وزیر خارجه پاکستان به دوشنبه رفت

محمد اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان روز دوشنبه ۲۷ میزان برای رهبری هیئت پاکستانی در نشست شورای سران دولتهای سازمان همکاری شانگهای وارد دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، شد.

محمد اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان روز دوشنبه ۲۷ میزان برای رهبری هیئت پاکستانی در نشست شورای سران دولتهای سازمان همکاری شانگهای وارد دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، شد.
نشست شورای سران دولتهای سازمان همکاری شانگهای در روزهای ۱۹ و ۲۰ اکتبر (۲۷ و ۲۸ میزان) در شهر دوشنبه برگزار میشود.
وزارت خارجه پاکستان گفته است که اسحاق دار هنگام ورود به دوشنبه از سوی دلیر جمعه، وزیر انرژی و منابع آبی تاجیکستان و رئیس مشترک کمیسیون مشترک پاکستان و تاجیکستان و شماری از مقامهای ارشد دولت تاجیکستان استقبال شد.
انتظار میرود رهبران و مقامهای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در این نشست درباره همکاریهای اقتصادی، تجاری، ترانزیتی و موضوعات منطقهای مورد علاقه مشترک گفتوگو کنند.

ایراسین، رسانه تخصصی صنعت و معدن ایران، روز دوشنبه، ۲۷ میزان، گزارش داد که فولاد مبارکه اصفهان با حکومت طالبان بر سر کلیات همکاری برای ورود به معادن افغانستان به توافق رسیده است.
بر بنیاد این گزارش، قرار است در سفر آینده مقامهای طالبان به تهران، توافق اولیه برای همکاری معدنی امضا شود؛ طرحی که هدف آن انتقال سالانه یک تا دو میلیون تن سنگآهن افغانستان به ایران است.
پایگاه تحلیلی خبری «ایراسین» در گزارشی به قلم نرگس کاظمی نوشت که فولاد مبارکه اصفهان پس از حدود یکونیم سال مذاکره با طالبان، به توافق اولیه برای ورود به معادن افغانستان نزدیک شده است؛ تلاشی که پیشینه آن به حدود ۱۵ سال پیش و تلاش شرکتهای ایرانی برای سرمایهگذاری در معادن افغانستان برمیگردد.
حسنعلی حقشناس، مدیرعامل هلدینگ تأمین و فرآوری مواد معدنی فولاد مبارکه، به ایراسین گفت که این مجموعه بهعنوان نماینده رسمی ایران، بررسیهای گستردهای را روی معادن دولتی و خصوصی افغانستان انجام داده است.
به گفته او، توافق اولیه پس از امضا، مسیر ورود به حوزه اکتشاف و استخراج معادن گوناگون را فراهم خواهد کرد.
انتقال سالانه دو میلیون تن سنگآهن
بر پایه این طرح، شرکت فولاد مبارکه برنامه دارد در سال نخست پس از امضای توافق، سالانه یک تا دو میلیون تن سنگآهن دانهبندیشده با عیار بالای ۶۱ درصد را به ایران انتقال دهد.
آقای حقشناس افزود که پیشنهاد شده است فرآوری اولیه در داخل افغانستان یا در نقطه صفر مرزی صورت گیرد. او تصریح کرد که طرح جامعی نیز به طالبان ارائه شده است که تا مرحله تولید شمش فولاد در داخل خاک افغانستان را دربرمیگیرد.
او تأکید کرد که چشمانداز این توافق تنها به سنگآهن محدود نیست و ذخایر مس، طلا، روی و فلزات چندمنظوره (پلیمتال) افغانستان را نیز شامل میشود. به گفته او، محدودههای مناسبی در این بخشها شناسایی شده و حضور در آنها به موافقت نهایی طالبان وابسته است.
حقشناس با اشاره به اینکه توسعه معادن افغانستان به توسعه شبکه ریلی پیوند خورده است، بر نقش کلیدی خط آهن هرات به ایران برای انتقال این محمولههای سنگین تأکید کرد.
او تأمین امنیت و ایجاد زیرساختهای استخراج و فرآوری را پیشنیازهای اصلی این طرح برشمرد و گفت این مسائل در سطح حکومتها قابل حل است. به گفته او، هدف از ایجاد این چارچوب مشخص، باز کردن راه برای حضور سازمانیافته دیگر شرکتهای معدنی و صنعتی ایران در افغانستان است.
اکنون افغانستان و ایران با خط آهن خواف هرات به طول تقریبی ۲۲۵ کیلومتر، یکی از مهمترین زیرساختهای ترانزیتی وصل است.
این مسیر ریلی نخستینبار در قوس ۱۳۹۹ خورشیدی به صورت آنلاین از سوی مقامهای ارشد دو کشور افتتاح شد، اما پس از تحولات سیاسی اسد ۱۴۰۰ و بازگشت طالبان به قدرت، فعالیت آن متوقف گردید. بخش باری این مسیر در سرطان ۱۴۰۲ پس از رایزنیهایدیپلوماتیکو بازسازی خطوط، دوباره گشایش یافت.
صنایع بزرگ ایران، خط آهن خواف-هرات را تنها گذرگاه اقتصادی برای انتقال سالانه دو میلیون تن سنگآهن افغانستان میدانند؛ مسیری که افغانستان محصور در خشکی را نیز از طریق شبکه ریلی ایران به آبهای بینالمللی متصل میسازد.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند طالبان به نگهبانان ساختمانها و چوکیداران محلهها در کابل دستور داده که مخابره بخرند و رویدادهای روزمره را به پولیس این گروه گزارش دهند.
به گفته منابع، طالبان همچنین از نگهبانان خواسته است که یونیفرم نظامی تهیه کنند.
همچنین این منابع گفتند که طالبان این طرح را در مناطقی از کابل، از جمله در بخشهایی از خیرخانه، عملی کرده و در حال گسترش آن به مناطق دیگر نیز است.
برپایه اطلاعات رسیده، هزینه تهیه مخابره و یونیفرم نگهبانان به دوش ساکنان ساختمانهای رهایشی است.
این منابع افزودند طالبان از نگبهانان و چوکیداران خواسته است که به گونه منظم با حوزه امنیتی مربوط و دیگر نگهبانان از طریق مخابره در ارتباط باشند.
بر بنیاد اطلاعاتی که به افغانستان اینترنشنال رسیده است، مأموران طالبان نگهبانان ساختمانهای مسکونی در حصه دوم خیرخانه، از مربوطات حوزه یازدهم امنیتی کابل را احضار کرده و به آنان دستور دادهاند که یونیفورم نظامی و مخابره را با پول خود و اهالی ساختمانها تهیه کنند.
مسئولان حوزه به این نگهبانان گفتهاند که پس از تهیه مخابره و وصل شدن به فرکانس مخابراتی حوزه امنیتی، مکلفاند هرگونه رویداد و رفتوآمد در محلهها را بدون تأخیر مخابره کنند.
یکی از نگهبانان حوزه یازدهم با ابراز نگرانی شدید از پیامدهای این دستور، به افغانستان اینترنشنال گفت: «حیران ماندهام چه کنم؛ من یک آدم غریب هستم، نه توان خرید این وسایل را دارم و نه خود را با مردم محل دشمن میسازم. ناچارم این وظیفه را ترک کنم، در غیر آن کدام شخص مرا با مرمی خواهد زد. من وجدان، شرف و ایمان خود را نمیفروشم».
همزمان با این شکایت، یک منبع دیگر محلی به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان باشندگان محل مجبور کرده اند که هزینه خرید این وسایل و تجهیزات را برای نگهبانان منطقه خود تأمین کنند.
تشدید نظارت طالبان بر زندگی شهروندان
برخی از شهروندان این اقدامات را تبدیل کردن نگهبانان منازل مردم به «مخبران امنیتی» توصیف کردند و گفتند مجهز ساختن آنان با تجهیزات نظامی، ترس و بیاعتمادی را در میان باشندگان محلات افزایش داده است. آنها همچنین نگران تشدید نظارت طالبان بر زندگی خصوصی شهروندان هستند.
منابع محلی تأیید میکنند که این روند در حوزههای یازدهم و پانزدهم کابل از هفتههای پیش به اجرا درآمده است و آمریتهای حوزهها در تلاشاند این شبکه نظارتی را به دیگر نواحی پایتخت نیز گسترش دهند تا محلات مسکونی را به گونه سیستماتیک زیر پوشش استخباراتی قرار دهند.
به گفته این منابع، این دستور طالبان بار مالی تازهای را نیز مستقیماً بر دوش خانوادهها در این محلات گذاشته است. با توجه به شرایط بد اقتصادی و بیکاری مردم، برخی از شهروندان برای فراهمکردن این تجهیزات به نگهبانان محلی با مشکل روبهرو شدهاند.
نگهبانان و چوکیداران محلی که از کمدرآمدترین اقشار جامعه به شمار میروند، ماهانه دستمزدهای بسیار ناچیزی دریافت میکنند و تحمیل هزینه سنگین خرید دریشی نظامی و دستگاه مخابره، کمر آنان و باشندگان محل را زیر بار فشار اقتصادی خم کرده است.
طالبان پس از بازگشت به قدرت، تلاشهای گستردهای را برای تثبیت کنترل امنیتی در کابل آغاز کردند که نصب بیش از ۶۲ هزار کمره امنیتی در نقاط مختلف پایتخت بخشی از آن بوده است.
سازمان عفو بینالملل پیشتر با ابراز نگرانی عمیق هشدار داده بود که گسترش شبکههای نظارتی فراگیر از سوی طالبان، نقض صریح حریم خصوصی شهروندان است و آزادیهای فردی و امنیت عمومی را به شدت تهدید میکند.
وزارت معارف طالبان در اقدامی که با نارضایتی گسترده معلمان زن در تخار و بدخشان همراه شده، صدها تن از آنان را به مکاتب مناطق دوردست و ولسوالیها تغییر و تبدیل کرده است. شماری از این معلمان میگویند به دلیل دشواری رفتوآمد و هزینههای بالای آن، ناگزیر به ترک وظیفه خواهند شد.
برخی از معلمان زن در تخار در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفتهاند که بر اساس تصمیم وزارت معارف طالبان، صدها معلم زن از مکاتب نزدیک به محل سکونتشان به مناطق دوردست و حتی ولسوالیها تبدیل شدهاند و معلمین مناطق دوردست به جای آنان در مراکز تعیین شدهاند.
یک معلم زن در ولایت تخار گفته است که بیش از ۱۰۰ معلم زن از مکاتب نمبراول و بیبی مریم در شهر تالقان به مناطق دوردست تبدیل شدهاند. او میگوید خودش نیز به مکتبی در فاصله بیش از ۱۵ کیلومتری خانهاش منتقل شده و رفتوآمد در این مسیر برایش دشوار است.
یک منبع آگاه در بدخشان نیز تأیید کرده است که بهتازگی ۱۸۰ معلم زن در این ولایت تغییر و تبدیل شدهاند. به گفته این منبع، بیشتر این معلمان از مرکز بدخشان به ولسوالیها و شماری نیز از ولسوالیها به مرکز منتقل شدهاند؛ اقدامی که به باور او، در عمل مشکلات جدی ایجاد میکند.
این تغییر و تبدیلها نگرانیهای گستردهای را در میان معلمان زن برانگیخته است و شماری از آنان میگویند به دلیل مشکلات پیشآمده، به استعفا و ترک وظیفه فکر میکنند.
فساد در روند تغییر و تبدیل معلمان زن
یک منبع در وزارت معارف طالبان از وجود فساد گسترده در روند تغییر و تبدیل معلمان زن خبر داده است. به گفته این منبع، برخی مدیران معارف در ولایتها در بدل دریافت پول، شماری از معلمان زن را از روند تغییر و تبدیل خارج کردهاند و برخی دیگر را وارد این روند ساختهاند.
یک معلم زن در تخار نیز با تأیید وجود فساد در ادارات معارف طالبان گفت که پس از اجرای تغییر و تبدیلها، شماری از معلمان از طریق واسطه و پرداخت پول به کارمندان معارف طالبان، دوباره به وظایف قبلیشان بازگشتهاند.
یک منبع معتبر از بدخشان به افغانستان اینترنشنال گفت که مدیران ارشد معارف طالبان در هماهنگی با رئیس معارف طالبان در این ولایت در این پروسه دست به فساد زدهاند. او گفت مدیران معارف بدخشان از شماری معلمین زن تبدیلشده پول گرفته و دوباره آنان را به جای قبلی شان بازگشتاندهاند.
به گفته منابع فهرست معلمان که تغییر و تبدیل شدهاند، توسط ریاستهای معارف ولایات تهیه شدهاند.
مشکلات رفتوآمد و آزار و اذیت در مسیر راه
معلمان زنی که به مناطق دوردست منتقل شدهاند، میگویند در رفتوآمد به محل وظیفه با مشکلات متعددی، از جمله دوری راه، کرایه بلند موتر، خرابی مسیرها و آزار و اذیت مأموران امر به معروف طالبان روبهرو هستند.
یک معلم زن در تخار گفت که بهتازگی به مکتبی در فاصله خیلی دور از خانهاش تبدیل شده و برای رفتوآمد، حدود ۳۰ درصد معاش ماهانهاش را مصرف میکند.
به گفته او، در برخی روزها هنگام رفتوآمد با ایستهای بازرسی مأموران امر به معروف طالبان روبهرو میشود و این مأموران درباره نداشتن همراه مرد از او پرسوجو میکنند.
این معلم افزود که مسئولان طالبان گاهگاهی بدون اطلاع قبلی به مکاتب دخترانه مراجعه میکنند و دانشآموزان را به پوشیدن برقع تهدید میکنند.
«واسطه ندارم»
یک معلم دیگر در تخار که مشمول روند تغییر و تبدیل وزارت معارف طالبان شده است، از دشواریهای رفتوآمد بهدلیل دوری راه و نگرانی از تنها ماندن فرزندان خردسال و شیرخوارش در خانه میگوید. او گفت به دلیل فاصله زیاد، ادامه وظیفه برایش دشوار است.
این معلم با ابراز نگرانی از وضعیتش گفته است: «نمیدانم به کجا بروم، به کی شکایت کنم، واسطه ندارم؛ خدا رحم کند.»
«ناگزیر به استعفا میشویم»
شماری از معلمان زن که شامل روند تغییر و تبدیل شدهاند، میگویند با معاش اندک و هزینههای بلند زندگی، توان انتقال خانوادههایشان به ولسوالیها و مناطق دوردست محل وظیفه را ندارند. به گفته آنان، ادامه این وضعیت ممکن است آنان را ناگزیر به استعفا و ترک وظیفه کند.
این معلمان باور دارند که تغییر و تبدیلهای اخیر عمدی است و با هدف خانهنشین کردن زنان صورت میگیرد.
یکی از این معلمان گفت که ماهانه ۸۵۰۰ افغانی معاش میگیرد و طالبان در یک سال گذشته، در چندین نوبت از معاش او کاستهاند. او که بیش از ۱۵ سال سابقه خدمت در معارف دارد، اکنون به استعفا فکر میکند و هشدار میدهد که ممکن است شمار زیادی از معلمان زن نیز ناگزیر به ترک وظیفه شوند.
پیش از این، در کابل نیز برخی از معلمان زن گفته بودند که طالبان در ادامه فشارها، آنها را به مناطق دورتر از محل زندگیشان تبدیل کرده است.
وزارت بهداشت غزه روز دوشنبه ۲۷ میزان، اعلام کرد که از آغاز جنگ میان اسرائیل و حماس در ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ تاکنون، دستکم ۷۴ هزار و ۴۷۵ نفر در نوار غزه کشته و ۱۷۵ هزار و ۵۱۷ نفر دیگر زخمی شدهاند.
این آمار در حالی منتشر شده است که با وجود برقراری آتشبس میان اسرائیل و حماس در ۱۰ اکتوبر ۲۰۲۵، حملات و تلفات در نوار غزه ادامه یافته است. رویترز گزارش داده است که با وجود آتشبس، حملات پراکنده و درگیریها متوقف نشده و نهادهای امدادرسان سازمان ملل نیز درباره شکنندگی وضعیت انسانی و دشواری دسترسی مردم به کمکهای ضروری هشدار میدهند.
برنامه جهانی غذا اعلام کرده است که بهدلیل کمبود بودجه، کمکهای غذایی ماهانه به حدود ۵۰۰ هزار فلسطینی کاهش مییابد.
بر اساس گزارش وزارت بهداشت غزه در ۱۷ اکتوبر ۲۰۲۶، شمار فلسطینیان کشتهشده از آغاز جنگ به ۷۴ هزار و ۴۶۹ نفر و شمار زخمیان به ۱۷۵ هزار و ۴۹۲ نفر رسیده است. این وزارت گفته است که از زمان برقراری آتشبس نیز هزار و ۵۱۱ نفر کشته و پنجهزار و ۳۷۵ نفر زخمی شدهاند.
به گفته این وزارت، اجساد ۸۳۸ نفر از زیر آوار بیرون کشیده شده و شماری از قربانیان همچنان زیر آوار یا در مناطقی ماندهاند که دسترسی نیروهای امدادی به آنها ممکن نیست. همچنین، آمار ۶۷ قربانی پس از تکمیل اطلاعات و تأیید هویت آنان به مجموع تلفات افزوده شده است.
آمار تلفات از سوی وزارت صحت غزه منتشر میشود و مجموع کشتهشدگان ثبتشده از آغاز جنگ را در بر میگیرد. این ارقام ممکن است با شناسایی قربانیان و تکمیل اطلاعات آنان تغییر کند.
جنگ کنونی غزه پس از حمله حماس به جنوب اسرائیل در ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ آغاز شد؛ حملهای که به کشتهشدن حدود هزار و ۲۰۰ نفر در اسرائیل و گروگانگیری ۲۵۱ نفر انجامید. اسرائیل پس از آن عملیات نظامی گستردهای را در نوار غزه آغاز کرد که به کشتهشدن دهها هزار فلسطینی و ویرانی گسترده این منطقه انجامیده است.
کاهش کمکهای غذایی و وخامت وضعیت
خبرگزاری رویترز در گزارش دوشنبه ۲۷ میزان، نوشت که برنامه جهانی غذا بهدلیل کمبود بودجه، شمار دریافتکنندگان کمک غذایی ماهانه را از ۱.۶ میلیون نفر به ۱.۱ میلیون نفر کاهش میدهد؛ در نتیجه، حدود ۵۰۰ هزار نفر کمک غذایی ماهانه را از دست میدهند.
همچنین، یونیسف پیشتر هشدار داد که بهبود وضعیت سوءتغذیه در غزه شکننده است و توقف ورود کالاهای تجارتی میتواند آن را تهدید کند.
بر اساس گزارش این نهاد، تنها یک کودک از هر سه کودک زیر دو سال غذای متنوع کافی دریافت میکند و حدود ۸۰۰ هزار کودک همچنان آوارهاند و بسیاری از آنان در خیمهها یا ساختمانهای ناامن زندگی میکنند.
این دو نکته را میتوان پس از پاراگراف مربوط به ادامه حملات و وضعیت انسانی افزود. به این ترتیب، خبر علاوه بر آمار قربانیان، پیامدهای آتشبس شکننده بر زندگی روزمره مردم را نیز نشان میدهد.
کشتهشدن میرویس خان، از فرماندهان جبهه مقاومت ملی افغانستان، در اندراب ولایت بغلان با واکنش گسترده شماری از چهرههای سیاسی و نظامی مخالف طالبان روبهرو شده است. برخی از آنان او را از «فرزندان دلیر» افغانستان خوانده و مرگ او را ضایعه دانستند.
کاربران شبکههای اجتماعی میگویند ویدیوی منتشرشده از جسد او نشان میدهد که تا آخرین لحظه سلاحش را زمین نگذاشته است.
میرویس خان روز یکشنبه، ۲۶ میزان، در حالی کشته شد که در روزهای اخیر با انتشار ویدیویی در شبکههای اجتماعی از حضور خود در کوههای هندوکش و ادامه مبارزه با طالبان خبر داده بود.
میرویس خان خواهرزاده صالحمحمد ریگستانی، فرمانده عمومی عملیاتی ستاد نظامی جبهه مقاومت ملی افغانستان، بود.
رسانههای طالبان ویدیویی از جسد میرویس خان منتشر کردهاند که در آن، او با تفنگی در دست دیده میشود. شماری از کاربران مخالف طالبان با اشاره به این ویدیو از ایستادگی او ستایش کردهاند. در مقابل، برخی هواداران طالبان او را «فرمانده یاغیان» خوانده و از کشتهشدنش استقبال کردهاند.
واکنش مخالفان طالبان
خالد امیری، از فرماندهان ارشد جبهه مقاومت ملی، در واکنش به کشتهشدن میرویس خان نوشت: «شهادت بهترین فرزندان این سرزمین، گواه روشن بر حقانیت و تعهد تجدیدناپذیر ما برای رسیدن به آزادی است. روح میرویس شهید و همه شهدای راه آزادی شاد و یادشان گرامی باد.»
مختار اندرابی، کاربر شبکههای اجتماعی، نیز نوشت که این خونها درخت آزادی را تنومندتر و اراده آهنین مردم را در برابر دشمن مستحکمتر میسازد.
حامد سیفی، مسئول جبهه نهضت آزادی و عدالت، با تسلیت به همرزمان میرویس خان، برای او و دیگر کشتهشدگان این جبهه طلب آمرزش کرد.
منیب امیری، از دیگر فرماندهان ارشد جبهه مقاومت ملی، گفت که کشتهشدن فرماندهان، مبارزه برای آزادی را پایان نمیدهد، بلکه عزم نیروهای مقاومت را برای ادامه این راه استوارتر میسازد. او این رویداد را «آغازی تازه برای ادامه این راه» توصیف کرد.
فوزیه کوفی، نماینده پیشین مردم در مجلس نمایندگان افغانستان، نیز با اشاره به قربانیان جنگ نوشت که این جنگ فرزندان بسیاری را از مردم گرفته و مادران زیادی را داغدار کرده است. او افزود که قربانیانی که در راه آزادی و دفاع از عزت و کرامت انسانی زنان افغانستان داده میشوند، یادآور آرمانهای این مبارزهاند.
زهرا کاظمی، کاربر شبکههای اجتماعی، نیز در پیامی نوشت که خون کسانی که برای عدالت، آزادی و دفاع از کرامت انسانی مبارزه میکنند، گواه ایستادگی و اراده مردمی است که به گفته او، بیش از پنج سال زیر سلطه ظلم و وحشت زندگی کردهاند.
آثار حکیمی، از دیگر چهرههای مخالف طالبان، کشتهشدن میرویس خان را ضایعهای برای مردم افغانستان خواند و از او بهعنوان یکی از فرزندان دلیر این سرزمین یاد کرد.
استقبال هواداران طالبان
در سوی دیگر، شماری از هواداران طالبان از کشتهشدن این فرد مرتبط با جبهه مقاومت ملی استقبال کردند.
هارون ابویاسر، فعال رسانهای هوادار طالبان، نوشت که میرویس خان، که به گفته او از افراد مهم جبهه مقاومت بود، در مسیر رفتن به اندراب، در پریان، کشته شد و به هدف خود نرسید.
ابوطیب کندزی، یکی دیگر از فعالان رسانهای هوادار طالبان که با نام مستعار فعالیت میکند، نیز در حساب کاربری خود به کشتهشدن او واکنش نشان داد.
ابهام درباره محل رویداد
رسانههای هوادار طالبان درباره محل کشتهشدن میرویس خان اطلاعات متفاوتی منتشر کردهاند. برخی محل رویداد را ولسوالی اندراب در ولایت بغلان و برخی دیگر پنجشیر اعلام کردهاند.
صفحه «سریچه» نیز نوشت که میرویس خان پس از پنج سال ایستادگی در قرارگاه پدریاش در پارنده جان باخته است. شماری از کاربران شبکههای اجتماعی نیز با اشاره به ویدیوی منتشرشده از جسد او گفتند که او تا آخرین لحظه جنگیده و حاضر نشده است سلاحش را به طالبان تسلیم کند.
بشیر باران، کاربر شبکههای اجتماعی، در پیامی به زبان پشتو از ایستادگی میرویس خان ستایش کرد و نوشت: «مقاومت تا آخرین مرمی، انگشت بر ماشه، در برابر دشمن خاک و ناموس.»
او با اشاره به پنجشیر افزود که فرزندان این سرزمین هر روز جانهایشان را فدا میکنند و میرویس خان نیز به جمع کشتهشدگان این راه پیوسته است.
با این حال، جبهه مقاومت ملی افغانستان و احمد مسعود، رهبر این جبهه، تاکنون بهگونه رسمی درباره کشتهشدن میرویس خان اظهار نظر نکردهاند.