مهمان فرمانده مخالف طالبان که در مشهد زخمی شده بود، درگذشت

مردی که در انفجار در خانه احمدخان غوری، از فرماندهان برجسته مخالف طالبان، در مشهد زخمی شده بود، جان باخت. منابع افغانستان اینترنشنال میگویند او بهدلیل شدت جراحات در شفاخانه درگذشت.

مردی که در انفجار در خانه احمدخان غوری، از فرماندهان برجسته مخالف طالبان، در مشهد زخمی شده بود، جان باخت. منابع افغانستان اینترنشنال میگویند او بهدلیل شدت جراحات در شفاخانه درگذشت.
منابع افغانستان اینترنشنال میگویند این رویداد در پی انفجار یک پاوربانک رخ داده است؛ اما نزدیکان احمدخان غوری میگویند که انفجار عمدی و با هدف کشتن او صورت گرفته است.
رسانه حجاز، نزدیک به استخبارات طالبان، نیز این رویداد را سوءقصد به جان این فرمانده مخالف طالبان خوانده است.
این رویداد روز یکشنبه رخ داد و در پی آن، احمدخان غوری و مهمانش به شفاخانه منتقل شدند.
به گفته منابع، پاوربانک متعلق به مهمان آقای غوری بود و هنگام استفاده منفجر شد.
یک منبع معتبر به افغانستان اینترنشنال گفت که پولیس ایران بررسی این رویداد را آغاز کرده است. مقامهای امنیتی ایران تاکنون بهگونه رسمی درباره این رویداد اظهار نظر نکردهاند.
این رویداد در حالی رخ داده است که کشتهشدن معروف غلامی و جنرال اکرامالدین سریع، دو فرمانده پیشین مخالف طالبان، در مشهد و تهران، نگرانیها درباره امنیت فرماندهان پیشین افغانستان در ایران را افزایش داده است.
منابع پیشتر به افغانستان اینترنشنال گفته بودند که شماری از این فرماندهان پس از دریافت تهدیدهای امنیتی، رفتوآمد خود را محدود کرده و تدابیر امنیتی بیشتری روی دست گرفتهاند.
طالبان پیشتر تهدید کرده بودند که مخالفان خود را در خارج از افغانستان نیز هدف قرار خواهند داد.
محمد نبی عمری، معین وزارت داخله طالبان، گفته بود که این گروه در صورت نیاز میتواند با پرداخت ۵۰۰ روپیه پاکستانی، مخالفان خود را در خارج از مرزهای افغانستان به قتل برساند.
سعید خوستی، سخنگوی پیشین سراجالدین حقانی، نیز سه سال پیش مخالفان طالبان در خارج از کشور را به مرگ تهدید کرده بود. او هشدار داده بود که طالبان صدها داوطلب برای هدف قرار دادن مخالفان این گروه در خارج از افغانستان دارند.
در کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان آمده است که «روزی دادن تنها در اختیار خداوند است.» در این کتاب آمده که خداوند به کسی که اراده کند روزی میدهد.
پیش از ملا حسن آخند، رئیسالوزرای طالبان نیز در سخنرانی عمومی خود گفته بود که روزی دادن کار خداوند است.
با این حال منتقدان و کارشناسان حکومتداری میگویند اگر روزیدهنده خداوند است، آیا این امر مسئولیت حکومت را در قبال فقر، بیکاری، گرسنگی و تأمین نیازهای مردم از بین میبرد؟
در بخش دیگری از این کتاب آمده است که جهاد تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نخواهد کرد.
در صفحه ۱۳۸ این کتاب آمده است: «ما باور داریم که حج و جهاد به رهبری امیران مسلمان (چه صالح و چه ناصالح) تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نمیکند.»
طالبان روز سهشنبه، پنجم عقرب، در مقر وزارت خارجه در کابل مراسمی برای معرفی کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، برگزار کرد.
در نسخهای از این کتاب که خبرنگار افغانستان اینترنشنال بررسی کرده، آمده است که مسلمانان نباید علیه حاکمان خود شورش کنند، حتی اگر آنان مرتکب ظلم یا گناه شوند. در صفحه ۱۳۱ کتاب آمده است: «ما علیه امیران خویش بغاوت نمیکنیم. هرچند که آنها ظلم کنند و مرتکب گناه شوند.»
در ادامه همین صفحه، اطاعت از حاکمان تا زمانی که به نافرمانی از خداوند دستور ندهند، «فرض» دانسته شده است. در متن آمده است: «ما اطاعت امیران را فرض میدانیم. از اطاعت دست نمیکشیم، مادامی که به معصیت و نافرمانی خداوند متعال امر نکنند و برای صلاح، بهبود و حفاظت آنها دعا میکنیم.»
اعضای کابینه و والیان طالبان در سخنرانیهای خود در پنج سال گذشته نیز بر اطاعت از امیر حتی در صورت ارتکاب ظلم، تأکید میکند و مخالفت و شورش علیه او را مجاز نمیداند؛ مگر در شرایطی که حاکم به نافرمانی از خداوند فرمان دهد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان در حوت ۱۴۰۴ از چاپ کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، خبر داد و آن را اثر مهمی در تبیین «عقیده درست» و عمل مطابق شریعت دانست.
از آن زمان تاکنون طالبان این کتاب را بهشدت تبلیغ و تقدیس کردهاند. از برگزاری مراسمی در مورد این کتاب در مقر وزارت خارجه در کابل تا برگزاری مسابقهای کتابخوانی در ولایتها.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان این کتاب را مؤثر در آموزش عقیده اسلامی دانست و به کارمندان وزارت دستور داد آن را با دقت مطالعه کنند. فقیرالله فایق، روحانی حامی طالبان در ستایش از این کتاب تا جایی پیش رفت که گفت کتاب هبتالله آخندزاده «پاسپورت و ویزای بهشت» است. آقای فایق که در مدرسه دینی نعمان ابن ثابت در کابل تدریس میکند، گفت به همه مردم لازم است کتاب هبتالله را بخوانند.
در این کتاب ۹۹ نکته درباره عقاید مسلمانان اهل سنت و جامعه از نظر رهبر طالبان مطرح شده است. از جمله عقایدی که در متون اسلامی از آن به عنوان «صفات خداوند، اسلام، ایمان به ملایک، قرآن، نبوت پیامبر اسلام، ایمان به عهد ازل، لوح محفوظ، کرسی عرش و اهل قبله نام برده میشود.
در ادامه مباحثی درباره «تفصیل ایمان، پرهیز از اختلاف، ایمان به برزخ و قیامت، عقاید اختصاصی اهل سنت و جماعت و محبت با پیامبران و سلف صالح» آمده است.
اتحادیهای تحت نام زرشویان بدخشان به تازگی از سوی وزارت معادن طالبان ایجاد شده، با واکنش معدنکاران و باشندگی محلی روبهرو شده است. مسئولان این اتحادیه میگویند که هدف از تشکیل آن، تسهیل فعالیتهای زرشویان، تقویت همکاری میان آنها و رسیدگی به مشکلات این بخش است.
رسانههای طالبان روز یکشنبه، ۱۰ عقرب، گزارش دادند که اتحادیه زرشویان بدخشان از سوی وزارت معادن و پترولیم ایجاد شده و در مراسمی در این ولایت، رئیس و اعضای آن معرفی شدهاند. این اتحادیه ۱۲ عضو دارد و شعیب احمد بهعنوان رئیس آن گماشته شده است.
رئیس این اتحادیه، تشکیل آن را یکی از نیازهای مهم بخش زرشویی در بدخشان خوانده است.
با این حال، اعلام تشکیل این اتحادیه و تعیین رئیس و اعضای آن در ۲۴ ساعت گذشته با واکنشهای گسترده باشندگان بدخشان، کارمندان ادارات طالبان، معدنکاران و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است.
شماری از معدنکاران گفتهاند که هیچ اطلاعی از تشکیل این اتحادیه و ساختار آن نداشتهاند و تنها از طریق رسانهها از ایجاد آن آگاه شدهاند. به گفته شماری از آنان، این اتحادیه با هدف افزایش فشار بر معدنکاران و «فراهمکردن زمینه باجخواهی غیرمستقیم از سوی مسئولان وزارت معادن» ایجاد شده است.
معدنکاران بدخشانی میگویند که در روند تشکیل این اتحادیه هیچ نقشی نداشتهاند و نمیدانند اعضای آن چگونه و بر چه اساسی تعیین شدهاند.
یک منبع گفت که اتحادیه زرشویان بر اساس حکم وزارت معادن طالبان تشکیل شده است؛ در حالی که به گفته او، تشکیل اتحادیههای صنفی باید از طریق انتخابات، آگاهی و توافق تمامی اعضای صنف مربوط انجام شود.
واکنشها؛ ادارات طالبان و شرکتهای استخراج بیخبرند
در پی اعلام تشکیل این اتحادیه، یک کارمند ریاست صنعت و تجارت طالبان با انتقاد از روند ایجاد آن گفته است که تاجران و فعالان استخراج معادن طلا و زرشویی در بدخشان، که مجوز رسمی وزارت صنعت و تجارت را دارند، در ترکیب این اتحادیه حضور ندارند.
او افزوده است که ریاستهای معادن و صنعت و تجارت بدخشان نیز از تشکیل این اتحادیه آگاه نبودهاند و اعضای آن باید با آگاهی و مشارکت فعالان این صنف انتخاب میشدند.
مسئول یک شرکت استخراج طلا در بدخشان نیز به افغانستان اینترنشنال گفته است که از تشکیل اتحادیه زرشویان این ولایت هیچ اطلاعی ندارد. به گفته او، این اتحادیه بدون هماهنگی با شرکتهای استخراج طلا و زرشویان بدخشان ایجاد شده است.
شماری از کاربران شبکههای اجتماعی نیز از تشکیل این اتحادیه و تعیین مسئولان آن انتقاد کرده و به حضور افرادی از باشندگان جنوب کشور در ریاست و ترکیب آن اعتراض کردهاند.
کاربران بدخشانی در ساعتهای گذشته بهگونه گسترده به این موضوع پرداخته و نسبت به چگونگی تشکیل اتحادیه و روند تعیین اعضای آن ابراز تردید کردهاند. شماری از آنان تشکیل این اتحادیه را بخشی از تلاش طالبان برای افزایش نفوذ و تسلط بر معادن طلای این ولایت دانستهاند.
تنشها بر سر استخراج طلا در بدخشان
اختلافها بر سر استخراج طلا در دو سال گذشته در بخشهای مختلف بدخشان افزایش یافته است. شماری از باشندگان این ولایت خواستار خروج شرکتهای غیربومی از معادن شده و بارها در اعتراض به فعالیت این شرکتها دست به تظاهرات زدهاند.
درگیریها بر سر تصرف و استخراج معادن در ولسوالیهای درواز، دشتشیوه، شهر بزرگ و راغها نیز تلفات جانی زیادی برجا گذاشته است. این تنشها با گذشت هر روز شدت بیشتری گرفتهاند.
جنگ بر سر معادن طلا در بدخشان به یکی از چالشهای عمده طالبان تبدیل شده است. این گروه در کنار گماشتن افراد نزدیک به حلقه رهبری خود در ریاست معادن بدخشان، یک قطعه ویژه نظامی را نیز به این ولایت اعزام کرده است.
هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، نیز فرمانی را با هدف تنظیم فعالیتهای زرشویی صادر کرده است. این فرمان در ۲۸ ثور ۱۴۰۵ صادر شده و نسخهای از آن برای نخستینبار از سوی افغانستان اینترنشنال منتشر شده است.
مستند «محبت» ساخته جیمز لانگلی، فیلمساز امریکایی، جایزه اصلی بخش مستندهای بینالمللی جشنواره جیهلاوا در جمهوری چک را دریافت کرد. این فیلم درباره پسری ۱۲ ساله افغان است که پدرش در حمله پهپادی امریکا کشته شده و پس از آن با دشواریهای زندگی در زیر حاکمیت طالبان روبهرو شده است.
جشنواره جیهلاوا از سال ۱۹۹۷ برگزار میشود و یکی از جشنوارههای مهم سینمای مستند اروپا و بزرگترین جشنواره مستند مؤلف در اروپای مرکزی و شرقی است.
لانگلی که دو بار نامزد جایزه اسکار شده است، در گفتوگو با مجله ورایتی گفت که این مستند را با هدف آشنا کردن مخاطبان خارجی با زندگی مردم افغانستان در جریان جنگ و پس از بازگشت طالبان به قدرت ساخته است.
نام این مستند از نام شخصیت اصلی آن، محبت، پسر ۱۲ ساله افغان، گرفته شده است.
پدر محبت هنگام شکار در حمله پهپادی امریکا کشته شد. پس از مرگ او، محبت و دو برادر بزرگترش بدون سرپرست ماندند و مدتی را در یک پرورشگاه در شهر سپری کردند.
پدر محبت مردی فقیر بود که در بازاری در حاشیه کابل چای میفروخت و سرپرستی یک خانواده هفتفرزندی را بر عهده داشت.
این فیلم زندگی محبت را پس از کشتهشدن پدرش، بازگشت او به روستای خانوادگی و تلاشش برای سازگاری با شرایط تازه دنبال میکند.
لانگلی به ورایتی گفت که حمله پهپادی در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ رخ داده است. او در این گفتوگو از مایک پمپئو نیز بهعنوان یکی از مقامهای مرتبط با برنامه پهپادی امریکا در آن دوره نام برد.
این مستندساز گفت در جریان جنگ ۲۰ ساله افغانستان، شمار نامعلومی از غیرنظامیان در مناطق دورافتاده کشته شدند؛ مناطقی که خبرنگاران خارجی کمتر به آنها دسترسی داشتند. به گفته او، بسیاری از این قربانیان هیچگاه فرصت نیافتند داستان زندگی خود را بازگو کنند.
او گفت محبت نمیخواست خاطره پدرش فراموش شود و به همین دلیل، در جریان دو سال فیلمبرداری با گروه مستندساز همکاری کرد. به گفته لانگلی، محبت باور داشت که این گروه میتواند یاد پدرش را زنده نگه دارد.
لانگلی که پیشتر برای مستندهای «عراق در قطعات» و «مادر ساری» نامزد جایزه اسکار شده است، گفت هدفش از ساخت فیلم در افغانستان این است که مخاطبان غربی این کشور و زندگی مردم آن را بهتر بشناسند.
او گفت: «پس از آنکه ۲۰ سال در کشورشان جنگیدیم، به نظرم این کمترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم.»
لانگلی گفت هنگام بازدید از پرورشگاهها، کودکانی را دیده است که پدرانشان در جنگ کشته شده بودند؛ از جمله فرزندان نیروهای پولیس افغانستان که در حملات انتحاری طالبان جان باخته بودند و فرزندان جنگجویان طالبان. به گفته او، با وجود آنکه این کودکان به طرفهای مخالف جنگ تعلق داشتند، نان خود را با یکدیگر تقسیم میکردند.
او گفت کودکان در افغانستان، عراق و غزه میتوانند روایتگران مؤثری برای نشاندادن پیامدهای جنگ باشند. به باور او، مخاطبان غربی از طریق تجربههای کودکان میتوانند با واقعیت زندگی در این کشورها آشنا شوند.
محدودیت فیلمبرداری از زنان افغان
لانگلی گفت به دلیل محدودیتهای اجتماعی و خطر پیامدهای احتمالی برای زنان، نتوانسته است از زنان افغان در این مستند فیلمبرداری کند.
او توضیح داد که حضور یک زن روستایی در فیلم میتوانست برای او دردسر اجتماعی ایجاد کند و باعث شود همسایگانش برای مدت طولانی درباره حضور او در یک مستند خارجی صحبت کنند.
این مستندساز گفت زنان افغان بسیاری بهگونه پنهانی با تلفنهای آیفون خود فیلم میسازند و او نمیخواهد کاری را که آنان انجام میدهند، تکرار کند.
او افزود که خود را در جایگاهی نمیبیند که بتواند مستندی درباره زندگی زنان افغان بسازد. به گفته او، فیلمسازان زن افغان نیز با محدودیتهایی روبهرو هستند که ساخت چنین مستندهایی را برای آنان دشوار میکند.
ساخت مستندی درباره روهینگیا
لانگلی در گفتوگو با ورایتی از پروژه بعدی خود درباره نسلکشی روهینگیا در میانمار نیز خبر داد.
او گفت بخش نخست این پروژه را پیشتر با همکاری دایان وایرمن، تهیهکننده فقید شرکت «پارتیسپنت میدیا»، فیلمبرداری کرده و قصد دارد ساخت آن را ادامه دهد.
به گفته لانگلی، سال ۲۰۲۷ دهمین سالگرد عملیات نظامی میانمار علیه اقلیت مسلمان روهینگیا در سال ۲۰۱۷ است؛ عملیاتی که به کشتار گسترده و آوارگی صدها هزار نفر انجامید.
او گفت با وجود آنکه امریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا این رویدادها را نسلکشی به رسمیت شناختهاند، تاکنون مستند بلند سینمایی درباره آن ساخته نشده است. این ارزیابی را خود لانگلی مطرح کرده است.
در ساخت مستند «محبت»، الکس گیبنی، مستندساز برنده جایزه اسکار، و محمد شریف هوتک، تهیهکننده افغان، با لانگلی همکاری کردهاند.
لانگلی گفت آشنایی هوتک با روستاها و مردم محل نقش مهمی در ساخت این فیلم داشته است. به گفته او، هوتک در نزدیکی محل فیلمبرداری زندگی کرده و تجربههای مشترکی از جنگ با کودکان حاضر در مستند داشته است.
او در پایان گفت فیلمهایش بازتابدهنده دیدگاه سیاسی شخصی او هستند؛ دیدگاهی که به گفته خودش، انسانمحور و مخالف جنگ است.
با طلوع خورشید، کابل روز دیگری را آغاز میکند و این برای بسیاری از کودکان آغاز یک روز طولانی کار برای پیدا کردن لقمهای نان است. سهراب یازدهساله یکی از آنهاست.
او هر بامداد به چهارراهی برهکی میرود و تا شام میان دکانها، رهگذران و موترهای در حال رفتوآمد اسپند دود میکند.
سهراب به جای نشستن در صنف درس، ناچار است کار کند؛ کاری که او را از مکتب و کودکی دور نگه داشته است.
سهراب به هر دکانی که سر میزند، سلام میدهد، اسپند دود میکند و زمزمهاش را آغاز میکند:
«اسپند بلا بند
به حق شاه نقشبند
چشم خویش، چشم میش
چشم همسایه بداندیش
چشم خود و بیگانه
اسپند چشم حسود و دشمن را بترقانه.»
او از یک قوطی فلزی کهنه، ظرفی برای اسپند دود کردن ساخته است.
دستگیره آهنی قوطی را با دست چپ میگیرد و با دست راست دانههای اسپند را از جیبش بیرون میکند، روی زغال میپاشد، قوطی را کمی میچرخاند و باد میزند. وقتی دود سفید اسپند بلند میشود، آن را در داخل دکان میچرخاند.
چند لحظهای میایستد. چه دکاندار پول بدهد و چه ندهد، زمزمهاش را تا پایان میخواند و سپس به دکان بعدی میرود.
گاهی برای رهگذران اسپند دود میکند و گاهی با دیدن موترهای در حال حرکت، به سوی آنها میدود تا شاید سرنشینانش نیز از او بخواهند اسپند دود کند.
سهراب به افغانستان اینترنشنال میگوید که روزانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ افغانی درآمد دارد.
او از صبح تا شام در همین محل کار میکند و با بسیاری از مردم آشنا شده است. به گفته سهراب، هنگام چاشت، برخی دکانداران برایش نان و چای هم میدهند.
او درباره برخورد مردم میگوید: «بعضیها چند بار سرم اسپند دود میکنند و دعا میخوانند، اما در آخر پول نمیدهند. بعضیهای دیگر خوباند و رفتار خوبی دارند.»
سهراب به مکتب نمیرود. کار روزانه و نیاز خانواده به درآمد او، فرصت درس خواندن را از این کودک گرفته است. وقتی درباره مکتب از او میپرسیم، پاسخ روشنی نمیدهد و میگوید: «نمیشود مکتب بروم. باید کار کنم، به مکتب نمیروم.»
سهراب تنها یازده سال دارد، اما چهره و رفتارش به مردی بزرگسال میماند. صدایش کودکانه نیست و به جای حرف زدن از بازی و درس، از کار، کرایه خانه و نان شب خانوادهاش میگوید. گویی دشواریهای زندگی، فرصت کودکی را نیز از او گرفته است.
او میگوید که خانوادهاش یک اتاق را در یک حویلی مشترک به کرایه گرفتهاند و پرداخت کرایه ماهانه برایشان بسیار دشوار است.
سهراب از آینده تصویر روشنی ندارد. آرزویش ساده است: «کاش صلح باشد، آرامش باشد و نان روی دسترخوان باشد.»
آرزوی این کودک، نه داشتن اسباببازی است و نه رفتن به گردش؛ او فقط میخواهد خانوادهاش گرسنه نماند و گاهی غذایی بهتر از نان خشک و ماست بر سر دسترخوان داشته باشند.
بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ یونیسف و یونسکو، بیش از ۲.۱۳ میلیون کودک در سن آموزش ابتدایی در افغانستان از رفتن به مکتب محروماند. بر بنیاد آخرین سروی ملی نیز ۱۹.۴ درصد کودکان پنج تا ۱۷ ساله در افغانستان کار میکنند؛ یعنی از هر پنج کودک، نزدیک به یک کودک.
سهراب یکی از همین کودکان است؛ کودکی که به جای کتاب و قلم، هر روز قوطی اسپند و زغال به دست میگیرد.
او روزهایش را در خیابان برهکی به پایان میرساند؛ خیابانی که در سوم حوت ۱۳۹۹، یک کودک هشتساله اسپندی دیگر در انفجاری در آن کشته شد. نام او هم سهراب بود.
سهراب کشتهشده برای پیدا کردن نان از چاریکار به کابل آمده بود. او روزها با سه برادرش اسپند دود میکرد و شامگاهان ساجق میفروخت. اندکی پیش از کشتهشدن، ۱۰ افغانی اسپند را قرض گرفته بود و به دکانداران گفته بود که شام وسایلش را جمع میکند و به خانه میرود؛ اما دیگر به خانه نرفت.
کوچه همان کوچه است، کار همان کار و نام هم سهراب؛ تنها کودک تغییر کرده است.
حالا، با فرارسیدن شام، سهراب قوطی فلزی، زغال و باقیمانده اسپندش را در بیک پشتیاش جمع میکند. او پس از یک روز طولانی دود کردن اسپند، ۱۲۰ افغانی به دست آورده است؛ پولی که باید با آن برای خانوادهاش نان بخرد.
خورشید آرامآرام غروب میکند، دکانها بسته میشوند و کابل با کودکان کارگرش، از جمله سهراب، کمکم به خواب میرود؛ اما فردا صبح، با طلوع دوباره خورشید، روز کاری این کودکان نیز از نو آغاز خواهد شد.
سازمان خبرنگاران بدون مرز نام هبتالله آخندزاده و دونالد ترامپ را در فهرست ۳۳ فرد و نهادی قرار داده است که به گفته این سازمان، در سال ۲۰۲۶ آزادی رسانهها را محدود کردهاند.
این سازمان از سیاستهای سرکوبگرانه طالبان در افغانستان و محدودیت دسترسی خبرنگاران به نهادهای حکومتی در امریکا انتقاد کرده است.
سازمان خبرنگاران بدون مرز به مناسبت دوم نوامبر، روز جهانی پایان دادن به مصونیت از مجازات جرایم علیه خبرنگاران، گزارش سال ۲۰۲۶ خود را با عنوان «فهرست محدودکنندگان آزادی رسانهها» منتشر کرد.
این سازمان در گزارش خود ۳۳ رهبر سیاسی، نهاد حکومتی، گروه تبهکار و شرکت فناوری را در پنج بخش سیاسی، امنیتی، قضایی، اقتصادی و اجتماعی دستهبندی کرده است.
یکی از نکات برجسته گزارش امسال، قرار گرفتن نام دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا در این فهرست پس از آغاز دور دوم ریاستجمهوری اوست.
خبرنگاران بدون مرز میگوید اقدامات دولت ترامپ علیه رسانهها دیگر به حملات لفظی و موضعگیریهای سیاسی محدود نمیشود و دولت او دسترسی خبرنگاران به نهادهای حکومتی و مراکز تصمیمگیری را نیز محدود کرده است.
براساس این گزارش، امریکا اکنون در رتبه شصتوچهارم شاخص جهانی آزادی رسانهها قرار دارد.
تیبو بروتین، مدیرکل سازمان خبرنگاران بدون مرز، گفت که افراد و نهادهای معرفیشده در این فهرست با توسل به خشونت فیزیکی و لفظی، فشارهای قضایی و اقتصادی و دستکاری اطلاعات، فعالیت رسانههای مستقل را محدود میکنند و مانع دسترسی آزادانه شهروندان به اطلاعات میشوند.
هبتالله آخندزاده در فهرست رهبران محدودکننده آزادی رسانهها
در بخش سیاسی این گزارش، نام هشت رهبر و مقام سیاسی آمده است که به گفته خبرنگاران بدون مرز، در سرکوب رسانههای مستقل و محدود کردن آزادی بیان نقش دارند.
هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، در کنار ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، الکساندر لوکاشنکو، رئیسجمهور بلاروس، دانیل اورتگا و روزاریو موریو، رهبران نیکاراگوئه، موهوزی کاینروگابا در اوگاندا و دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا در این بخش قرار گرفتهاند.
برخورد خشونتآمیز با خبرنگاران
در بخش امنیتی، هشت فرد و نهاد به دلیل نقش داشتن در کشتار، حمله و بازداشت خبرنگاران معرفی شدهاند.
نیروهای مسلح اسرائیل و حکومت بنیامین نتانیاهو به دلیل برخورد با خبرنگاران و رسانهها در غزه، کرانه باختری و لبنان در این بخش قرار گرفتهاند.
حزب کمونیست چین به رهبری شی جینپینگ نیز به دلیل زندانی کردن شمار زیادی از خبرنگاران در این فهرست قرار دارد. به گفته خبرنگاران بدون مرز، چین بیشترین شمار خبرنگاران زندانی را در جهان دارد.
این سازمان همچنین از کارتلهای مواد مخدر مکسیکو، از جمله کارتل نسل جدید خالیسکو، نام برده است. براساس گزارش، گروههای تبهکار سازمانیافته در مکسیکو از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون بهطور میانگین ماهانه نزدیک به یک خبرنگار را کشتهاند.
شورای نظامی حاکم بر بورکینافاسو، حکومت عربستان سعودی، عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، جنبش مسلح ۲۳ مارچ در جمهوری دموکراتیک کانگو و شورای نظامی حاکم بر گینه نیز در این بخش قرار دارند.
استفاده از دستگاه قضایی و فشارهای اقتصادی علیه رسانهها
خبرنگاران بدون مرز در بخش قضایی، شش فرد و نهاد را به استفاده از دستگاه قضایی برای سرکوب خبرنگاران و محدود کردن فعالیت رسانهها متهم کرده است.
برندن کار از امریکا، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، جان لی کا-چیو، رئیس اجرایی هانگکانگ، روسکومنادزور، نهاد ناظر بر ارتباطات روسیه، گروه آدانی در هند و قاسم جومارت توقایف، رئیسجمهور قزاقستان، در این بخش قرار گرفتهاند.
در بخش اقتصادی نیز شش فرد و شرکت به استفاده از ابزارهای مالی برای اعمال فشار بر رسانهها و دخالت در استقلال تحریریهها متهم شدهاند.
شرکتهای فناوری آلفابت و متا در امریکا، بیدزینا ایوانیشویلی در گرجستان، ونسان بولوره در فرانسه، ولادیمیر تاباک در روسیه و ویلیام روتو، رئیسجمهور کنیا، در این بخش معرفی شدهاند.
حملات به اعتبار رسانهها و گسترش بیاعتمادی
در بخش اجتماعی، نام هفت فرد و نهاد آمده است که به گفته خبرنگاران بدون مرز، با حمله به اعتبار رسانهها و خبرنگاران، به گسترش بیاعتمادی عمومی نسبت به روزنامهنگاری کمک کردهاند.
ایلان ماسک، میلیاردر امریکایی، خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، رابرت فیکو، نخستوزیر اسلواکیا، مارگاریتا سیمونیان، مدیر شبکه راشا تودی، نهاد «آنست ریپورتینگ» در اسرائیل، رسانه «اوپیایندیا» در هند و یک سازمان دیگر در بورکینافاسو در این بخش قرار دارند.
براساس این گزارش، خاویر میلی تنها در فاصله ماههای اپریل و می ۲۰۲۶، طی ۴۷ روز، بیش از یکهزار و ۶۰۰ پیام علیه رسانهها در شبکه اجتماعی اکس منتشر کرده است.
چه کسانی از فهرست امسال حذف شدهاند؟
خبرنگاران بدون مرز در بخش پایانی گزارش به تغییرات فهرست امسال در مقایسه با سال گذشته پرداخته است.
براساس این گزارش، نام علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، پس از کشته شدن در حملات امریکا در جریان جنگ با اسرائیل و ایالات متحده، از فهرست حذف شده است.
نیکلاس مادورو، رئیسجمهور پیشین ونزوئلا، نیز پس از بازداشت و انتقال به یک زندان فدرال در امریکا، دیگر در فهرست امسال حضور ندارد.
نام ویکتور اوربان، نخستوزیر پیشین هنگری، و الکساندر ووچیچ، رئیسجمهور صربستان، نیز به دنبال تحولات انتخاباتی و سیاسی از فهرست حذف شده است.
سازمان خبرنگاران بدون مرز میگوید این فهرست را براساس عملکرد افراد و نهادها در سال ۲۰۲۶ تهیه کرده است تا نقش و مسئولیت آنها در سرکوب رسانهها و محدود کردن فعالیت خبرنگاران روشن شود.