داد. او میگوید مشکلات صحی، از جمله بیماری قلبی، نیز توانایی کارکردن را برایش محدود کرده است.
اداره طالبان در اسد ۱۴۰۲ براساس فرمان شفاهی هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، روند بستن آرایشگاهها در افغانستان را آغاز کرد. در پی این دستور، دهها هزار زن در افغانستان که از طریق آرایشگری مخارج خود و خانوادههایشان را تامین میکردند، بیکار شدند.
شهلا وضعیت زندگی خانوادهاش را چنین توصیف میکند: «دیگر کلاً اینجا خیلی سخت شده، نفس کشیدن خیلی سخت شده. وقتی که نان پیدا میکنم، چایی ندارم، چایی را پیدا میکنم نان نیست.»
او میگوید اکنون تلاش میکند با مقدار اندکی غذا، نیازهای فرزندانش را برآورده کند، در حالی که خودش گاهی یک وعده در روز غذا میخورد یا از خوردن صرفنظر میکند تا فرزندانش گرسنه نمانند.
شهلا افزود: «من بیشتر وقتها برای فرزندانم غذا آماده میکنم و خودم صبحانه و ناهار و شام را یک وعده میخورم. برای اینکه کودک هفتسالهام سیر کند، من کمتر میخورم یا گاهی اصلاً غذا نمیخورم.»
پسر بزرگتر شهلا، زمانی که در صنف یازدهم درس میخواند، به دلیل مشکلات اقتصادی مکتب را ترک کرد و برای یافتن درآمد به کار در مغازهها روی آورد. پسر کوچکتر او هفت سال دارد و تازه مکتب را آغاز کرده است.
شهلا میگوید نگران وضعیت جسمی فرزند کوچکترش است، زیرا به گفته او، کودک بسیار لاغر شده و توان جسمیاش کاهش یافته است. این نگرانیها، بدون ارزیابی پزشکی، بهتنهایی نشاندهنده تشخیص قطعی سوءتغذیه نیست.
فشار اقتصادی خانواده تنها به غذا محدود نمیشود. شهلا میگوید برای پرداخت هزینههای درمان فرزندانش، شماری از وسایل خانه، از جمله یخچال، را فروخته است. او اکنون با دشواری در پرداخت کرایه خانه، تأمین هزینههای درمان و آمادهشدن برای زمستان روبهرو است.
او میگوید: «نه غذای کافی داریم، نه پوشاک کافی، و نه توان دوا و درمان داریم.»
بیکاری و حذف مواد غذایی مغذی
عبدالله، ۲۹ ساله و باشنده کارته نو کابل، نیز میگوید نداشتن درآمد ثابت، خانوادهاش را ناگزیر کرده است خرید گوشت، میوه و لبنیات را به حداقل برساند.
او در رشته حقوق و علوم سیاسی تحصیل کرده، اما پس از فراغت نتوانسته شغل مناسبی پیدا کند. عبدالله میگوید مدتی برای تأمین هزینههای زندگی در خیابان با کراچی کار میکرد، اما آن شغل را نیز از دست داد. پدر سالمندش که پیش از تغییر حکومت کار میکرد، اکنون درآمدی ندارد.
عبدالله میگوید خانوادهاش در یک هفته معمولی توان خرید گوشت یا مرغ را ندارد و در یک ماه گذشته تنها یک بار توانسته لبنیات بخرد.
او میگوید: «ما ممکن است بخواهیم که گوشت، میوه و لبنیات بخریم، اما مجبور میشویم که فقط با مواد غذایی ارزانتری که در دسترس است گذاره کنیم.»
به گفته عبدالله، خانوادههایی که درآمد ثابت ندارند، ناگزیرند میان خرید غذا و پرداخت هزینههای دیگر زندگی انتخاب کنند. در چنین شرایطی، مواد غذایی گرانتر اغلب نخستین اقلامی هستند که از فهرست خرید حذف میشوند.
او میگوید: «فقر غذایی فقط به این معنا نیست که انسان چیزی برای خوردن نداشته باشد. بعضی وقتها خانواده غذا دارد، اما نمیتواند غذای کافی و متنوع تهیه کند.»
با وجود مشکلات اقتصادی، عبدالله میگوید هنوز امیدوار است شغل مناسبی پیدا کند، از دانش دانشگاهیاش استفاده کند و از پدر و مادر سالمندش حمایت کند.
او میگوید: «من نمیخواهم که کسی فقط به چشم یک فرد فقیر به من نگاه کند. من مثل دیگر جوانان افغانستان آرزو دارم، میخواهم کار کنم و مستقل باشم و با تلاش خود یک زندگی خوب بسازم.»
زن اخراج شده از ایران: مجبور شدم بین غذا و برق یکی را انتخاب کنم
برای شماری از خانوادههایی که از کشورهای همسایه به افغانستان بازگشتهاند، نداشتن کار و درآمد ثابت، تأمین غذای روزانه را دشوارتر کرده است.
پروانه، نام مستعار دختر ۲۰ سالهای که در اواخر سال ۱۴۰۲ خورشیدی از ایران به افغانستان بازگشته، میگوید از زمان بازگشتش به یاد نمیآورد که خانوادهاش گوشت خورده باشد.
او گفت پولی که داشته را مقداری روغن و لوبیا و برنج خریده، اما نتوانسته بل برق را بپردازد. در نتیجه این خانواده در تاریکی مانده است.
او با پدر و مادرش و یک خواهر و برادر کوچکتر زندگی میکند. به گفته پروانه، پدر و مادرش از بیماری قلبی و دیابت رنج میبرند و هزینه درمان آنها نیز بر دوش او است.
یک زن اخراجشده از ایران میگوید مجبور شده است بین غذا و برق یکی را انتخاب کند
پروانه پیش از بازگشت به افغانستان در ایران زندگی میکرد و زبان انگلیسی تدریس میکرد. او میگوید پس از بازگشت، نتوانسته شغلی پیدا کند که هزینههای خانواده را تأمین کند.
او میگوید: «وقتی آمدم هیچ چیزی نداشتم. از زیر صفر شروع کردم. هیچ کسی راضی نیست از وطن خودش دور باشد، اما وطنی که برایم وطنی نکند، من چگونه وطندوستی کنم؟»
پروانه میگوید بهترین غذایی که خانوادهاش اکنون میتواند تهیه کند، گاهی تخممرغ یا کچالو است و در بسیاری از روزها وعدههای غذایی به نان و چای محدود میشود.
او میگوید: «ما صبحانه اصلاً نمیخوریم. چاشت را هم با نان و چای میگذرانیم. شب را هم مجبوریم یک چیزی بخوریم تا از گرسنگی نمیریم.»
پروانه میگوید هرگاه پولی به دست میآورد، ناگزیر است میان خرید غذا و پرداخت هزینه دارو و درمان والدینش یکی را انتخاب کند. او میگوید از بستگانش قرضدار است و نمیداند چگونه این بدهیها را بازپرداخت کند.
او میگوید: «اگر پول هم پیدا کنم، میان این همه چیز باید فقط یک چیز را انتخاب کنم که مصرف کنم. یا خرج دوا و درمان مادر و پدرم یا برای خوردن.»
به گفته پروانه، خانواده گاهی کچالو را به شکل شوربا میپزد تا بتواند آن را با نان مصرف کند و با مقدار غذای کمتر سیر شود. او میگوید بعضی روزها برای آنکه خواهر و برادر کوچکترش غذا داشته باشند، خودش چیزی نمیخورد.
او میگوید: «روزهایی شده که چون غذا کم بوده، نخوردم و تا صبح گرسنه نشستم و به خواهر و برادر کوچکتر از خودم دادم.»
پروانه میگوید پیش از بازگشت نیز زندگی خانوادهاش آسان نبود، اما درآمدش در ایران به او امکان میداد بخشی از نیازهای خانواده را تأمین کند. اکنون، به گفته او، نبود فرصتهای کاری و هزینههای درمان، فشار زندگی را بیشتر کرده است.
کارمند سابق رسانه که مجبور شد به کودکانش نان قاق و آب بدهد
اجمل، کارمند رسانه، [نام مستعار] بعد از اسد ۱۴۰۰ کار خود را از دست داد.
او که در رسانههای خصوصی مختلف در کابل کار کرده، اکنون نزدیک به پنج سال میشود که بیکاری را میگذراند.
این تصویربردار گفت: «باور به خدا کنید که یک بسته نمک پنج افغانی قیمت دارد. گاهی من در پیدا کردن نمک هم به مشکل مواجه میشوم.»
این جوان که با همسر و دو کودکش در کابل زندگی میکند، میگوید ماه گذشته یک روز توانسته برای تصویربرداری یک مراسم خصوصی در بدل ۵۰۰ افغانی استخدام شد، او گفت این پول را «یک سیر آرد خریدم، کمی شکر و روغن گرفتم تا حداقل این هفته بتوانیم روزگار را سپری کنیم.»
در همین هفتهای که گذشت «روزی شده که محتاج نان خشک باشیم و رفتهام نان قاق آوردهام تا با آب به کودکم بدهم.»
طالبان پس از بازگشت به قدرت در اسد ۱۴۰۰، محدودیتهای گستردهای بر فعالیت رسانههای خصوصی و روزنامهنگاران وضع کرده است که این فشارها در کنار چالشهای اقتصادی، بسیاری از نهادهای رسانهای را از فعالیت بازمانده است. در نتیجه این وضعیت، شمار زیادی از روزنامهنگاران و کارمندان رسانهها که سالها در این بخش کار کردهاند، اکنون هیچ شغلی ندارند.
چای و نان خشک؛ صبحانه یک کارمند سابق رسانه در کابل
بحران گسترده ناامنی غذایی
روایتهای شهلا، عبدالله و پروانه در حالی مطرح میشود که افغانستان همچنان با ناامنی غذایی گسترده روبهرو است.
سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل و برنامه جهانی غذا، میگویند که نزدیک به ۱۹.۲ میلیون نفر، برابر با ۳۸ درصد جمعیت افغانستان، در زمستان پیشرو با سطح بالای ناامنی حاد غذایی روبهرو خواهند شد.
این ارقام گستردگی بحران را نشان میدهند، اما وضعیت این سه خانواده بهطور جداگانه در این آمار اندازهگیری نشده است.
ناامنی غذایی تنها به معنای نداشتن هیچ غذایی برای خوردن نیست. دسترسی نامنظم به غذای کافی و مغذی نیز بخشی از این مشکل است. خانوادهای ممکن است بتواند با نان، چای یا غذای ساده گرسنگی خود را موقتاً برطرف کند، اما برای تأمین پروتئین، لبنیات، میوه و سبزی مورد نیازش پول کافی نداشته باشد.
برای خانوادههایی که درآمدشان کاهش یافته یا منبع درآمد خود را از دست دادهاند، انتخاب غذا بیش از آنکه بر اساس نیازهای تغذیهای باشد، به توان پرداخت هزینهها بستگی دارد.
دشواری دسترسی به میوه در یک مکتب
محدودیت دسترسی به مواد غذایی متنوع تنها در روایت خانوادهها دیده نمیشود.
آسیه، نام مستعار مدیر یک مکتب در ولسوالی غوریان ولایت هرات، میگوید شماری از آموزگاران مکتب مدتهاست به میوه دسترسی نداشتهاند.
به گفته او، مسئولان مکتب با کمک یک نهاد خیریه تلاش کردند به مناسبت روز معلم برای شاگردان و آموزگاران میوه تهیه کنند. تصاویر ارسالی از این مکتب، بشقابهای میوه روی میزهای شاگردان و آموزگاران را نشان میدهد.
این مورد بهتنهایی وضعیت غذایی همه خانوادههای منطقه را نشان نمیدهد، اما روایت مدیر مکتب از دشواری دسترسی آموزگاران به میوه، نمونه دیگری از محدودشدن توان خرید مواد غذایی در زندگی روزمره است.
روز جهانی غذا که هر سال در ۱۶ اکتبر گرامی داشته میشود، بر اهمیت دسترسی همه انسانها به غذای کافی و سالم تأکید دارد.
اما برای شهلا که گاهی از غذای خود میگذرد تا فرزندش سیر شود، عبدالله که با وجود تحصیلات دانشگاهی هنوز در جستوجوی کار است، و پروانه که باید میان خرید غذا و داروی والدینش انتخاب کند، مسئله تنها یافتن چیزی برای خوردن نیست.
برای این خانوادهها، چالش اصلی آن است که بتوانند بهطور منظم غذایی کافی، متنوع و مغذی تهیه کنند؛ نیازی که در شرایط فعلی، به گفته خودشان، هر روز دشوارتر برآورده میشود.
دبیرکل کشورهای مستقل مشترکالمنافع میگوید وضعیت امنیتی افغانستان پرتنش است و داعش خراسان، القاعده و دیگر گروههای تروریستی میکوشند بیثباتی را به کشورهای آسیای مرکزی منتقل کنند.
سرگئی لبدف گفت که انزوای طالبان میتواند به فاجعه و دور تازه درگیریهای داخلی و خارجی منجر شود.
او در نشست مشترک سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای، گفت که فعالیت گروههای تروریستی بینالمللی در افغانستان ادامه دارد و هدف آنها انتقال بیثباتی و ایدیولوژیهای افراطی به کشورهای همسایه آسیای مرکزی است.
این نشست روز جمعه، ۲۴ میزان، در مسکو برگزار شده است.
سرگئی لبدف، قاچاق مواد مخدر و جرایم فرامرزی را دومین تهدید جدی خواند و گفت با وجود محدودیتهایی که مقامهای طالبان وضع کردهاند، تولید زیرزمینی مواد مخدر مصنوعی و مواد افیونی و مسیرهای قاچاق آن همچنان فعال است.
به گفته او، درآمد حاصل از این فعالیتها به تأمین مالی هستههای تروریستی کمک میکند.
دبیرکل کشورهای مستقل مشترکالمنافع میگوید که موضع این سازمان در قبال افغانستان عملگرایانه و پیوسته بوده است.
وزیر خارجه روسیه اعلام کرد که داعش خراسان قصد دارد از افغانستان بهعنوان پایگاهی برای گسترش فعالیتهای تروریستی خود به آسیای مرکزی و روسیه استفاده کند. سرگئی لاوروف گفت گروههای تروریستی به طور قابل توجهی در مناطق مرزی افغانستان با تاجیکستان و اوزبیکستان اردوگاههای آموزشی دارند.
دبیرکل کشورهای مستقل مشترکالمنافع افزود کشورهای عضو این سازمان با مقامهای طالبان گفتوگوی دایمی دارند و به گفته او، هر دو طرف به این نتیجه رسیدهاند که ایجاد یک پایه اقتصادی پایدار میتواند به مردم افغانستان کمک کند تا سرنوشت خود را تعیین کنند و عوامل بحرانهای گذشته را کاهش دهند.
آقای لبدف گفت که کشورهای مستقل مشترکالمنافع در حال پیشبرد طرحهایی هستند که ظرفیت اقتصادی افغانستان را افزایش دهد.
او افزود پیوستن افغانستان به پروژههای زیربنایی و انرژی منطقه و گسترش تجارت با کشورهای آسیای مرکزی میتواند زمینه همزیستی مسالمتآمیز با کشورهای همسایه را فراهم کند.
دبیرکل کشورهای مستقل مشترکالمنافع در عین حال تاکید کرد که امنیت مرزهای جنوبی این سازمان همچنان یک اولویت است.
او گفت کشورهای عضو در همکاری با سازمان پیمان امنیت جمعی بر نظارت دایمی از مرز تاجیکستان و افغانستان و کمک فنی برای تقویت توان دفاعی کشورهای آسیای مرکزی تمرکز دارند.
آقای لبدف هشدار داد که هرگونه تلاش برای تحریک مسلحانه یا عبور از مرزها با واکنش شدید روبهرو خواهد شد.
او همکاری با مقامهای طالبان را یکی از شرایط مهم برای تأمین امنیت روسیه و آسیای مرکزی خواند و گفت سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای ابزار و ظرفیت لازم برای همکاری در زمینه ثبات افغانستان را دارند.
به گفته او، نخستین اولویت باید توسعه پایدار اقتصادی افغانستان باشد.
آقای لبدف افزود گسترش همکاریهای تجاری میان سه سازمان، توسعه مسیرهای ترانسپورتی و شاملکردن مسیرهای ترانسافغانستانی در این پروژهها میتواند پایه اجتماعی و اقتصادی پایدارتری ایجاد کند.
او همچنین گفت آسیای مرکزی و افغانستان با پیامدهای تغییرات اقلیمی، آبوهوای شدید و حوادث طبیعی روبهرو هستند و مردم افغانستان در برابر این وضعیت آسیبپذیری بیشتری دارند.
دبیرکل کشورهای مستقل مشترکالمنافع خواستار ادامه کمکهای بشردوستانه به افغانستان و کمک به توسعه نظام ملی پیشگیری و مقابله با حوادث طبیعی در این کشور شد.
او همچنین گفت که رشد اقتصاد افغانستان به توسعه نیروی انسانی و ظرفیتهای تخصصی این کشور نیاز دارد.
احمد سعیدمرادزاده، معاون دبیرکل سازمان همکاری شانگهای، میگوید که تشکیل حکومت فراگیر با مشارکت گسترده همه گروههای قومی و سیاسی افغانستان، تنها راه دستیابی به صلح و ثبات پایدار در این کشور است.
احمد سعیدمرادزاده در نشست مشترک این سازمان، سازمان پیمان امنیت جمعی و کشورهای مستقل مشترکالمنافع گفت که موضع مشترک کشورهای عضو درباره افغانستان در اعلامیه بیشکک بازتاب یافته است.
او افزود که رهبران کشورهای عضو بر بازسازی افغانستان بهعنوان کشوری مستقل، بیطرف و صلحآمیز و عاری از تروریسم، جنگ و مواد مخدر تاکید کرده و برای حمایت از تلاشهای جامعه جهانی برای تأمین صلح و توسعه در افغانستان اعلام آمادگی کردهاند.
آقای سعیدمرادزاده میگوید که ارزیابی سازمان همکاری شانگهای نشان میدهد که وضعیت افغانستان در حال حاضر در مجموع قابل کنترول است، اما خطر تغییر سریع وضعیت همچنان وجود دارد.
او افزود وضعیت بشردوستانه افغانستان در پی کاهش کمکهای بینالمللی و کاهش تجارت خارجی این کشور به دلیل بستهشدن مرز با پاکستان بدتر شده است.
معاون دبیرکل سازمان همکاری شانگهای گفت که این وضعیت ضرورت مشارکت بیشتر کابل در پروژههای اجتماعی و اقتصادی، از جمله در منطقه تحت پوشش این سازمان را افزایش داده است.
او به نقل از کمیته اجرایی ساختار منطقهای مبارزه با تروریسم سازمان همکاری شانگهای میگوید که شاخه خراسان داعش همچنان مهمترین عامل بیثباتکننده در افغانستان است و این گروه برای گسترش فعالیتهای خود به خارج از مرزهای افغانستان تلاش میکند.
به گفته او، گروههای مسلح دیگری نیز در افغانستان فعال هستند. او گفت القاعده حدود ۶۰۰ جنگجو در افغانستان دارد و تحریک طالبان پاکستانی در دو سال گذشته بیش از ۶۰۰ حمله انجام داده است.
آقای سعیدمرادزاده از جنبش اسلامی ترکستان شرقی، جنبش اسلامی اوزبیکستان و جماعت انصارالله نیز بهعنوان گروههای فعال در افغانستان نام برد.
او همچنین از ادامه درگیریهای نظامی فرامرزی میان افغانستان و پاکستان و حملات اخیر گروههای مسلح از خاک افغانستان به مناطق مرزی تاجیکستان ابراز نگرانی کرد.
معاون دبیرکل سازمان همکاری شانگهای گفت که این سازمان در ۳ دسامبر سال گذشته در واکنش به حمله در خاک تاجیکستان بیانیهای صادر و آن را بهشدت محکوم کرد.
او گفت دبیرخانه سازمان همکاری شانگهای برای بررسی وضعیت افغانستان بهطور منظم با دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، بخش امور سیاسی دبیرخانه سازمان ملل متحد در نیویارک و مرکز منطقهای دیپلوماسی پیشگیرانه سازمان ملل متحد در آسیای مرکزی در عشقآباد مشورت میکند.
به گفته او، سازمان همکاری شانگهای از سال جاری در نشستهای گروه کاری افغانستان در شورای وزیران خارجه سازمان پیمان امنیت جمعی نیز شرکت میکند.
آقای سعیدمرادزاده گفت گروه تماس سازمان همکاری شانگهای و افغانستان در سال ۲۰۰۵ ایجاد شد و در سال ۲۰۱۸ سطح نمایندگی در آن به معاونان وزیران خارجه ارتقا یافت.
او افزود از زمان تغییر قدرت در کابل در سال ۲۰۲۱ تاکنون هیچ نشست این گروه برگزار نشده است.
معاون دبیرکل سازمان همکاری شانگهای گفت در حال حاضر میان اعضای این سازمان درباره ازسرگیری فعالیت گروه تماس اجماع وجود ندارد و فعالیت این سازوکار، به تعبیر وزیر خارجه روسیه، در حالت توقف قرار گرفته است.
او افزود در سپتامبر سال گذشته، با ریاست تاجیکستان، نمایندگان ۱۰ کشور عضو سازمان همکاری شانگهای برای نخستینبار در سطح نمایندگان ویژه امور افغانستان درباره وضعیت این کشور رایزنی کردند.
به گفته او، ازسرگیری فعالیت گروه تماس سازمان همکاری شانگهای و افغانستان نیز یکی از موضوعات این رایزنیها بود.
آقای سعیدمرادزاده همچنین گفت سازمان همکاری شانگهای در حال ایجاد نهادهای دایمی جدید برای مقابله با تهدیدهای امنیتی است که شامل مرکز مبارزه با مواد مخدر در دوشنبه و مرکز جامع مقابله با تهدیدهای امنیتی در تاشکند میشود. او افزود مراکز امنیت اطلاعاتی و مبارزه با جرایم سازمانیافته فراملی نیز در چارچوب این ساختار فعالیت خواهند کرد.
طلعتبیک مسادیکوف، دبیرکل سازمان پیمان امنیت جمعی در نشست مشترک این سازمان، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای، گفت که طالبان به یک عامل سیاسی درازمدت در افغانستان تبدیل شده است. او گفت که بیشتر اعضای این سازمان تماسهای خود با مقامهای طالبان را افزایش دادهاند.
طلعتبیک مسادیکوف گفت که بیشتر کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی برای توسعه اقتصادی، افزایش ثبات اجتماعی و کاهش خطرهای ناشی از افغانستان، روابط دوجانبه خود با مقامهای طالبان در کابل را فعالتر کردهاند.
او گفت افغانستان به صلح، ثبات و توسعه اقتصادی نیاز جدی دارد و در شرایط کنونی، شکستن چرخه فقر، متوقفکردن قاچاق مواد مخدر، فعالیتهای تروریستی، درگیریهای مسلحانه و دیگر تهدیدها تنها از راه همکاری بینالمللی عملگرایانه، هماهنگ و مرحلهبهمرحله با افغانستان ممکن است.
دبیرکل سازمان پیمان امنیت جمعی تاکید کرد که افزایش هماهنگی میان این سازمان، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای برای کمک به روند صلح در افغانستان ضروری است.
به گفته او، نهادهای مسئول کشورهای عضو در حال بررسی چگونگی هماهنگکردن تلاشهای سه سازمان برای مقابله با چالشها و تهدیدهای امنیتی منطقهای هستند که از خاک افغانستان سرچشمه میگیرد.
آقای مسادیکوف افزود که هدف، تهیه و اجرای یک برنامه جامع برای مشخصکردن حوزههای همکاری سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای است.
او گفت که نهادهای کاری این سازمانها در قالبهای دوجانبه و چندجانبه اطلاعات، ارزیابیهای تحلیلی و دیگر اسناد مورد نیاز را با یکدیگر شریک میکنند و برنامهها، عملیاتها و تمرینهای مشترک نیز برگزار میشود.
به گفته او، گروه کاری افغانستان بهطور منظم وضعیت این کشور و تاثیر آن بر صلح و امنیت منطقه را بررسی میکند و پیشنهادهای خود را ارائه میدهد.
آقای مسادیکوف گفت که طالبان در سالهای اخیر در کنترول کلی قلمرو افغانستان پیشرفت قابل توجهی داشته است، اما خطرهای امنیتی در برخی مناطق کشور همچنان باقی مانده است.
او تقویت مرز تاجیکستان و افغانستان را یکی از وظایف اصلی سازمان پیمان امنیت جمعی خواند و گفت کشورهای عضو، کار برای اجرای برنامه مشترک در این زمینه را آغاز کردهاند.
به گفته او، یک گروه کاری در تاجیکستان ایجاد شده و فهرست سلاحها، تجهیزات نظامی و وسایل فنی حفاظت از مرز که قرار است به تاجیکستان داده شود، با همکاری نهادهای مربوط کشورهای عضو تهیه شده است. روند تنظیم قراردادهای مربوط به این برنامه نیز آغاز شده است.
حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان متن سخنان منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان در یک مدرسه دینی در قندهار را منتشر کرده که در آن کسب علم و آموزشهای دینی فرض و ضروری خوانده شده است. با این حال، در این سخنرانی هیچ اشارهای به آموزش دختران نشده است.
گفته شده هبتالله آخندزاده روز پنجشنبه ۲۳ میزان سخنرانی کرده است. حمدالله فطرت در متن منتشرشده از این سخنرانی نوشت که هبتالله آخندزاده آموزش و فراگیری علم را برای از بین بردن «فساد» و ایجاد «اصلاح» فرض و ضروری خوانده است. به گفته او، رهبر طالبان تأکید کرده است که مردم و عالمان دینی باید آموزش و یادگیری علوم دینی را ادامه دهند تا دین باقی بماند.
هبتالله در بخشی از سخنانش گفت: «عالمان دینی وارثان پیامبران هستند؛ احکام، فیصلهها و شریعت خداوند از طریق عالمان دینی به مردم میرسد و اصلاح مردم نیز بهوسیله آنان صورت میگیرد.»
رهبر طالبان از طلاب مدارس دینی خواست درسهایشان را ترک نکنند، برای افزایش دانش خود تلاش کنند، در فراگیری علم از دیگران تکبر نورزند و دانششان را از دیگران دریغ نکنند. او همچنین از آنان خواست پس از فراغت در نشستهای فقهی شرکت کنند و به دنبال مقامهای دنیایی نباشند.
هبتالله در پایان بخشی از سخنانش گفت: «امروز زمان امتحان است؛ بسیار احتیاط کنید.»
با وجود تأکید رهبر طالبان بر اهمیت علم و آموزش، در متن منتشرشده از سخنرانی او هیچ اشارهای به ممنوعیت آموزش دختران و زنان نشده است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، این گروه محدودیتهای گستردهای بر آموزش دختران و زنان وضع کرد. دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم شدند و در دسامبر ۲۰۲۲ نیز طالبان تحصیل زنان در دانشگاههای دولتی و خصوصی را ممنوع اعلام کردند.
با گذشت چند سال از وضع این محدودیتها، دختران و زنان در افغانستان همچنان از دسترسی به آموزش متوسطه و عالی محروماند. افغانستان تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع شده است.
بر اساس آمار یونیسف که در ۱۴ آگست ۲۰۲۶ منتشر شد، بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از زمان بازگشت طالبان به قدرت از آموزش متوسطه محروم شدهاند. این نهاد گفته است که دختران از سپتامبر ۲۰۲۱ از آموزش رسمی بالاتر از صنف ششم و زنان از دسامبر ۲۰۲۲ از تحصیل در دانشگاهها منع شدهاند.
یونیسف در گزارشی دیگر در اپریل ۲۰۲۶ هشدار داد که ادامه محدودیتها بر آموزش دختران و اشتغال زنان میتواند افغانستان را تا سال ۲۰۳۰ با خطر از دست دادن ۲۰ هزار آموزگار زن و ۵۴۰۰ کارمند زن بخش صحی روبهرو کند. این نهاد همچنین برآورد کرده است که محدودیتهای آموزش و اشتغال زنان سالانه ۸۴ میلیون دالر به اقتصاد افغانستان زیان وارد میکند.