صلیب سرخ و هلال احمر افغانی توافق همکاری سهساله امضا کردند
کمیته بینالمللی صلیب سرخ و جمعیت هلال احمر افغانی، تحت کنترول طالبان در کابل، توافقنامهای سهساله برای گسترش همکاریها امضا کردند.
صلیب سرخ روز یکشنبه، ۲۶ میزان، اعلام کرد این توافق بر پاسخگویی به حوادث، خدمات صحی، آب آشامیدنی، پیوند دوباره خانوادهها و معیشت تمرکز دارد.
این توافقنامه در مراسمی رسمی، میان هیرلی مارکس، رئیس هیئت کمیته بینالمللی صلیب سرخ در افغانستان و شهابالدین دلاور رئیس هلال احمر افغانی تحت کنترول طالبان به امضا رسید.
هیرلی مارکس، رئیس هیئت کمیته بینالمللی صلیب سرخ، در سخنرانی خود در این مراسم، امضای این سند را گامی راهبردی برای تداوم امدادرسانی خواند و گفت: «هدف اصلی این توافقنامه سهساله، تقویت همکاریهای مشترک برای حمایت پایدار از نیازمندان و آسیبدیدگان در شرایط دشوار کنونی است.»
او تأکید کرد که این تفاهمنامه زمینه توسعه خدمات صحی، تأمین آب آشامیدنی پاک، سرپناه، کمکرسانی به قربانیان جنگ و حوادث طبیعی و کاهش خطرات ناشی از مهمات منفجرناشده را در سراسر ۳۴ ولایت کشور فراهم میسازد.
شهابالدین دلاور، سرپرست جمعیت هلال احمر طالبان، نیز با اشاره به تشدید فقر، خشکسالی و بازگشت روزافزون صدها هزار مهاجر از کشورهای همسایه، خواهان افزایش کمکهای مالی و درمانی جامعه جهانی شد.
او مدعی شد که هلال احمر به گونه مستقل فعالیت میکند و کمکها بدون تبعیض به دست آسیبدیدگان واقعی میرسد.
شبکه تحلیلگران افغانستان اعلام کرد پناهجویان افغان در ایتالیا با وجود نرخ بالای قبولی، با بیسرپناهی، کار سیاه و بنبست حقوقی روبهرو هستند. این نهاد در گزارشی که روز شنبه، ۲۵ میزان منتشر شد، تاکید کرد ایتالیا برای اکثر افغانها نه مقصد ادغام، بلکه راه ترانزیت به شمال اروپاست.
بر بنیاد این گزارش تحقیقی که فابریتزیو فوسکینی نویسنده آن است، شهر مرزی تریسته در شمالشرق ایتالیا و در مرز با اسلوونیا، گذرگاه اصلی ورود زمینی پناهجویان از مسیر بالکان به اتحادیه اروپا است.
صدها پناهجو پس از پیمودن این مسیر دشوار، به دلیل کمبود ظرفیت مراکز پذیرش دولتی، هفتهها و گاه ماهها روی کارتنها در خیابانها یا در انبار متروکه «سیلوس» در نزدیکی خطآهن تریسته به سر میبرند و غذای روزانه و خدمات درمانی آنان تنها از سوی نهادهای داوطلب مدنی، از جمله شبکه «لینیا دومبرا»، تأمین میشود.
نویسنده این گزارش میافزاید که بازار کار رسمی برای پناهجویان تازهوارد عملاً بسته است و فرصتهای شغلی به بخشهای زراعت و گردشگری متکی بر بازار سیاه خلاصه میشود. پناهجویان در بخشهای کشاورزی و ساختمانی به سیستم بهرهکشی موسوم به «کاپورالاتو» یا شبکه دلالان غیررسمی کشانده میشوند و بدون قرارداد و بیمه، با ساعات کاری طولانی برای دستمزدهای ناچیز کار میکنند.
حتی کارگرانی که در کارخانههای کشتیسازی «مونفالکونه» مشغول به کار میشوند، به دلیل پایین بودن دستمزدها و نبود امکان ارتقای شغلی، پس از مدتی ایتالیا را به مقصد دیگر کشورهای اروپایی ترک میکنند.
از سوی دیگر گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان میافزاید که پروسه پیوستن خانوادهها به مهاجران به بنبست خورده است؛ با بسته بودن سفارت ایتالیا در کابل، خانوادهها ناچارند برای طی مراحل اداری به سفارتهای ایتالیا در اسلامآباد یا تهران مراجعه کنند که نیازمند داشتن اقامت قانونی در این کشورها و هزینههای سنگین است و با وجود حقوق کم پناهجویان در ایتالیا شرایط سخت شده است.
همچنین برنامههای تخلیه بشردوستانه نیز بسیار محدود بوده و تنها به انتقال حدود هزار و ۲۰۰ افغان در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ و ۷۰۰ نفر دیگر در سال ۲۰۲۵ انجامیده است.
در بخش دیگر این گزارش میافزاید که از ۲۳ جوزای ۱۴۰۵ و همزمان با اجرای پیمان جدید مهاجرتی اروپا، پولیس ایتالیا بر اساس فرمان دولتی «رویه سریع مرزی» را در تریسته به اجرا گذاشت که طی آن مصاحبهها به روندی صوری و یکصفحهای بدل شد، مهلت استیناف علیه احکام رد به پنج روز کاهش یافت و انتقال پناهجویان به مراکز دیگر شهرها متوقف شده است.
با این حال، در ماههای اسد و سنبله، دادگاههای مدنی تریسته و دیگر شهرها این رویه را متوقف کردند و حکم دادند که مرز زمینی با اسلوونیا مرز خارجی شنگن نیست و دولت باید رسیدگی به پروندهها را به رویه عادی بازگرداند.
تغییر رویکرد رم و چرخش پناهجویان به گذرگاه بالکان
ایتالیا در طول دو دهه گذشته همواره به عنوان یکی از منعطفترین کشورهای اروپایی در اعطای پناهندگی به افغانها شناخته میشد، به گونهای که در سال ۲۰۲۴ میلادی از میان نزدیک به دو هزار پرونده بررسیشده، تنها هشت درصد با رد درخواست روبهرو شدند و صدها تن پناهندگی کامل یا حمایتهای بینالمللی پنجساله دریافت کردند.
با این حال، از سال ۲۰۲۵ رویکرد رم تغییر محسوسی کرد و ضمن کاهش پاسخهای مثبت به حدود ۸۲ درصد، اقامتهای محدود دوساله جایگزین حمایتهای پایدار قبلی شد؛ تغییری که مانع از رشد ۷۷ درصدی درخواستهای تازه در نیمه نخست سال جاری میلادی نشد.
بخش بزرگی از این موج تازه را پناهجویانی تشکیل میدهند که پس از رد شدن پروندههایشان در آلمان، اتریش، بلجیم و سویدن، برای در امان ماندن از خطر اخراج و بهرهگیری از اصل بینالمللی منع بازگرداندن، دوباره راهی ایتالیا شدهاند.
در همین حال، در پنج سال گذشته نزدیک به ۳۰ هزار افغان از مسیر دشوار بالکان وارد شهر مرزی تریسته شدهاند که بخش چشمگیری از آنان کودکان بدون همراه بودهاند.
این پناهجویان با آگاهی از تعلیق پذیرش بازگرداندن مهاجران تحت مقررات دوبلین از سوی رم از قوس ۱۴۰۱، مرز ایتالیا را انتخاب میکنند تا بدون ثبت اثر انگشت در کرواسی، فرصت رسیدن به سایر مقاصد اروپایی را برای خود محفوظ نگهدارند.
مسیح علینژاد، فعال سیاسی و مدنی، از دولتهای اروپایی انتقاد کرد که به گفته او به کسانی که با مقامهای جمهوری اسلامی و طالبان دست میدهند، ویزا میدهند، اما شماری از زنان آسیبدیده را از سفر محروم میکنند.
او ویدیوی این انتقادها را شنبه ۲۵ میزان، یک روز پس از مراسم اهدای سیزدهمین جایزه آزادی بنیاد فآس در مادرید، در حساب اکس خود منتشر کرد.
این جایزه مشترکا به علینژاد، یولیا ناوالنایا، همسر چهره برجسته مخالفان روسیه که در زندان این کشور جانش را از دست داد، و رزا ماریا پایا، فعال مخالف حکومت کوبا، اهدا شد.
علینژاد در این مراسم در سخنانی با اشاره به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران گفت: «من از ایران میآیم؛ کشوری که در آن، همین حالا بسیاری از زندانیان سیاسی در مسیر مرگاند.»
او در این مراسم، یک روسری را در هوا تکان داد و روی زمین انداخت و با انتقاد از سیاستهای جمهوری اسلامی، شعار «زن، زندگی، آزادی» سر داد.
انتقاد از سیاست ویزای اروپا
علینژاد در ویدیویی که در شبکه اکس منتشر کرد، گفت: «ببینید چه اتفاقی افتاده است؛ اروپا به کسانی ویزا میدهد که با جلادان تهران و کابل دست میدهند. برای مردانی که فرزندان ما را به دار میکشند فرش سرخ پهن میکند، اما به برخی از زنان هیات من که جمهوری اسلامی و طالبان نابینایشان کردهاند، ویزا نداد. آنها حتی نتوانستند در مادرید کنار ما باشند.»
کوثر افتخاری، از جمله زنانی که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ از ناحیه چشم راست آسیب دید و بینایی این چشم خود را به شدت از دست داده است نیز همراه با فریده صلواتیپور که بر اثر شلیک نیروهای امنیتی تقریبا بینایی هر دو چشم خود را از دست داده، روی صحنه در کنار علینژاد حاضر شدند.
افتخاری، پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، را به دلیل دست دادن با مقامهای جمهوری اسلامی هدف انتقاد قرار داد و گفت زنانی که در سرکوب اعتراضها بینایی خود را از دست دادهاند، با همان دستان خونآلود حکومتی نابینا شدهاند که سانچز با آن رابطه دارد.
علینژاد هم از سانچز خواست اگر روابط اسپانیا با جمهوری اسلامی خوب است، از مقامهای تهران بخواهد اعدامهای گسترده را متوقف کنند.
او گفت روایت این زنان تنها به ایران محدود نمیشود و درباره تهدید آزادی و دموکراسی در اروپا نیز هشدار داد.
علینژاد سخنانش را با این جمله به پایان رساند: «میتوانید دیپلماسی کنید، اما چشمهای ما را بهای آن نکنید.»
پیام دیگر زنان برنده جایزه
ناوالنایا در این مراسم بر ضرورت همبستگی در برابر دیکتاتورها تاکید کرد و گفت: «همیشه آدمهای شجاعی برای ایستادن در برابر دیکتاتورها خواهند بود؛ باید کنار هم بمانیم و به یکدیگر بپیوندیم.»
پایا نیز گفت نمیخواهد از نسل دیگری بخواهد همچنان منتظر تغییر بمانند.
او با اشاره به وضعیت کوبا گفت این کشور از آنچه بسیاری تصور میکنند، به آزادی نزدیکتر است.
روایت آسیبدیدگان چشمی
مرسده شاهینکار، از زنانی که در جریان اعتراضهای سال ۱۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» یک چشمش را از دست داد، در روایت خود گفته بود: «از اینکه در تظاهرات شرکت کردم پشیمان نیستم؛ این حق من بود [که اعتراض کنم].»
او درباره لحظه جراحتش نیز گفت: «هنوز بوی خونی را که از بین انگشتهایم میریخت حس میکنم.»
خانم علینژاد قبلا گفته بود «طالب و آخوند با هم یکی هستند. ما زنان ایران و افغانستان نیز با هم یکی میشویم تا این غدههای سرطانی را در خاورمیانه ریشهکن کنیم.»
بازرگانان افغان و پاکستانی میگویند بستهماندن مسیرهای تجاری میان افغانستان و پاکستان در یک سال گذشته، خسارتهای سنگینی به تجارت و اقتصاد دو کشور وارد کرده و هزاران نفر را در دو سوی مرز بیکار ساخته است.
آنان همچنین از افزایش پنجبرابری هزینههای ترانزیت ابراز نگرانی کردهاند.
خان جان الکوزی، رئیس اتاق مشترک تجارت افغانستان و پاکستان، به افغانستان اینترنشنال گفته است که بسته ماندن راههای تجاری، بهویژه صادرات میوههای تازه و خشک افغانستان را با مشکلات جدی روبهرو کرده و هزینههای ترانزیت را چندین برابر افزایش داده است.
او گفته است که پیش از بسته شدن مسیرها، انتقال یک کانتینر از بندر کراچی به افغانستان حدود دو هزار دالر هزینه داشت و کالاها ظرف ده روز به مقصد میرسیدند؛ اما اکنون انتقال همان کانتینر از مسیرهای بدیل تا ۱۰ هزار دالر هزینه دارد و زمان انتقال کالاها به حدود دو ماه افزایش یافته است.
الکوزی افزوده است که محدودیتهای تجاری با پاکستان، صادرات میوههای تازه افغانستان را نیز به شدت آسیب زده است. به گفته او، بخشی از محصولات از طریق دهلیز هوایی به هند صادر میشود و مقدار اندکی نیز از مسیر ایران و کشورهای آسیای مرکزی به بازارهای خارجی میرسد، اما هزینههای بلند حملونقل سودآوری این صادرات را کاهش داده است.
«بیشترین آسیب به باغداران و کشاورزان رسیده است»
رئیس اتاق مشترک تجارت افغانستان و پاکستان میگوید بیشترین زیان ناشی از بسته ماندن مسیرهای تجاری متوجه باغداران و کشاورزان افغان شده است؛ زیرا دسترسی آنان به بازارهای صادراتی محدود شده و انتقال محصولات زودفاسدشدنی با دشواری روبهرو است.
افزایش قیمت برخی کالاهای وارداتی
به گفته بازرگانان، همزمان با کاهش واردات، قیمت شماری از کالاهای وارداتی در بازارهای افغانستان افزایش یافته است. الکوزی میگوید بهای کالاهای الکترونیکی و بسیاری از اقلام وارداتی بالا رفته، هرچند در برخی بخشها تولیدات داخلی افزایش یافته و سرمایهگذاری روی ایجاد کارخانههای جدید ادامه دارد.
«هزاران نفر بیکار شدهاند»
شاهد حسین، رئیس پیشین اتاق مشترک بازرگانان پیشاور، میگوید ساکنان مناطق مرزی در دو سوی خط دیورند بیشترین آسیب را از توقف تجارت متحمل شدهاند.
او گفته است که در یک سال گذشته صدها هزار نفر، از کارگران روزمزد و رانندگان گرفته تا کارکنان شرکتهای حملونقل و نمایندگان گمرکی، شغل خود را از دست دادهاند.
به گفته او، اقتصاد مناطق قبایلی، بخشهایی از خیبرپختونخوا و بلوچستان تا حد زیادی به فعالیت گذرگاههای مرزی وابسته بود و بسته شدن این مسیرها تجارت میان دو کشور را با رکود کمسابقهای روبهرو کرده است.
کاهش چشمگیر رفتوآمد در گذرگاههای مرزی
براساس آمارهای ارائهشده از سوی فعالان تجاری، پیش از بسته شدن مسیرها روزانه بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ موتر باربری از گذرگاه تورخم، ۵۰۰ تا ۸۰۰ موتر از مسیر چمن-سپینبولدک و صدها موتر دیگر از گذرگاههای غلامخان، خرلاچی و انگور اده عبور میکردند.
بازرگانان میگویند توقف این رفتوآمدها، شرکتهای پاکستانی صادرکننده سمنت، دوا، آرد، برنج و سایر کالاها به افغانستان را نیز با زیانهای مالی سنگین روبهرو کرده است.
چشمانداز نامشخص برای بازگشایی مسیرها
خان جان الکوزی و شاهد حسین میگویند نشانهای از بازگشایی قریبالوقوع مسیرهای تجاری دیده نمیشود. آنان افزودهاند که مشکلات و پیشنهادهای خود را با مقامهای دو کشور در میان گذاشتهاند، اما نسبت به حل سریع این بحران خوشبین نیستند.
الکوزی گفته است که اتاق مشترک تجارت افغانستان و پاکستان اکنون تنها بهگونه محدود فعالیت میکند و روابط میان دو طرف به حداقل رسیده است.
تمامی گذرگاههای تجاری و رفتوآمدی میان افغانستان و پاکستان پس از تشدید درگیریهای مسلحانه میان طالبان و پاکستان در میزان سال گذشته بسته شد. از آن زمان تاکنون، حجم تجارت میان دو کشور بهطور چشمگیری کاهش یافته و فعالان اقتصادی هشدار میدهند که ادامه این وضعیت میتواند پیامدهای گستردهتری برای اقتصاد و تجارت منطقهای در پی داشته باشد.
افغانستان اینترنشنال تصاویر ماهوارهای واخان را بررسی کرده که نشان میدهد که ساخت جاده ارتباطی میان چین و افغانستان از مسیر گذرگاه «واخجیر»، سالها پیش از بازگشت طالبان به قدرت آغاز شده بود.
در تصاویر ماهوارهای سال ۲۰۱۷، جادهای در سمت چین دیده میشود که برای رفتوآمد وسایط ساخته شده بود. تصاویر سال ۲۰۲۴ نیز نشان میدهد که بخشهایی از این جاده در خاک چین آسفالت شده بود.
بررسی تصاویر ماهوارهای سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که از گذرگاه «واخجیر» در مرز چین تا «بزای گنبد» در واخان، دستکم ۵۰ کیلومتر مسیر جادهای در سمت افغانستان ساخته شده است.
طالبان این جاده را برای اتصال منطقهای و گسترش روابط سیاسی و اقتصادی افغانستان و چین مهم میداند، اما کارشناسان میگویند چین اقدام عملی نشان نداده است که نشاندهنده علاقه این کشور به گشایش گذرگاه باشد. چین اوضاع امنیتی واخان و بدخشان را پیوسته با نگرانی دنبال کرده است. تصاویر ماهوارهای از تقویت تدابیر امنیتی در سمت چین، از جمله نصب سیمهای خاردار و افزایش آمادگیهای نظامی در امتداد مرز، حکایت دارد.
خوشبینی طالبان
عبداللطیف منصور، وزیر انکشاف دهات طالبان، میگوید جاده دهلیز واخان تکمیل شده و میتواند مسیرهای تجارتی افغانستان و کشورهای منطقه را کوتاه کند.
چین در مراسم افتتاح این جاده نمایندهای نفرستاد و هنوز نشانهای از آمادگی بیجنگ برای گشایش مرز دیده نمیشود. کارشناسان میگویند نگرانیهای امنیتی چین و هزینههای اقتصادی این مسیر، چشمانداز وصلشدن افغانستان به بازار چین از راه واخان را نامشخص نگه داشته است.
مقامات طالبان در مراسم افتتاح جاده واخان
آقای منصور در گفتوگو با تلویزیون شمشاد در کابل گفت که ساخت جاده واخان پایان یافته و این مسیر برای استفاده آماده شده است. او واخان را «سر افغانستان» خواند و گفت این منطقه از نظر سیاسی و اقتصادی برای افغانستان اهمیت دارد و میتواند برای تاجیکستان، اوزبیکستان و ایران نیز سودمند باشد.
به گفته او، این جاده میتواند مسیر انتقال کالا را کوتاه کند و زمان رسیدن محمولهها را کاهش دهد. منصور گفت که انتقال کالا از مسیرهای کنونی گاهی روزهای زیادی زمان میبرد، اما از راه واخان ممکن است این مدت به دو تا سه روز کاهش یابد.
وزیر طالبان با اشاره به علاقه چین به این مسیر گفت که جادههای منتهی به واخان از سوی چین ساخته شده است. او افزود که اداره طالبان سفارت چین را به مراسم افتتاح جاده دعوت کرده بود، اما نمایندگان این کشور در مراسم حضور نیافتند. منصور تغییر سفیر چین را دلیل این غیبت عنوان کرد.
۲۰۲۲: بخشی از مسیر واخجیر میان مرز چین و بازاری گنبد در تصویر دیده میشود که در آن زمان کار ساخت جاده هنوز آغاز نشده بود.
او در پاسخ به این پرسش که آیا دهلیز واخان میتواند جایگزینی برای مسیرهای تجارتی پاکستان و تهدیدی به این کشور باشد، گفت که این مسیر تهدیدی برای کشورهای همسایه نیست و باید بهعنوان یک فرصت دیده شود. منصور افزود که حکومتهای پیشین افغانستان به دلیل دشواریهای جغرافیایی، کمبود اکسیجن، برفباری و توفان نتوانسته بودند این مسیر را باز کنند، اما اداره طالبان با وجود این مشکلات کار ساخت جاده را به پایان رسانده است.
نگرانی امنیتی چین
با وجود خوشبینی طالبان، رفتار چین نشان میدهد که گشایش جاده بهتنهایی برای آغاز تجارت میان دو کشور کافی نیست. چین در مراسم افتتاح این مسیر در ۱۲ میزان نمایندهای نفرستاد و تاکنون نیز نشانهای از تصمیم رسمی بیجنگ برای بازکردن گذرگاه مرزی دیده نشده است.
تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که جاده افغانستان تا فاصله چند ده متری مرز چین رسیده است. در سوی چین، سیمهای خاردار، مواضع مجهز به مسلسل، خندقها و دوربینهای نظارتی برای مراقبت از مرز ایجاد شدهاند.
رامین منصوری، دکترای علوم سیاسی از دانشگاه بیجینگ و پژوهشگر کنونی دانشگاه پیتسبورگ امریکا، به افغانستان اینترنشنال گفت که چین از بازشدن گذرگاه واخجیر و اتصال مستقیم به افغانستان استقبال نمیکند. به گفته او، نگرانی اصلی بیجنگ خطر تروریسم و احتمال گسترش نفوذ فکری طالبان در میان مردم سینکیانگ است.
آقای منصوری گفت که چین مرز خود با افغانستان را نه یک دهلیز اقتصادی، بلکه «خط مقدم» مقابله با «تروریسم» میبیند. او افزود که طالبان با ساخت این جاده، با وجود مخالفت چین، چالش تازهای برای بیجنگ ایجاد کرده است.
به گفته آقای منصوری، مقامهای چینی پیش از این نیز با بازشدن این مسیر موافق نبودند، اما مخالفت خود را بهصورت علنی بیان نمیکردند. او گفت که حتی برخی مقامهای پیشین برای جلوگیری از بازشدن این مسیر تطمیع میشدند.
منصوری افزود که طالبان با ادامه ساخت جاده، چین را در موقعیت دشواری قرار داده است. به گفته او، بیجنگ برای مقابله با خطرهای احتمالی، تدابیر امنیتی در امتداد مرز را افزایش داده است.
او گفت که «چین در امتداد مرز سیمهای خاردار نصب کرده و از هوش مصنوعی، حسگرها و سامانههای نظارتی برای شناسایی افراد نزدیکشونده استفاده میکند.» به گفته منصوری، این سامانهها در صورت نزدیکشدن افراد، با پیامهای صوتی به زبانهای فارسی و پشتو به آنان هشدار میدهند که نزدیکتر نشوند.
منصوری همچنین گفت که چین با ایجاد یک واحد اداری دیگر در تاشقرغان، تلاش کرده است کنترول مرزی و امکانات لوژستیکی خود را تقویت کند. او افزود که چین برای مقابله با هرگونه تهدید امنیتی احتمالی آمادگی میگیرد.
ژو یونگبیاو، رئیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه لانژو چین نیز به رادیو فردا گفت که احتمال بازشدن این گذرگاه کوهستانی در آینده نزدیک «بسیار پایین» است.
به گفته او، اقتصاد افغانستان در مقایسه با هزینههای احتمالی اتصال این مسیر به بازار چین، کوچک است و منافع اقتصادی آن برای بیجنگ بهتنهایی نمیتواند هزینههای مالی و خطرهای امنیتی را توجیه کند. صادرات افغانستان به چین شامل جلغوزه، زردآلو خشک و سنگهای قیمتی است.
۲۰۲۵: همان بخش از مسیر واخجیر میان مرز چین و بازاری گنبد دیده میشود که جاده خاکی آن ساخته شده است.
نگرانی اصلی چین، بهگفته کارشناسان، حضور گروههای مسلح اسلامگرا در افغانستان و احتمال تهدید امنیت منطقه سینکیانگ است. چین بهویژه از فعالیت جنبش اسلامی ترکستان شرقی، گروهی از جنگجویان اویغور که خواهان ایجاد یک دولت اسلامی در سینکیانگ است، ابراز نگرانی کرده است.
گزارش سال ۲۰۲۶ سازمان ملل متحد نیز به فعالیت این گروه در بدخشان اشاره کرده است. ژو یونگبیاو میگوید اداره طالبان تاکنون تقریباً هیچیک از خواستههای چین درباره این گروه را برآورده نکرده است و به همین دلیل، بعید است بیجنگ در آینده نزدیک امتیازهای بیشتری به طالبان بدهد.
چین در سالهای گذشته تدابیر امنیتی در امتداد مرز افغانستان را تقویت کرده است. گزارشها حاکی است که زیرساختهای ایجادشده در سوی چین، علاوه بر تقویت نظارت، برای تسهیل گشتزنی نیروهای مسلح نیز در نظر گرفته شدهاند. رسانههای چینی بخش مرزی این کشور با افغانستان را یکی از خطوط مهم مبارزه با تروریسم توصیف کردهاند.
پروژه ساخت جاده واخان در سال ۲۰۱۹، در دوره حکومت پیشین افغانستان، آغاز شد، اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ متوقف ماند. کار ساخت آن در سال ۲۰۲۳ از سر گرفته شد. گزارشها هزینه ساخت این جاده را حدود ۵.۶ میلیون دالر عنوان کردهاند.
ژو یونگبیاو میگوید تکمیل این جاده میتواند پیامی نمادین درباره توانایی طالبان برای ساخت زیرساختها در مناطق دورافتاده باشد، اما این دستاورد لزوماً به معنای اتصال افغانستان به بازار چین نیست.
یک تحلیلگر چینی در مطلبی که ۱۸ میزان در وبسایت سوهو منتشر شد، به ارتفاع حدود چهار هزار و ۸۰۰متری گذرگاه واخان و شرایط دشوار آبوهوایی آن اشاره کرد. به گفته او، امکان رفتوآمد موترها در این مسیر ممکن است تنها حدود سه ماه در سال فراهم باشد.
این تحلیلگر همچنین پرسیده است که آیا طالبان بر تمام قلمرو افغانستان کنترول دارد، آیا اردوگاههای گروههای مسلح همچنان فعالاند و آیا خطر عبور جنگجویان از مرز مهار شده است. به باور او، تا زمانی که این نگرانیها برطرف نشوند، بعید است چین تدابیر سختگیرانه مرزی خود را کنار بگذارد.
۲۰۲۶: در تصویر جاده ساختهشده از گذرگاه واخجیر تا بازاری گنبد دیده میشود که حدود ۵۰ کیلومتر طول دارد.
طالبان پیشتر گفته بود که گشایش دهلیز واخان میتواند وابستگی افغانستان به مسیرهای تجارتی پاکستان را کاهش دهد. مقامهای طالبان از بستهماندن گذرگاههای مرزی با پاکستان و محدودیتهای مسیرهای تجارتی از طریق بندر کراچی و گوادر انتقاد کردهاند و میگویند این وضعیت به بازرگانان افغان زیان میرساند.
با این حال، کارشناسان میگویند ساخت جاده در خاک افغانستان نمیتواند جای تصمیم سیاسی و امنیتی چین را بگیرد. تا زمانی که بیجنگ مرز را باز نکند، این مسیر امکان عملی انتقال کالا میان دو کشور را نخواهد داشت.
طبق بیانیه سخنگویان طالبان، هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، بار دیگر در قندهار سخنرانی کرده است. محتوای سخنان او مانند گذشته عمدتاً به وعظ دینی، گسترش مدارس و مساجد و اطاعت از خود و ملاها محدود بوده است.
این در حالی است که افغانستان تحت اداره طالبان و رهبری او با بحرانهای متعددی روبهرو است. از نظر امنیتی، درگیریها میان طالبان و پاکستان افزایش یافته است؛ تنشی که به گفته سازمان ملل متحد، طی یک سال گذشته، ۵۱۲ کشته و یکهزار و ۲۳۶ زخمی بر جای گذاشته است. این افراد غیرنظامی در پی رویدادهای نظامی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان کشته و زخمی شدهاند.
همزمان، حملات جبهههای مخالف طالبان از یکسو و حملات گروه داعش از سوی دیگر علیه طالبان افزایش یافته است. فقر گسترده و بیکاری بیسابقه نیز افغانستان را با بحران گرسنگی مواجه کرده است. در همین حال، انتقادها و فشارهای بینالمللی بر طالبان بهدلیل نقض حقوق بشر همچنان ادامه دارد.
تنشهای طالبان با پاکستان در یک سال گذشته به درگیریهای مستقیم نظامی رسیده است، اما هبتالله در مواضع علنی خود به این منازعه نپرداخته است. او درباره شماری از مهمترین بحرانهای جهان اسلام و تحولات منطقهای نیز کمتر سخن گفته است. تا جایی که از مواضع علنی او برمیآید، درباره مسئله غزه بهندرت اظهارنظر کرده و درباره درگیریهای مرتبط با ایران و امریکا موضعگیری علنی نداشته است.
هبتالله در سخنرانی تازه خود علمای دینی را «فرستادگان خدا در روی زمین» خوانده و بر تعلیم و تربیه دینی، پرهیز از اهداف دنیوی و گسترش مدارس و مساجد تأکید کرده است. او از طالبان خواسته است که علم را وسیله رسیدن به اهداف دنیوی قرار ندهند.
محور سخنان او در پنج سال گذشته عمدتاً همین موضوعات بوده است. تطبیق اوامر شخصی، اجرای کامل شریعت مورد نظر او، اطاعت از بالادستان، پرهیز از اختلافات درونی، افزایش مدارس دینی، گسترش مساجد و افزایش شمار طلبهها از جمله این محورهاست. در این میان، آموزش دینی جایگاه محوری دارد، در حالی که آموزش دختران بالاتر از صنف ششم به دستور او همچنان ممنوع است و محدودیتهای گسترده بر زندگی زنان ادامه دارد.
سکوت در برابر پاکستان
روابط طالبان و پاکستان در سه سال گذشته بهتدریج تیره شده و در یک سال اخیر وارد مرحله درگیریهای مستقیم نظامی شده است. دو طرف یکدیگر را به تشدید ناامنی متهم میکنند و تنشها بر روابط سیاسی، امنیتی و تجاری سایه انداخته است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، آصف علی زرداری، رئیسجمهور این کشور، عاصم منیر، فرمانده ارتش، و دیگر مقامهای پاکستانی بارها طالبان را به فراهم کردن زمینه فعالیت تحریک طالبان پاکستان در افغانستان متهم کردهاند. مقامهای اسلامآباد این موضوع را در مجامع منطقهای و بینالمللی نیز مطرح کردهاند. طالبان این اتهامها را رد کرده است.
با وجود این، هبتالله آخندزاده در پنج سال گذشته در مواضع علنی خود مستقیماً به پاکستان نپرداخته است. این سکوت در حالی ادامه دارد که پاکستان یکی از مهمترین طرفهای منطقهای درگیر با طالبان است و تنش میان دو طرف پیامدهای مستقیمی برای امنیت و اقتصاد افغانستان دارد.
رویکرد ابهام و سکوت
یک چهره ارشد سیاسی افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفت که سکوت هبتالله بخشی از رویکرد کلی او در رهبری طالبان است. به گفته این چهره، هبتالله از شیوه سلف خود، ملا عمر، پیروی میکند و مانند او درباره مسائل دنیوی و سیاسی کمتر سخن میگوید. او افزود که در میان طالبان این باور وجود دارد که «کلانها مشت خود را باز نمیکنند».
این مقام پیشین گفت که طالبان از یکسو پالیسی سیاسی روشنی ندارند و از سوی دیگر، نمیخواهند همه کارتهای خود را روی میز بگذارند. به گفته او، همین رویکرد تشخیص مسیر و اهداف سیاسی این گروه را دشوار کرده است.
او سکوت هبتالله درباره پاکستان را «یک معمای کلان» خواند و تأکید کرد که بدون دستور رهبر طالبان، هیچ تحول مهمی در روابط طالبان و پاکستان رخ نمیدهد. به باور او، با وجود اهمیت این منازعه و پیامدهای آن برای افغانستان، هبتالله از اظهارنظر علنی درباره آن خودداری میکند.
این چهره سیاسی در مقایسه هبتالله با اشرف غنی گفت که رهبر طالبان در تمرکز قدرت و محدود کردن فضای تصمیمگیری دیگران، حتی از رئیسجمهور پیشین افغانستان نیز سختگیرتر عمل میکند.
او گفت: «اشرف غنی فرصت تنفس میداد، اما ملا هبتالله حتی فرصت تنفس هم نمیدهد. او بسیار خودخواه و تمرکزگرا است.»
به گفته این مقام پیشین، روشن نیست هبتالله در کدام مسیر حرکت میکند. او افزود که رهبر طالبان بهگونهای سنتی باور دارد که جنگ را میتوان با ابهام پیش برد و به همین دلیل، در برابر مسائل مهم در وضعیت انکار باقی میماند.
این چهره سیاسی با حفظ هویت خود گفت که اگر هبتالله یکبار بهصراحت درباره پاکستان موضعگیری کند، دیگر نمیتواند بهآسانی آن را انکار کند. از دیدگاه او، پرهیز از اظهارنظر علنی به رهبر طالبان امکان میدهد که موضع خود را مبهم نگه دارد و از روشن شدن مسئولیت مستقیمش در قبال تحولات سیاسی جلوگیری کند.
عملگرایی طالبان
احمدضیا سراج، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان برای جلوگیری از آسیب دیدن روابطش با جهان، مواضع خود را مبهم نگه میدارد.
او با اشاره به روابط طالبان با کشورهای منطقه و جهان گفت: «حرف کم میزنند، اما در عمل کار خود را میکنند.»
احمدضیا سراج رئیس امنیت ملی سابق افغانستان
سراج طالبان را ساختاری بسته توصیف کرد که در آن میان رویکرد داخلی و پیامهای بیرونی تفاوت وجود دارد. به گفته او، از هبتالله تا آخرین عضو این گروه در جهتگیری اصلی تفاوت اساسی دیده نمیشود و نمیتوان بهسادگی میان طرفداران آموزش و مخالفان آن یا صلحطلبان و جنگطلبان تفکیک کرد.
این ارزیابی نشان میدهد که سکوت رهبر طالبان لزوماً به معنای بیعملی نیست. به باور سراج، برای شناخت رویکرد این گروه باید به عملکرد آن توجه کرد، نه فقط به سخنان علنی رهبرانش.
دشمنی با تغییر
هاتف مختار، کارشناس سیاسی که در گذشته بهعنوان کارشناس نزدیک به طالبان شناخته میشد، میگوید هبتالله آخندزاده بر برداشت شخصی خود از دین پافشاری میکند و به تغییر این رویکرد تمایلی ندارد.
مختار به افغانستان اینترنشنال گفت: «او یک برداشت سنتی و عقبمانده از دین دارد و هیچ تمایلی به تغییر آن ندارد.»
او رهبر طالبان را «دیکتاتوری مذهبی و تمامیتخواه» توصیف کرد که به گفته او، به مسایلی مانند حکومت فراگیر و حقوق مردم باور ندارد و واقعیتهای جامعه را نادیده میگیرد.
این دیدگاه با سیاستهای طالبان در زمینه آموزش دختران، محدودیت بر اشتغال و حضور اجتماعی زنان و تمرکز قدرت در دست رهبر این گروه همخوانی دارد. هبتالله در رأس ساختاری قرار دارد که تصمیمهای اساسی آن بهشدت متمرکز است و تاکنون نشانه روشنی از تمایل او به تغییر سیاستهای محدودکننده دیده نشده است.
«تنها حاکم نظام اسلامی»
سکوت هبتالله تنها به منازعه با پاکستان محدود نمیشود. او درباره شماری از تحولات مهم جهانی و منطقهای، از جمله جنگ غزه و تنشهای مرتبط با ایران، امریکا و اسرائیل، نیز موضعگیری علنی و مستمری نداشته است.
این سکوت با ادعای رهبری دینی فراتر از مرزهای افغانستان پرسشبرانگیز است. هبتالله خود را «امیرالمؤمنین» میخواند؛ عنوانی که طالبان برای بیان جایگاه عالی دینی و سیاسی او به کار میبرد. با این حال، پیامهای عمومی او عمدتاً به موضوعات داخلی، اطاعت از رهبری و ترویج برداشت مورد نظرش از دین محدود مانده است.
حاکمی که از قندهار فراتر نمیبیند
هبتالله آخندزاده عمدتاً در قندهار و ولسوالیهای آن مستقر است و گاه در مساجد این ولایت سخنرانی میکند. سفرهای او به کابل و دیگر ولایتها بسیار محدود گزارش شده است. همین تمرکز جغرافیایی سبب شده است که برخی ناظران از او بهعنوان «حاکم قندهار» یاد کنند.
او قدرت تصمیمگیری را بیش از پیش در قندهار متمرکز کرده است. گزارشها نشان میدهد که وزیران در بسیاری از موضوعات اساسی اختیار محدودی دارند و تصمیمهای کلان تحت تأثیر دیدگاه رهبر این گروه قرار میگیرد.
رهبری پنهان و ابهام درباره حضور عمومی
هبتالله آخندزاده از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ در انظار عمومی ظاهر نشده است. سخنگویان طالبان هر از گاهی از سخنرانی او در مساجد و مدارس دینی قندهار خبر میدهند، اما تصاویر و اطلاعات مستقل درباره فعالیتهای روزمره او بسیار محدود است.
حسن خان، روزنامهنگار پاکستانی، با اشاره به سکوت هبتالله در برابر بحرانهای جهانی و منطقهای و درگیریهای طالبان با پاکستان، میگوید غیبت طولانی او از انظار عمومی و محدود بودن اطلاعات درباره فعالیتهایش، پرسشهایی درباره هویت و حضور واقعی او برمیانگیزد.
خان در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال با طرح این پرسش که آیا هبتالله واقعاً وجود دارد و افغان است یا نه، به نبود اطلاعات مستقل درباره او اشاره کرد. او گفت هبتالله درباره رویدادهای مهم اظهارنظر نمیکند؛ از جمله حمله مرگبار به مسجدی در پیشاور که دهها کشته بر جا گذاشت و حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان. به گفته خان، هبتالله در برابر این رویدادها سکوت کرده است.
این روزنامهنگار پاکستانی همچنین گفت که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، تنها یک عکس از هبتالله منتشر شده و هرچند صدای منسوب به او پخش شده است، اطلاعات روشنی درباره هویت و فعالیتهایش در دست نیست. او با اشاره به حضور علنی رهبران سیاسی و نظامی در میان مردم گفت که هبتالله در پنج سال گذشته از انظار عمومی دور مانده است.
اظهارات حسن خان بازتابدهنده پرسشها و گمانهزنیها درباره غیبت رهبر طالبان است، اما بهتنهایی دلیلی بر واقعی نبودن هویت او نیست. آنچه روشن است، محدود بودن حضور علنی هبتالله و کمبود اطلاعات مستقل درباره فعالیتهای روزمره اوست.
وعظ در داخل، سکوت در برابر بحرانها
سخنرانیهای هبتالله آخندزاده تصویری از رهبری ارائه میکند که پیامهای علنیاش عمدتاً بر اطاعت، آموزش دینی و اجرای برداشت خود از شریعت متمرکز است. در مقابل، درباره برخی از مهمترین بحرانهای منطقهای و پیامدهای آنها برای افغانستان، موضعگیری مستقیم و روشنی از او در دست نیست.
در شرایطی که اداره طالبان با فشارهای بینالمللی، محدودیتهای حقوقی و اجتماعی، بحرانهای اقتصادی و تنش با پاکستان روبهروست، فاصله میان موعظههای رهبر طالبان و مسائل روزمره کشور همچنان یکی از ویژگیهای برجسته شیوه رهبری او به شمار میرود.