دکانداران در تخار میگویند طالبان کرایه دکانها را چهار برابر افزایش دادهاند
شماری از دکانداران در شهر تالقان، مرکز ولایت تخار، میگویند شهرداری طالبان کرایه نزدیک به ۲۸۰ دکان در چمن شهرداری را از ماهانه دو هزار به هشت هزار افغانی افزایش داده است. به گفته آنان، شهرداری همچنین خواستار پرداخت یکجای کرایه یکساله شده است.
این دکانداران روز یکشنبه، سوم عقرب، به افغانستان اینترنشنال گفتند که کرایه سالانه هر دکان اکنون به حدود ۹۶ هزار افغانی میرسد؛ مبلغی که به گفته آنان، پرداخت آن برای بسیاری از کسبهکاران دشوار است.
این دکانها در دوران جمهوری پیشین از سوی یک شرکت خصوصی به نام «عمران کاکر» ساخته شده بودند و کرایه ماهانه هر دکان دو هزار افغانی تعیین شده بود. دکانداران میگویند حدود یک سال پیش، طالبان به آنان اعلام کردند که بهدلیل پایان قرارداد شرکت، باید کرایه را به شهرداری بپردازند.
به گفته دکانداران، افزایش کرایه باعث شده است شماری از کسبهکاران دکانهایشان را ببندند و کارشان را ترک کنند. آنان همچنین میگویند که پس از شکایت به مقامهای محلی طالبان، با فشار و تهدید روبهرو شدهاند.
تاکنون دفتر والی طالبان در تخار یا شهرداری تالقان در این مورد ابراز نظر نکردهاند.
شماری از پناهجویان افغان در منطقه چالدران، در مرز ترکیه و ایران روز یکشنبه سوم عقرب مرزبانان ترکیه را به شکنجه، لتوکوب و بدرفتاری با مهاجران بازداشتشده متهم کردهاند.
این پناهجویان با فرستادن ویدیوهایی به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که برخی از مهاجران پس از هفتهها بازداشت و کار اجباری در امتداد دیوار مرزی، با جراحات به ایران بازگردانده شدهاند.
یکی از این پناهجویان گفته است که بیش از ۴۰ شهروند افغان زخمی در این منطقه حضور دارند که به گفته او، در دو روز گذشته از بازداشتگاههای ترکیه اخراج شدهاند.
در ویدیوهای فرستادهشده، نزدیک به ۲۰ مرد جوان دیده میشوند که زیر دو خیمه، با کمپل پوشیده شدهاند. بدن شماری از آنان زخمی و خونآلود به نظر میرسد. در صورت برخی نیز جراحات شدیدی دیده میشود.
یک مهاجر افغان میگوید حدود سه هفته در بازداشت مرزبانان ترکیه بوده. به گفته او بازداشتشدگان غذای کافی دریافت نمیکردند و با روشهای مختلف شکنجه میشدند.
این مهاجر گفته است که برخی افراد را در اتاق نگهداری سگها میانداختند و کسانی را که از انجام کار اجباری خودداری میکردند یا قصد فرار داشتند، بیشتر لتوکوب میکردند.
یکی دیگر از پناهجویان مدعی شده است که برخی از مهاجران را برهنه کرده و به آزار و شکنجه جنسی وادار میکردند. او همچنین گفته است که شماری از زنان افغان نیز با بدرفتاری مشابه روبهرو شدهاند.
تاکنون مقامهای ترکیه به این ادعاها واکنش نشان نداده و افغانستان اینترنشنال قادر نیست مستقلانه جزئیات این رویداد را تایید کند.
با این حال، سخنگوی وزارت امور خارجه ترکیه پیش از این گفته بود که نیروهای مرزی این کشور«مطابق قوانین» داخلی و بینالمللی عمل میکنند، به «ارزشهای انسانی و کرامت افراد» احترام میگذارند و مطابق اصول فرهنگی ترکیه، تمام کمکهای لازم از جمله غذا، آب و خدمات پزشکی را در اختیار مهاجران فاقد مدارک قرار میدهند و هنجار کمکهای بشردوستانه را بدون هیچ گونه اغماضی اجرا میکنند.
چرا افغانها از این مسیر میروند؟
پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، فقر، بیکاری و کاهش فرصتهای اقتصادی، بسیاری از خانوادههای افغان را با دشواری تأمین نیازهای اولیه روبهرو کرده است.
شماری از شهروندان افغانستان برای یافتن کار و تأمین هزینههای زندگی، راه مهاجرت را در پیش میگیرند. اما محدودیتهای سفر قانونی و هزینههای بالای مهاجرت، برخی را به مسیرهای غیرقانونی و پرخطر سوق میدهد.
عبور از مناطق کوهستانی و دورافتاده، خطر بازداشت، سرما، گرسنگی و سوءاستفاده را افزایش میدهد.
با این حال، ادعاهای مطرحشده درباره رفتار مرزبانان ترکیه نیازمند بررسی مستقل است؛ از جمله گفتوگو با قربانیان، ارزیابی پزشکی جراحات و دریافت پاسخ مقامهای ترکیه.
بلخ در شمال افغانستان، از قرنها به اینسو یکی از حوزههای مهم تاریخی و فرهنگی حوزه تمدنی نوروز بوده است. افغانستان اینترنشنال روز یکشنبه سوم عقرب که مصادف است با روز جهانی هنرمندان نگاهی انداخته است به تحولات فرهنگی-هنری بلخ در پنج سال گذشته.
پنج سال و اندی پیش در ۲۳ اسد ۱۴۰۰، بلخ به دست طالبان سقوط کرد. این شکست نظامی، آغاز محدودیت برای فرهنگ و هنر در این ولایت نیز بود. مهاجرت گسترده اهل فرهنگ، محدودیت فعالیتهای هنری و حذف زنان، فضای فرهنگی بلخ را با تغییرات عمیقی روبهرو کرد.
شهری که روزگاری حتا زمستانهایش با شعرخوانی، رونمایی کتاب، چاپ مجله، نقد ادبی و رفتوآمد شاعران و نویسندگان گرم بود، اکنون چهرهای سرد و خاموش دارد. هنوز در کتابخانه فردوسی و شماری از محفلهای دیگر، گاهگاهی شعرخوانی و برنامههای فرهنگی برگزار میشود، اما بسیاری از فرهنگیان میگویند زنجیرهای که نسلهای تازه شاعران و نویسندگان را به جامعه ادبی معرفی میکرد، از هم گسسته است.
پس از سقوط نخستین حکومت طالبان در عقرب سال ۱۳۸۰، بلخ به یکی از مهمترین کانونهای فرهنگی افغانستان تبدیل شد.
دانشگاه بلخ، رسانههای محلی، کتابخانهها و دهها انجمن ادبی زمینه رشد نسل تازهای از شاعران، نویسندگان و هنرمندان را فراهم کردند.
در جریان دو دهه جمهوریت، مزارشریف تقریباً هر هفته میزبان شعرخوانی، رونمایی کتاب، نشستهای نقد ادبی و دیگر برنامههای فرهنگی بود و هر سال نیز آثار تازهای از شاعران و نویسندگان این شهر منتشر میشد.
در این دو دهه، انجمنهایی چون «زلفیار»، «الف تا یا»، «کلبه فرهنگی بلخ»، «انجمن ادبی پنج عصر»، «انجمن فرهنگی ادبی پرواز»، «خانه فرهنگی پرتو» و «کانون فرهنگی پر» و دهها انجمن دیگر هر کدام در دورهای بخشی از زندگی فرهنگی مزارشریف را شکل دادند.
هرچند بسیاری از این انجمنها در سالهای پایانی جمهوریت، از جمله به دلیل مهاجرت اعضا، مشکلات مالی و پراکندگی نسل نخست، فعالیت منظم خود را از دست داده بودند، جریان فرهنگی شهر همچنان ادامه داشت و حلقههای تازهای شکل میگرفت.
شکلگیری انجمنهای ادبی پس از ۲۰۰۱
در میان این انجمنها، «زلفیار» جایگاه ویژهای داشت. این حلقه را گروهی از شاعران و نویسندگان جوان در سال ۱۳۸۶ پایه گذاشتند؛ به باور نویسندگان بلخی، این نسل میخواست فضای ادبی بلخ را از قالبهای سنتی و حلقههای بسته فراتر ببرد.
بیشتر اعضای آن دانشآموز یا دانشجو بودند و تلاش میکردند زبان و نگاه نسل خود را وارد شعر و ادبیات کنند. به باور بسیاری، «زلفیار» بعدها بر شکلگیری حلقهها و انجمنهای فرهنگی دیگر نیز تأثیر گذاشت و تا سقوط جمهوری در فضای فرهنگی بلخ حضور داشت.
در کنار انجمنها، کتابخانه مولانا خسته نیز به یکی از مهمترین پاتوقهای فرهنگی مزار شریف تبدیل شده بود؛ جایی برای عصرهای پنجشنبه شعر و داستان، نشستهای نقد ادبی، رونمایی کتاب و گفتوگوهای فرهنگی برگزار میشد و شاعران چون عفیف باختری، صادق عصیان، یحیی جواهری، وهاب مجیر، ابراهیم امینی، حسن آذرمهر، صدا سلطانی، حکیم علیپور، عنایت شهیر، هدیه ارمغان، فرنگیس سوگند و دیگر نویسندگان بلخی، در این محفلها حضور داشتند.
اما بازگشت طالبان، بیش از آنکه به تعطیلی چند انجمن ادبی بینجامد، پیوستگی این جریان فرهنگی را بر هم زد.
آمار دقیقی از شمار شاعران، نویسندگان و هنرمندانی که پس از اسد ۱۴۰۰ افغانستان را ترک کردهاند وجود ندارد، اما مهاجرت گسترده اهل فرهنگ، محدودیتهای تازه بر فعالیتهای فرهنگی و حذف زنان از بخش بزرگی از زندگی اجتماعی، چرخهای را که بیش از دو دهه نسلهای تازه را به جامعه ادبی معرفی میکرد، با گسستی کمسابقه روبهرو کرده است.
در سالهای گذشته، فشار بر فضای فرهنگی نیز افزایش یافته است.
طالبان برگزاری شماری از برنامههای ادبی را متوقف کردند؛ از جمله مراسم یادبود صادق عصیان که قرار بود در کتابخانه فردوسی مزارشریف برگزار شود.
همچنین سید سکندر حسینی بامداد، مسئول کتابخانه فردوسی و از چهرههای شناختهشده فرهنگی بلخ، نیز مدتی بازداشت شد؛ رخدادهایی که به گفته فعالان فرهنگی، احساس ناامنی و خودسانسوری را در میان اهل فرهنگ تشدید کرده است.
امروز هنوز در کتابخانه فردوسی و شماری از محفلهای دیگر، شعرخوانی و برنامههای فرهنگی برگزار میشود، اما بسیاری از فرهنگیان میگویند این محفلها دیگر تنوع، آزادی و پویایی گذشته را ندارند.
حضور آزاد زنان تقریباً از میان رفته و بسیاری از شاعران و نویسندگان مهاجرت کردهاند؛ آنان که ماندهاند نیز اغلب میان سکوت، خودسانسوری یا فعالیت محدود در شبکههای اجتماعی یکی را برگزیدهاند.
در جستوجوی یکی از فرهنگیان مزار شریف، شماره تلفنش را پیدا میکنم و تماس میگیرم. هنوز پرسشم درباره وضعیت فرهنگ و ادبیات تمام نشده که با خندهای تلخ میگوید: «خاطرات خوبی بود، اما حیف که متواری شدند»
غم جان بر دوش فرهنگ
محمود رویین (نام مستعار) از معدود فرهنگیانی است که پس از بازگشت طالبان مزار شریف را ترک نکرده و همچنان در این شهر زندگی میکند.
او میگوید آنچه در پنج سال گذشته از هم گسیخته، تنها چند انجمن ادبی یا محفل فرهنگی نیست؛ شبکهای از شاعران، نویسندگان، هنرمندان و روزنامهنگارانی است که طی دو دهه شکل گرفته بود. برای توصیف وضعیت امروز، او به سخنی از احمد شاملو اشاره میکند.
«احمد شاملو از غم نان گفته بود، اما اینجا افزون بر غم نان، غم جان بر دوش فرهنگ سنگینی میکند».
به گفته او، طالبان جز جزماندیشی دینی و مدح و ستایش خود، تعریف دیگری از فرهنگ، ادبیات و هنر نمیشناسند. او میگوید در چنین فضایی، فعالیت فرهنگی مستقل به بهای سنگینی تمام میشود و مزار شریف، با پیشینه تاریخی و فرهنگیاش، هیچ سنخیتی با نگاه طالبان به هنر و ادبیات ندارد.
«چه انتظاری میتوان داشت، آن هم در مزار که هیچ سنخیتی با مبانی فکری و فرهنگی این گروه ندارد»
رویین میگوید اگر طالبان با شعر که یکی از کهنترین رسانههای فرهنگی این حوزه تمدنی است، چنین برخوردی دارند، مخالفت آنان با موسیقی، سینما، تئاتر، داستاننویسی و هنرهای تجسمی نیز دور از انتظار نیست.
او میافزاید در پنج سال گذشته، فعالیتهای فرهنگی مورد حمایت طالبان عمدتاً به برگزاری چند محفل مشاعره محدود شده؛ محفلهایی که در برخی از آنها از شاعران خواسته شده در ستایش «امارت طالبانی» شعر بخوانند که با سنت ادبی بلخ که بر تنوع اندیشه و آزادی بیان استوار بود، فاصله دارد.
به گفته رویین، شاید هیچ بخشی از جامعه فرهنگی به اندازه زنان آسیب ندیده باشد.
تا واپسین روزهای جمهوریت، دختران و زنان حضوری پررنگ در محفلهای ادبی، کارگاههای داستاننویسی، نشستهای نقد کتاب و برنامههای هنری داشتند؛ بسیاری شعر میسرودند، داستان مینوشتند، نقاشی میکردند و در کنار مردان، بخشی از جریان فرهنگی شهر بودند.
او از عصرهای «کلبه فرهنگی بلخ» یاد میکند؛ جایی که دختران و پسران جوان کنار هم مینشستند، شعر میخواندند، داستان نقد میکردند و درباره کتاب گفتوگو میکردند. سپس میگوید: «بسیاری از آن نسل مهاجرت کردهاند و کسانی هم که ماندهاند، اگر بخواهند به شیوه گذشته قد بلند کنند، یا باید خودشان را سانسور کنند یا در شبکههای اجتماعی بنویسند. دیگر کمتر کسی صدای آنها را در کتابخانهها، تالارهای فرهنگی و خیابانهای مزارشریف میشنود».
«انگار دوصد سال سکوت به بلخ برگشته است»
ناصر فرامرز (نام مستعار)، یکی دیگر از فرهنگیان مزار شریف که پس از بازگشت طالبان در این شهر مانده، رابطه طالبان با فرهنگ را رویارویی دو جهان متفاوت میداند؛ دو جهانی که به باور او، هیچگاه نتوانستهاند با یکدیگر کنار بیایند.
او میگوید: «اگر بخواهیم برخورد طالبان با فرهنگ را با تجربههای تاریخی مقایسه کنیم، در یک جنبه به کمونیستها شباهت دارد. آنها ادبیات کارگری میخواستند و فرهنگ را در خدمت آرمانهای انقلابی میدیدند؛ طالبان ادبیات اسلامی میخواهند و فرهنگ را در خدمت ستایش امارت اسلامی».
به گفته فرامرز، هرچند هنوز گاهگاهی در مزارشریف شعرخوانی و برنامههای فرهنگی برگزار میشود، اما همایشهای فرهنگی، نشستهای هفتگی شاعران و نویسندگان، جلسات نقد و بررسی و رونمایی کتاب دیگر رونق گذشته را ندارند.
«اگر برنامهای با نگاه طالبان همخوان نباشد، مجال برگزاری پیدا نمیکند و هیچ شاعر و نویسنده جدی نیز به مدح قدرت، اثر ماندگار خلق نمیکند».
او چند لحظه سکوت میکند و سپس میگوید: «گاهی فکر میکنم انگار دوباره دوصد سال سکوت به بلخ برگشته است؛ یا چنگیز از کنار این شهر گذشته است. شهری که روزگاری با شعر، کتاب، موسیقی و گفتوگو شناخته میشد، حالا در سکوتی فرو رفته که نسل ما هرگز تجربهاش نکرده بود».
پنج سال پس از سقوط مزار شریف، هنوز در کتابخانه فردوسی و شماری از محفلهای دیگر شعر خوانده میشود و برنامههای فرهنگی، هرچند محدود، ادامه دارد.
بلخ هنوز شاعر دارد و هنوز شعر در این شهر خوانده میشود؛ اما بسیاری از چهرههایی که روزگاری در کتابخانه مولانا خسته، زلفیار، کلبه فرهنگی بلخ و دیگر
حلقههای ادبی گرد هم میآمدند، امروز در کشورهای دیگر زندگی میکنند و آنان که ماندهاند، زیر سایه محدودیت و خودسانسوری به فعالیت ادامه میدهند.
فرامرز میگوید: از رفتوآمدهای همیشگی به کتابخانهها، شعرخوانیهای پرشور، رونمایی کتابها و بحثهای داغ ادبی که زمانی نبض فرهنگ بلخ را زنده نگه میداشت، دیگر کمتر نشانی میتوان یافت.
به گفته او، بلخ هنوز شاعر دارد و هنوز شعر در این شهر خوانده میشود؛ اما زخمی که بر حافظه فرهنگی آن نشسته، تنها با گذشت زمان درمان نخواهد شد.
با گذشت حدود پنج سال از اعلام عفو عمومی از سوی طالبان، گزارشهای هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) نشان میدهد که موارد قتل، بازداشت خودسرانه، شکنجه و بدرفتاری با نظامیان و مقامهای دولت پیشین همچنان ادامه دارد.
بررسی گزارشهای یوناما و افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که از جدی ۱۴۰۴ تا پایان سنبله ۱۴۰۵، دستکم ۲۳ تن از نظامیان و مقامهای دولت پیشین کشته شدهاند.
بررسی گزارشهای دورهای هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) نشان میدهد که از جدی تا پایان حوت ۱۴۰۴، دستکم پنج مورد قتل نظامیان و مقامهای دولت پیشین ثبت شده است.
در گزارش بعدی این نهاد آمده است که از حمل تا پایان جوزای ۱۴۰۵ نیز دستکم هشت نظامی و مقام پیشین کشته شدهاند. افزون بر این، در فاصله سرطان تا پایان سنبله ۱۴۰۵، دستکم چهار مورد دیگر از کشتهشدن نظامیان پیشین ثبت شده است. به این ترتیب، آمارهای منتشرشده از سوی سازمان ملل از کشتهشدن دستکم ۱۷ نظامی و مقام دولت جمهوری پیشین در کمتر از یک سال حکایت دارد.
در کنار این آمارهای دورهای، شماری از پروندههای مشخص نیز طی ماههای اخیر بازتاب گستردهای یافته و بار دیگر نگرانیها درباره امنیت نظامیان پیشین را برجسته ساخته است. افغانستان اینترنشنال در ۳۰ جوزای ۱۴۰۵ از کشتهشدن یک افسر پیشین ارتش در ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی گزارش داد. چند روز بعد، در ۷ سرطان، خبر کشتهشدن یک فرمانده پیشین پولیس ولایت غور در هرات نیز منتشر شد.
در ادامه این رویدادها، منابع محلی در ۲۷ سرطان ۱۴۰۵ از کشتهشدن یک نظامی پیشین در ولایت دایکندی خبر دادند. در ۲۳ سنبله نیز یک نظامی پیشین دیگر در ولایت تخار جان باخت.
در رویداد دیگر در اواخر ماه حمل سال جاری، یک سرباز پیشین پولیس در ولسوالی جوند ولایت باغیس توسط افراد مسلح به قتل رسید.
در یکی از پروندههای بحثبرانگیزتر، خانواده یک نظامی پیشین در ۲۱ میزان ۱۴۰۵ اعلام کردند که جسد او پس از حدود شش ماه ناپدیدبودن به آنان تحویل داده شده است. اعضای خانواده گفته بودند که این فرد پیش از ناپدیدشدن بازداشت شده بود؛ موضوعی که پرسشهایی را درباره سرنوشت او در مدت ناپدیدبودن برانگیخت.
یکی دیگر از پروندههای خبرساز، قتل ننگیالی، عضو پیشین نیروی محافظت خوست، بود. یوناما در گزارش خود اعلام کرد که او در ۲۷ سرطان ۱۴۰۵ در شهر خوست به دست افراد مسلح ناشناس کشته شده است. به گفته این نهاد، ننگیالی حدود ده روز پیش از کشتهشدن، از ایالات متحده به افغانستان بازگشته بود.
مقامهای طالبان انگیزه این رویداد را «دشمنی شخصی» عنوان کردند؛ با این حال، یوناما این پرونده را در چارچوب موارد مربوط به نیروهای امنیتی پیشین ثبت کرده است.
نگرانیها به نظامیان و مقامهای پیشین محدود نمیشود. گزارشهایی نیز درباره کشتهشدن شماری از بازگشتکنندگان از خارج منتشر شده است. یوناما در یکی از گزارشهای خود از کشتهشدن مردی در ولایت پکتیکا خبر داده که با دولت پیشین ارتباط داشت و حدود سه هفته پیش از کشتهشدن، از ایران به افغانستان بازگشته بود. در رویدادی دیگر، افغانستان اینترنشنال اخیراً از کشتهشدن جوانی که از ایران اخراج شده بود، در ولایت دایکندی گزارش داد.
با این حال، تاکنون هیچ نهاد بینالمللی آمار جامع و مستقلی از شمار مهاجران بازگشتهای که پس از ورود به افغانستان کشته شدهاند، منتشر نکرده است. از همین رو، ابعاد دقیق این موارد و میزان ارتباط آنها با وضعیت امنیتی بازگشتکنندگان همچنان روشن نیست.
بسمالله تابان، کارشناس مطالعات امنیتی و از مقامهای پیشین وزارت داخله افغانستان، میگوید تداوم گزارشها درباره قتل و ناپدیدشدن نظامیان پیشین نشان میدهد که نگرانیهای امنیتی این گروه، با گذشت چند سال از بازگشت طالبان به قدرت، همچنان برطرف نشده است.
او به افغانستان اینترنشنال گفت که بسیاری از این پروندهها بدون روشنشدن ابعاد رویداد و سرنوشت عاملان باقی ماندهاند؛ وضعیتی که بر نگرانی خانوادههای قربانیان افزوده و افکار عمومی را با پرسشهای بیپاسخ روبهرو ساخته است.
تابان معتقد است که ادامه انتشار گزارشهای مربوط به کشتهشدن نیروهای دولت پیشین، این پرسش اساسی را مطرح میکند که با وجود گذشت چند سال از پایان جنگ و اعلام عفو عمومی، تا چه اندازه امنیت این افراد تضمین شده است. به باور او، هنگامی که نتایج تحقیقات درباره چنین رویدادهایی بهگونه شفاف در اختیار مردم قرار نمیگیرد، زمینه برای گسترش بیاعتمادی و تشدید نگرانیهای عمومی فراهم میشود.
در همین حال، یوناما در گزارشهای متوالی خود تأکید کرده است که با وجود اعلام عفو عمومی از سوی طالبان، موارد قتل، بازداشت خودسرانه، شکنجه و بدرفتاری با شماری از مقامها و نیروهای امنیتی دولت پیشین همچنان ادامه دارد. این نهاد بارها از طالبان خواسته است که حقوق همه شهروندان، از جمله اعضای دولت و نیروهای امنیتی پیشین، را رعایت کنند و عاملان نقض حقوق بشر را پاسخگو سازند.
مجموع این گزارشها نشان میدهد که سرنوشت نظامیان و مقامهای دولت جمهوری پیشین همچنان یکی از نگرانیهای مهم حقوق بشری در افغانستان است. موضوعی که با گذشت بیش از پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت، نهتنها از دستور کار سازمان ملل خارج نشده، بلکه در گزارشهای دورهای این نهاد همچنان بازتاب مییابد؛ آن هم در شرایطی که فاصله میان وعده عفو عمومی و گزارشهای مستند از نقض حقوق بشر، پرسشهای جدی درباره امنیت و مصونیت این افراد برانگیخته است.
براساس یافتههای افغانستان اینترنشنال، طالبان از زمان بازگشت به قدرت تاکنون دستکم ۲ هزار و ۹۳۰ نفر را در سراسر کشور بهگونه خودسرانه بازداشت کرده است. زنان، فعالان حقوق بشر، معترضان، نیروهای دولت پیشین و اقلیتهای مذهبی از جمله افرادیاند که هدف این بازداشتها قرار گرفتهاند.
این آمار بر پایه بررسی ۱۶ گزارش دورهای و سالانه هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) گردآوری شده که در پنج سال گذشته منتشر شدهاند. این گزارشها موارد بازداشت «خودسرانه» از سوی نیروهای امر به معروف، استخبارات، پولیس و دیگر نیروهای محلی طالبان را مستند کردهاند.
یوناما در گزارشهای خود به دهها مورد دیگر از بازداشتها نیز اشاره کرده که شمار دقیق آنها مشخص نشده است. آمار گردآوریشده نشاندهنده تمام موارد بازداشت در این مدت نیست و شمار واقعی بازداشتشدگان ممکن است بهمراتب بیشتر باشد.
یافتههای افغانستان اینترنشنال از بررسی این اسناد نشان میدهد که طالبان در نخستین سال حاکمیت دوباره بر افغانستان، از اسد ۱۴۰۰ تا جوزای ۱۴۰۱ خورشیدی، دستکم ۴۸۶ نفر را بهگونه خودسرانه بازداشت کردهاند. از میان این افراد، ۱۷۸ نفر از نیروهای حکومت پیشین افغانستان بودند.
در اواخر سال ۱۴۰۱، گزارشهای مستند درباره بازداشتهای خودسرانه بهصورت منظم و با آمار مشخص کمتر منتشر شده است. یوناما در سال ۱۴۰۲ نیز گزارشهای سهماهه خود درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان را منتشر کرد. بررسی این گزارشها نشان میدهد که در برخی موارد، آمار مشخصی از بازداشتشدگان ارائه نشده اما بازداشت دستکم ۴۰ نفر در این مدت مستند شده است.
در یکی از گزارشهای یوناما، مربوط به دوره سرطان تا میزان ۱۴۰۲ خورشیدی ۸۰۰ مورد نقض حقوق بشر مستند شده که بازداشتهای خودسرانه را نیز شامل میشود.
یوناما در سال ۱۴۰۳ دستکم ۱۲۲ مورد بازداشت خودسرانه را مستند کرده است. این آمار شامل ۳۸ مورد بازداشت مقامهای دولت پیشین در سهماهه نخست، ۶۰ مورد بازداشت نیروهای دولت پیشین در سهماهه دوم و ۲۴ مورد بازداشت و توقیف خودسرانه در سهماهه سوم.
در حمل تا سرطان ۱۴۰۴ دستکم ۲۳ مورد بازداشت خودسرانه نیروهای سابق دفاعی و امنیتی، در سهماهه دوم دستکم ۹۷ مورد بازداشت، در سهماهه سوم بیش از ۴۷۷ نفر، شامل دستکم ۶۰ زن و دختر، و در سهماهه چهارم دستکم ۵۲۰ موردبازداشت را ثبت شده است.
براساس اسناد ملل متحد، در سهماهه نخست سال جاری میلادی برابر با ۱۱ جدی ۱۴۰۴ تا اواسط حمل ۱۴۰۵ دستکم ۳۳۶ مورد بازداشت و توقیف، در سهماهه دوم سال جاری میلادی ۳۸۹ مورد بازداشت خودسرانه، شامل دستکم ۳۰ زن و ۴۵ شیعه و در سهماهه سوم دستکم ۴۴۳ مورد بازداشت و توقیف خودسرانه، شامل دستکم ۵۰ زن، را مستند کرده است. در سهماهه نخست همچنین دستکم ۲۳ مورد بازداشت و توقیف و بدرفتاری گزارش شده است.
چه کسانی بازداشت شدند؟
براساس یافتههای افغانستان اینترنشنال، افراد بازداشتشده در پنج سال گذشته گروههای مختلفی از جمله نیروهای نظامی و امنیتی دولت پیشین، مقامهای پیشین دولتی، فعالان حقوق بشر، خبرنگاران، معترضان، کارمندان صحی، زنان و دختران و اعضای اقلیتهای مذهبی و قومی را شامل میشود.
یوناما در فاصله ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱، بازداشت ۱۷۸ نیروی دولت سابق را مستند کرده است. در سهماهه پایانی سال ۲۰۲۳ نیز دستکم ۹ نفر، شامل شش زن، بازداشت شدند. در سرطان تا میزان ۱۴۰۴ خورشیدی نیز دستکم ۶۰ زن و دختر در کابل و یک گروه از زنان در هرات، بازداشت شدند.
بازداشت ۸۷ نفر از قوم اوزبیک و دو پسر پشتون نیز در سال گذشته گزارش شده است. در بخشی از این گزارشها به بازداشت دهها شیعیان نیز اشاره شده است.
دلایل بازداشت
اطلاعات گردآوریشده از گزارشهای یوناما نشان میدهد که بازداشتها به دلایل مختلفی صورت گرفته است. فعالیتهای مدنی و حقوق بشری، اعتراض به سیاستهای طالبان، ارتباط ادعایی با جبهه مقاومت و دیگر جبهات مخالف طالبان و رعایت نکردن پوشش مورد نظر این گروه از برخی این دلایل هستند.
برای نمونه، در فاصله دلو تا ثور ۱۴۰۲ خورشیدی، بازداشت شماری از زنان بهدلیل برگزاری تظاهرات، مخالفت با سیاستهای طالبان یا رعایت نکردن پوشش مورد نظر این گروه گزارش شده است اما شمار دقیق بازداشتشدگان مشخص نشده است.
در حمل تا سرطان ۱۴۰۴ خورشیدی نیز بازداشت زنان بهدلیل نپوشیدن حجاب مورد نظر طالبان در ترینکوت و ارزگان گزارش شده است. در حمل تا سرطان ۱۴۰۵ خورشیدی، دستکم ۳۰ زن در هرات بهدلیل رعایت نکردن پوشش مورد نظر طالبان بازداشت شدند.
در همین دوره ۴۵ نفر بهدلیل نصب پرچمهای عاشورا بازداشت شدند.
علی احمد جلالی، وزیر داخله پیشین افغانستان، گفته است که سازمان ملل متحد با وجود نقش مهم در مهار بحران انسانی در این کشور، در دفاع از حقوق بشر و تأثیرگذاری بر سیاستهای طالبان ناکام مانده است.
در همینحال، نصیر احمد فایق، سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل، میگوید اختلاف میان قدرتهای بزرگ در شورای امنیت و رویکرد طالبان در قبال جامعه جهانی، از موانع اصلی موفقیت مأموریت سازمان ملل در افغانستان است.
جلالی: طالبان به توصیههای سازمان ملل توجهی ندارد
علی احمد جلالی، وزیر داخله پیشین افغانستان، روابط میان طالبان و سازمان ملل را «بسیار پیچیده» توصیف کرد و گفت میان اهداف این سازمان و توانایی آن برای تحقق این اهداف در افغانستان، فاصله قابل توجهی وجود دارد.
او در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال تأکید کرد که سازمان ملل برای اجرای برنامههای بشردوستانه و رساندن کمکها به مردم افغانستان ناگزیر است با طالبان تعامل کند.
جلالی گفت: «سازمان ملل ناگزیر است برای اجرای برنامههای بشردوستانه و فعالیتهای خود با طالبان تعامل کند. بدون این تعامل، رساندن کمکها به مردم افغانستان دشوار خواهد شد.»
به گفته او، فعالیتهای بشردوستانه سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن، نقش مهمی در جلوگیری از وخامت بیشتر وضعیت انسانی در افغانستان داشته است.
جلالی افزود: «اگر برنامههای سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن وجود نمیداشت، بحران انسانی در افغانستان بسیار گستردهتر میشد.»
با این حال، وزیر داخله پیشین افغانستان میان عملکرد سازمان ملل در زمینه کمکرسانی بشردوستانه و کارنامه این نهاد در دفاع از حقوق بشر تفاوت قایل شد و گفت که سازمان ملل در بخش نخست نسبتاً موفق، اما در حوزه حقوق بشر ناکام بوده است.
او همچنین تأکید کرد که تغییر در رهبری هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) بهتنهایی نمیتواند به تغییر سیاستهای طالبان، بهویژه محدودیتهای این گروه علیه زنان، بینجامد.
جلالی گفت: «فکر نمیکنم صرف تغییر رهبری یوناما بتواند سیاستهای زنستیزانه طالبان را تغییر دهد. طالبان در بسیاری موارد به توصیهها و درخواستهای سازمان ملل توجهی ندارد.»
فایق: افغانستان همچنان در دستور کار شورای امنیت است
نصیر احمد فایق، سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد، نیز تأکید کرد که افغانستان همچنان یکی از موضوعات مهم مورد بحث در شورای امنیت این سازمان است.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «پرونده افغانستان از دهه پنجاه خورشیدی تاکنون در دستور کار شورای امنیت قرار داشته و همچنان نشستها و رایزنیهای مربوط به آن ادامه دارد.»
فایق گفت اعضای دایمی شورای امنیت بهطور منظم درباره تحولات افغانستان گفتوگو میکنند، اما اختلاف دیدگاه میان قدرتهای بزرگ، دستیابی به یک رویکرد مشترک در قبال این کشور را دشوار ساخته است.
او افزود: «میان کشورهای تأثیرگذار، از جمله ایالات متحده، روسیه و چین، در مورد افغانستان دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و همین اختلافها رسیدن به اجماع را دشوار ساخته است.»
به باور فایق، موفقیت مأموریت سازمان ملل در افغانستان به هماهنگی بیشتر و پایدار میان اعضای شورای امنیت وابسته است.
او گفت: «باید در مورد افغانستان هماهنگی قوی و دوامدار میان اعضای شورای امنیت ایجاد شود، در غیر آن موفقیت مأموریت یوناما با دشواری روبهرو خواهد شد.»
انتقاد فایق از رویکرد طالبان در قبال جامعه جهانی
سرپرست نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل، در بخش دیگری از سخنانش، از رویکرد طالبان در تعامل با جامعه جهانی انتقاد کرد و گفت این گروه نتوانسته است از حضور و ظرفیت سازمان ملل برای بهبود وضعیت مردم افغانستان بهره بگیرد.
فایق افزود که رویکرد انحصارگرایانه طالبان، روابط افغانستان با جامعه جهانی را با چالش مواجه ساخته و زمینه دستیابی به راهحلهای پایدار برای مشکلات این کشور را محدود کرده است.
به گفته او، در حالی که سازمان ملل و جامعه جهانی برای یافتن راههایی بهمنظور کمک به مردم افغانستان تلاش میکنند، نبود تعامل سازنده از سوی طالبان، پیشبرد این تلاشها را دشوار ساخته است.
اظهارات این دو مقام پیشین و دیپلومات افغان در حالی مطرح میشود که افغانستان، پس از دههها جنگ و بحران سیاسی، همچنان با چالشهای گسترده انسانی و حقوق بشری روبهرو است.
سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن در سالهای اخیر نقش مهمی در ارائه کمکهای بشردوستانه به مردم افغانستان داشتهاند؛ با این حال، محدودیتهای طالبان علیه زنان و دختران و نگرانیها درباره وضعیت حقوق بشر، از چالشهای عمده در تعامل این سازمان با حاکمان کنونی افغانستان باقی مانده است.