• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

منابع: دختری در بدخشان پس از تهدید پسر یک فرمانده طالبان به زندگی‌اش پایان داد

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۸:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

منابع محلی به افغانستان اینترنشنال می‌گویند که پسر یکی از فرماندهان طالبان در بدخشان، یک دختر اسماعیلیه را ربوده و دختر دیگری را که شاهد این رویداد بوده، تهدید کرده است. به گفته منابع، این دختر ۲۰ ساله پس از دریافت تهدیدها به زندگی خود پایان داده است.

منابع روز جمعه، ۲۴ میزان، به افغانستان اینترنشنال گفتند که علی‌محمد، پسر جمعه‌گل، یکی از فرماندهان طالبان، سه روز پیش شایسته، دختر ۱۷ ساله اسماعیلیه را هنگام رفتن به درمانگاه در ولسوالی کران و منجان ربوده است.

به گفته منابع، کوکبه، دختر ۲۰ ساله‌ای که شاهد این رویداد بود، اطلاعات مربوط به ربایندگان را گزارش داده و پس از آن با تهدید مواجه شده بود. منابع می‌افزایند که او در پی این تهدیدها به زندگی خود پایان داده است.

منابع همچنین گفتند که فرد دیگری نیز در ربودن شایسته با علی‌محمد همدست بوده است. به گفته آنان، مقام‌های طالبان در بدخشان از این رویداد آگاه شده‌اند.

بر اساس اطلاعات رسیده به افغانستان اینترنشنال، طالبان علی‌محمد و شایسته را بازداشت و زندانی کرده‌اند.

شایسته و کوکبه هر دو دختران عمه و از پیروان مذهب اسماعیلیه بودند. جمعه‌گل، پدر علی‌محمد و از فرماندهان طالبان در بدخشان، پیش از این پیروان این مذهب را کافر خطاب کرده بود.

مقام‌های طالبان تاکنون به‌گونه رسمی درباره این رویداد اظهار نظر نکرده‌اند. این رویداد در حالی منتشر می‌شود که نگرانی‌ها درباره امنیت زنان و دختران در افغانستان، به‌ویژه در موارد اختطاف، تهدید و ازدواج اجباری، همچنان وجود دارد.

در ماه ثور امسال، افغانستان اینترنشنال روایت طاوس، زن متاهل ۲۶ ساله از ولایت دایکندی را منتشر کرد که مردی با «حمایت طالبان» می‌خواست او را به ازدواج اجباری وادار کند.

این رویداد همچنین در حالی گزارش می‌شود که وزارت کار و امور اجتماعی طالبان پیشتر تایید کرد که در سال گذشته خورشیدی، ۸۵ دختر زیر ۱۸ سال در کابل ناپدید شده‌اند.

پربازدیدترین‌ها

در درگیری میان دو قطعه طالبان در هلمند دست‌کم ۱۱ نفر کشته شدند
۱
اختصاصی

در درگیری میان دو قطعه طالبان در هلمند دست‌کم ۱۱ نفر کشته شدند

۲

دادگاه هامبورگ دو مرد افغان‌تبار را در پرونده جاسوسی برای ایران مجرم شناخت

۳

یک حامی طالبان می‌گوید از کارش در سویدن اخراج شده است

۴

سفیر افغانستان در دوشنبه می‌گوید پیشنهاد همکاری با طالبان را رد کرده است

۵

درانی: پاکستان اشتباهات متعددی کرده است

  • طالبان از ناپدیدشدن ده‌ها دختر و پسر زیر ۱۸ سال در کابل خبر داد

    طالبان از ناپدیدشدن ده‌ها دختر و پسر زیر ۱۸ سال در کابل خبر داد

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا هبت‌الله در برابر تنش‌های طالبان و پاکستان سکوت کرده است؟

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۴:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری
100%

طبق بیانیه سخنگویان طالبان، هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه، بار دیگر در قندهار سخنرانی کرده است. محتوای سخنان او مانند گذشته عمدتاً به وعظ دینی، گسترش مدارس و مساجد و اطاعت از خود و ملاها محدود بوده است.

این در حالی است که افغانستان تحت اداره طالبان و رهبری او با بحران‌های متعددی روبه‌رو است. از نظر امنیتی، درگیری‌ها میان طالبان و پاکستان افزایش یافته است؛ تنشی که به گفته سازمان ملل متحد، طی یک سال گذشته، ۵۱۲ کشته و یک‌هزار و ۲۳۶ زخمی بر جای گذاشته است. این افراد غیرنظامی در پی رویدادهای نظامی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان کشته و زخمی شده‌اند.

هم‌زمان، حملات جبهه‌های مخالف طالبان از یک‌سو و حملات گروه داعش از سوی دیگر علیه طالبان افزایش یافته است. فقر گسترده و بیکاری بی‌سابقه نیز افغانستان را با بحران گرسنگی مواجه کرده است. در همین حال، انتقادها و فشارهای بین‌المللی بر طالبان به‌دلیل نقض حقوق بشر همچنان ادامه دارد.

تنش‌های طالبان با پاکستان در یک سال گذشته به درگیری‌های مستقیم نظامی رسیده است، اما هبت‌الله در مواضع علنی خود به این منازعه نپرداخته است. او درباره شماری از مهم‌ترین بحران‌های جهان اسلام و تحولات منطقه‌ای نیز کمتر سخن گفته است. تا جایی که از مواضع علنی او برمی‌آید، درباره مسئله غزه به‌ندرت اظهارنظر کرده و درباره درگیری‌های مرتبط با ایران و امریکا موضع‌گیری علنی نداشته است.

هبت‌الله در سخنرانی تازه خود علمای دینی را «فرستادگان خدا در روی زمین» خوانده و بر تعلیم و تربیه دینی، پرهیز از اهداف دنیوی و گسترش مدارس و مساجد تأکید کرده است. او از طالبان خواسته است که علم را وسیله رسیدن به اهداف دنیوی قرار ندهند.

محور سخنان او در پنج سال گذشته عمدتاً همین موضوعات بوده است. تطبیق اوامر شخصی، اجرای کامل شریعت مورد نظر او، اطاعت از بالادستان، پرهیز از اختلافات درونی، افزایش مدارس دینی، گسترش مساجد و افزایش شمار طلبه‌ها از جمله این محورهاست. در این میان، آموزش دینی جایگاه محوری دارد، در حالی که آموزش دختران بالاتر از صنف ششم به دستور او همچنان ممنوع است و محدودیت‌های گسترده بر زندگی زنان ادامه دارد.

سکوت در برابر پاکستان

روابط طالبان و پاکستان در سه سال گذشته به‌تدریج تیره شده و در یک سال اخیر وارد مرحله درگیری‌های مستقیم نظامی شده است. دو طرف یکدیگر را به تشدید ناامنی متهم می‌کنند و تنش‌ها بر روابط سیاسی، امنیتی و تجاری سایه انداخته است.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور این کشور، عاصم منیر، فرمانده ارتش، و دیگر مقام‌های پاکستانی بارها طالبان را به فراهم کردن زمینه فعالیت تحریک طالبان پاکستان در افغانستان متهم کرده‌اند. مقام‌های اسلام‌آباد این موضوع را در مجامع منطقه‌ای و بین‌المللی نیز مطرح کرده‌اند. طالبان این اتهام‌ها را رد کرده است.

با وجود این، هبت‌الله آخندزاده در پنج سال گذشته در مواضع علنی خود مستقیماً به پاکستان نپرداخته است. این سکوت در حالی ادامه دارد که پاکستان یکی از مهم‌ترین طرف‌های منطقه‌ای درگیر با طالبان است و تنش میان دو طرف پیامدهای مستقیمی برای امنیت و اقتصاد افغانستان دارد.

رویکرد ابهام و سکوت

یک چهره ارشد سیاسی افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفت که سکوت هبت‌الله بخشی از رویکرد کلی او در رهبری طالبان است. به گفته این چهره، هبت‌الله از شیوه سلف خود، ملا عمر، پیروی می‌کند و مانند او درباره مسائل دنیوی و سیاسی کمتر سخن می‌گوید. او افزود که در میان طالبان این باور وجود دارد که «کلان‌ها مشت خود را باز نمی‌کنند».

این مقام پیشین گفت که طالبان از یک‌سو پالیسی سیاسی روشنی ندارند و از سوی دیگر، نمی‌خواهند همه کارت‌های خود را روی میز بگذارند. به گفته او، همین رویکرد تشخیص مسیر و اهداف سیاسی این گروه را دشوار کرده است.

او سکوت هبت‌الله درباره پاکستان را «یک معمای کلان» خواند و تأکید کرد که بدون دستور رهبر طالبان، هیچ تحول مهمی در روابط طالبان و پاکستان رخ نمی‌دهد. به باور او، با وجود اهمیت این منازعه و پیامدهای آن برای افغانستان، هبت‌الله از اظهارنظر علنی درباره آن خودداری می‌کند.

این چهره سیاسی در مقایسه هبت‌الله با اشرف غنی گفت که رهبر طالبان در تمرکز قدرت و محدود کردن فضای تصمیم‌گیری دیگران، حتی از رئیس‌جمهور پیشین افغانستان نیز سخت‌گیرتر عمل می‌کند.

او گفت: «اشرف غنی فرصت تنفس می‌داد، اما ملا هبت‌الله حتی فرصت تنفس هم نمی‌دهد. او بسیار خودخواه و تمرکزگرا است.»

به گفته این مقام پیشین، روشن نیست هبت‌الله در کدام مسیر حرکت می‌کند. او افزود که رهبر طالبان به‌گونه‌ای سنتی باور دارد که جنگ را می‌توان با ابهام پیش برد و به همین دلیل، در برابر مسائل مهم در وضعیت انکار باقی می‌ماند.

این چهره سیاسی با حفظ هویت خود گفت که اگر هبت‌الله یک‌بار به‌صراحت درباره پاکستان موضع‌گیری کند، دیگر نمی‌تواند به‌آسانی آن را انکار کند. از دیدگاه او، پرهیز از اظهارنظر علنی به رهبر طالبان امکان می‌دهد که موضع خود را مبهم نگه دارد و از روشن شدن مسئولیت مستقیمش در قبال تحولات سیاسی جلوگیری کند.

عملگرایی طالبان

احمدضیا سراج، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان برای جلوگیری از آسیب دیدن روابطش با جهان، مواضع خود را مبهم نگه می‌دارد.

او با اشاره به روابط طالبان با کشورهای منطقه و جهان گفت: «حرف کم می‌زنند، اما در عمل کار خود را می‌کنند.»

100%
احمدضیا سراج‌ رئیس امنیت ملی سابق افغانستان

سراج طالبان را ساختاری بسته توصیف کرد که در آن میان رویکرد داخلی و پیام‌های بیرونی تفاوت وجود دارد. به گفته او، از هبت‌الله تا آخرین عضو این گروه در جهت‌گیری اصلی تفاوت اساسی دیده نمی‌شود و نمی‌توان به‌سادگی میان طرفداران آموزش و مخالفان آن یا صلح‌طلبان و جنگ‌طلبان تفکیک کرد.

این ارزیابی نشان می‌دهد که سکوت رهبر طالبان لزوماً به معنای بی‌عملی نیست. به باور سراج، برای شناخت رویکرد این گروه باید به عملکرد آن توجه کرد، نه فقط به سخنان علنی رهبرانش.

دشمنی با تغییر

هاتف مختار، کارشناس سیاسی که در گذشته به‌عنوان کارشناس نزدیک به طالبان شناخته می‌شد، می‌گوید هبت‌الله آخندزاده بر برداشت شخصی خود از دین پافشاری می‌کند و به تغییر این رویکرد تمایلی ندارد.

مختار به افغانستان اینترنشنال گفت: «او یک برداشت سنتی و عقب‌مانده از دین دارد و هیچ تمایلی به تغییر آن ندارد.»

او رهبر طالبان را «دیکتاتوری مذهبی و تمامیت‌خواه» توصیف کرد که به گفته او، به مسایلی مانند حکومت فراگیر و حقوق مردم باور ندارد و واقعیت‌های جامعه را نادیده می‌گیرد.

این دیدگاه با سیاست‌های طالبان در زمینه آموزش دختران، محدودیت بر اشتغال و حضور اجتماعی زنان و تمرکز قدرت در دست رهبر این گروه هم‌خوانی دارد. هبت‌الله در رأس ساختاری قرار دارد که تصمیم‌های اساسی آن به‌شدت متمرکز است و تاکنون نشانه روشنی از تمایل او به تغییر سیاست‌های محدودکننده دیده نشده است.

«تنها حاکم نظام اسلامی»

سکوت هبت‌الله تنها به منازعه با پاکستان محدود نمی‌شود. او درباره شماری از تحولات مهم جهانی و منطقه‌ای، از جمله جنگ غزه و تنش‌های مرتبط با ایران، امریکا و اسرائیل، نیز موضع‌گیری علنی و مستمری نداشته است.

این سکوت با ادعای رهبری دینی فراتر از مرزهای افغانستان پرسش‌برانگیز است. هبت‌الله خود را «امیرالمؤمنین» می‌خواند؛ عنوانی که طالبان برای بیان جایگاه عالی دینی و سیاسی او به کار می‌برد. با این حال، پیام‌های عمومی او عمدتاً به موضوعات داخلی، اطاعت از رهبری و ترویج برداشت مورد نظرش از دین محدود مانده است.

حاکمی که از قندهار فراتر نمی‌بیند

هبت‌الله آخندزاده عمدتاً در قندهار و ولسوالی‌های آن مستقر است و گاه در مساجد این ولایت سخنرانی می‌کند. سفرهای او به کابل و دیگر ولایت‌ها بسیار محدود گزارش شده است. همین تمرکز جغرافیایی سبب شده است که برخی ناظران از او به‌عنوان «حاکم قندهار» یاد کنند.

او قدرت تصمیم‌گیری را بیش از پیش در قندهار متمرکز کرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که وزیران در بسیاری از موضوعات اساسی اختیار محدودی دارند و تصمیم‌های کلان تحت تأثیر دیدگاه رهبر این گروه قرار می‌گیرد.

رهبری پنهان و ابهام درباره حضور عمومی

هبت‌الله آخندزاده از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ در انظار عمومی ظاهر نشده است. سخنگویان طالبان هر از گاهی از سخنرانی او در مساجد و مدارس دینی قندهار خبر می‌دهند، اما تصاویر و اطلاعات مستقل درباره فعالیت‌های روزمره او بسیار محدود است.

حسن خان، روزنامه‌نگار پاکستانی، با اشاره به سکوت هبت‌الله در برابر بحران‌های جهانی و منطقه‌ای و درگیری‌های طالبان با پاکستان، می‌گوید غیبت طولانی او از انظار عمومی و محدود بودن اطلاعات درباره فعالیت‌هایش، پرسش‌هایی درباره هویت و حضور واقعی او برمی‌انگیزد.

خان در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال با طرح این پرسش که آیا هبت‌الله واقعاً وجود دارد و افغان است یا نه، به نبود اطلاعات مستقل درباره او اشاره کرد. او گفت هبت‌الله درباره رویدادهای مهم اظهارنظر نمی‌کند؛ از جمله حمله مرگبار به مسجدی در پیشاور که ده‌ها کشته بر جا گذاشت و حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان. به گفته خان، هبت‌الله در برابر این رویدادها سکوت کرده است.

این روزنامه‌نگار پاکستانی همچنین گفت که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، تنها یک عکس از هبت‌الله منتشر شده و هرچند صدای منسوب به او پخش شده است، اطلاعات روشنی درباره هویت و فعالیت‌هایش در دست نیست. او با اشاره به حضور علنی رهبران سیاسی و نظامی در میان مردم گفت که هبت‌الله در پنج سال گذشته از انظار عمومی دور مانده است.

اظهارات حسن خان بازتاب‌دهنده پرسش‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره غیبت رهبر طالبان است، اما به‌تنهایی دلیلی بر واقعی نبودن هویت او نیست. آنچه روشن است، محدود بودن حضور علنی هبت‌الله و کمبود اطلاعات مستقل درباره فعالیت‌های روزمره اوست.

وعظ در داخل، سکوت در برابر بحران‌ها

سخنرانی‌های هبت‌الله آخندزاده تصویری از رهبری ارائه می‌کند که پیام‌های علنی‌اش عمدتاً بر اطاعت، آموزش دینی و اجرای برداشت خود از شریعت متمرکز است. در مقابل، درباره برخی از مهم‌ترین بحران‌های منطقه‌ای و پیامدهای آن‌ها برای افغانستان، موضع‌گیری مستقیم و روشنی از او در دست نیست.

در شرایطی که اداره طالبان با فشارهای بین‌المللی، محدودیت‌های حقوقی و اجتماعی، بحران‌های اقتصادی و تنش با پاکستان روبه‌روست، فاصله میان موعظه‌های رهبر طالبان و مسائل روزمره کشور همچنان یکی از ویژگی‌های برجسته شیوه رهبری او به شمار می‌رود.

پیامدهای ماندگار انفجار زنبق؛ روایت گرسنگی یک مادر و تقلا میان مرگ و زندگی

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۲:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
محبوب‌شاه محبوب
100%

در ارزان‌قیمت کابل، یک زن سرپرست خانواده می‌کوشد روزانه با ۱۵۰ افغانی، برای سه فرزندش غذا فراهم کند. شوهر او ۹ سال پیش براثر انفجار مرگبار در چهارراهی زنبق در قلب کابل کشته شد. کمک دولتی‌ که برای این تعیین شده بود نیز قطع شده است.

اکنون پسر ۹ ‌ساله‌ این زن گاهی از سبزی‌های دورریخته‌شده در بازار، غذای شب خانواده را تهیه می‌کند.

زندگی شبانه نمونه‌ای از سرنوشت میلیون‌ها افغان است که جنگ اعضای خانواده‌های‌شان را گرفته و فقر همچنان زندگی را برای‌ آنها تلخ کرده است.

در شرق کابل، در گوشه‌ای از ارزان‌قیمت، منطقه موسوم به احمدشاه بابا مینه، با فرارسیدن شام، هیاهو در کوچه‌ها به‌تدریج فروکش می‌کند. مردم از بازارها به خانه‌های‌ خود برمی‌گردند، بوی نان گرم و غذاهای در حال پخت از تنور و آشپزخانه برخی خانه‌ها بلند می‌شود و کودکانی که از بازی‌های روزانه خسته شده‌اند، به‌سوی خانه‌های‌ خود می‌دوند. یکی در انتظار ناز و محبت مادر و پدر است، دیگری چشم‌به‌راه غذای تازه‌پخته‌شده و برخی نیز امیدوارند که کسی برای‌شان میوه یا شیرینی‌ای به خانه آورده باشد.

اما شام در خانه شبانه متفاوت است. او در پایان هر روز با همان پرسشی روبه‌رو می‌شود که صبح با نگرانی از خانه بیرونش کرده بود: امشب کودکانش چه خواهند خورد؟

شبانه ۵۱ ساله با سه فرزندش در اتاق کوچکی به مساحت حدود ۱۲ متر مربع زندگی می‌کند. روی کف اتاق فرش کهنه‌ای پهن شده، در گوشه‌ای بخاری زنگ‌زده‌ای قرار دارد و وسایل اندک خانه در فضای تنگ آن جمع شده‌اند.

دستان او نه هنگام پاک‌کاری خانه خودش، بلکه بر اثر کار سخت در خانه‌های دیگران پینه بسته‌اند. کف خانه‌های مردم را می‌شوید، برخی او را برای نظافت خانه‌های‌ خود به کار می‌گیرند. برای بعضی تنور روشن می‌کند و گاهی نیز به رسیدگی به گاو، طویله یا باغچه دیگران مشغول می‌شود. از صبح تا شام به دنبال کار می‌گردد، اما حتی وقتی کاری پیدا می‌کند، مزد تمام روزش به سختی به ۱۵۰ افغانی می‌رسد.

برای شبانه، روزی که کسی او را برای کار بخواهد، مانند روز عید است. اما در بسیاری از روزها، حتی همین فرصت کار نیز نصیبش نمی‌شود. در چنین روزهایی، بیش از روزهای کاری خسته و نگران می‌شود؛ زیرا باید به هر طریقی چند قرص نان خشک برای فرزندانش فراهم کند تا شام را با چای تلخ، آب گرم و یک کاسه پیاز یا چند کچالوی آب‌پز سر کنند.

او هر صبح با این نگرانی از خانه بیرون می‌شود که اگر نتواند خانه‌ای را پاک‌کاری کند و مزدی به دست آورد، شب چگونه به چشمان فرزندانش نگاه خواهد کرد. گاهی نیز روزهایی بر او می‌گذرد که در خانه، جز آب گرم، چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شود.

دختران ۱۴ و ۱۲ ساله و پسر ۹ ساله شبانه هنوز کودک‌اند، اما سفره خالی و کف بی‌فرش خانه، آنان را از همین حالا با نگرانی‌ها و دشواری‌های زندگی بزرگ‌سالان آشنا ساخته است.

شبانه در گذشته تا این اندازه و با چنین نگرانی‌هایی آشنا نبود. معاش شوهرش نان خشک و تر خانواده را تأمین می‌کرد. شوهرش کارمند وزارت معارف بود و مانند هزاران کارمند دیگر کابل، هر صبح به‌سوی محل کار می‌رفت.

در ۳۱ می ۲۰۱۷ نیز برای رفتن به کار از خانه بیرون شد، اما دیگر بازنگشت.

صبحی که زندگی شبانه را تغییر داد

در ۳۱ می ۲۰۱۷، ماه رمضان بود. در خیابان‌های کابل رفت‌وآمد صبحگاهی جریان داشت و کارمندان دولتی خود را به اداره‌های‌شان می‌رساندند.

حدود ساعت ۸:۲۵ صبح، در نزدیکی چهارراهی زنبق در منطقه وزیر اکبرخان، یک تانکر فاضلاب حامل مواد انفجاری منفجر شد.

حدود دو هزار کیلوگرام مواد انفجاری در این تانکر جاسازی شده بود. انفجار در وسط جاده گودالی به عرض حدود پنج متر و عمق بیش از سه متر ایجاد کرد. شیشه‌های سفارت‌خانه‌ها، دفترها و ساختمان‌های مسکونی نزدیک محل شکستند و موج انفجار در فاصله چند کیلومتری نیز احساس شد.

هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش سالانه خود کشته‌شدن ۹۲ غیرنظامی و زخمی‌شدن ۴۹۱ تن دیگر را در این حمله ثبت کرده است. یوناما این رویداد را مرگ‌بارترین حمله انفرادی در افغانستان از سال ۲۰۰۹ به این‌سو خوانده بود.

در ساعت‌های نخست پس از رویداد، شمار تلفات کمتر از این اعلام شده بود، اما با شناسایی قربانیان و روشن‌شدن وضعیت زخمی‌ها، آمار افزایش یافت. برخی رسانه‌ها شمار کشته‌شدگان را حتی تا ۱۵۰ نفر نیز گزارش کرده بودند.

هیچ گروه مسلحی رسماً مسئولیت این حمله را برعهده نگرفت. نهادهای امنیتی افغانستان در آن زمان شبکه حقانی را متهم کردند، اما طالبان دست‌داشتن در این حمله را رد کردند.

برای شبانه، اختلاف بر سر مسئولیت حمله مهم‌ترین پرسش زندگی‌اش نبود. او شوهرش را از دست داده بود؛ مردی که بار هزینه‌های خانواده بر دوش او بود و برای آینده فرزندانش کار می‌کرد.

انفجار زنبق تنها برای یک روز کابل را نلرزاند؛ بلکه تمام حساب‌وکتاب زندگی را در خانه شبانه تغییر داد. معاش ماهانه قطع شد، اما کرایه خانه، غذای کودکان و دیگر نیازمندی‌ها همچنان باقی ماند. مسئولیت کامل نگهداری از سه کودک نیز بر دوش یک مادر افتاد.

پس از کشته‌شدن شوهرش، حکومت وقت نام او را در اسناد کارمندان دولتی کشته‌شده ثبت کرد و برای خانواده‌اش کمک ماهانه محدودی تعیین کرد.

این پول نمی‌توانست تمام هزینه‌های خانه را تأمین کند، اما دست‌کم در پرداخت کرایه، تهیه نان خشک و برآوردن برخی نیازهای کودکان کمک می‌کرد.

شبانه می‌دانست که در پایان هر ماه مقداری پول دریافت خواهد کرد، اما همین اطمینان اندک نیز بعدها از میان رفت.

برای یک قرص نان، پشت درهای بسیار

در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، طالبان بار دیگر وارد کابل شدند و نظام جمهوری سقوط کرد. پس از این تغییر سیاسی، وضعیت حقوق مالی و اسناد خانواده‌هایی مانند خانواده شبانه که از طریق حکومت پیشین کمک دریافت می‌کردند، نیز با مشکلات روبه‌رو شد.

شبانه می‌گوید کمک مالی‌ که به‌دلیل کشته‌شدن شوهرش برای او تعیین شده بود، نیز متوقف شد.

او برای دریافت دوباره حقوق تعیین شده به ادارات زیادی مراجعه کرد، دروازه اداره‌های بسیاری را کوبید و درباره سرنوشت پرونده‌اش پرس‌وجو کرد، اما این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای نداشته‌اند.

یکی از معاونان وزارت امور شهدا و معلولین طالبان در این باره به افغانستان اینترنشنال گفت روند ثبت و راجستر شهدا و معلولان حکومت پیشین به‌دلیل فساد و آمار نادرست نیاز به بازبینی داشت.

این مقام ادعا کرد که پرداخت کمک به شمار زیادی از افراد ثبت‌شده در نظام پیشین، برای بررسی اسناد آنان متوقف شده و پس از بررسی ادعاهای فساد و تقلب، امتیازات به افراد مستحق به‌گونه شفاف پرداخت خواهد شد.

با این حال، دلیل اداری مشخص قطع کمک شبانه، وضعیت نهایی پرونده او و این‌که پرداخت حقوق چه زمانی از سر گرفته خواهد شد، هنوز روشن نیست.

برای این خانواده، طولانی‌شدن بررسی اسناد تنها یک مشکل اداری نیست. هر ماهی که بدون حقوق می‌گذرد، کرایه اتاق، غذای کودکان و دیگر هزینه‌ها همچنان پابرجا می‌مانند.

هزینه ماهانه نیازهای اساسی خانواده شبانه دست‌کم هشت هزار افغانی برآورد شده است. این هزینه شامل کرایه اتاق، نان، دوا و دیگر نیازهای ضروری زندگی روزمره می‌شود.

اگر شبانه هر روز کار کند و روزانه ۱۵۰ افغانی به‌دست آورد، مجموع درآمدش ماهانه تنها ۴۵۰۰ افغانی خواهد شد؛ یعنی ۳۵۰۰ افغانی کمتر از هزینه برآوردشدهٔ خانه.

اما او هر روز کار پیدا نمی‌کند. اگر در ماه تنها ۲۰ روز کار بیابد، درآمدش به سه هزار افغانی کاهش می‌یابد و برای تأمین نیازهای اساسی خانه، پنج هزار افغانی کمبود خواهد داشت.

این حساب‌وکتاب چیزی نیست که شبانه روی کاغذ تجربه کند؛ بلکه آن را در زندگی روزمره خانه‌اش از سر می‌گذراند. گاهی پول کرایه کم می‌آید، گاهی پول نان و گاهی نیز برای برآوردن نیازهای کودکان هیچ پولی باقی نمی‌ماند.

همین کمبود درآمد، کودکان خانه را نیز در تلاش برای پیدا کردن غذا دخیل کرده است.

غذا شب از سبزی‌های دورریخته‌شده

در بازار ارزان‌قیمت، هر شام دکان‌داران سبزی‌ها و میوه‌های گندیده را از دیگر اجناس جدا می‌کنند. برخی دیگر قابل فروش نیستند و به گوشه‌ای انداخته می‌شوند.

به گفته شبانه، دختر ۱۴ساله و پسر ۹ساله‌اش گاهی پس از خلوت‌شدن بازار به آن‌جا می‌روند و از میان سبزی‌های دورریخته‌شده، آنچه را که بخشی از آن هنوز قابل خوردن باشد، جمع می‌کنند.

وقتی به خانه برمی‌گردند، مادرشان قسمت‌های گندیده را با چاقو می‌بُرد، باقی سبزی را پاک می‌کند و از آن چتنی یا سبزی سادهٔ آب‌پز می‌سازد.

در برخی شب‌ها، غذای شب این خانواده همین سبزی و نان خشک است. گاهی نیز چنین غذایی به‌اندازه کافی پیدا نمی‌شود.

100%

دختر بزرگ شبانه ۱۴ سال دارد. به‌دلیل ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم از سوی طالبان، او نمی‌تواند به صنف‌های بالاتر برود. در سنی که باید درباره درس، امتحان و آینده‌اش فکر کند، پیدا کردن نان خانه نیز به بخشی از زندگی‌اش تبدیل شده است.

خواهر ۱۲ساله و برادر ۹ساله‌اش نیز از مشکلات اقتصادی خانه بی‌تأثیر نمانده‌اند. نیازهای آنان به غذا، لباس، آموزش و درمان به درآمد نامنظم مادرشان وابسته است.

شبانه تلاش می‌کند فرزندانش گرسنه نمانند، اما مزد کار او و نیازهای خانه فاصله زیادی با یکدیگر دارند.

داستان زندگی این خانواده تنها مشکل یک زن بیوه در کابل نیست. مانند میلیون‌ها خانواده دیگر در افغانستان، پیدا کردن غذا در این خانه نیز به بزرگ‌ترین نگرانی زندگی روزمره تبدیل شده است.

از سفرهٔ شبانه تا گرسنگی میلیون‌ها افغان

بر اساس ارزیابی سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد که در ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، از نوامبر ۲۰۲۵ تا مارچ ۲۰۲۶ حدود ۱۷.۴ میلیون افغان در مرحلهٔ سوم یا مراحل بالاتر ناامنی غذایی قرار داشتند.

این رقم نزدیک به ۳۶ درصد جمعیت ارزیابی‌شده را تشکیل می‌دهد. از این میان، حدود ۴.۷ میلیون نفر در مرحله چهارم یا مرحله اضطراری قرار داشتند؛ وضعیتی که در آن مردم با کمبود جدی غذا روبه‌رو هستند و به کمک‌های فوری نیاز دارند.

بر اساس پیش‌بینی همین ارزیابی، انتظار می‌رفت بین اپریل و سپتامبر ۲۰۲۶، به‌دلیل افزایش برداشت گندم و کارهای فصلی، وضعیت تا اندازه‌ای بهتر شود؛ اما با آن هم، حدود ۱۳.۸ میلیون نفر همچنان در معرض ناامنی شدید غذایی باقی ماندند.

از این میان، نزدیک به ۲.۹ میلیون نفر در مرحله چهارم یا مرحله اضطراری برآورد شده بودند.

معنای این ارقام آن نیست که در افغانستان غذا پیدا نمی‌شود. مشکل اصلی برای بسیاری از خانواده‌ها این است که توان خرید مواد غذایی موجود در بازار را ندارند.

سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد در ارزیابی‌های خود، بیکاری، کاهش درآمد مردم، پایین‌آمدن کمک‌های بین‌المللی و محدودیت مسیرهای تجاری را از عوامل مهم ناامنی غذایی دانسته است.

بسته‌شدن مسیرهای تجاری از سوی پاکستان، بر انتقال و قیمت مواد غذایی فشار وارد کرده است. پیامدهای تغییرات اقلیمی، خشکسالی و مشکلات تولید محصولات زراعتی نیز بر هزینه‌های زندگی مردم تأثیر می‌گذارد.

از سوی دیگر، بازگشت میلیون‌ها افغان از ایران و پاکستان، فشار بر منابع محدود کار، مسکن، خدمات صحی و دیگر امکانات اولیه را افزایش داده است.

برنامه جهانی غذا برای سال ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده است که نزدیک به ۳.۷ میلیون کودک و ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده با سوءتغذیه حاد روبه‌رو خواهند شد و به درمان نیاز خواهند داشت.

به این ترتیب، شمار تخمینی کودکان و مادرانی که در معرض خطر سوءتغذیه قرار دارند، به ۴.۹ میلیون نفر می‌رسد.

برنامه جهانی غذا می‌گوید کاهش کمک‌های مالی بین‌المللی، توانایی این سازمان را برای رساندن کمک‌ها محدود کرده است. این سازمان که زمستان گذشته به حدود چهار میلیون افغان کمک غذایی رسانده بود، بر اساس بودجه موجود تنها توانایی کمک‌رسانی به دو میلیون نفر در ماه را دارد.

بازارهای پُر و جیب‌های خالی

افزایش قیمت مواد غذایی در افغانستان برای خانواده‌هایی که درآمد ثابت دارند، به معنای افزایش هزینه‌هاست؛ اما برای خانواده‌هایی با درآمد نامنظم مانند خانواده شبانه، گاهی به معنای صرف‌نظرکردن از غذاست.

احسان‌الله پتمن، رئیس نهاد مستقل نظارت بر وضعیت بشردوستانه افغانستان، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال کاهش توان خرید مردم را مشکل اساسی بحران کنونی دانسته است.

به ارزیابی او، آسیب‌دیدن زراعت بر اثر تغییرات اقلیمی و بسته‌شدن مکرر مسیرهای تجاری مانند تورخم و اسپین‌بولدک در مرز با پاکستان، فشار بر قیمت مواد غذایی اولیه را افزایش می‌دهد.

به باور او، هنگامی که قیمت سبزی و دیگر مواد غذایی بالا می‌رود، خانواده‌هایی که از پیش درآمد کافی ندارند، به‌تدریج از شمار خریداران بازار خارج می‌شوند.

این وضعیت در خانه شبانه به‌روشنی دیده می‌شود. خانواده او گاهی به‌جای خرید سبزی تازه از دکان‌داران بازار، در پایان روز از سبزی‌های دورریخته‌شده غذا تهیه می‌کند.

برای شبانه، قیمت یک سیر سبزی، بهای یک بوجی آرد و کرایه اتاق، ارقام اقتصادی جداگانه‌ای نیستند؛ همه این‌ها در حساب همان ۱۵۰ افغانی‌ای می‌آیند که از کار یک روز به‌دست می‌آورد.

او چندین بار تلاش کرده است که در فهرست افراد مستحق نهادهای کمک‌رسان بین‌المللی شامل شود، اما به گفته خودش، تاکنون کمکی دریافت نکرده است که بتواند مشکلات زندگی خانواده‌اش را به‌گونه دوامدار کاهش دهد.

برای این خانواده، کمک غذایی می‌تواند گرسنگی چند روز را کاهش دهد، اما راه‌حل درازمدت مشکل به داشتن منبع درآمد ثابت وابسته است.

اگر کمک مالی‌ که به‌دلیل کشته‌شدن شوهرش به او پرداخت می‌شد دوباره فعال شود، اگر برایش کار منظم پیدا شود یا در یک برنامه دوامدار حمایت از خانواده‌هایی که سرپرست‌شان زن است شامل شود، بخشی از فشار هزینه‌های خانه کاهش خواهد یافت.

اما تاکنون چنین تغییری در زندگی شبانه رخ نداده است.

نه سال بعد؛ سایه زنبق هنوز بر این خانه سنگینی می‌کند

انفجار ۳۱ می ۲۰۱۷ یکی از مرگ‌بارترین رویدادهای سال‌های جنگ در کابل بود. در آن روز ده‌ها نفر کشته شدند، صدها تن زخم برداشتند، خانواده‌ها از هم پاشیدند و کودکان بسیاری بی‌پدر شدند.

نه سال پس از این رویداد، برخی خانواده‌های قربانیان هنوز هم زیان‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از ازدست‌دادن عزیزان‌شان را تحمل می‌کنند.

شوهر شبانه در یک صبح کشته شد، اما مشکلات خانواده پس از مرگ او در یک روز پایان نیافت.

مسئولیت نگهداری از کودکان بر دوش شبانه باقی ماند. او با کمک اندک دولتی زندگی را پیش می‌برد، اما پس از قطع آن کمک، دیگر نتوانست تمام هزینه‌های خانه را از طریق کار خود تأمین کند.
اکنون یکی از دخترانش تلاش می‌کند از سبزی‌های دورریخته‌شده بازار غذا پیدا کند، دو کودک دیگر با کمبودهای اقتصادی خانه بزرگ می‌شوند و مادرشان در انتظار یافتن کار برای روز بعد زندگی می‌کند.

در آمار ملی ناامنی غذایی افغانستان، شبانه تنها یک زن است؛ اما در زندگی این خانواده، این بحران شکل یک روز کامل، یک ماه کامل و آینده کودکان را به خود گرفته است.

شب در ارزان‌قیمت کابل فرامی‌رسد. رفت‌وآمد کوچه‌ها کمتر می‌شود و خانواده‌ها برای شام دور هم جمع می‌شوند.

شبانه نیز با سه فرزندش در اتاق کوچک است. هنوز هیچ کار مطمئنی برای فردایش ندارد و نشانه‌ای هم از بازگشت کمک مالی‌ که به نام شوهرش پرداخت می‌شد، دیده نمی‌شود.

در پایان روز، آرزوی شبانه چندان بزرگ نیست. او نه رؤیای ثروت دارد و نه خواهان زندگی مرفه است. تنها می‌خواهد فردا کسی او را برای کار بخواهد تا بتواند چند قرص نان برای شام به خانه ببرد. در زندگی او، تمام امیدهای فردا در همین یک دعا خلاصه شده است: خدا کند کاری پیدا شود و کودکانم گرسنه به خواب نروند.

نبود مرکز بایومتریک در افغانستان، روند ویزای استرالیا برای افغان‌ها را مختل کرده است

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۱:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزارت داخله استرالیا می‌گوید که پرونده ویزای شهروندان افغانستان که هنوز بایومتریک خود را تکمیل نکرده‌اند، تا زمانی که در افغانستان باشند قابل پیشبرد نیست. در افغانستان هیچ مرکز جمع‌آوری بایومتریک استرالیا فعالیت نمی‌کند و متقاضیان برای انجام این مرحله باید به کشور دیگری بروند.

دولت استرالیا در تازه‌ترین راهنمای خود درباره متقاضیان افغان گفته است افرادی که در افغانستان زندگی می‌کنند یا به این کشور اخراج شده‌اند و هنوز بایومتریک نداده‌اند، نمی‌توانند روند بررسی پرونده ویزای خود را در داخل افغانستان تکمیل کنند.

دولت استرالیا همچنین گفته است نمی‌تواند به خروج این افراد از افغانستان کمک کند.

براساس این راهنما، اگر یک متقاضی بتواند از افغانستان به کشور دیگری سفر کند، باید وزارت داخله استرالیا را در جریان بگذارد. این وزارت سپس نامه‌ای برای انجام بایومتریک در محل مورد نظر صادر می‌کند.

استرالیا در عین حال به متقاضیان توصیه نکرده است برای تکمیل پرونده خود از مرزهایی عبور کنند که ممکن است امنیت آنان یا اعضای خانواده‌شان را به خطر بیندازد. این کشور می‌گوید متقاضیان باید با درنظرگرفتن شرایط امنیتی درباره سفر تصمیم بگیرند و انتظار زمان طولانی برای بررسی پرونده‌های خود را داشته باشند.

وزارت داخله استرالیا می‌گوید تقاضا برای برنامه بشردوستانه خارج از این کشور بسیار بیشتر از ظرفیت موجود است و بیشتر متقاضیان ویزا دریافت نخواهند کرد.

برنامه اسکان بشردوستانه استرالیا برای افغان‌ها بیشتر بر متقاضیانی متمرکز است که در پاکستان و ایران حضور دارند.

کارکنان محلی پیشین استرالیا و اعضای خانواده نزدیک آنان در بالاترین سطح اولویت قرار دارند.

مشکل بایومتریک شامل برخی متقاضیان ویزای همسر نیز می‌شود.

وزارت داخله استرالیا می‌گوید پس از ثبت آنلاین چنین درخواست‌هایی ممکن است به‌صورت خودکار از متقاضی خواسته شود بایومتریک ارائه کند و تا انجام این مرحله، تصمیم نهایی درباره پرونده گرفته نمی‌شود.

شرایط متقاضیان افغان در کشورهای همسایه نیز با دشواری‌هایی همراه شده است.

وزارت داخله استرالیا می‌گوید تحولات اخیر منطقه بر عملیات صدور ویزا تاثیر گذاشته و دسترسی به معاینات صحی و مراکز بایومتریک، قطع اینترنت و اختلال در پروازها از جمله مشکلات ایجادشده بوده است.

سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در استرالیا نیز در ۹ سرطان فعالیت خود را تعلیق کرد و دیگر قادر به صدور اسناد نیست.

وزارت داخله استرالیا از متقاضیانی که نمی‌توانند اسناد معتبر افغانستان را برای پرونده ویزا یا شهروندی خود دریافت کنند، خواسته است از فرم ویژه تماس این وزارت استفاده کنند.

مقام‌های پیشین پاکستان، هند را به استفاده از تنش میان پاکستان و طالبان متهم کردند

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۱:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شماری از دیپلومات‌ها و مقام‌های پیشین پاکستان در نشستی در اسلام‌آباد، گفته‌اند که هند از تنش میان پاکستان و طالبان برای پیشبرد اهداف خود علیه اسلام‌آباد استفاده می‌کند. آنان در عین حال خواستار ازسرگیری گفت‌وگو میان پاکستان و طالبان شدند.

روز پنج‌شنبه ۲۳ میزان نشستی با عنوان «هند به‌عنوان عاملی در وخامت روابط پاکستان و افغانستان» از سوی انستیتوت مطالعات منطقه‌ای اسلام‌آباد برگزار شد.

اعزاز احمد چودری، سکرتر پیشین وزارت خارجه پاکستان، در این نشست هند را متهم کرد که پس از ناکامی در شکست نظامی پاکستان یا منزوی‌کردن دیپلوماتیک این کشور، به «جنگ نیابتی» از طریق افغانستان روی آورده است.

آقای چودری گفت کمیته‌های مربوط شورای امنیت سازمان ملل حضور ۲۰ گروه تروریستی در خاک افغانستان را ثبت کرده‌اند. او همچنین به گزارش‌هایی درباره آموزش جنگجویان تحریک طالبان پاکستان از سوی القاعده در افغانستان اشاره کرد.

به گفته او، پاکستان برای جلب حمایت بین‌المللی در مبارزه با آنچه «تهدید جهانی تروریسم برخاسته از افغانستان» خواند، با دشواری روبه‌رو است. آقای چودری وضعیت کنونی سیاست بین‌المللی را که به گفته او با بحران و بی‌ثباتی همراه است، دلیل این دشواری دانست.

سکرتر پیشین وزارت خارجه پاکستان خواستار احیای ارتباطات میان مردم پاکستان و افغانستان شد و گفت برای رسیدگی به حضور گروه‌های تروریستی در خاک افغانستان باید از رویکردهای منطقه‌ای و چندجانبه استفاده شود.

اشرف جهانگیر قاضی، سفیر پیشین پاکستان در امریکا، نیز از اسلام‌آباد خواست روابط دوستانه با افغانستان را احیا کند. او گفت دولت پاکستان باید میان سیاست‌های خود در قبال طالبان و سیاست‌هایی که بر مردم افغانستان تاثیر می‌گذارد، تفاوت قایل شود.

آقای قاضی با اشاره به عملیات نظامی پاکستان در داخل افغانستان، از تصمیم‌گیرندگان پاکستانی خواست محدودیت‌های چنین اقدام‌هایی را نیز در نظر بگیرند. او همچنین گفت هند از وخامت روابط پاکستان و طالبان بهره می‌برد.

محمد سعد ختک، رئیس انستیتوت مطالعات صلح و منازعه پاکستان، گفت هند وخامت روابط پاکستان و طالبان را فرصتی برای استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان می‌بیند.

او همچنین مدعی شد که خودداری طالبان از اقدام علیه تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادی‌بخش بلوچ، نشانه تاثیر هند بر سیاست خارجی طالبان است. آقای ختک از طالبان و پاکستان خواست به دیپلوماسی فرصت دهند و مسایل مورد اختلاف، از جمله تروریسم فرامرزی، را از راه مشورت و گفت‌وگو حل کنند.

شرکت‌کنندگان این میزگرد در مجموع گفتند که هند تنها عامل وخامت روابط پاکستان و طالبان نیست، اما از شکاف میان دو طرف برای پیشبرد اهداف راهبردی خود علیه پاکستان استفاده می‌کند.

مقام کشورهای مستقل مشترک‌المنافع: شمال افغانستان تهدیدی برای امنیت منطقه است

۲۴ میزان ۱۴۰۵، ۱۰:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، می‌گوید که مقام‌های امنیتی کشورهای منطقه، فعالیت گروه‌های تروریستی مستقر در شمال افغانستان را از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی آسیای مرکزی می‌دانند. یِوگِنی سیسویف گفت که وضعیت افغانستان پیچیده و گاه متناقض است.

او در نشست مشترک سازمان پیمان امنیت جمعی، کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و سازمان همکاری شانگهای، گفت پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، در برخی زمینه‌ها پیشرفت‌هایی صورت گرفته و اقدام‌هایی برای کنترول وضعیت داخلی و بیرون‌کشیدن اقتصاد از بحران انجام شده است.

آقای سیسویف افزود پس از خروج نیروهای خارجی، شدت درگیری‌های گسترده داخلی کاهش یافته و طالبان اقدام‌هایی برای شناسایی و از بین بردن هسته‌های تروریستی، بستن مسجدهایی که در آن‌ها تبلیغات افراطی صورت می‌گیرد و بازداشت مبلغان انجام داده است.

به گفته او، در نتیجه این اقدام‌ها شمار حملات تروریستی و قربانیان آن‌ها به‌گونه قابل توجهی کاهش یافته است.

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در عین حال افزود که بحران بشردوستانه و درگیری‌های مسلحانه دوره‌ای میان طالبان و پاکستان، بخشی از منابع نیروهای امنیتی طالبان را از مقابله با تهدیدهای داخلی منحرف می‌کند.

او شاخه خراسان داعش، گروه‌های جهادی مرتبط با آن و مخالفان مسلح طالبان، از جمله جبهه مقاومت ملی افغانستان و جبهه آزادی افغانستان را از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی داخل افغانستان خواند.

آقای سیسویف مدعی شد این گروه‌ها با حمایت فعال استخبارات برخی کشورهای غربی تلاش می‌کنند قدرت طالبان در کابل را تضعیف کرده و مناطق خارج از کنترول این گروه را، به‌ویژه در شمال افغانستان، گسترش دهند.

او همچنین ادعا کرد کشورهای غربی می‌خواهند با تکیه بر شمال افغانستان بر وضعیت کشورهای آسیای مرکزی تاثیر بگذارند.

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع گفت شاخه خراسان داعش در حال جذب نیرو از دیگر گروه‌های تروریستی و همچنین شهروندان تاجیکستان، اوزبیکستان، قرغیزستان و قزاقستان و مهاجران کاری در روسیه است.

به گفته او، شبکه‌های مخفی تروریستی در کشورهای مستقل مشترک‌المنافع ایجاد شده، مسیرهای تأمین منابع آن‌ها شکل گرفته و برای انجام حملات برنامه‌ریزی می‌شود.

آقای سیسویف گفت که در آغاز امسال، سرویس امنیت فدرال روسیه با همکاری نهادهای تاجیکستان یک هسته تروریستی را که برای حملات برنامه‌ریزی می‌کرد، شناسایی و از بین برد.

او افزود با همکاری نهاد امنیتی اوزبیکستان نیز پنج حمله در مناطق مختلف روسیه، از جمله مسکو، پیش از اجرا خنثی شده است.

رئیس مرکز مبارزه با تروریسم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع گفت همه افراد مرتبط با این پرونده‌ها توسط فرستادگان شاخه خراسان داعش جذب شده بودند و این موضوع ضرورت گسترش همکاری‌های ضدتروریستی با مقام‌های طالبان را نشان می‌دهد.

او افزود این همکاری باید در چارچوب تلاش‌های گسترده‌تر برای ثبات سیاسی افغانستان و عادی‌سازی روابط کابل و اسلام‌آباد انجام شود.

آقای سیسویف گفت امنیت عمومی کشورهای مستقل مشترک‌المنافع به آرامش در منطقه افغانستان و پاکستان نیز وابسته است.

او همچنین گفت در سطح سازمان‌های بین‌المللی اقدام‌هایی برای واردکردن کابل به گفت‌وگوهای چندجانبه امنیتی انجام شده و در سال ۲۰۲۴ هیئت طالبان در نشست مبارزه با تروریسم در تاشکند شرکت کرده بود.